هاتوری هانزو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نگاره‌ای از هاتوری هانزو

هاتوری هانزو (در ژاپنی: 服部半蔵) (تولد:۱۵۴۲- وفات:۱۵۹۶)، را شاید بتوان پرآوازه‌ترین نینجای ژاپنی تا به امروز نامید. از زندگی وی داستان‌های زیادی روایت شده‌است که بیشتر مبنایی تخیلی دارند، در این داستان‌های حماسی وی رییس گروه بسیار معروفی از نینجاهای ژاپنی بوده که برای مردم فقیر می‌جنگیدند.

زندگی هاتوری هانزو[ویرایش]

هاتوری هانزو فرزند هاتوری یاسوناگا از سامورایی ها و در حقيقت نينجاهاى وفادار خاندان پرنفوذ ماتسودایرا (که بعدها به توکوگاوا تغییرنام دادند) در حوالی ۱۵۴۲ در استان میکاوا Mikawa در یک خانوادۀ نینجا در دهکدۀ کوهستانی ایگا متولد شد. لقبش هانزوی اهریمن بود. او در پی رشد نفوذ سیاسی خاندان هاتوری تلاش ها و جنگ های زیادی از جمله نبرد آنه گاوا و نبرد میکاتاگاهارا کرد و درنتیجه به مقام جونین یا سردستۀ اصلی نینجاها در طایفۀ هاتوری رسید - طایفه ای که همراه با خانواده های فوجی بایاشی (fujibayashi) و موموچی (momochi) یکی از خانواده های اصلی مکتب نینجوتسوی «ایگا ریو نینپو» بود. او رهبری قدرتمند، تدبیرگر نظامی بسیار زیرک و همچنین در هنر جنگ با نیزه (yarijutsu) استادی بی بدیل بود. زمانی که ایاسو توکوگاوا دولت نظامی خود را در ادو (edo) یا همان توکیوی امروزی برقرار کرد او به فرماندهی محافظین مخصوص و نینجاهای دستگاه حکومت شوگونی توکوگاوا منصوب شد. در تاریخ ژاپن، هاتوری را بیشتر به علت کمک و وقف کردن خود و نینجاهای تحت اختیارش به شوگون ایاسو توکوگاوا، به وجود آورندۀ حکومت نظامی شوگونی توکوگاوا که ژاپن را بین سال‌های ۱۶۰۳ تا ۱۸۶۷ اداره کرد، می‌شناسند. او یک نینجای فوق العاده ماهر و طراح بی نظیر استراتژی های جاسوسی و ضد اطلاعات و استاد مجموعه هنرهای رزمی کهن نینجوتسو بود. همچنین در کوه‌های منطقۀ ایگا (Iga) مراکز تمرینی بزرگی برای آموزش مهارت‌های سری نینجوتسو برپا کرد. در حقیقت هاتوری هانزو مغز متفکر تاکتیک‌های جاسوسی شوگون و در خفاء مشاور نظامی ارشد او نیز بود. در بحبوحۀ جنگ داخلی ابتدای قرن شانزدهم ژاپن که یکی از مهمترین و پیچیده ترین دوره های تاریخ ژاپن است، هزاران نینجا در هر دو منطقۀ کوهستانی کوگا و ایگا حضور داشتند. بواسطۀ ارتباطات خویشاوندی و منافع ناحیه‌ای، ائتلافی میان طوایف این دو ناحیه شکل گرفت. از سالها قبل نینجاها طی دوران پر از ستم و شکنجۀ نیروهای خود توسط سلسلۀ شوگونی آشیکاگا در سال های پایانی دورۀ موروماچی (muromachi) یعنی از 1337 تا 1537 میلادی، به طور عمده توسط دایمیوها(daimyo) (اربابان زمیندار و رؤسای قبایل) به خدمت گرفته شده بودند. این رویه در سراسر کشور رواج یافت. در حقیقت پس از آنکه دهکده های منطقۀ ایگا حدود بیست سال قبل از آن توسط اودا نوبوناگا (oda nobunaga) یکی از سرداران جنگی پر قدرت آن زمان، در طی واقعه ای فجیع به نام "آشوبِ ایگا در سال تِنشو" (Tensho Iga no Ran) به خاک و خون کشیده شده بودند، نینجاهای زیادی بودند که می خواستند زیر نظر یک دایمیوی قدرتمند و پرنفوذ فعالیت کرده و خانواده ها و مکاتب باستانی خود را از خطر نابودی و فراموشی حفظ کنند. هاتوری هانزو نیز در بیست سال پایانی قرن شانزدهم با جانفشانی های متعدد و هوشمندی بسیار جایگاه خود را در خاندان توکوگاوا محکم کرد و پس از رسیدن توکوگاوا ایاسو به مقام سپهسالاری (شوگونی) یا فرماندۀ کل قوای ژاپن در 1603، چشم و گوش پنهان او شد. با این وجود، پس از مرگ هانزوی پدر (هاتوری هانزو ماساناری اول) پسران او (هاتوری هانزو ماساناری دوم و هاتوری هانزو ماساشیگه) نتوانستنند در رهبری خاندان هاتوری و طوایف نینجای وابسته به آنها، قدرت پدر را حفظ کنند و البته حکومت بسیار محافظه کار توکوگاوا نیز به اندازۀ هانزوی اول به آنها اعتماد نداشت. به تدریج تا نیمۀ قرن هفدهم، ستاد مرکزی رهبری خاندان هاتوری به دلیل شورشها و اختلافات داخلی از هم پاشید و اصلی ترین محور مکتب ایگا ریو نینپو به شاخه ها و دسته های مختلفی تقسیم شد. برخی از آنها مانند مکتب کیشو ریو از منطقۀ ایگا اوئِنو به استانهای همجوار کوچ کردند، مجموعه ای سری از آموزشهای سینه به سینۀ کهن نینجوتسو را جمع آوری و به صورت طومار و کتاب نوشتند (مانند "شونینکی" نوشتۀ ناتوری سانجورو ماسازومی رهبر طایفۀ کیشو) و کم کم به شکل بازرگان و کشاورز و صنعتگر و بازیگر تئاتر همرنگ مردم شدند. بعضی به ولایات شمالی ژاپن مانند فوکوشیما، ایواته و یاماگاتا مهاجرت کردند و با نیروهای باقیماندۀ رقیب قدیمی خود یعنی نینجاهای فوما دسته های چریکی و راهزنی تشکیل دادند و باقی آنها به طور گسترده در سراسر ژاپن پراکنده شدند. عدۀ کمی از زبده ترین و وفادارترین آنها به همراه اندک نینجاهای کوگای باقیمانده در کیوتو، اوزاکا و اِدو (توکیو) مأموران نظمیه (مِتسوکه) و بازجو شدند و چند دستۀ دون پایه نیز شبکه های تبهکاری و مافیایی قدرتمندی را بوجود آوردند که ما در قرون نوزدهم و بیستم آنها را به نام یاکوزا می شناسیم. پس از افول قدرت خانوادۀ هاتوری عمدۀ نقش آنها در حکومت توکوگاوا را خانوادۀ یاگیو، تا ابتدای قرن نوزدهم به عهده داشت.

هاتوری هانزو (hattori hanzo) یکی از ستون های اصلی حکومت توکوگاوا ایاسو (tokugawa ieyasu) طی دوران جنگهای داخلی بود که هنوز در توکیو از او یاد می‌شود و مقبره اش از دیدنیهای تاریخی و پراحترام این شهر است. ایاسو توکوگاوا هانزو را در مقر حکومتش در دروازه عقبی قلعۀ اِدو به کار گرفت. مقر حکومت در گوشۀ سمت راست جاده‌ای که به یاماناشی (yamanashi) ختم می‌شد قرار داشت. او هانزو را به عنوان محافظ دروازه منصوب کرد. هرچند که دیگر اثری از دروازۀ ذکر شده وجود ندارد ولی امروزه ناحیه‌ای که دروازه در آن قرار داشت هانزومون (hanzomon) یا دروازۀ هانزو نامیده می‌شود. بعد از آنکه دولت اِدو (edo) مستحکم و قوی شد دیگر نیازی به ادامۀ دست به دست شدن میراث نینجاهای جنگی و آموزش مهارت ها به صورت ویژه و موروثی نبود و این هنر جنگی-جاسوسی مخوف و پیچیده به تدریج با تولد هر نسل جدید محو و محوتر شد. هنر نینجوتسو که در سرزمین کوهستانی سوزوکا شامل دهکده های ایگا و کوگا متولد شده و طی جنگ های داخلی توسعه یافته بود در دوره صلح اِدو (edo) تا روزگار حاضر، کمرنگ تر و منزوی تر شده ولی همچنان توسط آخرین اساتید معتبر و خانواده های قدیمی وارث و حامی این هنر سری حفظ شده و به افراد واجد شرایط آموزش داده می شود.

مرگ[ویرایش]

یکی از افسانه های معروف دربارۀ مرگ هاتوری هانزوی اول را دان دریگر، محقق مشهور هنرهای رزمی، بر اساس داستانهای عامیانۀ ژاپنی قرن نوزدهم در کتاب خود آورده است : "او به دستور شوگون برای نابودی فوما کاینین، یک گروه دریایی نینجا به رهبری فوما کوتارو نینجای قدرتمند و نامدار طایفۀ فوما، فرستاده شده بود. گروه به فرماندهی هاتوری آنها را پیدا کرد و به شلیک توپ‌های سنگین بست، در همین حال آنها مشاهده کردند که یکی از قایق‌های صدمه دیده در حال آمدن به طرف آنهاست. هاتوری هانزو که می‌دانست کلک آتش گرفته می‌تواند باعث شعله ور شدن کشتی آنها شود، دستور به عقب نشینی داد. اما چیزی که او متوجه نشده بود این بود که افراد فوما کاینین به زیر کشتی آنها رفته بودند و پروانه‌ها را از کار انداخته بودند. در نتیجه این امر کشتی قادر به حرکت نبود و بنابراین افراد از ترس خود به درون آب پریدند، و آنجا بود که متوجه شدند کل منطقه آغشته به نفت است. اما این بسیار دیر بود، نفت مشتعل شد و همۀ نینجاهای گروه هاتوری هانزو که خود هانزو نیز در میان آنها بود، در شعله‌های آتش سوختند !" البته این نسخه از ماجرا، یکی از چند روایت دربارۀ مرگ هاتوری هانزو ست و همچنان چگونگی مرگ او عمداً یا به علت کمبود اسناد تاریخی در هاله ای از ابهام قرار دارد ...

میراث[ویرایش]

او در کار با یاری (نیزه) بسیار ماهر بود و امروزه نیزۀ او در معبد ساینِن جی ژاپن نگهداری می‌شود. علاوه بر مهارت‌ها و رهبری او که باعث زنده ماندن نامش شده‌است، نباید این نکته را که او به نظام حکومتی نیز نزدیک بوده و توسط تاریخ نویسان وابسته نیز احتمالاً به عمد و اغراق، نامش با برجستگی بیش از حدی ثبت شده است، نادیده بگیریم. امروزه شمشیرهای هانزو به عنوان میراث نینجاهای خاندان هاتوری باقی مانده‌اند. در ژاپن موزهٔ مخصوصی برای شمشیرهای هاتوری وجود دارد که از خانوادهٔ او به جا مانده است. گفته می شود که تکیه کلام هانزو این بوده‌است : می دانم یک اعجوبۀ یاغی هستم اما خودمانیم ... هرگز دوست نداشتم کارم به اینجا بکشد...!

هاتوری هانزو در سینما و کارتون[ویرایش]

تاکنون از نام هاتوری هانزو در بیش از ۱۰۰ فیلم و انیمیشن و مانگا (داستانهای مصور) استفاده شده‌است که معروف‌ترین آن برای نسل جدید، نقش «هاتوری هانزو» رستوران دار شمشیر ساز و گوشه نشینی است که در قسمت اول دو فیلم معروف بیل را بکش «Kill Bill» ساختۀ کوئنتین تارانتینو، در شهر یوکوهاما ژاپن زندگی می‌کند و نقش وی توسط بازیگر مشهور ژاپنی [سونی چیبا] بازی شده‌ است.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

www.samurai-archives.blogfa.com وبلاگ زندگینامهٔ جنگجویان قدیمی