لوک خوش‌شانس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
لوک خوش‌شانس
Sous le Ciel de l'Ouest (1952)، جلد یکی از اولین نسخه‌های لوک خوش‌شانس.
اطلاعات شخصیت
نخستین پیدایش الگو:Comics infobox sec/first
مشخصات درون داستان
نام کامل لوک
گونه انسان
مکان اصلی ایالات متحده آمریکا
همکاری‌ها جالی (اسبش), بوشوک (کودن‌ترین سگ جهان)
اطلاعات ناشر
ناشر
  • Dupuis (۱۹۴۹–۱۹۶۷)
  • Dargaud (۱۹۶۸–۱۹۸۸)
  • Lucky Productions (۱۹۸۹–۱۹۹۸)
  • Lucky Comics (۱۹۹۹–)
فرمت کامیکس فرانسوی-بلژیکی
زبان اصلی زبان فرانسوی
ژانر see below
گروه خالق
نویسنده(ها)
هنرمندان
  • Morris (۱۹۴۶–۲۰۰۱)
  • Achdé (۲۰۰۱–)
رنگ‌کننده‌ها

لوک خوش‌شانس (به فرانسوی: Lucky Luke) یک داستان مصور فرانسوی-بلژیکی ساخته موریس دو بور است. رنه گوسینی بهترین دوران این کمیک استریپ را نوشت. داستان در غرب وحشی می‌گذرد و دربارهٔ گاوچرانی به نام لوک خوش‌شانس یا همان مردی که سریع‌تر از سایه‌اش هفت‌تیر می‌کشد و در غرب وحشی عدالت برقرار می‌کرد. نام این داستان مصور در دوبله‌های فارسی پیشین لوک بی‌باک نامیده می‌شد.[۳]

تاریخچه[ویرایش]

ماجراهای لوک خوش‌‎شانس نخستین بار در سال ۱۹۴۶ در مجله بلژیکی-فرانسوی اسپیرو (به فرانسوی: Spirou) به چاپ رسید. در طی دهه‌های بعد علاوه بر اینکه کتاب‌های مصور لوک خوش‌شانس به چندین زبان ترجمه شدند، ماجراهای او در سریال‌های تلویزیونی کودکان گرفته تا بازی‌های کامپیوتری، بازگو شدند.

موریس دو بور (۱۹۲۳–۲۰۰۱)، خالق بلژیکی مجموعه لوک خوش شانس که طراح گرافیک بود، در اوایل دهه ۴۰ میلادی در مجله اسپیرو (یکی از معروفترین مجلات کمیک فرانسوی) طراحی می‌کرد. موریس بلژیکی به غرب وحشی می‌رود و شش سال در آنجا ماندگار می‌شود، پس از آن تصمیم می‌گیرد شخصیت گاوچرانی را خلق کند و با فیلم‌های وسترن آن دوران شوخی کند. او قصد داشت در پاسخ به وسترن‌های پر زد و برخورد هالیوود، یک وسترن اروپایی با زبانی منتقدانه و سرگرم‌کننده به چاپ برساند.

در ده کتاب اول، خود موریس علاوه بر طراحی صحنه‌های داستان، نویسندگی آنها را هم برعهده داشت. اما پس از انتشار ۱۸ جلد از این مجموعه، رنه گوسینی، نویسنده فرانسوی، از جلد نوزدهم مجموعه به گروه خالقان این اثر پیوست تا دوران طلایی گاوچرانی که غروب‌ها به سوی آفتاب اسب‌سواری می‌کرد، شکل بگیرد. در این دوران، موریس تنها داستان‌های گوسینی را تصویر می‌کرد.

پس از مرگ گوسینی در سال ۲۰۰۲، موریس برای مدتی به تنهایی سرپرستی نوشتن و طراحی داستان‌ها را بر عهده گرفت. اما، بعدها هم‌کاری نویسندگان و طراحان متعدد در خلق اثر باعث شد این مجموعه مصور یگانگی داستانی خود را از دست بدهد و رفته رفته در سال‌های بعد از محبوبیت آن کاسته شد.

آخرین کتاب مصور شده توسط گوسینی، یک سال پس از مرگ او منتشر شد و دو سال بعد، هفتاد و یکمین کتاب لوک خوش‌شانس در حالی منتشر شد که به جای نام طراح، نام دیگری غیر از موریس چاپ شده بود.

پس از ۷۰ سال از نخستین انتشار ماجراهای لوک خوش‌شانس، در دسامبر سال ۲۰۱۶ اعلام شد که هشتاد و چهارمین کتاب مصور این مجموعه با عنوان "مردی که لوک خوش‌شانس را کشت" ادامه پیدا خواهد کرد.

خلاصه داستان[ویرایش]

داستان این کارتون دربارهٔ یک کابوی خوش شانس است که با اسب و سگ خود به جاهای مختلفی مسافرت می‌کند و با تکیه بر سرعت دست خود در تیراندازی و البته شانس جلوی خیلی از خلاف‌ها را می‌گیرد و تبهکاران غرب وحشی را به دام قانون گرفتار می‌کند.

در هر قسمت از کارتون لوک خوش شانس ماجرایی رخ می‌دهد و لوک سعی می‌کند مبارزه‌ای را بر علیه چند خلافکار آغاز کند. مهمترین دشمن لوک برادران دالتون هستند که به عنوان شخصیت‌های شناخته شده این کارتون محسوب می‌شوند.

شخصیت‌های داستان[ویرایش]

تصویر لوک خوش‌شانس و جالی در اولین کتاب منتشر شده با عنوان "آریزونا ۱۸۸۰"

لوک خوش شانس: کابوی تنهایی است که به جز اسب روشنفکر و باهوش خود «جالی جامپر» و یک سگ دست و پا چلفتی به اسم «رانتانپلان» (که در ایران به «بوشوگ» شناخته می‌شود) هیچ همدم دیگری ندارد. کار و بارش هم این است که در دهکده‌های پرت و دورافتاده آمریکا دنبال مجرمان سابقه‌دار و فراری بگردد و آنها را به چنگال قانون بسپارد. او در جلدهای اول کتاب، همیشه سیگار به لب داشت اما نسخه‌های امروزی، کاه به دهان می‌گیرد.

نکته جالب داستان، اینجاست که تقریباً اکثر شخصیت‌های فرعی که حضور ثابتی در کتاب‌های لوک دارند از روی شخصیت‌های واقعی الهام گرفته شده‌اند؛ مانند بیلی د کید، کالامیتی جین و گروه جسی جیمز که در زمان خودشان جزو معروفترین خلافکارهای ایالات متحده بودند. حتی قاضی روی بین هم که در بعضی داستان‌ها حضور دارد، در زمان حیاتش یکی از خوشنام‌ترین قاضی‌های آمریکا بود و هنوز هم از او به عنوان یکی از اسطوره‌های قانونمداری یاد می‌شود.

معروفترین شخصیت‌های فرعی داستان که بیشترین حضور را هم در مجموعه دارند، برادران دالتون هستند که دشمنی آنها با لوک، موضوع بیشتر اتفاق‌های کتاب را رقم می‌زند. در عالم واقعیت، تخصص دالتون‌ها در سرقت از بانک‌ها بود، اما این دالتون‌های واقعی، آن دالتون‌هایی نیستند که در کتاب‌های لوک خوششانس حضور دارند. دالتون‌های اوریجینال، یک بار در یکی از کتاب‌های اولیه لوک حاضر شدند و در انتهای کتاب هم کشته شدند؛ ولی این دالتون‌هایی که ما می‌شناسیم، پسرعموهای آن دالتون‌های اصلی هستند که در کتاب بعدی، سر و کله‌شان پیدا شد و تصمیم گرفتند راه اقوامشان را ادامه دهند.

انیمیشن[ویرایش]

دهکده لوک خوش‌شانس در شهر بازی والیبی بلژیک

در سال ۱۹۸۳ کمپانی هانا-باربرا با همکاری موریس، اولین مجموعه پویانمایی لوک خوش‌شانس را در ۲۶ قسمت تهیه کرد. پس از آن در سال ۱۹۹۱ بیست و شش قسمت دیگر هم توسط همین کمپانی ارائه شد که مانند سری اول، تجربه موفقیت‌آمیزی برای هانا-باربرا بود.

آخرین سری انیمیشن‌های تولید شده لوک خوش‌شانس در سال ۲۰۰۱ در مجموعه ۵۲ قسمتی از ماجراهای او به تصویر درآمد. مجموعه‌ای که هم به لحاظ کیفی در سطح پایین‌تری نسبت به مجموعه‌های پیشین بود و هم چندان به داستان‌های اصلی وفادار نبود و شخصیت‌های تازه‌ای در خود داشت.

تیتراژ پایانی[ویرایش]

در انتهای هر قسمت از داستان‌های لوک خوششانس، نمای ثابتی وجود دارد که در آن لوک، سوار بر جالی و در حالی که بوشوگ هم آنها را دنبال می‌کند رو به غروب، آرام و خسته حرکت می‌کند و به تدریج صدای موسیقی اوج می‌گیرد و خواننده‌ای با صدایی خسته شروع به خواندن: «من گاوچران تنهایی هستم که از خانه‌ام دور افتاده‌ام…» می‌کند.

اما در نسخه دوبله شده فارسی این نما تقریباً حذف شده و خیلی کوتاه نشان داده می‌شود.

فیلم[ویرایش]

علاوه بر این در سینما و تلویزیون هم چند باری سعی شد تا به لوک، جان داده شود، اما همه این تجربه‌های انگشت‌شمار به شکست انجامیدند.

در ایران[ویرایش]

بیشتر مخاطبان ایرانی، ماجراهای لوک خوش شانس با صدای منوچهر والی‌زاده می‌شناسند. اما، برای نسلی قدیمی‌تر از مخاطبان ایرانی که دنبال کننده ماجراجویی‌های این قهرمان و اسبش جالی جامپر بودند، احتمالاً او را با نام «لوک بی‌باک» یا همان «لاکی لوک» به یاد دارند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]