این یک مقالهٔ خوب است. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.

استخوان رکابی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

استخوان رکابی
جزئیات
لاتین Stapes
پیش‌ساز قوس حلقی دوم
مفصل‌ها Incudostapedial joint
شناسه‌ها
فهرست گری p.۱۰۴۵
سرعنوان پزشکی A09.246.397.247.806
واژگان آناتومی A15.3.02.033
اف‌ام‌اِی 52751
واژگان کالبدشناسی استخوان

استخوان رکابی (به انگلیسی: Stapes) استخوانی در گوش میانی انسان و دیگر پستانداران است که در انتقال صدای مرتعش شده به گوش درونی دخالت دارد. استخوان کوچک رکابی شکل یکی از استخوانچه‌های موجود در گوش میانی است. استخوان رکابی ارتعاشات را از استخوان سندانی، که به آن بطور افقی متصل است دریافت می‌کند، و آن را به دریچهٔ بیضی شکل[یادداشت ۱] وسطی منتقل می‌کند. استخوان رکابی کوچکترین و سبکترین استخوان بدن انسان است و به خاطر شباهت به رکاب اینطور نامیده شده‌است. اتواسکروزیس شایع‌ترین علت کاهش شنوایی هدایتی است، این بیماری یک بیماری استخوانی است، اغلب این بیماری زمانی رخ می‌دهد که استخوان رکابی به دریچه بیضی چسبیده و توانایی انتقال صوت را از دست می‌دهدو مهم‌ترین روش درمان این بیماری جراحی است.

ساختار[ویرایش]

اندازه استخوان رکابی، با یک سکه ۱۰ سنتی یورو مقایسه شده است.

استخوان رکابی سومین و آخرین استخوان از سه استخوانچه موجود در گوش میانی است. استخوان رکابی استخوانی به شکل رکاب بوده و به دریچه بیضی که با رباط حلقوی به آن متصل شده تکیه کرده‌است. قاعده استخوان رکابی به دریچه بیضی و سر آن به استخوانچه سندانی اتصال مفصلی دارد. این اتصالات با پایه‌های خلفی و قدامی متصل شده‌است.[۱]:۸۶۲

استخوان رکابی کوچکترین استخوان بدن انسان است و اندازه آن ۲٫۵×۳ میلی‌متر است که بعد بزرگتر در امتداد سر تا پایه است.[۲]

ایجاد[ویرایش]

استخوان رکابی طی ششمین تا هشتمین هفته دوره جنینی از دومین قوس حلق ایجاد می‌شود. حفره مرکزی رکابی ناشی از وجود جنینی سرخرگ رکابی است که بعداً تحلیل می‌رود.[۳][۴]

جانوران[ویرایش]

استخوان رکابی یکی از سه استخوانچه در پستانداران است. در پرندگان،[۵] استخوان متشابه استخوان رکابی معمولاً ستونچه (به انگلیسی: columella) نامیده می‌شود. همچنین، در خزندگان، هر دو کلمه مورد استفاده قرار می‌گیرد.[۵] در ماهی، استخوان متشابه استخوان رکابی معمولاً استخوان لامی‌زیرواره نامیده می‌شود، و معمولاً قسمتی از کمان آبششی است که، بسته به گونه، مجرای تنفسی یا آرواره را نگهداری می‌کند. کلمه معادل در دوزیستان pars media plectra است.[۶][۷]

دگرگونی[ویرایش]

به نظر می‌رسد که اندازه استخوان رکابی در گروه‌های مختلف قومی نسبتاً ثابت است.[۸] در ۰٫۰۱ الی ۰٫۰۲٪ مردم، سرخرگ رکابی برگشت نکرده و در روزنه مرکزی می‌ماند.[۹] در این حالت ممکن است در گوشی که این حالت را دارد صدای پر ضربان شنید، یا ممکن است اصلاً هیچ نشانه‌ای وجود نداشته باشد.[۱۰] به ندرت در بعضی‌ها ممکن است استخوان رکابی وجود نداشته باشد.[۱۱]

عملکرد[ویرایش]

استخوان رکابی که بین استخوان سندانی و گوش داخلی واقع شده‌است، ارتعاشات صدا را از استخوان سندانی به حفره بیضی — یک حفره پوشیده با پرده و متصل به گوش داخلی — منتقل می‌کند. استخوان رکابی همچنین با ماهیچه رکابی، که توسط اعصاب صورت تحریک می‌شود، ثابت شده‌است.[۷]

بیماری‌های مرتبط[ویرایش]

اتواسکلروز یک بیماری ارثی یا شروع –خودبخودی است که به علت تغییر غیرطبیعی در گوش میانی ایجاد می‌شود. اغلب این بیماری زمانی رخ می‌دهد که استخوان رکابی به دریچه بیضی چسبیده و توانایی انتقال صوت را از دست می‌دهد که این مسئله باعث کاهش شنوایی می‌شود. اتواسکلروز در ۱٪ مردم دیده شده‌است. گرچه این بیماری به شکلی است که موجب کاهش قابل توجه شنوایی نمی‌شود. احتمال مبتلا شدن گروه‌های سنی جوان و زنان بیشتر است.[۱۲] دو روش معالجه رایج: استاپدکتومی یا خارج کردن استخوانچه غیر متحرک رکابی از طریق جراحی و جایگزین کردن آن با یک وسیله (پروتز) و استاپدوتومی یا ایجاد پنجره‌ای کوچک بر روی پایه استخوان رکابی و قرار دادن پروتز در پنجره ساخته شده‌است. جراحی می‌تواند با عمل سرخرگ رکابی، فیبروسیسی که نتیجه آسیب به پایه استخوان است، یا اتو اسکلروز آبلیتریتیو که در نتیجه از بین رفتن کامل پایه استخوان ایجاد شده‌است پیچیده‌تر گردد.[۱۳][۱۴]

تاریخچه[ویرایش]

استخوان رکابی، به صورتی که اولین بار توسط جووانی فیلیپو اینگراسیا توصیف شد. (در قسمت پایین سمت راست با M نشان داده شده است)

معمولاً گفته می‌شود که استخوان رکابی اولین بار در سال ۱۵۴۶ در دانشگاه ناپل توسط جووانی فیلیپو اینگراسیا توصیف شد، گرچه در مورد صحت آن اختلاف است. توصیف اینگراسیا در سال۱۶۰۳ بعد از مرگش منتشر شد. پدرو خیمه‌نو کالبد شناس اسپانیایی اولین کسی بود که در سال ۱۵۴۹ توصیفی در مورد استخوان رکابی در گفتگویی در مورد پزشکی منتشر کرد.[۱۵]استخوان به خاطر شباهت به رکاب به این نام نامیده شده‌است (به لاتین: Stapes) مثالی از لاتین قدیمی است، احتمالاً در قرون وسطی از کلمه «to stand» (به لاتین: Stapia) گرفته شده‌است، چون رکاب (stirrups) در زبان لاتین اولیه وجود ندارد.[۱۶]

در آثار تاریخی دانشمندان مسلمان سخنی دربارهٔ این استخوان نیامده اما علی بن ابی‌طالب در نهج‌البلاغه در حکمت شمارهٔ ۸ در حدیثی گفته است: «از این انسان تعجب کنید و پند بگیرید. با پیه نگاه می‌کند، با گوشت حرف می‌زند، با استخوان می‌شنود و از شکافی (بینی) نفس می‌کشد».[۱۷]

جستارهای وابسته[ویرایش]

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. پرده‌ای است که سطح آن یک چهارم پرده گوش می‌باشد و به همین دلیل می‌تواند انرژی ارتعاشی یک محیط با وزن مخصوص کم مانند هوا را به محیطی با وزن مخصوص زیاد منتقل کند.

منابع[ویرایش]

  1. Drake, Richard L.; Vogl, Wayne; Tibbitts, Adam W.M. Mitchell; illustrations by Richard; Richardson, Paul (2005). Gray's anatomy for students. Philadelphia: Elsevier/Churchill Livingstone. ISBN 978-0-8089-2306-0. 
  2. aWengen, DF; Nishihara, S; Kurokawa, H; Goode, RL (April 1995). "Measurements of the stapes superstructure". The Annals of otology, rhinology, and laryngology. 104 (4 Pt 1): 311–6. PMID 7717624. 
  3. Chapman, SC (Jan 1, 2011). "Can you hear me now? Understanding vertebrate middle ear development". Frontiers in bioscience (Landmark edition). 16: 1675–92. PMID 21196256. 
  4. Rodriguez-Vazquez, J. F. (August 2005). "Development of the stapes and associated structures in human embryos". Journal of Anatomy. 207 (2): 165–173. doi:10.1111/j.1469-7580.2005.00441.x. 
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ «گوش میانی». بیمارستان دامپزشکی پایتخت. paytakhtpethospital.com. بازبینی‌شده در 2016-12-23. 
  6. Romer, Alfred Sherwood. The Vertebrate Body. Holt-Saunders International, 1977. 481-482. ISBN ‎0-03-910284-X. 
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ Aryanic.com. «تبیان استان قم - علوم پایه». qido.ir. بازبینی‌شده در 2016-12-23. 
  8. Arensburg, B.; Harell, M.; Nathan, H. (February 1981). "The human middle ear ossicles: Morphometry, and taxonomic implications". Journal of Human Evolution. 10 (2): 199–205. doi:10.1016/S0047-2484(81)80018-8. 
  9. Mutlu, C (1998). "Clinical-histopathological correlations of pitfalls in middle ear surgery". European archives of oto-rhino-laryngology: official journal of the European Federation of Oto-Rhino-Laryngological Societies (EUFOS): affiliated with the German Society for Oto-Rhino-Laryngology - Head and Neck Surgery. 255 (4): 189–94. PMID 9592676.  Unknown parameter |coauthors= ignored (|author= suggested) (help)
  10. Silbergleit, R; Quint, DJ; Mehta, BA; Patel, SC; Metes, JJ; Noujaim, SE (Mar 2000). "The persistent stapedial artery". AJNR. American journal of neuroradiology. 21 (3): 572–7. PMID 10730654. 
  11. REIBER, M; SCHWABER, M (February 1997). "Congenital absence of stapes and facial nerve dehiscence". Otolaryngology - Head and Neck Surgery. 116 (2): 278–278. doi:10.1016/S0194-5998(97)70343-7. 
  12. Menger, D.J.; Tange, R.A. (April 2003). "The aetiology of otosclerosis: a review of the literature". Clinical Otolaryngology and Allied Sciences. 28 (2): 112–120. doi:10.1046/j.1365-2273.2003.00675.x. 
  13. «بررسی نتایج شنوایی بعد از عمل استاپدوتومی در مبتلایان به اتواسکروزیس بیمارستان شهید رهنمون یزد و امیراعلم تهران». مجله دانشکده پزشکی (مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی). 
  14. «آنچه که باید درباره اتواسکلروز بدانید». دکترسلام. 
  15. Mudry, Albert (April 2013). "Disputes Surrounding the Discovery of the Stapes in the Mid 16th Century". Otology & Neurotology. 34 (3): 588–592. doi:10.1097/MAO.0b013e31827d8abc. 
  16. Harper, Douglas. "Stapes (n.)". Online Etymology Dictionary. Archived from the original on 4 March 2016. Retrieved 27 December 2013. 
  17. «ساختمان زبان و گوش و بینی». مرکز جهانی اطلاع‌رسانی آل البیت. بازبینی‌شده در 23 دسامبر 2016. 

پیوند به بیرون[ویرایش]