جان استاینبک
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| تولد | ۲۷ فوریه ۱۹۰۲ دره سالیناس کالیفرنیا |
| مرگ | ۲۰ دسامبر ۱۹۶۸ نیویورک نیویورک |
| ملیت | |
| آثار | خوشههای خشم موشها و آدمها |
جان اشتاین بک (۲۷ فوریه ۱۹۰۲ - ۲۰ دسامبر ۱۹۶۸) یکی از شناخته شدهترین و پر خوانندهترین نویسندگان قرن بیستم آمریکا است. او در سال ۱۹۶۲ برنده جایزه نوبل ادبیات شد. مشهورترین آثار او موشها و آدمها (۱۹۳۷) و کتاب برنده جایزه پولیتزر، خوشههای خشم (۱۹۳۹) هستند که هر دو نمونههایی از زندگی طبقه کارگر آمریکا و کارگران مهاجر در دوره رکود بزرگ هستند.
البته وی در اواخر عمر به مانند جرج اورول از مواضع چپ خود اظهار ندامت کرده و از جنگ آمریکا در ویتنام علیه حکومت کمونیستی آن نیز پشتیبانی کرد. حتی خود به ویتنام رفته و به قول خود از «عملیات قهرمانانه» سربازان آمریکایی گزارش تهیه میکرد.
[ویرایش] ترجمه فارسی آثار
- خوشههای خشم ترجمه شاهرخ مسکوب و عبدالرحیم احمدی
- موشها و آدمها ترجمه پرویز داریوش
- به خدای ناشناخته
- مروارید ترجمه نصرت اله مهرگان
- ((شرق بهشت)) ترجمه (( دكتر بهرام مقدادي)) (( شاهكار اشتاين بك)) (( در 3 جلد))
[ویرایش] زندگی نامه
اشتاینبک در کالیفرنا در خانوادهای از تبار ایرلندی زاده شد. تحصیلات خود را ابتدا در زادگاهش انجام داد، سپس آن را در دانشگاه استنفرد Stanford در رشته زیستشناسی ادامه داد و بیآنکه به دریافت مدرکی نایل آید، دانشگاه را ترک کرد و برای امرار معاش به کارهای کوچک اشتغال یافت. مدتی نیز خبرنگاری مطبوعات را برعهده گرفت که در آن توفیقی به دست نیاورد. در طی این سالها بود که به نوشتن پرداخت و اولین رمان خود را به نام جام زرین Cup of Gold در ۱۹۲۹ و سپس مجموعهای از داستانهای کوتاه را با عنوان چمنزارهای بهشت The Pstures of Heaven در ۱۹۳۲ منتشر کرد. در ۱۹۳۵ انتشار رمان تورتیلا فلت Tortilla flat او را به شهرت و پول رساند. این رمان شرح زندگی افراد رنگارنگ و جالب توجهی است از سرخپوستها، اسپانیاییها و سفیدپوستها، که با روحی شاد و بیهیچگونه قید اخلاقی در کلبههای چوبی جنوب کالیفرنیا در میان فقر و بدبختی زندگی میکنند. واقعبینی که در این داستان به کار رفته موافق طبع مردمی افتاد که از داستانهای رمانتیک خسته شده بودند. اشتاینبک پس از آن یک سلسله رمان اجتماعی با تمایل به ناتورالیسم انتشار داد. که از ان جمله میتوان به رمان نبردی مشکوک In Dubious Battle (۱۹۳۶) که سرگذشت اعتصاب کارگران کشاورز مزارع کالیفرنیا بود اشاره کرد. اشتاینبک در این سال به اروپا سفر کرد و از کشورهای اسکاندیناوی و روسیه دیدن کرد و قدرت ادبی خود را تکامل بخشید. ثمره این سفر یادداشتهایی بود به نام یادداشتهای روسیه A Russian Journal که احساس نویسنده را درباره شهر مسکو و به طور کلی کشور شوروی نشان میدهد. اشتاینبک در بازگشت به آمریکا با قدرت بیشتر به نویسندگی پرداخت. کتاب موشها و آدمها Of Mice and Men را در ۱۹۳۷ انتشار داد که شهرتی واقعی و عمیق برای نویسنده به همراه آورد. کتاب داستان عجیبی است از دو کشاورز که یکی با وجود داشتن نیروی جسمانی فراوان دارای مغز ضعیفی است و همین امر او را پیوسته تحت حمایت دیگری قرار میدهد. در این داستان اشتاینبک همدردی خود را با مردم محروم، با شیوهای درخشان بیان میکند. داستان موشها و آدمها در اروپا و آمریکا به صورت نمایشنامه بر صحنه آورده شد و پیروزیهای فراوانی به دست آورد و اشتاینبک را برجستهترین رماننویس عصر معرفی کرد. پس از آن مجموعه داستان کوتاه دره طویل The Long Valley در ۱۹۳۸ انتشار یافت و در ۱۹۳۹ مهمترین رمان اشتاین بک به نام خوشههای خشم The Grapes of Wrath منتشر شد که توصیفی هیجانانگیز و مؤثر از خانوادهای آواره و تیرهروز است. نویسنده در این اثر، امور عینی و ذهنی را درهم آمیخته و شاهکاری پدید آوردهاست که او را در صف اول رماننویسان معاصر آمریکا قرار داده و جایزه پولیتزر Pulitzer را نصیبش کردهاست. از آن پس آثار اشتاینبک در سراشیب افتاد و چنانکه مردم انتظار داشتند امیدشان را برنیاورد. رمان ماه پنهان است The Moon is Down در ۱۹۴۲ و رمانهای دیگری که در این دوره انتشار یافت، هیچ یک پیروزی چشم گیری به دست نیاورد. جان اشتاینبک در ۱۹۴۳ درجنگ دوم جهانی با سمت خبرنگار جنگی از طرف روزنامه هرالد تریبون به انگلستان و از آنجا به جبهه جنگ در منطقه مدیترانه فرستاده شد. پس از بازگشت به آمریکا داستان راسته کنسروسازی Cannery Row را در ۱۹۴۵ منتشر کرد که نموداری از آثار خیالانگیز و رمانتیک دوره اول نویسندگیش بود. پس از آن در ۱۹۴۷ رمان اتوبوس سرگردان The Wayward Bus را روانه بازارکرد. داستان مروارید The Pearl اثر دیگری بود که در ۱۹۴۷ منتشر شد و اثر فاخری به شمار آمد. داستان آمیختهای است از حقیقت و افسانه و سرگذشت صیادی است که به صید مروارید درشتی که همه مردم از آن گفتگو میکنند، دست مییابد و دوباره آن را از دست میدهد. داستان در نظر خواننده از جاذبه فراوان برخوردار است. وصف شهر، مردم و تنوع حوادث که با آهنگها و نغمههای مختلف از قبیل نغمه خوشبختی، نغمه مروارید، نغمه خانواده و نغمه دشمنی و در پایان نغمه بدبختی همراه است؛ سراسر دلنشین و تأثرآور و حاکی از لطافت ذوق است. اشتاینبک یکی دیگر از سفرنامههای خود را با عنوان یکبار جنگی رخ داد Once there was a War در ۱۹۵۸ منتشر کرد.
اشتاینبک در ۱۹۶۲ به دریافت جایزه ادبی نوبل نایل آمد. وی نویسندهای است کنارهگیر و بیاعتنا به شهرت که در سالهای آخر زندگی اثر جالب توجهی منتشر نکرد. آثار نخستین وی از ادراکی کامل درباره زندگی و نظری بلند و وسیع درباره مسائل انسانی برخوردار است که با روشی تغزلی، حماسی یا طنزآمیز و لحنی واقعبینانه بیان شده و در ادبیات معاصر آمریکا مقامی عالی به دست آوردهاست.
[ویرایش] منبع
|
۱۹۵۱: لاگرکویست | ۱۹۵۲: موریاک | ۱۹۵۳: چرچیل | ۱۹۵۴: همینگوی | ۱۹۵۵: لاکسنس | ۱۹۵۶: خیمهنز | ۱۹۵۷: کامو | ۱۹۵۸: پاسترناک | ۱۹۵۹: کوازیمودو | ۱۹۶۰: پرس | ۱۹۶۱: آندریچ | ۱۹۶۲: اشتاینبک | ۱۹۶۳: سفریس | ۱۹۶۴: سارتر | ۱۹۶۵: شولوخف | ۱۹۶۶: آگنون, ساش | ۱۹۶۷: آستوریاس | ۱۹۶۸: کاواباتا | ۱۹۶۹: بکت | ۱۹۷۰: سولژنتسین | ۱۹۷۱: نرودا | ۱۹۷۲: بل | ۱۹۷۳: وایت | ۱۹۷۴: جانسون, مارتینسون | ۱۹۷۵: مونتال |
|
۱۹۲۶: لوئیس | ۱۹۲۷: برومفیلد | ۱۹۲۸: وایلدر | ۱۹۲۹: پترکین | ۱۹۳۰: لافارگ | ۱۹۳۱: بارنز | ۱۹۳۲: باک | ۱۹۳۳: استریبلینگ | ۱۹۳۴: میلر | ۱۹۳۵: جانسون | ۱۹۳۶: دیویس | ۱۹۳۷: ميچل | ۱۹۳۸: مارکوند | ۱۹۳۹: راولینگز | ۱۹۴۰: اشتاینبک | ۱۹۴۱: اعطا نشد | ۱۹۴۲: گلاسکو | ۱۹۴۳: سینکلر | ۱۹۴۴: فلاوین | ۱۹۴۵: هرسی | ۱۹۴۶: اعطا نشد | ۱۹۴۷: پن وارن | ۱۹۴۸: میچنر | ۱۹۴۹: کوزنس | ۱۹۵۰: گوتری جونیور | |

