صفحه نیمه‌حفاظت‌شده

محمد حنفیه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از محمد بن حنفیه)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

محمد حنفیه
محمد بن الحنفية.png
دیناسلام
دودمانبنی‌هاشم و بنی‌حنیفه
سکتاسلام
اطلاعات شخصی
تولد۱۶ هجری قمری/ ۶۳۶ میلادی (دومین سال خلافت عمر بن خطاب)
مدینه، حجاز
مرگچهارشنبه، اول محرم ۸۱ هجری قمری(۲۵ فوریه ۷۰۰ میلادی)
مدینه، حجاز
محل دفن
مدینه، عربستان سعودی
جایگاه
عنوانمحمد حنفیه
مدت زمان در دقتر
۶۸۱–۷۰۰
قبلیحسین بن علی
بعدیابوهاشم حنفیه

محمد بن علی بن ابی طالب معروف به (محمد حنفیه-۱۶-۸۱ق)، فرزند علی بن ابی طالب و خوله حنفیه (دختر جعفر بن قیس) و از طبقه اول تابعین است. گاه از او با نام «محمد بن علی» یاد می‌شود و او را «محمدِ اکبر» هم گفته‌اند. وی در جنگ‌های صفین و جمل حضور داشته و در جنگ جمل پرچمدار سپاه علی(ع) بوده است. در واقعه کربلا در مدینه ماند. پس از شهادت امام حسین(ع) بنابر نقلی ابتدا ادعای امامت کرد اما پس از گواهی حجرالاسود به امامت امام سجاد(ع) از این ادعا دست کشید و به امامت پسر برادرش معتقد شد.

پس از تسلط مختار بر کوفه، نامه‌ای به مختار نوشت و مختار گروهی را به مکه فرستاد و او را از دست عبدالله بن زبیر نجات داد. کیسانیه، او را امام خود می‌دانند. او اولین کسی است که مهدی موعود دانسته شده است. مشی سیاسی او در زندگی، بسیار مسالمت‌آمیز بوده است.

محمدرضا شریفی نیا در سریال مختارنامه نقش وی را ایفا کرده است. [۱]

نام،نسب و تولد

شهرتش به ابن حنفیه به این دلیل است که مادرش (خوله) دختر جعفر بن قیس[۱] از قبیلۀ بنی حنفیه بود. به گفته برخی محققان، مادرش کنیزی بوده که در حمله بنی اسد به بنی حنفیه در زمان خلافت ابوبکر به اسارت در آمد و علی(ع) آن را خرید و آزاد کرد و سپس با او ازدواج کرد.

از آنجا که تاریخ درگذشت او درسال ۸۱ق است و در آن هنگام ۶۵ سال داشته به دست می‌آید که وی در سال۱۶ق به دنیا آمده است[۲]

برخی عنوان کرده‌اند که پیش از وفات حضرت رسول (ص)، ایشان به علی (ع) فرموده بودند که اگر از خوله پسری برای تو متولد شد، او را هم نام و هم کنیه من نام‌گذاری کن.[۳]

جایگاه وی در نقل روایت

او از پدرش علی(ع)، عُمَر بن خَطّاب، ابوهریره، عثمان، عمار یاسر، معاویه و... روایت کرده است.[نیازمند منبع]

فرزندانش عبد اللّه، حسن، ابراهیم و عون و نیز افراد دیگری چون سالم بن ابی جعد، منذر ثوری، امام باقر(ع)، عبدالله بن محمد عقیل، عمرو بن دینار، محمد بن قیس، عبدالاعلی بن عامر و برخی دیگر از او نقل حدیث کرده‌اند.[۱۱]

او در مدینه حلقه درس بزرگی برپا کرد و همین مکتب بود که سرچشمه‌اندیشه‌های دیگر شد، تا جایی که می‌توان حلقه درسی او در مدینه را با مجمع علمی حسن بصری در بصره مقایسه کرد؛ زیرا آن گونه که آن مجمع سرچشمه‌اندیشه‌های معتزله و نیز مسلک صوفیان و زاهدان معرفی شده، شاگردان این حلقه درسی هم پایه‌گذاران اندیشه‌های کلامی دانسته شده‌اند. برای مثال، از همین حلقه درسی، دو پسر ابن حنفیه یعنی عبدالله ملقب به ابو هاشم و حسن ملقب به ابو محمد برخاستند که ابوهاشم واسطه‌اندیشه‌های معتزلی و ابومحمد نیز از پایه‌گذاران اندیشه ارجاء شد.[۱۲]

محمد حنفیه و امام علی(ع)

پس از ضربت خوردن امام علی(ع)، ایشان به فرزندان خود وصیت کرد. پس از وصیت به امام حسن(ع) و امام حسین(ع) به محمد حنفیه نگاه کرد و فرمود: آیا به خاطر سپردی آنچه را که به برادرانت سفارش کردم؟ گفت بلی. فرمود: پس من به تو سفارش می‌کنم، به مثل آن. سفارش می‌کنم تو را به گرامی داشتن برادرانت، به جهت حق بزرگی که بر تو دارند. از دستورات آنها پیروی کن، بدون نظر و مشورت آنان هیچ کاری را قطعی نکن. پس فرمود: به شما (حسنین) سفارش می‌کنم درباره او (ابن حنفیه)؛ چرا که او برادر شما و پسر پدرتان است و می‌دانید که پدرتان او را دوست می‌دارد.[۴]

غیبت در کربلا

علما و رجال‌شناسان شیعه در مقام‌ دفاع از محمد بن‌ حنفیه‌ دلایلی را برای توجیه غیبت او در واقعه کربلا مطرح کرده‌اند. به اعتقاد اینان عدم شرکت ابن‌حنفیه از سر نافرمانی و مخالفت با امام حسین(ع) نبوده و او در عدم همراهی با امام(ع) دلایل موجهی داشته است؛از جمله:

بیماری محمدبن حنفیه در موقع حرکت امام(ع) از مدینه و مکه. از دلایلی که علامه حلی برای عدم حضور محمد بن حنفیه در کربلا در‌ جواب‌ مهنا بن سنان آورده، بیماری محمد در موقع خروج امام(ع) از مدینه است.[۱۳] بعضی بیماری او‌ را‌ چشم‌ درد ذکر کرده‌اند[۱۴]

مأمور بودن محمدبن حنفیه از جانب امام(ع) برای ماندن در مدینه. ابن‌اعثم کوفی‌ نقل‌ می‌کند:امام(ع) موقعی که می‌خواست از مدینه خارج شود و محمد بن حنفیه نتوانست‌ وی‌ را متقاعد به ماندن در‌ مدینه‌ کند،‌ به محمد بن‌ حنفیه‌ گفت:

ماندن تو در مدینه ایرادی ندارد تا در میان آنان چشم (خبررسان) من باشی و از تمام امورشان مرا با خبر سازی[۱۵] مکلف نشدن محمدبن حنفیه از جانب امام حسین(ع) به‌ شرکت‌ در قیام و همراهی با آن حضرت. صاحب تنقیح المقال معتقد است که چون امام حسین(ع) در‌ مدینه یا‌ مکه‌ فردی‌ را مکلف به همراهی نکرده، لذا محمد بن حنفیه در عدم همراهی با امام(ع) مرتکب عملی نشده است که عدالتش را زیر سؤال ببرد. او می‌نویسد: امام‌ حسین(ع) هنگامی که از حجاز به طرف عراق حرکت کرد، خود می‌دانست که به فیض شهادت خواهد رسید، ولی به ظاهر، به قصد جنگ و نبرد مسلحانه حرکت نکرد، تا‌ بر‌ همۀ مکلّفین واجب نشود که به عنوان جهاد، با او همراه شوند؛ بلکه براساس وظیفۀ خود، یعنی به دست گرفتن رهبری ظاهری و پیشوایی مردم، که حضرتش را دعوت‌ کرده‌ بودند، حرکت کرد. در این صورت بر دیگران واجب نیست که با او هم‌سفر شوند و اگر کسی هم همراهی نکند، گناهی را مرتکب‌ نشده‌ است. بلکه گناهکار فردی است‌ که‌ در قیام کربلا و محاصرۀ امام حسین(ع) در روز عاشورا حضور داشته و با آن‌که از امام تخلف کرده، به یاری حضرتش نشتافته است.

اما کسانی‌ که در حجاز بودند‌ و از همان اول با امام نیامدند، از ابتدا مکلف به حرکت و همراهی با امام نبودند و عدم همراهی آنان تخلف و موجب فسق و گناه آنان نیست. مامقانی پس‌ از‌ بیان این مقدمات می‌گوید:«بنابراین، تعدادی از صالحان و خوبان بودند که در آن هنگام، شرف شهادت برای آنان نوشته نشده بود و در حجاز ماندند و شکی نیست که احدی‌ در‌ عدالت آنان‌ تردیدی نداشته است. پس نیامدن محمد حنفیه و عبدالله بن جعفر به علت سرپیچی یا انحراف ایشان نبوده‌ است.[۱۶]» در اثبات الهداة نیز حدیثی از امام صادق(ع) نقل شده که: حمزة بن حمران می‌گوید: از خروج حسین(ع) و نرفتن ابن الحنفیه نزد امام(ع) یاد کردیم، فرمود:‌ای حمزه، برایت حدیثی می‌گویم که پس از این، دیگر از این موضوع نپرسی؛ چون حسین(ع) از مدینه جدا شد ورق کاغذی طلبید و در آن نوشت:

«بسم اللّٰه الرحمن الرحیم از حسین بن علی بن ابی طالب به بنی هاشم، اما بعد، هر کدام به من بپیوندید، شهید می‌شوید و هرکه این کار را نکند، به پیروزی نمی‌رسد و السلام.»[۱۷] علامه مجلسی در بیان این جمله امام حسین(ع) می‌فرماید: ظاهر این عبارت مذمت است اما این احتمال هم هست که حضرت دیگران را بین آمدن و نیامدن مخیر کرده بود، پس چون آمدن آن، امر واجبی نبود، بلکه اختیاری بود، تخلف از آن گناه محسوب نمی‌شود.[۱۸]

پس از این که حسین بن علی(ع) را مجبور به بیعت با یزید کردند و او از این کار سر باز زد، محمد حنفیه پیشنهاد کرد که برادرش برای حفظ جان به مکه برود و اگر در آنجا هم تهدید شد به یمَن برود و اگر در یمن هم آرامش نداشت به ریگستان‌ها و کوهستان‌ها پناهنده شود. حسین رای او را ستود و گفت: "برادر جان، تو رخصت داری در مدینه بمانی و در اینجا چشم من باشی و امور دشمنان را به من برسانی"[۱۹]

ارتباط با کیسانیه و مختار

به پندار کیسانیه، محمد بن حنفیه پس از کشته شدن حسین بن علی، مختار را بر عراقین (کوفه و بصره) فرمانروایی داد و از او خواست که از قاتلان آن حضرت خونخواهی کند. کیسانیه، مدتی پس از شهادت امام حسین قیام کردند و قائل به امامت محمد بن حنفیه شدند. آنان معتقدند که وی اسرار دین و علم تاویل و علوم باطنی را از امام حسن و امام حسین فرا گرفت. بعضی از ایشان ارکان شریعت مانند نماز و روزه را تاویل کردند و قائل به تناسخ و حلول بودند، همه فرقه‌های کیسانی درباره امامت محمد بن حنفیه و روا بودن بداء بر خدا هم عقیده‌اند. این فرقه را مختاریه نیز خوانده‌اند.[۲۰]

درباره روابط ابن حنفیه با مختار اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی معتقدند او به مختار اعتقادی نداشت و نمایندگی خودش را به او نداد، برخی، مختار را نماینده او می‌دانند، و برخی هم از رضایت ضمنی محمد حنفیه از کارهای مختار در عین این که به او ماموریت هم نداده بود سخن به میان آورده‌اند.[۲۱]

نجات محمد حنفیه از دست عبدالله بن زبیر وقتی مختار بر کوفه مسلط شد، مردم را به محمد حنفیه دعوت کرد. عبد اللّه بن زبیر که بر مکه و مدینه تسلط داشت از ترس این که مبادا مردم به محمد بن حنفیه بگرایند، او و عبدالله بن عباس را به بیعت با خود دعوت کرد و آن‌ها نپذیرفتند. ازاین رو ابن زبیر آن‌ها را در حجره زمزم زندانی و تهدید به قتل کرد. محمد حنفیه و عبدالله بن عباس به مختار، نامه نوشتند و از او یاری خواستند. مختار، پس از دیدن نامه، ظبیان بن عماره را با چهارصد نفر و چهارصد هزار درهم به مکه فرستاد.[۲۲]

آنان با پرچم‌هایی که در دست داشتند به مسجد الحرام وارد شده و با صدای بلند دعوی خونخواهی حسین بن علی می‌کردند تا به زمزم رسیدند. ابن زبیر هیزم فراوانی به قصد سوزاندن آن‌ها فراهم کرد. آنان، درب مسجد الحرام را شکسته و به ابن حنفیه دست یافتند و گفتند بین ما و عبد اللّه زبیر یکی را انتخاب کن. محمدبن حنفیه گفت: روا نمی‌دانم در خانه خدا جنگ و خونریزی شود. ابن زبیر به آن‌ها رسید و فریاد زد «شگفتا از این چوب به دستان» (هنگامی که یاران مختار وارد حرم شدند به جای شمشیر چوب به دست داشتند، چون در حرم همراه داشتن شمشیر جایز نیست)، گمان می‌کنید می‌گذارم محمد پیش از بیعت با من از اینجا برود؟ آنگاه یاران مختار که بیرون مسجدالحرام بودند، به مسجد درآمده فریاد خونخواهی حسین(ع) را سر دادند. ابن زبیر از آنان ترسید و از خارج شدن محمد حنفیه جلوگیری نکرد. محمد، به همراه چهار هزار نفر به «درۀ علی» رفت و تا کشته شدن مختار در همانجا زندگی می‌کرد.[۲۳]

اعتقاد برخی کیسانیه به مهدویت او برخی پژوهشگران فرق و مذاهب اسلامی معتقدند محمد بن حنفیه اولین کسی بود که در اسلام مهدی نامیده شد.[۲۴]معتقدین به مهدویت ادعا می‎کردند او در کوه رَضْویٰ سکونت کرده و از دو نهر از شیر و عسل ارتزاق می‌کند تا روزی که خداوند امرش را بگشاید.[۲۵] آیت الله خویی محمد بن حنفیه را مبرای از کیسانیه دانسته و معتقد بود کیسانیه بعد از او پدید آمدند.[۲۶]

درگذشت و مدفن

امامزاده محمد حنفیه در بیورزین گیلان

امامزاده میرمحمد (محمد حنفیه) در جزیره خارک(امامزاده های نسبت داده شده به محمد حنفیه)

در روایتی از امام باقر(ع) آمده است:

«در بیماری محمد بن حنفیه من در کنارش بودم و خودم چشم او را بستم و غسلش دادم و کفنش کردم و نماز بر او خواندم و او را به خاک سپردم.»[۳۵] البته در گزارشی از منابع غیرشیعی آمده که ابان بن عثمان (پسر خلیفه سوم) بر وی نماز خواند.[۳۶] در اینکه محل دفن محمد بن حنفیه در کجا واقع شده، اختلاف است؛ سید محسن امین به سه مکان اشاره می‌کند، ایلِه، طائف و مدینه در قبرستان بقیع[۳۷] ولی به نظر می‌رسد وی در مدینه وفات یافته است.[۳۸]

جستارهای وابسته

پانویس

منابع

  • Buhl, Fr (1993). "Muḥammad Ibn al-Ḥanafiyya". Encyclopaedia of Islam. ۷ (second ed.). Leiden-New York: E. J. Brill. p. ۴۰۲–۳. ISBN 90-04-09419-9.

ویکی شیعه

ویکی فقه