این یک مقالهٔ خوب است. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.

اودا نوبوناگا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

اودا نوبوناگا
織田信長
Odanobunaga.jpg
محل تولد ولایت اُواری در ژاپن
تاریخ تولد ۲۳ ژوئن ۱۵۳۴ (میلادی)
محل درگذشت معبد هوننو، کیوتو
تاریخ درگذشت ۲۱ ژوئن ۱۵۸۲ میلادی (۴۷ سال)
تابعیت ژاپنی
طول خدمت از ۱۵۵۱ (میلادی) تا ۱۵۸۲ (میلادی)
درجه دایمیو (امیر) ولایت اُواری
عملیات‌های مهم محاصره معبد انریاکو (آتش زدن کوه هیئی) (۱۵۷۱)
همسر سِی‌شیتسو (همسر اصلی): نوهیمه
سُوکُوشیتسو (همسران غیراصلی): ایکوما کیتسونو و غیره
فرزندان اودا نوبوتادا، اودا نوبوکاتسو، اودا نوبوتاکا، اودا نوبوکاتسو، هاشیبا هیده‌کاتسو (به فرزند خواندگی تویوتومی هیده‌یوشی درآمد) و غیره ۲۲ فرزند (۱۲ فرزند پسر و ۱۰ فرزند دختر)
والدین اودا نوبوهیده (پدر)، تسوچیدا گوزن (مادر)

اُودا نوبوناگا (نام رسمی) (به ژاپنی: 織田信長 Oda Nobunaga)، (بیست‌وسوم ژوئن ۱۵۳۴ – بیست‌ویکم ژوئن ۱۵۸۲) یکی از سه متحدکنندهٔ ژاپن در اواخر دوره سنگوکو یا جنگ‌های داخلی ژاپن بود. از سال ۱۴۶۷ میلادی و آغاز جنگ اونین ژاپن دچار آشوب و جنگ‌های داخلی شده بود. نوبوناگا کوشید تا از لحاظ سیاسی ژاپن را یکپارچه کند و عمر خود را در کشورگشایی سپری کرد. وی در نهایت بر یک‌سوم دایمیوهای ژاپن پیروز شد.

نوبوناگا در سال ۱۵۳۴ در ولایت اُواری به دنیا آمد. در سال ۱۵۴۸ بدنبال بسته شدن یک قرارداد سیاسی مابین پدرش، اودا نوبوهیده، و دایمیوی ولایت مینو بنام سایتو دوسان، با نوهیمه سومین دختر دایمیوی مینو ازدواج کرد. نوبوناگا در سال ۱۵۵۱ پس از فوت ناگهانی پدرش جانشین وی شد و توانست تمام ولایت اُواری را تحت تسلط خود دربیاورد. در سال ۱۵۶۰، در نبرد اوکه‌هازاما، فئودال بزرگ ژاپن، ایماگاوا یوشیموتو، را شکست داد و با این پیروزی ناگهان در سراسر ژاپن به شهرت رسید. در ۱۵۶۸، بنا بر درخواست آشی‌کاگا یوشی‌آکی (شوگون پانزدهم) جهت پشتیبانی از وی به کیوتو، پایتخت ژاپن لشکرکشی کرد اما پس از مدتی نوبوناگا شروع به محدود کردن قدرت شوگون کرد و قدرت اصلی را در پایتخت در دست خود گرفت. آشی‌کاگا یوشی‌آکی از اینکه دست نشانده نوبوناگا گشته بود، راضی نبود و مخفیانه با دایمیوهای مناطق مختلف در ارتباط بود، تا توانست با ائتلاف با برخی از دایمیوها و رهبران پرقدرت مذهبی مانند رهبران معبد انریاکو در کوه هیئی و کننیو رهبر فرقه هونگانجی یک ائتلاف بر علیه نوبوناگا تشکیل دهد. از آغاز سال ۱۵۷۱ نوبوناگا حمله به جبههٔ مشترکی که بر ضد او تشکیل شده بود، را آغاز و دستور آتش زدن کوه هیئی را صادر کرد. در بهار سال ۱۵۷۳ نوبوناگا شوگون پانزدهم را به تبعید فرستاد. بدین ترتیب وی بعد از حدود ۲۴۰ سال به حکمرانی شوگون‌سالاری آشی‌کاگا پایان داد. در سال ۱۵۷۶ شوگون که توسط نوبوناگا از قدرت کنار گذاشته شده بود، بار دیگر با ارتباط برقرار کردن با خاندان پرقدرت موری بر ضد نوبوناگا قیام کرد. نوبوناگا توانست در دومین نبرد از نبردهای کیزوگاواگوچی (۱۵۷۸)، خاندان موری را شکست دهد. در ۱۵۸۲، نوبوناگا که در بالاترین موقعیت قدرت خود قرار داشت، در حادثه معبد هوننو نیمه شب مورد حمله ژنرال ارشد خود آکچی میتسوهیده قرار گرفت. ابتدا نوبوناگا به شدت به مقابله با شورشیان پرداخت، اما پس از زخمی شدن به داخل معبد رفته و دست به عمل آئینی سپوکو زد و جان خود را گرفت.

نوبوناگا توانست پایهٔ وحدت ملی را در ژاپن بنیان‌گذاری کند. جانشین وی تویوتومی هیده‌یوشی، که حامی وفادار نوبوناگا بود، سرانجام به اولین کسی تبدیل شد که پس از جنگ اونین بر تمام خاک ژاپن حکم راند. نوبوناگا علاقه مخصوصی به مراسم چای ژاپنی و جمع‌آوری وسایل آن، اسب خوب، شمشیر و بازداری و تماشای سومو داشت. طبق نظرسنجی‌هایی که توسط یک برنامه تلویزیونی پخش شده از نیپون تلویژن به عنوان ۱۰۰ شخصیت تاریخی محبوب در ژاپن انجام شده، نوبوناگا محبوب‌ترین شخصیت تاریخی از نظر مردم ژاپن است.

محتویات

وضعیت زمانه[ویرایش]

جستار وابسته: تاریخ ژاپن

دوره سنگوکو (۱۵۶۸–۱۴۶۷ میلادی) یا دوره جنگ‌های داخلی ژاپن از میانه‌های قرن پانزدهم تا آغاز قرن هفدهم به درازا کشید. در این دوره گکوکوجو (از لحاظ لغوی به معنای براندازی و فراتر رفتن از مافوق) رواج یافت و کسانی که از نظر مقام اجتماعی فرودست بوده اما در جنگیدن مهارت داشتند، با پیروزی در نبردها، موفق به در دست گرفتن قدرت در یک منطقه شدند. بدین ترتیب بسیاری از شوگو‌ها یا فرمانداران محلی برانداخته شده و جای خود را به دایمیوهای پرقدرت دورهٔ سنگوکو (امیران محلی) دادند. دایمیوهای سنگوکو هرکدام با برپایی جنگ‌ها، تلاش می‌کردند وسعت منطقه تحت نفوذ خود را افزایش دهند. هدف نهایی آنها یکپارچه کردن ژاپن، براندازی شوگون‌سالاری آشیکاگا و نشستن برجای این خاندان بود.[۱] دورهٔ پایانی سنگوکو، آزوچی–مومویاما (۱۵۶۸ تا ۱۶۰۰ میلادی) نامیده می‌شود. در این دوره پایهٔ وحدت ملی در ژاپن بنیان گذاشته شد. ابتدا اودا نوبوناگا کوشید تا از لحاظ سیاسی کشور را یکپارچه کند و بر یک‌سوم کشور تسلط یافت. سپس جانشین او تویوتومی هیده‌یوشی زبده‌ترین ژنرال ارتش وی، به آرزوی او جامهٔ عمل پوشاند و تمام کشور را متحد کرد.[۲] عنوان دوره آزوچی–مومویاما از نام قلعه‌های آزوچی (متعلق به اودا نوبوناگا)، و مومویاما (نام دیگر قلعه فوشیمی) (متعلق به تویوتومی هیده‌یوشی) گرفته شده‌است.[۳]

پیشینه خانوادگی[ویرایش]

نقشه ولایت اُواری در سال ۱۵۵۵ میلادی، قلعه ایواکورا در قسمت بالایی ولایت و قلعه کیوسو در قسمت پایینی آن قرار دارد.

قبل از جنگ اونین، خاندان اودا به عنوان معاون فرماندار در ولایت اُواری مشغول به کار بودند. پس از جنگ اونین ولایت اُواری به دو قسمت بالایی و پایینی که هر کدام دارای چهار بخش بود، تقسیم شد. خاندان اودا نیز در طی زمان به چندین شاخه تقسیم شدند. از این پس در قسمت بالایی یک شعبه از خاندان اودا[یادداشت ۱] در قلعه ایواکورا مقیم شدند و در قسمت پایینی ولایت شعبه دیگری از این خاندان[یادداشت ۲] در قلعه کیوسو اقامت گزیدند و هر یک جداگانه به عنوان معاون فرماندار منصوب شدند.[۴]

پدر و پدربزرگ اودا نوبوناگا که رهبری یک شعبه دیگر از خاندان اودا را برعهده داشتند، خاندان مالک و ثروتمندی بودند که به معاون فرماندار چهار بخش زیرین ولایت خدمت می‌کردند. بعد از جنگ اونین از چهار بخش پایینی ولایت اُواری دو بخش آن به تملک یک شاخه از خاندان آشیکاگا درآمده بود. پدر و پدربزرگ نوبوناگا توانستند این دو بخش را به تملک خویش دربیاورند و با در اختیار گرفتن شهر تسوشیما و معبد تسوشیما از نظر ثروت در بالاترین مرتبه در ولایت اُواری قرار بگیرند.[۵] ثروت خانواده نوبوناگا از راه کشاورزی نبود بلکه بیشتر از راه دریافت مالیات بود. این مالیات از کشتی‌هایی گرفته می‌شد که در رود کیسو و خلیج ایسه رفت‌وآمد می‌کردند.[۶] نوبوهیده قصد یکپارچه کردن ولایت اُواری و گسترش منطقه خود را داشت و برای رسیدن به این منظور از سه جبهه وارد جنگ شد. نخست چندین بار با معاون فرماندار قسمت پایینی ولایت اُواری و صاحب قلعه کیوسو درگیر شد. از طرف دیگر چندین بار به ولایت مجاور ولایت مینو حمله کرد که دایمیوی آن سایتو دوسان، توانست با هجوم وی مقابله کند و زمین‌هایی که وی تصاحب کرده بود را باز پس بگیرد. جبهه سوم خاندان ایماگاوا بود. منطقه اصلی خاندان ایماگاوا ولایت توتومی و ولایت سوروگا بود. در این زمان دایمیوی ولایت میکاوا (پدر توکوگاوا ایه‌یاسو) بسیار ضعیف شده بود و خاندان ایماگاوا توانسته بود ولایت میکاوا را نیز تحت کنترل خود در بیاورد و به این ترتیب با ولایت اُواری همسایه شود. نوبوهیده توانست یک قلعه متعلق به خاندان ایماگاوا بنام قلعه ناگویا واقع در غرب ولایت میکاوا را تصرف کند. برای جلوگیری از پیشرفت خاندان ایماگاوا ابتدا خود از قلعه شوباتا به این قلعه نقل مکان کرد و سپس در سال ۱۵۳۹ قلعه دیگری در نزدیکی آن ساخت و محل سکونت جدید خود قرار داد. نوبوهیده از آنجائیکه جنگیدن در سه جبهه را مشکل یافت ترجیح داد با معاون فرماندار اُواری و دایمیوی ولایت مینو، سایتو دوسان صلح کند و برای تحکیم دوستی با ولایت مینو دختر دوسان را به ازدواج نوبوناگا درآورد.[۷]

اوایل زندگی[ویرایش]

اودا نوبوناگا در تاریخ ۲۳ ژوئن ۱۵۳۴ در قلعه شوباتا به دنیا آمد و دوران کودکی به نام کیپوشی[یادداشت ۳] خوانده می‌شد. نوبوناگا نخستین فرزند پسر مشروع اودا نوبوهیده بود. مادر وی تسوچیدا گوزن نام داشت. پدر نوبوناگا هنگامی که فرزندش تنها ۵ سال داشت وی را از مادرش جدا کرد و به عنوان مالک قلعه ناگویا به همراه هیراته ماساهیده و سه مربی دیگر جهت هدایت و پرورش به قلعهٔ ناگویا فرستاد و خود به همراه دیگر اعضای خانواده به قلعه فوروواتاری نقل مکان کرد.[۸]

در دوران کودکی و اوایل سال‌های نوجوانی، وی به مفارقت و رفت‌وآمد با دیگر جوانان ولایتش، بدون هیچ گونه توجه‌ای به مقام و رتبهٔ اجتماعی خاندان خود شهرت داشت. وی همچنین اهمیتی به برازندگی پوشش و رفتارهای خود نمی‌داد. با شلواری کوتاه و بلوزی بدون آستین در شهر رفت‌وآمد می‌کرد و بدون اعتنا به دید و نگاه مردم در حین راه رفتن کیک برنج یا خرمالو می‌خورد. در مراسم عزاداری بودائیان مرسوم است که لباس مخصوص عزاداری پوشیده شود و شرکت‌کنندگان کمی عود پودر شده را مابین انگشت نشانه و شست گرفته و سپس آن را بر روی عودسوز می‌ریزند. نقل است که نوبوناگا در مراسم خاکسپاری پدرش با لباس همیشگی و نامناسبش دیرتر از مهمانان یک دفعه ظاهر شد و در جلوی چشم حیرت‌زده دیگران یک مشت از عود را برداشته و به طرف محراب مراسم عزاداری پرت کرد. نوبوناگا به همین سبب دوره نوجوانی و اوایل جوانی به عنوان «خُل اُواری» شهرت پیدا کرده بود.[۹]

در زمان وارد شدن سلاح گرم به ژاپن، او به سلاح گرم که به آن تانه‌گاشیما (تفنگ شمخال) گفته می‌شد، توجه و علاقه نشان داد. وی به شکار شاهین و شنا علاقه داشت و از ماه مارس تا ماه سپتامبر در رودخانه شنا می‌کرد و در یادگیری فنون اسب سواری و بکار بردن اسلحه بسیار دقیق و کوشا بود.[۱۰]

نخستین ازدواج[ویرایش]

در این نقشه ولایت اُواری با رنگ صورتی و ولایت مینو (منطقه متعلق به خاندان سایتو) با رنگ قرمز در سال ۱۵۴۸ میلادی نشان داده شده‌است. در این سال یک قرارداد سیاسی بین دو خاندان اودا و سایتو بسته شد.

در سال ۱۵۴۸ بدنبال بسته شدن یک قرارداد سیاسی مابین پدرش و دایمیوی ولایت مینو بنام سایتو دوسان، با نوهیمه سومین دختر دایمیوی مینو ازدواج کرد اما از این ازدواج هیچ فرزندی حاصل نشد.[۱۱]

از جانشینی پدر تا متحد کردن اُواری[ویرایش]

در سال ۱۵۵۱ پس از فوت ناگهانی پدرش اودا نوبوهیده در سن ۴۲ سالگی جانشین او شد.[۱۲]

در سال ۱۵۵۳ هیراته ماساهیده که از کودکی نوبوناگا مسئول پرورش و تربیت او بود هاراکیری کرد و بنابر فرضیه‌ها این هاراکیری در اعتراض یا احساس مسئولیت در برابر رفتارهای ناسنجیدهٔ نوبوناگا بوده‌است. خودکشی او سبب غم و اندوه شدید نوبوناگا شد و برای بزرگداشت استادش معبد سیشو را ساخت.[۱۳]

تسلط بر چهار بخش پایینی اُواری[ویرایش]

در سال ۱۵۵۵ نوبوناگا با اودا نوبوتومو ارباب و صاحب قلعه کیوسو درگیر شد. نوبوتومو بعد از مرگ پدر نوبوناگا به دو قلعه متعلق به نوبوناگا حمله کرده و این دو قلعه را تصاحب کرده بود. پاسخ نوبوناگا به این حمله به نبرد کایاتزو انجامید و سرانجام نوبوناگا توانست وی را شکست داده و خود ارباب قلعه کیوسو شود. به این ترتیب نوبوناگا فرمانروایی چهار بخش پایین اُواری را به دست آورد.[۱۴]

کشتن برادر[ویرایش]

در سال ۱۵۵۶ بر سر جانشینی پدر، برادر تنی نوبوناگا بنام اودا نوبویوکی با حمایت شیباتا کاتسوایه و هایاشی هیده‌سادا در برابر نوبوناگا شورش کرد. این شورش منجر به نبرد اینو شد و شورشیان در برابر نوبوناگا شکست خوردند، اما پس از مداخله مادر نوبوناگا (تسوچیدا گوزن)، شورشیان عفو شدند. با این حال، در سال ۱۵۵۷، نوبویوکی دوباره به قصد انجام شورش مشغول به برنامه‌ریزی شد. نوبوناگا از این توطئه توسط شیباتا کاتسوایه مطلع شد، وی به‌دروغ خود را به بیماری زد. سپس هنگامی که برادرش در قلعه کیوسو به عیادت وی آمد، وی را به قتل رساند.[۱۵]

یکپارچه کردن اُواری[ویرایش]

در سال ۱۵۵۶ سایتو دوسان پدرزن نوبوناگا در نبرد ناگارا-گاوا در مقابل پسرش سایتو یوشیتاتسو قرار گرفت و در این جنگ کشته شد. سایتو دوسان قبل از مرگ داماد خود نوبوناگا را وارث خود قرار داد. در این زمان اودا نوبوکاتا (معاون فرماندار) چهار بخش بالایی ولایت اُواری و ارباب قلعه ایواکورا با سایتو یوشیتاتسو (برادرزن نوبوناگا) و حکمران جدید ولایت مینو متحد شد و بدین ترتیب رابطهٔ وی با نوبوناگا به دشمنی گرائید. در سال ۱۴۵۸ نوبوناگا در نبرد اوکینو با وی درگیر شد و توانست وی را شکست دهد. سال بعد ۱۵۵۹ قلعه ایواکورا که متعلق به وی بود توسط نیروهای نوبوناگا چندین ماه تحت محاصره قرار گرفت که وی را مجبور به تسلیم کرد. نوبوناگا با شکست وی توانست تمام ولایت اُواری را تحت تسلط خود دربیاورد.[۱۶]

بسوی قدرت[ویرایش]

نقشه ژاپن در ۱۵۶۰ (نبرد اوکه‌هازاما)
بنفش (شرق): داته هارومونه
آبی (شرق): اوئسوگی کنشین
قهوه‌ای: تاکدا شینگن
سبز: هوجو اوجییاسو
بنفش (مرکز): ایماگاوا یوشیموتو (از راست به چپ شامل سه ولایت سوروگا، توتومی و میکاوا)
قرمز (مرکز): اودا نوبوناگا (ولایت اُواری)
صورتی: آساکورا یوشیکاگه
بنفش کمرنگ: میوشی ناگایوشی
قرمز (غرب): آماگو هاروهیسا
زرد: موری موتوناری
بنفش (غرب): اوتومو سورین
آبی (غرب): شیمازو تاکاهیسا

نبرد اوکه‌هازاما[ویرایش]

نوبوناگا در سال ۱۵۶۰ میلادی، در نبرد اوکه‌هازاما، ایماگاوا یوشیموتو را شکست داد و با این پیروزی ناگهان در سراسر ژاپن به شهرت رسید. پیروزی او از آن جهت غیر مترقبه بود که ایماگاوا یوشیموتو دایمیوی بزرگی بود که بر ولایت سوروگا، ولایت توتومی و ولایت میکاوا فرمان می‌راند اما منطقه زیر سلطهٔ نوبوناگا تنها ولایت اُواری بود.[۱۷] پس از مرگ یوشیموتو پسرش جانشین وی شد اما وی توانایی پدرش را نداشت. تاکدا شینگن رهبر خاندان تاکدا و ایه‌یاسو که فرصت را مناسب می‌دیدند، پیمان اتحادی بستند که هدفشان تسخیر قلمرو ایماگاوا و سپس تقسیم این قلمرو بین خودشان بود. نیروهای ایه‌یاسو ولایت توتومی را تصرف کردند. این درحالی بود که نیروهای شینگن پیش از آن ولایت سوروگا (که شامل پایتخت ایماگاوا یعنی سونپو بود) را اشغال کرده بودند.[۱۸]

اتحاد با توکوگاوا ایه‌یاسو و تاکدا شینگن[ویرایش]

در سال ۱۵۶۲ نوبوناگا در محل اقامتش در قلعه کیوسو قرارداد وحدتی به نام «اتحاد کیوسو» با توکوگاوا ایه‌یاسو امضا کرد. همچنین برای تحکیم اتحاد سیاسی بین دو خاندان، قرار ازدواج پسر ارشد ایه‌یاسو، نوبویاسو با دختر نوبوناگا، توکوهیمه در حالی که هر دو خردسال بودند، گذاشته شد.[۱۹] در این زمان نوبوناگا که خود را برای حمله به ولایت مینو آماده می‌کرد لازم دید که برای پیشگیری حمله از نواحی شمال شرقی اُورای با تاکدا شینگن امیر پرقدرت ولایت کای متحد شود. در جهت تحکیم این اتحاد دختر خواهر نوبوناگا ریوشو این به عنوان همسر اصلی پسر شینگن تاکدا کاتسویوری عروس خاندان تاکدا شد. همچنین ششمین دختر شینگن بنام ماتسوهیمه نیز که تنها ۷ سال داشت به نامزدی پسر ارشد نوبوناگا اودا نوبوتادا که ۱۱ سال داشت درآمد اما قرار بر آن شد دختر شینگن تا رسیدن به سن بلوغ در خاندان تاکدا باقی بماند.[۲۰][یادداشت ۴]

تصرف ولایت مینو[ویرایش]

در سال ۱۵۶۱ رهبر خاندان سایتو، سایتو یوشیتاتسو (برادرزن نوبوناگا) درگذشت و پسرش سایتو تاتسواوکی جانشین وی شد. پس از آنکه نوبوناگا و توکوگاوا ایه‌یاسو توانستند خاندان ایماگاوا را شکست بدهند، نوبوناگا در موقعیت امن‌تر و قوی تری قرار گرفت و تمرکز خود را به همسایه شمالی خود ولایت مینو معطوف کرد. نوبوناگا بهانهٔ حمله را انتقام قتل پدرزنش از نوه و وارثِ قاتل او اعلام کرد و به ولایت مینو حمله کرد. در سال ۱۵۶۷ میلادی نیروهای نوبوناگا به هدف نابودی سایتو تاتسواوکی به محاصره قلعه اینابایاما دست زدند که در نهایت موجب سقوط قلعه و تصرف ولایت مینو شد. بدین ترتیب نوبوناگا به دایمیوی دو ولایت اُواری و مینو تبدیل شد.[۲۱]

به سوی سلطه بر ژاپن[ویرایش]

وضعیت پایتخت[ویرایش]

در کیوتو قدرت اصلی در دست خاندان میوشی و رهبر آن میوشی ناگایوشی از اهالی ولایت آوا بود. وی به هدف متحد کردن ژاپن رژیمی را بوجود آورده بود که بعدها نوبوناگا با متحد کردن ولایت‌های مختلف توانست آن را توسعه دهد. ناگایوشی به قدری قدرت گرفته بود که توانست ۱۰ ولایت را تصرف کند و اکثر این ولایت‌ها در اطراف پایتخت قرار داشتند. این در حالی بود که دایمیوی پرقدرتی مانند تاکدا شینگن در همان زمان تنها صاحب دو ولایت بود. ناگایوشی توانسته بود شوگون سیزدهم آشیکاگا یوشی‌ترو را دست نشاندهٔ خود کند. پس از مرگ ناگایوشی در سال ۱۵۶۴، خاندان میوشی رهبری میوشی یوشیتسوگو پسرخواندهٔ وی را پذیرفت. با این حال، از آنجا که یوشیتسوگو جوان بود، امور خاندان، توسط سه نفر به سه ژنرال میوشی شهرت دارند، اداره می‌شد.[۲۲]

شوگون سیزدهم آشیکاگا یوشی‌ترو، که آلت دست میوشی ناگایوشی شده بود پس از مرگ وی فرصت را مناسب دید و به تقویت قدرت شوگون‌سالاری پرداخت. وی با تاکدا شینگن، اوئسوگی کنشین و آساکورا یوشی‌کاگه و سایر دایمیوها بطور پنهانی تماس برقرار کرد و از آنها خواست که به پایتخت بیایند. سه ژنرال میوشی و ملازم پر قدرت خاندان میوشی ماتسوناگا هیساهیده چنین اقداماتی را خطرناک یافتند و در روز ۱۹ مه ۱۵۶۵ کودتایی را ترتیب داده و یوشی‌ترو را در محل اقامت وی به قتل رساندند. سه سال بعد از این واقعه در سال ۱۵۶۸ خاندان میوشی پسر عموی شوگون سیزدهم بنام آشیکاگا یوشی‌هیده را به عنوان شوگون چهاردهم به منصب رساندند.[۲۳]

تسخیر پایتخت[ویرایش]

در ۱۵۶۸ میلادی، برادر کوچکتر شوگون سیزدهم، آشی‌کاگا یوشی‌آکی پس از آنکه درخواست کمکش توسط دیگر دایمیوها رد شد، از نوبوناگا درخواست کرد که به کیوتو لشکرکشی کند. یوشی‌آکی می‌خواست که انتقام خون برادرش را از قاتلان وی و همچنین شوگون چهاردهم آشی‌کاگا یوشی‌هیده بگیرد. نوبوناگا توافق کرد که یوشی‌آکی را به عنوان شوگون جدید منصوب کند تا بتواند از این فرصت برای ورود به کیوتو، استفاده کند.[۲۴]

نوبوناگا به کیوتو رسید و خاندان میوشی را از آن شهر اخراج کرد. وی یوشی‌آکی را به عنوان شوگون پانزدهم به منصب رساند. نوبوناگا منصب معاون شوگون (کانری) را که از طرف شوگون پانزدهم به وی پیشنهاد شده بود را نپذیرفت و پس از مدتی شروع به محدود کردن قدرت شوگون کرد. نوبوناگا در آغاز سال ۱۵۷۰ فرمانی با ۵ ماده به شوگون نوشت که اعمال شوگون را تحت کنترل نوبوناگا درمی‌آورد.[۲۵]

نخستین محاصره[ویرایش]

نقشهٔ ژاپن و مناطق حکمرانی دایمیوهای ژاپن در سال ۱۵۷۰ میلادی، در زمان نبرد آنه‌گاوا
قلمروی خاندان هوجو (توکیو کنونی)
قلمروی خاندان تاکدا (استان یاماناشی کنونی)
قلمروی خاندان اوئسوگی (استان نیگاتا کنونی)
قلمروی خاندان آساکورا (استان فوکوئی کنونی)[۲۶]
قلمروی خاندان آزای (استان شیگا کنونی)
قلمروی خاندان توکوگاوا (از راست به چپ شامل دو ولایت توتومی و میکاوا قسمتی از استان آیچی و شیزوئوکاکنونی)
قلمروی خاندان اودا (پایتخت آن دوران کیوتو را دربرگرفته‌است)
قلمروی خاندان میوشی منطقه‌ای سه قسمتی به رنگ بنفش (استان توکوشیما، هیوگو، کاگاوا کنونی)
قلمروی خاندان موری دایمیوی منطقهٔ بزرگی به رنگ زرد (استان هیروشیما و ناگازاکی، یاماگوچی، اوکایاما کنونی)
قلمروی چوسوکابه موتوچیکا (استان کوچی کنونی) در شیکوکو

در ماه آوریل سال ۱۵۷۰ نوبوناگا از تمامی دایمیوهای اطراف پایتخت درخواست کرد که به منظور ادای احترام به امپراتور و شوگون در پایتخت حضور یابند. در واقع نوبوناگا به این بهانه می‌خواست دریابد که چه کسانی از امر وی سرپیچی می‌کنند و بدین وسیله دوست را از دشمن تفکیک دهد. تنها کسی که به دعوت وی پاسخ نداد آساکورا یوشی‌کاگه دایمیوی ولایت اچیزن بود. خاندان آساکورا همواره با خاندان آشیکاگا روابط دوستانه‌ای داشتند و شوگون قبل از اینکه از نوبوناگا درخواست لشکرکشی به پایتخت کند از آساکورا یوشی‌کاگه درخواست کمک کرده بود اما یوشی‌کاگه به علت درگیری در جنگ‌های داخلی فرصت یاری رساندن به شوگون را نداشت. نوبوناگا نگران بود که یوشی‌کاگه با شوگون جدید متحد شده و علیه وی اقدام کنند به همین جهت به سرعت حمله به قلمرو خاندان آساکورا در ولایت اچیزن را آغاز کرد. در این حمله سپاه توکوگاوا ایه‌یاسو نیز با سپاه وی همراه بود. اودا توانست یکی از قلعه‌های مهم متعلق به خاندان آساکورا را متصرف شود.[۲۷]

سپس نوبوناگا به قصد تصرف قلعه اصلی این خاندان قلعه ایچیجودانی سپاهش را به حرکت درآورد. مسیری که او انتخاب کرده بود از قلمروی خاندان آزای، ولایت اومی می‌گذشت. نوبوناگا با به عقد درآوردن خواهرش اوایچی با آزای ناگاماسا (دایمیوی ولایت اومی) با این ولایت روابط سیاسی برقرار کرده بود. از طرف دیگر خاندان آزای با خاندان آساکورا از قدیم روابطی عمیق داشتند و با هم پیمان بسته بودند.[۲۸] در حین حرکت به نوبوناگا اطلاع رساندند که آزای ناگاماسا به وی خیانت کرده و به یاری خاندان آساکورا شتافته و به قصد حمله به نوبوناگا سپاهش را به حرکت درآورده است. از سوی دیگر یک سپاه نیز حمله به سپاه نوبوناگا را آغاز کرد. بدین صورت نوبوناگا از طرف غرب و شرق و جنوب مورد محاصره قرار گرفت (در سمت شمال وی دریا بود). در این هنگام نوبوناگا که نگران شکست و عواقب آن سقوط پایتخت به دست سپاه مشترک آزای-آساکورا بود، دست به اقدام عجیبی زد. بدین ترتیب که خود به همراه چندین سپاهی دیگر از منطقه بطور پنهانی عقب‌نشینی کرد و ژنرال ارشدش تویوتومی هیده‌یوشی و متحدش توکوگاوا ایه‌یاسو را در منطقه باقی گذاشت. پس از آن خود را به پایتخت رسانده و به تجدید قوا و جمع‌آوری سپاه پرداخت.[۲۹]

ترور[ویرایش]

در هنگامی که نوبوناگا در حال تجهیز قوا برای حمله مجدد بود، در سال ۱۵۷۰ ماه پنجم روز نوزدهم در حال حرکت در جاده، از فاصله تقریباً ۲۰ متری شخصی بنام سوگیتانی زنجوبو با تفنگ دو تیر به سمت وی شلیک کرد که بر اثر آن نوبوناگا تنها یک خراش سطحی برداشت. سوگیتانی زنجوبو سپس بلافاصله از محل گریخت. این حادثه به عنوان اولین اقدام برای ترور یک شخصیت سیاسی توسط تفنگ در تاریخ ژاپن شناخته می‌شود.[۳۰]

نبرد آنه‌گاوا[ویرایش]

در سال ۱۵۷۰ نوبوناگا به قصد نبرد با خاندان آزای حرکت کرد و سپاه مشترک اودا-توکوگاوا توانست در نبرد آنه‌گاوا سپاه مشترک آزای-آساکورا را سخت شکست دهد و قلعه اصلی خاندان آزای بنام قلعه اودانی را محاصره کند. در طی این محاصره نوبوناگا مجبور شد محاصره را رها کند تا بتواند برای جنگ با باقیمانده خاندان میوشی به سمت ولایت ستسو (غرب استان اوساکای امروزی) حرکت کند.[۳۱] سه ژنرال میوشی سپاه بزرگی فراهم کرده و دو قلعه در نزدیکی معبد هونگان ساخته بودند.[۳۲] این درگیری به نبرد قلعه نودا . قلعه فوکوشیما شهرت دارد با شکست نوبوناگا پایان یافت.[۳۳]

در زمان درگیر بودن نوبوناگا در نبرد قلعه نودا . قلعه فوکوشیما، در ۱۶ سپتامبر ۱۵۷۰ سپاه خاندان آساکورا به همراه بخشی از سپاه خاندان آزای به قلعه‌ای که توسط نوبوناگا در غرب دریاچه بیوا ساخته شده بود در طی نبرد شیگا حمله کردند. این قلعه توسط ژنرال ارشد نوبوناگا بنام موری یوشی‌ناری و برادر نوبوناگا اودا نوبوهارو محافظت می‌شد. این قلعه سقوط کرد و در پی آن مدافعان قلعه به همراه برادر و ژنرال ارشد نوبوناگا همگی کشته شدند. با شنیدن این خبر نوبوناگا به سمت منطقه حرکت کرده و سپاه آساکورا-آزای از محل گریختند و خود را به پایین کوه هیئی رساندند. در بالای این کوه معبد انریاکو قرار داشت و منطقه‌ای مقدس به‌شمار می‌آمد. کوه هیئی توسط راهبان مسلح و قدرتمندی که سوهی نامیده می‌شدند، محافظت می‌شد. بدین ترتیب سپاه آساکورا-آزای خود را در پناه سوهی‌ها قرار دادند. نوبوناگا به رهبران معابد کوه هیئی پیغام داد که «یا از من طرفداری کنید یا میانه را برگزینید در غیر اینصورت کوه را به آتش می‌کشم.» اقامت سپاه ۳۰۰۰۰ نفری آساکورا-آزای در کوه هیئی ۲ ماه ادامه داشت. در روز ۲۱ دسامبر برادر دیگر نوبوناگا بنام اودا نوبواوکی توسط شورشیان بودایی ناگاشیما کشته شد و نوبوناگا خود را مجبور یافت که با این شورشیان نیز بجنگد. از طرفی دیگر زمستان نزدیک بود و تهیه غذا برای ۳۰۰۰۰ نفر سپاه آساکورا-آزای در طولانی مدت مشکل بود و با بارش برف برگشت سپاهیان به ولایتشان بسیار دشوار بود از این رو آساکورا یوشی‌کاگه که از نابودی کامل سپاهش بیم داشت، با بارش اولین برف در ۱۴ دسامبر از امپراتور اوگیماچی (۱۵۱۷–۱۵۸۶) درخواست کرد که واسطهٔ صلح بین وی و نوبوناگا شود. در این زمان نوبوناگا نیز صلح را به صلاح خود می‌دید. بعد از قرارداد صلح سپاه آساکورا کوه هیئی را ترک کرد و به ولایت خود بازگشت.[۳۴]

دومین محاصره[ویرایش]

آشی‌کاگا یوشی‌آکی از اینکه دست نشانده نوبوناگا بود راضی نبود و مخفیانه با دایمیوهای مناطق مختلف در ارتباط بود تا بتواند یک اتحاد بر ضد نوبوناگا تشکیل دهد. گروه‌هایی که به این ترتیب برای نابودی نوبوناگا به دعوت او پاسخ داده و دومین محاصره بر علیه نوبوناگا را تشکیل دادند، عبارت بودند از: رهبران پرقدرت مذهبی مانند، رهبران فرقه تندای مستقر در معبد انریاکو در کوه هیئی، رهبر فرقه هونگانجی (یکی از فرقه‌های شین بودیسم)، همچنین سه ژنرال میوشی، روکاکو یوشی‌کاتا، خاندان آساکورا و خاندان هم پیمان با آن خاندان آزای و همچنین ماتسوناگا هیساهیده که مدتی به خدمت نوبوناگا درآمده بود.[۳۵]

آتش زدن کوه هیئی[ویرایش]

در آن زمان مقدس‌ترین معبد فرقه تندای بنام معبد انریاکو در کوه هیئی واقع شده بود. معبد انریاکو همچنین دارای معابد فرعی بسیاری در این کوه بود. معبد انریاکو در طی قرن‌ها بر اثر جمع‌آوری مالیات‌های مخصوص دارای ثروت عظیمی شده بود. در دوره هی‌آن (۷۹۴–۱۱۸۵) جهت محافظت از دارایی‌های معابد بودایی تجهیز نظامی و بکارگیری از راهبان مسلح آغاز شد. این راهبان جنگجو سوهی نامیده می‌شدند و در طی قرن‌ها بتدریج چنان قدرتی یافتند که نه تنها مردم عادی و سامورایی‌ها بلکه امپراتور نیز از قدرت آنان در هراس بود. از اواسط قرن پانزدهم درگیری بین راهبان جنگجوی فرقه‌های بودایی ژاپن شدت گرفت و این درگیری‌های فرقه‌ای بطور روزافزونی کشته برجا می‌گذاشت. همچنین طرز زندگی راهبان بودایی به راه فساد و سقوط افتاده بود.[۳۶]

لوئیس فرویس میسیونر مسیحی در کتاب مقایسه فرهنگ ژاپن و اروپا راهبان بودایی آن زمان را چنین توصیف می‌کند:

راهبان بودایی ژاپن به هر طریقی به کسب مال دست می‌زنند. جنگیدن را به عنوان شغل می‌دانند و برای جنگیدن استخدام شده‌اند. یک ورقه کاغذ را به عنوان بلاگردان به مردم می‌فروشند. با آنکه از آنان انتظار می‌رود که دست به کشتن موجودات زنده نزنند، به راحتی این گناه را مرتکب می‌شوند و زندگی‌شان با تباهی می‌گذرد.[۳۷]

در چنین زمینه ای نوبوناگا پس از ورود به پایتخت فرمانی صادر کرد که از آن پس هر زمینی که معابد از طریق جنگ یا راه‌های غیرقانونی متصرف می‌شدند، توسط فرمانداران مصادره می‌شد. آساکورا یوشیکاگه (دایمیوی ولایت اچیزن) زمینی‌هایی را در ولایت مینو از طرف خود به معبد انریاکو اهدا کرده بود و این در حالی بود که نوبوناگا یکسال قبل ولایت مینو را تصرف کرده بود و مالکیت این زمین‌ها را حق خود می‌دانست بنابر این دستور مصادره این زمین‌ها را صادر کرد. معبد انریاکو به دربار بخاطر مصادرهٔ این زمین‌ها شکایت کرد اما راه بجایی نبرد. پس از آن معبد انریاکو بطور پنهانی با آساکورا یوشی‌کاگه و شوگون پانزدهم در جهت همکاری برای نابودی نوبوناگا ارتباط برقرار کرد.[۳۸]

از آغاز سال ۱۵۷۱ نوبوناگا حمله به جبههٔ مشترکی که بر ضد او تشکیل شده بود را آغاز کرد. در ۲۹ سپتامبر دستور آتش زدن کوه هیئی را صادر کرد. در حمله سپاه نوبوناگا هر چه معبد در پایین این کوه قرار داشت سوزانده شد و در حدود ۳۰۰۰–۴۰۰۰ نفر از راهبان و ساکنان این کوه از زن و مرد سربریده شدند.[۳۹]

شینچو کوکی که توسط ملازم نوبوناگا نوشته شده‌است، معتبرترین منبع در مورد حوادث مربوط به نوبوناگا به‌شمار می‌آید. در شینچو کوکی و بسیاری منابع درجه یک آمده‌است که تمامی کوه هیئی و معابد آن توسط نوبوناگا به آتش کشیده شد اما برخلاف این ادعا در تحقیقات باستانشناسی سال‌های اخیر اثری از خاک سوخته در بسیاری از مناطق این کوه به دست نیامده است. باستانشناسان عقیده دارند که منابع تاریخی این واقعه را با بزرگ‌نمایی نقل کرده‌اند و احتمال می‌دهند که نوبوناگا با اغراق‌گویی در ابعاد این واقعه قصد دادن اخطار و ترساندن دیگر دشمنانش را داشته‌است.[۴۰]

نابودی خاندان آساکورا و آزای[ویرایش]

در ۳۰ ژوئیه سال ۱۵۷۳ میلادی نوبوناگا، قلعه اودانی متعلق به آزای ناگاماسا را محاصره کرد. این محاصره به شکست ناگاماسا، شوهر خواهر نوبوناگا منجر شد. ناگاماسا به همراه پسرش هاراکیری کرد اما سه فرزند دختر او به همراه همسرش اوایچی در پناه نوبوناگا قرار گرفتند.[۴۱]

پس از محاصره اودانی که به نابودی خاندان آزای منجر شد، در ۱۶ سپتامبر ۱۵۷۳ قلعه ایچیجودانی که به آساکورا یوشیکاگه تعلق داشت مورد حمله سپاه نوبوناگا قرار گرفت. یوشیکاگه در این محاصره از نوبوناگا شکست خورد و مجبور به هاراکیری شد.[۴۲]

نبرد با خاندان تاکدا[ویرایش]

در سال ۱۵۶۸ در مورد تقسیم قدرت در ولایت‌های تازه متصرف شده ولایت توتومی و ولایت سوروگا مابین شینگن و ایه‌یاسو و نوبوناگا اختلاف بروز کرد و رابطه شینگن با این دو رو به تیرگی گذاشت. درگیری نوبوناگا و واقعه آتش زدن کوه هیئی موجب خشم تاکدا شینگن که یک بودایی مؤمن بود، شد و وی نیز آماده حمله به نوبوناگا و متحدش ایه‌یاسو شد. شینگن اتحاد با نوبوناگا را فسخ کرده و اتحاد کوسو را که مابین وی و خاندان هوجو بود را دوباره برقرار کرد. بدین ترتیب تنها یک متحد یعنی ایه‌یاسو برای وی باقی مانده بود و تمامی ولایت‌های اطراف به صف دشمنان وی پیوستند. در سال ۱۵۷۲ نوبوناگا با خاندان اوئسوگی که در حال جنگ با شینگن بود، پیمان اتحاد بست.[۴۳]

در اکتبر ۱۵۷۱، تاکدا شینگن که حالا متحد خاندان هوجو شده بود، تصمیم گرفت به پایتخت، که مقر نوبوناگا بود، حمله کند. برای این حمله نخست لازم بود از قلمروی ایه‌یاسو بگذرد.[۴۴]

به همین جهت شینگن به قلمروی ایه‌یاسو در ولایت توتومی حمله برد. ایه‌یاسو نیز از اودا نوبوناگا درخواست کمک کرد و او نیز ۳۰۰۰ سرباز برای او فرستاد. در اوایل سال ۱۵۷۳ نبرد میکاتاگاهارا میان دو ارتش درگرفت و ارتش تاکدا تحت رهبری زیرکانه شینگن، نیروهای ایه‌یاسو را در هم کوبید. این بزرگترین شکست جنگی در زندگی ایه‌یاسو بود. مدت کوتاهی پس از این نبرد، شینگن در ۱۳ مه ۱۵۷۳ به سبب بیماری درگذشت و نیروهای او مجبور به عقب‌نشینی شدند. پس از او پسرش تاکدا کاتسویوری که نسبت به پدرش از توانایی کمتری برخوردار بود، به ریاست خاندان رسید.[۴۵]

پایان دادن به شوگون‌سالاری آشیکاگا[ویرایش]

احتمالاً در نیمه دوم سال ۱۵۷۳ نوبوناگا متوجه شد که سرنخ حلقه محاصره‌ای که جهت نابودی وی ایجاد شده‌است در دست شوگون پانزدهم آشیکاگا یوشی‌آکی قرار دارد. در همان سال نوبوناگا با ارسال یک بیانیه بازجویی حاوی ۱۷ ماده به شوگون فرستاد. شوگون این موضوع را به اطلاع پشتیبانان خود یعنی تاکدا شینگن، آساکورا یوشیکاگه و رهبر معبد هونگان و دیگر متحدان خویش رساند. پاسخ آنان این بود که نوبوناگا بدون تردید سرنگون خواهد شد. با این اطمینان وی اعتنایی به تهدید و بیانه بازجویی نوبوناگا نکرد.[۴۶] مرگ شینگن در ۱۳ مه ۱۵۷۳ برای نوبوناگا فرصت خوبی بود چرا که او پس از آن توانست روی شکست دادن آشیکاگا یوشی‌آکی که آشکارا خصومت خود را اعلام کرده بود، تمرکز کند. در بهار سال ۱۵۷۳ نوبوناگا به کیوتو حمله کرد و بخشی از آن را به آتش کشید سپس با در نبرد قلعه ماکی‌شیما و محاصره قلعه‌ای که یوشی‌آکی در آن پناه گرفته بود توانست وی را وادار به تسلیم کند و به تبعید بفرستد. بدین ترتیب وی بعد از حدود ۲۴۰ سال به حکمرانی شوگون‌سالاری آشی‌کاگا پایان داد. یوشی‌آکی بعد از مدتی به قلمروی خاندان موری وارد شد و در پناه این خاندان قرار گرفت.[۴۷]

محاصره‌های ناگاشیما[ویرایش]

در سال ۱۵۷۰ رهبر فرقه هونگانجی، کننیو فرمان شورش عمومی بر ضد نوبوناگا را به تمام پیروانش صادر کرد. منطقه ناگاشیما که امروزه در استان میه واقع است در دوره سنگوکو در مرز اُواری و ولایت ایسه قرار داشت. در این منطقه فرقه هونگانجی (شین بودیسم) قدرت بسیاری داشت. این منطقه حتی زمانی که نوبوناگا بر تمام ولایت اُواری تسلط پیدا کرده بود، همچنان مستقل باقی مانده بود. محاصره‌های ناگاشیما شامل سه محاصره جداگانه می‌شود که در سال ۱۵۷۱، ۱۵۷۳ و ۱۵۷۴ انجام شد. بار نخست و بار دوم محاصره با شکست نوبوناگا پایان یافت. در سال ۱۵۷۴ نوبوناگا از تمامی قلعه‌ها خود سرباز جمع‌آوری کرده و در ماه اوت از راه زمین و دریا به ناگاشیما حمله‌ور شد. قلعه‌ها و باروهای ناگاشیما یکی پس از دیگری سقوط کردند و شورشیان فرار کرده و در پنج قلعه ناگاشیما، ساساباشی، اوتوری‌ایه، یاچوشیما، ناکائه که هنوز باقیمانده بود پناه گرفتند. سپس این قلعه‌ها به محاصره نوبوناگا درآمد. دو قلعه ساساباشی، اوتوری‌ایه با توپ مورد حمله قرار گرفت و سقوط کرد. در روز ۱۳ اکتبر ۱۵۷۴ ساکنان قلعه ناگاشیما که دیگر تمام ذخیره آب و غذا را در اثر محاصره از دست داده بودند تقاضای تسلیم کردند و قصد سوار شدن بر کشتی داشتند اما نوبوناگا آنان را نبخشید و با تفنگ مورد حمله قرار داد. در این حمله بسیاری از سران شورشیان نیز کشته شدند. این حمله نوبوناگا موجب خشم شدید تسلیم‌شوندگان شد و در حدود ۸۰۰ نفر برهنه شده و با شمشیر به نیروی نوبوناگا حمله کردند. در طی این حمله در حدود ۷۰۰–۸۰۰ نفر از نیروهای نوبوناگا و تعدادی بسیاری از اعضای خانواده وی از جمله دو برادر وی اودا نوبوهیرو، اودا هیده‌ناری، عمو اودا نوبوتسوگو، شوهر خواهر وی ساجی نوبوکاتا کشته شدند و سپس شورشیان که توانسته بودند حلقه محاصره را بشکنند، به سمت اوساکا گریختند. نوبوناگا پس از آن دو قلعه باقیمانده یاچوشیما و ناکائه را محاصره کرد و قلعه‌ها را به آتش کشید. در این حمله تمامی ۲۰٬۰۰۰ نفر مرد و زنی که در داخل قلعه‌ها بودند در اثر آتش کشته شدند. همان روز نوبوناگا به قلعه خود بازگشت و قلعه ناگاشیما را به ژنرال خود بخشید.[۴۸]

شورش اچیزن[ویرایش]

نوبوناگا پس از نابودی آساکورا یوشیکاگه، ولایت اچیزن را به قلمروی خود زمینه کرد؛ و مقام معاون فرمانداری این ولایت را به ملازم قبلی خاندان آساکورا سپرد. اما رفتار وی با اهالی خشونت‌آمیز بود و در سال ۱۵۷۴ به شورش مردم منجر شد. این شورش اچیزن ایکو-ایکی نامیده می‌شود. پس از مدتی شورشیان توانستند کنترل ولایت اچیزن را در دست خود بگیرند. به این ترتیب نوبوناگا دید که ولایت اچیزن را که با زحمت و پیروزی در نبرد و نابودی خاندان آساکورا به دست آورده به دست شورشیان بودایی این ولایت افتاده‌است. پس از شنیدن این خبر، کننیو رهبر فرقه هونگانجی، به قصد حمایت از این شورش، فرستاده خود را فرمانداری ولایت اچیزن منصوب کرد. از این به بعد رابطهٔ نوبوناگا با کننیو بطور آشکار خصمانه شد. در سال ۱۵۷۵ نوبوناگا به سوی ولایت اچیزن لشکرکشی خود را آغاز کرد. از طرفی دیگر در ولایت اچیزن به علت مالیات کلانی که فرستاده کننیو و فرماندار ولایت بر مردم بسته بود، مردم این بار علیه فرماندار شورش کرده بودند و دو دستگی در بین شورشیان این ولایت به وجود آمده بود. به علت همین آشوب بود که سپاه نوبوناگا توانست به آسانی کنترل این ولایت را به دست بگیرد.[۴۹]

سومین محاصره[ویرایش]

در سال ۱۵۷۶ شوگون آشیکاگا یوشی‌آکی که توسط نوبوناگا از قدرت کنار گذاشته شده بود با ارتباط برقرار کردن با خاندان موری دوباره بر ضد نوبوناگا قیام کرد.[۵۰]

نبرد ناگاشینو[ویرایش]

در سال ۱۵۷۵ پسر و جانشین شینگن، تاکدا کاتسویوری با حدود ۱۵٬۰۰۰ سرباز، قلعه ناگاشینو متعلق به خاندان توکوگاوا را طی نبرد ناگاشینو محاصره کرد. با اتمام مواد غذایی در داخل قلعه، ایه‌یاسو بالاخره از اودا نوبوناگا تقاضای کمک کرد. نوبوناگا با سپاه بزرگی به یاری او شتافت و در دشت نزدیک به قلعه ناگاشینو تعداد زیادی حصار چوبی درست کرد. سپس سربازان او به نیروهای کاتسویوری که قلعه را در محاصره داشتند، حمله کردند و به سوی دشت گریخته و در پشت حصارها جای گرفتند. نیروهای نوبوناگا، وقتی سربازان کاتسویوری که به تعقیب آنها برآمده بودند به محل رسیدند، تیراندازی با تفنگ را آغاز کرده و تلفات بسیار سنگینی به سپاه کاتسویوری وارد کردند. در این حمله تنها ۳۰۰۰ نفر از سپاه کاتسویوری زنده باقی ماندند. تاکدا کاتسویوری از این نبرد جان سالم به‌دربرد و به سمت ولایت کای عقب‌نشینی کرد. پس از این نبرد بود که اهمیت به‌کارگیری تفنگ به عنوان یک سلاح جدید مشخص شد.[۵۱]

ساخت قلعه آزوچی[ویرایش]

در سال ۱۵۷۶ نوبوناگا ساخت قلعه آزوچی را در کناره دریاچه بیوا آغاز کرد این قلعه از بیرون ۵ طبقه دیده می‌شد از داخل از سطح زمین دارای ۶ طبقه بود و یک طبقه هم در زیرزمین قرار داشت و به این ترتیب قلعه‌ای ۷ طبقه محسوب می‌شد. نوبوناگا سه سال بعد در سال ۱۵۷۹ در این قلعه ساکن شد و آن را محل سکونت خود قرار داد.[۵۲]

اعدام پسر و همسر ایه‌یاسو[ویرایش]

دختر نوبوناگا توکوهیمه که به دلایل سیاسی به ازدواج پسر ارشد متحد پدرش توکوگاوا ایه‌یاسو درآمده بود، روابط خوبی با مادر شوهرش نداشت. وی در سال ۱۵۷۹ در نامه‌ای به پدرش، نوبوناگا، نوشت که مادرشوهر و شوهر وی پنهانی با تاکدا کاتسویوری در مکاتبه هستند. در آن زمان تاکدا کاتسویوری یکی از بدترین دشمنان نوبوناگا بود. نوبوناگا این ظن خیانت را به متحد خود ایه‌یاسو اطلاع داد و خواستار اعدام همسر اصلی ایه‌یاسو تسوکی‌یاما-دونو و پسر ارشدش ماتسودایرا نوبویاسو شد. حفظ اتحاد با نوبوناگا برای ایه‌یاسو بسیار ضروری بود، به این علت فرمان نوبوناگا کاملاً جدی گرفته شد. ایه‌یاسو نهمین نسل از خاندان ماتسودایرا بود که بر ولایت میکاوا حکمرانی می‌کردند. او نمی‌خواست با سرکشی کردن از دستور نوبوناگا موجب نابودی این خاندان شود؛ بنابراین به دستور وی نخست همسرش اعدام شد و کمی بعد پسرش نوبویاسو وادار به انجام هاراکیری شد.[۵۳]

نبردهای ایشی‌یاما هونگان[ویرایش]

نبردهای ایشی‌یاما هونگان به مجموعه نبردهای ۱۰ ساله‌ای گفته می‌شود که از ۱۱ اکتبر ۱۵۷۰ تا ۱۰ اوت ۱۵۸۰ مابین نیروهای معبد ایشی‌یاما هونگانِ معبد اصلی شین بودیسم و نوبوناگا درگرفت.[۵۴] معبد هونگان از قدرت اقتصادی و نظامی بسیاری برخوردار بود. نوبوناگا از طرفی در پی بوجود آوردن یک قدرت مرکزی در ژاپن و از طرف دیگر در پی منافع اقتصادی بود. وی به رهبران معبد هونگان دستور داده بود که این معبد را ترک و معبد را به وی واگذار کنند. رهبران معبد نیز که حاضر به قبول چنین امری نبودند به دنبال فرصت مناسب برای شروع نبرد با وی بودند.[۵۵] در اوت ۱۵۷۰ نوبوناگا مشغول جنگ و درگیری با نیروهای میوشی بود که با حمله غافلگیرانه و ناگهانی نیروهای مسلح معبد هونگان مواجه شد. این درگیری که به نبرد قلعه نودا . قلعه فوکوشیما شهرت دارد، با شکست نوبوناگا پایان یافت و سرآغاز نبردهای ایشی‌یاما هونگان شناخته می‌شود که ده سال به طول انجامید.[۵۶] به احتمال زیاد پیمان وحدت مابین رهبر معبد هونگان رننیو با خاندان تاکدا و خاندان موری در حدود سال ۱۵۷۲ بطور پنهانی بسته شده بود.[۵۷]

در بهار سال ۱۵۷۷ کننیو و آشیکاگا یوشی‌آکی که به پناهندگی خاندان موری درآمده بود و از طرف این خاندان حمایت می‌شد، لشکری فراهم کردند. نوبوناگا به ژنرال ارشد خود آکچی میتسوهیده دستور داد تا معبد ایشی‌یاما هونگان را از سه طرف محاصره کند. با این حال این معبد به دریای داخلی ستو راه داشت و اسلحه و نیازهای معبد از این طریق و توسط سپاه دریایی خاندان موری تأمین می‌شد. پس از شکست خاندان موری در دومین نبرد از نبردهای کیزوگاواگوچی (۱۵۷۸) مسیر رساندن تجهیزات جنگی و موادغذایی به معبد ایشی‌یاما هونگان قطع شد رهبر معبد، کننیو نگران اتمام این ذخایر بود به همین علت جهت یک صلح دائم بطور پنهانی به دربار ژاپن اطلاع رساند که مایل است مذاکرات صلح را انجام دهد. نوبوناگا نیز موافقت خود را با صلح اعلام کرده و بدین ترتیب پیمان صلح بین نوبوناگا و کننیو در سال ۱۵۸۰ میلادی بسته شد. کننیو پس از این پیمان صلح قلعه را ترک کرد اما پسر ارشد وی که موافق این پیمان صلح نبود، مقاومت را تا چند ماه دیگر ادامه داد تا اینکه وی نیز به ناچار تسلیم شد. پس از اینکه راهبان معبد هونگان را ترک کردند، این معبد به طرز مرموزی کاملاً سوخت و نابود شد. دلیل این آتش‌سوزی مشخص نشده‌است.[۵۸] پس از آن نوبوناگا دستور ساختن قلعه‌ای جدید را برجای معبد ایشی‌یاما هونگان داد. این قلعه توسط جانشینان نوبوناگا تکمیل شد و امروزه قلعه اوساکا نامیده می‌شود.[۵۹] پس از این حوزه‌های بودایی در معابد خود محصور و گوشه‌گیر شدند.[۶۰]

نابودی خاندان تاکدا[ویرایش]

نبرد نوبوناگا با خاندان تاکدا سرانجام در سال ۱۵۸۲ پایان یافت، هنگامی که نیروهای متحد اودا-توکوگاوا به ولایت کای حمله بردند و آنجا را تصرف کردند. تاکدا کاتسویوری و پسر ارشدش تاکدا نوبوکاتسو در نبرد تنموکوزان شکست خوردند و اقدام به هاراکیری کردند. ولایت کای نیز به تملک نوبوناگا درآمد.[۶۱]

ارتباط با خاندان اوئه‌سوگی[ویرایش]

از سال ۱۵۷۲ تا سال ۱۵۷۶ خاندان اوئه‌سوگی و خاندان اودا در مقابل خاندان تاکدا و خاندان هوجوی اخیر با یکدیگر ائتلاف داشتند. در سال ۱۵۷۶ آشیکاگا یوشی‌آکی به دشمن نوبوناگا خاندان موری محلق شد و اوئه‌سوگی کنشین نیز به دشمن دیگر نوبوناگا فرقه هونگانجی پیوست و به این ترتیب به حلقه دشمنان نوبوناگا وارد شد. نوبوناگا و کنشین در سال ۱۵۷۷ در نبرد تدوریگاوا مقابل یکدیگر قرار گرفتند. این نبرد با پیروزی کنشین پایان یافت.[۶۲]

پس از درگذشت کنشین (۱۵۷۸)، بر سر جانشینی وی بین دو فرزندخوانده وی درگیری رخ داد و فرزندخواندهٔ وی اوئه‌سوگی کاگه‌کاتسو پس از پیروزی در محاصره اوتاته توانست رهبری خاندان اوئه‌سوگی را به دست بیاورد. اوئه‌سوگی کاگه‌کاتسو در سال ۱۵۷۹ با تاکدا کاتسویوری که پس از مرگ شینگن در سال ۱۵۷۳ رهبر خاندان تاکدا شده بود، پیمان اتحاد بست و بدین ترتیب رابطهٔ وی با نوبوناگا همچنان خصمانه بود. در سال ۱۵۸۲ پس از اختلاف مرزی بین نوبوناگا و اوئسوگی کاگه‌کاتسو محاصره اوزو در ولایت اتچو رخ داد. قلعه اوزو در ۲۲ ژوئن سقوط کرد اما روز قبل از آن در ۲۱ ژوئن در طی حادثه معبد هوننو در کیوتو نوبوناگا مجبور به خودکشی اجباری شده بود. سپاهیان اودا که موفق به تصرف قلعه اوزو شده بودند پس از شنیدن خبر مرگ نوبوناگا پراکنده شده و قلعه را رها کردند. بدین ترتیب قلعه اوزو دوباره به دست خاندان اوئه‌سوگی افتاد.[۶۳]

آمادگی برای حمله به شیکوکو[ویرایش]

ژاپن در سال ۱۵۸۲ (حادثه معبد هوننو)
آبی (شرق): اوئسوگی کاگه‌کاتسو
سبز(شامل توکیوی امروزی): خاندان هوگو
قرمز: اودا نوبوناگا
زرد: موری تروموتو
فیروزه‌ای: توکوگاوا ایه‌یاسو (شامل سه ولایت از طرف از راست به چپ شامل سه ولایت سوروگا، توتومی و میکاوا)
سبز چُوسُوکابه مُوتُوچیکا در شیکوکو
آبی (غرب): شیمازو یوشی‌هیسا

شیکوکو در آن زمان از چهار ولایت آوا، توسا، سانوکی و ایو تشکیل شده بود. در اواخر دوره سنگوکو چُوسُوکابه مُوتُوچیکا توانسته بود بر ولایت توسا تسلط پیدا کند و قصد تصرف تمامی خاک شیکوکو را داشت. در این دوران ولایت آوا تحت تسلط خاندان میوشی بود. چوسوکابه موتوچیکا توانسته بود روابط دوستانه‌ای با نوبوناگا و همچنین خاندان موری که هر دو دشمنان خاندان میوشی بودند، برقرار کند. نوبوناگا ابتدا با نظر مساعد به پیشرفت موتوچیکا در منطقه نگاه می‌کرد و به وی اجازه تصرف هر زمینی که در شیکوکو در اثر حمله به دست می‌آورد را داده بود. اما پس از شکست خاندان میوشی و تبعیت این خاندان از نوبوناگا و همچنین شروع نبرد با خاندان موری که از یاران موتوچیکا محسوب می‌شد، نوبوناگا نظر خود را عوض کرد و به وی ابلاغ کرد که در شیکوکو تنها ولایت توسا و نصف ولایت آوا را می‌تواند تحت اختیار داشته باشد. تغییر سیاست نوبوناگا خشم و مخالفت موتوچیکا را موجب شد و رابطه این دو به دشمنی کشیده شد. در سال ۱۵۸۲ نوبوناگا سپاه بزرگی را به رهبری پسر سوم خویش اودا نوبوتاکا در بنادر اوساکا و نزدیک به جزیرهٔ شیکوکو مستقر کرد. این سپاه منتظر فرصت مناسب برای گذشتن از دریا و حمله به سپاه موتوچیکا بود که حادثه معبد هوننو رخ داد و این حمله متوقف ماند. آکچی میتسوهیده ژنرال ارشد نوبوناگا با چوسوکابه موتوچیکا پیوند دوستی و خانوادگی داشت. وی به عنوان واسطه در جهت متقاعد کردن موتوچیکا برای پذیرفتن نظر نوبوناگا تلاش کرد اما سرانجام نتوانست وی را متقاعد کند. یکی از فرضیه‌های موجود در مورد علت شورش میتسوهیده علیه نوبوناگا نارضایتی آکچی میتسوهیده از تدارکات حمله نوبوناگا به موتوچیکا است.[۶۴]

ارتباط با دربار ژاپن[ویرایش]

در زمان قدرت‌گیری نوبوناگا امپراتور اوگیماچی (۱۵۱۷–۱۵۸۶) امپراتور ژاپن بود. نوبوناگا با کمک‌های مالی خود دربار را که در این دوران در مضیقه بود یاری می‌داد در عوض هر زمان که لازم بود از دربار به عنوان میانجی استفاده می‌کرد.[۶۵]

در سال ۱۵۸۱ توبوناگا جشنواره رژه با اسب در کیوتو برگزار کرد و قدرت نظامی خویش را در پیش امپراتور و دربار ژاپن به نمایش گذاشت. نوبوناگا در سال ۱۵۷۸ از مقام وزارت که از طرف دربار به وی محول شده بود استعفا داده بود. سال بعد ۱۵۸۱ دربار گزیدن یکی از سه مقام، دایجو-دایجین (صدرالاعظمی)، کانپاکو و شوگونی را به نوبوناگا پیشنهاد کرد که در صورت پذیرفتن هر کدام از این مقام‌ها نوبوناگا زیر دست امپراتور مشغول به خدمت می‌شد. پاسخ نوبوناگا به این پیشنهاد روشن نشده‌است. بعد از امپراتور اوگیماچی فرزند ارشد وی شاهزاده سانه‌هیتو به سلطنت می‌رسید. نوبوناگا پسر پنجم شاهزاده سانه‌هیتو را به فرزندی پذیرفته بود. در صورت امپراتور شدن این فرزندخوانده نوبوناگا به عنوان پدر امپراتور در مقامی فراتر از امپراتور جای می‌گرفت. برخی از محققان احتمال می‌دهند که بین نوبوناگا و دربار اختلافاتی وجود داشته‌است. بر طبق یکی از فرضیه‌های مربوط به علل کودتای آکچی میتسوهیده، دربار ژاپن که از جاه‌طلبی نوبوناگا واهمه داشت، با ارتباط برقرار کردن با آکچی میتسوهیده در پشت پردهٔ کودتای منجر به کشته شدن نوبوناگا بوده‌است.[۶۶]

شورش و خیانت[ویرایش]

نوبوناگا در تمام عمر با شورش و خیانت خاندان خود یا ملازمانش درگیر بود. قبل از ورود نوبوناگا به پایتخت نوبوناگا با توطئه برادر کوچکتر خود اودا نوبوکاتسو مواجه شد. دو نفر از ملازمان قدیمی خاندان اودا، شیباتا کاتسوایه و هایاشی هیده‌سادا از شورش نوبوکاتسو بر ضد نوبوناگا حمایت کردند. نوبوناگا بعد از کشتن برادرش این دو ملازم را بخشید. پس از ورود نوبوناگا به پایتخت دیگر از طرف خاندان خود وی توطئه و شورشی صورت نگرفت و شورش‌ها همه از طرف ملازمان خاندان‌های دیگری بود که بعد ورود وی به پایتخت به تبعیت وی درآمده و با وی ائتلاف کرده بودند. ماتسوناگا هیساهیده، آراکی موراشیگه، بشّو ناگاهارو و در آخر آکچی میتسوهیده نامدارترین شورشیان ضد نوبوناگا هستند. به غیر از شورش آکچی میتسوهیده علت اصلی شورش‌های دیگر وضع متزلزل نواحی اطراف پایتخت و ناتوانی نوبوناگا در به دست گرفتن کامل قدرت در این نواحی بود. به طول کشیدن نبردهای ایشی‌یاما هونگان به مدت ده سال و نامشخص بودن برنده نهایی این نبرد باعث شد که ماتسوناگا هیساهیده، آراکی موراشیگه، بشو ناگاهارو از ائتلاف با نوبوناگا دست برداشته و با معبد هونگان ائتلاف کنند.[۶۷]

حادثه معبد هوننو[ویرایش]

تصویری نقاشی شده از حادثه معبد هوننو که مقابله شدید نوبوناگا در میان آتش با سپاه آکچی میتسوهیده به تصویر کشیده شده‌است.

در ۱۵۸۲، نوبوناگا که در بالاترین موقعیت قدرت خود قرار داشت، برای قدردانی از دوستی پایدار ایه‌یاسو او را به قصر تازه ساخته شده خود قلعه آزوچی دعوت کرد. نوبوناگا یکی از ژنرال‌های ارشد خود به نام آکچی میتسوهیده را مسئول پذیرایی از ایه‌یاسو قرار داده بود. در همین هنگام تویوتومی هیده‌یوشی که برای جنگ با خاندان موری رهسپار جنوب ژاپن شده بود، از سرور خود نوبوناگا تقاضای اعزام نیروی کمکی کرد. نوبوناگا تصمیم گرفت ابتدا آکچی میتسوهیده را به همراه ۱۳ هزار سپاهی به منطقه بفرستد و سپس خود نیز به آنها ملحق شود. او از مهمان خود ایه‌یاسو خواست به گشت‌وگذار در کیوتو و شهرهای نزدیک بپردازد. نوبوناگا با تعداد اندکی از همراهان در طی مسیر برای استراحت در معبد هوننو در کیوتو توقف کردند. نیمه شب ژنرال ارشد وی آکچی میتسوهیده به معبد حمله کرد و آنجا را به آتش کشید.[۶۸] نوبوناگا در داخل معبد ابتدا به شدت به مقابله با شورشیان پرداخت اما پس از زخمی شدن به داخل معبد رفته و دست به عمل آئینی سپوکو زد و جان خود را گرفت. پس از خاموش شدن آتش معبد، آکچی میتسوهیده برای پیدا کردن جسد نوبوناگا و بریدن سر وی به منظور به نمایش گذاشتن در برابر مردم کوشش بسیاری کرد اما اثری از جسد نوبوناگا یافت نشد.[۶۹]

پسر ارشد و جانشین وی اودا نوبوتادا نیز که در نزدیکی معبد هوننو اقامت کرده بود پس از شنیدن خبر کودتا به قصد مقابله بطرف معبد هوننو حرکت کرد اما در نهایت پس از شکست در برابر حمله سپاه میتسوهیده در قلعه نیجوگوشو دست به هاراکیری زد.[۷۰]

دلایل این کودتا روشن نیست و تا به امروز فرضیه‌های بسیاری در مورد انگیزه کودتای میتسوهیده مطرح شده‌است. بنابر یکی از این فرضیه‌ها آکچی میتسوهیده که مسئول پذیرایی از ایه‌یاسو بوده برای ضیافت از بهترین مراکز ماهیگیری کیوتو انواع گوناگون ماهی را تهیه کرده بود اما بوی ناخوشایند یکی از ماهی‌های بکار رفته در غذا موجب خشم شدید نوبوناگا نسبت به میتسوهیده شده و خشونت رفتاری نوبوناگا نسبت به وی در همان ضیافت کینه میتسوهیده را برانگیخته است.[۷۱]

جنگ بر سر جانشینی نوبوناگا[ویرایش]

هیده‌یوشی پس از شنیدن خبر مرگ نوبوناگا بسرعت از ناحیه چوگوکو به طرف محل اقامت آکچی میتسوهیده حرکت کرد و توانست وی را نبرد یامازاکی شکست داده و به قتل رساند. سرعت عمل هیده‌یوشی بقدری بود که تمام این عملیات تنها یازده روز پس از مرگ نوبوناگا انجام شد و در نتیجه هیده‌یوشی توانست با این انتقام‌گیری سریع خود را به عنوان جانشین نوبوناگا مطرح کند.[۷۲]

در سال ۱۵۸۳ جنگی بر سر تعیین فرمانروایی ژاپن بین تویوتومی هیده‌یوشی و شیباتا کاتسوایه، قدرتمندترین ژنرال نوبوناگا، درگرفت. کاتسوایه از اودا نوبوتاکا (۱۵۸۳–۱۵۵۸) سومین پسر اودا نوبوناگا برای جانشینی پدرش پشتیبانی می‌کرد اما هیده‌یوشی اصرار داشت چون اودا نوبوتادا پسر ارشد نوبوناگا در حادثه معبد هوننو جان خود را از دست داده، پسر ارشد نوبوتادا که در آن زمان سه ساله بود و اودا هیده‌نوبو (۱۶۰۵–۱۵۸۰) نام داشت، باید جانشین پدربزرگش شود. ایه‌یاسو طرف هیچ‌یک از گروه‌های درگیر را نگرفت. هیده‌یوشی، کاتسوایه را در نبرد شیزوگاتاکه مغلوب کرده و پسر سوم نوبوناگا، توسط برادر بزرگترش و هیده‌یوشی مجبور به هاراکیری شد. با این پیروزی هیده‌یوشی تبدیل به جانشین نوبوناگا و قدرتمندترین دایمیوی ژاپن شد.[۷۳]

شخصیت[ویرایش]

پرتره اودا نوبوناگا از نقاش یسوعی جووانی نیکولا، ۱۵۸۳–۱۵۹۰

به نوبوناگا در جوانی به علت پوشش و رفتارهای غیرعادی خُل اُواری گفته می‌شود. از طرف دیگر وی از دوره نوجوانی در تمرین و یادگیری تیراندازی با کمان، تیراندازی با تفنگ، شمشیربازی بسیار دقیق بود. اسب سواری، بازداری و دویدن به دنبال شاهین در دشت و کوه و شنا جزو فعالیت‌های هرروزهٔ وی بود اما بیش از همه ورزش مورد علاقه وی سومو بود.[۷۴] در مورد خصوصیات شخصی نوبوناگا ذکر شده‌است که نوبوناگا هرگز لب به مشروب نمی‌زد. احتمال داده می‌شود که وی نسبت به الکل آلرژی داشته‌است و شاید به همین سبب به سمت مراسم چای ژاپنی گرایش داشته‌است.[۷۵] وی بسیار به نظافت و تمیزی اهمیت می‌داد و کارهایش را با وسواس و دقت بسیاری انجام می‌داد.[۷۶] بسیار پرکار و سخت‌کوش بود. در محلی که اقامت داشت زودتر از هر کس دیگر از خواب برمی‌خواست و برای آن روز برنامه‌ریزی می‌کرد. بر خود بسیار سخت می‌گرفت و از اطرافیان نیز انتظار داشت که به مانند وی باشند. حکایت این سختگیری‌ها در نسل بعدی بصورت غلو درآمده و در حکایت‌ها شخصیت وی بصورت یک آدم بیرحم ساخته و پرداخته شده‌است.[۷۷]

لوئیس فرویس نویسنده کتاب تاریخ ژاپن که از نزدیک با نوبوناگا آشنایی داشته وی را چنین توصیف می‌کند:

نوبوناگا دارای قدی بلند، بدنی لاغر و ریش‌های کم‌پشت و صدایی بلند و رسا بود. وی علاقه بسیاری به جنگ داشت. در تمرینات نظامی خستگی ناپذیر، متکبر و در اجرای عدالت سختگیر بود. وی توهین نسبت به خود را هرگز بدون مجازات سنگین باقی نمی‌گذاشت. زمان خواب وی کوتاه بود و صبح زود بیدار می‌شد. طماع نبود، پنهانکار بود و در تاکتیک‌های جنگی بسیار ماهر بود. بسیار شتابزده و هیجان‌زده بود اما آدم ساده‌ای نبود. وی بجز مواردی استثنایی یا به عبارتی بهتر به هیچوجه مطابق با نصیحت و مشورت ملازمانش عمل نمی‌کرد و بشدت مورد احترام همه بود. هرگز لب به مشروب نمی‌زد. کم خوراک بود و در رفتار و گفتارش با دیگران بسیار رُک بود. وی به هر آنچه خود می‌اندیشید باور داشت. نوبوناگا به همه قدرتمندان ژاپن (شاه و دایمیوها) با دیده حقارت نگاه می‌کرد و طوری در مورد آنان صحبت می‌کرد که انگار همه پایین‌تر از وی هستند. مردم به مانند پادشاهی مطلقه به تبعیت وی در می‌آیند. وی خدایان (خدا) و بودا را عبادت نمی‌کرد و به رسوم و خرافات ملحدان نیز به دیده تحقیر نگاه می‌کرد. وی تنها اسماً به بوداگرایی نیچیرن وابستگی داشت اما اعتقادی به روح و همچنین قضاوت پس از مرگ نداشت. خانه وی بسیار تمیز بود، خود وی بادقت مراقب انجام همه کارها هست. وی طولانی شدن صحبت و مقدمه چینی را دوست نداشت و با کسانی که طبقه اجتماعی پایین داشتند نیز با مهربانی صحبت می‌کرد. وی علاقه مخصوصی به جمع‌آوری لوازم باارزش و معروف مراسم چای ژاپنی، اسب خوب، شمشیر و بازداری و تماشای سومو دارد.

زندگی شخصی[ویرایش]

در دوران سنگوکو افزودن به تعداد فرزندان یک نوع وظیفه و کار برای دایمیوها به حساب می‌آمد. نیاز به جانشین و همچنین پیوند با دایمیوهای دیگر از طریق پیمان‌های زناشویی و بوجود آوردن فرزندی که دارای خون مشترک دو خاندان باشد از سیاست‌های رایج آن دوران بود. هر چند به تابعیت از آن احتمال درگیری‌های مرسوم بر سر جانشینی نیز بیشتر می‌شد. نوبوناگا دارای ۲۲ فرزند بود که حتی در مقایسه با دیگر دایمیوهای پر فرزند آن دوران نیز تعداد بسیار فرزندانش به چشم می‌آید. پدر نوبوناگا اودا نوبوهیده نیز دارای ۲۴ فرزند بود. تعداد زیاد خواهر و برادران نوبوناگا نشان از ثروت خانوادهٔ او و توان مالی پدرش برای نگهداری از زنان متعددش را دارد.[۷۸] به غیر از زن اصلی، دو زنی که وی بیش از همه دوست داشت، ایکوما کیتسونو و دیگری اونابه نو کاتا بود، هر دوی آنان زنان بیوه‌ای بودند که سنشان بیشتر از نوبوناگا بود. احتمالاً این گرایش به زنان مسن‌تر به علت جدا کردن وی از کودکی از مادرش و کمبود محبت مادری بوده‌است.[۷۹]

در دوره سنگوکو یا دوران جنگ‌های داخلی یک سامورایی ممکن بود بسیاری از سال‌های عمر خود را دور از خانواده و در جنگ بگذراند. بر طبق یکی از قوانین سامورایی‌ها و یکی از موارد ممنوعیت زنان، در هنگام جنگ‌ها نزدیک شدن زنان به سامورایی ممنوع شده بود. به این علت واکاشودو (شاهدبازی) در بین سامورایی‌ها رواج پیدا کرده بود و به نوعی سنت تبدیل شده بود. نوبوناگا همچنین به غیر از همسرانی که داشت با برخی از مردانی که در خدمتش بودند نیز در رابطه بود. دو تن از کوشوهای وی (منشی سامورایی) به نام‌های موری رانمارو و مائدا توشی‌ایه (در زمان نوجوانی وی) به عنوان شریک جنسی او شناخته می‌شوند.[۸۰]

سیاست‌ها[ویرایش]

نظامی[ویرایش]

در دوره سنگوکو بسیاری از سربازان رده پایین کشاورز بودند و کشاورز-سرباز محسوب می‌شدند. به همین علت در شروع برداشت محصول در فصل پاییز؛ این گروه از سربازان مایل به شرکت در جنگ‌ها نبودند و فرار آنان در هنگام نبرد مشکلاتی را بوجود می‌آورد. نوبوناگا کشاورزان تحت نفوذ خود را به دو گروه تقسیم کرد یک گروه را در مزارع به عنوان کشاورز باقی گذاشت و گروه دیگر را از زمین‌های کشاورزی جدا کرده و به همراه خانواده‌شان در اطراف قلعه‌ها به عنوان سرباز حرفه‌ای ساکن کرد. به این ترتیب گروه اخیر برای حفظ خانه و خانواده خویش بیش از قبل برای شرکت در جنگ‌ها انگیزه داشتند. نوبوناگا همچنین در سپاه خویش از سلاح‌های جدید استفاده می‌کرد. در نبرد با خاندان موری دستور ساخت شش کشتی را داد که با آهن پوشیده شده بودند. این کشتی‌ها اولین کشتی آهنی ساخته شده در جهان بودند و تیر تفنگ‌ها و سلاح‌های گرم نمی‌توانست به آنها نفوذ کنند. سپاه وی در جنگ‌ها از نیزه‌هایی استفاده می‌کردند که بسیار بلندتر از نوع متداول آن زمان بود. همچنین وی به تأثیر استفاده از تفنگ که به تازگی توسط پرتغالی‌ها به ژاپن وارد شده بود واقف بود و با وجود قیمت بسیار گزاف آن سپاه خود را با این سلاح جدید مجهز کرده بود.[۸۱]

اقتصادی[ویرایش]

در قرون وسطی راهبان بودایی دارای چنان قدرتی شدند که با فشار قرار دادن امپراتور توانستند امتیازات بسیاری را کسب کنند. آنان با دریافت مالیاتی به نام عبور از معابر عمومی و تعرفه بازرگانی به ثروت کلانی دست یافتند بخصوص معبد انریاکو با دریافت مالیات از کسبه و مردم کیوتو که قلب اقتصادی ژاپن محسوب می‌شد، از نظر اقتصادی بسیار ثروتمند شده بود.[۸۲]

نوبوناگا مالیات عبور از معابر عمومی را لغو کرد. همچنین در آن زمان پرداختن به شغل تجارت آزاد نبود و محدود به کسانی می‌شد که از دایمیوها یا معابد دارای اجازه مخصوص بودند. نوبوناگا این رسم را لغو کرده و انجام تجارت را برای همه مردم آزاد کرد. لغو این محدودیت‌ها به رونق اقتصادی منجر شد.[۸۳]

مذهبی[ویرایش]

نوبوناگا نخستین رهبری بود که نسبت به تخصصی کردن سپاهیان اقدام کرد. وی عقیده داشت که کار سیاست را به سیاستمداران، کار جنگ را به ارتشیان و کار مذهب را به روحانیان باید واگذار کرد. وی اینکه راهبان بجای پرداختن به کار خود حریصانه در پی کسب ثروت، مسلح کردن خود و دخالت کردن در کار سیاست بودند را قابل بخشش نمی‌دانست. بعد از یک قرن جنگ داخلی برای رسیدن به وحدت ضروریت داشت جلوی قدرت روزافزون نظامی و مالی راهبان گرفته شده و قدرت نظامی از پراکندگی به وحدت برسد. بدین ترتیب جنگ مابین نوبوناگا که قصد تغییر و نیروهای مذهبی که قصد حفظ حقوق به دست آورده خود را داشتند به امری اجتناب‌ناپذیر تبدیل شد.[۸۴]

پس از کشتار نوبوناگا در واقعه آتش زدن کوه هیئی این تصور در مورد نوبوناگا بوجود آمد که وی ترسی از خداوند ندارد اما این عمل وی هرگز به معنای نفی مذهب نبود بلکه وی با مداخله مذهب در سیاست و همچنین وجود تشکیلات نظامی فرقه‌های بودایی مخالفت داشت. ساخت معبد سیشو جهت بزرگداشت استادش هیراته ماساهیده و ساخت دو معبد پس از مرگ همسر غیراصلی‌اش ایکوما کیتسونو به جهت یادبود وی و دوستی و همکاری با برخی از راهبان بودایی مانند تاکوگِن سواُون نشاندهنده اینست که وی در جهت انکار و دشمنی با خود مذهب نبود.[۸۵] وی هیچ‌گاه تعرضی نسبت به معبدهایی که راهبان مسلح را تنها برای دفاع از معبدشان استخدام کرده و از این حد فراتر نرفتند، نکرد. بعد از تسلیم و خلع سلاح معبد انریاکو و معبد ایشی‌یاما هونگان هیچ ممنوعیتی برای عقاید پیروان این دو فرقه مذهبی صادر نکرد. به غیر از آن نوبوناگا در طول حیات خود حتی یک بار نیز فرمان ممنوعیت عقیدتی برای هیچ دین و مذهبی صادر نکرد.[۸۶]

در رابطه با مسیحیت، رفتار نوبوناگا همواره نسبت به مسیحیان با مدارا بود. وی در کیوتو و شهر آزوچی به مبلغان مسیحیت اجازه ساخت کلیسا داد. همچنین با اجازه وی یک مدرسه دینی مسیحی نیز در داخل کلیسای شهر آزوچی تأسیس شد.[۸۷]

فرهنگی[ویرایش]

تصویری از نوبوناگا در هنگام تماشای سومو

نوبوناگا از همان هنگام که تنها دایمیوی یک ولایت یعنی دایمیوی اُواری بود، خود شخصاً با ملازمش به ورزش سومو می‌پرداخت. این علاقه تا هنگامی که به بزرگترین دایمیوی ژاپن تبدیل شد در وی باقی ماند و سوموگیران ماهر را جمع کرده و در مراسمی که برپا می‌کرد به تماشای مبارزه آنها می‌نشست و به برندگان شمشیر و زمین به عنوان جایزه اهدا می‌کرد.[۸۸]

نوبوناگا علاقه شدیدی به مراسم چای ژاپنی داشت. در سال ۱۵۷۹ استاد بزرگ مراسم چای ریکیو به خدمت نوبوناگا درآمد. نوبوناگا مراسم چای را در جهت سیاسی استفاده می‌کرد. بدین نحو که در مراسم چای نوبوناگا فقط کسانی که اجازه مخصوص داشتند می‌توانستند شرکت کنند و شرکت در این مراسم نوعی داشتن شأن و مقام در رژیم نوبوناگا به‌شمار می‌آمد. خرسندی و خوشحالی بسیار تویوتومی هیده‌یوشی هنگامیکه به وی برای اولین بار اجازه شرکت در این مراسم داده شد در منابع تاریخ ثبت شده‌است.[۸۹]

نوبوناگا همچنین هنرهای نمایشی و هنرمندان این رشته را مورد حمایت قرار می‌داد. وی مخصوصاً به نمایش کوواکامای علاقه داشت و بیشتر از اینکه خود به تنهایی به تماشای نمایش بپردازد از اجرای نمایش برای شروع پذیرایی از مهمانان خود استفاده می‌کرد.[۹۰]

روابط با خارجیان[ویرایش]

در سال ۱۵۴۳ یک کشتی پرتغالی که به سمت چین می‌رفت، راه خود را گم کرده و به کرانه‌های ژاپن رسید. پس از این دیدار تصادفی، چیزی نگذشت که کشتی‌های تجاری پرتغالی رفت‌وآمد به بندرهای ژاپن را آغاز کردند. اروپائیان در این زمان عصر کاوش را می‌گذراندند اما ژاپنیان آگاهی بسیار اندکی در مورد کشورهای دیگر جهان داشتند. نوبوناگا پس از تسخیر پایتخت با مبلغان مسیحی دیدار کرد و با گفتگو با آنان علاقمند بود.[۹۱]

نوبوناگا به مبلغان مسیحی اجازه ساخت کلیسا و مدرسه مذهبی را داد و از فعالیت آنان حمایت کرد. به نظر محققان این اقدام دلایل سیاسی داشته و نوبوناگا که در آن زمان در حال جنگ با نیروهای معبد ایشی‌یاما هونگان (شین بودیسم) بوده، ترویج مسیحیت را به عنوان رقیبی برای شین بودیسم در نظر داشته‌است. مبلغان مسیحی به عنوان هدیه آینه، ساعت، کنپیتو (آب نبات قندی)، تلسکوپ، ذره بین و اشیای دیگری را اهدا کردند. در میان اشیای اهدا شده ماکتی از کره زمین بود. نوبوناگا به عنوان اولین ژاپنی شناخته می‌شود که با توضیحات مبلغان دریافت که کره زمین به شکل کروی است. همچنین مبلغان برده‌ای سیاه‌پوست را به همراه داشتند که توجه نوبوناگا را بخود جلب کرد. این اولین برخورد نوبوناگا با یک سیاه‌پوست بود. نوبوناگا دستور داد که وی را با آب شستشو دهند و چون رنگ وی تغییر نکرد بالاخره باور کرد که در جهان مردمی سیاه‌پوست نیز زندگی می‌کنند. سپس نوبوناگا از مبلغان خواست مرد سیاه‌پوست را به وی واگذار کنند. نوبوناگا به وی مقام سامورایی داد و نام یاسوکه را بر وی گذاشت.[۹۲]

ارزیابی تاریخی[ویرایش]

نوبوناگا شیطانی در لباس مبدل است. تاکدا شینگن (زاده:۱۵۲۱، درگذشت:۱۵۷۳)

نوبوناگا فرماندهٔ شجاعی بود اما فرماندهٔ خوبی نبود. وی راه پیروزی از طریق جنگ را خوب می‌دانست ولی راه پیروزی از طریق انعطاف را نمی‌شناخت. هنگامی که با دشمن را روبرو می‌شد کنترل خشم خود را از دست می‌داد و تا ریشهٔ دشمن را قطع نمی‌کرد و برگ‌هایش را نمی‌خشکاند آرام نمی‌گرفت. از آنجائیکه تسلیم‌شدگان را کشتار کرد، کینه از وی پایدار باقی ماند. توانایی وی نقصان داشت به همین خاطر اطرافیانش وی را دوست نداشتند. تویوتومی هیده‌یوشی (زاده:۱۵۳۶، درگذشت:۱۵۹۸)

آتش زدن کوه هیئی عملی بیرحمانه بود اما نوبوناگا برای همیشه شر سوهی‌ها را کم کرد و اقدامش به سود وحدت کشور تمام شد. آرای هاکوسکی (محقق، نویسنده) (زاده:۱۶۵۷، درگذشت:۱۷۳۵)[۹۳]

اینکه ژاپن مورد حمله خارجیان قرار نگرفت به لطف اودا نوبوناگا بود. وی وحدت ژاپن را هدف قرار داد و توانست کشور را متحد کند. امپراتور میجی (زاده:۱۸۵۲، درگذشت: ۱۹۱۲)

محبوبیت[ویرایش]

نوبوناگا، تویوتومی هیده‌یوشی و توکوگاوا ایه‌یاسو به عنوان سه قهرمان برجسته که ژاپن را به سوی وحدت هدایت کردند، شناخته می‌شوند و همواره محبوبیت این سه رهبر در کتاب‌های مختلف با یکدیگر مقایسه شده‌است. این سه رهبر هر یک نقش عمده‌ای در ایجاد ژاپن نوین ایفا کردند. نوبوناگا ارزش‌های کهنه را ویران کرد. هیده یوشی، ارزش‌های جدید اجتماعی را بنیان گذاشت. ایه‌یاسو ارزش‌های جدید اجتماعی را ارتقا داده و حفظ کرد.[۹۴]

تصور و ارزیابی نوبوناگا بطور عمده به سه دسته به ترتیب: ارزیابی در دوره ادو، از دوره میجی تا قبل از شروع جنگ جهانی دوم و از پایان جنگ جهانی دوم تا به بعد تقسیم می‌شود.[۹۵] قهرمان بدون بدیل دوره ادو، بنیانگذار این دوره توکوگاوا ایه‌یاسو بود. از نظر عامه مردم پس از ایه‌یاسو تویوتومی هیده‌یوشی به عنوان کسی که بالاترین پیشرفت را تاریخ ژاپن داشت، شایسته احترام بود. همچنین مردم برای تاکدا شینگن و اوئه‌سوگی کنشین نیز احترام بسیاری قائل بودند و نوبوناگا در مرتبه‌ای پایین‌تر از آنها قرار می‌گرفت.[۹۶]

پس از دوره ادو و سقوط شوگونسالاری توکوگاوا؛ هیده‌یوشی به عنوان محبوبترین سالار جنگ دوره سنگوکو درآمد. این محبوبیت نخست به دلیل آن بود که با پایان دوره ادو و حذف محدودیت‌های طبقاتی مردم امکان پیشرفت و گذشت از سد طبقاتی را بنابر کوشش خود از طریق تحصیل به دست آورده بودند و هیده‌یوشی برای مردم نمونه و الگوی کسی بود که توانسته بود از پایین‌ترین طبقه اجتماعی به بالاترین درجه برسد. دومین دلیل گرایش به نظامی‌گری و توسعه‌طلبی ژاپن در این برهه زمانی بود و هیده‌یوشی نمونه رهبری بود که با حمله به کره توانسته بود این کشور را تسخیر کند.[۹۷]

پس از شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم به یکباره هیده‌یوشی محبوبیت خود را در بین مردم از دست داد و تبدیل به کسی شد که با حمله به تهاجم هیده‌یوشی به کره (۱۵۹۸–۱۵۹۲) موجب کشتار خارجیان شده بود. از آن پس بود که محبوبیت نوبوناگا ناگهان رو به افزایش گذاشت. نوبوناگا کسی بود که هرچند در داخل کشور کشتارهای بسیاری را انجام داده بود اما با خارجیان رفتار مسالمت‌آمیزی داشت.[۹۸]

در سال ۱۸۶۹ امپراتور میجی بخاطر قدردانی از نقش نوبوناگا در وحدت ژاپن، وی را کامی (خدایان شینتو، ارواح شریف و مقدس) نامید و دستور ساخت یک معبد برای پرستش وی را صادر کرد. در پی این دستور معبد کنکون در کیوتو برای بزرگداشت نوبوناگا ساخته شد.[۹۹]

در سال ۲۰۰۶ طبق نظرسنجی‌هایی که توسط یک برنامه تلویزیونی پخش شده از نیپون تلویژن به عنوان ۱۰۰ شخصیت تاریخی محبوب در ژاپن انجام شد، نوبوناگا محبوب‌ترین شخصیت تاریخی جهان از نظر مردم ژاپن است.[۱۰۰]

در فرهنگ عامه[ویرایش]

در تمامی کتاب‌هایی که پس از مرگ وی انتشار یافت، نوبوناگا به صورت مردی تصویر شد سختگیر و بی‌رحم که کشتارهای بزرگی را پشت سر هم انجام داد و نسبت به دشمنانش بدون بخشش بود.[۱۰۱]

در اواخر دوره ادو به زبان استعاره خصوصیات شخصیتی نوبوناگا، هیده‌یوشی و ایه‌یاسو در حکایتی آمده‌است. در این حکایت از این سه رهبر پرسیده می‌شود که با کوکوی کوچکی که چهچه نمی‌زند چه باید کرد؟ (چهچه نزدن کوکوی کوچک استعاره‌ای است بر آدم‌های بی‌خاصیت) پاسخ‌ها به این ترتیب بود:

  • اگر چهچه نمی‌زند، باید کشته شود. (نوبوناگا)
  • اگر چهچه نمی‌زند، یک کاری می‌کنم که چهچه بزند. (هیده‌یوشی)
  • اگر چهچه نمی‌زند، آنقدر صبر می‌کنم تا چهچه بزند. (ایه‌یاسو)

نکته‌ای که در این حکایت نهفته اینست که برخلاف زمان معاصر که تصویر نوبوناگا با نبوغ همراه شده در آن زمان هیده‌یوشی است که در مقایسه با دو رهبر دیگر توانایی و درایت کافی برای چاره‌اندیشی را داشته‌است.[۱۰۲]

در حکایت‌ها آمده‌است که نوبوناگا در مراسم سال نو و پس از نابودی خاندان آزای و خاندان آساکورا، جمجمه‌های آزای ناگاماسا و پدرش آزای هیساماسا و همچنین آساکورا یوشیکاگه را به شکل جام جمجمه با پوششی از طلا درآورده و این جام‌ها را در این ضیافت به ملازمان خود نشان داد و آنها با این جام ساکی نوشیدند. این امر به منظور نشان دادن سرنوشت کسانی بود که بر ضد وی جنگیده بودند. اما در منابع اولیه آمده‌است که نوبوناگا جمجمه این سه نفر را به یادگار پیروزی خود با طلا پوشانده و نگهداری می‌کرد.[۱۰۳]

آثار مربوط[ویرایش]

پوستر فیلم کنسرت نوبوناگا، در ایران این فیلم به عنوان دنیای نوبوناگا از تلویزیون پخش شده‌است.[۱۰۴]

شخصیت نوبوناگا در بسیاری از انیمه‌ها، مانگاها، بازی‌های ویدئویی و فیلم‌های سینمایی به تصویر کشیده شده‌است. ماجراهای دوران زندگی نوبوناگا و جنگجویان زیردستش آن قدر جذابیت باقی گذاشته که هر از گاهی هنرمندان سراغ آن‌ها بروند و به نحوی داستان وی را دوباره بازگو کنند.[۱۰۵]

کتاب
فیلم سینمایی
فیلم‌های تلویزیونی
پویانمایی
بازی‌های کامپیوتری
بازی‌های ویدئویی

خانواده[ویرایش]

اوایچی خواهر نوبوناگا یکی از زیباترین زنان عصر خویش محسوب می‌شد.

نوبوناگا بعد از برادر بزرگترش که بصورت نامشروع به دنیا آمده بود دومین پسر نوبوهیده محسوب می‌شود و وجود ۱۰ برادر کوچکتر از وی مورد تأیید است اما در مورد تعداد خواهران وی اختلاف در منابع دیده می‌شود و تعداد خواهران بین ۴ تا ۱۲ نفر ذکر شده‌است.

سالشماری رویدادها[ویرایش]

سال
رویداد
۱۵۳۴ تولد به عنوان نخستین پسر مشروع اودا نوبوهیده از همسر اصلی‌اش تسوچیدا گوزن در ولایت اُواری
۱۵۳۷ سپردن اربابی قلعه ناگویا به وی در سن ۵ سالگی توسط پدرش، نقل مکان پدر و مادر نوبوناگا از این قلعه به قلعه فوروواتاری
۱۵۴۶ تغییر نام کودکی «کیپوشی»، به «سابورونوبوناگا»، پس از رسیدن به سن بلوغ
۱۵۴۷ شرکت برای نخستین بار در نبردی در ولایت میکاوا در برابر خاندان ایماگاوا
۱۵۴۸ ازدواج با نوهیمه سومین دختر سایتو دوسان، دایمیوی ولایت مینو
۱۵۵۱ جانشینی و در دست گرفتن رهبری خاندان اودا پس از مرگ پدر بر اثر بیماری
۱۵۵۲ نبرد با یکی از ملازم خاندان اودا بنام یاماگوچی نوری‌یوشی در نبرد آکاتسوکا به علت خیانت و پیوستن وی به خاندان ایماگاوا
نبرد با معاون فرماندار ولایت اُواری، اودا نوبوتومو در نبرد کایزو (نبرد کایاتزو) و پیروزی در این نبرد
۱۵۵۳ هاراکیری هیراته ماساهیده مربی و مسئول پرورش و تربیت وی
اولین دیدار با سایتو دوسان در معبد شوتوکو[۱۱۳]
۱۵۵۴ کشته شدن فرماندار ولایت اُواری شیبا یوشیمونه به دست اودا نوبوتومو
۱۵۵۵ کشتن اودا نوبوتومو و تصاحب قلعه کیوسو، تسلط بر چهار بخش پایینی ولایت اُواری
۱۵۵۶ کشته شدن سایتو دوسان به دست پسر ارشدش سایتو یوشیتاتسو و وارث قرار دادن نوبوناگا توسط دوسان قبل از مرگ
شورش اودا نوبویوکی در نبرد اینو علیه برادرش نوبوناگا و پیروزی نوبوناگا
۱۵۵۷ شورش دوباره برادرش اودا نوبویوکی و کشتن وی به دست نوبوناگا در قلعه کیوسو
۱۵۵۸ تولد دومین پسر بنام اودا نوبوکاتسو از همسر غیراصلی وی بنام ایکوما کیتسونو و تولد سومین پسرش اودا نوبوتاکا از همسر غیراصلی وی بنام ساکاشی
۱۵۵۹ اولین دیدار از کیوتو و دیدار با آشیکاگا یوشیترو سیزدهمین شوگون از شوگون‌سالاری آشیکاگا
متحد کردن و تسلط بر تمامی ولایت اُواری[۱۱۴]
۱۵۶۰ پیروزی در نبرد اوکه‌هازاما و کشتن ایماگاوا یوشیموتو در این نبرد
۱۵۶۱ مرگ سایتو یوشیتاتسو، دایمیوی ولایت مینو بر اثر بیماری و جانشینی پسرش سایتو تاتسواوکی
۱۵۶۲ بستن قرارداد وحدتی به نام «اتحاد کیوسو» با توکوگاوا ایه‌یاسو
۱۵۶۳ نقل مکان به قلعه کوماکی جهت استقرار سربازان برای حمله به ولایت مینو
۱۵۶۴ حمله به ولایت مینو
۱۵۶۵ به ازدواج درآوردن دختر خوانده‌اش با پسر تاکدا شینگن به منظور تحکیم وحدت
۱۵۶۶ به ازدواج درآوردن دخترش توکوهیمه با پسر توکوگاوا ایه‌یاسو به منظور تحکیم وحدت
۱۵۶۷ به ازدواج درآوردن خواهرش اوایچی با آزای ناگاماسا به منظور تحکیم وحدت
پیروزی در محاصره قلعه اینابایاما و نابود کردن خاندان سایتو؛ تسلط بر ولایت مینو
۱۵۶۸ لشکرکشی به کیوتو و تصرف پایتخت پس از درخواست کمک از طرف آشیکاگا یوشی‌آکی
۱۵۶۹ ملاقات با مبلغ مسیحی لوئیس فرویس و اجازه ترویج مسیحیت
۱۵۷۰ پیروزی در نبرد آنه‌گاوا
۱۵۷۱ آتش زدن کوه هیئی و از بین بردن معابد بودایی در این کوه
۱۵۷۲ ارسال بیانیه بازجویی حاوی ۱۷ ماده به آشیکاگا یوشی‌آکی، به وخامت گراییدن رابطه با یوشی‌آکی
۱۵۷۳ پایان دادن به شوگون‌سالاری آشیکاگا و اخراج آشیکاگا یوشی‌آکی از کیوتو
پیروزی در محاصره اودانی و از بین بردن خاندان آساکورا و خاندان آزای
۱۵۷۴ پایان محاصره‌های ناگاشیما
۱۵۷۵ پیروزی در نبرد ناگاشینو در برابر تاکدا کاتسویوری
۱۵۷۶ شکست در اولین نبرد از نبردهای کیزوگاواگوچی در برابر خاندان موری که از ایکو-ایکی حمایت می‌کرد.
۱۵۷۷ خیانت آراکی موراشیگه به نوبوناگا و پیوستن وی به خاندان موری
۱۵۷۸ پیروزی در دومین نبرد از نبردهای کیزوگاواگوچی در برابر خاندان موری
حمله به چوگوکو، اعزام تویوتومی هیده‌یوشی به ناحیه چوگوکو در غرب ژاپن به منظور تسخیر این منطقه
۱۵۷۹ به اتمام رسیدن ساخت قلعه آزوچی
۱۵۸۰ پایان نبردهای ۱۰ ساله نبردهای ایشی‌یاما هونگان با پیروزی نوبوناگا
۱۵۸۱ برگزاری رژه اسب کیوتو
۱۵۸۲ مرگ در اثر هاراکیری در طی حادثه معبد هوننو[۱۱۵]

منبع‌شناسی[ویرایش]

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. بنام «خاندان ایواکورا اودا (ایسه نو کامی)»
  2. بنام «کیوسو اودا (یاماتو نو کامی)»
  3. در این دوران فرزندان پسر ارشد خاندان‌های اشرافی معمولاً دارای چهار نام شامل: نام زمان تولد، نام از زمان بلوغ تا انتخاب شدن به عنوان جانشینی پدر، نام از زمان جانشینی که توسط پدر گذاشته می‌شد و نام آخر «سوریومی» نامیده می‌شد و نامی بود که ترکیب آن روش مشخص داشت و معمولاً به کامی، سوکِه، دِن، موکو یا غیره ختم می‌شد. نام‌های وی به ترتیب چنین بود: اُودا کیپوشی (نام از زمان تولد تا زمان بلوغ)، اُودا سابورونوبوناگا (از ۱۳ سالگی تا ۱۹ سالگی)، اُودا دانجونوجو (از ۱۹ تا ۲۰ سالگی)، اُودا کاسوسانوسوکه نوبوناگا (از ۲۰ تا ۳۴ سالگی)،
  4. در نهایت این ازدواج پس از اینکه نوبوناگا در نبرد میکاتاگاهارا به جانبداری از توکوگاوا ایه‌یاسو برخاست و به نیروهای تاکدا شینگن حمله کرد، فسخ شد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. 西尾、新しい歴史教科書、 105。
  2. “Toyotomi Hideyoshi”(en)‎. Encyclopedia Britannica. Archived from the original on 11 March 2014. Retrieved 19 February 2013. 
  3. “REUNIFICATION, 1573-1600”(en)‎. Library of Congress Country Studies, 18 February 2013. Archived from the original on 11 March 2014. 
  4. 西ヶ谷، 図解雑学، 22.
  5. 西ヶ谷، 図解雑学، 24.
  6. 青原، «織田信長»، 4.
  7. 松田، «織田信長事典»، 10.
  8. 西ヶ谷، 図解雑学، 28.
  9. 西ヶ谷، 図解雑学، 34.
  10. 榎本، 織田信長، 42.
  11. 松田، «織田信長事典»، 65.
  12. 榎本، 織田信長، 54.
  13. 西ヶ谷، 図解雑学، 42.
  14. 西ヶ谷، 図解雑学، 38.
  15. 西ヶ谷، 図解雑学، 50.
  16. 西ヶ谷، 図解雑学، 52.
  17. 飯倉، 日本の歴史―Wide color 小学館の学習百科図鑑، 84.
  18. 本多、定本 徳川、 72。
  19. 西ヶ谷، 図解雑学، 70.
  20. 西ヶ谷، 図解雑学، 76.
  21. 西ヶ谷، 図解雑学، 82.
  22. 西ヶ谷، 図解雑学، 100.
  23. 榎本، 織田信長، 80.
  24. 西ヶ谷، 図解雑学، 102.
  25. 榎本، 織田信長، 84.
  26. 西本、徳川三代記、 55。
  27. 西ヶ谷، 図解雑学، 126.
  28. 西本、徳川三代記、 75。
  29. 西ヶ谷، 図解雑学، 126.
  30. 青原، «織田信長»، 9.
  31. 西ヶ谷، 図解雑学، 126.
  32. 高橋، «石山本願寺攻囲戦»، 68.
  33. 榎本، 織田信長، 94.
  34. 西ヶ谷، 図解雑学، 134.
  35. 榎本، 織田信長، 96.
  36. 青原، «信長の比叡山焼き討ちは虐殺だったのか»، 4.
  37. 青原، «信長の比叡山焼き討ちは虐殺だったのか»، 4.
  38. 青原، «信長の比叡山焼き討ちは虐殺だったのか»، 4.
  39. 松田، «織田信長事典»، 234.
  40. 青原، «信長の比叡山焼き討ちは虐殺だったのか»، 6.
  41. 榎本، 織田信長، 108.
  42. 西ヶ谷، 図解雑学، 156.
  43. 榎本، 織田信長، 104.
  44. 飯倉、日本の歴史、 80。
  45. 飯倉、日本の歴史、 80。
  46. 西ヶ谷، 図解雑学، 144.
  47. 蟹江、日本全史、 416。
  48. 奈良本、日本の合戦、 274。
  49. 西ヶ谷، 図解雑学، 174.
  50. 西ヶ谷، 図解雑学، 122.
  51. 岡本、日本の歴史を変えたできごと、 68。
  52. 榎本، 織田信長، 120.
  53. 小和田、秀吉と家康、 24。
  54. 高橋، «石山本願寺攻囲戦»، 68.
  55. 高橋، «石山本願寺攻囲戦»، 68.
  56. 榎本، 織田信長، 94.
  57. 高橋、信長の真実、 69。
  58. 榎本، 織田信長، 139.
  59. 西ヶ谷، 図解雑学، 210.
  60. رجب‌زاده، «از چشمه خورشید (۲) (یادداشت‌هایی از ژاپن)»، ۱۶۴.
  61. 小和田、秀吉と家康、 29。
  62. 奈良本、日本の合戦、 280。
  63. 奈良本、日本の合戦、 281。
  64. 榎本، 織田信長، 148.
  65. 榎本، 織田信長، 146.
  66. 榎本، 織田信長، 146.
  67. 高橋、信長の真実、 83。
  68. 中村、徳川家康、 82。
  69. 高橋、信長の真実、 106。
  70. 高橋、信長の真実、 106。
  71. 蟹江، 日本全史، 427.
  72. 中村、徳川家康、 90。
  73. 本多、定本 徳川、 125。
  74. 青原، «織田信長»، 25.
  75. 西ヶ谷، 図解雑学، 120.
  76. 高橋، «石山本願寺攻囲戦»، 89.
  77. 西ヶ谷، 図解雑学، 234.
  78. 青原، «織田信長»، 15.
  79. 西ヶ谷، 図解雑学، 22.
  80. 青原، «織田信長»، 15.
  81. 榎本، 織田信長، 53.
  82. 青原، «信長の比叡山焼き討ちは虐殺だったのか»، 8.
  83. 榎本، 織田信長، 78.
  84. 青原، «信長の比叡山焼き討ちは虐殺だったのか»، 8.
  85. 西ヶ谷، 図解雑学، 180.
  86. 青原، «信長の比叡山焼き討ちは虐殺だったのか»، 8.
  87. 榎本، 織田信長، 102.
  88. 青原، «歴史をつくった先人たち»، 25.
  89. 榎本، 織田信長، 144.
  90. 榎本، 織田信長، 145.
  91. 榎本، 織田信長، 112.
  92. 青原، «織田信長»، 12.
  93. 青原، «信長の比叡山焼き討ちは虐殺だったのか»، 8.
  94. 童門、信長・秀吉・家康の研究、 18。
  95. 倉山、大間違いの織田信長、 105。
  96. 倉山、大間違いの織田信長、 35-36。
  97. 倉山、大間違いの織田信長、 37。
  98. 倉山、大間違いの織田信長、 39。
  99. 倉山、大間違いの織田信長、 213。
  100. 「ニッポン人が好きな偉人ベスト100」(ja)‎。 BIGLOBE Inc. بازبینی‌شده در 1 مه 2018 
  101. 西ヶ谷، 図解雑学، 234.
  102. 倉山、大間違いの織田信長、 29。
  103. 青原، «織田信長»، 14.
  104. «اسفر در زمان در ایستگاه خاوردور». مجله شگفت‌زار. بازبینی‌شده در 1 June 2018. 
  105. «اسفر در زمان در ایستگاه خاوردور». مجله شگفت‌زار. بازبینی‌شده در 1 June 2018. 
  106. 「信長の棺」(ja)‎。 Nikkei Publishing Inc. بازبینی‌شده در 15 آوریل 2018 
  107. 「大河ドラマの信長」(ja)‎。 NHK. بازبینی‌شده در 27 مه 2018 
  108. “徳099徳川家康”(ja)‎. .atwiki. Archived from the original on 16 November 2016. Retrieved November 15 2016. 
  109. “徳川家康”(ja)‎. CAPCOM CO. Archived from the original on 21 November 2016. Retrieved November 15 2016. 
  110. 松田، «織田信長事典»، 47-57.
  111. 松田، «織田信長事典»، 65.
  112. 松田، «織田信長事典»، 58-65.
  113. 西ヶ谷، «織田信長»، 237.
  114. 松田، «織田信長事典»، 394.
  115. 小和田، «信長公記»، 94.
  116. 松田، «織田信長事典»، 350.
  117. 松田، «織田信長事典»، 358.
  118. 榎本، 織田信長، 158.
  119. 松田، «織田信長事典»، 352.
  120. 藤野、徳川家康事典、 309。
  121. 松田، «織田信長事典»، 376.
  122. 松田، «織田信長事典»، 374.

منابع[ویرایش]

  • رجب‌زاده، هاشم. «از چشمه خورشید (۲) (یادداشت‌هایی از ژاپن)». بخارا، ش. ۸ (۱۳۷۸). 

پیوند به بیرون[ویرایش]