پرش به محتوا

وزیرستان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

وزیرستان (سرزمین وزیر) خطه‌ای‌ست در شمال باختری پاکستان و هم مرز با افغانستان. مساحت این منطقه تقریباً ۱۱٬۵۸۵ کیلومتر مربع است.

وزیرستان قسمتی از مناطق خودمختار قبایلی پاکستان بود. این منطقه در مه ۲۰۱۸ در خیبر پختونخوا ادغام شد.

وزیرستان شامل مناطق باختر و جنوب باختری پیشاور و میان رود توچی در شمال و رود گومال در جنوب است. ایالت سرحد شمال باختری دقیقاً در خاور (شرق) وزیرستان جای دارد.

قبایل این منطقه از نوعی خودمختاری در وزیرستان برخوردارند که پیشینهٔ این خودمختاری، به معاهدهٔ دیورند میان امپراتوری بریتانیای کبیر و افغانستان باز می‌گردد. بر طبق این قرارداد، قبایل وزیرستان از سال ۱۲۷۲ خورشیدی (۱۸۹۳ میلادی) تا کنون از خودمختاری برخوردارند. تاخت و تاز قبایل پشتون این منطقه در خاک هند بریتانیا تبدیل به یک مشکل همیشگی برای انگلستان شده بود. این تاخت و تازها و عملیات متقابل و تنبیهی انگلستان، بارها و بارها در میان سال‌های ۱۲۳۹ تا ۱۳۲۴ (۱۸۶۰ تا ۱۹۴۵) تکرار شد. وزیرستان بعد از سال ۱۳۲۶ (۱۹۴۷) در زمان تجزیه هندوستان، به پاکستان ملحق شد.و قضیه مرزی آن با افغانستان تا هنوز حل نشده این مناطق مربوط خاک استند که توسط انگلیس ها به زور به اجاره گرفته شد که قرار داد اجاره فقط وابسته به زندگی پادشاه وقت بود

از این تاریخ به بعد به منظور اداره بهتر وزیرستان تصمیمی مبنی بر تقسیم این مناطق به دو قسمت شمالی و جنوبی گرفته شد. طبق آمار سال ۱۳۷۷ (۱۹۹۸) جمعیت وزیرستان شمالی ۳۶۱٬۲۴۶ نفر و جمعیت وزیرستان جنوبی ۴۲۹٬۸۴۱ نفر گزارش شده‌است.

اگرچه دو قسمت وزیرستان فرق‌های بسیاری باهم دارند ولی قبیله‌های هر دو زیرشاخه‌ای از قبایل وزیر هستند که به زبان مشترکشان یعنی زبان گویش وزیرستانی سخن میگویند. این گویش شاخه‌ای از زبان پشتوست ولی در سخن تفاوت‌های آشکاری با پشتو داراست.

دره شوال، وزیرستان شمالی

قبایل وزیرستان دارای شهرت بسیاری در خشونت و جنگجویی و نزاع‌های خانوادگی هستند. حکومت در وزیرستان به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم می‌شود که هر کدام از شورایی (جرگه‌ای) از مردان ریش سفید قبیله‌ها تشکیل می‌شود.

قبایل وزیرستان از نظر اجتماعی و مذهبی، مردمانی بشدت سنتی و در دوره اخیر بنیادگرا هستند. زنان وزیرستان بشدت و با دقت توسط مردان خانه مراقبت و خانه‌نشین می‌شوند. نظام خانوادگی در وزیرستان مطلقاً مردسالارانه است.

نظام و همبستگی قبایل این منطقه بشدت مستحکم است. در اصطلاح به این نظام، نظام مسئولیت جمعی گویند و از این نظام در آیین‌نامه جرائم در منطقه وزیرستان استفاده می‌شود.

طالبان در این منطقه نفوذ بسیاری دارند مخصوصاً پس از حمله امریکا در سال ۱۳۸۰ (۲۰۰۱) به افغانستان.

وزیرستان شمالی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

مرکز منطقه وزیرستان شمالی، میران‌شاه (درگویش محلی میرون شاه) است.

بیشتر باشندگان این منطقه از قبیله درویش خل هستند. قبیله درویش خل خود زیرشاخه‌ای از قبیله بزرگتر عثمان زی است. در مقابل باشندگان وزیرستان جنوبی بیشتر از قبیله احمدزی هستند.

درویش خل‌ها در روستاهای کوهستانی محفوظ و دور از دسترس می‌زیند.

روستاهای معروف این منطقه: رازماک، داتاخل، اسین وام، دوسالی، شوال و دائور نام دارند. کشتزارهای ایشان درون درهایی در پایین روستاهایشان قرار دارند که شامل: میران شاه، درپاخل، آمزونی، علی خل، میرعلی، عداک، هورماز، هاسسوخل، زیرکی، تاپی، ایسسوری، حیدرخل، خددی و عربکت است. پشتون‌ها بسیار نزدیک به هم و مستحکم با یکیدگر می‌باشد . طالبان این منطقه نیز متشکل از پشتون‌ها هستند. وزیرستان شمالی با ولایت خوست افغانستان هم مرز است.

وزیرستان جنوبی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

مرکز منطقه وزیرستان جنوبی وانا است. وزیرستان جنوبی ۶٬۵۰۰ کیلومتر مربع وسعت دارد که بیشتر آن زیر حکومت دفتر نمایندگی دولت پاکستان است اما دولت مرکزی پاکستان، کنترل مستقیمی بر حکومت وزیرستان جنوبی ندارد.

وزیرستان جنوبی توسط یک نماینده سیاسی دولت پاکستان، به صورت غیر مستقیم اداره می‌شود. این نماینده حتماً باید یک فرد از این منطقه یا نهایتاً یک فرد وزیرستانی باشد. این سیستم اداره کردن، میراث شکل حکومتی راج‌های هند بریتانیاست.

در دفتر نمایندگی این منطقه، نمایندگان سه قبیله وزیر، مهسود و بورکی وجود دارد.

شورش وزیرستان (۱۲۹۹-۱۲۹۸) (۱۹۲۰-۱۹۱۹)

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
پرچم جنبش مقاومت وزیرستان درمقابل بریتانیا در سال ۱۹۳۰

جنگجویان کوهستان و قبایل مسلمان مناطق سخت‌گذر وزیرستان که در شمال باختری‌ترین مرز هند بریتانیا با افغانستان قرار داشتند، دهه سختی را برای ارتش بریتانیا تحمیل کردند.

این جنگ‌ها در اوایل قرن بیستم با هجوم هند بریتانیا به افغانستان شعله ور شد. هرچند که نیروهای بریتانیا به سرعت افغان‌ها را شکست داد ولی قبایل وزیرستان جنگ بسیار سختی را به نیروهای مستعمراتی بریتانیا تحمیل کردند.

بسیاری از مردان وزیرستانی، کهنه سربازانی بودند که از تاکتیک‌های مدرن نظامی در مقابل نیروهای هندی و انگلیسی که به وزیرستان فرستاده شده بودند استفاده می‌کردند.

یکی از راه‌های مقابله بریتانیا با شورشیان وزیرستان، استفاده از نیروی‌های سلطنتی در مقابل شورشیان بود. بعداً از همین تاکتیک در مورد فرونشاندن شورش عربها در عراق در سال‌های (۱۳۰۰ تا ۱۲۹۹) (۱۹۲۱ تا ۱۹۲۰) استفاده شد.

فشار اسلامی‌سازی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در گذشتهٔ نزدیک، وزیرستان منطقه‌ای بود که در آن دین بر زندگی سیاسی و اجتماعی سیطره نداشت. مردان با استقلال رأی تصمیم می‌گرفتند و ملاها صرفاً نقش دینی داشتند، بی‌آن‌که در سیاست محلی دخالت کنند. نظام اجتماعی بر پایهٔ «وزیروالا» شکل گرفته بود؛ مجموعه‌ای از قوانین نانوشتهٔ قبیله‌ای که از نیاکان به ارث رسیده و به‌وسیلهٔ جرگهٔ بزرگان هر طایفه اجرا می‌شد. این جرگه‌ها، که در میان قبایل وزیر و محسود ریشه داشتند، بیش از آن‌که متکی بر شریعت باشند، به هنجارها و عرف قبیله‌ای تکیه می‌کردند.[۱]

با ورود بریتانیایی‌ها در قرن نوزدهم و استقرار مقررات مرزی موسوم به «قانون جرایم سرحدی» (FCR)، ساختار سنتی جرگه‌ها تحت نظم رسمی مستعمراتی قرار گرفت. با این وجود، «وزیروالا» همچنان مبنای بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها باقی ماند. تنها در دورهٔ جنگ سرد بود که ملاها جایگاهی تازه یافتند و به تدریج در جرگه‌ها نفوذ کردند؛ از آن پس قوانین شرعی نیز به عرصهٔ داوری وارد شد و تغییرات فرهنگی مانند گسترش پرده‌نشینی و حجاب در میان زنان نمایان شد.[۱]

شهر دیگان، وزیرستان شمالی

در روزگار گذشته، زنان وزیرستان جایگاهی فعال در اجتماع داشتند: آنان در جرگه‌ها حاضر می‌شدند، در بازار خرید می‌کردند، در جنگ‌ها نقش ایفا می‌کردند و در مراسم عمومی، از جمله رقص‌های جمعی، شرکت می‌جستند. بازار رستم وانه، که بزرگ‌ترین مرکز تجاری وزیرستان جنوبی به شمار می‌آمد، مکانی بود که زنان و مردان هم‌زمان در آن حضور داشتند و زنان آزادانه خرید می‌کردند. اما با گسترش روبنده و الزام به پرده‌نشینی، زنان تدریجاً از عرصهٔ عمومی کنار زده شدند و حضورشان به درون خانه محدود شد.[۱]

زندگی فرهنگی نیز دستخوش دگرگونی شد. پیش‌تر در جشن‌های بهاری و عروسی‌ها، مراسم با رقص محلی آتان، آوازهای فولکلور و شادی‌های جمعی همراه بود و دختران و پسران فرصت انتخاب آزادانهٔ همسر داشتند. اما این آیین‌ها کم‌کم از میان رفت و جای خود را به ازدواج‌های ساده و محدود داد. با این حال، بقایایی از فرهنگ دیرینه همچنان پابرجا مانده است؛ برای نمونه، رقص آتان هنوز در میان مردان اجرا می‌شود و برخی از آیین‌های سنتی ازدواج به شکل ساده‌تر ادامه دارد.[۱]

در سال‌های اخیر، فشارهای اجتماعی و مذهبی بر زنان افزایش یافته است. ملاها و گروه‌های مذهبی افراطی در وانه، پایتخت وزیرستان جنوبی، دست به اقداماتی چون آتش‌زدن دکان‌هایی که نوار کاست و لوازم فرهنگی می‌فروختند زده‌اند و فضا را بیش از پیش بر فعالیت‌های آزادانهٔ زنان و جوانان تنگ کرده‌اند. حضور زنان در عرصه‌های اجتماعی، حتی در خرید و فروش روزمره، با محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌تری روبه‌رو شده است.[۱]

در دورهٔ ضیاءالحق و حتی پس از آن، با وجود برخی اصلاحات جزئی مانند ایجاد مدارس، جاده‌ها و برق، تغییرات اجتماعی عمیقی در وزیرستان رخ نداد. با این همه، ورود رسانه‌هایی چون رادیو و نوار کاست فضای فرهنگی را دگرگون کرد، هرچند مقاومت‌هایی نیز در برابر این ابزارها وجود داشت.[۱]

امروز، با بازگشت نسبی آوارگان جنگ‌ها و فروکش کردن برخی تنش‌ها، نشانه‌هایی از احیای سنت‌های فرهنگی وزیرستان دیده می‌شود. مردم منطقه بار دیگر به سراغ رقص‌ها، ترانه‌ها و جشن‌های قدیمی می‌روند و کوششی برای بازسازی زندگی اجتماعی پیشین در جریان است، گرچه فشارهای مذهبی بر زنان همچنان ادامه دارد.[۱]

  1. 1 2 3 4 5 6 7 «Secular roots: Waziristan in retrospect». The Express Tribune. ۲ مه ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۳۰ اوت ۲۰۲۵.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)