این یک مقالهٔ خوب است. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.

کیوس گوران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

کیوس گوران
تصویر کیوس گوران در حال مطالعه
تصویر کیوس گوران در حال مطالعه
نام اصلی کیوس گوران اوریمی
زادروز ۷ خرداد ۱۳۱۷
روستای اوریم، سوادکوه، استان مازندران، ایران
پدر و مادر میرزداش و پری‌دخت
ملیت ایرانی
محل زندگی ساری
نام(های)
دیگر
کیوز، میرزعمو، مل‌داش، هم‌ولایتی
پیشه شاعر و روزنامه‌نگار
سال‌های نویسندگی از ۱۳۴۰ تاکنون
سبک نوشتاری قصیده، غزل، دوبیتی، مثنوی، نیمایی و امیری به زبان مازندرانی
تخلص کیوس
مدرک تحصیلی لیسانس هیدرولوژی منابع آب
دلیل سرشناسی سرودن اشعار به زبان مازندرانی

کیوس گوران اوریمی شناخته‌شده با نام‌های میرزعمو و کیوس (زاده ۷ خرداد ۱۳۱۷) شاعر و روزنامه‌نگار ایرانی اهل مازندران و پایه‌گذار شعرهای انتقادی و اجتماعی زبان مازندرانی در عصر معاصر است.[۱] پدر کیوس میرزداش نام داشت و از مخالفان حکومت پهلوی در مازندران بود و در دوران کودکی او، زندانی سیاسی بود.[۲]

کیوس پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان در مازندران، به تهران کوچید و برای گرفتن مدرک پزشکی در تبریز امتحان داد که مردود اعلام شد. سپس جلوی ادامهٔ تحصیلش را گرفتند و گفتند که تا ۱۰ سال نمی‌تواند درسش را در ایران ادامه دهد؛ به همین خاطر به هلند رفت ولی پس از مدتی اعلام شد که وزارت علوم مدرک صادر شده از دانشگاه هلندی را هم قبول ندارد. در نتیجه کیوس به ایران بازگشت.[۲]

او کار مطبوعاتی را با روزنامهٔ اقتصادی بورس در تهران شروع کرد و سپس به روزنامهٔ تهران جورنال، که روزنامهٔ انگلیسی‌زبان مؤسسهٔ اطلاعات بود،[۳] رفت. پس از مدتی محرمعلی خان (مأمور سانسور اخبار در زمان پهلوی دوم) از انتشار نویسه‌هایش در روزنامه‌ها جلوگیری نمود. کیوس پس از مدتی مجبور به ترک تحصیل شده و به علت شغلش به جنوب کشور رفت.[۴]

وی هم‌اکنون به زبان‌های مازندرانی و فارسی شعر می‌گوید.[۴] کیوس شعرهای مازندرانی‌اش را دکلمه کرده و در چندین آلبوم با نام‌های مازرون، مازرون ۲، چهل سال عاشقی، پس تو کجایی؟ و یاد آن روزها به خیر منتشر نموده‌است.[۵] وی در برخی آلبوم‌های استودیویی دیگر نظیر سوزگلام و شبی به نغمه و نوا نیز همکاری داشته‌است.[۶]

کیوس گوران به موازات سرایش شعر، با نشریات محلی مازندران هم همکاری کرده و سرمقاله‌های برخی هفته‌نامه‌ها را می‌نویسد.[۴] وی بر اثر بیماری گوش-مغزی، ناشنوا شد و هم‌اکنون به کمک لب‌خوانی با دیگران ارتباط کلامی دارد.[۲][۴]

زندگی[ویرایش]

کودکی و طی نمودن تحصیلات[ویرایش]

کیوس گوران اوریمی در تاریخ ۷ خرداد ۱۳۱۷ در آوریم سوادکوه در استان مازندران به دنیا آمد. نام کیوس که نامی مازندرانی است، از روی پسر نخستِ قباد ساسانی و سردار خشایارشاه گرفته‌شده،[۴] که سرسلسلهٔ دودمان باوندیان تبرستان می‌باشد.[۷] نام خانوادگی او گوران از کلمه گبران، به معنی زرتشتیان، برداشت شده که به مرور زمان به گوران تغییر یافته‌است.

وی دربارهٔ نسب و نام خانوادگی خود می‌گوید:

از نام فامیل خود همین می‌دانم که گوران طایفه‌ای بزرگ هستند و منتشر در کردستان و لرستان و تعدادی در اصفهان و گویا از نوادهٔ بهرام گور که به تبعید به اینجا و آنجا شدند. ایضاً فرقه‌ای در کردستان هم است.

مادرم پری‌دخت اَرفه‌کوه بود و نسبش به امیر دوران، امیرمؤید سوادکوهی، می‌رسد. (بدین شکل او نیز از فرزندان باوندیان ِساسانی‌تبار بود)

اما عمرش به سه دهه نرسیده‌بود که به هنگام زایمان پنجمین فرزندش، دار فانی را وداع گفت و کوه و دشتِ حضورِ خویش را نالاند، ناصرخان را گریاند، و مرا که فرزند ارشدش بودم، در ده سالگی به ضجّه و زاری رساند. مرگ مادر، هوهو زن کوی و کوچه‌هایم کرد و از آبشخور آن درد است که هنوز رُباب دلم دائم‌النغمه است.[۸]

در اوایل سال‌های کودکی کیوس گوران، پدرش «میرزداش» که از مخالفان پهلوی دوم بود به علت سیاسی محبوس شد.[۲]

وی دربارهٔ پدرش می‌گوید:

هر وقت می‌آمدند که پدرم، میرزداش، را ببرند، ما گریه می‌کردیم و جیغ و داد سر می‌دادیم. به قول پدرم «همان موقع مبارزات سیاسی ما شروع شد.» هیچ‌وقت نمی‌توانستیم با سیستم کنار بیاییم. مرا می‌بردند پاسگاه ژاندارمری و جلوی چشم من، پدرم را شلاق می‌زدند.[۲]

وی در سنین کودکی در روستای حاجی‌کلا در حاشیه غربی رودخانه تالار می‌زیست. این روستا مدرسه نداشت بنابراین به مدرسه روستای کفشگرکلا در سوی شرقی تالار می‌رفت و در سال پنجم ابتدایی، به ناچار به شهر شاهی (قائم‌شهر امروزی) رفته و در آنجا دیپلم طبیعی گرفت. وی می‌خواست در رشتهٔ پزشکی ادامه تحصیل دهد پس به تهران کوچید و مقدمات را برای شرکت در آزمون فراهم کرد. با چند نفر از دوستانش عازم تبریز شد تا در آزمون پزشکی آن شهر شرکت کند ولی موفق نشد و او را درحالی که نمرهٔ قبولی داشت، مردود شمردند.[۲] کیوس نیز پیگیری نمود و خواستار آن شد که وی را در فهرست قبول شدگان آزمون بنویسند، ولی به او گفته‌شد که «بچهٔ بلشویک‌ها نباید پزشکی بخواند». سپس آن گونه که خود می‌گوید، در سال ۱۳۳۹ با رئیس دانشکدهٔ علوم بحث کرد و وقتی وی را صدا کرد ریاست دانشکده فرار کرد و بعدها به وی گفت که ده سال از درس خواندن محروم شده زیرا قصد ترورش را داشته‌است.[۲]

پیش از انقلاب[ویرایش]

وی پس از آن که نتوانست در رشتهٔ پزشکی ادامهٔ تحصیل دهد، به تهران بازگشت و کار مطبوعاتی را با روزنامهٔ اقتصادی بورس در سال ۱۳۴۰ در تهران آغاز نمود.[۹] کیوس به سفارش قاسم لاربن، مسئول روابط عمومی بانک کار، روزنامهٔ بورس را ترک کرده و به روزنامه اطلاعات رفت.[۲] وی ابتدا به روزنامهٔ تهران جورنال (اطلاعات کنونی) رفت و پس از مدتی خواستار کار در هفته‌نامهٔ اطلاعات شد ولی محرمعلی خان، مسئول سانسور اخبار، از انتشار نویسه‌های وی جلوگیری می‌کرد.[۴] کیوس در اواسط دههٔ ۱۳۴۰ شمسی به عنوان کارشناس هیدرولوژی منابع آب به لرستان رفت[۹] و در سال ۱۳۴۱، به سفارش دکتر پیراسته، در ادارهٔ آب و خاک خوزستان، در اهواز، روی رژیم بر رودخانه‌ها مطالعه کرد.[۲]

وی در همین ایام برای کسب مدرک به یکی از دانشگاه‌های هلند رفت؛[۲] ولی به دلیل سابقهٔ مبارزات پدرش، وزارت امورخارجه به وی گفت مدرک دانش‌آموختگان آن دانشگاه در وزارت علوم مورد قبول نخواهد بود. در این زمان دانشکده‌اش به وی اعلام کرد فقط در صورت قبول نمودن تابعیت یکی از کشورهای بولیوی یا مصر و ادامهٔ زندگی در هلند، قادر به ادامه تحصیل خواهد بود و او به ناچار تحصیلاتش را نیمه کاره گذاشته و به ایران بازگشت.[۲][۸]

خانواده کیوس گوران[ویرایش]

کیوس گوران در سال ۱۳۳۹ با یکی از دوستانش در انجمن ایران و آمریکا به مطالعه زبان‌انگلیسی پرداخت و هفته‌ای را به عنوان مهمان در خانهٔ دوستش ماند. در طول آن هفته خانم تازه بیوه شده‌ای از کیوس خواست به فرزندانش زبان انگلیسی تدریس کند. وی طی آموزش انگلیسی به کودکان آن خانواده، عاشق یکی از دخترانشان شد و از وی درخواست ازدواج کرد. به رغم مخالفت هر دو خانواده، این دو در تاریخ ۱۶ اسفند ۱۳۴۲ ازدواج کردند.[۸] حاصل این ازدواج دو دختر است که یکی از آن‌ها هم‌اکنون در اروپا زندگی می‌کند.[۲]

پس از انقلاب و فعالیت‌های هنری[ویرایش]

وی به علت مشکلات بسیاری که در نویسندگی و کار در مطبوعات برایش وجود داشت، تصمیم گرفت اشعارش را به صورت کاست صوتی و با صدای خودش منتشر سازد. وی سرانجام در سال ۱۳۷۸ توانست کاستی با نام مازرون ۱ را توسط انتشارات فرهنگ‌خانه مازندران منتشر کند.[۱] پس از آن نیز دنباله‌ای با نام مازرون ۲منتشر شد که برخلاف اثر نخست، با استقبال زیادی روبرو نگشت.[۱]

در اسفند سال ۱۳۵۶ گوش گوران به بیماری نادر گوش-مغزی (به انگلیسی: Meniere) مبتلا شد. ابتدا در ساری و تهران درمان بیماری را پیگیری کرد و نهایتاً یک ماه بعد عازم انگلستان شد. یکی از پزشکان انگلیسی به او گفت که این بیماری را می‌توان تحت کنترل داشت و لازمه‌اش اقامت حداقل سه‌ماهه در لندن است؛ ولی وی قبول نکرد و به ایران برگشت. اما تشدید وضع منتهی به سرگیجه‌های دَوَرانی شد، نهایتاً کیوس گوران در تهران به جراحی گوش رضایت داد و گوش راستش با این عمل کاملاً ناشنوا شد تا از سرگیجه‌هایش کاسته شود. کمتر از یک سال بعد گوش چپ هم به همین بیماری دچار شد و سفرش به اروپا و حتی آمریکا نتیجهٔ چندانی نداشت. وی در حال بهبود بود که به علت فشار عصبی، شنوایی‌اش را به‌طور کامل از دست داد.[۸]

در این مدت به صورت نامرتب در برخی نشریات محلی مازندران از جمله پیام مازندران، نهضت شمال و کایر و پیام مستضعفین و زنگ تاریخ مقالاتی می‌نوشت و گاهی اشعاری را در این نشریات منتشر می‌نمود.[۲][۹] سرانجام در اسفند سال ۱۳۸۸ کاست دیگری به نام چل سال عاشقی را توسط انتشارات مهرآوا منتشر نمود. این بار دیسک‌های سی‌دی حاوی صدای کیوس با کتابچهٔ شعرها و برگردان فارسی همراه بودند.[۱] پس از آن نیز آثار دیگری از گوران توسط مهرآوا منتشر شدند.[۱۰]

آثار[ویرایش]

ترجمهٔ غزل بگذار این بی‌خانمان شب در قبر بخوابد (به عنوان نمونه):
در کاخ سپید خود نشسته‌ای و نمی‌دانی این آغل سرد
هم برای من سرپناه شده و هم برای مارمولک و مار
عمری من و فرودستان به قرار شما
تا کمر در گل و لای فرورفتیم و آخر شما محصولات را درو کردید
برای خودت آنجا نشسته‌ای و شعار همدلی می‌دهی
حالا شکاف این میانه بسیار ژرف شده
خوب شما بگیرید دهنم را بدوزید،
اما بدانید، تا دورادورها، سر و صدای عزیز من، گوش‌ها را کر می‌کند
انقدر می‌خوانم تا مرغان آسمان همراهم بخوانند
انقدر فریاد می‌کشم تا کاسهٔ زر شما پر شود
آن هنگام است که دِینم به مردم را با شعر ادا کرده‌ام
عیبی ندارد اگر سحری سرم به نوک دار رفت[۱۱]

کیوس گوران به دو زبان مازندرانی و فارسی شعر می‌سراید،[۴] ولی علاقه‌ای به انتشار اشعار فارسی خود ندارد.[۹] اشعار مازندرانی وی تاکنون در قالب چندین اثر منتشر شده‌اند. شعرهای کیوس اغلب در قالب‌های غزل، قصیده، مثنوی، نیمایی و دوبیتی هستند. وی دلیل پرآوازه شدن آثارش را همین تنوع در سبک شعری می‌داند. اشعار وی بسیار بانشاط‌تر از دیگر شعرهای مازندرانی هستند زیرا وی کوشیده به جای «شِکوه» و «ناله» از اشعاری «موزون» و «ترانه‌وار» استفاده کند.[۴]

کیوس گوران با خارج شدن از سبک‌های معمول و قدیمی ادبیات مازندرانی، در دوران معاصر شعر مازندرانی را با نوعی طراوت و تنوع مواجه کرد. در اشعار وی بسیاری از سبک‌ها دیده می‌شوند. کیوس گوران خود دربارهٔ انگیزه‌اش می‌گوید:

من آمدم شعر مازندرانی را از آن شکل دو بیتی خارج کردم. اعتقاد داشتم شعر مازندرانی هم می‌تواند غزل یا قصیده باشد، مثنوی باشد، و دو بیتی هم باشد و اینکه شعر مازندرانی در گذشته، در همان دو بیتی‌های معروفش، فقط شِکوه بود و غالباً شکوهٔ عاشقانه بود یا ظلم عاشق و معشوق مطرح بود یا ظلم ارباب و رعیت. همیشه این دوتا بود. بعد من آمدم و گفتم مثلاً آقا بیاییم بگوییم آب چرا گل‌آلود شد، برگ چرا زرد شد، چه بکنیم برای زمستانی که گاز قطع می‌شود، چه بکنیم با خانی که هیچ‌وقت از آن عاج خانی پایین نمی‌آید. این دُم‌کلفت‌ها که می‌گویند، دمُشان را کجا کلفت کردند! و من همهٔ این‌ها را به غزل و قصیده برده‌ام که البته خمی هم به ابرو آمد و اوقات بسیاری تلخ شد که چرا چنین تلخ و گزنده و به تعبیری بعضی‌ها می‌گویند، عجب طنز تلخی که ما هم می‌گوییم، عجب حقیقت شیرینی.[۴]

آلبوم‌ها[ویرایش]

کیوس گوران تا به حال اشعار خود را به زبان مازندرانی در چندین مجموعه دکلمه و منتشر نموده‌است که به ترتیب انتشار عبارتند از: مازرون، مازرون ۲، چل سال عاشقی، پس ته کویی؟ و یاد اون روزا بخیر[۱۰] نخستین اثر وی مازرون نام داشت و موجب گشت تا کیوس به پشتیبانهٔ آن، کاست دوم خود را با نام مازرون ۲ منتشر کند؛ ولی این مجموعه با استقبال چندانی روبرو نشد. موسیقی انتخابی و شعر با هم نمی‌ساختند و تنظیم‌ها به شعرها نمی‌خورد.[۱] سپس سومین آلبوم اشعار کیوس پس از وقفه‌ای چندساله وارد بازار گشت و با استقبال خوبی مواجه گردید. چل سال عاشقی بر خلاف دو آلبوم نخست او، که توسط فرهنگ‌خانه مازندران پخش شده‌بود، از سوی انتشارات مهرآوا منتشر گردید. انتشارات مهرآوا همراه با مجموعهٔ آثار در غالب سی‌دی، کتابچه‌ای نیز منتشر نمود که شامل متن ترانه‌ها و ترجمه‌هایشان به فارسی می‌شد.[۱] آثار بعدی نیز توسط مهرآوا منتشر شدند.[۱۰]

آلبوم شعر ویژگی‌ها ترانهٔ ادغام شده مدت اجرا توضیحاتی پیرامون شعر
مازرون ۱ مازرون وصف ترانه‌های گروه شواش ۴:۳۹
آقا مدیر داستان تمثیلی ۱۵:۱۵ داستان مدیری که ابتدا در روستا تدریس می‌کرد ولی با تغییر نظام آموزشی به شهر رفته و مدتی بعد بازنشسته شد و به کنج اتاق افتاد و مریض شد.
دادخواهی وصف و نقد ۹:۱۳
دشمن دانا… طنز ۴:۲۵ نگاهی هجو به سعدی و آثارش
توانا بود… طنز ۲:۱۷
تعزیه داستان تمثیلی ۲۰:۱۹ داستان مردی که در تعزیه نقش حسین بن علی را داشت و شمر را واقعاً کُشت زیرا این‌گونه می‌پنداشت که آن مرد واقعاً شمری است که امروزه هم وجود دارد.
مازرون ۲ مرد نکونام تمثیلی ۴:۵۸
مه تجن وصف ۵:۱۳
پییز وصف/تمثیلی ۳:۳۵
ته صدا تمثیلی ۴:۳۹
داغ ویشه تمثیلی ۳:۳۶
نواجش غمناک ۷:۵۶
بهار وصف ۴:۲۴
ترک مشق و دفتر داستان ۲:۵۰
در سوگ آق مدیر تمثیلی ۶:۵۶ ادامهٔ داستان زندگی آق مدیر در آلبوم مازرون۱
شعر عاشقانه رمانتیک ۱۳:۴۶
چل سال عاشقی چل سال عاشقی وصف ورف سما و نجما ۱۳:۰۰
مشتی برارجان تمثیلی صبح بهار ۲۰:۵۶ کیوس گوران این شعر را برای یکی از دوستانش سرود که پس از بازنشستگی برای ماندن نزد فرزندانش به اروپا کوچید.
برمه بکن نقد همدم جان ۷:۲۰
من و مه دل نقد لالایی ۷:۱۵
مازرون وصف وطن ۸:۳۰
پس ته کویی؟ جینگا داستان آهنگی از پرویز دشتی ۴۲:۵۰ این اثر داستان اتوبیوگرافی شاعر است.
درک نمو آهنگی از ابوالحسن خوشرو ۰۷:۳۸
پس ته کویی؟ عاشقونه آهنگی از ابوالحسن خوشرو ۰۴:۵۳
مازرون توصیف آهنگی از پرویز دشتی ۰۸:۳۹
یاد جوونی وصف آهنگی از پرویز دشتی ۱۵:۱۲
توتندی نقد آهنگی از ابوالحسن خوشرو ۱۹:۰۶
مه ره خجالت اِنه آهنگی از ابوالحسن خوشرو ۰۵:۳۸
یاد اون روزا بخیر من و مش جان برار و وچه‌زا آثاری از محمود رمضانی و سیاوش طالبی ۳۲:۵۵
خاسّگاری ۲۵:۰۶

خصوصیات اشعار[ویرایش]

قالب اشعار گوران برخلاف دیگر شاعران مازندرانی، بسیار متنوع است و پر از آرایه‌های ادبی می‌باشد. وی از قالب‌های غزل، قصیده، مثنوی، نیمایی و دو بیتی استفاده می‌نماید. در اشعار وی که اکثراً با ته‌مایه‌های طنز و تمثیلی می‌باشند، می‌توان به‌راحتی مضامین بسیاری را یافت. وی انتقادات بسیاری را نیز به همین شکل منتقل می‌کند.[۴] در اشعار وی کمتر از واژه‌های دخیل فارسی استفاده می‌شود و اغلب از دستور زبان طبری پیروی می‌کند. استعاره گرفتن از ابزار و وسایل زندگی گذشتگان یا طبیعت مازندران، و اوضاع کنونی جامعه و سیاست‌های حکومتی موجب زیبایی آن می‌گردد. همچنین در نوشته‌های گوران اغلب طنز به چشم می‌خورد و تقریباً این طنز را همه‌جای شعرش می‌توان یافت.[۱]

جوایز[ویرایش]

تاکنون در مراسم بسیاری از کیوس گوران تجلیل گشته که بعضی از آنان عبارتند از:

  • برگزیدهٔ نخستین همایش صدا و سیمای تبرستان در انتخاب مشاهیر مازندران
  • انجمن ادبی مازندران
  • انجمن فرهنگی تلارپه
  • فرهنگ‌خانهٔ مازندران
  • مرکز فرهنگی هنری پارپیرار (در دو سال پیاپی)
  • جشنوارهٔ هلی تی‌تی
  • انجمن فرهنگی شلاب بابل[۴][۵]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ «چل سال عاشقی» (به فارسی و تبری). مازندنومه. دریافت‌شده در ۱۳۸۹/۳/۸. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)
  2. ۲٫۰۰ ۲٫۰۱ ۲٫۰۲ ۲٫۰۳ ۲٫۰۴ ۲٫۰۵ ۲٫۰۶ ۲٫۰۷ ۲٫۰۸ ۲٫۰۹ ۲٫۱۰ ۲٫۱۱ ۲٫۱۲ «تا نفس دارمه، ته وسه زمبه دم». مازندنومه. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۱۳۸۹/۳/۸. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)
  3. «اشتهای پایان ناپذیر». باشگاه اندیشه. بایگانی‌شده از اصلی در ۴ دسامبر ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۱۴ ژوئیه ۲۰۱۱.
  4. ۴٫۰۰ ۴٫۰۱ ۴٫۰۲ ۴٫۰۳ ۴٫۰۴ ۴٫۰۵ ۴٫۰۶ ۴٫۰۷ ۴٫۰۸ ۴٫۰۹ ۴٫۱۰ داود خدابخش (۲۰۰۹/۹/۵). «کیوس گوران: شعر من همه‌اش فریاد است». دویچه وله. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ «فهرست آثار کیوس گوران». مهرآوا. بایگانی‌شده از اصلی در ۴ مارس ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۹ ژوئن ۲۰۱۱.
  6. «کیوس (کیوز) گوران». مهرآوا. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۷ اوت ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۱۳ فروردین ۱۳۹۵.
  7. مازندران و استرآباد، هاسنت لویی رابینو، ترجمهٔ وحید مازندرانی، انتشارات علمی و فرهنگی، صفحهٔ ۲۰۲
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ ۸٫۳ مجلهٔ چشمهٔ توسعه (۱۴ تیر ۱۳۹۰)، «گفتگو با استاد کیوس گوران اوریمی»، چشمهٔ توسعه، ساری، ص. ۳و۴
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ ۹٫۳ «بخون بخون ته هم زوون منم من». مازندنومه. دریافت‌شده در ۱۳۸۹/۳/۸. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ۱۰٫۲ «هفتم خردادماه زادروز استاد کیوس گوران». مهرآوا. بایگانی‌شده از اصلی در خرداد 1396. دریافت‌شده در 2017-06-5. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)
  11. «بِله این بی خنمون، شو بخسه قور دله». مازندنومه. دریافت‌شده در ۱۰ دی ۱۳۹۵.

پیوند به بیرون[ویرایش]

در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد کیوس گوران اطلاعات بیشتری بیابید.


Search Wikiquote در میان گفتاوردها از ویکی‌گفتاورد
Search Commons در میان تصویرها و رسانه‌ها از ویکی‌انبار