بخیه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
بخیه در پزشکی

معانی[ویرایش]

  • کوکی که روی پارچه با دست یا چرخ خیاطی بزنند.
  • دوختن بخشی از بدن که در اثر عمل جراحی شکافته شده باشد.
  • اهل بخیه: یعنی اهل فن، صاحب سررشته، وارد به کار.
  • بخیه به آب دوغ زدن: کنایه از زحمت بیهوده کشیدن، کاری بی‎حاصل کردن
  • بخیه بر روی کار افتادن: کنایه از فاش شدن سر، آشکار شدن راز (برهان قاطع)، رسوا شدن، سر نهانی آشکار گشتن

بخیه در پزشکی[ویرایش]

بخیه (suture) در پزشکی به معنی دوختن زخم یا جراحت با انواع مختلفی از نخ و سوزن است.

انواع نخ بخیه
  • نخ‎های قابل‎جذب (کرومیک و ویکریل): در این نوع اجزاء می‎توانند از هم متلاشی شوند و در بین بافت‎ها جذب یا بدون آسیب تا مدتی باقی بمانند.
  • نخ‎های غیرقابل‎جذب (نایلون و سیلک): در برابر تخریب بیولوژیکی مقاومت نشان می‎دهند و در محل باقی می‎ماند تا روند بهبودی کامل شود. برای همین به آن‎ها نخ‎های دائمی نیز می‎گویند.
انواع سوزن‎ها
  • کاتینگ
  • ریورس کاتینگ
  • روند
روش‎های بخیه زدن
  • بخیه ساده
  • بخیه پیوسته
  • بخیه دور و نزدیک
نخ بخیه کرمیک قابل جذب از روده حیوان

جنس نخ بخیه[ویرایش]

نخ بخیه ایده‎آل[ویرایش]

  • سرطان زا نباشد.
  • نفوذ ناپذیر باشد.
  • ایجاد حساسیت بافتی نکند.
  • گره های قابل اعتماد داشته باشد.
  • پس از دادن نتیجه مطلوب، جذب شود.
  • جهت رشد باکتری مناسب نباشد.
  • به راحتی قابل استریل کردن باشد. (با گاز اتیلن اکساید)

نگارخانه[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ معین
  • لغتنامه دهخدا
  • آشنایی با لوازم و تجهیزات اتاق عمل (مترجم: فاطمه قارداشی)