پرش به محتوا

خاتون

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

خاتون یک عنوان اشرافی سغدی به معنی «ملکه» یا «همسر حاکم» است که از دیرباز به جهت احترام، در ابتدا یا انتهای نام زنان بزرگ ذکر می‌شده است. واژهٔ خاتون پیش از ورود ترکان و مغولان، در متون فارسی و عربی قرون وسطی کاربرد گسترده‌ای داشته است. این واژه با «بانو» در زبان پارسی برابر است. به تدریج و با گسترش کاربرد واژهٔ خاتون، استعمال آن از حالت انحصار خارج شد و برای برخی از زنان اقشار فرودست جامعه نیز به کار رفت.

به سبب رواج این عنوان در زبان‌های ترکی و شباهت با واژه‌های خان و خاقان، گاه به نادرست واژهٔ خاتون را ترکی و هم‌خانواده این واژه‌ها دانسته‌اند. این واژهٔ از زبان سغدی به آثار پارسی دری وارد شد و از پارسی در عربی اقتباس گردید. در میان ترکان، عنوان خاتون برای همسران و بستگان مؤنث حاکمان گوک‌ترک و حاکمان ترک پس از آنها اطلاق می‌شد. بیشترین کاربرد عنوان خاتون برای بانوان طبقهٔ حاکم، در ایران و در دوران غلبهٔ ترکان بر دستگاه حکومت بوده است. این عنوان در اوایل دوران اسلامی به معنای «ملکه» یا «بانو» رواج یافت و به همین شکل در منابع تاریخ غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان و ایلخانان مغول استفاده شد. در دوره تیموریان، عنوان بیگم در آسیای مرکزی جایگزین آن شد که در هند گورکانی به صورت عنوان رسمی بانوان والامقام درآمد. در ترکی جدید واژهٔ خاتون به صورت کادین تا امروز باقی مانده است.

واژه‌شناسی

[ویرایش]

خاتون (واج‌نویسی سغدی: xtwn، آوانویسی سغدی: gh’twn[۱]) واژه‌ای سغدی به معنای «ملکه»، «همسر ارباب» و «همسر حاکم» است و در کل برای توصیف ملکه‌ها زنان اشراف یا حتی زنان متأهل به‌کار می‌رفته است. این واژه با «بانو» در زبان پارسی برابر است.[۲] به گفتهٔ برونو د نیکولا در کتابش زنان در ایران مغول، ریشهٔ دقیق اصطلاح خاتون ناشناخته است؛ اگرچه احتمالاً از سغدی با شاید از ترکی باستان باشد. د نیکولا اشاره می‌کند که حتی پیش از فتوحات مغول‌ها در آسیای مرکزی، واژهٔ خاتون با معنای «بانو» یا یک «زن اشراف‌زاده»، در متون فارسی و عربی قرون وسطی کاربرد گسترده‌ای داشته است.[۳] به گفتهٔ پیتر بنجامین گُلدِن، عنوان قاتون (qatun) در میان گوک‌ترک‌ها به صورت عنوان همسر خاقان ظاهر شده و از خُواتِن (xwāten) سغدی به معنای «همسر حاکم» گرفته شده است.[۴] پیش از او، جرارد کِلاوْسِن شرق‌شناس بریتانیایی، خا-تون (xa:tun) را به معنی «بانو» یا مانند آن تعریف کرده و می‌نویسد: «هیچ شکی وجود ندارد که این عنوان از خوتین (xwt'yn) در سغدی گرفته شده است. در زبان سغدی خوتی (xwt'y) به معنی ارباب یا حاکم بوده و در نتیجه، خوتین (xwt'yn) یعنی همسر ارباب یا همسر حاکم.»[۵] دانشنامه ایرانیکا نیز با قاطعیت سغدی بودن واژهٔ خاتون را تأیید کرده است: «این واژه تقریباً به‌طور قطع ریشهٔ سغدی دارد.»[۶]

به نوشتهٔ دانشنامه جهان اسلام، به سبب رواج این عنوان در زبان‌های ترکی و شباهت با واژه‌های خان و خاقان، گاه به نادرست واژهٔ خاتون را ترکی و هم‌خانواده این واژه‌ها دانسته‌اند.[۲] واژهٔ خاتون از زبان سغدی به آثار پارسی دری وارد گردید و بعداً از زبان اهل بخارا در کتاب‌های عربی که دربارهٔ فتح بخارا بود، وارد زبان عربی شد و اقتباس گردید.[۱] صورت جمع این واژه (جمع مکسر) در عربی «خَواتین» می‌باشد که از متصرفاتِ فارسی متعرب است نه عرب‌زبانان؛ مانند واژهٔ فَرامین در پارسی.[۲]

کاربرد

[ویرایش]

مطابق دانشنامهٔ ایرانیکا، عنوان خاتون برای اولین‌بار به صورت قاتون یا کاتون (qatun/ḵatun) در کتیبه‌های کول‌تکین و بیلگه خاقان در زبان ترکی اورخون، به معنای «همسر خان» یا «همسر حاکم» به‌کار است.[۶] مطابق دانشنامه اسلام: «خاتون عنوانی با ریشهٔ سغدی بوده است که به همسران و بستگان مؤنث حاکمان گوک‌ترک و حاکمان ترک پس از آنها اطلاق می‌شد.»[۷] به نوشتهٔ فاطمه مِرنیسی در کتاب ملکه‌های از یاد رفته در اسلام، پیش از ورود اسلام به آسیای مرکزی، عنوان خاتون در نام خاتون بخارا که ملکهٔ بخارا است، دیده می‌شود.[۸]

عنوان خاتون در اوایل دوران اسلامی به معنای «ملکه» یا «بانو» رواج یافت و به همین شکل در منابع تاریخ غزنویان و سلجوقیان دیده می‌شود. سپس خاتون در زمان خوارزمشاهیان و ایلخانان مغول استفاده شد. در دوره تیموریان، عنوان بیگم در آسیای مرکزی جایگزین آن شد که در هند گورکانی به صورت عنوان رسمی بانوان والامقام درآمد؛ مانند «پادشاه بیگم». در سدهٔ هفدهم میلادی، اصطلاح خاتون به اندازهٔ کافی در جهان فارسی‌زبان رواج داشت تا سیاحان اروپایی چون شاردن در دورهٔ صفویه مرتباً به آن اشاره کنند. در زبان ترکی عثمانی، این کلمه به قادین (qādïn) یعنی «خانم»، «همسر» یا پسوندی محترمانه جهت عنوان خطاب «زنان مسن» تبدیل شد و در ترکی جدید به صورت کادین تا امروز باقی مانده است. در پاکستان، خاتون هنوز هم برای اشراه به بانویی از طبقهٔ مرفه جامعه استفاده می‌شود.[۶][۷]

در سرزمین مرزی بین نواحی چاچ و ایلاق در سیردریا میانی، شهری به نام خاتونکا (شهر خاتون) وجود داشته است.[۶] واژهٔ خاتون در بیشتر گویش‌های ترکی از جمله ازبکی، آذری، اویغوری و عثمانی و جغتایی به‌کار رفته است. در زبان ترکی جدید نیز، خاتون با املاهای مختلف به‌کار می‌رود این واژه همچنین در بیشتر زبان‌ها و گویش‌های آسیای جنوبی و مرکزی از تاجیکی، هندی، کردی، ارمنی، گرجی و تبتی رایج است. عناوینی چون بی‌بی، خانم، خدیش، ستی، بیگم و آتون، کمابیش مترادف با خاتون هستند و گاه خاتون به همراه یکی از اینها و به‌صورت مرکب، برای خطاب بانوان استعمال می‌شده است.[۲]

بیشترین کاربرد عنوان خاتون برای بانوان طبقهٔ حاکم، در ایران و در دوران غلبهٔ ترکان بر دستگاه حکومت بوده است. در دورهٔ سلجوقیان بیشتر همسران حکمرانان شرقی ایران این عنوان را دارا بودند؛ چنان‌که همسر حکمران سمرقند را مطلقاً خاتون می‌گفتند. در دورهٔ ایلخانان اطلاق این عنوان گسترش یافت و نه تنها ملکه‌ها، بلکه بانوان درباری پایین‌رتبه‌تر نیز خاتون خوانده می‌شدند. در دوران برپایی سلسله‌های ترکمانی این عنوان همچنان رایج بود. با آنکه خاتون در قدیمی‌ترین متون فارسی مترادف «ملکه» استفاده می‌شد، به تدریج و با گسترش کاربرد این واژه، استعمال آن از حالت انحصار خارج شد و به برخی از زنان اقشار فرودست جامعه نیز اطلاق شده است.[۲]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. 1 2 دادخدا سیم‌الدین‌اف (۵ شهریور ۱۳۸۳). «خوانش تازه‌ای از سرود اهل بخارا». خبرگزاری بی‌بی‌سی فارسی. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۴-۱۵.
  2. 1 2 3 4 5 افسانه منفرد (۱۳۹۳). «خاتون». دانشنامه جهان اسلام. ج. ۱۴. rch.ac.ir. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۴-۱۵.
  3. De Nicola, Bruno (2017). Women in Mongol Iran: The Khatuns, 1206-1335 (به انگلیسی). Edinburgh University Press. p. 2. ISBN 978-1-4744-1547-7.
  4. Peter Benjamin Golden (1998), "Turks and Iranians: An historical sketch" in Johanson, Lars; Csató, Éva Ágnes (2015). The Turkic Languages. Taylor & Francis. page 5.
  5. Gerard Clauson (1972). An Etymological Dictionary of Pre-Thirteenth-Century Turkish (به انگلیسی). Oxford: Clarendon Press. pp. 602 & 603. ISBN 978-0-19-864112-4.
  6. 1 2 3 4 Bosworth, C. Edmund (May 31, 2013). "ḴĀTUN". Encyclopædia Iranica (به انگلیسی). Vol. 16. pp. 129 & 130. Retrieved 2025-04-15.
  7. 1 2 Boyle, J.A. (1978). "K̲h̲ātūn". In van Donzel, E.; Lewis, B.; Pellat, Ch. & Bosworth, C. E. (eds.). The Encyclopaedia of Islam, New Edition, Volume IV: Iran–Kha. Leiden: E. J. Brill. p. 1133. OCLC 758278456.
  8. Fatima Mernissi (1993). The Forgotten Queens of Islam (به انگلیسی). University of Minnesota Press. p. 21.

برای مطالعه بیشتر

[ویرایش]
  • دهخدا، علی‌اکبر (۲۰ مرداد ۱۳۹۹). «خاتون». موسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۴-۱۵.
  • افسانه منفرد (۱۳۹۳). «خاتون». دانشنامه جهان اسلام. ج. ۱۴. rch.ac.ir. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۴-۱۵.
    • برای آشنایی با واژهٔ خاتون در نام افراد و اماکن گوناگون