جنگ پلوپونز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
جنگ پلوپونز
Peloponnesian war alliances 431 BC.png
زمان ۴۳۱ تا ۴۰۴ قبل ازمیلاد
مکان خاک اصلی یونان, آسیای صغیر و سیسیل
نتیجه پیروزی اتحادیه پلوپونزی
جنگندگان
آتن اسپارت
فرماندهان
اتحادیه دلوس اتحادیه پلوپونزی
نیروها
پریکلس
کلئون
نیسیاس (نیکیاس)
آلکیبیادس
دموستنس
آرخیداموس دوم
براسیداس
لیساندر
آلکیبیادس

جنگ پلوپونز یا جنگ پلوپونزوس، به مجموعه جنگ‌های تاریخی و مهمی اطلاق می‌شود که در فاصلهٔ سال‌های ۴۳۱ تا ۴۰۴ قبل ازمیلاد میان اسپارت و آتن ادامه داشت و به تخریب آتن و انحطاط تمدن آن منتهی گردید. البته جنگ این دو گروه یونانی با یکدیگر، محدود به خاک یونان نشد. بلکه به تمام صفحات یونانی نشین آن روزگار، یعنی از سواحل آسیای صغیر و تراکیه (ترکیه) گرفته تا قبرس و ایتالیا و ... سرایت کرد و در سرتاسر شهرهای یونانی، مردم به دو بخش تقسیم شدند و در سلسله جنگهایی دامنه دار چنان به جان یکدیگر افتادند که تاریخ کمتر نظائر آن را نشان می‌دهد.

زمینه‌های شروع جنگ[ویرایش]

بعد از سال ۴۴۵ بعد از میلاد، آتن بسیار قدرتمند شده بود، به خصوص که پایان نبردهای یونان و ایران سبب فراغ بال آتن شده و زمامداران آن را به فکر توسعهٔ عرصهٔ قدرت خویش افکنده بود.

پریکلس پس از بدست گرفتن زمام امور در آتن، تصمیم داشت که با تصرف مگارا و کورنت تجارت یونان را به طور کامل در اختیار آتن قرار دهد و بر ناحیه اژه تسلط بدون قید و شرط پیدا کند. امّا اسپارت از بیم قدرت روزافزون آتن، با این رویه مخالف بود و در همین راستا، دست یاری به سمت شاه بزرگ (پادشاه ایران) دراز کرد.

در مقابل اقدامات آتن، هم اسپارت و هم دیگر اقوامی که از قدرت یافتن آتن احساس خطر می‌کردند، به فکر تشکیل اتحادی در مقابل آن افتادند.بدین ترتیب برخی از شهرها(کشورها)ی اتحادیهٔ شهرهای آزاد از بیم توسعه طلبی آتن، یکی پس از دیگری به دامان اسپارت پناه بردند. بدین منوال رفته رفته تمام یونان به دو قسمت تقسیم شد:

  1. تمام شبه جزایر پلوپونز با یونان مرکزی، اتحادیه پلوپونز را تشکیل داده و تحت ریاست اسپارت درآمدند.
  2. جزایر دریای اِژه (بحرالجزائر) همراه با سواحل این دریا به سمت آتن رفتند و تحت فرماندهی آتن قرار گرفتند.

اما برای شروع این جنگها بهانه‌ای لازم بود که این بهانه به زودی ایجاد شد:

در سال ۴۳۵ ق.م، کورکورا (کورسیر) که مستعمرهٔ کورنت بود، خود را مستقل اعلام کرد و بی درنگ برای حمایت به اتحادیهٔ آتن پیوست. در نتیجه کورنت که جدایی کورکورا برایش قابل تحمل نبود، ناوگانی برای تسخیر کورکورا، به این جزیره فرستاد.

نبرد بین دو شهر کورکورا و کورنت سبب ورود آتن به نفع کورکورا شد و کورنت نیز متقابلاً از برادر بزرگتر خود اسپارت کمک خواست. بدین ترتیب چند درگیری غیرمستقیم میان قوای آتن و اسپارت در فاصله سالهای ۴۳۵ تا ۴۳۱ ق.م بروز کرد.

از طرفی برخی اختلافات بر سر مسایل تجاری و بازرگانی نیز، میان پریکلس (زمامدار آتن) با اسپارتیها در گرفت و اسپارت اعلام کرد که آتن باید برای حفظ صلح تمام شهرهای یونان را آزاد و مستقل بداند. پریکلس از اهالی آتن خواست که بر این گفته که معنایش استقلال شهرهای گوناگون یونان بود، اعترض کنند و اسپارت در مقابل جنگ را آغاز کرد.

بدین ترتیب شهرهای سرتاسر یونان در عرصهٔ جنگ نیز، باز به دو گروه تقسیم شدند. از طرفی در «اتحادیه پلوپونز»، تمامی کشورهای پلوپونز به جز آرگوس به اسپارت پیوستند و همگی به آتن اعلام جنگ دادند. و از طرف دیگر آتن نیز بیکار ننشست و ضمن جلب مشارکت کشورهایی که محتاج ثروت آتن بودند آماده جنگ شد.

بدین ترتیب، جنگ‌های پلوپونز که می‌توان آنها را به سه دوره تقسیم نمود، آغاز گردید.

دوره نخست جنگ‌ها[ویرایش]

این دوره از سال ۴۳۱ تا ۴۲۱ قبل از میلاد به طول انجامید. در این دوره جنگجویان آتنی و اسپارتی، متقابلاً سرزمین‌های طرف مقابل را خراب کردند بدون آنکه به نتیجه ٔ قطعی برسند. از یک سو نیروی دریایی آتن، شهرهای ساحلی پلوپونز را ویران ساخت و از طرف دیگر، سپاه اسپارت وارد خاک آتیک شده، محصولات آن را در اختیار گرفت و زمین‌های کشاورزی را ضایع و تخریب نمود.

حصار شهر آتن بسیار بزرگ بوده و نیروی دریایی قدرتمند آن مجهز به ۳۰۰کشتی جنگی بود. بعلاوه ثروت بسیار زیاد این شهر آن را در برابر هر یورشی مقاوم نشان می‌داد. اما در مقابل زمامداران این شهر به خوبی می‌دانستند که در زمین هموار، هیچ نیرویی قادر به مقابله با قدرت اسپارت نیست.

نیروهای اسپارت نیز که براین نکته و قدرت خود واقف بودند، در سال ۴۳۱ قبل از میلاد به آتیک (سرزمین اصلی اطراف آتن) حمله بردند و به سرعت نیروهای مدافع آن را از میان برداشته و کلیه اهالی، آبادیها و شهرک‌های اطراف آتن را نابود ساختند. اما آنها در عین حال می‌دانستند که حمله به حصار آتن، کار آنها نیست. پریکلس نیز با آگاهی از این موضوع، همهٔ مردم آتیک را به درون حصار تسخیرناپذیر آتن فراخواند و اجازه نداد تا سپاهیان آتن به عزم جنگ از حصار شهر خارج شوند و کار پیشبرد جنگ را بر عهدهٔ نیروی دریایی آتن محول نمود.

نیروی دریایی آتن نیز دراین زمان فاتحانه جلو می‌رفت و سواحل مربوط به متحدان اسپارت را غارت کرده و هر جا کشتی‌های اسپارت را می‌دید، نابود می‌ساخت.

البته در سال ۴۳۰ ق.م، تجمع انبوه جمعیت در میان حصار شهر آتن، منجر به بروز بیماری طاعون (و به روایتی: مالاریا) در این شهر گردید و این یکی از عوامل تضعیف بیش از پیش نیروی زمینی آتن بود.

اتحادیه پلوپونز و اسپارتها با اطلاع از ضعف زمینی آتن، در سال ۴۲۶ ق.م پلاته را پس از ۲ سال محاصره از پای در آوردند. نابودی پلاته سبب شد که آتنی‌ها به تلافی، به تحرکات دریایی خود سرعت داده و در سال ۴۲۵ ق.م در جزیرهٔ سفاکتریا واقع در نزدیکی پیلوس (پولوس)، که متعلق به اتحادیه بود، یکی از ارتشهای اسپارت را مغلوب کرده و دهها کشتی اسپارت را از بین ببرند. بدین ترتیب آتن تصرف جزایر را آغاز کرد.

اسپارتها که می‌دیدند علی رغم قدرت زمینی، به دلیل وجود جزایر متعدد، بدون نیروی دریایی قادر به دفاع از اتحادیه نیستند و از طرف دیگر به دلیل حصارهای بلند آتن قادر به فتح آن نمی‌باشند، پیشنهاد صلح دادند. اما فرمانروایان آتن که به پیروزی خود امیدوار و به قدرتشان مغرور شده بودند این خواسته را رد کردند و در سال ۴۲۲ ق.م سپاهی بزرگ به فرماندهی کلئون را به مقابله با براسیداس، سردار و فرمانده اسپارتی گسیل نمودند.

دو سپاه در آمفی پولیس (شهری که همهٔ معادن طلای تراکیا را در بر می‌گرفت) با یکدیگر جنگیدند. در این نبرد سهمگین و خونبار، هردو سپاه فرماندهان بزرگ خود یعنی براسیداس وکلئون) را از دست دادند. کم کم هم آتنی‌ها و هم اسپارتی‌ها پی بردند که هیچ کدام از آنها قادر به حذف دیگری نیست. بنابراین در سال ۴۲۱ ق.م عهدنامه صلحی مابین دو طرف امضا شد و بدین ترتیب بخش اول جنگهای پلوپونز به اتمام رسید. این پیمان صلح، که به نام عهدنامهٔ نیسیاس (نیکیاس) معروف است، صلح را به مدت پنجاه سال تضمین می‌کرد.

هرچند که خروج برخی متحدان دوطرف از صلح، از همان ابتدا، نشان داد که این صلح، صلحی ناپایدار است و همانطور که پیش بینی می‌شد کمتر از شش سال بعد، یعنی در سال ۴۱۶ق.م، دوباره آتش جنگ شعله ور گردید و دورهٔ دوم این جنگ‌ها آغاز گردید.

دوره دوم جنگ‌ها[ویرایش]

دورهٔ دوّم جنگهای پلوپونز در فاصله سالهای ۴۱۶ تا ۴۱۳ قبل از میلاد اتفاق افتاد که به جنگ سیسیل مشهور است. در این جنگ نیروی دریایی آتن به جزیره سیسیل حمله کرد، امّا اسپارتیان نیز که از پشتیبانی و اتحاد شاه بزرگ (داریوش دوم هخامنشی) برخوردار بودند نیز، متقابلا به صقلیه (سیسیل) حمله بردند و تجهیزات بحری و سپاهیان آتنی را در مقابل سیراکوز (واقع در جنوب شرقی سیسیل) شکست سختی دادند و منهدم ساختند.

برای تفصیل بیشتر در مورد این دوره از جنگ‌های پلوپونزوس، به صفحه جنگ سیسیل در همین ویکی مراجعه فرمایید.

دوره سوم جنگ‌ها[ویرایش]

دورهٔ سوم جنگ‌های پلوپونز، از سال ۴۱۲ق.م آغاز شد و بالاخره با شکست و تصرف آتن توسط اسپارتیان (که با وجوه و کمک‌های دولت ایران تقویت می‌شدند) در سال ۴۰۴ ق.م خاتمه یافت.

در واقع اسپارت و اعضای اتحادیه پلوپونز، بار دیگر در سال ۴۱۳ قبل از میلاد، به بهانه این که آتن پیمان صلح پنجاه ساله را پی در پی نقض کرده‌است، تصمیم به حمله به آتیک (سرزمین اصلی آتن) گرفتند. این بار هدف اسپارت محو آتن به هر قیمت ممکن بود و به همین دلیل آنها حتی مذاکرات با ایران را نیز آغاز کردند. اسپارتها این بار به خاطر داشتند در کشور پر از جزیره یونان، نیروی دریایی بسیار راهگشا است بنابراین با استفاده از نیروهای دریایی متفرقهٔ شهرها وجزایر کوچک اتحادیه پلوپونزی، نیروی دریایی قدرتمندی ایجاد کردند و سپس ضمن توافق با داریوش دوم پادشاه هخامنشی، از کمکهای عظیم مالی ساتراپ لیدی که تحت فرمان شاه ایران بود، برخوردار شدند.

شاهنشاه ایران که فرصت را مناسب می‌دید، برای انتقام و تلافی جنگ ماراتون و جنگ سالامیس، به تقویت نیروی دریایی اسپارت پرداخت و اسپارت نیز متقابلا متعهد گردید که به ایران یاری کند تا دوباره بر شهرهای یونیایی یونان دست پیدا کند.

بدین ترتیب آتنی‌ها که به نیروی دریایی خود دل بسته بودند، در سالهای ۴۰۸ و ۴۰۷ قبل از میلاد، حتی در دریا نیز از ناوگان تقویت شده اسپارتها شکست خوردند.

در نبرد نهایی دریایی که در سواحل لسبوس در گرفت، کشتی‌های اسپارتی که توسط دریاسالار لوساندروس (لیساندر) فرماندهی می‌شدند، ناوگان دریایی آتن را محاصره کردند و جنگ سختی در ارژی نوز(جزایر سه گانه کوچکی در قسمت جنوبی لسبوس) در گرفت. در این نبرد دریاسالاران آتنی هر آنچه در توان داشتند، به کار گرفتند ودر نهایت ناوگان اسپارت را شکست دادند. لوساندروس به آنها پیشنهاد صلح داد، امّا آنان پیشنهاد صلح اسپارت را رد کردند و این به معنای پایان دوران ثروت و قدرت در آتن بود. چراکه در اندک زمانی بعد، جنگجویان اسپارت با پول ایران و به کار گرفتن دریانوردان مزدور، تحت فرماندهی لوساندروس یا همان لیزاندر، دریاسالار نامدار اسپارت، بر باقیماندهٔ آتنی‌ها غلبه یافتند و از جمله در هلس پونت، موفق شدند تا تمامی کشتی‌های نیروی دریایی آتن را نابود سازند.

بدین ترتیب اتحادیه پرقدرت ضدآتن، در سال ۴۰۵ قبل از میلاد، تمامی سواحل متعدد اطراف یونان را تسخیر نمود و آتن در سال ۴۰۴ ق.م وادار شد که کلیه شرایط مهاجمان اسپارتی و متحدین آنها را بپذیرد. بر اساس این شرایط که توسط لوساندروس دیکته شد، آتن موظف گردید که حصارهای خود را ویران کند، دموکراسی را کنار بگذارد و برای بازگرداندن اولیگارشهای تبعید شده اقدام کند.

اولیگارشهای تبعید شده در همان سال (۴۰۴ ق.م) به آتن بازگشتند و به یاری لوساندروس، و به رهبری کریتیاس و ترامنس، حکومت را در دست گرفتند و برای آتن یک شورای سی نفری تشکیل دادند که نقطه شروع حکومت جباران سی گانه بود.

حکومت مرتجع و خشن سی جابر نقطه شروع انحطاط آتن محسوب می‌شد که اسپارت‌ها آن را با یاری اتحادیه پلوپونز و به مدد پشتیبانی شاه ایران بر ملت آتن تحمیل کردند.

نتایج جنگ پلوپونز[ویرایش]

جنگ پلوپونز علاوه بر اینکه آتنی‌ها را مجبور کرد که در مورد حکومت عامه یا دموکراسی تغییر عقیده داده و به نظام چهارصد نفری و متعاقب آن به پذیرش حکومت جباران سی گانه رضایت بدهند، چندین نتیجه بزرگ دیگر هم داشت. از جمله این نتایج یکی این که پس از این جنگ، آتن از چرخه قدرتهای تأثیرگذار نظامی برای همیشه خارج شد و با این که به دلیل دارا بودن تمامی زمینه‌های یک تمدن بزرگ می‌توانست مرکز یک امپراتوری عظیم نظامی و توسعه دهنده یک تمدن بسیار بزرگ باشد، اما با بروز جنگ مذکور، این امکان برای همیشه از آتن گرفته شد.

نتیجه دیگر اینکه جنگهای پلوپونز نه فقط آتن را تضعیف نمود، بلکه توان اقتصادی، فرهنگی و نظامی مناطق ایونی نشین در یونان، که آتن آنها را نمایندگی می‌کرد را نیز، کاهش داد.

از طرفی با اینکه یونان این ظرفیت را داشت که با اتحاد دولتهای بسیار کوچک و متعدد اما هم نژاد خود، مبدل به قدرت نظامی برتر اروپا و غرب آسیا شود، اما نبردهای داخلی بین اقوام مختلف یونانی و از جمله همین جنگ، هرگز به یونان چنین امکانی را نداد و اختلافات اقوام ستیزه جوی آن نهایتا سبب شد که این سرزمین همواره آلت دست قدرتهای بزرگ باقی بماند و نتواند خود را از سلطه آنها خارج سازد.

از دیگر نتایج این جنگ، محکم شدن جاپای ایران بر آسیای صغیر و قدرت گرفتن تدریجی اقوام مرکزی اروپا بود.

نظر ویل دورانت[ویرایش]

با پایان جنگ پلوپونز، عصر طلایی به پایان رسید. آتن از جسم و روح فرسوده گشته بود...بر اثر جنگ‌های مداوم و مصایب جانکاه، تباهی اخلاقی پدید آمد. همه تشکیلات و نظام‌های آتن، بی سامان شدند. لشکرکشی‌های اسپارت خاک آتیک را ضایع کرد. درختان زیتون مقدس همه سوختند. نیروی دریایی آتن نابود شد. تسلط بر منابع غذا از دست رفت. تجارت رو به تباهی نهاد. خزانه دولت خالی شد. مالیات‌های سنگین ثروتهای خصوصی را به نیستی و نابودی کشانید. دو سوم شارمندان هلاک شده بودند.

زیان و آسیبی که از لشکرکشی‌های ایران به آتن وارد شد، با گزندی که از جنگ‌های پلوپونزی بر حیات و ثروت آن رسید قابل قیاس نبود.

یونان باز دچار فقر شده بود. امّا روح آتن چنان زخم ژرفی برداشته بود که دیگر امید بهبود آن نمی‌رفت.

منابع[ویرایش]