انسان راست‌قامت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
انسان راست‌قامت
سن: پلیستوسن
Homo erectus.jpg
انسان راست‌قامت، موزه تاریخ طبیعی در آن هاربور، میشیگان
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پستانداران
راسته: نخستی‌ها
تیره: انسان‌سایان
سرده: انسان
گونه: H. erectus
نام علمی
Homo erectus
(دوبوآ، ۱۸۹۲)
مترادف‌ها

Pithecanthropus erectus
انسان پکن
Javanthropus soloensis
Meganthropus paleojavanicus

انسان راست قامت (با نام انگلیسی Homo - Erectusبه معنی ایستاده یا سر پا از ریشه لاتین ērigere) نام گونه ای منقرض شده از انسان تباران است که در دور زمین‌شناسی پلیستوسن زندگی می‌کرده. قدیمی‌ترین نمونهٔ فسیلی از این موجود متعلق به ۱.۹ میلیون سال قبل و جدیدترین آن متعلق به ۱۴۳ هزار سال پیش می‌باشد. دانشمندان بر این باورند که محل پیدایش انسان‌های راست قامت آفریقا بوده که سپس به آسیا مهاجرت کرده ودر سرتاسر اوراسیا تا گرجستان، ارمنستان، هند، سری لانکا، چین و اندونزی پراکنده شده‌اند. طبقه‌بندی انسان راست قامت و اجداد و نوادگان او همواره محل مناقشه بوده، به ویژه در خصوص ارتباط این‌گونه با انسان کاروَرز دو نظریه وجود دارد:

  1. انسان راست قامت از همان گونهٔ انسان کارورز بوده و از این رو جدِّ مستقیم انسان‌های متاخر یعنی انسان هایدلبرگی، انسان نئاندِرتال و انسان خردمند به شمار می رود.
  2. این‌گونه، یک گونهٔ مستقل آسیایی بوده و هیچ ریشهٔ اشتراکی با انسان کارورز آفریقایی ندارد.

البته گروه سومی از دیرین-مردم شناسان بر این باورند که انسان کارورز، گونهٔ آفریقایی انسان راست قامت است. عنوان انسان راست قامت با پسوند سنسو استریکتو (به معنای گونهٔ خاص Homo erectus sensu stricto) فقط به گونهٔ آسیایی انسان راست قامت و انسان راست قامت با پسوند سنسو لاتو (به معنای گونهٔ عام Homo erectus sensu lato) به همهٔ گونه‌های آفریقایی و آسیایی اطلاق می‌شود.[۱] ذر سال ۲۰۱۳ هنگام مستندسازی (فسیل) جمجمهٔ دمانیسی فرضیات جدیدی شکل گرفت و محققان با توجه به تنوع وسیع جمجمه‌های دمانیسی از نقطه نظر ریخت‌شناسی، به این نتیجه رسیدند که برخی از طبقه‌بندی‌های متعلق به اجداد انسان، مانند انسان کارورز، انسان رودولفی و احتمالاً حتی انسان ماهر همگی باید در کلاسهٔ انسان راست قامت طبقه‌بندی شوند.

مبدأ پیدایش[ویرایش]

براساس اولین نظریه، مبدأ پیدایش انسان راست قامت به گونهٔ جنوبی کپی آسا در شرق آفریقا در اوایل دوران پلیستوسن زمین‌شناسی _ و احتمالاً حتی پیش از آن _ بر می‌گردد، یعنی حدود ۲.۵۸ میلیون سال قبل. سپس ۲ میلیون سال قبل، مهاجرت او از آفریقا آغاز شده که احتمالاً این مهاجرت ناشی از پدیده بیابان‌زایی وسیع در شرق و شمال آفریقا بوده ، براساس فرضیهٔ مهاجرت پمپ صحرا، انسان تبارها پس از خروج از آفریقا در سرتاسر برَ قدیم پراکنده شده‌اند.

بسیاری از فسیلهای انسان راست قامت، متعلق به بازهٔ زمانی ۱.۸ میلیون سال قبل تا ۱ میلیون سال قبل، در محدودهٔ جغرافیایی پراکنده‌ای از آفریقا در دریاچه تورکانا و تنگ الدوای، تا قفقاز در دمانیسی در گرجستان، در سانگیران در اندونزی، جاوهٔ مرکزی و جاوهٔ شرقی، ویتنام، چین در زوکودیان و شانکسی (نمونهٔ انسان لانتیانی) یافت شده‌است.

براساس نظریهٔ دوم پیدایش انسان راست قامت در اوراسیا اتفاق افتاده و سپس به آفریقا مهاجرت کرده‌است. آنها در فاصله ۱٫۸۵ تا ۱٫۷۷ میلیون سال قبل در دمانیسی گرجستان زندگی می‌کرده‌اند که تقریباً مقارن یا اندکی پیش از زمانی است که آثار زندگی آنها در آفریقا نیز مشاهده شده. توضیحات متعددی در توجیه نحوهٔ پراکندگی انسان‌های راست قامت گرجی ارائه شده‌است.

اکتشاف و فسیل‌های نمونه[ویرایش]

کالبد شناس آلمانی اوژن دوبوا که شیفتهٔ نظریهٔ فرگشت داروین به خصوص در زمینهٔ تکامل انسان بود، در ۱۸۸۶ برای کشف نشانه ای از اجداد انسان‌ها راهی آسیا شد، جایی که در آن زمان به عنوان مهد تکامل انسان شناخته می‌شد. گو اینکه این نظریه در تعارض با باور داروین بود که آفریقا را مبدأ پیدایش و تکامل انسان می‌پنداشت. (مراجعه شود به ارنست هکل)

در ۱۹۸۱ تیم او در جزیرهٔ جاوه در هند شرقی هلند (اندونزی کنونی) جایی در ساحل رودخانهٔ سولو، یک فسیل انسانی کشف کرد. این‌گونه که او پیتکانتروپوس راست قامت نامیدش شامل بخشی از جمجمه و یک استخوان ران بود. یافتهٔ دوبوا در ۱۹۸۱، نخستین فسیل کشف شده متعلق به انسان سرده (و سایر انسان تبارها) بود که مستقیماً در نتیجهٔ یک جستجوی اکتشافی هدفمند پیدا شد. جستجویی الهام گرفته از نظریهٔ تکامل داروین (مبنی بر اینکه انسان نیز مانند سایر موجودات از تکامل گونه‌های اولیه به وجود آمده‌است - به فرگشت انسان مراجعه شود ) نخستین فسیل انسانی کشف شده در سال ۱۸۵۶ متعلق به انسان نئاندِرتال، در اکتشافی تصادفی به دست آمده بود. (مراجعه شود به فهرست سنگواره‌های مشهور انسان)

فسیل جاوه توجه و علاقهٔ بسیاری برانگیخت و پس از آن با عنوان مرد جاوه ای، عنوانی که یکی از نشریات معروف به آن نهاده بود، معروف شد. اما تعداد انگشت شماری از محققان و دانشمندان ادعای دوبوا که این فسیل را حلقهٔ گمشده یا فسیل انتقالی ارتباط بین انسان و کپی می‌دانست پذیرفتند. مرد جاوه ای هم اکنون در دستهٔ انسان راست قامت جای داده شده‌است.

بیشتر اکتشافات در خور توجه مربوط به انسان راست قامت بعدها در پروژهٔ زوکودیان در منطقهٔ زوکودیان چین به دست آمد، جایی که به سایت انسان پکن شناخته می‌شود.

این منطقه نخستین بار در ۱۹۲۱ توسط جان گونار اندرسون کشف و در همان سال حفاری گردید و از این حفاری‌ها دو دندان انسان به دست آمد. توصیفات اولیهٔ کالبدشناس کانادایی دیویدسون بلک در ۱۹۲۱ از یک دندان آسیای زیرین متعلق به گونه ای ناشناخته (که بلک او را سیناتوپروس پکنی نامید) توجه افکار عمومی را جلب کرد.

حفاری‌ها به صورت گسترده ادامه یافت تا نهایتاً ۲۰۰ فسیل متعلق به ۴۰ انسان مختلف به دست آمد که شامل ۵ استخوان فرق سر نسبتاً کامل نیز می‌شد. کالبدشناس آلمانی فرانز وایدنریش طی چندین مونوگراف توضیحات مفصلی در خصوص این نمونه‌ها در مجله پالئونتولوجیکا سینیسا منتشر کرد. تقریباً همهٔ این نمونه‌ها در طول جنگ جهانی دوم نابود شدند، گرچه نمونه‌های گچی ساخته شده توسط وایدنریش هنوز وجود دارند که در موزهٔ تاریخ طبیعی آمریکا و انستیتوی دیرین شناسی و دیرین- مردم شناسی مهره داران در پکن نگهداری می‌شوند ونمونه‌های قابل استنادی به‌شمار می‌آیند. در طول قرن بیستم دانشمندان در خصوص نقش انسان راست قامت در تاریخ تحول انسان بحثهای بی پایان داشته‌اند. در اوایل این قرن با توجه به یافته‌های جاوه و زودکویان باور غالب بر این بود که تکامل انسان از آسیا آغاز شده‌است.

اما برخی طبیعی دان‌ها از آن جمله داروین معتقد بودند که نخستین اجداد انسانها در آفریقا می‌زیسته‌اند. داروین برای توجیه نظریه اش به این حقیقت استناد می‌کرد که شامپانزه‌ها و گوریل‌ها، شبیه‌ترین بستگان انسانها، فقط در آفریقا تکامل یافته و زندگی کرده‌اند.

منشأ آفریقایی[ویرایش]

از دههٔ ۱۹۵۰ به بعد یافته‌های متعددی در شرق آفریقا نظریهٔ وجود یک سر شاخهٔ آفریقایی را تأیید کرد، فسیلهایی که ثابت می‌کرد نخستین انسان تبارها در آفریقا می‌زیسته‌اند.

اکنون این اتفاق نظر عمومی وجود دارد که انسان‌های راست قامت، نوادگان یکی از شاخه‌های زیر هستند:

  1. نخستین انسان تبارها مانند جنوبی کپی وبه ظن قوی آردی کپی (که هنوز دسته‌بندی آن در گروه انسانیان یا انسان سایان محل اختلاف نظر است)
  2. نخستین انسان‌های سرده مانند انسان ماهر یا انسان کارورز.

در شرق آسیا نشانه‌های همزیستی چند صدهزار سالهٔ انسان ماهر و انسان راست قامت به مشاهده شده که تأییدی است بر این باور که این دو گونه، از نوادگانی مجزا با دودمانی مشترک هستند؛ و مبین این حقیقت است که رابطه خویشاوندی این دو گونه کلدوژنتیک بوده و نه آناژنتیک (به این معنا که زیر شاخه ای از انسان‌های ماهر به مرور به انسان راست قامت تبدیل شده‌اند و زیر شاخه ای دیگر بدون تغییر، به صورت انسان ماهر ادامهٔ نسل داده‌اند تا زمانی که بعدها به طور کامل منقرض شده‌اند )

در ۱۹۴۹ جان تالبوت رابینسون در سوارتکرانز در جنوب آفریقا، تکه ای استخوان آرواره کشف کرد که براساس تشخیص‌های بعدی متعلق به یک انسان راست قامت بود.

در ۱۹۶۱ ایو کوپن جمجمه ای یافت که نخستین فسیل انسان کشف شده در شمال آفریقا تا آن زمان به‌شمار می‌رفت. براساس گزارش‌ها این فسیل که در معرض فرسایش‌های ناشی از بادهای ماسه قرار داشته، شباهت دوری به آسترالوپیث داشت که گونهٔ بدوی انسانیان به‌شمار می‌رود. این فسیل گرچه در ابتدا به عنوان گونه ای منشعب از گونهٔ انسان ماهر شناخته می‌شد ولی اکنون دیگر یک آرایهٔ مستقل به‌شمار نرفته و در گروه انسان راست قامت جا داده شده‌است.

در ۲۰۱۳ یک استخوان آروارهٔ فسیل شده با سن تقریبی ۲.۸ میلیون سال در سایت اکتشافی لدی –گرارو در منطقهٔ عفر در اتیوپی کشف شد. این فسیل، قدیمی‌ترین فسیل کشف شده از انسان سرده تا کنون می‌باشد و به نظر می‌رسد متعلق به گونه ای در حد فاصل جنوبی کپی و انسان ماهر باشد و در دوران پس از تغییر اقلیم در منطقه می‌زیسته، تغییری که جنگلها و آبراهه‌ها را به دشتهای هموار و بی درخت تبدیل کرد که محیط زیست مطلوبی برای نخستین انسان تبارها به‌شمار می‌رفته.

انسان راست قامت گرجی[ویرایش]

انسان راست قامت گرجی نامی است که به زیر گروه فسیلی متشکل از استخوانهای جمجمه و آرواره کشف شده در منطقهٔ دمانیسی گرجستان اطلاق می‌شود. این ساختگاه در ۱۹۹۱ توسط دانشمند گرجی دیوید لرکیپانیدزه کشف شد. از ۱۹۹۱ به بعد ۵ جمجمه از حفاری در این منطقه به دست آمد، من جمله یک جمجهٔ " خیلی کامل ". در سال ۲۰۰۵ در حفاری‌های دمانیسی ۷۳ تکه از بازمانده‌های ابزارهای سنگی که برای بریدن و خورد کردن به کار می‌رفتند، کشف شد و همچنین ۳۴ تکه استخوان متعلق به گونهٔ ناشناخته ای از زیاگان. این فسیلها ۱٫۸ میلیون سال قدمت داشتند. پس از ارزیابی‌های اولیه دانشمندان متقاعد شدند، یافته‌های دمانیسی را یک گونهٔ جدید به نام انسان گرجی بنامند. گونه ای که فرض می‌شد از نوادگان انسان ماهر و از اجداد انسان راست قامت آسیایی باشد. ا ین طبقه‌بندی مورد تأیید قرار نگرفت و نهایتاً این فسیلها به عنوان نوعی از انسان راست قامت طبقه‌بندی شد. اسکلت‌ها حاوی جمجمه و بالا تنه ای بدوی، ولی ستون فقرات و اندامهای تحتانی تکامل یافته تری بودند که نشانگر میزان تحرک و جا به جایی بیشتر این‌گونه نسبت به نمونه‌های متاخر بود. اکنون این فرض پذیرفته شده‌است که انسان گرجیاگرچه نه گونه ای مستقل، ولی متعلق به نخستین مراحل گذر از انسان ماهر به انسان راست قامت در ۱٫۸ میلیون سال پیش می‌باشد. این مجموعه شامل، بزرگترین نمونهٔ فک و آروارهٔ انسانِ سردهِ پلیستوسن (D2600)، یکی از کوچکترین آرواره‌های متعلق به اوایل پلیستوسن (D211)، یک آرواره نسبتاً کامل (D2735) و یک نمونهٔ بی دندان (D3444/D300) می‌باشد.

جمجمهٔ (D2700) با حجم ۶۰۰ مغز سی سی و(D4500یا جمجمهٔ شماره ۵ دمانیسی) با حجم مغز ۵۴۵ سی سی از کوچکترین و بدوی‌ترین جمجمه‌های انسان سردهِ عصر پلیستوسن به‌شمار می‌روند.

تفاوتهای موجود در این جمجمه‌ها با تفاوتهای موجود میان جمجمه‌های انسانهای مدرن مقایسه شد و دانشمندان در یافتند که علی‌رغم تفاوت ظاهری جمجمه‌های دمانیسی با یکدیگر، این تفاوت مشاهده شده در شکل و اندازه، بیشتر از تفاوتهای مشابه در میان جمجمه‌های یک گروه نمونه از انسانهای مدرن، یا تفاوتهای موجود در میان یک گروه نمونه از شامپانزه‌ها نیست؛ لذا به نظر می‌رسد که یافته‌های فسیلی قبلی نیز که براساس تفاوتهای ریخت‌شناسی در گروه‌های مستقلی دسته‌بندی شده بودند – از قبیل انسان رودلفی، انسان گاتنگی، انسان کارورز و احتمالاً حتی انسان ماهر – همگی باید در یک گروه و به عنوان انسان راست قامت باز تعریف شوند.

تقسیم‌بندی‌ها و وجوه تمایز (distinction)[ویرایش]

بحثهای دیرین-مردم شناسان در خصوص طبقه‌بندی انسان کارورز و انسان راست قامت همچنان ادامه دارد. گروهی معتقدند آرایهٔ انسان راست قامت به کلی باید حذف شده و انسان راست قامت در طبقهٔ انسان خردمند جای داده شود. برخی دیگر بر این باورند که انسان کارورز نیای آفریقایی بلافصل انسان راست قامت است، با این استدلال که تکامل انسان راست قامت درپی مهاجرت او از آفریقا به آسیا مبدأ شکل‌گیری گونه‌ها و آرایه‌های متمایز دیگری شد. گروه دیگری از دانشمندان آرایهٔ مستقلی به نام انسان کارورز را باطل دانسته، میان فسیلهای پسربچهٔ ترکانا و مرد پکنی تفاوت معنی داری قایل نبوده و آنها را متعلق به دو آرایهٔ مجزا نمی‌دانند. با این وجود هنوز انسان کارورز به عنوان یک آرایهٔ مستقل شناخته شده و دو گونهٔ انسان راست قامت آسیایی و انسان کارورز (آفریقایی) به عنوان دو آرایهٔ متفاوت منشعب از گروه بزرگ انسان راست قامتِ سنسو لاتو شناخته می‌شوند. برخی مصرانه معتقدند که روش تفکیک گونه‌های اِرنست والتر مایر قادر به راستی آزمایی فرضیه‌های بالا نیست. بر اساس این روش، میزان تفاوتهای مشاهده شده در ریخت‌شناسی جمجمه‌های به دست آمده از انسان راست قامت و انسان کارورز با تفاوتهای شناسایی شده در میان جمعیتی متناسب از یک گونهٔ در قید حیات از نخستی سانان مانند ماکاک‌ها مقابله می‌شود چنانچه میزان این تفاوتها مشابه باشد این دو گونه (انسان راست قامت وانسان کارورز) اعضای یک آرایه به‌شمار آمده و قابل تفکیک نیستند ولی اگر تفاوتهای مشاهده شده در انسان کارورز و راست قامت از تفاوتهای ارزیابی شده در گروه ماکاک‌ها بیشتر باشد در این صورت این دو باید در دو آرایهٔ مجزا رده‌بندی شوند.

پیدا کردن یک مدل مناسب در قید حیات برای مطالعات میدانی، تحلیل و مقایسه چندان ساده نیست. از سوی دیگر گزینش یک گروه نمونهٔ معتبر از یک گونهٔ در قید حیات نیز دشوار است (برای مثال میزان تفاوتهای ریختاری –موروفلوژیکی- میان انسانهای خردمند بسیار اندک است، پس استفاده از جامعه انسانی به عنوان گونهٔ مبنای مقایسه صحیح نیست).

در ابتدا به نظر می‌رسید فسیلهای دمانیسی گرجستان به یک آرایهٔ جدید و مستقل تعلق داشته باشند ولی نمونه‌های بعدی ثابت کرد که همه در آرایهٔ انسان راست قامت جای می‌گیرند؛ و اکنون به عنوان انسان راست قامت گرجی شناخته می‌شوند.

حجم جمجمه در فسیلهای انسان راست قامت از انسان ماهر بزرگتر است (گرچه نمونهٔ ه‌های دمانیسی دارای حجم کوچکتری هستند) حجم جمجمه در فسیلهای قدیمی تر حدود ۸۵۰ سی سی می‌باشد در حالیکه در نمونه‌های متاخر مانند نمونه‌های جاوه ای این حجم به ۱۱۰۰ سی سی می‌رسد که مشابه انسان خردمند می‌باشد. استخوان پیشانی شیب کمتری داشته، استخوان فک کوچکتر از کپی‌ها، استخوان بندی صورت در مقایسه با کپی‌ها و انسان ماهر متقارن ومتناسب تر، گونه‌ها کمتر برآمده و محور ابروها فراختر است. قد انسان تبارهای اولیه ۱.۷۹ متر –تنها ۱۷ درصد از انسان‌های مدرن بلندتر از ۱.۷۹ متر هستند- و لاغر اندام با دستها و پاهای کشیده بوده‌است.

دودیسی جنسی (تفاوت‌های مورفولوژیک بین جنس مذکر و مؤنث) در انسان راست قامت تنها اندکی بیش از نمونهٔ مشابه آن در میان انسان خردمندِ متاخر ولی بسیار کمتر از تفاوتهای مشاهده شده میان کپی‌های مذکر و مؤنث اولیه است– انسان راست قامت مذکر ۲۵ درصد بزرگتر از انسان راست قامت مؤنث بوده. کشف اسکلت پسر تورکانا (انسان کارورز) نزدیک دریاچهٔ تورکانا در کنیا توسط ریچار لیکی و کامویا کیمیو در ۱۹۸۴ - یکی از کاملترین اسکلتهای انسان تبار کشف شده تا کنون - در نظریه‌های ارائه شده در خصوص تکامل فیزیولوژیک انسان بسیار راه گشا بوده‌است.

تفسیر تکامل انسان انسان راست قامت /انسان کارورز/انسان خردمند[ویرایش]

کریس استرینگر و رید و سایرین، گراف شماتیکی برای توضیح روند تکامل انسان خردمند از گونه‌های انسان (سرده) اولیه از جمله انسان راست قامت و / یا انسان کارورز ارائه داده‌اند. منطقه‌های آبی مشخص کننده نواحی هستند که یک یا چند گونهٔ انسان تبار در زمان مشخص در آن می‌زیسته‌اند. در تفسیر ارائه شده توسط استرینگر انسان راست قامت در روند تکامل، هم به لحاظ پراکندگی زمانی وهم جغرافیایی حضوری پر رنگ و غالب دارد. بیشترین پراکندگی این‌گونه در آفریقا و اورسیا بوده که به مدت ۲ میلیون سال ادامه داشته و بعدها به انسان هایدلبرگی و نهایتاً به انسان خردمند تکامل یافته‌است. در مدل تولید شده توسط رید و بقیه انسان کارورز نیای انسان راست قامت است، پس در حقیقت انسان کارورز یا واریته ای از انسان کارورز یا ترکیبی از انسان کارورز وانسان راست قامت بوده که بعدها در روند تکامل ابتدا به انسان خردمند باستانی، سپس انسان مدرن تبدیل شده و سرانجام از آفریقا خارج شده‌است. هر دو مدل اذعان دارند که انسان راست قامت آسیایی در همین اواخر منقرض شده‌است و هر دو مدل در آمیزش و اختلاط گونه‌های انسان خردمند باستانی و انسان مدرن متفق‌القول هستند. انسان مدرنِ اولیه از آفریقا خارج و در اقصی نقاط جهان پراکنده شده و با نوادگان انسان هایدلبرگی مانند نئاندرتال‌ها و دنیسوان‌ها (که به عنوان انسان خردمند باستانی آفریقایی نیز شناخته می‌شوند) آمیزش نموده‌است.

استفاده از ابزار و آتش[ویرایش]

در تاریخ انسان، دورهٔ پارینه‌سنگی ِ ماقبل تاریخ، از ۲.۶ میلیون سال قبل آغاز شده و تا حدود ۱۰۰۰۰سال قبل ادامه داشته‌است. از این رو تقریباً همزمان بوده با دوران زمین‌شناسی پلیستوسن که شامل بازهٔ زمانی ۲.۵۸ میلیون سال قبل تا ۱۱۷۰۰ سال قبل می‌باشد. آغاز تکامل انسان بر می‌گردد به نخستین نوآوری‌ها در فناوری و ابزار. انسان راست قامت نخستین کسی بود که از آتش برای پختن استفاده کرده و نخستین تبرهای دستی را از سنگ ساخته‌است.

انسان کارورز در مقایسه با ابزار بدوی پیشینیانش، ابزارهای پیشرفته تر و گوناگون تری را به کار می‌گرفته‌است. چرا که انسان کارورز فناوری الدوایی را به ارث برده و مورد استفاده قرار داده و سپس به فناوری پیشرفته تر آشولی دست یافته. از آنجا که استفاده از ابزارهای آشولی ۱.۸ میلیون سال قبل آغاز شده و انسان راست قامت ۲۰۰ هزار سال قبل از پیدایش ابزار آشولی از گونهٔ کارورز جدا شده و به آسیا مهاجرت کرده امکان استفاده از ابزار آشولی را نداشته‌است. این باور وجود دارد که انسان راست قامت نخستین کسی بوده که از کَلَک برای سفر بر روی آب و همچنین اقیانوس استفاده کرده. قدیمی‌ترین ابزار سنگی کشف شده در ترکیه نشانگر این است که انسان تبارها حدود ۱.۲ میلیون سال یعنی بسیار زودتر از آنچه قبلاً گمان می‌رفت، با گذر از دروازهٔ آناتولی از آسیای غربی به اروپا رسیده‌اند.

استفاده از آتش[ویرایش]

در ساختگاه‌های شرق آفریقا مانند چسوانخا در نزدیکی دریاچهٔ بارینگو، کوبی فوراً و اولورگسیل در کنیا، نشانه‌هایی از احتمال استفاده از آتش توسط انسان‌های نخستین به دست آمده‌است. در چسوانخا باستانشناسان تکه‌هایی باقی مانده از خاک رس سفت شده در اثر پخته شدن بر آتش را کشف کرده‌اند که ۱٫۴۲ میلیون سال قدمت دارد. نتیجهٔ تحلیلها نشان می‌دهد که این گل رس برای سفت شدن، باید تا دمای ۴۴۰ درجه سانتیگراد یا۷۵۲ درجه فارنهایت حرارت دیده باشد.

در دو ساختگاه در کوبی فوراً آثار کنترل آتش توسط انسان راست قامت متعلق به ۱.۵ میلیون سال قبل مشاهده شده‌است، یعنی گداختگی رسوبات ناشی از حرارت دیدن تا ۲۰۰–۴۰۰ درجه سانتی گراد.

در اولورگسیل در کنیا درون یک " تو رفتگی اجاق مانند " بقایای میکروسکوپی از زغال به دست آمده که می‌تواند ناشی از سوختن علف‌ها نیز باشد. در گادب اتیوپی در کنار ابزار آشولی دست ساخته انسان راست قامت، تکه‌هایی از توف جوش خورده به دست آمده که به نظر می‌رسد سوزانده یا گداخته شده باشد؛ ولی این حرارت دیدگی سنگها ممکن است ناشی از فعالیتهای آتش فشان محلی نیز باشد. در درهٔ رودخانه آواشِ میانی تو رفتگی‌های مخروطی شکلی با خاک رس قرمز کشف شده که تنها با دمای ۲۰۰ درجه یا بالاتر می‌توانسته ایجاد شود. سنگهای سوخته‌ای در دره آواش مشاهده شده ولی درهمین منطقه همچنین توفهای جوش خوردهٔ آتش فشانی نیز کشف شده‌است. در محل پل دختران یعقوب در اسراییل نشانه‌های کنترل آتش توسط انسان کارورز یا انسان راست قامت متعلق به ۷۹۰۰۰۰ تا ۶۹۰۰۰۰ سال پیش کشف شده. همچنین نشانه‌هایی از کنترل آتش توسط انسان راست قامت متعلق به ۲۵۰ هزار سال قبل نیز دیده شده، علائمی نیز وجود دارد که ثابت می‌کند انسان راست قامت از آتش برای پختن غذا استفاده می‌کرده.

آزمایش دوبارهٔ تکه‌های استخوان سوخته و خاکستر گیاهان غار وندرورک در جنوب آفریقا فرضیهٔ کنترل آتش توسط انسان در یک میلیون سال قبل را تقویت می‌کند.

آشپزی[ویرایش]

نشانه‌های باستان‌شناسی وجود دارد دال بر اینکه انسان راست قامت از آتش برای آشپزی استفاده می‌کرده‌است.

رفتار اجتماعی[ویرایش]

انسان راست قامت احتمالاً نخستین انسان تباری بوده که در جامعهٔ شکارچی-گردآورنده زندگی می‌کرده. مردم شناسانی مانند ریچارد لیکی باور داشتند که انسان راست قامت بیشتر مانند انسان مدرن موجودی اجتماعی بوده تا کپی‌ها. افزایش حجم مغز نیز مقارن بوده‌است با استفاده از ابزارهایی کاملتر.

کشف پسر تورکانا (انسان کارورز) در ۱۹۸۴ نشان داد که او علی‌رغم آناتومی اش که مشابه انسان خردمند بود فاقد توانایی تولید صداهایی مشابه صحبت در انسان مدرن بوده‌است. او احتمالاً با نوعی نیا-زبان مکالمه می‌کرده‌است که فاقد ساختار توسعه یافتهٔ زبانِ انسان مدرن بوده اما بسیار پیشرفته تر از زبان غیر کلامی شامپانزه‌ها به‌شمار می‌رفته.

این استنتاج با کشف مهر ه‌های انسان کارورز / راست قامت (که ۱۵۰ هزار سال قبل از پسر تورکانا می‌زیسته) در دمانیسی، که نشانگر قابلیت تکلمی مشابه انسان خردمند بود، به چالش کشیده شد. همچنین سایز مغز و وجود ناحیه بروکا در این فسیل استفادهٔ ماهرانه از کلمات را اثبات می‌کرد. انسان راست قامت احتمالاً نخستین انسان تباری بوده که در جامعه ای متشکل از گروه‌های کوچک از آشنایان، مشابه جوامع گردآورنده –شکارچی مدرن متاخر زندگی می‌کرده، نخستین انسان تباری که دست به شکار گروهی برنامه‌ریزی شده می‌زده و همچنین از هم نوعان ضعیف تر و صدمه دیده اش مراقبت می‌کرده.

نظریاتی وجود دارد در خصوص آمیزش و اختلاط انسان‌های راست قامت و احتمالاً نئاندرتالها با انسانهای مدرن متاخر در آسیا و اروپا.

نوادگان و زیرگونه‌ها[ویرایش]

مدل بازسازی شده از صورت انسان راست قامت مؤنث بزرگسال

انسان راست قامت با دوران زندگی بیش از یک میلیون سال و شاید حتی حدود دو میلیون سال، یکی از گونه‌های دارای زمان بقای طولانی بر زمین بوده. انسان خردمند فقط ۲۰۰هزار سال زندگی کرده.

هنوز اجماع نظری در خصوص اینکه انسان راست قامت (سنسو استریکتو، که فقط به گونهٔ آسیایی انسان راست قامت اطلاق می‌شود) آیا نیای انسان خردمند یا سایر گونه‌های انسان مدرن بوده‌است، حاصل نشده‌است.

نمونه‌های انسان راست قامت[ویرایش]

انسان راست قامت راست قامت (مرد جاوه ای)

انسان راست قامت یوانموسیس (مرد یوآنمو)

انسان راست قامت لانتنسیس (انسان لانتیانی)

انسان راست قامت نانکنسین (انسان نانجینگ)

انسان راست قامت پکینسیس (مرد پکنی)

انسان راست قامت پاله خاونیتوس (مگانتروفس)

انسان راست قامت سولونسیس (مرد سولویی)

انسان راست قامت توتاولنسیس (مرد توتاول)

مرد راست قامت گرجی

مرد راست قامت بیلزیگسبن

آرایه‌های قدیمی[ویرایش]

پیکره‌ای بازسازی‌شده از انسان راست‌قامت

انسان راست قامت سولونسیس که پیش ازاین گمان می‌رفت حدود ۵۰۰۰۰ سال پیش در جاوه می‌زیسته پس از ارزیابی‌های مجدد معلوم شد که به دورانی قدیمی تر تعلق دارد. بعضی دانشمندان مشکوکند که شاید انسان فلورسینسیس نیز از نوادگان انسان راست قامت باشد. برخی دیگر معتقدند که فسیلها ممکن است به یک انسان مدرن مبتلا به میکروسفالی تعلق داشته باشد یا متعلق به گروهی از پیگمه‌ها باشد. اما تحقیقات جدید در سال ۲۰۱۷ نشان داد که انسان فلورسینسیس و انسان ماهر دارای یک نیای مشترک هستند که در این صورت یک خواهر –گونهٔ انسان ماهر به‌شمار می‌رود یا به طایفهٔ کوچک انسان ماهر- کارورز- راست قامت –خردمند تعلق دارد که در این صورت گونه ای بسیار قدیمی تر از انسان راست قامت خواهد بود.

پانویس[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • Sarmiento, Esteban et al. The Last Human: A guide to twenty-two sepcies of extinct humans, New Haven and London: Yale Uniersity Press, 2007. ISBN: 978-0-300-10047-1