پیرنگ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از پیرنگ (ادبیات))
پرش به: ناوبری، جستجو

پِیرنگ (با تلفظ صحیح: pey-rang) طرح، چهارچوب، و نظم و ترتیب منطقی حوادث در اثر ادبی یا هنری مانند داستان، نمایشنامه، و شعر. [۱] ممکن است علاوه‌بر پیرنگ اصلی، یک یا چند پیرنگ فرعی نیز وجود داشته‌باشد.

واژۀ پیرنگ از هنر نقّاشی به وام گرفته‌شده و به معنای طرحی‌است که نقّاشان بر روی کاغذ می‌کشند و بعد آن را کامل می‌کنند؛ طرح ساختمانی که معمولاً معماران می‌ریزند و از روی آن ساختمان بنا می‌کنند. واژۀ پیرنگ در داستان به معنای روایت حوادث داستان با تأکید بر رابطۀ علیّت می‌باشد.

توجه به این نکته که طرح و خلاصه داستان با هم فرق دارند، ضروری است. در خلاصه داستان هدف نقل موجز و اجمالیِ داستان است در حالی که طرح، روایت نقشه(اسکلت) داستان با تأکید بر سببیت (Causality) داستان شکل گسترده طرحی است که نویسنده پیش از آفرینش داستان آن را ذهنی یا مکتوب طراحی کرده‌است. نسبت طرح و داستان در ادبیات(داستانی) با مفهوم طرح اولیه و نقاشی کامل شده در هنر نقاشی کم شباهت نیست.

منتقدین اغلب طرح را نقل وقایع داستان بر اساس سببیت تعریف می‌کنند. طرح را نقشه داستان نیز تعریف کرده‌اند. ادوارد مورگان فورستر مثال می‌زند که «سلطان مُرد و سپس ملکه مرد» داستان است زیرا فقط ترتیب منطقی حوادث بر حَسَبِ توالی زمانی رعایت‌شده‌است. اما «سلطان مُرد و پس از چندی ملکه از اندوه بسیار مُرد» پیرنگ است زیرا در این بیان، بر علیّت و چرایی مرگ ملکه نیز تأکید شده‌است.

آنچه مولانا در حکایت شاه و کنیز می‌گوید:

گفت معشوقم تو بودستی نه آن لیک کار از کار خیزد در جهان

ناظر به همین رابطۀ علت و معلولی است. [۲]

تعریف پیرنگ در اصل، از فن شاعری ارسطو مایه می‌گیرد. ارسطو، پیرنگ را متشکل از سه بخش می‌داند: آغاز که حتماً نباید در پی حادثۀ دیگری آمده باشد، میان که هم در پی حوادثی آمده و هم با حوادث دیگری دنبال می‌شود، و پایان که پیامد طبیعی و منطقی حوادث پیشین است.

از نظر ارسطو، پیرنگ ایده‌آل از چنان همبستگی و استحکامی برخوردار است که اگر حادثه‌ای از آن حذف یا جا‍‌به‌جا شود، وحدت آن به کلّی درهم می‌ریزد‌‎.

پیرنگ با عناصری چون «شخصیت» و «کشمکش» پیوستگی و رابطۀ نزدیکی دارد و ممکن است به واژگونی و کشف منتهی شود.[۳] [۴]

ادوارد مورگان فورستر تعریف ساده اما بسیار مفیدی از طرح (پیرنگ) به دست می‌دهد: داستان، روایت رویدادهایی است كه در توالی زمانی منظم شده باشد. طرح نیز روایت رویدادهاست كه در آن بر تصادف تأكید شده باشد. طبق تعریف فورستر بین داستان و پیرنگ تفاوت است از این سخن درمی‌یابیم كه داستان نقل رشته‌ای از حوادث است كه تنها بر طبق توالی زمانی، نظم و ترتیب یافته است در حالی‌كه پیرنگ نقل حوادث با تكیه بر موجبیّت و روابط علی و معلولی‌است. [۵] تعبیر پیرنگ را به جای طرح (Plot)، در ایران برای اولین بار محمدرضا شفیعی کدکنی پیشنهاد كرد و جمال میرصادقی آن را به كار برد. پیرنگ در واقع همان بیرنگ است. بیرنگ طرحی است كه نقاشان به روی كاغذ می‌كشند و بعد آن را كامل می‌كنند یا طرح ساختمانی كه معماران می‌ریزند و از روی آن ساختمان را بنا می‌كنند.[۶]

ساختار[ویرایش]

ساختارِ طرح شامل شروع، ناپایداری، گسترش، تعلیق، نقطه اوج، گره گشایی، پایان است.

ویژگی‌ها[ویرایش]

ویژگی‌های یک طرح:

  • زمان طرح همیشه زمان حال است
  • طرح همیشه به صورت سوم شخص نقل می‌شود.
  • وقایع با رعایت توالیِ زمان مرتب می‌شود.
  • عدم توجه به جزئیات

این ویژگی‌ها بدون توجه به چگونگی استفاده آن‌ها در داستان در طرح توسط نویسنده باید ملحوظ شود.


جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. فرهنگ فشردۀ سخن، جلد اوّل، حسن انوری، انتشارات سخن، چاپ پنجم، تهران ۱۳۸۸، صفحۀ ۵۲۲
  2. فرهنگ اصطلاحات ادبی، سیما داد، انتشارات مروارید، چاپ پنجم، تهران ۱۳۹۰، صفحۀ ۹۹ و ۱۰۰
  3. فرهنگ اصطلاحات ادبی، سیما داد، انتشارات مروارید، چاپ پنجم، تهران ۱۳۹۰، صفحۀ ۱۰۱
  4. سایت دیباچه پیرنگ، طرح
  5. سایت تبیان پیرنگ داستان
  6. همان