تاکدا شینگن

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
تاکدا شینگن
武田 信玄
Takeda Shingen.jpg
محل تولد ولایت کای در ژاپن
تاریخ تولد ۱ دسامبر ۱۵۲۱ (میلادی)
محل مرگ ایالت میکاوا
تاریخ مرگ ۱۳ مه ۱۵۷۳ (میلادی)
لقب ببرِ کای
تابعیت ژاپنی
طول خدمت از ۱۵۴۲ (میلادی) تا ۱۵۷۳ (میلادی)
درجه دایمیو (امیر) ولایت کای
جنگ‌ها نبرد سزاوا
همسر سانجونوکاتا (زمان حیات ۱۵۷۰–۱۵۲۱ میلادی) و سوا گوریونین (زمان حیات ۱۵۵۵–۱۵۳۰ میلادی)
فرزندان تاکدا کاتسویوری (جانشین)، تاکدا یوشینوبو، اوننو نوبوچیکا و تاکدا نوبویوکی
والدین تاکدا نوبوتورا (پدر)

تاکِدا شینگِن (به ژاپنی: Takeda Shingen 武田 信玄) (۱۵۲۱-۱۵۷۳ میلادی) از دایمیو‌ها (امیران محلی) ژاپن در سدهٔ شانزدم میلادی و در دوران موسوم به دوره سن‌گوکو، از نامدارترین جنگاوران تاریخ ژاپن و در عین حال مدیری لایق برای کشورداری بود. شهرت او جهانی است و در خود ژاپن، شهرتی فراتر از امپراتوران دارد و هرساله به یادبودش جشنوارهٔ شینگن بر‌گزار می‌شود.

زندگینامه[ویرایش]

شینگن، امیر ولایت کای در اواخر دوران موسوم به سنگوکو (جنگ عمومی) در قرن شانزدهم ژاپن بود. پدرش تاکدا نوبوتورا از اعقاب شاهزادگان خاندان میناموتو بود که در سده‌های گذشته برای مدتی مقام شوگون را داشتند و پس از برافتادن شگون‌های میناموتو نیز سلسله‌های دیگر شوگون، کماکان از این خاندان بودند. از این لحاظ، خاندان تاکدا و شوگون‌های آن دوران یعنی خاندان آشیکاگا و شوگون‌های دوران بعدی یعنی خاندان توکوگاوا همه از یک خاندان بودند و به شاهزادگان میناموتو می‌رسیدند. شینگن پسر بزرگ تاکدا نوبوتورا بود و در ۱ دسامبر ۱۵۲۱ میلادی در ولایت کای متولد شد. نام او ابتدا تارو بود که نامی رایج برای کودکان ژاپنی است. وی همچنین در کودکی، کاتسوچیو نیز خوانده می‌شد.اما نام رسمی او، هارونوبو بود که از اجزای نام آشی‌کاگا یوشی‌هارو، دوازدهیمن شوگون آشی‌کاگا برگرفته شده بود و شاید هم این نام برگرفته از نام میناموتو هارونوبو بود که هر دو خاندان آشی‌کاگا و تاکدا به او می‌رسیدند. وی سرانجام در ۱۵۵۹ میلادی به آیین بودایی روی آورد و نام شینگن را که نام یکی از رهبران بودایی بود برگزید و به همین نام نیز شهرت یافت. همچنین او را به سبب مهارت‌های رزمیش به لقب «ببر کای» نیز می‌خواندند در برابر رقیب اصلی او اوئِسوگی کِنشین که به اژدهای اِچیگو یا ببر اِچیکو شهرت داشت.

شینگن در ۲۱ سالگی، پدرش را فرو گرفت و او را به استان سوروگا، نزد خاندان ایماگاوا تبعید کرد تا زیر نظر ایماگاوا یوشیموتو باشد و برای یاری رساندن به این کودتای بدون خونریزی، اتحادی میان دو خاندان ایماگاوا و تاکدا شکل گرفت. اینکه چرا شینگن در چنین سن کمی اقدام به فروگرفتن پدرش از قدرت کرد، به روشنی دانسته نشده، شاید نوبوتورا بر آن شده بود که پسر دومش تاکدا نوبوشیگه را به جای شینگن، جانشین خود سازد. به هر حال، نتیجه آن شد که شینگن و هوادارانش، نوبوتورا را فروگرفتند و او را تبعید کردند.[۱][۲]

شینگن در مسند امیر کای[ویرایش]

پرچم فورینکازان متعلق به تاکدا شینگن؛ قرن شانزدهم میلادی.

روزگار زندگانی شینگن یعنی سدهٔ شانزدهم مصادف بود با دوران سنگوکو یا جنگ عمومی. در این دوران، شوگون‌های آشیکاگا به قعر ضعف و زوال افتاده بودند، ژاپن میان دایمیوها (امیران محلی) که علاوه بر ویژگی زمین سالاری، صفت جنگ سالاری هم داشتند تقسیم شده بود و تاریخ آن روزگار ژاپن عبارت بود از نبردهای بی‌پایان میان دایمیوها برای گرفتن و بازپس گرفتن یک یا چند دژ کوچک و در این میان، مردم بودند که زیر فشار خردکنندهٔ این نبردها از میان می‌رفتند. ژاپن روزگار سن‌گوکو، چشم انتظار یک منجی برای سرکوب دایمیوها و اتحاد وطن بود.[۳][۴] شینگن در روزگار حکمروایی خود، چنین نشان داد که همان منجی است، اما با مرگ زودهنگامش، کسی که هیچ امیدی به او نبود، یعنی توکوگاوا ایه‌یاسو ژاپن را متحد ساخت و سلسلهٔ شوگون‌سالاری توکوگاوا را بنیان نهاد که تا دیری به جا ماند و روزگارشان را روزگار صلح عمومی (در برابر سنگوکو یا جنگ عمومی) نام نهادند تا آنکه در نیمهٔ دوم قرن نوزدهم، نظام شوگونی برچیده شد و قدرت اجرایی به امپراتور اعاده شد.

هنگامی که شینگن حکومت کای را بر عهده گرفت، ولایت کای کوچک در معرض بلعیده شدن بوسیلهٔ استان‌های متخاصم بود و شینگن با سن کمی که داشت، در برابر مخاطرات بسیاری قرار گرفته بود. نخستین سیاست شینگن، تصرف ایالات پیرامونی برای تأمین امنیت هستهٔ اصلی حکومتش یعنی ولایت کای بود و سپس جهش بردن به سمت کیوتو که تختگاه مشترک شوگون‌های آشی‌کاگا و امپراتور بود. وی در اجرای این سیاست، توفیق داشت هرچند که مرگ نابهنگامش مانع از رسیدنش به کیوتو شد. وی برای زمینه‌سازی پیشرفت‌های نظامیش، نیازمند تغییرات اساسی در امور مالیه و نحوهٔ کشورداری بود و در این زمینه نیز پیروزی و سربلندی را برای خود به یادگار گذاشت به گونه‌ای که روش کشورداری وی را رقیبانش پیروی کردند. وی حتی در آن روزگار اقداماتی کرد که با توجه به اندیشه و امکانات آن روزگار ژاپن، بسیار بعید به نظر می‌رسد، به گونه‌ای که حتی بستر رود فوجی را نیز تغییر داد و با این کار، موجبات آبادانی بسیاری را در قلمروش فراهم آورد که خود منجر با ارتفاع و افزونی مالیه شد و آن نیز به پیشرفت امور نظامی شینگن انجامید.

نبرد سزاوا[ویرایش]

نخستین گام شینگن برای فراهم کردن فضای پیرامونی ایالت کای، تصرف استان شینانو بود. شینانو، امیری بزرگ داشت که بر آن بود تا پیش از قدرت گیری شینگن جوان، ایالت کای را ببلعد، به همین منظور تعداد زیادی پیاده نظام در مرزهای کای مستقر کرده بود. نبرد در منطقهٔ فوجو درگرفت، جایی که شینگن با هدف مقاومت و دفاع، نیروهایش را متمرکز کرده بود، اما ببر نوجوان کای، ناگهان از حالت مدافعه در آمد و بر نیروهای شینانو تاخت و آنان را غافلگیر ساخت. پیروزی سریع، نصیب شینگن بود و بدین سان او، در همان سال، نیروهایش را در استان شینانو مستقر کرد و این همان نبرد موسوم به نبرد سزاوا بود.

جنگ‌های کاواناکاجیما[ویرایش]

تاکدا شینگن پس از نبرد سزاوا دیگر رقیبان را نیز یکی پس از دیگری از سر راه برداشت تا نوبت به اوئسوگی کنشین امیر استان اچیگو رسید. نبردهای این دو مبدل به یک افسانهٔ هیجان انگیز شده‌است. هر چند که در جنگ‌های کاواناکاجیما که شامل ۵ نبرد حماسی بود، پیروزی از آن شینگن بود، اما هیچ یک از این دو ، توان قطعی یا شاید عزم جزم و جدی برای ریشه کن ساختن دیگری را نداشت تا اینکه هر دو به مرگ زودهنگام درافتادند و از نبرد ششم برآسودند.

مقابله شینگن در مقابل اودا نوبوناگا[ویرایش]

همزمان با سال‌هایی که شینگن و کنشین در برابر هم متوقف شده بودند و از اتحاد ژاپن بازمانده بودند، در دیگر ایالات ژاپن، نیروهایی تازه به حرکت افتاده بودند تا به کیوتو یورش برند و اختیار امپراطور را به دست بگیرند. یکی از آنان، اُودا نوبوناگا بود، امیر ایالت کوچک ساگا، که کسی جدیش نمی‌گرفت و حتی یکی از دایمیوها که راهی فتح کیوتو بود، در میان راه، نیروهای خود را وارد ساگا کرده بود، بیآنکه از نوبوناگا اجازه بگیرد یا حتی به فکر برانداختن نوبوناگا باشد، زیرا کسی، ایالت ساگا و دایمیوی آن را داخل معادلات به شمار نمی‌آورد. همین اشتباه محاسبه موجب شد که نوبوناگا ناگهان با قلیلی از سربازانش، بر آن دایمیو بتازد و سپاه بزرگش را نابود سازد و این آغاز ورود نوبوناگا به کشمکش‌های قدرت در عصر سنگوکو بود. اما ورود نوبوناگا در این کشمکش‌ها بر مردم ژاپن ناگوار افتاد، زیرا نوبوناگا، ددمنشانه‌ترین روش‌ها را برای پیشبرد اهدافش در پیش گرفت، به گونه‌ای که برای نمونه به جرم مقاومت راهبان معبد انریاکو دستور داد سپاهیانش تمام کوهستانی را که این معبد بر فراز آن بود، دوره کنند و بالا بروند و بر سر راه، هر ابادی و هر کشتزار و هر جنبنده‌ای را بسوزانند. [۵] و نوبوناگا با اتکا بر این ارعاب و توحش موفق شد که خود را به کیوتو برساند و آخرین شوگون آشیکاگا را عزل کند و خود را بر امپراطور تحمیل کند و با تأیید امپراطور، به تصرف وحشیانهٔ دیگر ایالت‌ها ادامه دهد. در اینجا بود که شینگن، سکوت و توقف در برابر پیشرفت‌های نوبوناگا را بیش از آن صلاح ندید. هنگامی که شینگن به آستانهٔ ۵۰ سالگی رسید، تنها دایمیو در ژاپن بود که توان و امکانات لازم برای جلوگیری از تصرف سرتاسر خاک ژاپن به دست اُودا نوبوناگا را در اختیار داشت و وصول اخبار موحش اقدامات نوبوناگا، شینگن را مصمم به سرکوب نوبوناگا ساخته بود. بدین جهت، شینگن در ۳ سال آخر زندگانیش، دست به تحرکات نظامی گسترده‌ای زد و نوک پیکان حملاتش را از کنشین به سمت نوبوناگا برگرداند. حایل میان شینگن و نوبوناگا، در آن مقطع، توکوگاوا ایه‌یاسو بود که چندان اهل نبرد به نظر نمی‌رسید و همواره منتظر بود که ببیند نتیجهٔ نبرد دیگران چیست و همین توکوگاوا نهایتاً متحدکنندهٔ ژاپن شد. توکوگاوا در آن سال‌ها مرعوب اُودا نوبوناگا بود و با او پیمان داشت. پس شینگن برای سرکوب نوبوناگا ابتدا عازم نبرد توکوگاوا ایه‌یاسو شد و نبرد میکاتاگاهارا را خلق کرد.

مرگ شینگن[ویرایش]

قلمروی حکمرانی دایمیوهای دوره سن‌گوکو در سال ۱۵۷۰ میلادی، * منطقهٔ خاندان هوجو (北条)، منطقه‌ای که با رنگ نارنجی مشخص شده و امروزه توکیو در آن واقع شده‌است. * منطقهٔ تاکدا شینگن (武田)، بزرگترین منطقه در نقشه است که با رنگ بنفش مشخص شده و امروزه استان یاماناشی در آن واقع شده‌است. * منطقهٔ اوئسوگی کنشین (上杉)، منطقه‌ای که با رنگ سبز مشخص شده و امروزه استان نییگاتا در آن واقع شده‌است. * منطقهٔ اودا نوبوناگا (織田)، منطقه صورتی رنگ که پایتخت آن دوران کیوتو را در برگرفته‌است. * منطقهٔ توکوگاوا ایه‌یاسو (徳川)، منطقه‌ای که با رنگ زرد مشخص شده و امروزه استان شیزوئوکا در آن واقع شده‌است.

شینگن پس از بازگشت از نبرد پیروزمند میکاتاگاهارا، تهاجمی دیگر به متصرفات توکوگاوا و نوبوناگا را تدارک دید، اما در ۱۳ می‌سال ۱۵۷۳ میلادی در ستادش در کمال ناباوری و نابه هنگام مُرد و اتحاد ژاپن را با شکست و تأخیر مواجه ساخت. دربارهٔ سبب و چگونگی مرگ نابه هنگام شینگن، روایت‌های متعددی هست و این گونه تعدد و تفاوت، ناشی از بزرگی شخصیت‌هایی چون شینگن است که همواره بر گرداگرد خود، هاله‌ای از افسانه‌ها را پدید می‌آورند. یک روایت بر آن است که شینگن در اردوگاه نظامیش در آستانهٔ حملهٔ نهایی به کیوتو بر ضد نوبوناگا، به تیری که دزدانه و مخفیانه به سویش شلیک شد جان باخت. این روایت که نقاط ضعف متعددی دارد، دستمایهٔ آکیرا کوروساوا برای ساخت فیلم شبح سامورایی شده‌است که حائز ارزش‌های هنری است، اما هم با ضعف سند مواجه‌است. روایت دیگر بر آن است که شینگن بر اثر زخم‌های کهنه‌ای که از نبردهای متعددش بر تن داشت، در گذشت . برخی نیز بر آنند که وی در آن واپسین زمستان، بر اثر فعالیت خستگی ناپذیر جهت حملهٔ نهایی به کیوتو، ذات الریه گرفت و بدان بیماری درگذشت. نقل کرده‌اند که شینگن در واپسین لحظات زندگانیش، دستور داد، پرچمش را بر پلی که به سمت کیوتو می‌رفت، برافرازند. ببرِ کای را در معبدی که امروزه در منطقهٔ یاماناشی هنوز پابرجاست به خاک سپردند. [۱] می‌گویند که بزرگ‌ترین رقیب شینگن، کنشین عمیقاً به شینگن احترام می‌گذاشت و توکوگاوا نیز پس از اینکه در زمان تویوتومی هیده‌یوشی فرماندار ولایت کای شد از سبک نظامی شینگن و نوآوری‌های مدیریتی او بهره گیری کرد و شجاعت او را می‌ستود. پس از مرگ نا به هنگام شینگن، امرای کای، طی شورایی اضطراری، دومین پسر شینگن را که بزرگ‌ترین پسر به جاماندهٔ او بود، یعنی تاکدا کاتسویوری را به امارت کای نشاندند و کاتسویوری به جای پدر، رهبری سپاه عظیمی را که آمادهٔ تاختن به کیوتو بود، بر عهده گرفت، تاختی که هیچ گاه به ثمر ننشست و با فاجعهٔ سقوط کای، به پایانی حزن آور منجر شد.[۶]

جستارهای وابسته[ویرایش]

  • فورینکازان - فورینکازان نام پرچم جنگی تاکدا شینگن است که نبردها به کار می‌گرفت.

پانویس[ویرایش]

  1. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Takeda Shingen»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد.
  2. . http://www.samurai-archives.com/shingen.html. 
  3. تاریخ ژاپن – دکتر هاشم رجب زاده، تهران، شهریور ۱۳۶۵ کتاب اول – ص ۱۱۲-۱۱۵
  4. اساطیر ژاپن –باجلان فرخی، تهران، ۱۳۷۳ ص۵۶
  5. تاریخ ژاپن – دکتر هاشم رجب زاده، تهران، شهریور ۱۳۶۵ کتاب اول – ص ۱۲۴-۱۲۷
  6. تاریخ ژاپن – دکتر هاشم رجب زاده، تهران، شهریور ۱۳۶۵ کتاب اول – ص ۱۲۷

منابع[ویرایش]