شرقشناسی

شرقشناسی[۱](به انگلیسی: Oriental studies, Orientalism) یا خاورشناسی[۱]یا اِستِشراق یا مطالعات شرقی دو معنا دارد: الف) مطالعه و بررسی تمدنهایی که از دید اروپاییان مشرقزمین محسوب میشدند،[۱]ب) مطالعهٔ جوامع شرقی از زاویهٔ دید شرقشناسان غربی.[۱]
شرقشناسی به رشتهای گفته میشود که دربارهٔ کشورهای شرقی گفتگو میکند و دربارهٔ شرق قضاوت کرده و واقعیتهای آن را بررسی و تفسیر میکند. کنفرانس شرقشناسی آلمان، یکی از بزرگترین کنفرانسهای شرقشناسی است که از سال ۱۹۲۱ برپا میشود و بانی آن انجمن شرقشناسی آلمان است.[۲] شرقشناسی از سابقهٔ زیادی برخوردار است چنانکه تقیزاده که به همراه احسان یارشاطر مدعوین ویژه بیست و سومین مجمع شرقشناسان کمبریج از ایران در سال ۱۳۳۳ بودهاند در خلال گزارش آن در مجلهٔ یغما میگوید: «اینک علمای بزرگی در همه ممالک مغرب در این رشته تخصص داشته و تعلیم و تدریس میکنند و در هر یک از دارالعلومهای ممالک مغرب کرسیهای مخصوصی برای هر شعبه از علوم شرقی وجود دارد و استادانی برای زبان و تاریخ و ادیان و آداب چین و هند و عالم اسلامی عربی و اقوام ترکی و مالایی و مغولی و مانچویی و یهود و اقوام آفریقایی و غیره و غیره مشغول تعلیم و تحقیق و تصنیف هستند.»[۳] لازم است ذکر شود که اولین آشنائی غرب با کشورهای آسیائی بوسیله انتشار یافتن سفرنامههای سیاحان اولیه مانند ادام الئاریوس، ویلیام متد، سِر توماس رو و جان شاردن، تاورنیه و غیره حاصل شد. بدیهیست انگیزه اولیه این سیاحان در آغاز بررسیهای بازرگانی بود و سر و کار آنان اکثر با دربار حکمرانان وقت و برنامه اصلی آنان نظاره بر منابع طبیعی و مواد مصرفی و مشاهده اجتماعات مناطق مختلف و تعیین نوع احتیاجات آنها بوده است. باز شدن راه خارجیان به شرق در اکثر نقاط باعث اعزام هیئتهای مبلغین مذهبی شد. شک نیست که بخش اعظم مطالعات راجع به تاریخ، جغرافیا، زبان، مذهب و رسوم کشورهای آسیائی را برخی از همین مبلغین و مأمورین دولتهای غرب شروع کردند. در حال حاضر تعداد زیادی کتاب تقریباً در هر رشتهای راجع به مسائل مختلف در امور مربوط به شرق وجود دارد که هر چند سال یکمرتبه بسته به تغییرات اجتماعی و سیاسی و تاریخی مطالعات جدیدی بر آنها اضافه میشود.[۴]
شرقشناسی بومی (به انگلیسی: Native Orientalism) که در متون نظری با عنوان «شرقشناسی وارونه» (به انگلیسی: Orientalism in Reverse) نیز شناخته میشود، به وضعیتی در مطالعات پسااستعماری اشاره دارد که در آن اندیشمندان و نخبگان جوامع غیرغربی، با پذیرش پیشفرضها و روشهای تحلیلی شرقشناسی غربی، به بازخوانی و نقد فرهنگ و تاریخ خود میپردازند. در این رویکرد، فرد شرقی از عینک یک ناظر غربی به جامعه خویش مینگرد و آگاهانه یا ناآگاهانه، کلیشههای ذاتگرایانه دربارهٔ «عقبماندگی»، «خردناپذیری» یا «ایستایی» شرق را بازتولید میکند.[۵]: ۵ این مفهوم نشاندهنده تداوم سلطه فرهنگی استعمار در لایههای معرفتشناختی ذهن نخبگان محلی است، حتی پس از پایان استعمار فیزیکی. طبق نظریه حمید دباشی، شرقشناسی بومی بیشتر بر جایگاه دیدهبانی «شخص گوینده» تأکید دارد؛ یعنی زمانی که یک اندیشمند بومی برای کسب پذیرش در آکادمیهای جهانی یا مخاطب غربی، تصویری ذاتگرایانه و ایستا از فرهنگ خود ارائه میدهد که تنها تأییدکننده پیشفرضهای غربی است.[۶]: ۱۴۲ در حالی که اصطلاح «شرقشناسی وارونه» که توسط صادق جلال العظم وضع شد، بیشتر بر «روش» کار متمرکز است؛ به این معنا که اندیشمند شرقی با همان مبانی سعیدی، اما با جهتگیری مثبت و تقدیسگرایانه، میان شرق و غرب دیوار میکشد و به نوعی «ذاتگرایی واژگون» دچار میشود.[۵]: ۷
تعاریف مختلف شرقشناسی
[ویرایش]براساس نظر ژان شیبانی، شاعر معروف یونانی برای اولین بار واژه شرق را به کار برده است او یک قرن بعد از میلاد عیسی میزیسته است. منظور از شرق سرزمینهایی است که در جهت طلوع خورشید قرار گرفتهاند خانم نسیم سرآمد براساس همین تعریف یونانیان باستان جهان را به دو قسمت آسیا و اروپا تقسیم کردهاند که مراد از شرق سرزمینهایی است در نژاد، زبان، دین و روش زندگی باهم تفاوت دارند اما دارای اشتراکاتی نیز هستند تعریف دیگری از شرقشناسی:نظم و نسخ بخشیدن و حاکمیت استعماری است. نظر عمربن ابراهیم رضوان دربارهٔ شرقشناسی؛ مطالعه غربیها پیرامون باورها، تاریخ، آداب و دیگر امور شرق است.[۷]
ادوارد سعید تعریف جامع تری ارائه داده است. او میان دو مفهوم علمی و تخیلی شرقشناسی تبادلی ایجاد کرده است که از لحاظ تاریخی و محتوایی روشنتر است. او بر این باور است:
اگر نقطه شروع شرقشناسی را اواخر قرن ۱۸در نظر بگیریم؛ شرقشناسی معنای امروزه خود را پیدا کرده است. شرقشناسی باید به عنوان یک نهاد وبت شده و دارای تشخص مورد بررسی قرار گرفته گیرد که با شرق سرو کار دارد. سرو کار داشتن با شرق به معنای نظر دادن دربارهٔ موضوع آن و به رسمیت بخشیدن به نظرات گوناگون و تنظیم و داوری کردن دربارهٔ آن است. در پایان شرقشناسی نوعی سبک غربی در ارتباط با ایجاد بنیادهای سلطه و تجدیدساختار کردن و امریت و اقتدار است. نگرش وی از شرقشناسی استحصال رابطه نوین بین شرق و غرب است. شرقشناسی غربی یعنی انگلیسی، فرانسوی و آمریکایی بر مبنای قدرت و غلبه کردن سیاسی و عقیدتی غرب بر شرق است؛ که نوعی اراده معطوف به قدرت نیچهای است.[۷][۸]
همچنین سید حسن تقیزاده تعریفی از شرقشناسان مغرب زمین (شرقشناسان غرب) ارائه میدهد که به نظر میآید طی آن تعریف جامعی از شرقشناسی نیز داده است: «شرقشناسان مغرب زمین (یعنی اروپا و آمریکا) آن طبقه از علمائی هستند که فنّ آنها تحقیق و مطالعه و تتبع علمی در آداب (بهمعنی اعم) ملل شرقی از زبان و تاریخ و ادیان و عادات و عقاید و اساطیر و آثار مکتوب و منقوش آنهاست و همه عمر آنها بهوفور به بحث و تدقیق و جمع معلومات و اطلاعات در این رشته و استنباط نکات مخفیه و کشف جهات دقیق آن و تکمیل و ترقی و توسعه دادن و بسط علوم مربوطهٔ به این قسمت از شئون بشری در نژادها و اُمَم شرقی صرف میشود.»[۳]
مجادلهٔ اعتقادی شدید بین برنارد لوئیس و ادوارد سعید، توسط کتاب پیشگامانهٔ سعید با عنوان «شرقشناسی» جرقه خورد. سعید در کتاب خود دیدگاههای امپریالیستی غرب در مورد خاور نزدیک را مورد نقد قرار داد و شالودهٔ مطالعات پسااستعماری را پایهگذاری کرد. لوئیس به عنوان یک مورخ معتبر، با استدلالهای سعید مخالفت کرد و از یکپارچگی علمی مطالعات شرقشناسی دفاع کرد و سعید را به سیاسیکردن دانش متهم کرد. این بحث که در صفحات نیویورک ریویو آو بوکز آغاز شد، جهانبینی مختلف آنها با یکدیگر را برجسته کرد. لوئیس، مبتنی بر تخصص تاریخی و زبانی گسترده، در مقابل سعید، که بر مفاهیم فرهنگی و سیاسی روایات غربی تأکید داشت. سوابق شخصی و همدردیهای متفاوت آنها شکاف آنها را عمیقتر کرد و مجادلهٔ آنها را به بازتابی بیزمان در مورد چگونگی شکلدهی و شکلگیری دیدگاههای آکادمیک توسط سیاست جهانی و ادراکات فرهنگی تبدیل کرد.[۹]
شرقشناسی و استعمار
[ویرایش]یکی از مهمترین اثرات منفی و مخرّب استعمار، نابود کردن یا ضعیف کردن فرهنگ و زبان ملل تحت استعمار خویش است. بلایی که بیشتر کشورهای آسیایی و مخصوصاً خاورمیانه گرفتار آن بودهاند. این موضوع باعث شد توجه اهل علم و خصوصاً دانشمندان کشورهای مستعمره به خویش جلب شود. اگرچه افراد زیادی به این کورد مثل تأثیر استعمار بر حوزه ادبیات توجه نشان دادند اما ادوارد سعید، نویسنده کتاب «شرقشناسی» بزرگترین و موثّرترین گام را در این زمینه برداشته است. وی به تشریح آثار شرقشناسان و نیز برخی رمان نویسان و نقش آنها در بی فرهنگ نشان دادن مردم سرزمینهای تحت استعمار پرداخت و نظریه ادبی پسااستعماری را مطرح کرد و مخالفان و موافقان زیادی را با خود بر خود برانگیخت. او در مقالههای زیادی که نوشت، نشان داد که هر چند استعمار نظامی و سیاسی و حضور کشورهای قدرتمند در کشورهای ضعیف در ظاهر به پایان رسیده اما این تضعیف و استعمار در قالب آثار ادبی و بهوجود آوردن نگرشهای منفی نسبت به ملل جهان سوم همچنان زنده است و به حیات خود ادامه میدهد.[۱۰]
قطعاً خواندن نقادانه میراث ادبی غرب و شرق بدون میراث ادوارد سعید هیچ وقت جامع نیست، میراثی که هم طرفداران و هم مخالفان آن، بر نقش بسزای آن در حوزهٔ انسانشناسی تأکید میکنند. نظریه ادبی پسااستعماری به تأثیر استعمار اروپا بر سایر مناطق جهان و همچنین زندگی مردم تحت استعمار آن از جنبههای مختلف میپردازد. اساس نظریهٔ ادوارد سعید این است که متفکران غربی عمدتاً - در تقابل با غرب متمدن - تصویر نادرستی از مشرق را مطرح کردهاند. وی بر این باور است که پیامدهای استعمارگری در قالبهای هرج و مرج، کودتاها، فساد، جنگهای داخلی و خونریزی تا امروز ادامه دارد. استعمارگران قدرتمند علاوه بر اینکه به تحریف فرهنگ و زبان کشورهای تحت استعمار پرداختهاند، یک زبان و یک فرهنگ را نیز بر آنها تحمیل کردهاند.[۱۱]
علاوه بر ادوارد سعید دانشمندان دیگری چون گایاتری اسپیواک و هومی بابا، در این زمینه به فعالیت پرداختهاند که همگان ادوارد سعید را به عنوان بنیانگذار این نظریه میشناسند.
پیام این نظریه بدین صورت است:
از آغاز سوداگریهایی که غربیها در باب شرق داشتند، یکی از کارهایی که شرق موفق به انجام آن نشد بازنمایی خودش بود، اسناد شرق وقتی معتبر شناخته میشد که زیر آتش پالایش غربیها عبور کند، به گفتهٔ ادوارد سعید، استعمارگری نه فقط بوسیلهٔ ارتشش بلکه با کمک ادبیات، مردمشناسی و توجیهات روانی، شرق را به استعمار درآورده بوده است؛ غربیها تصویری خوش آب و رنگ از شرق نشان میدادند مثل مارگیرها، رقاصان عربی، دزدان، امر ناشناخته، شهوانی و تباه که در ادبیات قرن نوزدهم غرب به وضوح مشاهده میشود.[۸][۱۰]
مثل اموری که این روزها شاهد آن هستیم مثلاً تلویزیون را روشن میکنیم، اخبار را میبینیم، در روزنامه میخوانیم؛ تصاویری که شاهد آن هستیم چه پیامی برای ما دارند؛ غرب در جدال با شرق، عقلانیت در جدال با غیر عقلانیت، تمدن در مقابل بربریت؛ آفریقاییها مستبدانی فاسد و قربانیانی گرسنه، اهالی آمریکای جنوبی همگان سلطان مواد مخدر و فوتبالیست و دیکتاتور، اعراب همگی تروریست و زن ستیز و آسیاییها مهندسان کامپیوتر و افراطیون مذهبی هستند؛ چه حسی دارد که آدمها همگی ثابت بوده و در دام چارچوبها قرار بگیرند.[۸][۱۰]
شرقشناسی از دیدگاه ادوارد سعید
[ویرایش]شرقشناسی از دیدگاه ادوارد سعید سه گفتمان اساسی دارد:
- شرقشناسی
- پسا شرقشناسی (ضد شرقشناسی)
- شرقشناسی وارونه (العظمه و بابی سعید)
شرقشناسی وارونه از دو منظر قابل بررسی است اول به عنوان بدیل و جایگزینی برای گفتمان شرقیشناسی چیزی که سعید ادوارد از ارائه آن ناتوان بود یا خودداری میکرد و دوم به عنوان نقدی به نظرات سعید ادوارد دربارهٔ شرق و اسلام.[۱۲]
شرقشناسی وارونه به مانند بدیل شرقیشناسی:
صادق العظم این نظر سعید را رد میکند. چرا که به دلیل درافتادن در دوگانگیهای خود دیگری نمیتواند به مطالعه فرهنگهای متنوع بپردازد؛ و مطالعه فرهنگهای دیگر را یک گرایش انسانی میداند که همه جوامع در آن نقشی دارند. العظم با استدلالی شرقشناسی وارونه به مانند بدیلی برای گفتمان شرقیشناسی را توجیه میکند. شرقیشناسی وارونه گفتمانی است که سرآمدان شرقی آن را به کار میگیرند تا مدعی شوند هویتی حقیقی و اصیل دارند و سپس این هویت را به چنگ میآورند و مالک آن میشوند. این شیوه هویتسازی معمولاً به عنوان عامل تحریک کننده روایت غربیها از شرقیها است.[۱۲]
طرفداران شرقشناسی وارونه عقیده دارند که اسلام در عمل تفاوت دارد. آنها در عقاید خود از اسلام اینطور یاد میکنند و میگویند: اسلام آشکارا با ذات گرایی مخالف است و اسلام را نمیتوان به خصایص ذاتی و ثابت درونی که از چیستی آن سخن میگوید کاهش داد. حمید الزین در مقابل شرق شناسان رویکردی ضد زیاد گرایان و ضد شرق شناسانه به اسلام را در پیش گرفت و بعد عقیده داشت که چند گونگی فعالیتهای اسلامی این امر را تأیید میکند که مجموعه واحدی از معنی و تفسیر مذهبی وجود ندارد. او میگوید: اگر اسلام از چنین گفتههای چندگانه و متفاوت تشکیل شده است، پس چگونه اسلامی میتواند هنوز اسلام باقی بماند.[۱۲]
استفادههای گوناگون از اسلام در زمینههای متفاوت حمید را متقاعد میکند تا نتیجهگیری کند که یک چیز واحد به نام اسلام وجود ندارد. پس نمیتوان گفت که یک اسلام حقیقی واحد وجود دارد. بر این اساس حمید معتقد است که مفهوم اسلام ثابت نیست و متغیر است؛ زیرا اسلام معنی مطلق و ضروری برای نقشههای محلی است. حمید و دیگر طرفداران شرقشناسی وارونه تلاش میکنند تا نشان دهند که اسلام یک کلیت نیست. الزین میخواهد با استدلالهایی دربارهٔ گونههای گوناگون اسلام استدلالی بر علیه زاد گرایی فراهم کند؛ بنابراین بر صورتهای محلی اسلام تأکید دارد.[۱۲]
نقد شرقشناسی وارونه
[ویرایش]گفتمان شرقیشناسی وارونه از جهت صورت بندی قدرت و دانش با گفتمان شرقیشناسی تفاوت دارد. شرقشناسی وارونه مانند شرقیشناسی گفتمان قدرت است. با این تفاوت که شرقیشناسی به ایدههای طرف پیروز توجه میکند، ولی شرقشناسی وارونه بیانگر آرزوها و ناکامیهای طرف مقابل است. به عبارتی دیگر شرقیشناسی گفتمان قدرت بود و شرقیشناسی وارونه گفتمان مقاومت است. مقاومت دیگرهای مغلوب مستعمره نشین در استعمارزدایی به نوعی خودآگاهی است. یکی دیگر از تفاوتهای شرقیشناسی با شرقیشناسی وارونه منابع نظری است. شرقشناسی از دستاوردهای علمی در حوزه زیستشناسی، جامعهشناسی، تاریخ و مردمشناسی است و از حمایت نهادهای دانشگاهی برخوردار است. شرقیشناسی وارونه بر مبنای زمینههای هنجاری مانند حکمت الهی و عرفان، شعر، اخلاقیات، اسطورهشناسی است.[۱۳]
شرقشناسی بومی
[ویرایش]دو اصطلاح «شرقشناسی بومی» و «شرقشناسی وارونه» در متون نظریه پسااستعماری اغلب به جای یکدیگر به کار میروند، اما تفاوتی ظریف در تأکید دارند. صادق جلال العظم اصطلاح «شرقشناسی وارونه» (به انگلیسی: Orientalism in Reverse) را برای توصیف وضعیتی به کار برد که در آن اندیشمند شرقی، با همان مبانی ذاتگرایانه شرقشناسی غربی، اما با جهتگیری مثبت (تقدیس شرق)، میان شرق و غرب دیوار میکشد. [۱۴].: ۷
در مقابل، اصطلاح «شرقشناسی بومی» (به انگلیسی: Native Orientalism) بیشتر بر «شخصِ گوینده» تأکید دارد؛ یعنی زمانی که یک «خودی» یا بومی، کلیشههای تحقیرآمیز یا تقلیلگرایانه غربی را دربارهٔ فرهنگ خود بازتولید میکند تا برای مخاطب غربی یا آکادمیهای جهانی پذیرفتنی شود. [۱۵]: ۱۴۸ بنابراین، شرقشناسی وارونه بیشتر یک «روش» و شرقشناسی بومی یک «جایگاه دیدهبانی» است که هر دو به یک نتیجه معرفتشناختی واحد ختم میشوند.
شرقشناسی بومی با مفهوم غربزدگی که توسط جلال آلاحمد تبیین شد، میز تفاوتهای بنیادین دارد. در حالی که غربزدگی بر شیفتگی سطحی به مظاهر تمدن غربی و فقدان هویت تاریخی تمرکز دارد، شرقشناسی بومی یک پدیده معرفتشناختی پیچیدهتر است. در این وضعیت، روشنفکر شرقی نه از روی شیفتگی، بلکه با استفاده از ابزارهای تحلیلی و مقولات ذهنی غربی، به بازخوانی فرهنگ و تاریخ خود میپردازد و ناخواسته همان نگاه ذاتگرایانه و کلیشهای شرقشناسی را بازتولید میکند.
صادق جلال العظم معتقد است که شرقشناسی بومی یا وارونه، با تقدیس بیش از حد شرق و ایجاد تقابلهای خیالی با غرب، در واقع در همان زمین بازی شرقشناسان غربی بازی میکند.[۵]: ۸ این در حالی است که حمید دباشی بر این باور است که نخبگان شرقی در مهاجرت یا تحت تأثیر رسانههای جهانی، گاهی برای خوشآمد مخاطب غربی، تصویری از شرق ارائه میدهند که با واقعیتهای جاری فاصله دارد و تنها تأییدکننده پیشفرضهای غربی است.[۶]: ۱۲۲
جستارهای وابسته
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- 1 2 3 4 «شرقشناسی، خاورشناسی» [جامعهشناسی] همارزِ «orientalism»؛ منبع: گروه واژهگزینی. دفتر دوازدهم. فرهنگ واژههای مصوب فرهنگستان. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۶۱۴۳-۶۶-۸ (ذیل سرواژهٔ شرقشناسی)
- ↑ تمرکز بر ایران در سی و دومین کنفرانس شرقشناسی آلمان، بیبیسی فارسی
- 1 2 تقیزاده، سیدحسن (آبان ۱۳۳۳). «مجمع مستشرقین». یغما (۸ پیاپی ۷۶): ۳۴۷.
- ↑ سپنتا، ساسان (مرداد ۱۳۵۷). «چند نکته از چند استاد» (PDF). وحید (۲۳۷): ۵۰.
- 1 2 3 جلال العظم، صادق (۱۹۸۱). «Orientalism and Orientalism in Reverse». Khamsin (۸). دریافتشده در ۲۱ فوریه ۲۰۲۶.
- 1 2 دباشی، حمید (۲۰۱۵). Persophilia: Persian Culture on the Global Scene. Harvard University Press. شابک ۹۷۸-۰-۶۷۴-۵۰۴۶۹-۱. دریافتشده در ۲۱ فوریه ۲۰۲۶.
- 1 2 «شرقشناسی؛ مفهوم و تاریخ؛». hawzah.net. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۱-۲۴.
- 1 2 3 «SID.ir | شرقشناسی ادوارد سعید و جایگاه اسلام در مقابل غرب». www.sid.ir. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۱-۲۴.
- ↑ «شرقشناسی / Orientalism». حرفه هنرمند. ۲۰۲۴-۰۵-۲۳. دریافتشده در ۲۰۲۴-۰۶-۰۳.
- 1 2 3 کتبی, مرتضی (1993-05-22). "نقش شرقشناسی در استعمار غربی". فصلنامه علوم اجتماعی. 2 (3.4): 215–235. ISSN 1735-1162.
- ↑ «شرقشناسی مطالعات فرا استعماری دربارهٔ شرق (L'orientalisme, études post-coloniales sur l'Orient)». پرتال جامع علوم انسانی. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۱-۲۴.
- 1 2 3 4 «SID.ir | شرقشناسی ادوارد سعید و جایگاه اسلام در مقابل غرب». www.sid.ir. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۱-۲۴.
- ↑ «ادوارد سعید؛ شرقشناسی، ضد شرقشناسی و شرقشناسی وارونه». پرتال جامع علوم انسانی. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۱-۲۴.
- ↑ جلال العظم، صادق (۱۹۸۱). [khamsin.org «Orientalism and Orientalism in Reverse»] مقدار
|نشانی=را بررسی کنید (کمک). Khamsin (۸). دریافتشده در ۲۱ فوریه ۲۰۲۶. - ↑ دباشی، حمید (۲۰۱۵). [www.hup.harvard.edu Persophilia: Persian Culture on the Global Scene] مقدار
|نشانی=را بررسی کنید (کمک). Harvard University Press. شابک ۹۷۸-۰-۶۷۴-۵۰۴۶۹-۱. دریافتشده در ۲۱ فوریه ۲۰۲۶..