ادوارد هاپر
ادوارد هاپر | |
|---|---|
هاپر در سال ۱۹۳۷ | |
| زادهٔ | ۲۲ ژوئیهٔ ۱۸۸۲ |
| درگذشت | ۱۵ مهٔ ۱۹۶۷ (۸۴ سال) |
| تحصیلات | مدرسه طراحی پارسونز |
| پیشه(ها) | نقاشی، چاپگر |
| آثار برجسته | اتومات (۱۹۲۷) چاپ سوئی (۱۹۲۹) شبزندهداران (۱۹۴۲) دفتر در شهری کوچک (۱۹۵۳) |
| جنبش | واقعگرایی |
| همسر | جوزفین نیویسن |
| امضاء | |
ادوارد هاپر (به انگلیسی: Edward Hopper) (زاده ۲۲ ژوئیه ۱۸۸۲ - درگذشته ۱۵ می ۱۹۶۷) نقاش و چاپگرِ سبک رئالیسم آمریکایی بود. او از برجستهترین هنرمندان تاریخ ایالات متحده بهشمار میآید و بهسبب مهارت بیهمتایش در بهتصویرکشیدنِ زندگی و مناظرِ مدرنِ آمریکایی شهرت دارد.
هاپر در نیکِ نیویورک و در خانوادهای طبقهمتوسط زاده شد. علاقهٔ اولیهاش به هنر از سوی والدینش تشویق میشد. او در مدرسهٔ هنر نیویورک نزد ویلیام مریت چیس و رابرت هنری تحصیل کرد و در همانجا سبکی منحصربهفرد پدید آورد که با تأکید بر تنهایی، نور و سایه شناخته میشود.
آثار هاپر — که شامل نقاشیهای رنگروغن، آبرنگ و چاپهای برجسته (اچینگ) است — بیشتر به بررسیِ مضامینی چون انزوا و تنهایی در بستر زندگی شهری و روستایی آمریکا میپردازد. معروفترین اثر او، شبزندهداران (۱۹۴۲)، نمونهای بارز از تمرکز او بر صحنههای آرام و دروننگرِ زندگی روزمره است. هرچند مسیر حرفهایاش آهسته پیش رفت، اما در دههٔ ۱۹۲۰ به رسمیت شناخته شد و آثارش در موزههای بزرگ آمریکا به نمایش درآمد. تکنیک هاپر — ترکیب دقیق فرم و بازی استادانه با نور برای برانگیختنِ احساس — تأثیری ژرف بر دنیای هنر و فرهنگ عامه گذاشته است. نقاشیهای او، که اغلب در مناظر معماریِ نیویورک یا فضاهای آرامِ نیو انگلند ترسیم شدهاند، عمق روایی و طنینِ عاطفی چشمگیری دارند و او را به یکی از چهرههای محوریِ رئالیسم آمریکایی بدل کردهاند. هاپر از موضوعات ساده و روزمره، نمایشی خاموش و درعینحال شاعرانه میساخت که بیننده را به تفسیر و تأمل دعوت میکرد. او را بهخاطر «بازنماییِ کاملاً راستینِ چهرهٔ آمریکا» ستودهاند.
در ۱۹۲۴، هاپر با هنرمندی به نام جوزفین نیویسون ازدواج کرد که نقشی اساسی در مدیریتِ حرفهاش داشت و در بسیاری از آثار او مدل قرار گرفت. این زوج زندگی سادهای در نیویورک داشتند و تابستانها را در کیپ کاد میگذراندند — مکانی که تأثیری چشمگیر بر نقاشیهای متأخرِ هاپر گذاشت. با وجود تحسین فراوانِ منتقدان، هاپر فردی درونگرا و خلوتگزین باقی ماند؛ هنرمندی که عمرش را صرفِ کاوش در ظرایفِ تجربهٔ انسانی و چشماندازِ آمریکایی کرد. بازنماییِ زندگی در آثار او، با تمرکز بر تنهایی و تأمل، همچنان از ویژگیهای ماندگارِ جذابیت و اهمیتش در تاریخ هنر آمریکا بهشمار میرود.
زندگی و حرفه
[ویرایش]دوران کودکی
[ویرایش]ادوارد هاپر در ۱۸۸۲ در نیک، نیویورک به دنیا آمد؛ شهری واقع بر کرانهٔ رود هادسون، در شمال نیویورکسیتی، که بهعنوان یکی از مراکز قایقسازی شناخته میشد.[۱][۲] او یکی از دو فرزند خانوادهای مرفه بود. پدر و مادرش — با تبار عمدتاً هلندی — الیزابت گریفیث اسمیت و گرت هنری هاپر بودند. گرت در تجارت پارچههای خشک فعالیت داشت. هرچند در مقایسه با نیاکانش چندان موفق نبود، اما با کمک ارثیهٔ همسرش توانست زندگی آسودهای برای دو فرزندش فراهم کند. او در چهل و نُه سالگی بازنشسته شد. ادوارد و خواهرش ماریون هم در مدارس خصوصی و هم در مدارس دولتی تحصیل کردند و در خانوادهای با باورهای سختگیرانهٔ باپتیستی پرورش یافتند. پدرش شخصیتی آرام داشت و فضای خانه عمدتاً زیر نفوذ زنان بود: مادر، مادربزرگ، خواهر و خدمتکار خانه.
خانهٔ زادگاه و دوران کودکیِ هاپر در سال ۲۰۰۰ در فهرست ملی اماکن تاریخی ایالات متحده ثبت شد. امروزه این مکان با عنوان موزه و مرکز پژوهشی خانهٔ ادوارد هاپر اداره میشود[۳] و بهعنوان یک مرکز فرهنگیِ غیرانتفاعیِ محلی فعالیت دارد که میزبانِ نمایشگاهها، کارگاهها، سخنرانیها، اجراهای هنری و رویدادهای ویژه است.[۴]
هاپر در دوران دبستان شاگردی ممتاز بود و از پنجسالگی استعدادش در طراحی آشکار شد. او تمایلات فکری و علاقهٔ پدرش به فرهنگهای فرانسوی و روسی را در خود جذب کرد و در عین حال، میراث هنریِ مادرش را نیز به نمایش گذاشت. والدینش استعداد هنری او را تشویق کردند و همواره برایش وسایل نقاشی، مجلات آموزشی و کتابهای مصور فراهم میکردند.

هاپر از دهسالگی آغاز به امضا و تاریخگذاریِ طراحیهای خود کرد. از نخستین آثار او میتوان به طراحیهای زغالسنگی از اشکال هندسی، گلدان، کاسه، فنجان و جعبهها اشاره کرد. دقت و حساسیتی که در بررسی نور و سایه داشت — ویژگیای که در سراسرِ دوران حرفهایاش ادامه یافت — در همین آثار اولیه مشهود است. در دوران نوجوانی، با قلمونقش، زغال، آبرنگ و رنگروغن کار میکرد؛ از طبیعت طراحی میکشید و گاه کارتونهای سیاسی نیز میساخت. در سال ۱۸۹۵، نخستین نقاشیِ رنگروغنِ امضادارش را با عنوان قایق پارویی در خلیج سنگی خلق کرد که برگرفته از بازتولیدی چاپی در نشریهٔ The Art Interchange — مجلهای محبوب برای هنرمندان آماتور — بود. از دیگر نقاشیهای اولیهٔ او میتوان به برکهٔ یخ قدیمی در نیک و تابلوی کشتیها (حدود ۱۸۹۸) اشاره کرد که بعدها مشخص شد نسخههایی از آثار نقاشانی چون بروس کرین و ادوارد موران هستند.[۵][۶]
در نخستین خودنگارههایش، هاپر تمایل داشت خود را بهصورت فردی لاغر، ناآراسته و سادهچهره به تصویر بکشد. هرچند در نوجوانی قدبلند و آرام بود، اما حس شوخطبعیِ بازیگوشانهاش گاه در آثارش نمود پیدا میکرد؛ گاهی با تصویر کردن مهاجران یا زنانی که در موقعیتهای طنزآمیز، بر مردان چیره میشدند. در سالهای بعد، بیشترِ پیکرههایی که در نقاشیهایش ظاهر میشدند، زنان بودند. هاپر در دبیرستان نیک (که در سال ۱۸۹۹ از آن فارغالتحصیل شد)،[۷] مدلهای چوبی از قایقهای بادبانی و بارجها میتراشید و رؤیای طراح کشتیهای دریایی شدن را در سر داشت.[۸] اما پس از پایان تحصیل، تصمیم گرفت مسیر هنری را در پیش گیرد. والدینش اصرار داشتند که در هنر تجاری تحصیل کند تا منبع درآمدی قابل اتکا داشته باشد.[۹] در شکلگیری تصویر ذهنی از خود و فلسفهٔ فردگرایانهاش در زندگی، هاپر بهشدت از آثار رالف والدو امرسون تأثیر پذیرفت. او بعدها گفت: «من تحسینش میکنم. آثارش را بارها و بارها میخوانم.»
هاپر در سال ۱۸۹۹ آموزش هنر را با دورههای مکاتبهای آغاز کرد. اندکی بعد، به مدرسهٔ هنر و طراحی نیویورک — که بعدها به مدرسهٔ پارسونز تغییر نام داد — انتقال یافت. او در آنجا بهمدت شش سال زیر نظر استادانی چون ویلیام مِریت چیس تحصیل کرد که او را در نقاشیِ رنگروغن آموزش میداد.[۱۰] در آغاز، سبک خود را با الهام از چیس و استادان فرانسویِ امپرسیونیست همچون ادوار مانه و ادگار دگا شکل داد.[۱۱] با این حال، طراحی از مدلهای زنده برای هاپر که در خانوادهای محافظهکار رشد یافته بود، تجربهای دشوار و گاه شوکهکننده بود.
یکی دیگر از استادانش، رابرت هنری، تدریس کلاس طراحی از طبیعت را بر عهده داشت. هنری شاگردانش را تشویق میکرد که از طریق هنرشان «در جهان تأثیر بگذارند». او به آنان میگفت: «موضوع اهمیت ندارد، بلکه احساسی که نسبت به آن داری مهم است.» و نیز: «هنر را فراموش کن، از چیزهایی نقاشی کن که در زندگی تو را به وجد میآورند.»[۱۰] به این ترتیب، هنری تأثیری عمیق بر هاپر و همچنین هنرمندان آیندهای چون جُرج بِلوز و راکوِل کِنت گذاشت و آنان را تشویق کرد تا در آثارشان روحی نوگرا و مدرن بدمند. برخی از شاگردان حلقهٔ هنریِ او، از جمله جان اسلون، بعدها به گروه «هشت نفره» پیوستند که با عنوان مکتب اشکن در هنر آمریکا شناخته میشود.[۱۲] نخستین نقاشیِ رنگروغنِ باقیمانده از هاپر که نشانههایی از علاقهٔ او به فضاهای داخلی را در خود دارد، اثری است با عنوان پیکرهٔ تنها در تئاتر، مربوط به حدود سال ۱۹۰۴.[۱۳] در دوران دانشجوییاش، او دهها اثر شامل نقاشیهای برهنه، طبیعت بیجان، مناظر و پرترهها (از جمله خودنگارهها) خلق کرد.
در سال ۱۹۰۵، هاپر شغلی پارهوقت در یک آژانس تبلیغاتی به دست آورد، جایی که طرح جلدهایی برای مجلات تجاری طراحی میکرد. هاپر از تصویرسازی بیزار بود، اما به دلیل نیاز مالی، تا اواسط دههٔ ۱۹۲۰ ناچار به ادامهٔ آن ماند. او گهگاه از این وضعیت با انجام سه سفر به اروپا – که هر یک عمدتاً در پاریس متمرکز بود – میگریخت؛ به ظاهر برای مطالعهٔ صحنهٔ هنری آن زمان. با این حال، بیشتر اوقات تنها کار میکرد و به نظر میرسد چندان تحت تأثیر جریانهای نوین هنری قرار نگرفت. بعدها گفته بود که حتی «یادش نمیآید اصلاً نام پیکاسو را شنیده باشد». او بهشدت تحت تأثیر رامبراند قرار داشت، بهویژه اثر گشت شبانه، که دربارهاش گفته بود: «شگفتانگیزترین اثریست که از او دیدهام؛ واقعیتش باورنکردنی است».[۱۴]

هاپر نقاشی صحنههای شهری و معماری را با رنگهایی تیره آغاز کرد. سپس به سمت سایهروشنهای روشنترِ امپرسیونیستها گرایش یافت، اما سرانجام به همان پالت تیرهای بازگشت که با آن احساس راحتی بیشتری داشت. بعدها گفت: «از آن مرحله گذشتم، و کارهایی که بعدتر در پاریس انجام دادم، بیشتر شبیه چیزهاییست که اکنون میکشم». هاپر بخش زیادی از زمانش را صرف طراحی خیابانها و صحنههای کافهها میکرد و به تئاتر و اپرا میرفت. برخلاف بسیاری از همعصرانش که به تقلید از تجربههای انتزاعی کوبیستی روی آورده بودند، هاپر به هنر واقعگرایانه دلبسته بود. او بعدها اذعان کرد که بهجز رامبراند، گویا و حکاک فرانسوی شارل مِریون – که از مناظر اندوهبار پاریس او الهام گرفته بود – تأثیر اروپایی چندانی بر خود احساس نکرده است.[۱۵]
دوران تلاش و سختیها
[ویرایش]پس از بازگشت از آخرین سفر اروپاییاش، هاپر استودیویی در نیویورک اجاره کرد؛ جایی که برای یافتن سبک شخصی خود به جدال درونی افتاد. ناچار، دوباره به تصویرسازی روی آورد تا بتواند هزینههای زندگیاش را تأمین کند. چون بهصورت آزادکار فعالیت میکرد، ناچار بود برای یافتن پروژهها به دفاتر مجلات و آژانسها سر بزند و درِ کارفرمایان را بکوبد. نقاشیهایش در این دوران دچار رکود شد. خود گفته بود: «برایم سخت است که تصمیم بگیرم چه میخواهم نقاشی کنم. گاهی ماهها میگذرد بیآنکه چیزی بیابم. الهام آهسته میآید.»[۱۶]همکار تصویرگرش، والتر تیتل، وضعیت روحی افسردهٔ او را چنین توصیف کرده است: «در دورههای طولانی از سستیِ غیرقابلِ غلبه رنج میبرد؛ روزها پشت سر هم، بیحرکت در برابر سهپایهاش مینشست، در اندوهی درمانناپذیر، ناتوان از آنکه دستی بلند کند و طلسم را بشکند.»
از ۲۲ فوریه تا ۵ مارس ۱۹۱۲، آثار او در نمایشگاه مستقلان – گروهی از هنرمندان به ابتکار رابرت هنری – به نمایش درآمد، اما هیچ فروشی نکرد. در همان سال، هاپر برای جستنِ الهام به گلوکستر، ماساچوست رفت و نخستین نقاشیهای فضای باز خود را در خاک آمریکا آفرید. او اسکوام لایت را نقاشی کرد، نخستین اثر از مجموعهٔ چراغدریاییهایی که بعدها بارها به آن موضوع بازگشت.
در سال ۱۹۱۳، در نمایشگاه مشهور آرموری شو، هاپر با فروش نخستین تابلوی خود، دریانوردی (۱۹۱۱)، به بازرگان آمریکایی توماس اف. ویتور، ۲۵۰ دلار به دست آورد؛ تابلویی که آن را بر روی یک خودنگارهٔ پیشین نقاشی کرده بود.[۱۷] آن زمان سیویکساله بود، و گرچه امید داشت این نخستین فروش، سرآغاز موفقیتی تازه باشد، اما سالهای بسیاری گذشت تا کارش مورد توجه قرار گیرد.[۱۸] او همچنان در نمایشگاههای گروهی کوچکتری، مانند باشگاه مکداولِ نیویورک، شرکت میکرد.[۱۹] اندکی پس از درگذشت پدرش در همان سال، هاپر به آپارتمان شمارهٔ ۳ در خیابان واشینگتن اسکوئر نورث در گرینویچ ویلیجِ منهتن نقل مکان کرد؛ خانهای که تا پایان عمر در آن زیست.

سال بعد، مأمور شد پوسترهایی برای فیلمها طراحی کند و مسئولیت تبلیغات یک شرکت سینمایی را نیز بر عهده گرفت.[۲۰] هرچند از کار تصویرسازی لذت نمیبرد، اما هاپر تا پایان عمر شیفتهٔ سینما و تئاتر ماند؛ دو هنری که بعدها الهامبخشِ بسیاری از نقاشیهای او شدند و در شیوهٔ ترکیببندی آثارش تأثیر عمیق بر جای گذاشتند.[۲۱]
در حالیکه در کار با رنگروغن به بنبست رسیده بود، هاپر در سال ۱۹۱۵ به تکنیک چاپ قلمزنی روی فلز (اچینگ) روی آورد. تا سال ۱۹۲۳، تقریباً هفتاد اثر در این قالب آفرید که بیشترشان مناظری شهری از پاریس و نیویورک بودند.[۲۲][۲۳] او همچنین پوسترهایی برای حمایت از تلاشهای جنگی طراحی کرد و گهگاه نیز پروژههای تجاری کوچکی را پذیرفت. هرگاه فرصت مییافت، در سفرهایش به نیوانگلند نقاشیهایی در فضای باز با رنگروغن میکشید؛ بهویژه در اقامتگاههای هنری اوگونکیت و جزیرهٔ مونهیگ.
در آغاز دههٔ ۱۹۲۰، چاپهای او بهتدریج مورد توجه عموم قرار گرفتند. این آثار نشانههایی از مضامین بعدی کار او را در خود داشتند، مانند شب بر قطار مرتفع (زوجهایی در سکوت)، بادِ شامگاهی (زنی تنها)، و قایق گربهای (منظرهٔ سادهٔ دریایی). دو نقاشی رنگروغن شاخص از همین دوران عبارتاند از فضای داخلی نیویورک (۱۹۲۱) و رستوران نیویورک (۱۹۲۲). او در همین سالها دو نقاشی از نخستین آثار موسوم به «نقاشیهای پنجره» خود را نیز آفرید: دختر پای چرخ خیاطی و فضای داخلی در مهتاب؛ آثاری که در آنها پیکری (گاه پوشیده و گاه عریان) را در کنار پنجرهٔ آپارتمانی نشان میدهد، گاه از درون و گاه از دید بیرون.[۲۴]

هرچند این سالها برایش دشوار و ناامیدکننده بودند، اما اندکاندک نشانههایی از موفقیت پدیدار شد. در سال ۱۹۱۸، برای پوستر جنگیاش با عنوان کوبندهٔ هون، جایزهٔ هیئت حملونقل دریایی ایالات متحده را دریافت کرد. در سه نمایشگاه نیز شرکت نمود: در سال ۱۹۱۷ با «انجمن هنرمندان مستقل»، در ژانویهٔ ۱۹۲۰ در نمایشگاه انفرادی خود در باشگاه استودیوی ویتنی (که بعدها به موزهٔ ویتنی بدل شد)، و در ۱۹۲۲ بار دیگر با همین باشگاه. در سال ۱۹۲۳ نیز برای چاپهایش دو جایزه دریافت کرد: جایزهٔ لوگان از انجمن قلمزنان شیکاگو و جایزهٔ دبلیو. اِی. برایان.[۲۵]
ازدواج و دوران شکوفایی
[ویرایش]تا سال ۱۹۲۳، صعودِ کند و آرام هاپر سرانجام به نقطهٔ عطفی رسید. در سفری تابستانی برای نقاشی در شهر گلوکسترِ ماساچوست، دوباره با جوزفین نیویسن، هنرمند و شاگرد پیشین رابرت هنری، دیدار کرد. آن دو از هر نظر متضاد بودند: جوزفین کوتاهقامت، برونگرا، صمیمی، اجتماعی و آزاداندیش بود؛ در حالیکه هاپر مردی بلندبالا، رازدار، خجالتی، آرام، دروننگر و محافظهکار بهشمار میرفت. با تشویق جو، هاپر به آبرنگ روی آورد و مناظری فراوان از گلوکستر پدیدآورد. یک سال بعد با یکدیگر ازدواج کردند و هنرمند گی پن دو بوآ در مراسمشان ساقدوش بود. نیویسن روزی دربارهٔ همسرش گفت: «گاهی حرف زدن با ادی مثل انداختن سنگی در چاه است، با این تفاوت که وقتی به ته میرسد، صدایی از آن برنمیخیزد.» او حرفهٔ خود را فدای زندگی و کار شوهرش کرد و سبک زندگی گوشهگیرانهٔ او را پذیرفت. باقی زندگیشان در میان آپارتمان سادهٔ چندطبقهشان در شهر و تابستانهایشان در ساوث تروو در کیپ کاد سپری شد. جوزفین مدیر برنامهها و مصاحبههای او، مدل اصلی آثارش و همراه همیشگی زندگیاش بود.[۲۶]

با کمک نیویسن، شش نقاشی آبرنگی هاپر از گلوکستر در سال ۱۹۲۳ به نمایشگاهی در موزهٔ بروکلین راه یافتند. یکی از آنها با نام «سقف مانسارد» به مبلغ صد دلار برای مجموعهٔ دائمی موزه خریداری شد منتقدان بهطور کلی آثارش را تحسین کردند؛ یکی از آنان نوشت: «چه نیرویی، چه صراحتی! ببینید با سادهترین موضوعها چه میتوان کرد.» هاپر در نمایشگاه انفرادی سال بعد، تمام نقاشیهای آبرنگ خود را فروخت و تصمیم گرفت دنیای تصویرسازی تجاری را برای همیشه پشت سر بگذارد.
هاپر توانایی خود را در انتقال دلبستگیاش به معماری پاریسی به معماری شهری و روستایی آمریکا نشان داده بود. به گفتهٔ کارول ترویِن، سرپرست موزهٔ هنرهای زیبای بوستون:
«هاپر واقعاً شیفتهٔ خانههایی بود که با برجها، ایوانها و سقفهای مانساردشان، سایههایی شگفتانگیز بر زمین میانداختند. او همیشه میگفت بزرگترین لذت من، نقاشی نور آفتاب بر پهلوی خانههاست.»[۲۷]
در چهل و یک سالگی، هاپر برای آثارش بیش از پیش مورد تحسین قرار گرفت. با این حال، در درون خود هنوز تلخیِ سالهای دشوار آغازین را حمل میکرد و بعدها از حضور در مراسمها و دریافت جوایز سر باز میزد. با اطمینان یافتن از ثبات مالیاش بهواسطهٔ فروش پیوستهٔ آثار، هاپر زندگیای ساده و آرام را برگزید و در چهار دههٔ بعد، همچنان در سبک شخصی و منحصربهفرد خود به خلق اثر پرداخت.
تابلوی «دو نفر در راهرو» (۱۹۲۷) به قیمت بیسابقهٔ هزار و پانصد دلار فروخته شد و به او امکان داد تا خودرویی بخرد و برای جستوجوی سوژه، به نقاط دوردست نیوانگلند سفر کند. در سال ۱۹۲۹، نقاشیهای «چاپ سوئی» و «غروب راهآهن» را آفرید. سال بعد، مجموعهدار هنری استیون کلارک تابلوی «خانه کنار راهآهن» (۱۹۲۵) را به موزهٔ هنر مدرن نیویورک اهدا کرد؛ نخستین نقاشی رنگروغنی که این موزه برای مجموعهٔ خود خریداری کرد. هاپر در حدود سال ۱۹۳۰ آخرین خودنگارهاش را با رنگروغن کشید. هرچند جوزفین مدل بسیاری از آثارش بود، تنها یکبار در تابلوی رسمی «جو در حال نقاشی» (۱۹۳۶) توسط شوهرش به تصویر کشیده شد.[۲۸]
هاپر در دوران رکود بزرگ اقتصادی، برخلاف بسیاری از هنرمندان دیگر، از نظر مالی آسیب چندانی ندید. در سال ۱۹۳۱، جایگاه هنریاش جهشی بزرگ یافت؛ موزههایی چون ویتنی و متروپولیتن هزاران دلار برای خرید آثارش پرداختند. در همان سال ۳۰ نقاشی، از جمله ۱۳ اثر آبرنگی، فروخت سال بعد در نخستین نمایشگاه سالانهٔ ویتنی شرکت کرد و تا پایان عمر، در تمام نمایشگاههای سالانهٔ آن موزه حضور داشت. در سال ۱۹۳۳، موزهٔ هنر مدرن نخستین نمایشگاه بزرگ مرور آثار او را برگزار کرد.
در سال ۱۹۳۰، خانوادهٔ هاپر کلبهای در ساوث تروو در کیپ کاد اجاره کردند. آنها هر تابستان به آنجا بازمیگشتند و در سال ۱۹۳۴ خانهای تابستانی در همانجا ساختند.[۲۹] از آنجا، با خودرو به مناطق دیگر سفر میکردند تا هاپر بتواند سوژههای تازه برای نقاشی بیابد. در تابستانهای ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸، مدتی طولانی را در مزرعهٔ واگن ویل در رویالتون جنوبی، ورمانت گذراندند؛ جایی که هاپر مجموعهای از نقاشیهای آبرنگی را در امتداد رودخانهٔ وایت ریور آفرید. این مناظر در میان آثار دوران بلوغ او استثنا هستند، چراکه بیشترشان چشماندازهای طبیعیِ ناباند، بیهیچ نشانهای از معماری یا حضور انسان. شناختهشدهترین آنها «شاخهٔ نخست رودخانهٔ وایت» (۱۹۳۸) است که اکنون در موزهٔ هنرهای زیبای بوستون نگهداری میشود.[۳۰]
هاپر در دههٔ ۱۹۳۰ و اوایل دههٔ ۱۹۴۰ بسیار پُرکار بود و در این دوران، برخی از برجستهترین آثارش را خلق کرد؛ از جمله «سالن سینما در نیویورک» (۱۹۳۹)، «نمایش دختربچه» (۱۹۴۱)، «شبزندهداران» (۱۹۴۲)، «لابی هتل» (۱۹۴۳) و «صبح در شهری» (۱۹۴۴). با این حال، در اواخر دههٔ ۱۹۴۰، دچار دورهای از رکود و بیانگیزگی شد. خودش اعتراف کرده بود: «کاش میتوانستم بیشتر نقاشی کنم. از خواندن و سینما رفتن خسته شدهام.» در دو دههٔ بعد، سلامتیاش رو به افول گذاشت؛ چندین بار عمل جراحی پروستات انجام داد و از مشکلات جسمی دیگری نیز رنج برد. با این وجود، در دههٔ ۱۹۵۰ و اوایل ۱۹۶۰ دوباره چند اثر مهم آفرید؛ از جمله «ارکستر ردیف اول» (۱۹۵۱)، «آفتاب صبحگاهی» و «هتل کنار راهآهن» (هر دو در ۱۹۵۲)، و نیز «وقفه بین دو پرده» (۱۹۶۳).

در سال ۱۹۶۶، هاپر به پاسِ «نقش برجستهاش در غنای فرهنگ آمریکا» موفق به دریافت مدال ادوارد مکداول از کلونی مکداول شد — افتخاری که جایگاه او را در هنر آمریکا، همیشگی ساخت.[۳۱]
مرگ
[ویرایش]ادوارد هاپر در پانزدهم مهٔ ۱۹۶۷، در کارگاهش نزدیک میدان واشینگتن در نیویورک، بر اثر مرگ طبیعی چشم از جهان فروبست. دو روز بعد، در آرامگاه خانوادگیشان در گورستان اوکهیل در شهر نیکِ ایالت نیویورک ــ زادگاهش ــ به خاک سپرده شد. ده ماه پس از او، همسرش جوزفین نیز درگذشت و در کنار او آرمید.[۳۲]
جوزفین هاپر، مجموعهٔ مشترکشان شامل بیش از سه هزار اثر را به وصیت خود به موزهٔ ویتنیِ هنر آمریکایی اهدا کرد؛ مجموعهای که امروز بخش بزرگی از میراث تصویری هاپر را در بر میگیرد. با این حال، حدود سیصد نقاشی و طراحی دیگر از هاپر به دست کشیشی با نام «آرتِیر سنبورن» افتاد؛ کسی که برای مراقبت از خواهر ادوارد، به خانهشان رفتوآمد داشت. تاریخنگار هنر، گیل لوین، بعدها یادآور شد که در حالیکه موزه ویتنی مستندات کاملی از نحوهٔ تقسیم آثار بهدست جوزفین دارد، آثار موجود در دست سنبورن فاقد مدرکی معتبر از رضایت خانواده برای واگذاری هستند؛ او مدعی بود آنها را در انباری خانهٔ هاپر یافته است.[۳۳] امروز آثار هاپر در مجموعههای بزرگترین موزههای آمریکا جای دارند؛ از جمله موزه هنر مدرن نیویورک، مرکز هنری دسموین، و مؤسسه هنر شیکاگو؛ جایی که هر تابلو، همچون پنجرهای خاموش اما زنده، ما را به درون تنهاییِ شاعرانهٔ او میبرد.
هنر
[ویرایش]شخصیت و بینش
[ویرایش]ادوارد هاپر همواره از سخن گفتن دربارهٔ خود و آثارش گریزان بود. وقتی از او در این باره پرسیدند، تنها گفت: «تمام پاسخ، همانجاست… روی بوم.» او انسانی خویشتندار، آرام و اندوهگینمزاج بود؛ درونگرایی خاموش با طنزی ملایم و صراحتی بیپیرایه. هاپر به نوعی نمادگرایی ضد روایی گرایش داشت؛[۳۴] نقاشیهایی میآفرید که لحظههایی کوتاه و جدا افتاده از زندگی را به تصویر میکشید ــ لحظههایی لبریز از ایهام و معنا.[۳۵] فضاهای خاموش و برخوردهای ناآرام در آثارش، «به ژرفترین نقطهٔ آسیبپذیریِ ما دست میزنند» و در خود «حس اندوهی را میپرورانند که همزمان در حال نمایش خویش است».[۳۶] در رنگآمیزیهایش، او را میتوان نقاشی ناب دانست؛[۳۷] چراکه به تعبیر منتقدی، «هاپر، پروتستانی را به یک پالودهجو بدل کرد ــ در بومهای خاموشش که در آن نقص و نعمت در تعادلی کاملاند».[۳۸] به گفتهٔ منتقد لوید گودریچ، او «نقاشی بینهایت آمریکایی» بود؛ کسی که بیش از هر هنرمند دیگری، روح ایالات متحده را در نقاشیهایش متجلی کرد.[۳۹][۴۰]
هاپر در سیاست و مسائل اجتماعی محافظهکار بود. او باور داشت «زندگی هنرمندان باید تنها بهدست کسانی نوشته شود که از نزدیک با آنان زیستهاند».[۴۱] باور داشت جهان را باید چنانکه هست، پذیرفت؛ نه آنگونه که میخواهیم باشد. او انسانی فرهیخته و اهل مطالعه بود، و در بسیاری از نقاشیهایش، چهرههایی را میدیدیم که در حال خواندناند. در معاشرت، معمولاً آرام و خوشرفتار بود؛ از سکوتها نمیهراسید، اما گاه کمحرف، بدخلق یا در خود فرورفته میشد. با این حال، همیشه نسبت به هنر ــ چه از خود و چه از دیگران ــ رفتاری جدی و دقیق داشت و وقتی از او نظر میخواستند، با صراحت و صداقت پاسخ میداد.[۴۲]
هاپر در سال ۱۹۵۳، در یادداشتی دستنویس با عنوان «بیانیه» که برای مجلهٔ Reality فرستاد، نظاممندترین بیانِ فلسفهٔ هنریاش را ارائه کرد:
هنرِ والا، بیان بیرونیِ زندگیِ درونیِ هنرمند است؛ و این زندگی درونی، چشماندازِ شخصیِ او از جهان را شکل میدهد.
هیچ میزان از مهارت یا اختراعِ هوشمندانه، نمیتواند جایگزینِ عنصرِ اساسیِ تخیل شود.
یکی از ضعفهای بسیاری از نقاشیهای انتزاعی در این است که میکوشند ابداعاتِ ذهنِ انسانی را بهجای بینشِ تخیلی و خصوصی بنشانند.
زندگیِ درونیِ انسان، قلمرویی است پهناور و متنوع که خود را تنها در آرایشهای تحریککنندهٔ رنگ و شکل و طراحی خلاصه نمیکند.
واژهٔ «زندگی» در هنر، مفهومی نیست که بتوان با تحقیر بدان نگریست.
زیرا این واژه تمامِ هستی را دربرمیگیرد و رسالتِ هنر، پاسخدادن به آن است، نه گریز از آن.
نقاشی باید با زندگی و پدیدههای طبیعت، بیپردهتر و ژرفتر روبهرو شود تا بتواند بار دیگر به جایگاهِ عظمتِ خویش بازگردد.
— ادوارد هاپر، از مقالهٔ «بیانیهٔ چهار هنرمند» در نشریهٔ Reality، جلد ۱، شمارهٔ ۱ (بهار ۱۹۵۳).
هاپر با وجود آنکه ادعا میکرد عمداً معناهای روانشناختی را در نقاشیهایش نمیگنجاند، اما به فروید و نیروی ناهشیار علاقهٔ فراوان داشت. او در سال ۱۹۳۹ نوشته بود: «بخش عظیمی از هر هنر، بیانِ ناخودآگاه است. به گمان من، تقریباً همهٔ ویژگیهای مهمِ آن، به شکلی ناآگاهانه پدید میآیند، و تنها بخش ناچیزی از راهِ خردِ آگاهانه به وجود میرسد.»[۴۳]
شیوههای کار
[ویرایش]
با آنکه هاپر بیش از هر چیز به سبب نقاشیهای رنگروغنش شناخته میشود، در آغاز، شهرت خود را با آبرنگها به دست آورد، و نیز تعدادی حکاکی (اچینگ) ساخت که بهلحاظ تجاری موفق بودند. دفترهای یادداشت او همچنین حاوی طرحهای ظریف و دقیق با خودکار و مداد هستند؛ طرحهایی که هرگز برای نمایش عمومی در نظر گرفته نشده بودند.
هاپر توجهی خاص به طراحی هندسی و چیدمان دقیق پیکرهٔ انسان در تعادل با محیط پیرامونش داشت. او نقاشی را با شتاب انجام نمیداد؛ هنرمندی بود کند، سنجیده و وسواسی. چنانکه خود گفته بود: «مدت زیادی طول میکشد تا ایدهای به ذهنم برسد. سپس باید مدتها دربارهاش بیندیشم. تا زمانی که همهچیز را در ذهنم شکل نداده باشم، نقاشی را آغاز نمیکنم. وقتی پشت سهپایه میرسم، آنوقت حالم خوب است.»[۴۴] او اغلب طرحهای مقدماتی میکشید تا ترکیببندیهای دقیق خود را بیازماید. هاپر و همسرش، در دفتر یادداشت خود ثبت موشکافانهای از جزئیات آثار داشتند — برای نمونه یادداشتهایی چون: «چهرهٔ غمگینِ زن در سایه»، «نورِ چراغ از سقف»، یا «سردیِ رانها».[۴۵]
برای نقاشی معروفش «سینمای نیویورک»، هاپر بیش از پنجاه و سه طرح مقدماتی از فضای داخلی سینما و اندامِ متفکرِ پیشخدمتِ زن کشید.[۴۶]
استفادهٔ مؤثر از نور و سایه برای ایجاد حالوهوا، عنصر مرکزی در شیوهٔ کار او بود. نورِ تند آفتاب (نمادِ بینش یا مکاشفه)، و سایههایی که بر جا میگذارد، در آثار هاپر نقشهایی نمادین و پرقدرت دارند — نمونهاش در نقاشیهایی چون صبح یکشنبه زودهنگام (۱۹۳۰)، تابستان (۱۹۴۳)، ساعت هفت صبح (۱۹۴۸) و آفتاب در اتاقی خالی (۱۹۶۳). کاربرد نور و سایه در نقاشیهای او بارها با فیلمهای نوآر مقایسه شده است؛ زیرا هر دو، حس تنهایی، تعلیق و نگاه روانشناختی به فضا را القا میکنند.[۴۷]
با اینکه هاپر نقاشی واقعگرا بود، اما رئالیسم او نرم و سادهشده بود: او جزئیات را کاهش میداد و با استفاده از رنگهای اشباع و متضاد، احساس و فضای اثر را برجسته میکرد.
موضوعات و درونمایهها
[ویرایش]هاپر موضوع آثارش را از دو سرچشمهٔ اصلی میگرفت: یکی ویژگیهای روزمرهٔ زندگی آمریکایی — پمپبنزینها، متلها، رستورانها، سینماها، خطوط راهآهن و خیابانها و مردمانی که در آنها زندگی میکردند — و دیگری مناظر ساحلی و روستایی. او دربارهٔ سبک خود گفته بود که «ترکیبی از نژادهای گوناگون» است و خود را به هیچ مکتبی، بهویژه مکتب اشکن، وابسته نمیدانست. وقتی به بلوغ هنری رسید، سبک او در سراسر زندگیاش ثابت و خودبسنده ماند، بیآنکه مدها و جریانهای گذرای هنری بتوانند بر آن تأثیر بگذارند.[۴۸]
هاپر در نقاشیهای دریایی خود، سه دستهٔ اصلی را دنبال میکرد: چشماندازهای خالص از صخرهها، دریا و چمنهای ساحلی، فانوسهای دریایی و خانههای روستایی، قایقهای بادبانی. گاه این عناصر را در یک ترکیب واحد میآمیخت. بیشتر این آثار در نور درخشان و هوای صاف شکل گرفتهاند؛ هاپر علاقهای به نمایش برف، باران یا دگرگونیهای فصلی رنگها نداشت. بیشتر مناظر دریایی ناب خود را میان سالهای ۱۹۱۶ تا ۱۹۱۹ در جزیرهٔ مونهیگن کشید.[۴۹] تابلوی «پای بلند» نقاشیای تقریباً تماماً آبیست، ساده و آرام، در حالی که اثر «موج بلند» ترکیبی پویاتر دارد و گروهی جوان را در قایق بادبانی به تصویر میکشد؛ موضوعی که یادآور نقاشی مشهور وزش نسیم اثر وینسلو هومر در سال ۱۸۷۶ است.[۵۰]
معماری شهری و منظرههای شهر نیز از موضوعات عمدهٔ کار هاپر بود. او شیفتهٔ چشماندازهای شهری آمریکا بود؛ همانگونه که خود میگفت:
«معماری بومی ما با آن زیباییِ زشتش، سقفهای عجیب و غریب، برجکهای شبهگوتیک، شیوههای فرانسوی و کلونیال، یا هر آمیختهٔ ناموزونی که باشد، با رنگهایی زننده یا هماهنگیهای لطیفِ رنگِ کهنه، در کنار هم در خیابانهایی بیپایان صف میکشند که در نهایت به باتلاقها یا تودههای زباله ختم میشوند.»[۵۱]
در سال ۱۹۲۵، هاپر شاهکارش «خانه کنار راهآهن» را آفرید. اثری کلاسیک که عمارتی ویکتوریایی و چوبی را نشان میدهد، که بخشی از آن در پسِ خاکریز مرتفع راهآهن پنهان است. این اثر نقطهٔ بلوغ هنری او بهشمار میرود. منتقد لوید گودریچ دربارهاش نوشت: «یکی از دردناکترین و دلگیرترین نمونههای واقعگرایی در تاریخ هنر.»[۵۲] این اثر آغازگر مجموعهای از مناظر روستایی و شهری بود که در آنها خطوط تیز، اشکال بزرگ و نورپردازیهای نامعمول برای به تصویر کشیدن حس تنهایی و انزوای سوژهها به کار گرفته میشد. اگرچه بسیاری از منتقدان و تماشاگران در آثار او به دنبال معنا و نماد میگشتند، هاپر خود چنین تفسیرهایی را رد میکرد و میگفت: «من بیش از هر چیز، به نور آفتاب بر ساختمانها و بر چهرهها علاقهمندم، نه به هیچ نمادگرایی.» گویی برای اثبات این گفته، آخرین نقاشی بزرگش، «آفتاب در اتاقی خالی»، تنها مطالعهای ناب از نور خورشید است — بیهیچ انسان، داستان یا نماد، فقط سکوتِ درخشانِ نور بر دیوارهای تهی.[۵۳]
بیشتر نقاشیهای فیگوراتیو هاپر بر تعامل ظریف انسان با محیط پیرامونش تمرکز دارد — تعاملاتی که با حضور چهرههایی تنها، زوجها یا گروهها به تصویر کشیده میشود. درونمایههای احساسی اصلی آثار او عبارتاند از: انزوا، تنهایی، حسرت، ملال و تسلیم. هاپر این احساسات را در محیطهای گوناگون بیان میکند؛ از دفاتر کار و مکانهای عمومی گرفته تا آپارتمانها، جادهها و مکانهای تفریحی. همچون کارگردانی که صحنهای از فیلم یا تابلویی از نمایش را به تصویر میکشد، هاپر شخصیتهایش را در لحظهای قرار میدهد که گویی درست پیش از اوج یا اندکی پس از گرهگشایی صحنه متوقف شدهاند.[۵۴]
شخصیتهای تنها در نقاشیهای هاپر اغلب زنانی هستند پوشیده، نیمهپوشیده یا عریان که معمولاً در حال مطالعه هستند یا از پنجره به بیرون مینگرند، یا در محیط کار حضور دارند. در اوایل دههٔ ۱۹۲۰، هاپر نخستین نمونههای این گونه از آثارش را آفرید: «دختر پای چرخ خیاطی» (۱۹۲۱)، «فضای داخلی نیویورک» (۱۹۲۱) — باز هم زنی در حال دوختن — و «فضای داخلی در مهتاب» (۱۹۲۳) که زنی عریان را در لحظهٔ رفتن به رختخواب نشان میدهد. با این حال، آثاری چون «کافهٔ خودکار» (۱۹۲۷) و «اتاق هتل» (۱۹۳۱) نمایندهٔ سبک پختهتر او هستند؛ آثاری که مفهوم تنهایی را آشکارتر و بیپردهتر بیان میکنند.[۵۵]
به گفتهٔ پژوهشگر برجستهٔ آثار هاپر، گیل لوین، دربارهٔ نقاشی اتاق هتل:
نوارهای عمودی و مورب رنگ و سایههای تیز و الکتریکی، درامی فشرده و پرتنش را در دل شب خلق میکنند. با ترکیب مضمون اندوهناک و چیدمان صوریِ قدرتمند، ترکیببندی هاپر چنان ناب و خالص است که به مرز حسی انتزاعی نزدیک میشود، و در عین حال لایهلایه از معنایی شاعرانه برای بیننده آکنده است.[۵۶]
دو نقاشی «اتاقی در نیویورک» (۱۹۳۲) و «غروب در کیپکاد» (۱۹۳۹) نمونههای شاخص آثار هاپر در زمینهٔ «نقاشیهای زوجها» هستند. در نخستین تابلو، زوجی جوان در آپارتمانشان به تصویر کشیده شدهاند؛ مرد در حال خواندن روزنامه است و زن بیهدف کنار پیانو نشسته است. بیننده در جایگاه تماشاگر یا حتی جاسوس قرار میگیرد؛ گویی از دریچهٔ تلسکوپی به درون زندگی آنها مینگرد تا نبودِ صمیمیتشان را مشاهده کند. در نقاشی دوم، زوجی میانسال که دیگر حرفی برای گفتن ندارند، با سگشان بازی میکنند، سگی که خود نیز توجهش به جایی غیر از صاحبهایش جلب شده است.[۵۷]
هاپر موضوع «زوجها» را در تابلوی «سفر در فلسفه» (۱۹۵۹) به سطحی بلندتر و تأملبرانگیزتر میبرد: مردی میانسال با اندوه بر لبهٔ تخت نشسته است. کنار او زنی نیمهبرهنه دراز کشیده و کتابی باز — افلاطون — بر زمین افتاده است. پرتو نوری بر کف اتاق افتاده، نمادی از روشنیِ اندیشه. همسرش، جو هاپر، در دفتر یادداشتشان نوشته است: «کتاب باز، افلاطون است — که دوباره، بسیار دیرهنگام، خوانده شده.»
گیل لوین این نقاشی را چنین تفسیر میکند:
فیلسوف افلاطونی، در جستجوی حقیقت و واقعیت، باید از این دنیای گذرا روی برگرداند و به سوی صور و ایدههای جاودانه بنگرد. مرد متفکر در نقاشیِ هاپر میان دو جاذبه گرفتار است: فریب دنیای خاکی که در قالب زن مجسم شده، و ندای قلمرو روحانیتر که در پرتو نور نمود یافته است. رنجِ اندیشیدن به این انتخاب و پیامدهای آن، پس از شبی دراز در مصاحبت با افلاطون، بر چهرهاش آشکار است. او در رنجِ تفکرِ عمیقِ انسانی فلج شده است.[۵۸]
در نقاشی «اداره در شب» (۱۹۴۰) که از جمله آثار «زوجی» هاپر است، او معمایی روانشناختی میآفریند. تابلو مردی را نشان میدهد که سراپا غرق در اسناد کاریاش است، در حالی که در نزدیکی او منشیِ جوان و جذابش در حال بیرون کشیدن پروندهای از کشوست. مطالعات و طرحهای مقدماتی این اثر نشان میدهند که هاپر بارها در ترکیب و جایگیری دو چهره تغییر ایجاد کرده است — شاید برای آنکه بر بار شهوانی و تنش درونی صحنه بیفزاید. او بیننده را در برابر این پرسش قرار میدهد که آیا مرد واقعاً بیاعتنا به جذابیت زن است، یا با تمام قوا میکوشد او را نادیده بگیرد؟ وجه جالب دیگر نقاشی، بهکارگیری سه منبع نور در صحنه است: یکی از چراغ رومیزی، دیگری از پنجره، و سومی نوری غیرمستقیم از بالا.[۵۹] هاپر بعدها چندین نقاشی دیگر با مضمون اداره و محیط کار خلق کرد، اما هیچیک از آنها بار عاطفی و حسی پنهان این اثر را نداشتند.

معروفترین نقاشی ادوارد هاپر، «شبزندهداران» (۱۹۴۲)، از جمله آثاری است که او در آن به گروههای انسانی پرداخته است. در این تابلو، چند مشتری در پیشخوانِ یک کافهی شبانهروزی نشستهاند. ترکیببندیِ شکلها و خطوط مورب با دقتی وسواسگونه ساخته شده است. زاویهٔ دید، سینمایی است؛ گویی بیننده از روی پیادهرو به رستوران نزدیک میشود. نور خشن و مصنوعیِ کافه، آن را از تاریکی بیرون جدا میسازد و حالوهوایی آکنده از احساسات ظریف و غم پنهان میآفریند. چنانکه در بسیاری از آثار هاپر، در اینجا نیز تعامل میان چهرهها به حداقل رسیده است. رستورانی که در تابلو دیده میشود، از کافهای واقعی در گرینویچ ویلج الهام گرفته است.
هاپر و همسرش جو خود برای چهرهها ژست گرفتهاند، و عنوان نقاشی نیز به پیشنهاد او انتخاب شده است. گفته میشود الهام اصلی اثر از داستان کوتاه «قاتلان» نوشتهٔ ارنست همینگوی – که هاپر او را بسیار میستود – آمده باشد، یا شاید از داستانی دیگر از همان نویسنده، «جایی تمیز و خوب روشن» که تأملی فلسفی در تنهایی و بیخوابی است. حالوهوای نقاشی، گاه بهعنوان بازتابی از اضطراب دوران جنگ جهانی دوم تعبیر شده است. با این حال، خود هاپر بعدها گفت که «شبزندهداران» بیش از آنکه دربارهٔ تنهایی باشد، دربارهٔ احتمال حضور شکارچیان در شب است. پس از این اثر، دومین نقاشی شناختهشدهٔ او «صبح زود یکشنبه» (با نام اولیهٔ فروشگاههای خیابان هفتم) است؛ نمایی از خیابانی خالی در نوری جانبی و تند، با یک شیر آتشنشانی و میلهٔ سلمانی که جای خالی انسانها را پر میکنند.[۶۰]
هاپر ابتدا قصد داشت در پنجرههای طبقهٔ بالا چهرههایی انسانی بیفزاید، اما در نهایت از آن صرفنظر کرد تا احساس ویرانی و سکوت را تشدید کند. مناظر روستایی نیو انگلند در آثار او نیز به همان اندازه معنا دارند. در نقاشی «پمپ بنزین» (۱۹۴۰)، هاپر پناهگاهی متفاوت اما همچنان «پاک و خوب روشن» را به تصویر میکشد؛ پناهگاهی برای کسانی که در دل شب، در مسیرهای طولانی خود به اندکی روشنایی و آرامش نیاز دارند. این اثر آمیزهای است از چند مضمون تکرارشونده در کارهای هاپر: چهرهٔ تنها، اندوه غروب، و جادهای خلوت. در نقاشی «اتاقهایی رو به دریا» (۱۹۵۱)، در، گشوده است و چشمانداز اقیانوس پیداست، اما هیچ نردبان یا پلهای دیده نمیشود، و نشانی از ساحل نیست — گویی در این اتاق، مرز میان جهان انسان و طبیعت محو شده است.[۶۱]
پس از سالهای دانشجوییاش، تمام نقاشیهای برهنهٔ هاپر، از زنان بودند. برخلاف هنرمندان پیشین که بدن زن را برای ستایش فرم زنانه و نمایش اروتیسم نقاشی میکردند، برهنگانِ هاپر، زنانی تنها هستند که در عریانیشان، از نظر روانی نیز بیپناه و آشکارند. یک استثنای جسورانه در میان آثار او، نقاشی «نمایش دختران» در سال ۱۹۴۱ است؛ در این اثر، ملکهای با موهای سرخ در حال رقص استریپتیز، با اعتمادبهنفسی کامل روی صحنه قدم میزند، در حالیکه نوازندگان در گود صحنه او را همراهی میکنند. الهام این نقاشی از بازدید هاپر از یک نمایش برلِسک تنها چند روز پیش از آغاز کار بود.
همسرش، طبق معمول، مدلِ نقاشی بود و در دفتر خاطراتش نوشت: «اد در حال آغاز بوم تازهایست — ملکهای در حال رقص برلِسک — و من بدون حتی تکهای لباس، جلوی بخاری، فقط با کفشهای پاشنهبلند، در ژستی شبیه رقص لاتاری برایش ژست میگیرم.»[۶۲] پرترهها و خودنگارههای هاپر پس از دوران دانشجوییاش اندک بودند. او یک بار سفارشی برای نقاشی خانهٔ هنرپیشهٔ معروف هلن هیز پذیرفت، که نتیجهاش نقاشی خانهٔ مکآرتورها (۱۹۳۹) بود. هاپر در آن، معماری ویکتوریایی خانه را با دقتی موشکافانه ترسیم کرد. با این حال، هیز بعدها گفت: «فکر نمیکنم در عمرم با کسی بدخلقتر و بدبینتر از او روبهرو شده باشم.» هاپر در طول پروژه مدام غر میزد و پس از آن دیگر هیچ سفارش پرترهای نپذیرفت. او در سال ۱۹۵۰ تابلوی دیگری با عنوان «چهرهٔ اورلئان» کشید، که در واقع چهرهای از شهر کیپکاد بود، از چشمانداز خیابان اصلی آن.[۶۳]
با آنکه هاپر علاقهٔ زیادی به جنگ داخلی آمریکا و عکسهای میدان نبرد متیو بریدی داشت، تنها دو اثر تاریخی کشید — هر دو، سربازانی را در مسیر نبرد گتیسبرگ نشان میدادند. نقاشیهای او بهندرت شامل حرکت یا کنش هستند؛ بهترین نمونهٔ این نوع، تابلوی «راه اسبسواری» از سال ۱۹۳۹ است، اما دشواری در ترسیم درستِ آناتومی اسبها شاید او را از تکرار چنین تجربههایی بازداشت.[۶۴]
آخرین نقاشی رنگروغن هاپر، «دو دلقک» در سال ۱۹۶۶، تنها یک سال پیش از مرگش، نشاندهندهٔ عشق او به تئاتر است. در این اثر، دو بازیگر پانتومیم فرانسوی — یکی زن و یکی مرد — هر دو در لباسهای سفید درخشان، در برابر صحنهای تاریک تعظیم میکنند. جو هاپر بعدها تأیید کرد که همسرش خواسته این دو چهره، خودِ آنها را در آخرین تعظیم زندگیشان بهعنوان زن و شوهر نشان دهند.[۶۵]
آثار هاپر اغلب از سوی منتقدان دارای روایت یا معنایی درونی دانسته شدهاند، حتی اگر خودِ هنرمند چنین قصدی نداشته باشد. بخش بزرگی از معنا در نقاشی میتواند از عنوان آن ناشی شود، اما عنوانها در آثار هاپر گاه از سوی دیگران انتخاب میشدند یا توسط خود او و همسرش، به شکلی که معلوم نبود تا چه اندازه با نیت واقعی او هماهنگی دارند. برای نمونه، هاپر در مصاحبهای گفته بود: «من به صبح زود یکشنبه علاقه دارم. اما لزوماً یکشنبه نبود. آن واژه را بعداً کسی به اسم اضافه کرد.»[۶۶]
تمایل به خوانشِ محتوای روایی یا نمادین در آثار هاپر، حتی از سوی همسرش نیز دیده میشد. هنگامیکه جو دربارهٔ نقاشی «صبحی در کیپکاد» گفت: «زن دارد بیرون را نگاه میکند تا ببیند هوا برای پهن کردن رخت مناسب است یا نه»، هاپر پاسخ داد: «من چنین چیزی گفتم؟ داری از من نورمن راکول میسازی! از نگاه من، او فقط دارد از پنجره بیرون را نگاه میکند.»[۶۷]
نقاشی «عصر تابستانی» که در آن، زوجی جوان در ایوان خانهای روستایی و در نور تند و زمخت با هم سخن میگویند — بیشک رنگی عاشقانه دارد، اما هاپر از اینکه منتقدی آن را مناسب برای «هر مجلهٔ زنانهای» دانسته بود، آزرده شد. او گفت: «سالها این تصویر در ذهنم بود — بیست سال — و تا تابستان گذشته هرگز فکر نکرده بودم که آدمی در آن بگذارم. چطور ممکن است کارگردانی هنری بخواهد تصویر را تکهتکه کند؟ آدمها چیزی نبودند که مرا جذب کند؛ آنچه برایم مهم بود، نوری بود که میتابید، و شبی که همهچیز را در بر میگرفت.»
(مجلهٔ تایم، ۱۹ ژانویهٔ ۱۹۴۸، صص. ۵۹–۶۰)[۶۸]
جایگاه در هنر آمریکا
[ویرایش]
با تمرکز بر لحظات آرام و به ندرت نشان دادن کنش، هاپر نوعی از واقعگرایی را به کار گرفت که یکی دیگر از واقعگرایان برجستهٔ آمریکایی، اندرو وایت نیز از آن بهره میبرد؛ اما تکنیک هاپر کاملاً با سبکِ فوقالعاده جزئینگر وایت تفاوت داشت. همپای برخی از همدورهایهایش، هاپر حساسیت شهری خود را با جان اسلون و جرج بلوز در میان میگذاشت، اما از پویایی و خشونتِ آشکار آثار آنان پرهیز میکرد. در حالی که جوزف استلا و جرجیا اوکیف سازههای عظیم شهری را با جلوهای باشکوه به تصویر میکشیدند، هاپر آنها را به اشکال هندسیِ روزمره فرو میکاست و تپشِ زندگی شهری را نه دلانگیز و فریبنده، بلکه ویران و تهدیدآمیز بازمینمایاند.[۶۹]
چارلز برچفیلد، که هاپر او را میستود و اغلب با وی مقایسه میشد، دربارهٔ او گفته است: «او به چنان راستی و درستیِ کامل در آثارش دست یافته که میتوان دربرداشتهایش از خانهها و زندگیِ نیویورکی، هر معنای انسانی که بخواهیم، خواند.» او همچنین موفقیت هاپر را به «جسارت فردگرایانهاش» نسبت داد و افزود: «در وجود او، ما استقلال نیرومند آمریکایی را که توماس ایکینز به ما بخشیده بود، بازمییابیم؛ استقلالی که مدتی گم شده بود.» هاپر این گفته را ستایشآمیز میدانست، چرا که خود، ایکینز را بزرگترین نقاش آمریکایی میشمرد.[۷۰]
پژوهشگر آثار هاپر، دِبورا لایونز، مینویسد:
«لحظاتِ مکاشفهمان، اغلب در آثار او بازتاب یافته و تعالی مییابند. وقتی تفسیری از هاپر را میبینیم، آن تفسیر در ذهنمان همپای تجربهٔ خودمان زنده میماند. از آن پس، هر خانهٔ خاصی را همچون خانهای از هاپر میبینیم؛ خانهای که شاید رازی را در خود دارد که او در نگاه ما کاشته است.» نقاشیهای هاپر، صحنههای به ظاهر پیشپاافتاده و روزمره را به لحظاتی برای کشف و درک تبدیل میکنند. به این ترتیب، هنر او مناظر خشن آمریکایی و پمپبنزینهای متروک را به فضایی آکنده از انتظارِ زیبا و مکاشفهآمیز بدل میسازد.[۷۱]
هرچند هاپر از نظر موضوعی با معاصرش نورمن راکوِل مقایسه میشود، اما خود او این مقایسه را نمیپسندید. هاپر خود را ظریفتر، کمتر تصویرگرانه، و بههیچوجه احساساتی نمیدانست. او همچنین قیاس با گرنت وود و توماس هارت بنتن را رد میکرد و میگفت: «فکر میکنم نقاشانِ «صحنهٔ آمریکایی» تصویری کاریکاتوری از آمریکا ارائه دادند. من همیشه میخواستم خودم باشم.»[۷۲]
تأثیر
[ویرایش]تأثیر هاپر بر دنیای هنر و فرهنگ عامه، انکارناپذیر است؛ نمونههای فراوانی از این تأثیر را میتوان در بخش «در فرهنگ عامه» مشاهده کرد. گرچه او هیچگاه شاگرد رسمی نداشت، بسیاری از هنرمندان از جمله ویلم دکونینگ، جیم داین و مارک روتکو از او به عنوان الهامبخش خود یاد کردهاند. نمونهای از تأثیر مستقیم هاپر را میتوان در اثر آغازین روتکو دید که بازآفرینی مستقیمی از نقاشی چاپ سوئی اثر هاپر است.[۷۳]
ترکیببندیهای سینمایی و کاربرد دراماتیکِ نور و سایه در آثار هاپر، او را به یکی از چهرههای محبوب نزد فیلمسازان بدل کرده است. برای نمونه، گفته میشود نقاشی خانه کنار راهآهن تأثیر بسزایی بر طراحی خانهٔ مشهور فیلم روانی اثر آلفرد هیچکاک داشته است.[۷۴] همین نقاشی همچنین بهعنوان الهامبخش خانهٔ فیلم روزهای بهشت ساختهٔ ترنس مالیک شناخته میشود. در فیلم سکههایی از بهشت (۱۹۸۱)، صحنهای به صورت تصویر زنده از نقاشی شبزندهداران بازسازی شده که بازیگران اصلی، جای شخصیتهای نقاشی را گرفتهاند. کارگردان آلمانی، ویم وندرس نیز از تأثیر هاپر بر آثارش سخن گفته است. در فیلم پایان خشونت (۱۹۹۷)، وندرس بار دیگر صحنهای زنده از شبزندهداران را با بازیگران خلق میکند. کارگردان برجستهٔ سینمای سورئالیستی و وحشت، داریو آرجنتو، در فیلم قرمز تیره محصول ۱۹۷۶، پا را از این هم فراتر گذاشت و کل صحنهٔ کافه و مشتریان شبزندهداران را بازسازی کرد. ریدلی اسکات نیز از همین نقاشی به عنوان منبع الهام بصری برای فیلم بلید رانر یاد کرده است. سام مندس، کارگردان فیلم راهی به تباهی (۲۰۰۲)، برای طراحی نورپردازی صحنههای فیلم از نقاشیهای هاپر، بهویژه سالن سینما در نیویورک الهام گرفت.[۷۵] فیلمساز اتریشی، گوستاو دویچ، نیز فیلمی بر پایهٔ سیزده نقاشی از آثار هاپر ساخت.[۷۶]
ادای احترامها به نقاشی شبزندهداران که در آن شخصیتهای کارتونی یا چهرههای مشهور فرهنگ عامه مانند جیمز دین و مریلین مونرو حضور دارند، اغلب در فروشگاههای پوستر و هدیه فروخته میشوند. شبکهٔ تلویزیونی تیسیام گاهی پیش از پخش فیلمهای خود، کلیپهای انیمیشنیِ کوتاهی را بر اساس نقاشیهای هاپر نمایش میدهد. در موسیقی، تأثیر هاپر نیز کاملاً مشهود است. ترانهسرا و خوانندهٔ آمریکایی تام ویتس در سال ۱۹۷۵ آلبومی زنده با نام شبزندهدارها در غذاخوری منتشر کرد که نام آن از نقاشی معروف هاپر گرفته شده است. در سال ۱۹۹۳، مدونا با الهام از نقاشی نمایش دخترانه (۱۹۴۱) تور جهانی خود را به همین نام برگزار کرد و بسیاری از عناصر نمایشی و حالوهوای آن اثر را در اجرای صحنهای خود گنجاند. در سال ۲۰۰۴، جان اسکوایر، گیتاریست بریتانیایی و عضو سابق گروه استون روزز، آلبومی مفهومی با نام خانهٔ مارشال منتشر کرد که هر قطعهٔ آن از یکی از نقاشیهای هاپر الهام گرفته و نام همان نقاشی را دارد.
در حوزهٔ شعر نیز آثار هاپر الهامبخش شاعران بسیاری بوده است. این اشعار، اغلب بهصورت توصیف و دراماتیزه کردن زندهٔ نقاشیها نوشته میشوند؛ سبکی که در ادبیات با نام «اکفرسیس» شناخته میشود. شاعر فرانسوی کلود استبان مجموعهای از شعرهای منثور با عنوان خورشید در اتاق خالی (۱۹۹۱) بر پایهٔ چهل و هفت نقاشی از هاپر از سالهای ۱۹۲۱ تا ۱۹۶۳ نوشت که با نقاشی خورشید در اتاق خالی پایان مییابد و نام خود را از آن گرفته است.[۷۷] شاعر اسپانیایی ارنست فارِس در سال ۲۰۰۶ مجموعهای از پنجاهویک شعر به زبان کاتالان با نام ادوارد هاپر منتشر کرد (ترجمهٔ انگلیسی آن در ۲۰۱۰ توسط لارنس ونوتی منتشر شد). جیمز هوگارد نیز در سال ۲۰۰۹ مجموعهٔ «مثلثهای نور: اشعار ادوارد هاپر» را منتشر کرد. در سال ۱۹۹۵ مجموعهای با عنوان «شعر تنهایی: ادای احترام به ادوارد هاپر» به ویراستاری گیل لوین منتشر شد که شامل اشعار شاعران گوناگون است. از میان شعرهای مستقل میتوان به آثار بایرون وازاکاس (۱۹۵۷) و جان استون (۱۹۸۵) با الهام از نقاشیِ یکشنبه اول صبح، و شعر مری لیدر که از دختر پای چرخ خیاطی الهام گرفته اشاره کرد.
در سال ۲۰۱۶، گلچینی از هفده داستان کوتاه با عنوان در نور خورشید یا در سایه به ویراستاری لارنس بلاک منتشر شد که هر داستان آن از یکی از نقاشیهای هاپر الهام گرفته است. از جمله، داستان اتاق موسیقی نوشتهٔ استیون کینگ که از نقاشی اتاقی در نیویورک الهام گرفته است.[۷۸]
نمایشگاهها
[ویرایش]در سال ۱۹۸۰، نمایشگاه «ادوارد هاپر: هنر و هنرمند» در موزهٔ هنر آمریکایی ویتنی افتتاح شد و سپس در موزههای معتبر دیگری از جمله موزه هنرهای معاصر سانفرانسیسکو، موزه هنرهای زیبای بوستون، مؤسسهٔ هنر شیکاگو، موزه تیت مدرن لندن، گالری هنر دوسلدورف و موزهٔ اشتدلیک آمستردام به نمایش درآمد.[۷۹] این نمایشگاه نخستین مرور بزرگ آثار هاپر بود که نقاشیهای روغنی او را در کنار طرحها و طراحیهای مقدماتیاش به نمایش گذاشت.
در سال ۲۰۰۴، مجموعهای گسترده از نقاشیهای هاپر به اروپا سفر کرد و در موزه لودویگ در شهر کلنِ آلمان و موزه تیت مدرن لندن به نمایش درآمد. نمایشگاه تیت در آن زمان با بیش از ۴۲۰ هزار بازدیدکننده، دومین نمایشگاه پربازدید تاریخ این گالری شد.[۸۰]
در سال ۲۰۰۷، نمایشگاهی با تمرکز بر دورهٔ اوج خلاقیت هاپر — حدود سالهای ۱۹۲۵ تا میانهٔ قرن بیستم — در موزه هنرهای زیبای بوستون برگزار شد. این نمایشگاه شامل پنجاه نقاشی روغنی، سی آبرنگ و دوازده چاپ بود، از جمله آثاری چون شبزندهداران، چاپسوئی و فانوس دریایی و ساختمانها. این نمایشگاه به صورت مشترک از سوی موزه هنرهای زیبای بوستون، نگارخانه ملی هنر در واشینگتن، و مؤسسهٔ هنر شیکاگو سازماندهی شده بود.[۸۱] کاتالوگ رسمی آن، با عنوان ادوارد هاپر، به قلم کارول ترویِن، جودیت ای. بارتر، جانت ال. کامی، الیوت باستویک دیویس، و الن ای. رابرتز توسط انتشارات موزه هنرهای زیبای بوستون در سال ۲۰۰۷ منتشر شد.
در سال ۲۰۱۰، مؤسسهٔ فرهنگی بنیاد آرمیتاژ در لوزان، سوئیس، نمایشگاهی جامع از آثار هاپر برگزار کرد که سراسر دوران کاری او را دربرمیگرفت و آثار آن عمدتاً از مجموعهٔ موزهٔ ویتنی در نیویورک انتخاب شده بود. این نمایشگاه شامل نقاشیها، آبرنگها، چاپها، کارتونها، پوسترها و طراحیهای مقدماتی برای چند اثر شاخص بود و پیش از آن در شهرهای میلان و رم نیز به نمایش درآمده بود.[۸۲]
در سال ۲۰۱۲، نمایشگاهی بزرگ در گراند پاله پاریس افتتاح شد که در دو بخش تنظیم شده بود: بخش نخست به سالهای شکلگیری سبک هاپر (۱۹۰۰ تا ۱۹۲۴) و تأثیر هنرمندان فرانسوی بر او اختصاص داشت، و بخش دوم سبک پختهٔ او را از سال ۱۹۲۵ به بعد به نمایش میگذاشت، با آثاری چون خانه کنار راهآهن.[۸۳]
از ۲۵ ژوئیه تا ۲۶ اکتبر ۲۰۱۵، موزه کارنگی در پیتسبورگ مجموعهٔ خود از هفده اثر هاپر — شامل نقاشیها، طراحیها و چاپها — را با عنوان مجموعههای هنری ادوارد هاپر موزه کارنگی به نمایش گذاشت.[۸۴]
در سال ۲۰۲۰، بنیاد بِیلِر در سوئیس نمایشگاهی با تمرکز بر بازنماییهای هاپر از مناظر طبیعی و شهری آمریکا برگزار کرد. این نمایشگاه با همکاری موزهٔ ویتنی تنظیم شده بود.[۸۵]
در سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۱، مجموعه فیلیپس، نمایشگاه هاپر در پاریس: منتخبی از موزه ویتنی هنر آمریکایی را برگزار کرد که بر آثار دوران اقامت هاپر در پاریس تمرکز داشت.[۸۶]
از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۳، موزهٔ ویتنی نمایشگاه بزرگ نیویورکِ ادوارد هاپر را برگزار کرد که به بررسی رابطهٔ هاپر با شهری میپرداخت که نزدیک به شصت سال خانهٔ او بود.[۸۷]
بازار هنر
[ویرایش]آثار هاپر بهندرت در بازار عرضه میشوند. او هنرمندی پرکار نبود و در مجموع تنها ۳۶۶ تابلوی رنگروغن خلق کرد؛ در دههٔ ۱۹۵۰، زمانی که در دههٔ هفتم زندگی خود بود، بهطور میانگین تنها پنج نقاشی در سال میکشید.
فرانک رن، دلال قدیمی هاپر که نخستین نمایشگاه انفرادی او را در سال ۱۹۲۴ برگزار کرد، تابلوی «پنجرهٔ هتل» (۱۹۵۶) را در سال ۱۹۵۷ به کلکسیونری به نام اولگا کنوپکه به قیمت ۷۰۰۰ دلار (معادل حدود ۷۸٬۰۰۰ دلار در سال ۲۰۲۴) فروخت. در سال ۱۹۹۹، مجموعهٔ فوربز این اثر را بهصورت خصوصی به بازیگر استیو مارتین به بهایی نزدیک به ۱۰ میلیون دلار فروخت. در سال ۲۰۰۶، مارتین این نقاشی را در حراج ساتبیز نیویورک به قیمت ۲۶٫۸۹ میلیون دلار فروخت که در آن زمان رکوردی تازه برای آثار هاپر بهشمار میرفت.[۸۸][۸۹]
در سال ۲۰۱۳، آکادمی هنرهای زیبای پنسیلوانیا در فیلادلفیا تابلوی «باد شرق بر وِیهاکن» (۱۹۳۴) را برای فروش گذاشت تا با درآمد حاصل از آن صندوقی برای خرید آثار هنرمندان معاصر تأسیس کند. این نقاشی، صحنهای خیابانی در تونالیتههای تیره و خاکی است که خانهای شیروانی در تقاطع بلوار شرقی و خیابان ۴۹ در ویهاکن، نیوجرسی را نشان میدهد و یکی از بهترین آثار هاپر بهشمار میرود.[۹۰] این تابلو که در سال ۱۹۵۲ مستقیماً از دلال آثار هاپر خریداری شده بود، در حراج کریستیز نیویورک به قیمت ۳۶ میلیون دلار فروخته شد و رکورد تازهای برای او رقم زد.[۹۱]
در سال ۲۰۱۸، پس از درگذشت مجموعهدار، بارنی ایبزورث و فروش آثار مجموعهاش، تابلوی «چاپ سوئی» (۱۹۲۹) در حراجی به قیمت ۹۱٫۹ میلیون دلار به فروش رفت و گرانترین اثر هاپر شد که تاکنون در حراج خریداری شده است.[۹۲][۹۳]
در فرهنگ عامه
[ویرایش]هاپر علاوه بر نفوذ گستردهاش بر هنر، در فرهنگ عامه نیز بارها مورد ارجاع قرار گرفته است.
در سال ۱۹۸۱، مستند «سکوتِ هاپر» به کارگردانی برایان او. دوهرتی و تهیهکنندگی موزهٔ ویتنی هنر آمریکایی، در جشنوارهٔ فیلم نیویورک در تالار الیس تالی به نمایش درآمد.[۹۴]
در سال ۲۰۱۳، کارگردان اتریشی گوستاو دویچ فیلمی با عنوان شرلی - چشمانداز واقعیت ساخت که بر پایهٔ ۱۳ اثر از نقاشیهای هاپر بنا شده بود.[۹۵]
از دیگر آثار الهامگرفته از نقاشیهای او میتوان به آلبوم شبزندهدارها در غذاخوری (۱۹۷۵) از تام ویتس و مجموعهٔ عکسهای سال ۲۰۱۲ از گیل آلبرت هالابان اشاره کرد.[۹۶]
در کتاب و نمایشگاه سیّار «مکانهای هاپر» که نخستینبار در ۱۹۸۵ منتشر شد، گیل لوین محل دقیق بسیاری از نقاشیهای هاپر را شناسایی و از آنها عکسبرداری کرد. ویویَن رِینور در نقدی بر این نمایشگاه در روزنامهٔ نیویورک تایمز نوشت: «استنتاجهای خانم لوین همواره روشنگرانهاند، چنانکه هنگامی که نتیجه میگیرد تمایل هاپر به کشیدگی بناها، بازتابی از قامت بلند خود اوست.»[۹۷]
اپرای مجلسی «همسر هاپر» نوشتهٔ استوارت والاس که دربارهٔ ازدواجی خیالی میان ادوارد هاپر و روزنامهنگار شایعهنویس هدا هاپر است، در سال ۲۰۱۶ توسط اپرای شهر نیویورک در سالن هارلم استیج به اجرا درآمد.[۹۸]
در سال ۲۰۱۹، رماننویس ایرلندی کریستین دوایر هیکی رمانی با عنوان سرزمین باریک منتشر کرد که در آن، ادوارد و جو هاپر شخصیتهای اصلی داستاناند.[۹۹]
در نهایت، خوانندهٔ انگلیسی پل وِلر در آلبوم سال ۲۰۱۷ خود با عنوان یک انقلاب مهربان ترانهای به نام «هاپر» گنجاند که ادای دِینی موسیقایی به این نقاش بزرگ است.[۱۰۰]
آثار منتخب
[ویرایش]| عنوان | جنس اثر | تاریخ | مکان نگهداری | ابعاد | تصویر |
|---|---|---|---|---|---|
| دختر پای چرخ خیاطی | رنگروغن روی بوم | ۱۹۲۱ | موزه تیسن-بورنمیسا | ۱۹ در ۱۸ اینچ (۴۸ در ۴۶ سانتیمتر) |
|
| خانه کنار راهآهن | رنگروغن روی بوم | ۱۹۲۵ | موزه هنر مدرن | ۲۴ در ۲۹ اینچ (۶۱٫۰ در ۷۳٫۷ سانتیمتر) |
|
| اتومات | رنگروغن روی بوم | ۱۹۲۷ | مرکز هنری د موین | ۲۸٫۱۳ در ۳۶ اینچ (۷۱٫۵ در ۹۱٫۴ سانتیمتر) |
|
| حلقهی پل منهتن | رنگروغن روی بوم | ۱۹۲۸ | گالری اَدیسونِ هنر آمریکا | ۳۵ در ۶۰ اینچ (۸۸٫۹ در ۱۵۲ سانتیمتر) |
|
| چاپ سوئی | رنگروغن روی بوم | ۱۹۲۹ | مجموعه خصوصی | ۳۲ در ۳۸ اینچ (۸۱٫۳ در ۹۶٫۵ سانتیمتر) |
|
| صبح زودِ یکشنبه | رنگروغن روی بوم | ۱۹۳۰ | موزه ویتنی هنر آمریکایی | ۳۵٫۲ در ۶۰٫۳ اینچ (۸۹٫۴ در ۱۵۳ سانتیمتر) |
|
| سالن سینما در نیویورک | رنگروغن روی بوم | ۱۹۳۹ | موزه هنر مدرن | ۳۲٫۲۵ در ۴۰٫۱۳ اینچ (۸۱٫۹ در ۱۰۲ سانتیمتر) |
|
| دفتر کار در شب | رنگروغن روی بوم | ۱۹۴۰ | مرکز هنری واکر، مینیاپولیس | ۲۲٫۱۹ در ۲۵٫۱۳ اینچ (۵۶٫۳۶ در ۶۳٫۸۳ سانتیمتر) |
|
| شبزندهداران | رنگروغن روی بوم | ۱۹۴۲ | مؤسسه هنر شیکاگو | ۳۳٫۱۳ در ۶۰ اینچ (۸۴٫۲ در ۱۵۲٫۴ سانتیمتر) |
|
| لابی هتل | رنگروغن روی بوم | ۱۹۴۳ | موزه هنر ایندیاناپلیس | ۳۲٫۲۵ در ۴۰٫۷۵ اینچ (۸۲ در ۱۰۳ ۱⁄۲ سانتیمتر) |
|
| آفتابِ صبحگاهی | رنگروغن روی بوم | ۱۹۵۲ | موزه هنر کلمبوس | ۲۸٫۱ در ۴۰٫۱ اینچ (۷۱٫۴ در ۱۰۲ سانتیمتر) |
یادکردها
[ویرایش]- ↑ Levin, Gail (2000). "Hopper, Edward (1882-1967), artist". American National Biography Online. Oxford University Press. doi:10.1093/anb/9780198606697.article.1700423.
- ↑ Murphy, Jessica (2007-06-01). "Edward Hopper (1882–1967) - The Metropolitan Museum of Art". www.metmuseum.org (به انگلیسی). Retrieved 2025-10-09.
- ↑ "Edward Hopper House". EDWARD HOPPER HOUSE MUSEUM AND STUDY CENTER (به انگلیسی). Retrieved 2025-10-09.
- ↑ «"National Register Information System"».
- ↑ Shadwick, Louis (October 2020). "The Origins of Edward Hopper's Earliest Oil Paintings". The Burlington Magazine. 162: 870–877.
- ↑ "Early Works by Edward Hopper Found to Be Copies of Other Artists (Published 2020)" (به انگلیسی). 2020-09-28. Retrieved 2025-10-09.
- ↑ "A Trio of Villages Hugging the Hudson (Published 2004)" (به انگلیسی). 2004-12-05. Retrieved 2025-10-09.
- ↑ «10 Pieces of Unexpected Art from Historic Artists' Homes and Studios | National Trust for Historic Preservation». savingplaces.org (به انگلیسی). دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۹.
- ↑ Maker, Sherry (1990). Edward Hopper. New York: Brompton Books.
- ↑ ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ Levin, Gail (1995b). Edward Hopper: An Intimate Biography. New York: Knopf.
- ↑ Levin, Gail (1995b). Edward Hopper: An Intimate Biography. New York: Knopf.
- ↑ Maker, Sherry (1990). Edward Hopper. New York: Brompton Books.
- ↑ Levin, Gail (2001). The Complete Oil Paintings of Edward Hopper. New York: Norton.
- ↑ Wagstaff, Sheena, ed. (2004). Edward Hopper. London: Tate Publishing.
- ↑ Rodman, Selden (1957). Conversations with Artists. New York: The Devin-Adair Co. p. 199.
- ↑ Levin, Gail (1995b). Edward Hopper: An Intimate Biography. New York: Knopf. ص. ۸۸.
- ↑ Levin, Gail (2001). The Complete Oil Paintings of Edward Hopper. New York: Norton. ص. ۱۰۷.
- ↑ Levin, Gail (1995b). Edward Hopper: An Intimate Biography. New York: Knopf. ص. ۹۰.
- ↑ «evin, Gail (February 2000). "Hopper, Edward". American National Biography Online. Retrieved December 20, 2015». www.anb.org. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۹.
- ↑ Wagstaff, Sheena, ed. (2004). Edward Hopper. London: Tate Publishing. ص. ۲۲۷.
- ↑ Levin, Gail (2001). The Complete Oil Paintings of Edward Hopper. New York: Norton. ص. ۷۴.
- ↑ Maker, Sherry (1990). Edward Hopper. New York: Brompton Books. ص. ۱۲.
- ↑ Kranzfelder, Ivo (2003). Edward Hopper, 1882–1967: Vision of Reality. New York: Barnes & Noble Books. p. 13. ISBN 0-7607-4877-2.
- ↑ Levin, Gail (2001). The Complete Oil Paintings of Edward Hopper. New York: Norton. ص. ۱۵۲.
- ↑ Levin, Gail (1977). "Chronology". Edward Hopper at Kennedy Galleries. New York: Kennedy Galleries.
- ↑ Maker, Sherry (1990). Edward Hopper. New York: Brompton Books. ص. ۱۶.
- ↑ «Hopper's Gloucester». wbur. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۹.
- ↑ Levin, Gail (2001). The Complete Oil Paintings of Edward Hopper. New York: Norton. ص. ۲۴۶.
- ↑ "New Additions to the Oval Office". whitehouse.gov (به انگلیسی). 2014-02-10. Retrieved 2025-10-09.
- ↑ Clause, Bonnie Tocher (2012). Edward Hopper in Vermont. Hanover, N.H. : University Press of New England.
- ↑ "Medal Day History". MacDowell (به انگلیسی). Retrieved 2025-10-09.
- ↑ «bild. kunst 17». www.knerger.de. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۹.
- ↑ Cole, Alison; Voon, Claire (2022-10-31). "Edward Hopper's treasure trove of artworks was left to the Whitney—so why did some of it end up in the hands of a local reverend?". The Art Newspaper - International art news and events (به انگلیسی). Retrieved 2025-10-09.
- ↑ Anfam, David (1999). "Review of 'A Catalogue Raisonné by Gail Levin'". The Burlington Magazine.
- ↑ Strand, Mark (1994). Hopper. Knopf. ISBN 978-0-307-70124-4.
- ↑ Berman, Avis (June 2007). "Hopper the Supreme American Realist of the 20th Century". Smithsonian Magazine.
- ↑ "Carnegie Traces Hopper's Rise to Fame". Art Digest. April 1937.
- ↑ "The Silent Witness". Time. December 24, 1956.
- ↑ Maker, Sherry, Edward Hopper, Brompton Books, New York, 1990, p. 6, ISBN 0-517-01518-8.
- ↑ Goodrich, Lloyd (March 1927). "The Paintings of Edward Hopper". The Arts.
- ↑ Kuh, Katharine (1960). The Artist's Voice: Talks with Seventeen Artists. New York: Harper and Row.
- ↑ Wagstaff, Sheena, ed. (2004). Edward Hopper. London: Tate Publishing. ص. ۸۴.
- ↑ Wagstaff, Sheena, ed. (2004). Edward Hopper. London: Tate Publishing. ص. ۷۱.
- ↑ Wagstaff, Sheena, ed. (2004). Edward Hopper. London: Tate Publishing. ص. ۹۸.
- ↑ Levin, Gail (2001). The Complete Oil Paintings of Edward Hopper. New York: Norton. ص. ۲۵۴.
- ↑ Levin, Gail (2001). The Complete Oil Paintings of Edward Hopper. New York: Norton. ص. ۲۶۱.
- ↑ Wagstaff, Sheena, ed. (2004). Edward Hopper. London: Tate Publishing. ص. ۹۲.
- ↑ Wagstaff, Sheena, ed. (2004). Edward Hopper. London: Tate Publishing. ص. ۱۳.
- ↑ Levin, Gail (2001). The Complete Oil Paintings of Edward Hopper. New York: Norton. ص. ۱۳۰.
- ↑ Levin, Gail (2001). The Complete Oil Paintings of Edward Hopper. New York: Norton. ص. ۲۶۶.
- ↑ Wagstaff, Sheena, ed. (2004). Edward Hopper. London: Tate Publishing. ص. ۶۷.
- ↑ Wagstaff, Sheena, ed. (2004). Edward Hopper. London: Tate Publishing. ص. ۲۲۹.
- ↑ Wagstaff, Sheena, ed. (2004). Edward Hopper. London: Tate Publishing. ص. ۲۸.
- ↑ Goodrich, Lloyd (1971). Edward Hopper. New York: H. N. Abrams.
- ↑ Levin, Gail (2001). The Complete Oil Paintings of Edward Hopper. New York: Norton. ص. ۱۶۹.
- ↑ Levin, Gail (2001). The Complete Oil Paintings of Edward Hopper. New York: Norton. ص. ۲۱۲.
- ↑ Levin, Gail (2001). The Complete Oil Paintings of Edward Hopper. New York: Norton. ص. ۲۲۰.
- ↑ Wagstaff, Sheena, ed. (2004). Edward Hopper. London: Tate Publishing. ص. ۵۵.
- ↑ Levin, Gail (2001). The Complete Oil Paintings of Edward Hopper. New York: Norton. ص. ۲۲۰.
- ↑ Wagstaff, Sheena, ed. (2004). Edward Hopper. London: Tate Publishing. ص. ۴۴.
- ↑ Levin, Gail (2001). The Complete Oil Paintings of Edward Hopper. New York: Norton. ص. ۲۷۸.
- ↑ Levin, Gail (2001). The Complete Oil Paintings of Edward Hopper. New York: Norton. ص. ۲۸۲.
- ↑ Levin, Gail (2001). The Complete Oil Paintings of Edward Hopper. New York: Norton. ص. ۳۳۲.
- ↑ Levin, Gail (2001). The Complete Oil Paintings of Edward Hopper. New York: Norton. ص. ۲۶۲.
- ↑ Levin, Gail (2001). The Complete Oil Paintings of Edward Hopper. New York: Norton. ص. ۳۸۰.
- ↑ Kuh, Katharine (2000). The Artist's Voice: Talks with Seventeen Modern Artists. New York: Da Capo. p. 134.
- ↑ Levin, Gail (2001). The Complete Oil Paintings of Edward Hopper. New York: Norton. ص. ۳۳۴.
- ↑ "Travelling Man". Time. January 19, 1948. pp. 59–60.
- ↑ Maker, Sherry (1990). Edward Hopper. New York: Brompton Books. ص. ۴۳.
- ↑ Wagstaff, Sheena, ed. (2004). Edward Hopper. London: Tate Publishing. ص. ۲۳.
- ↑ Lyons, Deborah (1995). Edward Hopper and The American Imagination. New York: Norton. p. xii. ISBN 0-393-31329-8.
- ↑ Maker, Sherry (1990). Edward Hopper. New York: Brompton Books. ص. ۱۹.
- ↑ Wagstaff, Sheena, ed. (2004). Edward Hopper. London: Tate Publishing. ص. ۳۶.
- ↑ Wagstaff, Sheena, ed. (2004). Edward Hopper. London: Tate Publishing. ص. ۲۳۴.
- ↑ «American Cinematographer: The Road to Perdition». theasc.com. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۱.
- ↑ Bortzmeyer, Gabriel. "Shirley, Gustav Deutsch – Débordements" (به انگلیسی). Retrieved 2025-10-11.
- ↑ "Trois fenêtres, la nuit (Night Windows)" (PDF).
- ↑ «In Sunlight or in Shadow: Stories Inspired by the Paintings of Edward Hopper by». www.publishersweekly.com. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۱.
- ↑ Levin, Gail (1980). Edward Hopper: The Art and the Artist. New York: Norton.
- ↑ Tate. «Edward Hopper | Tate Modern». Tate (به انگلیسی). دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۱.
- ↑ "Edward Hopper | Museum of Fine Arts Boston". www.mfa.org (به انگلیسی). Retrieved 2025-10-11.
- ↑ «Fondation de l'Hermitage - Past». Fondation de l'Hermitage (به انگلیسی). دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۱.
- ↑ "Edward Hopper". www.grandpalais.fr (به انگلیسی). Retrieved 2025-10-11.
- ↑ «Carnegie Museum of Art Collects Edward Hopper». Carnegie Museum of Art (به انگلیسی). دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۱.
- ↑ «Edward Hopper». www.fondationbeyeler.ch. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۱.
- ↑ "Hopper in Paris | The Phillips Collection". www.phillipscollection.org (به انگلیسی). 2020-10-08. Retrieved 2025-10-11.
- ↑ "Edward Hopper's New York". whitney.org (به انگلیسی). Retrieved 2025-10-11.
- ↑ "Edward Hopper Paintings Change at Whitney Show (Published 2006)" (به انگلیسی). 2006-10-06. Retrieved 2025-10-11.
- ↑ «Steve Martin Hopper, Wistful Rockwell Break Auction Records - Bloomberg». www.bloomberg.com. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۱.
- ↑ «Hopper comes home Woman buys modern version of $40M painting depicting her house on Boulevard East - Nobody could be happier than Ligia Builes when she was able to purchase a modern remake of the classic Edward Hopper painting "East Wind Over Weeh...» (به انگلیسی). دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۱.
- ↑ Journal, Vonecia Carswell/The Jersey (2013-12-06). "1934 'East Wind Over Weehawken' painting sells for $36M at Christie's auction". nj (به انگلیسی). Retrieved 2025-10-11.
- ↑ «Hopper's Chop Suey in record-breaking $92m sale» (به انگلیسی). BBC News. ۲۰۱۸-۱۱-۱۴. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۱.
- ↑ "Hopper Painting Sells for Record $91.9 Million at Christie's (Published 2018)" (به انگلیسی). 2018-11-14. Retrieved 2025-10-11.
- ↑ Lor. (October 21, 1981). "Film Reviews: Hopper's Silence".
- ↑ «"Edward Hopper comes to the silver screen"».
- ↑ "The Original Edward Hopper Houses". www.nytimes.com (به انگلیسی). Retrieved 2025-10-11.
- ↑ "ART; THE UNUSUAL, THE INSTRUCTIVE AND THE MYSTERIOUS AT RUTGERS (Published 1985)" (به انگلیسی). 1985-10-20. Retrieved 2025-10-11.
- ↑ «Client Challenge». www.ft.com. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۱.
- ↑ O'Connor, Joanne. «"Christine Dwyer Hickey: I lost a kidney and gained a novel"».
- ↑ Starkey, Arun. «"Edward Hopper, the realist painter that inspired a classic Paul Weller song"».
- زادگان ۱۸۸۲ (میلادی)
- درگذشتگان ۱۹۶۷ (میلادی)
- ادوارد هاپر
- افراد آمریکایی هلندیتبار
- اهالی دهکده گرینویچ
- اهالی نیک، نیویورک
- دانشآموختگان مدرسه طراحی پارسونز
- راستخطکاری
- شاگردان رابرت هنری
- نقاشان اهل ایالات متحده آمریکا
- نقاشان اهل نیویورک (ایالت)
- نقاشان چاپ دستی اهل ایالات متحده آمریکا
- نقاشان چاپ دستی سده ۲۰ (میلادی) اهل ایالات متحده آمریکا
- نقاشان سده ۲۰ (میلادی) اهل ایالات متحده آمریکا
- نقاشان مرد آمریکایی
- نقاشان نوگرا
- نقاشان واقعگرای اهل ایالات متحده آمریکا
- نقاشیهای ادوارد هاپر
- هنرمندان اهل نیویورک