فرهنگ و هنر آمریکا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

قرن بیستم میلادی قرنی بود که در آن هنرمندان آمریکا از زنجیر قیود و سنت‌های دنیای قدیم خود را آزاد کرده و با خلاقیت خود شاخه‌های فرهنگی و هنری را در جهات جدیدی به شکوفایی رساندند.

موسیقی، فیلم، تئاتر، رقص، و دیگر نمونه‌های توصیف هنری امروزه توسط هنرمندان آمریکایی متحول گشته‌اند. احیای موسیقی به شیوه جدید، الگوهای نو در هنر رقص، درام با ریشه‌های سرزمین‌های بومی آمریکا، فیلم سازی مستقل در پهنای این سرزمین، جهانی شدن هنرهای نمایشی، همه و همه قسمتی از صحنهٔ هنر معاصر در ایالات متحده آمریکا هستند.

اما ریشه و اصل این جوشش خلاق آمیز را شاید بتوان بقول دانا گیووا شاعر و رئیس کنونی سازمان ملی پشتوانه هنرهای آمریکا (به انگلیسی: National Endowment for the Arts) در این اصل یافت:

دلیل اینکه آمریکا اینچنین در تاریخ خود دارای ویژگی‌های هنری منحصر بفرد، و دست آوردهای بدیع از فیلم و موسیقی جاز گرفته تا ادیبات نوین است، جامعه ایست که اصل آزادی فردی را در شهروندان خویش گرامی داشته‌است.[۱]

هنرهای تجسمی[ویرایش]

هنر نقاشی و مجسمه سازی در آمریکا در عنفوان تولد خود نشات گرفته ار هنرهای اروپا بود. رفته رفته در قرن نوزده میلادی، هنرمندان آمریکایی از خود میراثی خلق کردند که زاییدهٔ خویش بوده و بر هنرمندان متعاقب خود تاثیرات مهمی بر جای گذارد. چشم‌اندازهای بکر قارهٔ آمریکای شمالی مصور در آثار این هنرمندان در قرن ۱۸ و ۱۹ تدریجاً جای خود را به صحنه‌های شهری آمریکا داده و منجر به جنبش‌های نوگرایی شد که از میان آنان می‌توان abstract expressionism و pop art را نام برد.

مشخصهٔ هنر آمریکا تنوع در شیوه است که خود نتیجهٔ وسعت و تنوع جغرافیایی و فرهنگی کشور آمریکاست. آنچه که در شهرها در عرصهٔ هنر رخ می‌دهد بعضا با آنچه که در آمریکای غیرشهری رخ می‌دهد متفاوت بوده‌است. رشد یا افول اقتصادی، وقایع و جریانات سیاسی، میراث فرهنگی قومی و فردی، و پیشرفت‌های فنی از دیگر عواملی اند که بر هنرهای تجسمی آمریکا تاثیرات مهمی داشته‌اند.

پنجره‌ای به هنر معاصر آمریکا
Kehinde Wiley Blanton.JPG

یک نمونه از یک اثر بدیع هنر آمریکا. تابلوی روغن بر بوم بنام Le Roi a la Chasse، اثر هنرمند معاصر آمریکایی Kehinde Wiley واقع در موزه هنر بلنتون در شهر آستین در تگزاس.

این اثر سعی در بازگو کردن غیاب سیاهپوستان در هنر تجسمی آکادمیک غرب را دارد. در این اثر، مردی سیاهپوست دیده می‌شود که نقاش در گوشه و کنار خیابانهای آمریکا با وی آشنا گردید. با وجود اینکه نوع لباس پوشیدن مردجوان برگرفته از مد جوانان امروزی این قشر از آمریکاییان شهرنشین است، طرز ایستادن مردجوان در این تابلو اقتباسی است از نحوهٔ ایستادن چارلز اول (شاه انگلیس)، در اثری از آنتونی ون دایک بسال ۱۶۳۵ میلادی، و گلهای اطراف وی برگرفته از سبک تزیینی قرن ۱۹ فرانسه است.

موسیقی و تئاتر[ویرایش]

نوشتار اصلی: موسیقی آمریکا


از سبکهای موسیقی آمریکایی می‌توان به سبکهای جاز، بلوز، هیپ هاپ و کانتری اشاره کرد، و شاید کمتر کسی از علاقمندان به تئاتر باشد که نام و آوازه برادوی را نشنیده باشد.

لهجه در فرهنگ آمریکایی[ویرایش]

در آمریکا در نقاط مختلف کشور، مردم به لهجه های مختلفی تکلم می کنند و هر ناحیه لهجه خاص خود را دارد. در بریتانیا نسبت به ایالات متحده آمریکا، تنوع لهجه بیشتر است و مردم بریتانیا قادرند لهجه های مختلف را بر خلاف مردم آمریکا، بهتر تشخیص دهند. مردم آمریکا فقط تا حد تشخیص لهجه نیویورکی از لهجه جنوب آمریکا هستند و نسبت به تشخیص بیشتر لهجه های آمریکایی ناتوان هستند و از لهجه یک شخص، اهلیت او را تمیز نمی دهند. در آمریکا لهجه استاندارد رادیو و تلویزیون، لهجه غرب-میانه این کشور است..[۲]

سینما[ویرایش]

نوشتار اصلی: سینمای آمریکا


تولد سینما را تا حد زیادی می‌توان به آمریکا نسبت داد. اولین انیمیشن سینمایی توسط ادوارد مای‌بریج ساخته شد که تصویر یک اسب در حال دویدن بود.

توماس آلوا ادیسون هم یکی از اولین تولیدکنندگان سینما بود که دستگاه جنبش نما را اختراع کرد.

معماری[ویرایش]

نوشتار اصلی: معماری آمریکا


معماری آمریکا دارای برخی مشخصه‌های منسجم و منحصر به خود است. اما از طرف دیگر بسته به ناحیه جغرافیایی نیز دارای خواص ویژه‌ای می‌باشد. بطور مثال در ایالت‌های جنوب غربی آمریکا متاثر از معماری اسپانیایی است، در صورتیکه در ایالت‌های نیو انگلند آمریکا تحت نفوذ شیوه‌های فکری اروپاییان مهاجر از انگلیس و ایرلند و آلمان بوده‌است.

موزه‌ها و پارک‌ها[ویرایش]

ادبیات[ویرایش]

رالف والدو امرسون به سعدی علاقه زیادی داشت، تا جاییکه نوشته‌های وی را با انجیل حتی مقایسه نمود.[۳] امرسون در مدح حافظ شیرازی نیز مقالاتی نوشت.[۴]
نوشتار اصلی: ادبیات آمریکا


ادبیات آمریکا در مدت نسبتا کوتاه عمر این کشور، از مشهورترین چهره‌های شناخته شده ادبیات بشری را به دنیا ارزانی داشته. از مارک تواین گرفته تا ارنست همینگوی تا جک لندن، ادبیات آمریکا را قطعا از نقاط درخشان فرهنگ این کشور می‌توان به حساب آورد که بر هنرهای کشورهای دیگر تاثیرات فراوانی داشته‌است.

بطور نمونه، داریوش مهرجویی فیلم پری را (که داستانی عارفانه‌است) با برداشتی آزاد از رمان فرانی و زویی نوشتهٔ جروم دیوید سالینجر ساخت. اثر دیگر همین نویسنده بنام ناتور دشت نیز محور فلسفی داستان شبح درون پوسته است که از موفق‌ترین سری مانگا و انیمه تولید ژاپن در سالهای اخیر می‌باشد.

کتابخانه‌های آمریکا[ویرایش]

کتابخانه کنگره آمریکا واقع در واشینگتن دی سی پس از کتابخانه بریتانیا در لندن، دومین کتابخانه بزرگ جهان از نظر تعداد منابع می‌باشد [۵][۶] این کتابخانه که متعلق به کنگره آمریکا است، با دارا بودن ۱۳۴ میلیون نسخه[۷] احتیاج به بیش از ۸۰۰ کیلومتر قفسه جهت ذخیره سازی کلکسیون خود دارد[۸]. گنجینهٔ کتب فارسی این کتابخانه حاوی کتب ارزشمندی همچون نسخه‌های خطی اسکندرنامه نظامی گنجوی، سفرنامه ناصرالدین شاه قاجار، و تفسیر سیزده جلدی مثنوی مولانا جلال الدین رومی اثر سید محمد تقی جعفری می‌باشد.[۹]

در حیطه تخصصی، کتابخانه ملی پزشکی ایالات متحده آمریکا (با ۹ میلیون نسخه دارایی)[۱۰] بزرگ‌ترین کتابخانه پزشکی و تاریخ پزشکی جهان است[۱۱].

از دیگر کتابخانه‌های بزرگ آمریکا می‌توان کتابخانه عمومی شهر نیویورک را نام برد.[۱۲] و در میان کتابخانه‌های دانشگاهی، بزرگ‌ترین کتابخانه‌های قاره آمریکای شمالی بترتیب عبارت‌اند از[۱۳]:

کتابخانه تعداد نسخه کتاب
کتابخانه دانشگاه هاروارد ۱۳٬۶۱۷٬۱۳۳
کتابخانه دانشگاه ییل ۹٬۹۳۲٬۰۸۰
کتابخانه دانشگاه ایلینوی در اوربانا شامپاین ۹٬۰۲۴٬۲۹۸
کتابخانه دانشگاه برکلی ۸٬۶۲۸٬۰۲۸
کتابخانه دانشگاه تگزاس در آستین ۷٬۴۹۵٬۲۷۵

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]