درک والکوت (۱۹۳۰) شاعر و نمایش نامه نویس برنده جایزه نوبل ادبیات ۱۹۹۲ است.در سال ۱۹۷۵ جزایر کارائیب را به مقصد دنیایی نو _ شهر نیویورک_ ترک کرد. او در این هنگام ۲۷ سال داشت و میخواست در راکفلر، تئاتر بخواند.والکوت عمر خود را وقف کارائیب میکند، اما در تمام این مدت، وسوسه سفر، عزیمت و خصوصا اروپا هم بسیار شدید است. در شعر معروفش، " فریادی دور از آفریقا " میگوید: " من آنم که گرفتار هر دو خونم / اما به کدام سو باید بچرخم؟" و البته پاسخ برای او روشن است: چرخش به سوی کارائیب . جایی که نه این است و نه آن و یکسر متفاوت است. اروپا زیباست ولی کافی نیست. (به همان سیاق که والکوت در جایی گفته: " کلاسیکها تسلی بخشند اما کافی نیستند") اروپای با شکوه، با بناهای خاطره انگیز و خیابانهای غمزده، دچار تاریخی است که بابت آن احساس گناه میکند، برخلاف کارائیب بی تاریخ که از این حیث کاملا آزاد و رهاست. والکوت سرگشته ای میان این دنیاها بود که سرانجام رویای بکر کارائیبی را انتخاب کرد.
- تاریخچه هنری کریستف
- شارلاتان
- تی جین و برادرانش
- طبل و رنگ ها
- ماکوچون
- رویا در کوهستان مانکی
- یادگاری
- پانتومیم
- اودیسه
- خلیج
- زندگی دیگر
- خوشههای دریا
- اومیروس