چارلز میسون ریمی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
چارلز میسون ریمی، فلورانس ایتالیا

چارلز میسون ریمی (به انگلیسی: Charles Mason Remey) زاده ۱۵ می ۱۸۷۴ میلادی در برلینگتون، ایووا(به انگلیسی: Iowaآمریکا می‌باشد. وی توسط شوقی افندی در سال ۱۹۵۱ میلادی به سمت ایادی امرالله و رئیس شواری بین‌المللی بهایی منسوب گردید. در میان بهائیان، برخی او را جانشین شوقی افندی و پنجمین پیشوای بهائیت می‌دانند. ریمی در ۴ فبریه ۱۹۷۴ میلادی در سن ۹۹ سالگی از دنیا رفت.[۱][۲] ریمی در سمت معمار نیز به جامعه بهایی خدمت کرده است. وی مشرق الاذکار اوگاندا و استرالیا را طراحی نموده است. همچنین شوقی افندی طرح وی برای مشرق الاذکار حیفا را پذیرفت اما آن طرح هیچگاه ساخته نشد.[۱] گروهی از بهائیان که به مخالفت با رهبری روحیه ماکسول پرداخته و بیت العدل را ساختگی و فاقد اعتبار اعلام کردند معتقد به جانشینی و رهبری میسون ریمی هستند.

بیوگرافی چارلز میسون ریمی[ویرایش]

چارلز میسون ریمی (به انگلیسی: Charles Mason Remey) زاده ۱۵ می ۱۸۷۴ میلادی در برلینگتون، ایووا(به انگلیسی: Iowaآمریکا می‌باشد. ریمی پسر جورج کالیر(به انگلیسی: Rear Admiral George Collier) و مری جوزفین میسون ریمی (به انگلیسی: Mary Josephine Mason Remey)می‌باشد. مادر وی، دختر چارلز میسون (به انگلیسی: Charles Mason)، رئیس دیوان عالی قضایی آیووا پیشین می‌باشد.[۳] پدر و مادر ریمی وی را در کلیسای اپیکوپال بزرگ کردند. ریمی در دانشگاه کورنل (به انگلیسی: Cornell University) از سال ۱۸۹۳ میلادی الی ۱۸۹۶ میلادی به تحصیل معماری مشغول بود. وی تحصیلاتش در این رشته را در دانشگاه هنر کول (به فرانسوی: cole des Arts) در پاریس، فرانسه از سال ۱۸۹۶ میلادی الی ۱۹۰۳ میلادی ادامه داد. در این زمان بود که ریمی با بهاییت به تبلیغ می الیس بالز (به انگلیسی: May Ellis Bowles) آشنا شد. خانم بالز بعدها اسمش را به ساترلند ماکسول تغییر می‌دهد. او مادر روحیه ماکسول همسر شوقی افندی بود. ریمی به طور رسمی در سال ۱۸۹۹ میلادی به جامعه بهایی پیوست. در دهه چهارم قرن بیستم میلادی، ریمی در واشنگتن دی سی (به انگلیسی: Washington, D.C.) زندگی می‌کرد و بیشتر وقت خود را صرف تالیفاتش نمود. از دوران جوانی و در بیشتر طول عمر، ریمی به ضبط و ثبت وقایع اطراف خود و زندگی شخصی اش پرداخت. او زندگی نامه مادرش مری جوزفین میسون ریمی (به انگلیسی: Mary Josephine Mason Remey) (۱۸۴۵-۱۹۳۸)، پدرش جورج کولیر ریمی (به انگلیسی: George Collier Remey) (۱۸۴۸-۱۹۲۸) و پدربزرگش چارلز میسون (به انگلیسی: Charles Mason) (۱۸۰۴- ۱۸۸۲) را به صورت زندگی نامه‌های جداگانه‌ای جمع‌آوری کرد.[۳] زندگی نامه‌ها و خاطرات تالیف ریمی به بیش از صد جلد می‌رسد که همه شامل مسائل شخصی و پژوهش‌های او درباره بهاییت می‌باشد. ریمی به مدت کمتر از یک سال در ۱۹۳۲ میلادی با شخصی به نام گرترود میسون (به انگلیسی: Gertrude Heim Klemm Mason) (۱۸۸۷-۱۹۳۳) ازدواج کرد. اما همسر او در سال ۱۹۳۳ میلادی خودکشی می‌کند. ریمی در سال‌های آخر عمر خود به عنوان نماینده بهائیت سفرهای متعددی به اروپا و آمریکای لاتین انجام داد. حدود سال ۱۹۴۰ میلادی وی تصمیم گرفت که چندین نسخه از تالیفات خود را در اختیار چندین کتابخانه از جمله کتابخانه عمومی شهر نیویورک، کتابخانه دانشگاههای آمریکا مانند، دانشگاه استنفورد (به انگلیسی: Stanford University) و دانشگاه ییل (به انگلیسی: Yale University) قرار دهد. اما مقرر کرده بود که تالیفات وی تا سال ۱۹۹۵ میلادی سربسته باقی بماند. از میان این مجموعه، خاطرات و زندگی نامه شخصی وی در مجموعه‌ای ۱۱۹ جلدی تحت عنوان زندگینامه و نامه ها(به انگلیسی: Reminiscences and Letters) می‌باشد. چارلز میسون ریمی در سال ۱۹۷۴ میلادی در سن ۱۰۰ سالگی در فلورنس ایتالیا از دنیا می‌رود.[۳]

فعالیتهای ریمی به عنوان یک بهایی[ویرایش]

با توجه به پیشینه کاری وی در معماری، ریمی به دستور عبدالبها طرحی برای معبد واقع در کوه کرمل در حیفا تهیه نمود که شوقی افندی آن را پذیرفت. همچنین شوقی از ریمی خواست که مشرق الاذکار اوگاندا واقع در آفریقا، سیدنی استرالیا و تهران را طراحی کند. بعلاوه، ریمی در زمان زندگانی عبدالبها مسئول پروژه ساخت معبد مادر غرب واقع در ویلمت (به انگلیسی: Willmette) واقع در ایلینوی (به انگلیسی: Illinois) آمریکا بود، که در اوایل سال ۱۹۲۵ میلادی ساخته شد. پس از پایان این پروژه، عبدالبها در یکی از الواحش که در مجله ستاره غرب به چاپ رسید، از وی قدردانی می‌کند که مضمون آن به این ترتیب است که: آقای ریمی فردی بسیار بی ریا و خالص است. او مانند آب، شفاف و بدون ناخالصی است. با وجود این که وی برای سالیان درازی خدمت نموده است، اما هیچگونه منظور شخصی در پشت خدماتش نبوده است. وی هیچ تعلقی به غیر از امرالله ندارد که این نشانه خلوص روح وی می‌باشد. [۴] ریمی مسافرت‌های بسیاری برای تبلیغ بهاییت در دوران زندگی عبدالبها انجام داد. به گفته شوقی، ریمی و همراه او فردی به نام هوارد ستروون، اولین بهاییانی بودند که به منظور تبلیغ بهاییت به سفر دور دنیا رفتند.[۱][۳] ریمی آثار نوشتاری زیادی را (به غیر از زندگی نامه‌ها) به چاپ رساند که قسمتی از آنها حتی در زمان زندگانی عبدالبها تالیف گشته است. عبدالبها در برخی از الواح خود که در سال‌های ۱۹۱۳ میلادی و ۱۹۲۲ میلادی نوشته است از وی به انحاء مختلف قدردانی کرده است و ریمی را تحت عنوان‌های پسر روشن شده (به انگلیسی: O thou enlightened beloved son) خطاب کرده است. در آخرین دیدار ریمی با عبدالبها که در سال ۱۹۲۱ میلادی انجام شد، عبدالبها به او می‌گوید: من تو را به عنوان پسر خود برگزیدم. تو باید این واقعه را بسیار سپاس‌گزار باشی. نحوه زندگانی تو با توجه به قواعد و روابط پدر و پسری مطابقت دارد. تو باید متوجه مسئولیت‌های خود باشی. دعاهای من تو را کمک خواهد کرد. من همیشه برای تو دعا می‌کنم. [۵] جولیت تامپسون (به انگلیسی: Juliet Thompson) رابطه خاصی که ریمی با عبدالبها داشته است را در خاطرات خود ذکر کرده است. تامپسون به نقل از عبدالبها در مورد ریمی می‌نویسد: تو آنقدر برای من عزیز هستی که هر صبح و شب به تو می‌اندیشم. تو پسر حقیقی من هستی. [۶]

شوقی نیز از ارتباط نزدیک عبدالبها و ریمی باخبر بود، چرا که او نامه‌های عبدالبها به ریمی را ترجمه می‌نمود و در دیدارهایی که ریمی از عبدالبها می‌کرد گفته‌های آن دو را برای طرف دیگری ترجمه می‌نمود.[۳] شوقی نیز به ایمان ریمی و خلوص در اعتقاد و خدمات وی اذعان داشت و در نامه‌ای که در هشتمین سفر ریمی به حیفا به وی می‌دهد این موضوع را بیان نموده است. شوقی در آن نامه ریمی را به برادر نیز خطاب کرده است.[۷][۸]

طبق دستور شوقی، ریمی در سال ۱۹۵۰ میلادی از واشنگتون دی سی (به انگلیسی: Washington, D.C.) (محل سکونتش در سال‌های ۱۹۳۰ میلادی الی ۱۹۵۰ میلادی) به حیفا نقل مکان می‌کند. شوقی در سال ۱۹۵۱ میلادی طبق بیانیه‌ای تشکیل اولین موسسه بین‌المللی را تحت عنوان شورای بین‌المللی بهایی اعلان می‌کند. شوقی می‌گوید: این اولین موسسه بین‌المللی جنینی با پیشرفت خود به اولین دادگاه رسمی بهایی تبدیل خواهد شد. این مرکز همانند جنینی برای بیت العدل (به انگلیسی: Universal House (of) Justice)می‌باشد. [۲][۳][۹] طبق دستور شوقی، میسون ریمی به عنوان رئیس شورای بین‌المللی بهایی انتخاب می‌شود. در اواخر سال ۱۹۵۱ میلادی ریمی به عنوان ایادی امرالله توسط شوقی برگزیده می‌شود.[۹][۳][۱] ریمی از جمله ایادیانی بود که هنگام مرگ شوقی در سال ۱۹۵۷ میلادی در حیفا حضور داشت. شوقی در آن زمان در انگلستان به سر می‌برد.

وقایع بعد از مرگ شوقی[ویرایش]

بعد از مرگ شوقی در سال ۱۹۵۷ میلادی در انگلستان، جامعه بهایی به دستور روحیه ماکسول، همسر شوقی، ملزم به اطاعت از ایادیان امرالله شدند. بلافاصله ایادیان امرالله در بهجی گردهم آمدند و در نشستی خصوصی نتیجه گرفتند که شوقی برای خود جانشینی انتخاب نکرده است. در این نشست تعداد ایادیان امر به ۲۷ نفر می‌رسید.[۲] جمع ۲۷ نفره ایادیان با انتشار بیانیه‌ای نتیجه گردهمایی خود را در اختیار جامعه بهایی گذاشتند. این بیانیه توسط همه ایادیان از جمله ریمی، به امضا رسید. در این بیانیه اعلام شد که اغصان همه از دنیا رفته یا توسط ولی امر الله (شوقی) به عنوان ناقضان عهد معرفی شده و از جامعه بهایی طرد شده‌اند.، همچنین شوقی هیچ گونه وصیت نامه‌ای از خود برجای نگذاشت که در آن به طور خاص، فردی را به عنوان جانشین معرفی کرده باشد. به این ترتیب و در نتیجه گردهمایی ایادیان امرالله، گروهی نه نفره از میان ایادیان انتخاب شدند که هدایت جامعه بهایی را بر عهده بگیرند. در بین آن نه نفر، چارلز میسون ریمی هم حضور داشت. این در حالی بود که فعالیت شورای بین‌المللی بهایی که طبق گفته شوقی جنینی برای بیت العدل خواهد بود متوقف شد. این گروه همچنین به منظور حفظ جامعه بهایی، برای خود حقوقی برابر با شوقی قائل شدند. به این ترتیب آنها تنها ارگانی بودند که حق طرد خاطیان از جامعه بهایی را بر عهده داشتند.[۲] در بین سال‌های ۱۹۵۷ میلادی و ۱۹۶۰ میلادی ریمی به نوشتن خاطرات خود ادامه می‌دهد و بعدها آنها را در سه جلد و تحت عنوان مشاهدهای روزانه از چیزها و اوضاع ارض اقدس (به انگلیسی: Daily Observations of Things and Conditions in The Holy Land) شخصا به چاپ می‌رساند.[۳] در این نوشته‌ها، ریمی بارها از ایادیان درخواست می‌کند که در جستجوی ولی امرالله خود باشند. ریمی در جای جای خاطراتش در این دوران تاکید بر این نکته دارد که جامعه بهایی همیشه نیاز به ولی امرالله زنده دارد. ریمی در اواخر سال ۱۹۵۹ میلادی حیفا را به مقصد آمریکا ترک می‌کند. علت این سفر، اعلام ایادیان امر مبنی بر این که انتخابات برای اعضای شورای بین‌المللی بهایی باید تا سال ۱۹۶۱ میلادی صورت پذیرد، بود. طرح ایادیان با نقشهٔ ده ساله‌ای که شوقی در سال ۱۹۵۳ میلادی طرح ریزی کرده بود و در آن اشاره شده بود که اول، محکمه کبرای بهایی تا سال ۱۹۶۳ میلادی باید شکل بگیرد و بعد انتخابات شورای بین‌المللی انجام شود، در مغایرت بود.[۳][۲] ریمی نهایتا در سال ۱۹۶۰ میلادی اعلام کرد که او جانشین شوقی و ولی امر الله بعد از او می‌باشد. در این راستا نیز بیانیه‌ای صادر می‌کند و نظر خود را به وسیله آن به محفل ملی آمریکا تحویل می‌دهد و درخواست می‌کند که محفل ملی آمریکا ادعا نامه ریمی را در جلسه سالانه گردهمایی ملی بهاییان آمریکا قرائت کند و همچنین بین محافل ملی دیگر کشورها نیز پخش نماید.[۱۰] ریمی در زمان اعلام جانشینی خود ۸۵ سال سن داشت.

موضوع مخالفت چارلز میسون ریمی با بیت العدل[ویرایش]

بعد از این که ریمی مدعای خود را مبنی بر جانشینی بعد از شوقی به سمت ولی امرالله اعلام کرد، مدعای وی مورد قبول محفل ملی آمریکا و اکثریت جامعه بهایی قرار نگرفت. از میان افراد و گروه‌هایی که ادعای ریمی را قبول کردند می‌توان به عده‌ای در آمریکا، شیلی، پاکستان، استرالیا، ایران و به خصوص چند تن از اعضای محفل ملی فرانسه اشاره نمود.[۳] دلایلی که ریمی برای این جانشینی اقامه کرد ازجمله برگزیده شدن وی به سمت رئیس شورای بین‌الملل بهایی توسط شوقی بود. به گفته او با توجه به این که شوقی اعلام کرده بود که این شورا حکم جنینی برای بیت العدل دارد، و در آینده تبدیل به همان بیت العدل مورد اشاره در نصوص خواهد شد لذا بعد از شوقی، وی (ریمی), رئیس منتخب شورای بین‌المللی بهایی، ولی امرالله است. بیت العدل و ایادیان امر نیز، علت عدم قبول ریمی به سمت ولی امرالله را سخن عبدالبها که در وصیت نامه وی آمده است قرار داد. این سخن می‌گوید که ولی امر الله باید بعد از خودش پسری از سلاله بهاالله و غصنی از اغصان را به عنوان جانشین اعلام کند.[۱۱] در این بین ریمی بر این اعتقاد بود که کلمه اغصان موجود در وصیتنامه که اشاره به سلاله بهاالله دارد، طبق گفته دیگری از عبدالبها می‌تواند به سلاله فیزیکی و روحانی اتلاق گردد؛ که اولی زاده خاک و آب است و دومی زائیده روح و قلب می‌باشد؛ و در جای دیگر عبدالبها به برتر بودن سلاله روحانی نسبت به فیزیکی اشاره کرده است.[۱۲] بعلاوه، عبدالبها بارها و بارها ریمی را پسر واقعی خود خطاب قرار داده است و از خدمات خالصانه او قدردانی کرده است. همچنین شوقی در جایگاههای مختلف ریمی را برادر خود معرفی کرده است.[۷] مهمترین دلیل مبنی بر درستی مدعای ریمی را می‌توان به انتساب وی به سمت رئیس شورای بین‌المللی بهایی توسط شوقی دانست. اما این نکته را نیز نباید از یاد برد که شوقی هیچ وصیت نامه رسمی از خود به جای نگذاشت و جانشینی ریمی را به طور رسمی در نوشته‌های خود اعلام نکرد. از طرف دیگر در نصوص بهایی، اشاره شده است که بیت العدل بدون وجود ولی امرالله مشروعیت ندارد. در این راستا، عبدالبها می‌گوید ولی امرالله عضو لاینعزل بیت العدل می‌باشد.[۱۲][۱۳] ریمی در ۱۹۶۰ میلادی از واشنگتن دی سی (به انگلیسی: Washington, D.C.) به ایتالیا (به انگلیسی: Italy) نقل مکان می‌کند. او در این راستا یکی از دوستان خود به نام جوزف پپه (به انگلیسی: Joseph Pepe) را متقاعد می‌کند که با هم در خانه‌ای مشترکا زندگی کنند و او را به عنوان همراه و منشی خود انتخاب نمود.[۳] در سال ۱۹۶۳ میلادی ریمی، پپه را به پسر خاندگی پذیرفت و او را وارث خود معرفی نمود. این ارتباط نزدیک بین ریمی و پپه باعث ایجاد نگرانی و بروز تنش‌هایی در بین طرفداران ریمی شد. طرفداران ریمی نسبت به انزوا و گوشه گیری ریمی و وابستگی بیش از اندازه او به پپه احساس خوبی نداشتند. از جمله عوامل دیگری که انتقادها را به سمت ریمی بیشتر نمود، عدم پیگیری قانونی در مورد احقاق حق گرفته شده خود از طرف محفل ملی روحانی بهاییان آمریکا بود. ریمی برای متحد کردن طرفدارانش در ۱۸ فبریه ۱۹۶۶ میلادی، نامه‌ای به یکی از طرفدارانش به نام مارانجلا (به انگلیسی: Marangella) نوشت و از او و دیگر طرفدارانش خواست که به اختلافات میان خود پایان دهند. ریمی مارانجلا را در آن نامه به عنوان رئیس دوم شورای بین‌المللی بهاییان تحت نظر ولی امرالله انتخاب نمود.[۳]

ریمی پس از اعلان علنی سمت ولی امرالله دوم بهائی برای خود، موسسه ای به نام‌ محفل ملی روحانی بهائیان آمریکا تحت نظارت ولی امرالله (به انگلیسی: National Spiritual Assembly of the Baha’is of the United States of America Under the Hereditary Guardianship, Inc.) را تشکیل داد. این موسسه و افراد آن از جمله مارانجلا شروع به فعالیت و تبلیغ گرایش بهائی خود کردند. این عمل به حال بهائیان طرفدار شاخه اصلی و محفل ملی آمریکا و بیت العدل واقع در حیفا خوش نیامد. لذا در سال ۱۹۶۶ (میلادی) شکایت نامه ای را به دادگاه ناحیه ای تقدیم کردند. در آن شکایت نامه محفل ملی آمریکا مدعی شده بود که اسم بهائی (به انگلیسی: Baha'i) و نشان اسم اعظم بهائی در انحصار این شاخه از آئین بهائی است و همکیشان دگر اندیششان- طرفداران میسون ریمی و موسسه های آنها- حق استفاده از آنها را در مناسبات رسمی خود ندارند. [۱۴] دادگاه نیز در همان سال به نفع محفل ملی آمریکا حکم خود را صادر کرد. پس از این واقعه ریمی محفل ملی روحانی بهائیان آمریکا تحت نظارت ولی امرالله را تعطیل کرد و فرد دیگری به نام دانلد هاروی (به انگلیسی: Donald Harvey) را به عنوان جانشین خود انتخاب مجدد نمود. در پی این جریان، مارانجلا از ریمی جدا شد و خود را ولی امرالله سوم معرفی نمود و طرفدارانی برای خود بدست آورد. مارانجلا نیز برای شاخه خود تشکیلاتی تدارک دید، از جمله (به انگلیسی: Provisional National Baha’i Council (PNBC)) و (به انگلیسی: Second International Baha’i Council(SIBC)). مارانجلا، پیروان خود را بهائیان اورتدکس نامید. [۱۵] محفل ملی آمریکا در سال ۲۰۰۶ (میلادی) شکایت دیگری را تنظیم نمود اما این بار بر علیه بهائیان اورتدکس. بهائیان اورتدکس میسون ریمی را به عنوان ولی امرالله دوم و مارانجلا را به عنوان ولی امرالله سوم قبول دارند. محفل ملی با تنظیم این شکایت نامه قصد داشت که شکایت سال ۱۹۶۶ خود از طرفداران میسون ریمی را به بهائیان اورتدکس نیز تعمیم دهد. دادگاه ناحیه ای این بار حکم خود را به نفع بهائیان اورتدکس صادر نمود. در پی آن محفل ملی آمریکا شکایتی را به دادگاه استیناف در اعتراض به حکم دادگاه ناحیه ای عرضه داشت. دادگاه استیناف نیز در سال ۲۰۰۸ حق را باز به بهائیان اورتدکس داد. محفل ملی آمریکا برای بار سوم به حکم دادگاه اعتراض نمود که بار سوم نیز در سال ۲۰۱۰ حکم قبلی تجدید شد. و سرانجام در سال ۲۰۱۱ این حکم نهائی گردید. [۱۴] وکیل مدافع بهائیان اورتدکس به نام جفری گلدبرگ (به انگلیسی: Jeffrey Goldberg) در مصاحبه خود بعد از یکی از جلسات دادگاه با نشریه شیکاگو تریبون (به انگلیسی: Chicago tribune) می‌گوید، موضوع مثل این می‌ماند که مسیحیان کاتولیک از بقیه مسیحیان شکایت کنند و از دادگاه بخواهند که شاخه‌های دیگر مسیحیت خود را مسیحی نخوانده از نشان صلیب استفاده نکنند. این موضوع ربطی به دادگاه ندارد. این شکایت به نوعی تجاری کردن آئین بهائی است.[۱۶]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Mason Remey»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۲۷ مرداد ۱۳۹۳).
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ Smith، Peter. An Introduction to the Baha'i Faith. Cambridge University Press. ISBN 0-521-86251-5، ۲۰۰۸. 
  3. ۳٫۰۰ ۳٫۰۱ ۳٫۰۲ ۳٫۰۳ ۳٫۰۴ ۳٫۰۵ ۳٫۰۶ ۳٫۰۷ ۳٫۰۸ ۳٫۰۹ ۳٫۱۰ ۳٫۱۱ چارلز میسون ریمی. «زندگی نامه». Milton S. Eisenhower Library The Johns Hopkins University 3400 N. Charles St.. بازبینی‌شده در ۲۵ مرداد ۱۳۹۳. 
  4. Star of the west. Vol.11, No. 9, p. 139، 20 August 1920. 
  5. Abdu'l-Baha to Mason Remey, 1921: Final Visit in Tiberias, Folio 2. Abdu'l-Baha to Mason Remey, 1921: Final Visit in Tiberias, Folio 2. Johns Hopkins University, Special collections. 
  6. Abdu’l-Baha cited by Juliet Thompson. The Diary of Juliet Thompson. Kalimat Press, Los Angeles، 1983, p.71. 
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ Charles Mason Remey. A Pilgrimage to the Holy Land. Baha’i Archives of Washington, D.C, p 48، 1922. 
  8. Joseph Pepe. October 22, 1985 letter to Leland Jensen. 
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ افندی، شوقی. Messages to the Bahá'í World. Wilmette, Illinois, USA: Bahá'í Publishing Trust، 1950-1957. 
  10. میسون ریمی. «PROCLAMATION OF THE SECOND GUARDIAN OF THE BAHA'i FAITH». آوریل ۱۹۶۰. بازبینی‌شده در ۱ مهر ۱۳۹۳. 
  11. عباس افندی. الواح وصایای عبدالبها. محفل روحانی ملی بهائیان پاکستان، ۱۹۶۰ میلادی. 
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ اشراق خاوری. مائده آسمانی، جلد دوم. 
  13. ترابیان فردوسی, محمد. حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی. ایران: صحیفه خرد, 1383. 505. ISBN ‎5-5-95414-946. 
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «دادگاه حق انحصار اسم اعظم بهائی»، ویکی‌پدیای فارسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۲۵ آبان ۱۳۹۳).
  15. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «محفل ملی آمریکا»، ویکی‌پدیای فارسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۲۵ آبان ۱۳۹۳).
  16. Manya A. Brachear. Chicago tribune، 10/25/2010. http://articles.chicagotribune.com/2010-11-25/news/ct-met-bahai-decision-20101125_1_baha-u-llah-baha-i-community-shoghi-effendi. بازبینی‌شده در ۱۳ آبان ۱۳۹۳.