بورژوازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

بورژوازی (به فرانسوی: Bourgeoisie) یک اصطلاح در علم جامعه شناسی و تاریخ است که مورد دسته‌بندی‌های مورد استفاده در تحلیل جوامع بشری است. این واژه به دستهٔ بالاتر یا مرفه و سرمایه‌دار در جامعه اطلاق می‌شود. این دسته قدرت خود را از استخدام، آموزش و ثروت به دست می‌آورند و نه لزوما از اشراف‌زادگی. این دسته بالاتر از طبقه پرولتاریا قرار می‌گیرد. در جامعه سرمایه‌داری این واژه معمولاً به دسته‌های قانون‌گذار و مالک اطلاق می‌شود. طبقه بورژوا پس از اضمحلاح شیوه تولید فئودالی در قلعه هایی {borge} تجمع کردند و اطلاق بورژوا به این طبقه را نیز به {borge} یا همان قلعه نسبت می دهند. لذا ریشه پیدایش آن را تاریخی می دانند.

خرده بورژوازی طبقه‌ای‌ست پایین‌تر از بورژوازی، ولی بالاتر از پرولتاریا.[نیازمند منبع]

بورژوازی در نظریه‌های مارکسیستی[ویرایش]

نظریه‌های کارل مارکس طبقه اجتماعی بورژوازی را بعنوان صاحبان امکانات تولید (مانند کارخانه، ماشین‌آلات و ابزار) در یک اجتماع سرمایه‌داری معرفی می‌کند. این طبقهٔ اجتماعی از راه استخدام کارگران برای بکار درآوردن سرمایه خود باعث کسب درآمد برای خودشان می‌شوند. در دست داشتن امکانات تولید به بورژواها این اجازه را می‌دهد که تعداد زیادی کارگر را در ازای مزد استخدام و از دسترنج کار آنها بهره و سوءاستفاده ببرند و این کارگران برای کسب درآمد چاره‌ای جز فروختن کار خود به سرمایه‌دار ندارند. از دیدگاه مارکسیزم، دو طبقهٔ پرولتاریا و بورژوازی بصورت مستقیم و دائم درگیر جدال طبقاتی هستند که در آن سرمایه‌دار درصدد سوء استفاده از کارگران هستند و در موضع مخالف، کارگران در برابر سوء استفاده مقاومت می‌کنند. این سوءاستفاده از کارگران بدین شرح است: کارگران که بصورت مستقل دارای امکانات تولید نیستند و برای بدست آوردن درآمد به استخدام سرمایه‌دار در می‌آیند. آنها برای سرمایه‌دار مشغول به تولید کالا و یا خدمات می‌شوند و سرمایه‌دار صاحب این کالا و یا خدمات می‌شود. سرمایه‌دار این اقلام را در برابر پول می‌فروشد و از آن پول مزد کارگران، هزینهٔ تولید و سود (مازاد تولید) بدست می‌آورد. بدین صورت سرمایه‌دار می‌تواند بدون کار و یا با کار کمتر از مازاد تولید کارگران سود بدست آورد. در نظریه‌های مارکسیستی، ثروت فقط از طریق کار بوجود می‌آید و از این رو، اگر کسی بدون کار کردن ثروت بدست بیاورد، این ثروت را به قیمت سوء استفاده از کار دیگران ایجاد کرده‌است.

بورژوازی و مکتب پروتستان[ویرایش]

پروتستانتیسم و قوانین کار[ویرایش]

در نظامِ قدیم پیش از انقلابِ فرانسه، قوانینِ کلیسا 90 روز استراحت (52 روز آخر هفته و 38 روز تعطیل) برای کارگر تضمین کرده بود و کار کردن در چنین روزهایی اکیداً ممنوع بود. انگیزه‌ی اصلی بی‌دین شدنِ بورژوازی صنعتی و تجاری، و رویگردانیِ آنها از مسیحیتِ کاتولیک همین بود. هنگامی که این بورژوازی طیِ انقلاب چیرگی یافت بلافاصله روزهای تعطیل را لغو کرد و هفته‌ی ده روزه را جانشین هفته‌ی هفت‌روزه کرد. کارگران را از یوغِ کلیسا رهانید تا آنها را بهتر به زیر یوغِ کار بکشد. نفرت از روزهای تعطیل تنها هنگامی به وضوحِ کامل پدیدار شد که بورژوازی مدرن صنعتی و تجاری سروسامان گرفت، یعنی بین سده‌ها ی15 و 16 میلادی.[۱]

انتقاد از نگاهِ پروتستانتیسم به کار[ویرایش]

مکتبِ پروتستان، که مذهبِ مسیحیِ انطباق‌یافته با نیازهای جدیدِ صنعتی و تجاری ِ بورژوازی بود، به استراحتِ مردم توجه کمتری نشان داد، پروتستانتیسم، از قدیسان در آسمان خلع قدرت کرد تا اعیاد مذهبی‌شان را بر روی زمین الغا سازد. جریان اصلاحِ دینی و آزاداندیشیِ فلسفی فقط بهانه‌هایی بودند که به بورژوازیِ یسوعی و طماع اجازه دادند روزهای تعطیلی را از مردم برباید.[۲]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. در ستایش تن‌آسانی،فیلیپ گدار- بهروز صفدری- چاپ اول 1391، نشر کلاغ- ص65
  2. در ستایش تن‌آسانی،فیلیپ گدار- بهروز صفدری- چاپ اول 1391، نشر کلاغ- ص65