بهمن محصص

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
بهمن محصص
بهمن محصص
زاده بهمن محصص
۹ اسفند ۱۳۱۰
رشت 
مرگ ۶ مرداد ۱۳۸۹
رم
ملیت ایرانی / ایتالیایی
وب‌گاه
http://bahmanmohassess.com/

بهمن محصص (۹ اسفند ۱۳۱۰ در رشت - ۶ مرداد ۱۳۸۹ در رم) نقاش، مجسمه‌ساز و مترجم پیشروی ایرانی بود. نقاشی‌های آوانگارد بهمن محصص از آثار معتبر نقاشی مدرن ایران محسوب می‌شود.

محصص در نظرسنجی نوروز سال ۹۴ فصلنامهٔ حرفه: هنرمند برای انتخاب ده هنرمند برگزیده هنر نوگرای ایران که بین صد هنرمند و هنرشناس انجام شد، در صدر فهرست هنرمندان نوگرای ایران از دههٔ بیست تا به امروز قرار گرفت.[۱]

زندگی[ویرایش]

بهمن محصص متولد۱۳۱۰ در خانواده‌ای لاهیجانی در رشت به دنیا آمد. خاندان محصص مشتمل بر حدود ۱۵ خانواده بود که از مالکین لاهیجان و در کار تجارت چای و ابریشم بودند و در محلهٔ پردسر این شهر اقامت داشتند. به گفتهٔ حسین محجوبی «همهٔ محصص‌ها کاراکتر غریبی داشتند ولی بهمن از همه پیچیده‌تر و خاص‌تر به نظر می‌رسید.» اردشیر محصص کارتونیست شهیر ایرانی پسر عموی او نیز جایگاهی رفیع در جریان نوگرای ایران دارد.[۲]

خودش در فیلم مستند «فی‌فی از خوشحالی زوزه می‌کشد» که دربارهٔ زندگی اوست، می‌گوید نسبش از طرف پدر به مغول‌ها و از طرف مادر به قاجارها می‌رسد. در ۱۴ سالگی در کارگاه و نمایشگاه محمد حبیب محمدی، نقاش گیلانی که هنر را در آکادمی هنر مسکو فراگرفته بود، شروع به کار کرد. پدر او کارمند ادارهٔ تلگراف و تلفن بود و به تهران منتقل شد. به گفتهٔ محجوبی «خیلی با کسی نمی‌جوشید و فکر می‌کنم بهمن خان این بدعنقی را از او به ارث برده باشد.»[۳]

در زمان اقامت خانوادگی در تهران، محصص چند ماهی در دانشگاه هنر تهران به تحصیل پرداخت. در همین زمان بود که او به انجمن خروس جنگی که توسط جلیل ضیاپور تأسیس شده بود پیوست و برای مدتی ویراستار هفته نامهٔ ادبی هنری «پنجه خروس» بود.[۴] از طریق همین انجمن او به جریان نوگرای ایران وارد شد که از اعضای آن نیما یوشیج، پدر شعر نوی فارسی، سهراب سپهری، هوشنگ ایرانی و غلامحسین غریب بودند.[۵] او با بزرگان زمان خود نظیر نیما یوشیج، فروغ فرخزاد و جلال آل احمد معاشرت داشت.[۶]

بهمن محصص در سال ۱۳۳۳ به اروپا سفر کرده و در ایتالیا ساکن شد و در آکادمی هنر رم مدتی نزد فروچیو فراتزی به آموختن هنر مشغول شد. حاصل این دوره از زندگی محصص، چندین نمایشگاه گروهی و انفرادی در داخل و خارج ایتالیا و شرکت در نمایشگاه‌هایی چون بی‌ینال (دو سالانه) ونیز، سائوپائولو و پاریس بود.

بهمن محصص با دختر پسرعموی پدرش به نام «نزهت‌الملوک» که در بندر انزلی دبیر و بعداً در تهران رئیس دانشسرای عالی دختران بود در سال ۱۳۵۶ ازدواج کرد. قرار بود خیلی قبل‌تر این دو با هم ازدواج کنند ولی به علت رفت و آمد محصص به ایتالیا در این امر تأخیر افتاد. ارتباط آنان بیشتر تلفنی بود زیرا محصص در ایتالیا و همسرش در تهران زندگی می‌کردند. نزهت‌الملوک که به طور مستقل برای خود زندگی می‌کرد در حدود ۱۳۷۵ یا ۱۳۷۶ به علت تومور مغزی درگذشت.[۷]

مجله Out که در حوزه سبک زندگی و سرگرمی همجنس‌گرایان منتشر می‌شود، در مرور فیلم فی‌فی از خوشحالی زوزه می‌کشد ساخته میترا فراهانی دربارهٔ بهمن محصص، از او به عنوان یکی از هنرمندان همجنس‌گرای ایرانی نام برده است.[۸]

بازگشت به ایران[ویرایش]

در سال ۱۳۴۲ به امید برپا کردن جنبشی نو در هنر کشورش به ایران بازگشت و در نمایشگاه‌ها و کنفرانس‌ها و برنامه‌های متعددی شرکت کرد. محصص آثاری از پیراندلو، مالاپارته و کالوینو را از ایتالیایی و آثاری از اوژن یونسکو و ژان ژنه را از فرانسوی به فارسی ترجمه کرد.

صندلی‌ها از بهمن محصص

محصص از پیشگامان طراحی صحنهٔ تئاتر در ایران بود؛ او نمایش صندلی‌ها اثر اوژن یونسکو را به روی صحنه برد. او برای این نمایش تعدادی صندلی دکوراتیو و اکسپرسیو طراحی کرد که وقتی کنار هم قرار داده می‌شدند جنگلی آبستره را به ذهن متبادر می‌کردند. طراحی دیگر او برای تولید هنری چهارم از لوییجی پیراندلو به مناسبت صد سالگی آن بود که در آن فرم‌های فلزی تندیسی در تضاد با پرده‌های سادهٔ کیسه‌ای قرار گرفته بود.[۹]

در سال ۱۳۴۸ (۱۹۶۹) از ادامه فعالیت در ایران صرف نظر کرد و به رم بازگشت و در همان‌جا به ادامه زندگی و کار پرداخت. او در این دوران سفارش ساخت مجسمه‌هایی را برای برپایی در تهران دریافت کرد، اما بسیاری از آثار عمومی او پس از انقلاب اسلامی نابود شده و یا آسیب دیدند و خود هنرمند نیز باقی کارهای خود در ایران را از بین برد.[۱۰] او گاهی به ایران سفر می‌کرد و سرانجام در ۱۳۸۹ در انزوای خودخواسته در رم رخت از جهان فروبست.

ستایش دیگران[ویرایش]

آیدین آغداشلو، نویسنده و پژوهشگر ایرانی و نقّاش سرشناس دربارهٔ محصّص می‌گوید: «به گمانِ من او یکی از پنج هنرمند بزرگ هنر معاصر ماست.»[۱۱] شهروز نظری در مقدمهٔ بزرگداشت بهمن محصص در شمارهٔ ۱۲۶ دوهفته‌نامه تندیس می‌نویسد: «چهرهٔ پروتاگونیست او به عنوان روشنفکر به مثابه الگویی برای تیپ هنرمند نخبه مورد تقلید بسیار قرار گرفت.»

نگارخانه[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. 10 هنرمندِ برگزیده‌ی 100هنرمند وهنر شناس و منتقد
  2. «بهمن محصص» در غبار ستاره‌ها به ابدیت پیوست
  3. حسین محجوبی. «نمایش بی پروایی». تندیس: شماره ۱۲۶، بیست و هشتم خرداد ۱۳۸۷. 
  4. "Mohasses, Bahman" in The Iranian Modern Art Movement: The Iranian Collection of the Tehran Museum of Contemporary Art, (Tehran Museum of Contemporary Art: Tehran, 2006). , page 310.
  5. "بهمن محصص؛ پیشرو و مردم گریز". 
  6. آیدین آغداشلو. «بشریت را نشانه گرفت». تندیس: شماره ۱۲۶، بیست و هشتم خرداد ۱۳۸۷. 
  7. محصصی، حسن و عبهر روزبهانی. «خاندان محصص». تندیس، ش. ۱۸۰ (۱۳۸۹): ۷–۷. بازبینی‌شده در ۲۰۱۵-۰۱-۱۶. 
  8. The Unapologetic Life of Bahman Mohasses
  9. http://books.google.com/books?id=maGU4ziPQJQC&lpg=PA213&ots=wITaHNP0Ue&dq=bahman%20mohassess&pg=PA213#v=onepage&q=mohassess&f=false
  10. "Bahman Mohasses Biography". 
  11. http://www.honaronline.ir/Pages/News-46974.aspx

پیوند به بیرون[ویرایش]