الف
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| این صفحه برای ابهامزدایی است و پیوندهایی به صفحات گوناگون با نامهای مشابه دارد. اگر با دنبال کردن پیوندی در صفحهای به اینجا رسیدهاید، در صورت تمایل، به همان صفحه بروید و آن پیوند را به صفحهٔ مناسب خودش مربوط کنید. |
محتویات |
معنای لغوی [ویرایش]
کلمه «اُلف» در لغتنامه به معانی زیر آمدهاست:
- خو گرفتن، با کسی الفت گرفتن
- دوست گرفتن
- جمع الوف بمعنی بسیار انس گیرنده
- مخفف آلاف که جمع الف است یعنی هزاران
حرف الفبا [ویرایش]
«الف» نخستین حرف الفبای فارسی و الفبای عربی میباشد. این حرف در ترتیب حروف الفبا قبل از حرف ب میباشد. «الف» نخستین حرف از حروف تهحی به اصطلاح خاص آ و اء یعنی الف مقصوره و الف ممدوده را گویند و گاه همزه را نیز الف گویند در معنی اعم.
اسامی [ویرایش]
- پادشاه سوئد در قرن ۱۰ م الف بیورنسون نام داشت و پادشاه حدود۹۳۲ م. بودهاست.
- الف اسکوتکو نونگ پادشاه سوئد (حدود۹۶۵ - ۱۰۲۲) و وی مسیحی بود.
- الف کوران پادشاه نروژ (ف .۹۸۰ م.)
- الف اول تریگوسن پادشاه نروژ (از۱۰۱۵ تا۱۰۳۰)
- الف سوم هار الدسن پادشاه نروژ (از۱۰۶۶ تا۱۰۹۳)
- الف چهارم ماگنوسن پادشاه نروژ از (۱۱۰۳ تا۱۱۱۵)
- الف پنجم هاکونسن پادشاه دانمارک در۱۳۷۶ و پادشاه نروژ در۱۳۸۰ ف .۱۳۸۷
- الف پنجم (ایضا) پادشاه نروژ در۱۹۵۷ (و. ساندرینگهام به سال ۱۹۰۳).
- گاو شهر بن یامینیان بود و آن در شمال غربی اورشلیم به فاصله دو میل واقع است.
- در روایات اساطیری اسکاندیناوی قدیم نام رب النوعهای هوا و آتش و زمین و جز آن بود.
مفاهیم [ویرایش]
- الف (موجود خیالی)، موجودی افسانهای که منشا آن به اساطیر نورس باز میگردد.
وبگاه خبری [ویرایش]
- الف (وبگاه) وبگاهی خبری تحت نظر احمد توکلی