مثله‌کردن

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نقاشی شهادت هیپولیت اثر دیرک بوتس مردی را به تصویر می‌کشد که به واسطه کشیده‌شدن اندام‌ها در آستانهٔ قطع عضو قرار دارد.

مُثله کردن به معنی بریدن گوش یا بینی محکوم برای عبرت گرفتن دیگران است.[۱] امروزه این واژه به معنای بریدن اعضاء بدن یک فرد به صورتی که تکه تکه شود نیز به کار می‌رود.[۲]

ابعاد مختلف[ویرایش]

تغییر شکل در بدن
هنر بر بدن
افزودن به بافت
تغییر بافت
برداشتن بافت

در گذشته این عمل بیشتر در مورد کسانی به کار می‌رفت که مورد غضب فرد قدرتمند حاکم و یا توده کثیری از مردم قرار گرفته بودند، مثل کاری که با دامی‌ین به جرم سوء قصد به جان شاه کردند.[۳] البته در زمان حاضر نیز هنوز توسط برخی از دولت‌ها یا آشکارا و یا مخفیانه این عمل به علل مختلف صورت می‌گیرد.

نظیر چنین عملی در زمان معاصر توسط گروه‌ها و سازمان‌هایی که مبارزات قهرآمیز را بر ضد نظام و یا دولت خاصی سامان‌دهی می‌کنند به چشم می‌خورد. در اکثر مواقع آنها با تنی چند از افراد مخالف خود این عمل را انجام می‌دهند تا اعتراض خود را به گوش دیگران برسانند و با اینکه از خود چهره‌ای خشن و سازش ناپذیر بسازند.[نیازمند منبع]

از بعد فردی، مثله کردن جنبه لذت‌جویانه دارد (به سادیسم نگاه کنید). این عمل اصولاً از حس تهاجم و میل به کشتار و ویرانی حاصل می‌شود، و ریشه در خشم شدید دارد.

قوانین و ادیان[ویرایش]

ادیان مختلف در این باره نظرات مختلفی دارند. در دین اسلام مثله کردن حتی در مورد حیوانات هم شدیداً منع شده‌است.[۴][۵] هم‌چنین از دید قوانین ایران که بر مبنای قوانین اسلام است، مثله کردن جسد یک انسان جرم است و دیه دارد.[۶] در اعلامیه اسلامی حقوق بشر نیز مثله کردن مقتولین ممنوع دانسته شده‌است.[۷]

در ماه ژوئن ۲۰۰۷ نیز رئیس جمهور سابق لیبریا نیز به خاطر اتهاماتی از جمله مثله کردن در طول جنگ‌های داخلی این کشور، در دادگاه لاهه محاکمه می‌شود.[۸]

مثله کردن در ادبیات[ویرایش]

در ادبیات فارسی مثله کردن از دیرباز مطرح می‌شده‌است. در کتاب تاریخ بیهقی این کلمه در چند جا به کار رفته‌است: ...که عادت ایشان است از مثله کردن و کشتن و سوختن...[۹]

در ادبیات معاصر نیز می‌توان به داستان بوف کور اثر صادق هدایت اشاره نمود که در آن راوی جسد زن مورد علاقه خود را مثله کرده و در یک چمدان جای می‌دهد. در عین حال حس علاقه به مثله نمودن در جای جای این داستان به چشم می‌خورد: مرد قصابی که با عشق لذت به لاشه گوسفندان دست می‌کشد و آنها را می‌سنجد و سپس آنها را تکه تکه می‌کند، حس تهاجمی گاه‌وبیگاه قهرمان داستان برای مثله کردن همسر خود، و غیره.[۱۰]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. فرهنگ معین. جلد سوم. مدخل «مثله»
  2. دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه دهخدا. مدخل «مثله کردن».
  3. فوکو، میشل. مراقبت و تنبیه: تولد زندان. ترجمهٔ سرخوش، نیکو؛ جهاندیده، افشین. چاپ چاپ دوم. نشر نی، ۱۳۸۲. 
  4. «حدیث پیامبر اسلام در مورد مثله کردن حیوانات». بازبینی‌شده در ۵ ژوئن ۲۰۰۷. 
  5. «حدیث پیامبر اسلام در مورد مثله کردن حیوانات». بازبینی‌شده در ۵ ژوئن ۲۰۰۷. 
  6. «یک جرم شناس: انتقام و نفرت انگیزه مثله کردن مقتول است». روزنامه شرق. بازبینی‌شده در ۵ ژوئن ۲۰۰۷. 
  7. «اعلامیه اسلامی حقوق بشر». بازبینی‌شده در ۵ ژوئن ۲۰۰۷. 
  8. «رییس جمهور سابق لیبریا امروز در لاهه محاکمه می‌شود». ایسنا، ۴ ژوئن ۲۰۰۷. بازبینی‌شده در ۵ ژوئن ۲۰۰۷. 
  9. تاریخ بیهقی چاپ ادیب ص ۱۸۷ - به نقل از فرهنگ لغات دهخدا
  10. هدایت، صادق. بوف کور. انتشارات امیرکبیر. 

پیوند به بیرون[ویرایش]

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ مثله‌کردن موجود است.