اوگتای‌خان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
اوگتای‌خان
اوگتای‌خان
YuanEmperorAlbumOgedeiPortrait.jpg
A portrait of Ögedei produced during the دودمان یوآن. Original size is 47 cm wide and 59.4 cm high. Paint and ink on silk. Now located in the کاخ‌موزه ملی، تایپه، تایوان.
خاقان
سلطنت 13 September 1229 – 11 December 1241
تاج‌گذاری 13 September 1229 in قورولتای at the Kherlen's Khödöö Aral, Mongolia
پیشین چنگیزخان
جانشین گیوک خان
Consort Borakchin Khatun
Töregene Khatun
Moge Khatun
Alqui Khatun
Kirgistani Khatun
Kujulder Khatun
Jujai Khatun
Jachin Khatun
Argana Khatun
فرزند(ها) گیوک خان
Khuden
Khochu
Khorachar
Khashi
Kadan
Melig
نام پسامرگ
Emperor Yingwen (英文皇帝, posthumously given in 1266)
نام معبد
Taizong (太宗, posthumously given in 1266)
Clan بورجیگای
پدر چنگیزخان
مادر بورته
زادروز 7 November 1186
مرگ 11 December 1241 (aged 55)
مغولستان
دین و مذهب تنگری‌باوری
اوگتای‌خان

«اوگتای – یا اوگرای» سومین پسر چنگیز خان بود وی پسر «یسونجین بیگی» بزرگترین و معروفترین زنان چنگیز خان و بانوی اول مغولستان بود. [۱]چنگیز در هنگام مرگ اوگتای را جانشین خویش تعیین کرد. پس از مرگش شاهزادگان و نوه‌ها که از سوگواری فارغ شدند هریک به خرگاه‌های خود برگشتند. پس از گذشت دو سال در آغاز بهار همه شاهزادگان و نوه‌ها رو به اردوی بزرگ نهادند تا امور فرمانروایی را قرار دهند. از دشت قپچاق باتو و برکه و برکجار و سایر برادران یعنی پسران جوجی و از سوی شرق برادران چنگیز اوتچکین و بیلکوتای براه افتادند. الغنوین (تولی) قبلاً با برخی از سران مغول در اردوگاه چنگیز بودند. پس از آیین جشن و سرور درونمایه عهدنامه چنگیز را خواندند که اوگتای را بر سریر شاهی بنشانند. اوگتای ابتدا نپذیرفت و گفت که امر سلطنت سزاوار برادر بزرگ‌تر جغتای است و عموهایم نیز حضور دارند می‌توانند هریک این مسؤلیت بزرگ را به دوش بگیرند که از همه ما سزاوارترند.

تاج‌گذاری اوگتای در ۱۲۲۹. از کتاب جامع‌التواریخ تألیف رشیدالدین همدانی.

پس از چهل روز گفتگو سرانجام اوگتای پذیرفت. جغتای برادر بزرگ‌تر دست راست او را گرفت و اوتچتکین که عمش بود دست چپش را گرفت و او را در ساعتی که اخترشماران تعیین کرده بودند بر تخت پادشاهی نشاندند. همه شاهزادگان و امیران دربار به یکبار زانو زدند و او را قاآن نام نهادند و شاهزادگان مغول از اردو بیرون رفته سه بار پیش آفتاب زانو زدند. پس از آن دوباره جشنی بزرگ برپا کردند و در آن اوگتای گنجینه‌های چنگیز را که از سرزمینهای گوناگون غارت کرده و گرد آورده بود میان شاهزادگان و امیران مغول تقسیم نمود و دستور داد تا سه روز جهت روان چنگیز به مردم غذا بدهند و به مقتضای رسم اجدادان خود چهل تن از دختران زیباروی را که از نسل امیران بودند آراسته و بر اسپان سوار کرده نزد روح چنگیز فرستادند. اوگتای پس از برنشستن بر تخت لشکرها به اطراف روان ساخت تا خللی راکه پس از مرگ چنگیز دست داده بود جبران کند و جورماغون را با سی هزار سپاه به پس‌راندن سلطان جلال الدین خوارزمشاه مامور کرد.

جانشین اوگتای خان فرزند او گویوک خان بود که اسما شش سال و رسماً دو سال حکومت کرد. در چهار سال اول مادرش به عنوان نایب السلطنه حکومت می‌کرد.

زندگی[ویرایش]

به نظر می رسد که مغولان و ترکان نوزادان را برای سالم ماندن از چشم حسود و آسیب ارواح خبیث، نام بد می گذاشتند. معنای نام اول اوکتای نیز احتمالاً ناقص، نامرزون و بی اندام بوده است. مادر وی یسونجین محبوب ترین زن چنگیز و بانوی اول مغولستان بود. اوگتای خواتین بسیار زیادی داشته است ولی تعداد خوایای او 60 نفر بوده است. در میان خواتین وی چهارنفر از شهرت برخوردار بودند: 1) بوراقچین، 2) توراکته، 3) موکا، 4) جاجین بناکتی . [۲]

اوگتای هفت پسر داشته که توراکنه ما در پنج پسر بزرگتر بوده است.

1)   کیوک: فرزند توراکته خاتون بود گرچه اوکتای شیرامون پسرزاده ی خود را به عنوان ولیعهد انتخاب کرده بود اما بعد از وفات او تراکنه خاتون و فرزندان اوکتای خلاف فرمان او کردند و کیوک را با آن که مبتلا به بیماری های مزمن بود به تخت خانی نشاندند.

2)   کوتال

3)   کوچو: این پسر بیسار عاقل و مورد قبول اوکتای بود و او قصد داشت که وی را ولیعهد خود کند اما وی در زمان حیات اوکتای وفات یافت و اوکتای به دلیل علاقه ای که به وی داشت شیرامون فرزند وی را به این مقام برگزید.

4)   قراچار

5)   قاشی

6)   قران اغول

7)   ملک[۱]

اوکتای قاآن پادشاهی عاقل و عادل و جوانمرد بود. وی بیشتر وقت خود را به شرابخواری و خوشگذرانی می گذراند و چنگیز خان همیشه وی را نصیحت می کرده است. چنگیز خان که از اوضاع و احوال فرزندان خود مطلع بود هرکدام را مسئول کاری کرد.[۱]  وی مسئله ی جانشینی اوکتای را در زمان حیات خود روشن کرد و این مسئله را با سایر فرزندان خود و بزرگان مغول در میان گذاشت و آن ها نیز از فرمان او تبعیت کردند. تولی، که بزرگتر از اوکتای بود با وجود اینکه اوکتای از جانب پدر رسماً به مقام قاآنی انتخاب شده بود به طور غیررسمی تا تعیین اوکتای از طرف قوریلتا با کمک سه نفر از مشاوران پدرش به مدت دو سال به طور غیررسمی فرمانروایی کرد.

سرانجام دو سال و نیم بعد از مرگ چنگیز یعنی در بهار سال 626 در کنار نهر کرولن در نتیجه ی قوریتیای که تشکیل شد اوکتای به طور رسمی به مقام قاآنی انتخاب شد. اوکتای در ابتدا با قبول این مقام مخالف بود به اصرار برادران و برادرزادگان خود این تکلیف را که وصیت پدر خویش بود را پذیرفت و به مقام قاآنی رسید.

کسی که بیشتر از بقیه ی افراد در زمان چنگیز به جانشینی اوکتای اصرار داشت شخصی به نام یلوچوت سای مشاوری چینی چنگیز بود وی قصد داشت شخصی عادل و سلیم و بی آزار به مقام خانی برسد که بتواند خرابی های عهد چنگیز را جبران کند به همین دلیل به اوگتای که بیشتر به عیش و عشرت و خوشگذرانی مایل بود تا کشت و کشتار و خرابی و ویرانی توجه داشت که سرانجام نیز به مقصود خود رسید و اوگتای نیز او را حاکم ولایت چینی متعلق به مغول و مستوفی خود کرد.[۱]

وی بعد از اینکه بر تخت خانی نشست نخست با عقل و درایتی که داشت یاساها را بر قائده ی دوره ی چنگیزخان مقرر کرد و    گران با فرماندهی برادران خود به مناطق مختلف فرستاد. تا رنج و     وی تمامی جریمه او افرادی که مرتکب خطایی شده بودند را بخشید و گفت اگر کسی گستاخی کند و مرتکب کار خطایی شود مکافات و جریمه ی آن فراخود گناه او به او می رسد. در ایران اوضاع بسیار آشوب بود. سلطان جلال الدین هنوز    می کرد وی چراطاغون نویان را به همراه جمعی از امرا و سی هزار سوار به دفع او روانه کرد.

ولی با کمک هایی که پس از امرا و حکام ترکستان و حکام مغولی خوارزم گرفت و نیز تعداد خشرهایی که در خراسان به دست آورد تعداد نفرات اردوی او به 900 هزار نفر رسید که از راه اسفراین بو وی خود را به صفحات غربی ایران رسانیدند و در آن موقع سلطان جلال الدین خوارزمشاه در (خوی) به سر می برد. پایان کار سلطان جلال الدین بعد از چندب رخورد با مغولان فرار به کوه های میاخارتین و قتل او به دست یکی از اکراد بود.

اگتای قاآن فردی زیرک و هشیار بود در صورت لزوم فردی دست و دلباز بود و در جای خود سختگیر و بی رحم دلی آنچه صفت مشخصه ی وی بود توجه وی به اسلام بود وی در تمام دوران سلطنت خویش روش سازش را برای به مسلمانان در بیشتر گرفت و برای آن ارجحیت خاصی نسبت به دیگر اقوام و   قائل بود. به همین دلیل اوگتای وی در جهت گسترش سیاست اسلام دوستی خود فرمان هایی در زمینه ی انجام فرائض دینی صادر کرد از جمله آزاد بودن مسلمانان در ساختن مساجد و مدارس و ابنیه ی خیر، نزدیک صدهزار دینار زر سرخ و دو هزار جامعه برای مشایخ و روحانیون دیگر فرستاد. در زمان اوگتای حکومت ایالات مسلمان همزمان در اختیار محمود یلواج باقی ماند. [۳]

چنگیر هر کدام را به امری مخصوص اختیار کرده بود بزرگترین توشی در کار صیدو کار که نزدیک ایشان کاری شگرف و پسندیده است. و جغتای را که از وفروتر بود در تنفیذ یاسا و سیاست و التزام آن و مؤاخذت و عقاب بر ترک آن گزیده و اوگتای را بعقل ورای و تدبیر ملک اختیار کرده و تولی را بترتیب و ولیت جیوش جنود ترجیح نهاده.[۱]

در روزگار پدر همراه او و دیگر برادران در جنگ با قبیله های مغول، لشکرکشی به چین شمالی و ایران شرکت داشت و در فتح اشرار خوارزم حضور داشت. وی کوکتای و سوبدای را به سوی قیجاق و بلغارهای ولگا و اروپای شرقی و گروهی از فرماندهان را به سوی چین شمالی، تبت، کره و منچوری فرستاد. و خود در سال 627 ق همراه توس برادر بزرگتر خود به چین شمالی لشکرکشی کرد. این لشکرکشی تا 631 ادامه یافت.

در زمان اوکتای اوضاع برخی نقاط بخصوص خراسان آشفته بود. اوگتای برای سرکوبی مخالفان چراماغون و طایربهادر را مأمور کرد . طایر سعی کرد که حکومت خراسان را از سلطه ی چینمتور قراقتایی به درآورد. سرانجام اوگتای چراماغون و طایر را از دخالت در کارها منع کرد و حکومت چینمتور را به رعیت شناخت. وی در سال 632 ق/ 1235 شهر قرار قروم را در ساحل رود اروخون بنا نهاد و در آن شهر جینی ها و مسلمانان هر یک کاخی به شیوه ی معماری خویشتن برای او ساختند و باغهای زیبایی در آن شهر و اطراف آن ایجاد کردند و نخستین بار در آن شهر به کشاورزی پرداخته شد وی دستور داد تا در سرتاسر امپراطوری مغول توقفگاههای، سواران زبره و اسبهای تازه نفس نگهداری شود و ماموران سفیدان و بازرگانان به آسانی و به سرعت بتوانندرفت‌وآمد نمایند. هر یک از بزرگان، امیران، و حاکمان وظیفه یافتند تا در تدارک آن سازمان بکوشند. قاآن همچنین فرمان داد تا شهر هرات را که پس از لشکرکشی مغول جز ویرانه ای از آن برجای نمانده بود آباد کنند و در 636 ق/ 1239م فرمان داد که 200 خانوار از مردم هرات که کوچ کرده بودند بازگردانده شوند. در 637 ق به فرمان او به شهر هرات آب رسانده شد. اوگتای قاآن پس از بازگشت از چین دیگر در هیچ لشکرکشی شرکت نکرد و همواره به شکار و خوش گذرانی مشغول بود و برخی از مورخان افراط وی را در این کار سبب مرگ زودرس او دانسته اند.[۲]

زمانی که اقرار مورد هجوم مغول قرار گرفت لشکری از ارتش مغول تشکیل شده از هزار سوار تحت فرماندهی    با فرمان هایی برای از بین بردن هرگونه تهدید از طرف جنوب و عزیمت به طرف ماورالنهر، به طرف جنوب رهسپار شد. بر لشکر جوحی نیز دستور داده شد که به دنبال لشکر جبر رود و پس از آن جدا شود و به طرف پادگان های خوارزمگاه در فجند یورش برد.[۲]


  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ هال، مری. امپراطوری مغول. ترجمهٔ نادر میرسعیدی. تهران: ققنوش، 1384. 29. 
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ بیانی، شیرین. مغولان و حکومت ایلخانی در ایران. تهران: سمت، 1384. 186. 
  3. ولایتی، علی اکبر. ایران از حمله ی مول تا پایان تیموریان. تهران: امیرکبیر، 1392. 239.