چارلز میسون ریمی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
چارلز میسون ریمی، فلورانس ایتالیا

چارلز میسون ریمی (به انگلیسی: Charles Mason Remey) زاده ۱۵ می ۱۸۷۴ میلادی در برلینگتون، ایووا(به انگلیسی: Iowaآمریکا می‌باشد. وی توسط شوقی افندی در سال ۱۹۵۱ میلادی به سمت ایادی امرالله و رئیس شواری بین‌المللی بهایی منسوب گردید. در میان بهائیان، برخی او را جانشین شوقی افندی و پنجمین پیشوای بهائیت می‌دانند. ریمی در ۴ فبریه ۱۹۷۴ میلادی در سن ۹۹ سالگی از دنیا رفت.[۱][۲] ریمی در سمت معمار نیز به جامعه بهایی خدمت کرده است. وی مشرق الاذکار اوگاندا و استرالیا را طراحی نموده است. همچنین شوقی افندی طرح وی برای مشرق الاذکار حیفا را پذیرفت اما آن طرح هیچگاه ساخته نشد.[۱] گروهی از بهائیان که به مخالفت با رهبری روحیه ماکسول پرداخته و بیت العدل را ساختگی و فاقد اعتبار اعلام کردند معتقد به جانشینی و رهبری میسون ریمی هستند.

بیوگرافی چارلز میسون ریمی[ویرایش]

چارلز میسون ریمی (به انگلیسی: Charles Mason Remey) زاده ۱۵ می ۱۸۷۴ میلادی در برلینگتون، ایووا(به انگلیسی: Iowaآمریکا می‌باشد. ریمی پسر جورج کالیر(به انگلیسی: Rear Admiral George Collier) و مری جوزفین میسون ریمی (به انگلیسی: Mary Josephine Mason Remey)می‌باشد. مادر وی، دختر چارلز میسون (به انگلیسی: Charles Mason)، رئیس دیوان عالی قضایی آیووا پیشین می‌باشد.[۳] پدر و مادر ریمی وی را در کلیسای اپیکوپال بزرگ کردند. ریمی در دانشگاه کورنل (به انگلیسی: Cornell University) از سال ۱۸۹۳ میلادی الی ۱۸۹۶ میلادی به تحصیل معماری مشغول بود. وی تحصیلاتش در این رشته را در دانشگاه هنر کول (به فرانسوی: cole des Arts) در پاریس، فرانسه از سال ۱۸۹۶ میلادی الی ۱۹۰۳ میلادی ادامه داد. در این زمان بود که ریمی با بهاییت به تبلیغ می الیس بالز (به انگلیسی: May Ellis Bowles) آشنا شد. خانم بالز بعدها اسمش را به ساترلند ماکسول تغییر می‌دهد. او مادر روحیه ماکسول همسر شوقی افندی بود. ریمی به طور رسمی در سال ۱۸۹۹ میلادی به جامعه بهایی پیوست. در دهه چهارم قرن بیستم میلادی، ریمی در واشنگتن دی سی (به انگلیسی: Washington, D.C.) زندگی می‌کرد و بیشتر وقت خود را صرف تالیفاتش نمود. از دوران جوانی و در بیشتر طول عمر، ریمی به ضبط و ثبت وقایع اطراف خود و زندگی شخصی اش پرداخت. او زندگی نامه مادرش مری جوزفین میسون ریمی (به انگلیسی: Mary Josephine Mason Remey) (۱۸۴۵-۱۹۳۸)، پدرش جورج کولیر ریمی (به انگلیسی: George Collier Remey) (۱۸۴۸-۱۹۲۸) و پدربزرگش چارلز میسون (به انگلیسی: Charles Mason) (۱۸۰۴- ۱۸۸۲) را به صورت زندگی نامه‌های جداگانه‌ای جمع‌آوری کرد.[۳] زندگی نامه‌ها و خاطرات تالیف ریمی به بیش از صد جلد می‌رسد که همه شامل مسائل شخصی و پژوهش‌های او درباره بهاییت می‌باشد. ریمی به مدت کمتر از یک سال در ۱۹۳۲ میلادی با شخصی به نام گرترود میسون (به انگلیسی: Gertrude Heim Klemm Mason) (۱۸۸۷-۱۹۳۳) ازدواج کرد. اما همسر او در سال ۱۹۳۳ میلادی خودکشی می‌کند. ریمی در سال‌های آخر عمر خود به عنوان نماینده بهائیت سفرهای متعددی به اروپا و آمریکای لاتین انجام داد. حدود سال ۱۹۴۰ میلادی وی تصمیم گرفت که چندین نسخه از تالیفات خود را در اختیار چندین کتابخانه از جمله کتابخانه عمومی شهر نیویورک، کتابخانه دانشگاههای آمریکا مانند، دانشگاه استنفورد (به انگلیسی: Stanford University) و دانشگاه ییل (به انگلیسی: Yale University) قرار دهد. اما مقرر کرده بود که تالیفات وی تا سال ۱۹۹۵ میلادی سربسته باقی بماند. از میان این مجموعه، خاطرات و زندگی نامه شخصی وی در مجموعه‌ای ۱۱۹ جلدی تحت عنوان زندگینامه و نامه ها(به انگلیسی: Reminiscences and Letters) می‌باشد. چارلز میسون ریمی در سال ۱۹۷۴ میلادی در سن ۱۰۰ سالگی در فلورنس ایتالیا از دنیا می‌رود.[۳]

فعالیتهای ریمی به عنوان یک بهایی[ویرایش]

با توجه به پیشینه کاری وی در معماری، ریمی به دستور عبدالبها طرحی برای معبد واقع در کوه کرمل در حیفا تهیه نمود که شوقی افندی آن را پذیرفت. همچنین شوقی از ریمی خواست که مشرق الاذکار اوگاندا واقع در آفریقا، سیدنی استرالیا و تهران را طراحی کند. بعلاوه، ریمی در زمان زندگانی عبدالبها مسئول پروژه ساخت معبد مادر غرب واقع در ویلمت (به انگلیسی: Willmette) واقع در ایلینوی (به انگلیسی: Illinois) آمریکا بود، که در اوایل سال ۱۹۲۵ میلادی ساخته شد. پس از پایان این پروژه، عبدالبها در یکی از الواحش که در مجله ستاره غرب به چاپ رسید، از وی قدردانی می‌کند که مضمون آن به این ترتیب است که: آقای ریمی فردی بسیار بی ریا و خالص است. او مانند آب، شفاف و بدون ناخالصی است. با وجود این که وی برای سالیان درازی خدمت نموده است، اما هیچگونه منظور شخصی در پشت خدماتش نبوده است. وی هیچ تعلقی به غیر از امرالله ندارد که این نشانه خلوص روح وی می‌باشد. [۴] ریمی مسافرت‌های بسیاری برای تبلیغ بهاییت در دوران زندگی عبدالبها انجام داد. به گفته شوقی، ریمی و همراه او فردی به نام هوارد ستروون، اولین بهاییانی بودند که به منظور تبلیغ بهاییت به سفر دور دنیا رفتند.[۱][۳] ریمی آثار نوشتاری زیادی را (به غیر از زندگی نامه‌ها) به چاپ رساند که قسمتی از آنها حتی در زمان زندگانی عبدالبها تالیف گشته است. عبدالبها در برخی از الواح خود که در سال‌های ۱۹۱۳ میلادی و ۱۹۲۲ میلادی نوشته است از وی به انحاء مختلف قدردانی کرده است و ریمی را تحت عنوان‌های پسر روشن شده (به انگلیسی: O thou enlightened beloved son) خطاب کرده است. در آخرین دیدار ریمی با عبدالبها که در سال ۱۹۲۱ میلادی انجام شد، عبدالبها به او می‌گوید: من تو را به عنوان پسر خود برگزیدم. تو باید این واقعه را بسیار سپاس‌گزار باشی. نحوه زندگانی تو با توجه به قواعد و روابط پدر و پسری مطابقت دارد. تو باید متوجه مسئولیت‌های خود باشی. دعاهای من تو را کمک خواهد کرد. من همیشه برای تو دعا می‌کنم. [۵] جولیت تامپسون (به انگلیسی: Juliet Thompson) رابطه خاصی که ریمی با عبدالبها داشته است را در خاطرات خود ذکر کرده است. تامپسون به نقل از عبدالبها در مورد ریمی می‌نویسد: تو آنقدر برای من عزیز هستی که هر صبح و شب به تو می‌اندیشم. تو پسر حقیقی من هستی. [۶]

شوقی نیز از ارتباط نزدیک عبدالبها و ریمی باخبر بود، چرا که او نامه‌های عبدالبها به ریمی را ترجمه می‌نمود و در دیدارهایی که ریمی از عبدالبها می‌کرد گفته‌های آن دو را برای طرف دیگری ترجمه می‌نمود.[۳] شوقی نیز به ایمان ریمی و خلوص در اعتقاد و خدمات وی اذعان داشت و در نامه‌ای که در هشتمین سفر ریمی به حیفا به وی می‌دهد این موضوع را بیان نموده است. شوقی در آن نامه ریمی را به برادر نیز خطاب کرده است.[۷][۸]

طبق دستور شوقی، ریمی در سال ۱۹۵۰ میلادی از واشنگتون دی سی (به انگلیسی: Washington, D.C.) (محل سکونتش در سال‌های ۱۹۳۰ میلادی الی ۱۹۵۰ میلادی) به حیفا نقل مکان می‌کند. شوقی در سال ۱۹۵۱ میلادی طبق بیانیه‌ای تشکیل اولین موسسه بین‌المللی را تحت عنوان شورای بین‌المللی بهایی اعلان می‌کند. شوقی می‌گوید: این اولین موسسه بین‌المللی جنینی با پیشرفت خود به اولین دادگاه رسمی بهایی تبدیل خواهد شد. این مرکز همانند جنینی برای بیت العدل (به انگلیسی: Universal House (of) Justice)می‌باشد. [۲][۳][۹] طبق دستور شوقی، میسون ریمی به عنوان رئیس شورای بین‌المللی بهایی انتخاب می‌شود. در اواخر سال ۱۹۵۱ میلادی ریمی به عنوان ایادی امرالله توسط شوقی برگزیده می‌شود.[۹][۳][۱] ریمی از جمله ایادیانی بود که هنگام مرگ شوقی در سال ۱۹۵۷ میلادی در حیفا حضور داشت. شوقی در آن زمان در انگلستان به سر می برد.

وقایع بعد از مرگ شوقی[ویرایش]

بعد از مرگ شوقی در سال ۱۹۵۷ میلادی در انگلستان، جامعه بهایی به دستور روحیه ماکسول، همسر شوقی، ملزم به اطاعت از ایادیان امرالله شدند. بلافاصله ایادیان امرالله در بهجی گردهم آمدند و در نشستی خصوصی نتیجه گرفتند که شوقی برای خود جانشینی انتخاب نکرده است. در این نشست تعداد ایادیان امر به ۲۷ نفر می رسید. [۲] در نتیجه گردهمایی ایادیان امرالله، گروهی نه نفره از میان ایادیان انتخاب شدند که هدایت جامعه بهایی را بر عهده بگیرند. در بین آن نه نفر، چارلز میسون ریمی هم حضور داشت. این در حالی بود که فعالیت شورای بین المللی بهایی که طبق گفته شوقی جنینی برای بیت العدل خواهد بود متوقف شد. این گروه همچنین به منظور حفظ جامعه بهایی، برای خود حقوقی برابر با شوقی قائل شدند. به این ترتیب آنها تنها ارگانی بودند که حق طرد خاطیان از جامعه بهایی را بر عهده داشتند.


موضوع مخالفت چارلز میسون ریمی با بیت العدل[ویرایش]

بهاءالله شارع آئین بهایی در مورد رهبری جامعه بهایی می‌گوید:

چونکه هر روز را امری و هر حین را حکمی مقتضی، امور به وزراء بیت العدل راجع تا آنچه مصلحت وقت دانند معمول دارند

لیکن برخلاف این گفته پس از فوت عباس افندی که در حیفا اتفاق افتاد چند ماهی زمام امور بهائیان به دست ورقه علیا خواهر عباس افندی بود او در ضمن تلگراف و نامه‌هایی جامعه بهائی را متوجه کرد که زمامداری بهائیان پس از عبدالبهاء با شوقی افندی دختر زاده اش خواهد بود.[۱۰]

پس از زمامداری شوقی افندی چند نفر از مبلغین معروف بهائی که خیال می‌کردند پس از عباس افندی در بیت العدل دارای سمتی خواهند بود از در مخالفت در آمدند و کتاب‌های متعددی بر رد بهائیان نوشتند (مانند کشف الحیل، فلسفه نیکو و)... میرزا احمد سهراب - که از مبلغین بنام بهایی و مامور نشر امراله در آمریکا بود- به صورت دیگری عَلَم مخالفت برافراشت و الواح وصایا را که به نفع شوقی افندی بود مجعول شمرد و اینطور اظهار عقیده کرد که پس از فوت عباس افندی باید بیت العدل اعظم به نص کتاب اقدس تشکیل شود و کسی حق ندارد بر خلاف نص بهاءالله خود را پس از عبدالبهاء ولی امر بشمارد.[۱۰] شوقی افندی دارای فرزندی نبود و وصیتی هم نکرد و جانشین هم برای خود تعیین ننمود. بدین ترتیب دوران موروثی بودن رهبری جامعه بهائی پایان پذیرفت. ازاین زمان، زمام امور جامعه بدست بیت العدل اعظم گذاشته شد. و مرحله جدیدی آغاز گردید. چارلز میسون ریمی کسی که سندی را مبنی بر عدم وجود وصیت نامه شوقی افندی امضا کرده بود ۳ سال بعد در سال ۱۹۶۰ ادعا کرد که انتخاب وی به عنوان رئیس شورای بین‌المللی توسط شوقی افندی به معنای انتخاب او به عنوان ولی امرالله است.[۲]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Mason Remey»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۲۷ مرداد ۱۳۹۳).
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ Smith، Peter. An Introduction to the Baha'i Faith. Cambridge University Press. ISBN 0-521-86251-5، ۲۰۰۸. 
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ ۳٫۵ ۳٫۶ چارلز میسون ریمی. «زندگی نامه». Milton S. Eisenhower Library The Johns Hopkins University 3400 N. Charles St.. بازبینی‌شده در ۲۵ مرداد ۱۳۹۳. 
  4. Star of the west. Vol.11, No. 9, p. 139، 20 August 1920. 
  5. Abdu'l-Baha to Mason Remey, 1921: Final Visit in Tiberias, Folio 2. Abdu'l-Baha to Mason Remey, 1921: Final Visit in Tiberias, Folio 2. John Hopkins University, Special collections. 
  6. Abdu’l-Baha cited by Juliet Thompson. The Diary of Juliet Thompson. Kalimat Press, Los Angeles، 1983, p.71. 
  7. Charles Mason Remey. A Pilgrimage to the Holy Land. Baha’i Archives of Washington, D.C, p 48، 1922. 
  8. Joseph Pepe. October 22, 1985 letter to Leland Jensen. 
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ افندی، شوقی. Messages to the Bahá'í World. Wilmette, Illinois, USA: Bahá'í Publishing Trust، 1950-1957. 
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ترابیان فردوسی, محمد. حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی. ایران: صحیفه خرد, 1383. 505. ISBN ‎5-5-95414-946.