حکومت خودمختار آذربایجان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
حکومت ملی آذربایجان
آذربایجانین میلّی حکومتی

۲۱ آذر ۱۳۲۴–۲۱ آذر ۱۳۲۵
پرچم نشان نظامی
حکومت آذربایجان در شمال غربی ایران، دسامبر ۱۹۴۵ تا دسامبر ۱۹۴۶
پایتخت تبریز
زبان‌(ها) ترکی آذربایجانی
دولت دولت مارکسیسم-لنینیسم
نظام تک‌حزبی
رییس جمهور
 - ۱۹۴۵ سید جعفر پیشه‌وری
تاریخچه
 - تأسیس ۲۱ آذر ۱۳۲۴
 - فروپاشی ۲۱ آذر ۱۳۲۵

حکومت خودمختار آذربایجان که با نام رسمی حکومت ملی آذربایجان (به ترکی آذربایجانی: آذربایجان ملّی حکومتی) شناخته می‌شد، یک حکومت بود که در سال‌های ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵ در منطقهٔ آذربایجان ایران به پایتختی تبریز توسط فرقه دمکرات آذربایجان به رهبری جعفر پیشه‌وری بنیانگذاری گردید که شامل شهرهای تبریز، ارومیه، اردبیل، زنجان، خوی و اطراف اینها می‌شد. ماجرای تشکیل و نابودی این حکومت به بحران ایران که یکی از سرآغازهای جنگ سرد بود معروف است. در نهایت با ورود ارتش شاهنشاهی ایران و عقب‌نشینی نیروهای شوروی این حکومت فروپاشید.[۱]

حمایت شوروی از ایجاد این دولت، در چهارچوب یک پروژهٔ دقیق برنامه‌ریزی‌شده از سوی شوروی برای اشغال و جدا کردن شمال غربی ایران و ضمیمه کردن آن به شوروی انجام شد.[۲] فشارهای شوروی تنها عامل ایجاد جنبش آذربایجان نبود بلکه آذربایجانی‌ها ضمن برخورداری از پشتیبانی شوروی، تاحدی به تمرکز برقرار شده در عهد رضاشاه و بی‌کفایتی، فساد در دولت مرکزی و تبعیض نسبت به این استان واکنش نشان می‌دادند. در نتیجه، پس از اشغال توسط شوروی در ۱۹۴۱ دغدغه‌ای برای هویت در گروه‌های اجتماعی آذربایجانی‌ها برایشان منطقی به نظر می‌رسید. حزب توده با توصیف کردن تفاوتهایی که اساساً اجتماعی و منطقه‌ای بودند به عنوان طبقه در آذربایجان تحت حمایت شوروی محبوبیت پیدا کرد و وقتی تاکتیکهای شوروی تغییری را دیکته کرد، آنچه فرقه دمکرات نامیده شد را با گروهی از هواداران آماده فراهم کرد.[۳]

در اوت سال ۱۹۴۱ دول شوروی و انگلیس به بهانه تأمین مایحتاج ارتش شوروی ایران را اشغال کردند و رضاشاه را نیز به تبعید فرستادند.[۴] اسناد محرمانه‌ای که اکنون پس از پایان قرن در مورد جنگ سرد افشا شده‌است، تشکیل این حکومت را ناشی از دستور مستقیم استالین می‌داند.[۵] برای گسترش بخشیدن بیشتر تجزیه‌طلبی در ایران، استالین حکومت دیگری نیز در بخشی از جُنوب آذربایجان غربی به مرکزیت مهاباد تشکیل داد که به جمهوری مهاباد معروف شد. ارتش شوروی در آن زمان به‌طور کامل از حکومت پیشه‌وری حمایت کرده و حتی مانع از جابه‌جایی ارتش ایران می‌شدند. مدت کمی پس از خروج ارتش شوروی با حرکت ارتش به سمت تبریز در دسامبر ۱۹۴۶، کابینه حکومت به شوروی متواری شد.[۶][۷]

پیشینه و اقدامات[ویرایش]

یکی از شماره‌های روزنامه آذربایجان، ارگان فرقه با تصویری از میرزا حسن رشدیه
اسکناس یک تومانی حکومت ملی آذربایجان
یک تمبر سورشارژ شده با نام حکومت ملی آذربایجان
سندی رسمی با سربرگ حکومت ملی آذربایجان
یک کارنامه دوره ابتدایی مربوط به حکومت ملی آذربایجان

شوروی‌ها برای انجام پروژه خود در سال ۱۹۴۴ جعفر پیشه‌وری را به عنوان رهبر یک حکومت محلی برگزیدند و برای او شاخه‌ای از حزب توده ترتیب دادند که حزب دموکراتیک آذربایجان نامیده‌شد.[۲]

حرکت بعدی شوروی‌ها در سال ۱۹۴۵ انجام شد و آن حمله نیروهای کمونیست شوروی به یک مرکز کشاورزی در میانه بود. شوروی‌ها در آن‌جا سربازان ایرانی را خلع سلاح کردند. پس از آن شوروی‌ها همین کار را در دیگر نقاط آذربایجان نیز ادامه دادند. در منطقهٔ دریاچه ارومیه نیروهای پیشه‌وری که از ارمنی‌ها، آشوری‌ها و کردهای کمونیست تشکیل می‌شد در جنگ خود در برابر مقاومت مردم ایرانی شیعه منطقه موفق نبودند و شوروی گروه نظامی تمرین‌دیده‌ای را برای سرکوب ایرانیان به ارومیه فرستاد.[۲]

در اردبیل و خوی ایل شاهسون برای جنگ با نیروهای پیشه‌وری به کمک ژاندارمری ایران آمد و روس‌ها که پیش از این سعی می‌کردند برای مخفی ماندن برنامه‌شان در سطح جهانی بیشتر از نیروهای آشوری، ارمنی و غیره استفاده کنند این بار ناچار شدند خودشان برای سرکوب ایرانیان وارد صحنه بشوند.[۲]

حکومت شوروی‌ها در شمال غربی ایران از طریق فرقه پیشه‌وری یک سال دوام آورد. آن‌ها در این یک سال در آغاز برای جلب مردم، اصلاحاتی اقتصادی انجام دادند از جمله تقسیم زمین میان کشاورزان؛ ولی پس از این‌که این اقدامات در جلب حمایت مردمی آذربایجانیان شکست خورد، سیاست این فرقه نیز عوض شد و این بار برای جلب حمایت زمینداران ضد کمونیست به همکاری با آن‌ها پرداخت.[۲]

فرقه دموکرات ناچار شد برای جلب مردم بیسواد در منطقه خود را به عنوان یک حزب ملی‌گرای ایرانی معرفی کند که قرار است حکومت ضد ایرانی را در تهران براندازد و یک حکومت ایران‌دوستانه و دموکراتیک در تهران برقرار کند. گروهی از مردم عامی با این شعارها جذب این فرقه شدند؛ ولی باسوادان منطقه که از نقشه شوروی آگاه بودند دست به مقاومت زدند. طی آن یک سال میان ملی‌گرایان ایرانی آذربایجانی و نیروهای فرقه دموکرات درگیری‌های خونینی رخ داد. در نتیجه نارضایتی مردم آذربایجان از حکومت فرقه پیشه‌وری در آن یک سال، صد هزار نفر از آذربایجان مهاجرت کردند.[۲]

پس از شکست خوردن پروژه روس‌ها و رها ساختن پیشه‌وری ارتش ایران به منطقه بازگشت و با استقبال بسیار پرشور مردم آذربایجان روبه‌رو شد. کریستوفر سایکس که خود شاهد ماجرا بوده می‌نویسد: «به جز در فرانسه سال ۱۹۴۴، در هیچ جای دیگر چنین شور و شوقی را در مردم ندیده بودم.»[۲]

نقل‌قول‌ها[ویرایش]

از پروفسور سوایتوسکی

مشخص شد که ایده‌های شوروی در مورد ایران نارس بودند. مسئله آذربایجان ایران تبدیل به یکی از کشمکش‌های جنگ سرد شده بود، و بیشتر به خاطر فشار دول غربی شوروی ناچار شد که خاک ایران را در سال ۱۹۴۶ ترک کند. دولت مستقل به سرعت سقوط کرد و اعضای فرقه دمکرات از ترس انتقام به شوروی پناهنده شدند. در تبریز همان مردمی که فرقه را تشویق کردند، به استقبال ارتش ایران رفتند و کتاب‌های درسی را که به زبان ترکی نوشته شده‌بود به‌طور آشکار به آتش کشیدند. [۸]

از پروفسور گری هس

در ۱۱ دسامبر نیروهای ایرانی وارد تبریز شدند و دولت پیشه‌وری به سرعت سقوط کرد. در واقع آذربایجانیان به‌طور کامل از نیروهای ایران استقبال کردند و قویاً تهران را به مسکو ترجیح دادند. احتمالاً عقب‌نشینی شوروی از آذربایجان ایران می‌تواند به چند دلیل زیر باشد: فهمیدن این مطلب که احساسات استقلال‌طلبانه اغراق شده‌بودند و اینکه قراردادهای نفتی را در درازمدت به نفع بیشتر خود می‌دید.[۹]

سرانجام[ویرایش]

در زمان نخست‌وزیری قوام و پس از بازگشت او از شوروی پس هماهنگی با محمد رضا پهلوی قوای زمینی ارتش به سمت آذربایجان حرکت کرد. تیمسار سرتیپ هاشمی، داماد باقرخان یکی از افسران مؤثر در رویداد تاریخی ۲۱ آذر ۱۳۲۵ در زمره نخستین افسران بلندپایه ارتش بود که پس از گذشتن از بلندی‌های قافلانکوه برای برون راندن هواداران فرقه دموکرات به سختی و دشواری همراه با یک استوار ارتشی به درون شهر تبریز گام نهاد و به هنگام نبرد و چیرگی، همان‌جا و در همان روز از درجه سرهنگی به نشان سرتیپی نائل آمد، در سالهای ابتدایی دهه هفتاد خورشیدی پس از تغییر کاربری آرامستان طوبائیه تبریز به پارک طوبی و برچیده و زدوده شدن تمام قبور از بستر گورستان طوبائیه، مزار سرتیپ هاشمی در کنار مزار پدر همسرش باقرخان در بوستان مفاخر تبریز باقی ماند و به گونه‌ای ویژه ساماندهی شد.
در مورد پیامدهای انسانی سقوط حکومت خودمختار دو دیدگاه وجود دارد، منابع حزب توده و طرفداران فرقه از هزاران نفر[۱۰] کشته و آواره یاد کرده‌اند. جمیل حسنلی (عضو آکادمی ملی علوم آذربایجان)، می‌نویسد «در اوضاع نا به سامان پس از فروپاشی هزاران نفر از هواداران فرقه کشته و زندانی شدند و نزدیک به ده هزار نفر به آنسوی مرز گریختند».[۱۱]در صورتی که بنا به نظر حمید احمدی (دانشیار علوم سیاسی دانشگاه تهران)، بسیاری از این اظهارات مبتنی بر داده‌های مستند و تاریخی نیست، اما به دلایل سیاسی و استراتژیک یعنی به منظور بسیج احساسات افراد متعلق به گروهای قومی بیان می‌شود.[۱۲] اسناد سفارت آمریکا تعداد کشته شدگان در حملات عوام به طرفداران فرقه را که در فاصله ورود ارتش به تبریز پیش آمده بود ۴۲۱ نفر اعلام کرده‌اند.[۱۳] منابع دولت ایران از ۲۰ نفر اعدام[۱۴]و روزنامه‌های آن زمان از عددهایی در حدود ۲۰۰ نفر کشته یاد می‌کنند[۱۵][۱۶][۱۷][۱۸][۱۹] این در حالی است که ارتشبد حسین فردوست که به هنگام هجوم ارتش به آذربایجان جهت رفع نیازهای مالی ارتش شاه از سوی حکومت مرکزی به تبریز سفر کرده بود، در خاطرات خود از اعدام حدود ۲۰۰۰ الی ۳۰۰۰ نفر در تبریز - بدون هیچ‌گونه تشریفاتی و در جلوی خانه‌های افراد و در سر خیابان‌ها - خبر می‌دهد.[۲۰]

در ادبیات[ویرایش]

  • رمان مردگان باغ سبز نوشته محمدرضا بایرامی بر اساس خاطره‌ای از مادرش دربارهٔ خبرنگاری به نام بالاش است که ابتدا در بازار تبریز دوره‌گرد بوده و در عین حال شعر هم می‌سروده که با شاعر مشهوری آشنا می‌شود و به رادیو راه پیدا می‌کند و در روزنامه هم به کار خبرنگاری مشغول می‌شود. این رمان وقایع خودمختاری آذربایجان در دوره محمد رضا پهلوی و مبارزه بین قشون شاه و حزب توده را برسر مسئله آذربایجان و انتخابات دوره پانزدهم مجلس را روایت می‌کند. بالاش که حس خبرنگاری و کنجکاوی اش برانگیخته می‌خواهد از آذربایجان به زنجان و از آنجا به قزوین برود تا از اوضاع و احوال و پیشروی قشون با خبر شود. در میان راه اتفاقاتی می‌افتد که مانع رسیدن او به قزوین می‌شود.[۲۱]

کابینه[ویرایش]

هیئت دولت حکومت خود مختار آذربایجان روز چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۲۴ به ریاست میرزاعلی شبستری با ترکیب زیر تشکیل گردید.[۲۲]

وزیران کابینهٔ حکومت خود مختار آذربایجان
ر. وزیر وزارت‌خانه ر. وزیر وزارت‌خانه
۱ سید جعفر پیشه‌وری نخست‌وزیر ۷ سلام الله جاوید داخله
۲ جعفر کاویان جنگ ۸ محمد بی‌ریا فرهنگ
۳ دکتر مهتاش کشاورزی ۹ دکتر اورنگی بهداری
۴ غلامرضا الهامی دارایی ۱۰ یوسف عظیما دادگستری
۵ ربیع کبیری وزارت پست و تلگراف ۱۱ رضا رسولی اقتصاد و تجارت
۶ سید جعفر پیشه‌وری کار

منابع[ویرایش]

  1. از زندان رضا خان تا صدر فرقه دمکرات آذربایجان، بررسی زندگی و آراء سید جعفر پیشه‌وری. علی مرادی مراغه‌ای، نشر اوحدی. ۱۳۸۲
  2. دکتر م. سببی در سایت گویا «۲۱ آذر، روز فجر و شکست» (با حق استفاده عادلانه از جزء کوچک مقاله)
  3. رحیم رئیس نیا: آذربایجان در سیر تاریخ ایران، بخش اول.
  1. ««نامه» رهبران جنبش ملی-دموکراتیک آذربایجان». www.achiq.org. دریافت‌شده در ۲۰۱۸-۰۶-۰۴. کاراکتر line feed character در |عنوان= در موقعیت 7 (کمک)
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ ۲٫۶ Cottam, Richard W. 1964. Nationalism in Iran. [Pittsburgh]: University of Pittsburgh Press. pp.124-128.
  3. Encyclopædia Iranica: The Azerbaijan movement, one must keep in mind, was not created solely by Soviet pressures. While benefiting from Soviet support, the Azeris were partly reacting to the process of centralization instituted under Reżā Shah and to the central government’s incompetence, corruption, and discrimination against the province; the Kurds opposed, among other things, the government’s attempts at detribalization. Thus, a concern for identity within their own communal groups seemed logical to both Kurds and Azeris in the aftermath of the Soviet occupation in 1941. Characterizing in terms of class what were primarily communal and regional differences (Azerbaijan had only twelve towns with a population of 10,000 or more and there was a substantial number of factory workers only in Tabrīz), the Tūda Party gained support in Azerbaijan under the aegis of the Soviet occupation and, when Soviet tactics dictated a shift, provided what became the Democratic Party with a ready group of supporters (although only one of nine cabinet ministers were former Tūda members).
  4. Reza Shah Pahlavi (shah of Iran) - Britannica Online Encyclopedia
  5. "Cold War International History Project 1945-46 Iranian Crisis"
  6. Azerbaijan Crisis (1947-1948)
  7. «Iran in World War II». بایگانی‌شده از اصلی در ۲ سپتامبر ۲۰۰۶. دریافت‌شده در ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۷.
  8. Swietochowski, Tadeusz 1989. «Islam and the Growth of National Identity in Soviet Azerbaijan" , Kappeler, Andreas, Gerhard Simon, Georg Brunner eds. Muslim Communities Reemerge: Historical Perspective on Nationality, Politics, and Opposition in the Former Soviet Union and Yugoslavia. Durham: Duke University Press, pp. 46-60.
  9. Gary. R. Hess Political Science Quarterly, Vol. 89, No. 1 (March. , 1974) [۱]
  10. نشریه یول، ویژه نامه پنجاه و شش سالگرد 21 آذر، 11 آذر 1381، ص 11.
  11. http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2005/10/051020_aa_fergheh.shtml
  12. «دولت مدرن و اقوام ایرانی: شالوده شکنی پارادایم‌های رایج» دکتر حمید احمدی
  13. Nat. Arch. 891.00/1-1547, 15 January 1947. Touraj Atabaki, Azerbaijan: Ethnicity and the Struggle for Power in Iran. [Revised Edition of Azerbaijan, Ethnicity and Autonomy in the Twentieth-Century Iran] London: I.B.Tauris, 2000. pg 227. "A British source cited by the US Embassy in Tehran gives the number of killed Democrats as 421. The American Embass’s report has been classified under wash."
  14. روزنامه شیکاگو تریبیون به نقل از مقام نظامی ایران
  15. "[No heading]". The Mercury (Hobart, Tas. : 1860 - 1954). Hobart, Tas.: National Library of Australia. 16 December 1946. p. 8. Retrieved 22 October 2013.
  16. Swietochowski، Tadeusz (۱۹۹۵). Russia and Azerbaijan: A Borderland in Transition. New York: Columbia. University Press. صفحهٔ ۱۵۴

    Rossow conservatively estimated 500 killed during the lawless interregnum that preceded the coming of the Iranian troops. Hundreds of others were tried and jailed, and scores were hanged.

  17. نقل قول از رادیوی مسکو اینکه ۶۰۰ نفر کشته و سیصد نفر دستگیرشده‌اند
  18. معرفی کتاب کاوه بیات، " روایت اسناد انگلیسی از بحران آذربایجان "
  19. ذبیح، سپهر (ژوئن ۱۹۶۶). Communist Movement in Iran. Univ of California Pr.ISBN 978-0-520-01377-3، صفحهٔ ۱۱۷
  20. غ. ب. داداش‌زاده، ضررهای نفاق در جنبش‌های ملی ایران از نهضت جنگل تا 28 مرداد، بی‌جا، بی‌نا، 1357، صص 98-99.
  21. مردگان باغ سبز چه ماجرایی دارد؟
  22. ملازاده، حمید (۱۳۸۸). اطلاعات طبقه‌بندی شده حوادث آذربایجان. تبریز: مهد آزادی. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۸۸۹۹-۲ مقدار |شابک= را بررسی کنید: length (کمک).

پیوند به بیرون[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

Azerbaijan People's Government

1945–1946
Flag of Azerbaijan People's Government
Flag
Coat of arms of Azerbaijan People's Government
Coat of arms
Anthem: Anthem of the Azerbaijan People's Government
Location of the Azerbaijan People's Government
Location of the Azerbaijan People's Government
StatusPuppet state of the Soviet Union[1][2]
CapitalTabriz
Common languagesAzerbaijani
GovernmentMarxist-Leninist one-party state
President 
• 1945–46
Ja'far Pishevari
Historical eraCold War
• Established
November 1945
• Disestablished
December 1946
Preceded by
Succeeded by
Pahlavi dynasty
Pahlavi dynasty
Today part of Iran
A surcharged stamp published under the name of National Government of Azerbaijan.

The Azerbaijan People's Government (APG; Azerbaijani: Azərbaycan Milli Hökuməti; Persian: حکومت خودمختار آذربایجان‎; Russian: Азербайджанское народное правительство, romanizedAzerbajdžanskoje narodnoje praviteljstvo) was a short-lived unrecognized secessionist state[3][4] in northern Iran from November 1945 to December 1946. Established in Iranian Azerbaijan, the APG's capital was the city of Tabriz. Its establishment and demise were a part of the Iran crisis, which was a precursor to the Cold War.

History

To supply the Soviet forces with war material through Iran, British and Soviet troops jointly occupied the country in August 1941.[5] Soviet forces entering Iranian territory from the Armenian SSR and the Azerbaijan SSR and British and Indian forces entering from Iraq soon took the control of the country.[6] On 16 September, the British forced Reza Shah to abdicate in favor of his son Mohammad Reza Shah Pahlavi, who ruled until 1979.[6]

With the dethronement of Reza Shah in September 1941, Soviet troops captured Tabriz and northwestern Iran for military and strategic reasons. The Azerbaijan People's Government, set up by the Soviets, under leadership of Ja'far Pishevari was proclaimed in Tabriz in 1945.[6] Lavrenti Beria was nominally in charge of the operation, but delegated it to Mir Jafar Baghirov, the First Secretary of the Communist Party of Azerbaijan in Baku.[6] The Democratic Party of Azerbaijan was also created by the direct order of Joseph Stalin[7] and capitalized on some local people's dissatisfaction with the centralization policies of Reza Shah.[6] It was supplied with money and weapons by the USSR.[6] Stalin wanted to make pressure on Iran to get an oil concession in Iranian Azerbaijan.[6] During this time, a revival of the Azerbaijani literary language, which had largely been supplanted by Persian, was promoted with the help of writers, journalists, and teachers from the Azerbaijan SSR. In the quest of imposing national homogeneity on the country where half of the population consisted of ethnic minorities, Reza Shah had previously issued in quick succession bans on the use of Azerbaijani language on the premises of schools, in theatrical performances, religious ceremonies, and, finally, in the publication of books.[8] These directives were issued despite the fact that Reza Shah's mother Noosh Afarin and his wife Taj-Al-Molook Ayrimlu were both of Azerbaijani descent.

Establishment

The Firqah-i Dimukrat, or Azerbaijani Democratic Party (ADP), publicly announced its formation in Tabriz on September 3, 1945 by a group of veteran communists headed by Ja'far Pishevari. After the announcement, the communist, Soviet-supported Tudeh party dissolved its Azerbaijan chapter and ordered its members to join ADP.[9] ADP expanded throughout Iranian Azerbaijan, and initiated a local coup d'état with help from Soviet army, who prevented the Iranian army from intervening.[10] During the first week of September 1945, the Azerbaijani Democratic Party, led by Ja'far Pishevari, a long-time leader of the revolutionary movement in Gilan, declared itself to be in control of Iranian Azerbaijan, promised liberal democratic reforms, and disbanded the local branch of Tudeh.[11][12] Later in September 1945, at its first congress, the Azerbaijani Democratic Party authorized the formation of a peasant's militia. This militia started a bloodless coup on November 18, 1945[13] and by November 21, 1945 they had captured all remaining government posts in the province, and Iranian Azerbaijan "became an autonomous republic under the direction of a 39-member national executive committee".[10][14] The reality of the power seems to have been exercised by Mohammed Biriya, the Minister of Propaganda and head of the local secret police.[6]

At the same time, the US was steadily increasing its military assistance to the Iranian government. Under pressure by the Western powers, the Soviet Union revoked its support of the newly created state and the Iranian military succeeded in re-establishing Iranian rule in November 1946. According to Tadeusz Swietochowski:

As it turned out, the Soviets had to recognize that their ideas on Iran were premature. The issue of Iranian Azerbaijan became one of the opening skirmishes of the Cold War, and, largely under the Western powers' pressure, Soviet forces withdrew in 1946. The autonomous republic collapsed soon afterward, and the members of the Democratic Party took refuge in the Soviet Union, fleeing Iranian revenge. In Tabriz, the crowds that had just recently applauded the autonomous republic were now greeting the returning Iranian troops, and Azerbaijani students publicly burned their native-language textbooks. The mass of the population was obviously not ready even for a regional self-government so long as it smacked of separatism.[15]

Soviet support

New declassified evidence of formerly top secret documents from the Cold War implicates the USSR in forming the government of Pishevari by the direct orders of Stalin.[7] The Soviet military supported the new autonomous entity and prevented the Iranian army from restoring governmental control over the area. After the Soviet withdrawal, Iranian troops entered the region in December 1946 and Pishevari and his cabinet fled to the Soviet Union.[16][17] According to Prof. Gary R. Hess:

On December 11, an Iranian force entered Tabriz and the Peeshavari government quickly collapsed. The Soviet willingness to forego its influence in (Iranian) Azerbaijan probably resulted from several factors, including the realization that the sentiment for autonomy had been exaggerated and that oil concessions remained the more desirable long-term Soviet Objective.[18]

Dissolution

On June 13, 1946, an agreement was reached between the Central Government [in Tehran] and the delegates from Azerbaijan, headed by Pishevari.[19] By that agreement, Pishevari agreed to abandon the APG's autonomy, to relinquish its ministries and premiership, and to become once more part of Iran. Its parliament was to be transformed into a provincial council - a system recognized and provided for in the Iranian Constitution.[19]

By mid-December 1946, the Iranian army, backed by the United States and the British,[20] reentered Tabriz, thus putting an end to Azerbaijan People's Government after a full year of its existence.[21] During the lawless interregnum, approximately 500 supporters[22][23] of the Ferqeh were killed. According to the U.S. Supreme Court Justice, William O. Douglas, while the Russian Army had been on its best behavior when stationed in Azerbaijan, the Iranian Army behaved as an occupying force and brutalized the local inhabitants. The beards of peasants were burned, their wives and daughters raped. Houses were plundered and livestock were stolen. The Army left a trail of death and destruction behind it.[24]

Many of the leaders took refuge in the Azerbaijan SSR. Ja'far Pishevari died in a car accident in Baku in 1947. Prime Minister Kordary was jailed for many years by the Shah and later released due to the tireless efforts of his brother Kazem.

See also

References

  1. ^ Frederik Coene (2009), The Caucasus - An Introduction, Routledge Contemporary Russia and Eastern Europe Series, Routledge, p. 136, ISBN 9781135203023, As a result, the People's Republic of Azerbaijan and the Kurdish People's Republic (the Republic of Mahabad), two short-lived Soviet puppet states, were set up late in 1945...
  2. ^ Donald Newton Wilber (2014). Iran, Past and Present: From Monarchy to Islamic Republic. Princeton University Press. p. 136. ISBN 1400857473. In December the Democratic Party of Azerbaijan, announced the establishment of an autonomous state of Azerbaijan, and at the same time the Russians set up another puppet state, the Kurdish Republic of Mahabad, also in Azerbaijan.
  3. ^ Chelkowski, Peter J.; Pranger, Robert J. (1988). Ideology and Power in the Middle East: Studies in Honor of George Lenczowski. Durham: Duke University Press. ISBN 9780822307815. OCLC 16923212.
  4. ^ Abrahamian, Ervand (1982). Iran Between Two Revolutions. Princeton, N.J.: Princeton University Press. ISBN 9780691053424. OCLC 7975938.
  5. ^ Reza Shah Pahlavi :: Policies as shah. - Britannica Online Encyclopedia
  6. ^ a b c d e f g h Sebestyen, Victor (2014). 1946: The Making of the Modern World. Pan MacMillan. ISBN 0230758002.
  7. ^ a b "1945-46 Iranian Crisis". Cold War International History Project. Woodrow Wilson International Center for Scholars.
  8. ^ Tadeusz Swietochowski, Russia and Azerbaijan: A Borderland in Transition. ISBN 0-231-07068-3
  9. ^ Iran in claws of the bear, The failed Soviet landgrab of 1946 , Farhad Tale, iUniverse books, 2007, ISBN 0-595-41345-5,p19
  10. ^ a b Abrahamian, Ervand (October 1970). "Communism and Communalism in Iran: The Tudah and the Firqah-I Dimukrat". International Journal of Middle East Studies (PDF). Cambridge, MA: Cambridge University Press. 1 (4): 291–316. doi:10.1017/s0020743800000702. JSTOR 162649.
  11. ^ Sepehr Zabih. The Communist Movement in Iran, Berkeley, 1966, p. 99
  12. ^ Ervand Abrahamian. Iran between Two Revolutions, Princeton, 1982, pp. 217-218
  13. ^ Jessup, John E. (1989). A Chronology of Conflict and Resolution, 1945-1985. New York: Greenwood Press. ISBN 0-313-24308-5.
  14. ^ Fred H. Lawson. "The Iranian Crisis of 1945-1946 and the Spiral Model of International Conflict", International Journal of Middle East Studies, Vol. 21, No. 3. (Aug., 1989), p. 316
  15. ^ Swietochowski, Tadeusz 1989. "Islam and the Growth of National Identity in Soviet Azerbaijan", Kappeler, Andreas, Gerhard Simon, Georg Brunner eds. Muslim Communities Reemerge: Historical Perspective on Nationality, Politics, and Opposition in the Former Soviet Union and Yugoslavia. Durham: Duke University Press, pp. 46-60.
  16. ^ Azerbaijan Crisis (1947-1948)
  17. ^ Iran in World War II Archived October 16, 2009, at the Wayback Machine
  18. ^ Gary. R. Hess Political Science Quarterly, Vol. 89, No. 1 (March., 1974) [1]
  19. ^ a b A. C. Edwards. "Persia Revisited", International Affairs (Royal Institute of International Affairs 1944), Vol. 23, No. 1. (Jan., 1947), p. 58
  20. ^ McEvoy, Joanne; O'Leary, Brendan (2013). Power Sharing in Deeply Divided Places. Philadelphia: University of Pennsylvania Press. p. 191. ISBN 9780812245011.
  21. ^ George Lenczowski. "United States' Support for Iran's Independence and Integrity, 1945-1959", Annals of the American Academy of Political and Social Science, Vol. 401, America and the Middle East. (May, 1972), p. 49
  22. ^ Swietchowski:"Addressing the troops entering Azerbaijan, General ‘Ali Razmara proclaimed that they were restoring the soul of Iran to the nation, and henceforth the anniversary of the event would be celebrated by a military parade. By all accounts the population’s enthusiastic welcome of the Iranian army was genuine. Among the elated throngs were many who barely a year ago had also enthusiastically greeted the rise of the Pishevari government; the change of heart was due not only to disenchantment with the Democrats but also the uncontrollable violence being meted out at the sympathizers of the fallen regime. Rossow conservatively estimated 500 killed during the lawless interregnum that preceded the coming of the Iranian troops. Hundreds of others were tried and jailed, and scores were hanged. "( Tadeusz Swietochowski, Russia and Azerbaijan: A Borderland in Transition. New York: Columbia. University Press, 1995. pg 154)
  23. ^ A British source cited by the US Embassy in Tehran gives the number of killed Democrats as 421. The American Embassy’s report has been classified under Wash. Nat. Arch. 891.00/1-1547, 15 January 1947"( Touraj Atabaki, Azerbaijan: Ethnicity and the Struggle for Power in Iran, [Revised Edition of Azerbaijan, Ethnicity and Autonomy in the Twentieth-Century Iran] (London: I.B.Tauris, 2000. pg 227).
  24. ^ Douglas, William O. (1951). Strange Lands & Friendly People. Harper. p. 45. ISBN 978-1199639806.

Documents