شهرستان مینودشت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

شهرستان مینودشت یکی از شهرستانهای استان گلستان ایران است. شهر مینودشت مرکز این شهرستان است و جمعیت آن در سال ۱۳۸۵، برابر با ۱۲۸٫۷۳۹ نفر بوده‌است [۱].

تقسیمات کشوری[ویرایش]

شهر: مینودشت

شهر: گالیکش

پیشینه[ویرایش]

این شهرستان در ابتدا به صورت یک روستا حیات خود را آغاز کرد. گفته می‌شود رضا شاه پهلوی دوره سربازی خود را در مینودشت گذرانده‌است.[نیازمند منبع] پس از چندین سال که رضا خان پهلوی پادشاه شد به دیدن حاجیلر (نام قدیم مینودشت) آمد. رضا خان در حین برگشت به تهران دستور داد نام حاجیلر را به مینودشت تغییر دهند.[نیازمند منبع] اقوام اولیه که در سالیان دور بعنوان اولین مردم حاضر در این منطقه بودند می توان به قوم های قره سفلو،سرای لو، بشارتلو، قره جلو، پسرکلو، سنجه ونلی، قزلسفلو،شیخی، قره محمودلو، کرامتلو، ممشلی، ساسانی اشاره کرد.[نیازمند منبع] همچنین اقوام دیگری همچون نریمانی، الیاسی، نوری، شهمرادی و... از شهرهای همجوار جهت اقامت به این شهرستان نقل مکان نموده اند.[نیازمند منبع]


نام های تاریخی مینودشت'

شهر مینودشت از جمله شهرهای استان گلستان است که ریشه در تاریخ و فرهنگ منطقه دارد این شهر در دوره های مختلف نام های گوناگونی داشته است از جمله نام هایی که برای این شهر ذکر شده است ،کبودجامه، حاجیلر، سنگر و سنگر حاجیلر ، دشت مینو و مینودشت می باشد.

الف- کبودجامه: قدیمی ترین نامی که برای مینودشت بیان می شود کبودجامه می باشد، در مورد این که چرا در گذشته مینودشت را کبود جامه می نامیدند دلیلی بیان نشده است با توجه به اینکه در قرون نخستین اسلامی برخی قیام هایی که علیه حکومت وقت شکل می گرفتند با تغییر رنگ لباس این قیام ها به مردم معرفی می شدند چنان که قیام ابو مسلم خراسانی علیه حکومت بنی امیه با تغییر رنگ لباس به سیاه، به «سیاه جامگان» معروف شد. به نظر می رسد نامیده شدن منطقه مینودشت به کبودجامه نیز بیشتر به خاطر یک قیام و حرکت سیاسی علیه حکومت وقت بوده باشد.

ب- حاجیلر: از زمان شاه عباس اوّل صفوی به بعد کبودجامه، حاجیلر نامیده می شود علت این نام گذاری مهاجرت گروهی از اقوام ترک (قزلباش) به نام حاجیلر به این شهر می باشد چون مهاجران از طایفه حاجیلر بوده اند نام طایفه خود را بر این شهر نهاده اند.رابینو در مورد وجه تسمیه حاجیلر از قول نصیرالکتاب چنین می نویسد:

«محمد حسن خان جلایر خود را فرمانروای جلگه گرگان اعلام نموده، اعلان استقلال داده بود، موقعی که پادشاه ایران برای سرکوبی او لشکر فرستاد، به قلعه ماران پناه برد یکی از معتمدین او به نام حاجی را ایرانیان رشوه دادند این شخص ارباب خود را به دام انداخت و برای پاداش این کار ماران کوه و مجاور آن ناحیه بحاجی داده شد، دهات حاجی لر اقامتگاه اولاد اوست و از این جهت حاجی لر نام دارد.»


ج- سنگر و سنگر حاجیلر:در زمان حکومت قاجاریه علاوه بر نام حاجیلر به نام سنگر و سنگر حاجیلر بر می خوریم. رابینو که در زمان قاجاریه (1288و 1289شمسی) به این مناطق سفر کرده است دهات سنگر حاجیلر را متعلق به حاجیلر می داند. به نظر می رسد علت نامیده شدن قسمت هایی از حاجیلر به نام سنگر به دلیل موقعیت استراتژیک این منطقه بوده است زیرا هرگاه مردمان حاجیلر در معرض خطر تهاجم قرارمی گرفتند برای در امان ماندن به نواحی کوهستانی رفته و در آنجا سنگر می گرفتندچون روستاهای کوهستانی این مناطق متعلق به حاجیلر بودند بنابر این به سنگر حاجیلر (محل پناه مردم حاجیلر) معروف شدند.خود مینودشت نیز به عنوان یک روستای بزرگ سنگر نامیده می شده است و سه روستای خوردیماق، پسرک و قره محمودلو روستا های تشکیل دهنده مینودشت می باشند شناسنامه های قدیمی مردم مینودشت نیز این نکته را تایید می کند، در این شنا سنامه ها در کنار بلوک حاجیلر نام قریه سنگر ذکر شده و سپس نام سه روستای خوردیماق، پسرک و قره محمودلو آورده شده است برخی نیز سنگر را محله پسرک می دانند چون در سال 1302 هـ .ش مردم حاجیلر با سنگر بندی در خانه ها با مهدی شاه فندرسکی در محلۀ پسرک جنگ سختی می کنند بنابر این از آن به بعد علاوه بر پسرک، حاجیلر را هم سنگر می نامند.(این که نام سنگر از سنگر بندی مردم حاجیلر در درون خانه ها به هنگام جنگ با مهدی شاه بوده کاملا اشتباه است زیرا کلنل ییت در سفرنامه خود (زمان ناصر الدین شاه) محمد علی قورخانچی در کتاب نخبه سیفیه (زمان مظفرالدین شاه) و رابینو در کتاب مازندران و استر آباد( اوایل حکومت احمد شاه) به کرات از زمان ناصر الدین شاه به بعد از سنگر و سنگر حاجیلر نام برده اند)

د- دشت مینو و مینودشت: منطقه مینودشت که در طول تاریخ نام های گوناگونی داشته است از سال 1318 هـ . ش به بعد مینودشت نامیده می شود.آقای معطوفی در مورد تغییر نام مینودشت می نویسد:«منطقه مینودشت فعلی نام تاریخیش کبودجامه بود ولی از زمان ورود و اسکان حاجیلرها به این ناحیه نام آن را تغییر داده حاجیلر نهادند تا در زمان رضاشاه پهلوی که به خاطر طبیعت بکر و چشم انداز زیبای آن اسم مینودشت را بر آن انتخاب کردند.» البته تغییر نام حاجیلر به مینودشت در دو مرحله انجام شده است ابتدا در تاریخ 26 آبان سال 1318 «دشت مینو» نامیده می شود هنوز مدتی از این نام جدید نگذشته بود که دوباره تغییر نام داده و در تاریخ 2 دی سال 1318 به «مینودشت» معروف می شود.[۲]


مهاجرت به مینودشت در دوره قاجار''

الف- گرایلی ها: با آنکه قاجارها طوایف مهاجری بودند که در زمان شاه عباس اول به استرآباد کوچانده شدند، در زمان آقا محمد خان با توجه به اهمیت منطقه مینودشت عده ای از ترکان گرایلی به این منطقه کوچانده می شوند چنانکه برخی محققین بر این عقیده اند که آن عده از ترک های مینودشت که از ایل گرایلی هستند توسط آقا محمد خان از کالپوش به این منطقه کوچانده شده اند. رابینو نیز بر این عقیده است که گرایلی ها را آقا محمد خان از کالپوش به مازندران آورد. ایل گرایلی از زمان حکومت ایلخانان در دشت حلقه ساکن بودند اما بعد از مدتی به منطقۀ گوکلان مهاجرت کردند ولی بر اثر فشار اقوام ترکمن و ازبکان از آنجا به کالپوش مهاجرت نمودند و در زمان آقا محمد خان تعدادی از آنها دوباره به حاجیلر کوچانده شدند. در حال حاضر خانواده هایی با نام خانوادگی «گرایلو» و «گرایلی» در مینودشت و گالیکش زندگی می کنند.

ب-کودری ها: ملکونوف که سفرنامه خود را در زمان ناصرالدین شاه نوشته است از طایفه ای به نام «کودر» نام می برد که در بلوک کوک ساکنند و بلوک آنها شامل روستاهایی است که اکثر آنها مثل قلعه قافه، چمانی بالا وچمانی پایین، ترسه، آهنگر محله، دوزین، دورجین، برنجوین و کلاسره جزء روستاهای منطقه مینودشت می باشند. ملکونوف درباره این طایفه می نویسد: «در بیشتر دیهات کوک سر و فندرسک طایفه کؤدر ساکنند این طایفه شهرنشین و ده نشین نباشد بلکه حالت صحرا نشینان و بیابانیان دارند و بهر سو گردش همی کنند ..... در محاکم و داوری سیم تنی را از خود میانجی سازند و به تیر اندازی و نخجیر گری نام بردارند.»

ج- روس ها (ملقان): مالقانهامهاجرینی از منطقه روسیه سفید بودند که در اواخر حکومت قاجار به نواحی شمالی ایران که تحت سلطه روسها بودند مهاجرت کردند تعدادی از این مهاجرین روسی به مینودشت نیز مهاجرت کردند، کمیسر روس در سال 1292هـ .ش 200 نفر از آنها را که برای کشت و زرع به گنبد قابوس وارد شده بودند در دشت حلقه اسکان می دهد برخی از مهاجرین نیز در حاشیه شهر مینودشت ساکن شده بودند و به کار کشاورزی می پرداختند، اهالی مینودشت به آنها مَلَقان می گفتند ملقان های مینودشت علاوه بر زبان مادری خود به زبان فارسی نیز صحبت می کردند و فرزندان آنان به همراه کودکان مینودشتی به مدرسه می رفتند. ملقان ها تا سال 1318 در مینودشت بودند تا اینکه در این سال طی سفری که رضاشاه به مینودشت داشت تعدادی از زنان ملقان ها از او درخواست می کنند تا به سرزمین خود باز گردند، با درخواست آنان موافقت می شود و تعداد زیادی از آنان به سرزمین خود در روسیه بر می گردند، اما از این گروه تعداد کمی در مینودشت باقی ماندند عده ای نیز به شهر گنبد رفتند و در آنجا ماندگار شدند.[۳]

( دوستان عزیز اگر در مورد مطالبی که از کتاب «مینودشت در گذر تاریخ» در این سایت قرار داده شده نظر و پیشنهادی داشته باشید می توانید در وبلاگ( از کبود جامه تا مینودشت) که متعلق به نویسنده کتاب می باشد نظرات خود را بیان کنید)

منابع[ویرایش]

  1. «سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵، جمعیت تا سطح آبادی‌ها بر حسب سواد»(فارسی)‎. مرکز آمار ایران، ۱۳۸۵. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۵ نوامبر ۲۰۱۲. [پیوند مرده]
  2. شیخی، رمضانعلی و شهمرادی آسیه : مینودشت در گذر تاریخ،انتشارات نوروزی، گرگان، 1394، ص 7- 6)
  3. شیخی، رمضانعلی و شهمرادی آسیه : مینودشت در گذر تاریخ،انتشارات نوروزی، گرگان، 1394، ص 36- 34)
  • اطلس گیتاشناسی استان‌های ایران، تهران: گیتاشناسی، ۱۳۸۳، ص۱۶۷.