گرامافون

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
گرامافون استوانه‌ای ادیسون، پیرامون ۱۸۹۹.

گرامافون پرکاربردترین دستگاه برای پخش صدای ضبط‌شده از دههٔ ۱۸۷۰ تا دههٔ ۱۹۸۰ میلادی بود. اواخر عصر ناصری به ایران آمد و آنرا در آن زمان دستگاه «حافظ الصوت» یا «حبس الصوت» می‌خواندند و می‌نوشتند.[نیازمند منبع]

منابع[ویرایش]

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Phonograph»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۱ فوریه ۲۰۱۱).‎
  • سابقه و تاریخچهٔ ورود گرامافون به ایران را در «تاریخ اجتماعی ایران در قرن سیزدهم» نوشتهٔ «جعفر شهری» -جلد سوم- می‌توان یافت.
جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ گرامافون موجود است.

اکنون در بیشتر خانه ها دستگاه پخش صوت های فای، استریو و انواع صفحه ها و نوارهای موسیقی پیدا می شوند. بی شک این ها با آن گرامافونی که اختراع توماس ادیسون بود، بسیار فرق دارند. آن چه که این دانشمند اختراع کرده بود یک گرامافون ( یا فونو گراف ) بود که با دستـگاه های مـدرن و مجهـز کنونی بسیار متفاوت است. با این وجود، همه‌ آن ها از اصول فنی مشترکی پیروی می کنند، یعنی اکنون نیز اصول ضبط کردن صدا همان است که در زمان ادیسون می بود. صدا، خواه از دهان انسان بر آید و خواه از آلات موسیقی، همه در هوا ارتعاشهایی پدید می آورند. پس صدا یعنی همین ارتعاش هایی که در هوا پخش می شود و برای ضـبط صـدا نیز باید بتوان که آن ارتعاش ها را بر روی چیزی ثبت کرد. برای این کار چند چیز لازم است: ( 1 ) - یک لوله که مانند میکروفن در برابر دهان قرار می گیرد تا ارتعاش های صوتی بتوانند در آن جمع شوند و عبور کنند. ( 2 ) - یک صفحه گردان که به راحتی و نرمی بر جای خود می لغزد. ( 3 ) - یک سوزن یا چیز ی شبیه به آن. البته این سوزن و صفحه گردان هر دو در انتهای « لوله » ای که جلوی دهانمان نگاه داشته ایم، قرار می گیرند. (4 ) - یک صفحه مومی و نرم که بر روی « صفحه گردان » نشسته، در زیر یک سوزن پیوسته می چرخد. اکنون اگر کسی بیاید و در برابر آن لوله یا میکروفن حرف بزند و یا آواز بخواند، ارتعاش های صوتی اش از درون آن گذشته، به صفحه گردان برخورد می کند و آن را می لرزاند. آنگاه همراه با این صفحه گردان، صفحه مومی نیز می لغزد و سوزنی که بر رویش قرار گرفته، پیوسـته شیارهایی بر روی آن نقش می زند. البته باید صفحه به گونه‌ ی حلزونی بچرخد تا شیارها با هم قاطی نشوند. بدین گونه، سوزن پیوسته شیارهایی منظم و دایره وار پشت سر هم روی صفحـه مومی ایجاد می کند و با حک کردن ارتعاش های صوتی، صدای گوینده یا خواننده ای را در گرامافون ضبط می کند. البته مسیر این شیارها، حلزون وار، از پیرامون صفحه به داخل و به سوی مرکز آن می باشد. پس ضبط صدا بدین گونه است که انجام می پذیرد. حالا می خواهیم صدایی را که ضبط کرده ایم دگر بار بشنویم. دستـگاه خود را دوباره به کار می انـدازیم، ولی این بار، سوزن نرم تری به جای سوزن اولی قرار می دهیم. اکنون صفحه مومی را زیر این سوزن به گردش در می آوریم، خواهیم دید که سوزن درست در لای شیارهایی که سوزن قبلی ایجاد کرده، گردش می کند. بر اثر گردش سوزن، دوباره صفحه گردان نیز به ارتعاش در می آید. آن گاه بر اثر این ارتعاش است که صدایی که قبلاً ضبط شده در لوله طنین می افکند و بدین گونه ما دوباره صدای ضبط شده را خواهـیم شنید. پس این بود اساس بسیار ساده و ابتدایی کار گرامافون. البته دستگاه های مدرن کنونی، ساختمانی بس مفصل و پیچیده دارند. از این رو، مثلاً می توانند « امواج صوتی » را به « جریان های برقی » تبدیل کنند. یعنی آن که به وسیله امواج نوسان دار صوتی، جریان های نوسان دار الکتریکی پدید می آورند. سپس این جریان را نیـز تقویت کرده به آهن ربایی منتقل می کنند که سوزن ضبط، برسر آن وصل شده است. آن گاه سوزن بر روی یک صفحه مومی گردش و با انداختن شیارهایی، صدا را در آن ضبط می کند. اکنون، برای شنیدن همان صدایی که قبلاً بر روی صفحه پر شده، باید سوزنی را که در بازوی پیکاپ نصب گردیده، بر روی شیارهای صفحه عبور دهیم، تا بدین وسیله بر بلورهای درون « پیکاپ » فشار آورده، بلندگو را تحت تأثیر قرار می دهند، و آن گاه ارتعـاش هایی را در هوا پدیـد می آورند که ما قادر می شویم صدای ضبط شده، را بشنویم.