لئون تروتسکی
مختصات: شرقی″۲۵ ′۱۷ °۳۲ شمالی″۳۴ ′۵۳ °۴۷ / °۳۲٫۲۹۰۲۸شرقی °۴۷٫۸۹۲۷۸۴شمالی
عکس گذرنامهٔ لئون تروتسکی در سال ۱۹۱۵ |
|
| شناسنامه | |
|---|---|
| نام کامل | لِو داویدوویچ برونشتین |
| زادروز | ۷ نوامبر ۱۸۷۹ |
| زادگاه | استان خرسون، |
| تاریخ مرگ | ۲۱ اوت ۱۹۴۰ (۶۰ سال) |
| محل مرگ | مکزیکوسیتی، |
| اطلاعات سیاسی | |
| حزب سیاسی | Russian Social Democratic Labour Party حزب سوسیال دموکراتیک سوئیس حزب کمونیست اتحاد شوروی Left Opposition Fourth International |
| سمت | People's Commissar for Army and Navy Affairs |
| سمتهای پیشین | کمیسر خلق برای روابط خارجی |
| فعالیتها | متفکر انقلابی |
لئون داویدوویچ تروتسکی (به روسی: Лев Дави́дович Тро́цкий) انقلابی بلشویک و متفکر مارکسیست اهل روسیه بود. لئون تروتسکی در سال ۱۸۷۹ در یک خانواده یهودی کشاورز در روستایی در اوکراین متولد شد.[۱] در ۱۷ سالگی با نوشتههای سازمانهای مخفی و با مارکسیسم آشنا شد.
به همراه عدهای از رفقا تشکیلات کارگری جنوب را برپا میکند. که در طی چند ماه هزاران عضو جذب آن میشود. در سال ۱۸۹۸ تشکیلات توسط پلیس مخفی منحل میشود و برونشتین و دیگر رهبران آن به زندان میافتند. همهٔ آنها به چهار سال تبعید به سیبری محکوم میشوند. در این مدت لئون و الکساندرا با POSDR (حزب کارگران سوسیال دمکرات روسیه) که زیر نظر لنین و پلخانف است ارتباط برقرار میکنند. مدتی بعد بونشتین موفق میشود فرار کند و روی پاسپورت جعلیاش نام نگبان زندانش در اُدسا را مینویسد: تروتسکی.
دیدار با لنین
تروتسکی همکاری اش را با ایسکرا، نشریهٔ حزب سوسیالدمکرات روسی آغاز میکند.. حزب او را برای جمعآوری کمک به اروپا میفرستد. در سال ۱۹۰۲، در سن ۲۳ سالگی در لندن با لنین دیدار میکند.
در ۱۹۰۳ و در طی دومین کنگرهٔ حزب اختلافات میان بلشویکها و منشویک باعث جداییشان میشود. علت این جدایی حول مسئلهٔ ماهیت حزب میچرخد. لنین، رهبر بلشویکها (اکثریت) بدنبال سازماندهی متمرکز نیروهای تعلیم دیدهای است که قادر به کار مخفی در جهت سرنگونی تزاریسم باشند. در حالی که مارتوف رهبر منشویکها (اقلیت) معتقد است که باید درهای حزب را به روی همهٔ آنهایی که کم یا بیش با اهداف حزب موافقاند باز کرد.
در کنگره، تروتسکی با مارتوف موافق است و علیه تجزیهٔ حزب استدلال میکند. اما در عین حال دلیل اصرار لنین را هم نمیفهمد. در طی ده سالی که به دنبال میآید تروتسکی مواضع شخصیاش را به تنهایی دنبال میکند.
محتویات |
انقلاب مدام [ویرایش]
در سال ۱۹۰۵ اعتصابات گستردهای روسیه را تکان میدهد. این برای نخستین بار است که کارگران در کنار خواستهای اجتماعی، خواستهای سیاسی را هم پیش میکشند. در جریان اعتصابات و طغیانها سویتها بوجود میآیند که متشکل از شوراهای نمایندگان کارخانهها و محلات هستند. در واقع سویتها ساختار قدرت دوگانهای را ایجاد میکنند. آنها آغاز تجربهٔ قدرتگیری مردماند. سویت سن پترزبورگ (پتروگراد) مهمترین آنان است که به سازماندهی زندگی عمومی، تسلیح کارگران مبارز و مواد غذایی و … میپردازد. در ۱۹۰۵ تروتسکی و ناتالیا مخفیانه به پتروگراد باز میگردند. تروتسکی در راس قدرت سویت قرار میگیرد. اما بعد از شکست انقلاب او به کار اجباری و زندگی در سیبری محکوم میشود. او اکنون ۲۶ سال دارد.
در مدت زندان تروتسکی به مطالعه و تعمیق تئوری انقلاب مدام میپردازد. تمامی مارکسیستها (بلشویکها و منشویکها) اعتقاد دارند که در کشور عقبماندهای مثل روسیه نخست باید انقلابی دموکراتیک و بورژوایی اتفاق بیفتد؛ این انقلاب فئودالیسم را محو و دموکراسی بورژوایی را برقرار خواهد کرد. در نتیجه تحت سلطهٔ سرمایهداری صنعت میتواند خود را گسترش دهد و در نتیجه آن طبقهٔ کارگر گسترش پیدا کند و زمان، شرایط وقوع انقلاب سوسیالیستی را محیا کند.
بعد از تجربهٔ ۱۹۰۵ تروتسکی دیدگاه کاملاً دیگری را در پیش میگیرد: روسیه کشوری توسعهنیافته در عصر ظهور امپریالیسم است. سرمایههای خارجی زیادی تحت سلطهٔ تزار قرار دارد. و بورژازی ملی به نسبت ضعیف است. همهٔ اینها باعث بوجود آمدن همبستگی میان امپریالیسم خارجی، طبقهٔ مالک سنتی و بورژازی ملی میشود. در نتیجه این بورژوازی ملی در صورت وقوع انقلاب بیشتر تمایل خواهد داشت تا از تزار حمایت کند تا کارگران و دهقانان. دهقانان نخواهند توانست تا خود را به قدرت سیاسی ِ خودانگیختهای بدل کنند. اینچنین تروتسکی نتیجه میگیرد که تنها طبقهٔ کارگر قادر به رهایی ِ روسیهاست. و اینکه در انقلاب علیه تزاریسم با ید وظایف انقلاب بورژوازی با انقلاب سوسیالیستی ترکیب شود. طبقهٔ کارگر باید حمایت دهقانان را بدست آورد ـ که در کشوری مثل روسیه اجتناب ناپذیر است ـ و دموکراسی شوراها را برقرار سازد.
انقلاب روسیه [ویرایش]
تروتسکی دوباره موفق میشود تا به وین فرار کند و چند سالی در آنجا بماند. جنگ جهانی اول لطمات جبرانناپذیری به سوسیال دموکراسی وارد میآورد و موجب تجزیهٔ آن میشود. اگرچه جنگ بین دول سرمایهداری ست، رهبران انترناسیونال دوم برای تصویب اعتبار جنگ رای میدهند. به عقیدهٔ تروتسکی و لنین، کارگران نباید در میان خود کشتار به راه بیندازند بلکه باید سلاح خود را علیه آن طبقهای نشانه روند که استثمارشان میکند. این گفتهٔ لنین است که: «ما باید این جنگ را به جنگ شهری ِ انقلابی تبدیل کنیم»
فلاکت جنگ در سرتاسر اروپا قحطی و بدبختی را میگسترد. در فوریه ۱۹۱۷ انقلاب دیگری در روسیه متولد میشود. این بار تزار نیکولاس دوم باید از قدرت خلع شود و حکومتی موقت تحت ادارهٔ بورژواهای لیبرال تشکیل شود. لنین در ماه آوریل و تروتسکی در ماه مه به مسکو وارد میشوند.
با ورود لنین بلشویکها دوباره با منشویکها همکاری میکنند و حکومت موقت را به رسمیت میشناسند. لنین جریان حزب را دگرگون میکند. در نظر او، کارگران باید قدرت را از طریق سویتها در دست بگیرند و سازندهٔ جامعهای برابر و بیطبقه باشند؛ سوسیالیسم. با پشتوانهٔ انقلاب جهانی که انقلاب روسیه آغازگر آن است. تروتسکی بعد از ورودش به روسیه با تایید فراموش کردن اختلافات گذشته تمایل خود را به بلشویکها نشان میدهد.
در طی ماههای که میآید، بلشویکها با خواستهایی نظیر توقف جنگ، بازتوزیع زمینها و قدرت گرفتن کامل سویتها، بتدریج تودههای زیادی را جلب میکنند. اما ۲۵ اکتبر انقلاب دیگری در راه است و این بار بدون خونریزی زیاد چرا که نیروهای نظامی جانب انقلابیون را میگیرند. بدین ترتیب روسیه نخستین کشوری میشود که در آن کارگران و دهقانان قدرت را در دست میگیرند. حکومتی ترکیبی از بلشویکها و سوسیالیستهای انقلابی بزودی برپا میشود. لنین و تروتسکی در نتیجهٔ انقلاب روسیه امید زیادی را به درگیری ِ انقلاب در دیگر کشورهای پیشرفتهٔ سرمایهداری بستهاند. آنها معتقداند روسیه که کشوری توسعهنیافته و از نظر فرهنگی عقبافتادهاست به تنهایی نمیتواند سوسیالیسم را متحقق کند.
علیرغم طغیانها انقلابی بسیار بخصوص در آلمان، انقلاب در هیچ کجا پیروز نمیشود. نقش ضدانقلابی سوسیال دموکراسی لنین و تروتسکی را به این نتیجه میرساند که انترناسیونالی دیگر ضرورت دارد. انترناسیونال سوم در ۱۹۱۹ برپا میشود. همزمان بلشویکها در روسیه درگیر جنگ شهری طاقتفرسایی برای نابودی ضدانقلاب در برابر طبقهٔ حاکم سابق هستند ـ که تقریباً از طرف ۲۰ کشور سرمایهداری حمایت میشود.
تروتسکی مسئولیت تشکیل ارتش سرخ را به عهده میگیرد که در نهایت موفق میشود متحجرین ضدانقلاب را شکست دهد. اما از طرف دیگر جنگ شهری وضعیتی را ایجاد میکند که از بطن آن تغییر شکل به سمت بوروکراسی دولتی شوروی متولد میشود. که این باعث خشونتآمیز شدن مناسبات سیاسی و اجتماعی میشود. در این زمینهٔ سیاسی و اجتماعی، جهتگیری بلشویکها به سمتی میرود که این تغییرشکل را ـ اگرچه موقت ـ تشدید میکند. در ادامهٔ این روند، در ۱۹۲۱ احزاب سیاسی غیرقانونی میشوند و حق تشکیل فراکسیون در احزاب موقتاً ملغی میشود. در نظر ارنست مندل اینها سالهای سیاهیست که در آن تروتسکی از سیاست ترس، و سرکوب آنارشیستها(ماخنو، کرونشتات) و نظامیسازی سندیکاها دفاع میکند.
آغاز مخالفت [ویرایش]
در ۱۹۲۲ استالین که تا آن زمان کمتر شناخته شده بود دبیرکل حزب کمونیست میشود. و این زمانیست که لنین هرچه بیشتر خطر بروکراتیزه شدن دولت شوروی را احساس میکند. او در ۱۹۲۲ در کنگره حزب میگوید: زمانی که به ماشین بوروکراتیک مینگریم باید از خود بپرسیم که چه کسی حکومت میکند و چه کسی حکومت میشود؟ من بشدت شک دارم که این کمونیستها هستند که حکومت میکنند. حقیقت این است که اینها حکومت میشوند.» در همین سال لنین بیمار میشود و به این ترتیب ناتوان، از گود خارج میشود. تروتسکی در ابتدا بارها ضرورت بازگشت دموکراسی در حزب را هشدار میدهد که نتیجهای جز خشم استالین و همدستانش ندارد؛ عدهای که نمایندهٔ منافع قشر جدید سوسیال بوروکراتها هستند.
لنین در ۱۹۲۴ درگذشت. در وصیتنامهٔ سیاسیاش به عبث از اعضای دیگر رهبری حزب میخواهد که استالین را از مقام دبیرکلی حزب خلع کند. تروتسکی تلاش میکند تا مبارزهٔ لنین را ادامه دهد اما این در زمانیست که تودهها در انفعال و خستگیِ بعد از انقلاب بسر میبرند. در نتیجه بروکراتهای حکومتی او را از نظر سیاسی محاصره میکنند و در ۱۹۲۵ او را به مقام کمیسر ناوگان دریایی تنزل میدهند. تروتسکی در ۱۹۲۶ و ۱۹۲۷ گروهی متشکل از ۸۰۰۰ عضو حزب کمونیست را گرد میآورد؛ اپوزیسیون ِ چپی که در محلات شهرهای بزرگ بصورت مخفی گرد هم میآیند.
علیه استالینیسم [ویرایش]
تمامی اعضای شناخته شدهٔ اپوزیسیون در سال ۱۹۲۷ از حزب اخراج و تبعید یا زندانی بودند. تروتسکی و ناتالیا تبعید میشوند. سفری دریایی و طولانی آنها را از ترکیه به فرانسه، نروژ و از آنجا به مکزیک میرساند. در مقابل تروتسکی دست از فعالیت سیاسیاش بر نمیدارد. در همین حال در بسیاری از احزاب کمونیست دنیا جریانهای اپوزیسیون سربرمیآورند. اما مسکو اطاعت میخواهد و در هرکجا تروتسکیستی پیدا کند از حزب کمونیست اخراج میکند. از طرف دیگر تروتسکی سعی میکند ارتباطش را با این جریانها حفظ کند.
در اتحاد شوروی استالین برنامهٔ صنعتیسازی اجباریاش را پیش میگیرد. برنامهای که بهای سنگینش را کارگران و خانوادههایشان میپردازند. همچنین در روستاها به اشتراکیسازی اجباری زمینها دست میزند. وضع قانونگزاری حتی از زمان تزاریسم هم بدتر است: از سن ۱۲سالگی برای جرم دزدی مجازات مرگ در نظر گرفته میشود. همچنین تبعید و اعدامهای جمعی صورت میگیرد.
قدرتگیری بوروکراسی در اتحاد شوروی با سیاست ترس وسیعی همراه است. بلشویکهای قدیمی و مخالفان از آنجایی که بدیلی سیاسی را نمایندگی میکنند در جریان فرایند انگیزیسیون حذف فیزیکی میشوند. اینچنین است که هزاران تروتسکیست در گولاگها تیرباران میشوند.
استالین تحت ادعای دروغین بنای سوسیالیسم در یک کشور، سیاست همزیستی مسالمتآمیز را با غرب در پیش میگیرد که لازمهٔ آن سرکوب جنبشهای انقلابی در نقاط دیگر جهان است (مثل چین در ۱۹۲۷ ـ ۱۹۳۶ و اسپانیا در ۱۹۳۶ ـ ۱۹۳۷)؛ انقلابهایی که برای بوروکراسی اتحاد شوروی خطر فعالسازی مجدد کارگران را بوجود میآوردند.
در اوایل تشکیل اتحاد شوروی، تروتسکی که چهرهای تأثیرگذار و بانفوذ به حساب میآمد به عنوان کمیسر خلق برای روابط خارجی انتخاب شد. پس از آن ارتش سرخ شوروی را بنیان گذاشته خود به فرماندهی آن درآمد. وی همچنین یکی از اولین اعضای دفتر سیاسی بود. بهخاطر کشمکشهایی که در دههٔ ۱۹۲۰ بر سر قدرت میان تروتسکی و استالین وجود داشت، تروتسکی از حزب کمونیست روسیه اخراج شد و از اتحاد شوروی تبعید شد.
تروتسکی یاور اصلی لنین در انقلاب بولشویکی روسیه (۱۹۱۷)، پس از مرگ لنین، در مبارزهٔ قدرت با استالین شکست خورد و اندک اندک از همهٔ مقامهای حزبی بر کنار شد و سپس او را نخست از حزب (۱۹۲۷) و سپس از خاک روسیه بیرون کردند (۱۹۲۹). او در ۱۹۴۰ در مکزیک توسط عاملان اتحاد شوروی به قتل رسید.[۲]
ایدههای تروتسکی تشکیلدهندهٔ پایه و اساس تئوری تروتسکیسم هستند.
ترور تروتسکی [ویرایش]
در ۲۰ اوت ۱۹۴۰ مردی جوان به نام مستعار آقای جکسون در مکزیک به دیدار لئون تروتسکی آمد که آخرین مهمان او بود. او به نظر مردی متشخص میآمد و برای همین کسی به او شک نکرد و او را بازرسی نکردند. او باتروتسکی مشغول گپ زدن بود که ناگهان صدای فریاد تروتسکی بلند شد. وقتی محافظان به اتاق رفتند دیدند یخشکنی یا به روایتی کلنگی در گردن تروتسکی بود و در دست جکسون چاقویی دیده میشد. تروتسکی پیش از مرگ گفت: «او را نکشید، باید همه چیز را اعتراف کند.» معلوم شد که جکسون میخواسته بعد از ترور تروتسکی خودکشی کند. او یک تبعه اسپانیا به نام اصلی رامون مرکادر بود که به ۲۰ سال حبس محکوم شد. ژوزف استالین گفته بود: «من در ترور تروتسکی هیچ نقشی ندارم.» اما بعد از ۲۰ سال مرکادر به شوروی رفت و نشان لنین که بالاترین نشان شوروی بود را دریافت کرد.[۳]
منابع [ویرایش]
- ویکیپدیای انگلیسی، نسخهٔ ۷ آوریل ۲۰۰۷.
- «تولد لئون تروتسکی». وبگاه آفتاب. بازبینیشده در ۱۳ شهریور ۸۶.
- ↑ http://books.google.com.br/books?id=mVqvouA22IkC&pg=PA145&dq=Leon+Trotsky%2Bdid+not+speak+yiddish&hl=pt-BR&ei=biaCTdqiAfOy0QH-49ngCA&sa=X&oi=book_result&ct=result&resnum=1&ved=0CDIQ6AEwAA#v=onepage&q=Leon%20Trotsky%2Bdid%20not%20speak%20yiddish&f=false
- ↑ دانشنامهٔ سیاسی- داریوش آشوری-نشر مروارید- چاپ شانزدهم ۱۳۸۷- ص۹۷
- ↑ انقلابهای پرهیاهو اثر تری دیری
پیوند به بیرون [ویرایش]
| مجموعهای از گفتاوردهای مربوط به لئون تروتسکی در ویکیگفتاورد موجود است. |
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ لئون تروتسکی موجود است. |
|
- لئون تروتسکی
- افراد کشتهشده در مکزیک
- انقلابیون
- انقلابیون اهل روسیه
- اهالی استان کیرووهراد
- بلشویک
- بیخدایان یهودی
- ترورشدگان اهل روسیه
- خودزندگینامهنویسان
- درگذشتگان ۱۹۴۰ (میلادی)
- درگذشتگان بر پایه سلاح سرد
- دور از وطنهای اهل روسیه در اتریش
- دور از وطنهای اهل روسیه در مکزیک
- زادگان ۱۸۷۹ (میلادی)
- سیاستمداران اتحاد شوروی
- سیاستمداران کشتهشده
- ضد فاشیست
- عالمان مقتول
- فعالان بیخدایی
- کمونیستها
- کمونیستهای اهل روسیه
- کمونیسم
- مارکسیستها
- مارکسیستهای اهل روسیه
- منشویکها
- نجاتیافتگان از ترور
- نویسندگان مارکسیست
- نظریهپردازان مارکسیست
- وزیران امور خارجه روسیه