توکوگاوا ایه‌یاسو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
توکوگاوا ایه یاسو
徳川家康
اولین شوگون توکوگاوا
مشغول به کار
۱۶۰۳ – ۱۶۰۵
پادشاه گو یوزی
پس از دوره سن‌گوکو
پیش از شوگون
توکوگاوا هیده تادا
اطلاعات شخصی
تولد ۳۱ ژانویهٔ ۱۵۴۳(1543-01-31)
قلعه اوکازاکی, میکاوا
مرگ ۱ ژوئن ۱۶۱۶ میلادی (۷۳ سال)
شیزوئوکا، ژاپن
همسر بانو تسوکیاما
فرزندان مشروع:
ماتسودیارا نوبویاسو
کامه هیمه
نامشروع:
یوکی هیده یاسو
توکو هیمه
توکوگاوا هیده تادا
دیگران
نشان خاندان توکوگاوا

توکوگاوا ایه‌یاسو Tokugawa Ieyasu (به ژاپنی: 徳川 家康) نام قبلی ماتسودایرا موتویاسو (به ژاپنی: 松平 元康 まつだいら もとやす) (سی و یکم ژانویه ۱۵۴۳- اول ژوئن ۱۶۱۶) بنیان‌گذار شگون‌سالاری توکوگاوا و شوگون نخست آن بود. شوگون‌سالاری توکوگاوا از سال ۱۶۰۰ تا دوران تجدید حیات مِی‌جی قدرت را در دست داشت. هنگامی که توکوگاوا در سال ۱۶۰۳ نشان شوگون را از امپراتور دریافت کرد ۶۰ سال سن داشت. او تا سال به عنوان ۱۶۰۵ شوگون حکومت کرد اما تا آخر عمر خود در۱۶۱۶ در قدرت باقی‌ماند. نام او بنابر گویش تاریخی "ویه یاسو" نیز گفته می‌شود.پیکر ایه یاسو پس از مرگ در زیارتگاهی در "نیکو-تشو-گو" با نام "تشو دای گون گن" (東照大権現) دفن شد.

سال های ابتدایی(۱۵۴۲-۱۵۵۶)[ویرایش]

توکوگاوا ایه یاسو در قلعه اکازاکی در میکاوا در ۲۶امین روز دوازدهمین ماه یازدهمین سال دوره "تن بون" (تقویم ژاپنی) به دنیا آمد. در واقع نام او ماتسودیارا تاکچیو فرزند ماتسودیارا هیرئوتادا ارباب میکاوا و قبیله‌های ماتسودیارا و اوداینوکاتا بود. مادرش دختر یک ارباب محلی سامورایی به نام میوزونو تاداماسا بود. پدر و مادرش برادر و خواهرهایی ناخوانده بودند. آن‌ها در هنگام تولد ایه یاسو تنها ۱۷ و ۱۵ سن داشتند. دو سال بعد مادرش به خانه پدری خود فرستاده شد و دیگر هیچ وقت این زوج با یکدیگر زندگی نکردند. اما هر دو در حای که زن شوهر بودند با اشخاص دیگری ازدواج کردند و صاحب فرزندانی نیز شدند که در نهایت ایه یاسو یازده خواهر و برادر داشت.

خانواده ماتسودیارا در سال۱۵۵۰ به دو شاخه منشعب شد. یک شاخه پیرو قبیله ایماواگا و دیگری به سمت قبیله اودا متمایل بود. در نتیجه بیشتر سال‌های ابتدایی زندگی ایه یاسو در جنگ‌های خونینی بین این دو قبیله سپری شد. پدر ایه یاسو، هیروتادا بر خلاف پدر و اکثریت خاندانش بیشتر به سمت قبیله ایماگاوا متمایل بود.

در سال۱۵۴۸ زمانی که قبیله اودا به میکاوا حمله برد، هیروتادا از ایماگاوا یوشیموتو (رهبر قبیله ایماگاوا درخواست کمک کرد تا حمله مهاجمان را دفع کند. یوشیموتو به شرط آن که هیروتادا، ایه یاسو را به عنوان گروگان به شهر سون پو بفرستد؛ پذیرفت به او کمک کند و هیروتادا نیز قبول کرد. اودا نوبوهیده"پ (رهبر قبیلهٔ ادا) از این تصمیم آگاه شد و به رباییدن ایه یاسو و همراهانش در مسیر به سون پو کرد. ایه یاسو در آن زمان تنا ۶ سال داشت. نوبوهیده پدر ایه یاسو را تهدید به قتل فرزندش کرد مگر این که او تمامم روابط خود را با قبیله ایماگاوا قطع کند. هیروتادا با اصرار بر اتحاد خود با قبیله ایماگاوا به نوبوهیده پاسخ داد که قربانی کردن فرزندش جدیت او را در این امر نشان خواهد داد. با وجود این نوبوهیده به ایه یاسو آسیبی نرساند اما وی را تا سه دیگر در معبدی در ناگویا نگه داشت.

در سال ۱۵۴۹ وقتی ایه یاسو ۷ ساله بود درگذشت. نوبوهیده نیز بر اثر یک بیماری درگذشت. این مرگ ضربهٔ شدیدی بر پیکر قبیله اودا وارد آورد. در همان سال یک لشکر به رهبری ایماگاوا سسای اقدام به محاصره قلعه‌ای که اودا نوبوهیرو (بزرگ ترین فرزند نوبوهیده و رهبر فعلی جدید قبیله اودا کرد. زمانی که قلعه در شرف سقوط بود ایماگاوا سسای به اودا نوبوناگا (فرزند دوم نوبوهیده) پیشنهاد کرد که اگر ایه یاسو را تحویل بدهد، آن‌ها نیز دست از محاصره قلعه باز خواهند داشت. نوبوناگا نیز پذیرفت. پس ایه یاسو (که در آن زمان ۹سال داشت) به سون پو بازگردانده شد. در آن جا او به عنوان یک گروگان زندگی نسبتاً مناسبی داشت و آینده روشنی به عنوان یک متحد برای ایماگاوا تا سن ۱۵ پیش رو داشت.

به سوی قدرت(۱۵۵۶-۱۵۸۴)[ویرایش]

در سال ۱۵۵۶ هنگامی که او برزگ شد، طبق رسوم نامش را از ماتسودیارا تاکچیو به «ماتسودیارا جیرو سابورو موتونوبو» تغییر داد. یک سال بعد در سن ۱۶ سالگی (سن قانونی در آسیای شرقی) با اولین همسرش ازدواج کرد و نامش به «ماتسودیارا کوراندوسکه موتویاسو» تغییر یافت و اجازه یافت برای جنگ با قبیله اودا در سلسله جنگ‌های بین قبیله‌های اودا و ایماگاوا راهی میکاوا، محل تولدش، شد. موتویاسو اولین نبردش را در محاصره ترابه تجربه کرد و دست آخر موفق شد وسایل مورد نیاز را به دیواره قلعه از طریق یک حمله شبانهٔ جسورانه برساند.

در سال ۱۵۶۰ رهبری قبیله اودا به فرد زیرکی به نام اودا نوبوناگا رسید. یوشیموتو با رهبری ارتشی بزرگ (حدود ۲۰۰۰۰ سرباز) به قلمرو قبیله اودا حمله کرد. موتویاسو با سربازان میکاوایی خود به یک قلعه در مرز قلمرو حمله برد و به دفاع از آن پرداخت. بنابر گزارش‌ها او در نبرد اکه هازاما شرکت نکرد. در نبرد یاد شده یوشیموتو توسط حمله ناگهانی اودا نوبوناگا کشته شد.

با مرگ یوشیموتو، موتویاسو تصمیم گرفت با قبیله اودا متحد شود. این کار نیز به یک رابطهٔ پنهانی نیاز داشت چراکه همسر و فرزند وی (نوبویاسو) تحت اسارت قبیله ایماگاوا در سون پو بودند. در سال ۱۵۶۱ موتویاسو آشکارا اتحاد خود با قبیله ایماگاوا را شکست و قلعه کامینوجو را تسخیر کرد. حال او قادر بود تا همسر و فرزندش را با دختر و همسر فرماندار کامینوجو مبادله کند. در سال ۱۵۶۳نبویاسو با دختر نوبوناگا (توکوهیمه) ازدواج کرد. در سال‌های بعد موتویاسو دست به اصلاحاتی در خاندان ماتسودیارا زد و در میکاوا صلح وآرامش را برقرار کرد. او همچنین اقدام به تقویت کارگزاران کلیدی خود توسط اهدا زمین وقلعه‌ها کرد. این افراد کلیدی عبارتند از:هوندا تاداکاتسو، ایشیکاوا کازوماسا، کوریکی کیوناگا، هاتوری هانوزو، ساکای تاداتسوگو و ساکاکیبارا یاسوماسا.

موتویاسو نیروهای "مونتو" میکاوا را در استان میکاوا در طی نبرد آزوکیزاکا تارومار کرد. مونتوها عبارت بودند از راهبه‌های شبه نظامی که در استان کاگا حکمرانی می کردندو معابدی هم در سایر جاهای ژاپن نیز بر پا کرده بودند. آن‌ها از اطاعت دستورات موتویاسو سرباز زدند و به دنبال آن او به جنگ با آن‌ها برخاست و نیروهاشان را شکست داد و آن‌ها را تا معابدشان عقب راند. در یکی از نبردها هنگامی که موتویاسو مورد اصابت یک گلوله واقع شد نزدیک بود کشته شود. البته گلوله زره او را پاره نکرد. هر دو طرف در گیر جنگ از سلاح‌های آتشین بهره می‌بردند که پرتغالی‌ها ۲۰ سال پیش آن را به ژاپن عرضه کرده بودند.

نگاره‌ای که صحنه نبرد آزوکیزاکا را شرح می‌دهد. ایه یاسو در ابتدای راه خود به عنوان دایمو میکاوا رابطهٔ پر تنشی با معابد جودو در سال‌های ۱۵۶۳ تا ۱۵۶۴ داشت.

در سال ۱۵۶۷ او دوباره نامش را تغییر داد و نام خانوادگی جدید توکوگاوا و اسم ایه یاسو را برگزید. با این کار او اعلام جدایی از خانوادهٔ «می ناموتو» کرد. هیچ مدرکی وجود ندارد که این جدایی از طرف «سیوا تنو» ۵۶امین امپراتور ژاپن ارایه شده باشد. ایه یاسو همچنان یکی از متحدان اودا نوبوناگا باقی‌ماند و سربازان میکاوایی اش که بخشی از ارتش نوبوناگا بودند، کیوتو را در سال ۱۵۶۸ فتح کردند. او و «تاکدا شینگن» رهبر قبیله تاکدا در ولایت کای یک پیمان اتحاد بستند که هدف شان تسخیر قلمرو ایماگاوا بود. در سال۱۵۷۰، نیروهای ایه یاسو استان توتومی را در حالی که نیروهای شینگن استان سوروگا (که شامل پایتخت ایماگاوا یعنی سون پو بود) را گرفته بودند، اشغال کردند.

ایه یاسو اتحادش با تاکدا را پایان داد و به دشمن سابقشان، ایماگاوا اوجیزانه، پناه داد. او همچنین با "اوسوگی کنشین"(رهبر قبیله کنشین و دشمن قبیله تاکدا) متحد شد. سال بعد، ایه یاسو رهبری ۵۰۰۰ نفر از سربازانش را بر عهده داشت که از نوبوناگا در نبرد انگاوا بر عله قبیله‌های "آزای" و "آساکوراً حمایت می‌کرد.

در اکتبر۱۵۷۱، تاکدا شینگن که حالا متحد قبیله هوجو شده بود، به قلمرو توکوگاوا در توتومی حمله برد. ایه یاسو نیز از نوبوناگا درخواست کمک کرد و او نیز ۳۰۰۰ سرباز برای او فرستاد. در اوایل ۱۵۷۳ دو ارتش در «نبرد میکاتاگاهارا» به یکدیگر رسیدند. ارتش تاکدا تحت رهبری خردمندانه شینگن نیروهای ایه یاسو را در هم کوبید. به طوری که تنها پنج سرباز ایه یاسو را در کناره قلعه همراهی می‌کردند. این یک شکست بزرگ برای ایه یاسو بود. اما شینگن قادر نبود از موفقیت خود استفاده کند چرا که ایه یاسو دوباره ارتشی جدید جمع‌آوری کردو از رو به رو شدن با شینگن در جبههٔ نبرد سرباز زد.

یک سال بعد بخت دوباره بر زندگی ایه یاسو روی خوش نشان داد هنگامی که شینگن در یک محاصره در اوایل سال ۱۵۷۳ درگذشت. پس از او پسرش «تاکدا کاتسویوری» که نسبت به پدرش از توانایی کمتری برخوردار بود، به ریاست قبیله رسید. در سال ۱۵۷۵ ارتش تاکدا به قلعه ناگاشینو در استان میکاوا حمله برد. ایه یاسو از نبوناگا درخواست کمک کرد و نتیجه اش این بود که خود نوبوناگا شخصاً در راس یک ارتش نیروند (بالغ بر ۳۰۰۰۰ نفر) به کمک او شتافت. نیورهای ۳۸۰۰۰ نفری اودا-توکوگاوا در روز ۲۸ ژوئن ۱۵۷۵ به پیروزی بزرگی در نبرد ناگاشینو دست یافتند که ناکدا کاتسویوری از آن جان سالم به در برد و به سمت استان کای عقب نشینی کرد.

در ۷ سال آینده، ایه یاسو و کاتاسویوری در طی یک رشته نیردهای کوچک با یکدیگر به ستیز پرداختند. نیروهای ایه یاسو قبیله تاکدا را وادار به ترک کردن استان سوروگا کردند. در سال۱۵۷۹ همسر ایه یاسو وپسر ارشدش «ماتسودیارا نوبویاسو» به جرم مشارکت در توطئه قتل علیه نبوناگا در همکاری با تاکدا کاتسویوری متهم شدند. همسر ایه یاسو اعدام شد و نوبویاسو وادار به انجام هاراکیری شد. سپس ایه یاسو پسر سوم و مورد علاقه خود «توکوگاوا هیدتادا» را به عنوان ولیعهد برگزید. به خاطر این که پسر دومش توسط یک قدرت در حال ظهور دیگر به فرزندی پذیرفته شده بود یعنی «تویوتومی هیدیوشی» فرمانروای آینده تمام ژاپن.

پایان نبرد با تاکدا در سال۱۵۸۲ رقم خورد هنگامی که نیروهای متحد اودا-توکوگاوا به استان کای حمله برد و آن جا را تصرف کردند. تاکدا کاتسویوری همانند پسر ارشدش «تاکدا نوبوکاتسو» در جنگ تموکوزان شکست خوردند و اقدام به هاراکیری کردند. در اواخر سال ۱۵۸۲ ایه یاسو در نزدیکی اوساکا در جایی دورتر از قلمروی خود وقتی که دریافت نوبوناگا توسط «آکچی میتسوهیده» به قتل رسیده است؛ در صدد سفر مخاطره آمیزی برای بازگشت به میکاوا برآمد. در طی مسیر از سربازان میتسوهیده دوری می‌کرد. را که آنان در پی یافتن و به قتل رساندن وی بودند. یک هفته پس از این که ایه یاسو به میکاوا رسید، ارتشش عزم انتقام از میتسوهیده را کرد. اما آن‌ها دیر کرده بودند و هیدیوشی (از طرف خودش) آکچی را در نبرد یامازاکی شکست داده و کشته بود.

مرگ نوبوناگا به این معنی بود که برخی استان‌ها که توسط خدمتگزاران نوبوناگا اداره می‌شد، آبستن در گیری‌های احتمالی بود. فرماندار استان کای با کشتن یکی از مددکاران ایه یاسو اشتباهی را مرتکب شد. ایه یاسو نیز بدون معطلی به آن جا حمله برد و کنترلش را در اختیار گرفت."هوجو اوجیماساً فرمانده قبیله هوجو با اعزام ارتشی بزرگتر به شینانو و سپس کای مترصد حمله به مواضع ایه یاسو برآمد اما هیچ درگیری بین آن‌ها رخ ندادو پس از انجام مذاکراتی آن‌ها بر سر قردادی به توافق رسیدند که هر دو استان شینانو و کای را ایه یاسو در اختیار گیرد در عوض هوجو نیز کنترل استان کازوسا (که وسعت آن به اندازهٔ هر دو استان کای و شینانو بود) را در اختیار داشته باشد. در همان زمان(۱۵۸۳) یک جنگ بر سر فرمانروایی ژاپن بین «تویوتومی هیدیوشی» و «شیباتا کاسویی» درگرفت. ایه یاسو طرف هیچ‌یک از گروه‌های در گیر را نگرفت و با احتیاط و خرد سعی در حفظ اعتبار خود کرد. هیدیوشی، کاتسویی را در جنگ شیزوگاتاکه مغلوب کرد. با این پیروزی هیدیوشی تبدیل به قدرتمندترین دایمو ژاپن شد.

ایه یاسو و هیدیوشی(۱۵۸۴-۱۵۹۸)[ویرایش]

هیدیوشی و ایه یاسو بر روی این تخته به بازی گو می‌پرداختند.

در سال ۱۵۸۴ ایه یاسو تصمیم گرفت از اودا نوبوکاتسو، پسر ارشد و جانشین اودا نوبوناگا، در برابر هیدیوشی حمایت کند. این یک اقدام خطرناک بود که می‌توانست به نابودی خاندان توکوگاوا بینجامد.

نیروهای توکوگاوا به سمت قلعهٔ اجدادی اوداها در اُواری حرکت کردند. هیدیوشی نیز با فرستادن ارتشی به آن جا آن را پاسخ داد. لشکرکشی کماکی تنها نبرد بین دو متحدکنندهٔ بزرگ ژاپن یعنی ایه یاسو و هیدیوشی می‌باشد. این لشکرکشی دودلی را در ذهن فرماندهان خود افکند و پس از یک سری عملیات ظاهری و نمایشی، هیدیوشی در صدد مذاکرات با ایه یاسو برآمد. در ابتدا وی با نوبویاتسو صلح کردو سپس به ایه یاسو پیشنهاد آتش‌بس کرد. این قرداد در پایان سال منعقد گردید. به عنوان قسمتی از قرارداد پسر دوم ایه یاسو "اوگی مارو" به فرزندخواندگی هیدیوشی درآمد.

"ایشی کاوا کازوماسا" یکی از فرماندهان ایه یاسو، برای ملحق شدن به هیدیوشی برگزیده شد و نهایتاً او به سمت اوساکا حرکت کرد. اگرچه تعداد اندکی از کارگزاران توکوگاوا او را در این سفر مراهی می‌کردند.

هیدیوشی به طور غیرقابل انکاری نسبت به ایه یاسو بدگمان شده بود.۵ سال از زمانی که آن‌ها به عنوان متحد در ژاپن می‌جنگیدند می‌گذشت. توکوگاوا در حملات موفقیت آمیز هیدیوشی علیه "شیکوکو" و "کیوشو" شرکت نکرد.

در ۱۵۹۰ هیدیوشی به آخرین دایمو مستقل ژاپن "هوجو اوجیماسا" حمله برد. قبیله هوجو بر هشت استان ژاپن که جملگی در شرق این کشور قرار داشتند حکمرانی می‌کرد. هیدیوشی به آن‌ها دستور داد تا قدرت او را به عنوان بزرگترین دایمو بپذیرند و آن‌ها سرپیچی کردند. ایه یاسو علی‌رغم دوست و متحد بودن با اوجیماسا با یک سپاه ۳۰۰۰۰ به سپاه عظیم ۱۶۰۰۰۰ نفری هیدیوشی ملحق شد. هیدیوشی به مواضع متعددی از قبیله هوجو حمله‌ور شد که بیشتر نیروهای هوجو در قلعهٔ تحت محاصرهٔ "اداوارا" بودند. ارتش هیدیوشی پس از شش ماه قلعه را تسخیر کرد (بر خلاف زمان محاصره، تلفات دو طرف اندک بود). در زمان هنگام این محاصره هیدیوشی به ایه یاسو پیشنهاد عجیبی کرد. او ۸ استان قبیله هوجو را در برابر ۵ استان تحت ایه یاسو به او در ازای اشغال آن‌ها پیشنهاد کرد. ایه یاسو این پیشنهاد را پذیرفت. یورش بی امان ارتش تویوتومی، هوجو را وادار به تسلیم کرد. رهبران هوجو خودکشی کردندو ایه یاسو بر آن ایالات قدم نهاد و کنترلشان در اختیار گرفت. بنابراین حکومت ۱۰۰ ساله قبیله هوجو پایان یافت.

حال ایه یاسو اختیار ۵ استان خود (میکاوا، توتومی، سوروگا، شینانو و کای) را رها کرد و تمامی سربازان و خدمتگزاران خود را به مناطق کانتو منتقل کرد. او خود نیز قلعهٔ "ادو" در کانتو را نیز فتح کرد. این کار او احتمالاً پر ریسک ترین کاری بود که تا به حال کرده بود (رها کردن استان‌های خود و تکیه بر سامورایی‌های نه چندان قابل اعتماد هوجو). در عوض این کار رای ایه یاسو بسیار موثر واقع شد. او استان‌های کانتو را سر و سامان داد و همچنین کنترل سامورایی‌های هوجو را نیز در اختیار گرفت و آرامش را در آن جا برقرار کرد. او شالوده یک اقتصاد پایدار را در آن استان‌ها بنا کرد. همچنین به دلیل این که استان‌های کانتو از سایر مناطق ژاپن مجزا شده بود این یک فرصت استثنایی را به ایه یاسو می‌داد تا نسبت به قوانین هیدیوشی خود مختار باشد. ظرف چند سال ایه یاسو تبدیل به قدرتمندترین دایمو ژاپن پس از هیدیوشی شد. در زبان ژاپنی بنا بر این اتفاق ضرب المثلی رواج دارد که می‌گوید:"ایه یاسو امپراطوری به وسیله عقب نشینی به دست‌آورد."

در سال ۱۵۹۲ هیدیوشی به کره حمله برد تا پیش در آمدی باشد برای هجوم به چین. توکوگاوا هیچ‌گاه در این لشکر کشی شرکت نکرد. در اوایل سال ۱۵۹۳ او به عنوان مشاور نظامی به مقر هیدیوشی در ناگویا احضار شد.. او به آن جا رفت و پج سال آینده را در آن جا ماند. علی‌رغم غیبت‌های مکررش پسران ایه یاسو، خدمتگزاران ومشاورانش قادر به کنترل و بهبود شرایط در ادو وسای سرزمین‌های توکوگاوا بودند.

در سال ۱۵۹۳، هیدیوشی صاحب پسر شد و او را به جانشینی خود برگزید. در سال۱۵۹۸ وضعییت جسمی هیدیوشی آشکارا دچار مشکل شده بود. او جلسه‌ای ترتیب داد که در آن هیات بزرگان پنج‌گانه را تعیین کرد. وظیفه آن‌ها این بود که از طرف پسرش پس از مرگ او حکمرانی کنند. پنج نفری که از طرف هیدیوشی به عنوان نایب السلطنه انتخاب شده بودند عبارتند از:مائدا توشیه، موری تروموتو، اوکیتا هیده ایی، اوسوگی کاگه کاتسو و قدرتمندتریتن شان یعنی ایه یاسو. این تغییر یک اتفاق اساسی در ساختار قدرت بود چنان که توجه ایه یاسو به سمت "کانسای" معطوف شد و در همان زمان سایر نقشه‌های جاه طلبانهٔ ایه یاسو (اگرچه همگی تحقق نیافت)، مانند پیشقدمی در برقراری رابطه با مکزیک و اسپانیای نو، آشکار شد و ادامه یافت.

نبرد سکی‌گاهارا(۱۵۹۸-۱۶۰۳)[ویرایش]

تویوتومی هیده‌یوشی سه ماه پس از وخامت اوضاع جسمانی وی در ۱۸ سپتامبر ۱۵۹۸ درگذشت. در ظاهر پسر خردسال او تویوتومی هیده‌یوری جانشین او شد اما او تنها ۵ سال داشت و قدرت اصلی در دستان شورای پنج نفر بود. در طی دو سال آتی ایه‌یاسو با دایمیو‌های متعددی در ژاپن پیمان اتحاد بست به خصوص با آن‌هایی که با هیده‌یوشی رابطه خوبی نداشتند. با خوش اقبالی ایه‌یاسو مسن‌ترین و مشهورترین اعضای شورا پس از یک سال مرد. با مرگ مائدا توشی‌ایه در ۱۵۹۹ ایه‌یاسو با ارتشی به فوشیمی تاخت و قلعه اوساکا را اشغال کرد که جزو قلمروی هیده‌یوری بود. این کار باعث برانگیخته شدن خشم سایر اعضای شورا شد و آن‌ها در برابر او موضع گرفتند و به جنگ پرداختند. این نبرد، آخرین نبردِ قدرتمند ترین و وفادارترین کارگزار ایه یاسو، تاداکاتسو هوندا، بود.

در جهت دیگر ایه‌یاسو حواس خود را بر روی ایشدا میتسوناری متمرکز کرده بود؛ دایمیویی قدرتمند که جزو شورای حکمرانی نبود. میتسوناری نقشه قتل ایه‌یاسو را طرح‌ریزی کرد و اخبار این دسیسه به فرماندهان ایه‌یاسو رسید. آن‌ها در صدد کشتن میتسوناری بر آمدند اما او فرار کرد و امنیت او از طرف ایه یاسو تضمین شد. این موضوع هنوز روشن نیست که چرا ایه‌یاسو از دشمن قدرتمند خود پشتیبانی کرد اما او جنگ‌آوری ماهر و سیاست‌مداری زبده بود. ممکن است او به این نتیجه رسیده باشد که جنگیدن با ارتشی که رهبری آن میتسوناری باشد راحت‌تر از جنگی است که در رأس ارتش دشمن اعضای شورای حکمرانی باشند که از مشروعیت بیشتری برخوردار هستند.

به زودی در ژاپن دایمیوها و سامورایی‌ها به دو گروه شکافته شدند. یکی ارتش غربی (گروه میتسوناری) و دیگری ارتش شرقی (گروه ضد میتسوناری). ایه‌یاسو گروه ضد میتسوناری را حمایت می‌کرد و آن را با کمک متحدان خود سامان می‌داد. متحدان ایه‌یاسو عبارت بودند از خاندان‌های خاندان داته، خاندان موگامی، خاندان ساتاکه و خاندان مائدا. میتسوناری نیز به نوبه خود با سایر اعضای شورا مانند (موری تروموتو، اوکیتا هیده‌ئه، اوئه‌سوگی کاگه‌کاتسو) و دایمیوهایی در کرانه شرقی هونشو متحد شده بود.

در ژوئن سال ۱۶۰۰ ایه‌یاسو و نیروهایش برای دفع خاندان اوئه‌سوگی حرکت کردند. این کار به عنوان شورشی علیه حکومت تویوتومی (که توسط ایه‌یاسو رهبری می‌شد که در رأس هیأت بزرگان پنج‌گانه قرار داشت) متهم شد. قبل از رسیدن به محدوده ااوئه‌سوگی ایه‌یاسو دریافت که میتسوناری و متحدانش نیروهایشان را علیه او به حرکت در آورده‌اند. ایه یاسو با دایمیوهای متحدش جلسه‌ای بر‌گزار کرد و از آن‌ها درخواست که از او پیروی کنند. سپس او بخش اعظم ارتش خود را به سمت غرب در کیوتو حرکت داد. در اواخر تابستان قلعه ایشیدا در فوشیمی تسخیر شد.

ایه‌یاسو و متحدانش به سوی توکایدو روانه شدند. در همان زمان پسرش هیده‌تادا با ۳۸۰۰۰ سرباز راهی ناکاسندو شد. نبردی علیه سانادا ماسایوکی در ولایت شینانو باعث تاخیر نیروهای هیده‌تادا شد که به دنبال آن نتوانستند در نبرد اصلی حضور یابند.

این نبرد بزرگترین و تقریباً مهم ترین نبرد در طول تاریخ ژاپن بود. جنگ در ۲۱ اکتبر ۱۶۰۰ با مجموع ۱۶۰۰۰۰ سرباز که رو در روی هم صف آرایی کرده بودند، آغاز شد. نبرد سکی‌گاهارا با پیروزی مطلق توکوگاوا به پایان یافت. بلوک غربی در هم کوبیده شد و در طی چند روز آینده ایشیدا میتسوناری و افراد مهم بلوک غربی دستگیر و اعدام شدند. حال توکوگاوا ایه یاسو حاکم رسمی ژاپن شد. به زودی پس از نبرد سکی‌گاهارا ایه یاسو زمین‌هایی را به کارگزاران خود بخشید که به او در این راه خدمت کرده بودند. ایه یاسو برخی از دایمیوهای غربی را بدون مجازات رها کرد همانند خاندان شیمازو اما دیگران به طور کامل نابود شدند. تویوتومی هیده‌یوری (پسر هیده‌یوشی) قسمت عمده قلمرو خود را از دست داد و به یک دایمیوی معمولی بدل گشت و نه فرمانروای ژاپن. در سال‌های بعد افرادی که قبل از نبرد سکی‌گاهارا با ایه‌یاسو پیمان اتحاد بسته بودند به دایمیوهای فودای شهرت یافتند. همچنین دایمیوهایی که بعد از آن نبرد با او متحد شدند به عنوان دایمیوهای توزاما شناخته شدند. دایمیوهای توزاما نبست به همتایان فودای خود درجه دوم شناخته می‌شدند.

شوگون سالاری[ویرایش]

شوگون ایه یاسو(۱۶۰۳-۱۶۰۵)[ویرایش]

در ۲۴ مارس ۱۶۰۳، توکوگاوا ایه یاسو عنوان شوگون را از امپراتور گویوزی دریافت کرد. ایه یاسو در آن زمان ۶۰ سال داشت. او تمامی مردان بزرگ دوران خود را همانند شینگن، نوبوناگا، هیدیوشی و کنشین شکست داد. او شوگون بود. سال‌های پیش روی خود را برای بنا نهادن و تثبیت شوگون سالاری توکوگاوا کرد (که احتمالاً باعث ایجاد دوره ادو شد که تقریباً ۲۰۰ سال تحت سلطنت توکوگاواها به درازا کشید). این سلسله سومین شوگون سالاری حکومتی ژاپن (بعد از میناموتو و آشیکاگا) بود. برای یکپارچه شدن قدرت خود، ایه یاسو تصمیم گرفت مردان خود را جمع کند تا با بازماندگان قبیله تویوتومی را در قلعه اوزاکا از بین ببرد. او در محاصره قلعه موفق بود و هرگونه خطر احتمالی که قدرت او را تهدید می‌کرد، نابود کرد. او ادعا می‌کرد نسب خانوادگی اش از طریق خانواده نیتا به قبیله میناموتو می‌رسد. شوگون سالاری توکوگاوا ۲۵۰ سال بر ژاپن حکمرانی می‌کرد.

بنا بر یک رسم قدیمی ژاپنی، ایه یاسو در سال ۱۶۰۵ از سمت خود استعفا داد. جانشینش پسرش و ولیعهد وی توکوگاوا هیدتادا پس از او شوگون شد. این کار ممکن است به چند دلیل انجام شده باشد. اول این که موجب شد وی از تعهدات مراسم نظامی آن شانه خالی کند. دوم باعث شد عرصه برای دشمنانش که طمع حکومت داشتند تنگ تر شود و امنیت جانشینی پسرش با این کار تضمین شد. استعفای ایه یاسو هیچ گونه تاثییری در میزان قدرت عملی او یا فرمانروایش نداشت؛ اما با این وجود هیدتادا روند رسمی شوگون شدن را نپیمود.

توکوگاوا ایه‌یاسو 徳川 家康

شوگون بازنشسته(۱۶۰۵-۱۶۱۶)[ویرایش]

ایه یاسو در شمایل یک شوگون بازنشسته همچنان به عنوان مهم ترین مهره قدرت در ژاپن باقی‌ماند. ایه یاسوی بازنشسته به قلعه سون پو بازگشت و بر ساخت قلعهٔ ادو نظارت کرد. پروژهٔ ساختمانی بزرگی که باقی‌مانده عمر ایه یاسو را در برگرفت. نتیجهٔ این پروژه بزرگترین قلعه در تمام ژاپن بود. هزینه ساخت این قلعه را سایر دایموها متحمل شدند در حالی که ایه یاسو تمامی سود آن را دریافت کرد. قلعه اصلی یا تنشو در سال ۱۶۵۷ در آتش سوخت. امروزه، قصر امپراتور در محدوده قلعه پابرجا است.

ایه یاسو همچنین روابط دیپلماتیکی با هلند و اسپانیا برقرار ساخت. او قصد داشت ژاپن از اروپایی‌ها در اوایل ۱۶۰۹ دور بماند اما در ادامه در پایتخت اجازه مخصوصی بابت تجارت به هلندی‌ها داد و آن‌ها را مقید کرد که کارخانه‌ای برای اهداف تجاری برای ژاپن ایجاد کنند. از ۱۶۰۵ تا هنگام مرگش از ناخدای پروتستان انگلیسی به نام ویلیام آدام که در کارمند هلندی‌ها بود، مشاوره می‌گرفت. او نقش موثری در برقراری رابطه و پیش برد آن با اسپانیا و کلیسای کاتولیک رومی داشت.

در ۱۶۱۱، ایه یاسو، در راس ارتشی ۵۰۰۰۰ نفری به کیوتو رفت تا در محضر امپراتور گومیزونی ادای سوگند کند. در کیوتو، ایه یاسو فرمان داد که دادگاه و ساختمان امپراتور را بازسازی کنند. همین طور دایموهای باقی‌مانده غربی را وادار کرد پیمان وفاداری با او امضا کنند. در ۱۶۱۳ او کوگه شوهاتو را بنا نهاد. سندی که در آن دایموها را تحت نظارت شدیدی قرار می‌داد به طوری که آن‌ها را به حکمرانانی تشریفاتی تبدیل می‌کرد. تاثییرات مسیحیت که توسط نهضت اصلاح دین پروتستانی و عواقب آن مورد تهاجم قرار گرفته بود، برای ایه یاسو مشکل آفرین شده بودند. در ۱۶۱۴ او قانون اخراج مسیحیان را به اجرا درآورد که در آن مسیحیت یک دین ممنوع محسوب می‌شد. بر طبق این قانون تمامی مسیحیان و خارجی‌ها اخراج شدند و تبلیغ مسیحیت ممنوع شد. بنا بر مدارک، تمامی کیریشیتان‌ها (ژاپنی‌های مسیحی اولیه) به ماکائوی پرتغالی‌ها یا فیلیپین اسپانیایی‌ها فرار کردند.

مقبره توکوگاوا ایه‌یاسو در توشوگو

محاصره اوساکا[ویرایش]

نقطه اوج زندگی ایه‌یاسو محاصره قلعه اوساکا بود(۱۶۱۴-۱۶۱۵). آخرین تهدید برای حکومت ایه یاسو تویوتومی هیده‌یوری فرزند و جانشین مشروع هیدهیوشی بود. او دایمیویی جوان بود که در قلعه اوساکا زندگی می‌کرد. برخی سامورایی‌ها که مخالف ایه‌یاسو بودند هیده‌یوری را تحریک می‌کردند که جانشین واقعی فرمانروایی ژاپن اوست. ایه یاسو متوجه خطایی که در روز افتتاحیه معبدی که هیده‌یوری آن راساخته بود، شد. گویا در آن مراسم هیده‌یوری برای مرگ ایه یاسو و نابودی قبیله توکوگاوا دعا کرده بود. سپس توکوگاوا به تویوتومی دستور داد قلعه را ترک کند اما آن‌ها این دستور را اطاعت نکردند و شروع به احضار سامورایی‌ها برای گردآوری ارتش در قلعه کردند. بعد از این اتفاق توکوگاوا ارتشی قدرتمند را تحت رهبری اوگوشو ایه یاسو و شوگون توکوگاوا هیده‌تادا روانه قلعه کرد که به «محاصره زمستانی اوساکا» معرف شد. در ابتدا توکوگاوا توانست به سرعت وارد مذاکره و صلح موقت شود پس از این که حمله توپ‌های جنگی جان مادر تویوتومی (یودوگیمی) را تهدید کرد. اگرچه در ابتدا یک قرار داد آتش‌بس مورد توافق واقع شد اما بعد توکوگاوا خاکریزهای بیرونی قلعه را با شن پر کرد که این اجازه را به سربازانش می‌داد که می‌توانستند از روی آن‌ها عبور کنند. در پی این کار توکوگاوا توانست زمین‌های وسیعی را تصاحب کند که او را از ادامه محاصره و نبرد باز می‌داشت. ایه یاسو بار دیگر به قلعه سون پو بازگشت و دستور به ترک قلعه اوساکا به هیده‌یوری داد و در پی رد آن توسط هیده‌یوری با لشکر ۱۵۵۰۰۰ نفری خود و متحدانش بار دیگر به اوساکا تحت عنوان «محاصره تابستانی اوساکا» تاخت. در اواخر سال ۱۶۱۵ قلعه سقوط کرد و تقریباً تمامی مدافعان آن شامل هیده‌یوری، مادرش (بیوه هیده‌یوشی، یودوگیمی) و پسر کوچکش کشته شدند. همسرش، سن هیمه (دختر بزرگ ایه یاسو) سالم به نزد خانواده اش بازگشت. با نابودی جنبش تویوتومی دیگر تهدیدی برای سلطه خاندان توکوگاوا بر ژاپن باقی نماند.

مرگ[ویرایش]

در ۱۶۱۶، ایه یاسو در سن ۷۳ سالگی در گذشت. گمان می‌رود علت مرگ او سرطان و یا سفیلیس بوده است. اولین شوگون خاندان توکوگاوا را پس از مرگ با نام توشو دای گونگن (به ژاپنی:東照大権現) یاد کردند که به معنای "گونگن بزرگ یا نور شرقی" می‌باشد. گونگن (پیشوند دای به معنی بزرگ است) به عنوان بودایی شمرده می‌شود که در هیبت یک روح بر روی زمین ظاهر شد تا جوهر احساسات را نجات دهد. در زمان حیات ایه یاسو تاکید داشت تا پس از مرگ به این عنوان نامیده شود به خاطر این که از آسیب شیاطین دور بماند. خاکسترش در آرامگاه گونگن در کونوزان به نام کونوزا توشوگو (به ژاپنی:久能山東照宮) دفن کردند. در اولین سالگرد یادبود او خاکسترش را در معبد نیکو توشوگو (به ژاپنی:日光東照宮) دوباره دفن کردند که تا به امروز در آن جا باقی‌مانده است. شیوه معماری آرامگاه وی به نام گونگن_زوکوری مشهور است که به معنی شیوهٔ گونگن است.

زندگی شخصی[ویرایش]

ایه یاسو دارای شایستگی‌های فراوانی بود که در رسیدن به قدرت او را یاری دادند. او در زمان و مکان مناسب هم شجاع و هم محافظه کار بود. وی با درایت و حساب گری تنها به اتحادهای که از آن نفع می‌برد اقدام می کرد. او در ابتدا با قبیله هوجو متحد شد سپس به ارتش هیدیوشی پیوست که به جنگ با قبیله هوجو برخاست و نهایتاً خود کنترل قلمرو آنان را به دست گرفت. در این مورد او همانند سایر دایموهای زمان خود بود. در آن دوران خشونت، مرگ ناگهانی و خیانت امر مرسومی بود. ایه یاسو نه فردی دوست داشتنی بود و نه محبوب اما به خاطر جذبه و رهبری اش مورد احترام عام و خاص بود. برای مثال او خردمندانه سربازانش را از لشگرگشی به کره مصون نگه داشت.

او فردی بسیار قابل اعتماد بود مثلاً هنگامی که با اودا نوبوناگا متحد شد هیچگاه علیه او حرکتی نکرد البته هر دو رهبر از این اتحاد طولانی مدت سود بردند. وی همچنین نسبت به دوستان نزدیک و کارگزاران خود وفادار بود و خدمات آن‌ها را با پاداش پاسخ می‌داد. گفته می‌شود او رابطه نزدیکی با کار گزار خود، هاتوری هانزو، داشت. البته او با کسانی که در گذشته با او بدرفتاری کرده بودند به یاد داشت. گفته می‌شود ایه یاسو مردی را به دلیل این که او را در کودکی تنبیه کرده بود، هنگامی که به قدرت رسید اعدام کرد.

ایه یاسو از تعدادی خدمت گزاران تاکدا در برابر خشم اودا نوبوناگا محافظت کرد که به خاطر کینه‌ای که داشتند به تاکدا پناه برده بودند. او به خوبی توانست کارگزاران تاکدا، هوجو و ایماگاوا (و تمامی کسانی که از او مستقیم یا غیر مستقیم شکست خوردند) را مدیریت کرده و به عنوان پیروانی وفادار به خدمت در آورد.

اثر دست ایه یاسو در کونوزان توشوگو

او ۱۹ زن (دایمی و موقت) داشت که از آن‌ها صاحب ۱۱ پسر و ۵ دختر شد.۱۱ پسر ایه یاسو عبارت بودند از:

  • ماتسودیارا نوبویاسو(松平 信康)
  • یوکی هیده یاسو (結城 秀康)
  • توکوگاوا هیده تادا(徳川 秀忠)
  • ماتسودیارا تادایوشی(松平 忠吉)
  • تاکدا نوبویوشی(武田 信吉)
  • ماتسودیارا تاداترو(松平 忠輝)
  • ماتسوچییو (松千代)
  • سنچییو (仙千代)
  • توکوگاوا یوشیناو(徳川 義直)
  • توکوگاوا یورینوبو(徳川 頼宣)
  • توکوگاوا یوریفوسا(徳川 頼房)

(در لیست بالا دو پسری که نام خانوادگی ندارند قبل از رسیدن به بزرگسالی درگذشتند)

دست نوشته‌هایی درباره رازهای موفقیت در زندگی نوشته شده توسط ایه یاسو از مجموعه نیکو توشوگو

دخترانش کامه هیمه (亀姫)، توکو هیمه(督姫)، فوری هیمه (振姫)، ماتسو هیمه (松姫) و ایچی هیمه(市姫) بودند. او به پرورش کودکان خود توجه داشت و سه نفر از آن‌ها را (یورینوبو، یوشینانو و یوریفوسا) به عنوان دایموهای استان‌های کی، اواری و میتو برگزید. در همان زمان وی وقتی از موضوعی خشمگین می‌شد به فردی بسیار ظالم تبدیل می‌شد. برای مثال او فرمان اعدام همسر اول و فرزند ارشدش (پسر خوانده اودا نوبوناگا؛ اودا همچنین عموی زن هیدتادا، اویو، نیز بود) را داد.

پس از این که هیدتادا شوگون شد با اویو از قبیله اودا ازدواج کرد و صاحب دو پسر به نام‌های توکوگاوا ایه میتسو و توکوگاوا تاداناگا شد. او همچنین دو دختر داشت که یکی از آن‌ها سن هیمه دو بار ازدواج کرد. دختر دیگرش کازوکو با امپراتور گو میزونو که از خاندان فوجیوارا بود ازدواج کرد.

سرگرمی مورد علاقه توکوگاوا شکار شاهین بود. او این کار را به عنوان تمرینی مناسب برای یک جنگجو می‌پنداشت. به عقیده او "هنگامی که به قلمرو شاهین‌ها وارد می‌شوید ، روح مبارزه و همچنین زندگی سخت طبقات پایین‌تر را فرا می‌گیرید. شما عضلات و اندام‌های خود را تمرین می‌دهید. شما ممکن است به هر میزان راه رفته یا بدوید و لختی نسبت به سرما و گرما بی تفاوت شوید بنابراین از هرگونه بیماری کمتر رنج خواهید برد."ایه اغلب شنا می‌کرد؛ حتی گفته شده وی در اواخر عمر نیز در خندق‌های قلعه ادو نیز شنا می کرده است.

بعدها او زندگی دانش آموزی و مذهب را برگزید و از دانشجویانی چون هایاشی رازان سرپرستی می‌کرد.

دو گفتار معروف او:

"زندگی به مانند یک سفر طولانی با یک بار سنگین است. بگذار قدم‌هایت آرام و پیوسته باشد، تا نلغزی. به خود بیاموز که نقص و ناسازگاری در وجود موجودات فانی است و جایی برای شکایت و ناامیدی نیست. هنگامی که انگیزه‌های امید در قلبت صعود می‌کنند، انتهای روزهای سختی را که گذراندی به یادت می‌آورند. مدارا ریشهٔ تمام آرامش ابدی است. به خشم دشمنانت بنگر. اگر تو تنها کسی هستی که پیروزی را می دانی ولی نمی‌دانی شکست چیست؛ وای بر تو چرا که آن به تو آسیب می‌زند. اشتباه را به جای دیگران در خودت جستجو کن."

"قدرتمندترین فرد در زندگی کسی است که معنی صبر را درک کند. صبر یعنی مهار کردن احساسات. هفت نوع احساس وجود دارد:شادی، خشم، اضطراب، عشق، اندوه، ترس و نفرت و اگر فردی تسلیم این احساسات نشد می تئاند صبور باشد. من قویترین فرد نیستم اما صبوری را مدت هاست شناخته‌ام و تمرین کرده‌ام. و اگرنسل‌های بعد تمایل داشته باشند مانند من باشند می‌بایست صبر را فرا بگیرند."

او ادعا کرده است که در۹۰ نبرد، به عنوان جنگجو یا فرمانده، حضور داشته است.

او به توانایی‌های کنجوتسو علاقه‌مند بود و پشتیبان مدرسه "یاگو شینکاگه ریو" و همچنین معلم خصوصی شمشیرزنی داشت.

افسانه‌ها و شایعات[ویرایش]

به خاطر شخصیت منحصر به فرد ایه یاسو، داستان‌ها و شایعاتی چند پیرامون کارهای او در اذهان عمومی وجود دارد.

ایه یاسو هونوجوی را طراحی کرده بود؟[ویرایش]

در بین برخی از توطئه گرایان در خصوص واقعه ی هونوجوی این اعتقاد وجود دارد که خود شخص ایه یاسو آن را برنامه ریزی کرده بود.از لحاظ زمانی در آن برهه ایه یاسو از ارباب خود دور بود و وقتی که متوجه شد نوبوناگا در خطر است ، وی نجات ارباب خود را در قبال از دست دادن تعدادی از خدمه خود ترجیح داد.اگرچه ، تاداکاتسو به ارباب خود پیشنهاد کرده بود از ریسک کردن بپرهیزد و به سرعت به میکاوا عقب نشینی کند.ماساناری به سمت ایگا حرکت کرد و آن ها با قایق به خانه بازگشتند.

در عوض شکاکان نظری متفاوت نسبت به این موضوع دارند.در حالی که آن ها بیشتر وقایع تاریخی درباره واکنش ایه یاسو و خیانت میتسوهیده را قبول دارند ، اما تمایل دارند تا بیشتر اتفاقات پیش از این حادثه را موشکافی کنند.از این خاطر که ایه یاسو همسر و پسرش را با فرمان نوبوناگا از دست داد ، آن ها نتیجه می گیرند ، ایه یاسو از اربابش کینه به دل می گیرد.در کل ، احتمال داده می شود ایه یاسو خود مخفیانه میتسوهیده را به اقدام علیه نوبوناگا تحریک کرده است درست زمانی که هر دو در قلعه آزوچی با یکدیگر بودند.آن ها با یکدیگر تصمیم می گیرند هر کس راه خود را برود و در زمان مناسب هر یکاقدام مناسب را انجام دهد.وقتی کار به اتمام رسید،ایه یاسو از اعمال میتسوهیده چشم بپوشد و او را بیگناه جلوه دهد.دیدگاه های متفاوتی این باور را تایید می کنند که ایه یاسو از احساسات میتسوهیده در قبال نوبوناگا کاملاً آگاه بود است اما به خاطر سود شخصی خود به سادگی کاری انجام نداده است.

مانند تمامی فرضیات و نظریات حول حادثه هونوجوی نمی توان به طور مشخص این داستان را تایید کرد.

آیا ایه یاسو بدل داشت؟[ویرایش]

افسانه توکوگاوا ایه یاسو کاگه موشا (徳川家康の影武者説)داستانی متعلق به دوره ی ادو می باشد.احتمال می رود این باور از آن جایی ناشی می شود که بنا بر اسناد تاریخی ایه یاسو تغییر رفتار ناگهانی با چند تن از دوستان نزدیکش داشت.این ایده توسط توکوتومی سوهو و یاسوتسوگو شیگنو در دوران حال مشهور شد.

مضمون کلی این افسانه این است که پس از نبرد اوکه هازاما موتویاسو (ایه یاسو) آماده بود تا چهره ای متفاوت از خود به دنیا نشان دهد.هایاشی رازان این موضوع را تا حدودی افسانه می پندارد.قبل از این که ایه یاسو بخواهد شخصیت جدید خود را به جهان معرفی کند به طور کامل با فرد دیگری به نام ساراتا جیرو سابورو موتونوبو جایگزین شد.برخی دیگر معتقدند این جایگزینی بسیار زودتر یعنی در دورانی که موتویاسو اسیر بود اتفاق افتاد.موتونوبو با موتویاسو عوض شد بابت این که او جانشین مناسب تری شمرده می شد.پس از آن ایه یاسو تازک دنیا شد و موتونوبو جای او را گرفت.روایت دیگری می گوید که ایه یاسو در نبرد سکیگاهارا یا لشکرکشی اوزاکا جان باخت.وقتی که او در نبرد مذکور توسط سانادا یوکی مورا کشته شد ، گفته می شود توسط اوگاساوارا هیده ماسا جایگزین شد که پس از آن خود را به عنوان ایه یاسو جا زد.

علی رغم شایع بودن این داستان تاریخ دانان از درستی این موضوع مطلع نیستند.شخصیت ویژه و شک برانگیز ایه یاسو در آن شرایط خاص زمانی احتمالاً باعث بروز استرس و تغییرات روحی وی شده است.

دوران حکمرانی ایه یاسو[ویرایش]

ایه یاسو چه به طور شوگون و چه به طور اوگوشو (大御所) در دوران کی چو(۱۵۹۶-(۱۶۱۵) حکمرانی کرده است.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]