ء

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
الفبای فارسی
همزه-فا.jpg
همزه
ردیف در الفبای فارسی: یکم
شمارهٔ ردیف در الفبای عربی: یکم
شمارهٔ ردیف در حساب ابجد: یکم
مقدار عددی در حساب جمل: ۱
صدا: صامت
تلفظ یکسان: عین
نمونه‌ای از کلمه‌ها: توأمان، ائمه، لؤلؤ، سورهٔ


ء، (همزه) در میان حروف سی‌ودو گانه الفبای فارسی شکلی از ملحقات حرف «الف» (صامت) است. شکل جدای آن (ء) و در حالت‌های گوناگون با ترکیب دیگر اشکال بصورت (آ - أ - ئ - ؤ) و نیز بجای حرف‌واج ««ی» نکره بصورت (هٔ) نوشته می‌شود. همزه از نظر آواشناسی در میان واج‌های زبان فارسی بطور مستقل یک صامت است که به اشکال (ء - ا) نوشته می‌شود ضمناً حرف «عین» نیز در آواشناسی فارسی با همزه تقریباً واجی یکسان‌اند.

شكل حرف
جدا
ء
آغازی میانی پایانی
ئ ‍ئ‍ ‍ئ
الفبای فارسی
ا ب پ ت ث ج
چ ح خ د ذ ر
ز ژ س ش ص ض
ط ظ ع غ ف ق
ک گ ل م ن و
ه ی
حروف دیگر
ء آ اً هٔ ة


کلیات[ویرایش]

کاربرد الفبای عربی برای نشان دادن آواهای زبان فارسی، از آنجا که این دو زبان از دو شاخهٔ زبانی متفاوت اند، مشکلات زیادی را برای فارسی‌زبانان به‌وجود آورده است. یکی از این مشکلات مربوط به صامت همزه می‌شود. وضعیت این حرف نامشخص است. گاهی با مصوت «ا» یکی دانسته می‌شود[۱] و زمانی به عنوان حرف مستقل از آن یاد می‌شود[۲] در لغت‌نامه دهخدا[۳] و در فرهنگ معین[۴] هر چند الف‌بای فارسی را داری سی‌وسه حرف می‌دانند و صامت همزه را دومین حرف الف‌با معرفی می‌کنند اما به حرف «ب» که می‌رسند آن را هم حرف دوم می‌خوانند[۵] و ترتیب همان‌جور حفظ می‌شود تا حرف «ی» که حرف سی‌ودوم شمرده می‌شود نه سی‌وسوم[۶]

این آشفتگی در دستور خطّ فارسی مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی به تناقض‌گویی کشیده شده است. در هنگام معرفی الف‌بای فارسی در جدول ۱. نشانه‌های خطّ فارسی، نشانه‌های اصلی. سی‌وسه نشانه معرفی شده است و اولین نشانه را «همزه» معرفی کرده است و دومین نشانه را «الف» نامیده است و دو مثال در مورد شکل تنهای آن آورده است. «اسب» و «خانه‌ای»[۷] اما در بحث مربوط به یای نکره و مصدری و نسبی حرف «ا» در «خانه‌ای» را «همزه»یی به عنوان صامت میانجی معرفی کرده است.[۸] و البته هیچ توضیحی نداده است چرا فارسی زبان‌ها باید این همزه را به صورت «الف» بنویسند اما «ی» بخوانند.

این مشکلات از آن‌جا ناشی شده است که "ا" مصوت است و در واژه‌هایی مانند: «بابا» آوانویسی می‌شود و همزه صامتی است که شکل‌های مختلفی دارد مانند: "ء"، «ا» در واقع اگر بنا باشد الفبای فارسی را سی‌وسه حرف بدانیم «همزه» یکی از این حروف است و «ا» که مصوت بدون نام است حرف دیگر آن. حرفی مانند: «آ» همزه‌یی است که با علامت مد مشخص می‌شود.[۹] زیرا نمی‌توان همان‌گونه که می‌نویسم «با» و منظور صامت «ب» و مصوت «ا» است بنویسیم:«اا».

تلفظ همزه[ویرایش]

تلفظ همزه در زبان فارسی و عربی به شکل بست چاکنایی است. صامت همزه در زبان فارسی برخلاف زبان عربی درست مانند "عین" تلفظ می‌شود و حتا در لغت‌نامه دهخدا شکل آن در وسط کلمه را اخذ شده از عین برمی‌شمارد.[۱۰] فارسی زبان‌ها همان‌گونه که می‌گویند «عزا» به معنای «ماتم» به همان شکل می‌گویند:«اذان» و یا «از آن» (وقتی در محاوره همزه‌ٔ میانی را تلفظ نمی‌کنند.) «عین» در آغازِ «عزا» و «ء» در آغازِ «اذان» و «از آن» یکسان شنیده می‌شود. در الف‌بای فارسی بعضی از آواها چند نشانه دارند. مثلاً آوای (Z) به صورت‌های «ز» و «ذ» و «ض» و «ظ» نوشته می‌شود.[۱۱] حرف‌های «ء» و «ع» هم چنین است و یک آواست که با دو نشانه نوشته می‌شود.[۱۲] همزه در زبان فارسی مانند سایر زبان‌های هندواروپایی -بر خلاف زبان‌های سامی که عربی نیز جزو آنان است- فقط در اول کلمه تلفظ می‌شود[۱۳] و البته در بسیار موارد در هنگام گفتار و نوشتار به‌خصوص در نظم‌ها به ضرورت حفظ وزن عروضی حذف می‌شود.[۱۴] مانند "است"، "ست"، یا "که از"، "کز" اما از آنجا که فارسی زبان‌ها «ء» و «ع» را داری یک آوا می‌دانند[۱۵] با ورود واژه‌های جدید از سایر زبان‌ها سلیقه‌ٔ مترجمین موجب شد به‌جای شکل آوایی «ع» از «ء» استفاده کنند و برخی بعدها برای این که این همزه مانند همزهٔ عربی تلقی نشود آن را با «ی» نشان دادند برای مثال: کشور «سوئد» با همزه آوانگاری شده است و فارسی زبانان – البته اگر نخواهد هنگام تلفظ این نام باسواد جلوه کنند و با هزار زحمت قصد تلفظ «همزه»ی آن را نداشته باشند- آن را «سوعد» می‌خوانند اما برخی نیز نام این کشور را به صورت «سوید» آوانگاری می‌کنند.

چند نظر در مورد همزه[ویرایش]

فرهنگستان زبان و ادب فارسی دوره اول، احمد بهمنیار[ویرایش]

احمد بهمنیار در خطابه ورودی خود به فرهنگستان در بهمن ماه ۱۳۲۱ در مورد مسایل مختلف املای فارسی موضوعات متنوعی را طرح کرده است. این خطابه در دو بخش در نامهٔ فرهنگستان آمده است بخش اول در نامهٔ فرهنگستان، سال اول، شمارهٔ چهارم، آبان ۱۳۲۲ و بخش دوم نامهٔ فرهنگستان، سال دوم، شمارهٔ اول، خرداد ۱۳۲۳.[۱۶] در لغت‌نامه دهخدا[۱۷] متن کامل و در درست‌نویسی‌ی ِ خط ِ فارسی[۱۸] بخش‌هایی از آن نقل شده است. به دلیل ارزش تاریخی و اهمیتی که این مقاله در نشان دادن مسایل املایی خط فارسی دارد بخش‌هایی از آن که مرتبط با بحث همزه است در این‌جا نقل می‌شود. این بخش‌ها مستقیماً از مجلهٔ فرهنگستان شمارهٔ ۴ که در گنجینهٔ نشریات ادواری چاپ مجدد شده است نقل می‌شود. تمام برحسته‌سازی‌ها و ایرانیک کردن‌ها و شیوهٔ نگارش مربوط به متن اصلی است:

«رسم علامت همزه(ء) در دو قسم از کلمات فارسی رواج و شیوعی عظیم یافته و بقسمی معمول و مصطلح شده است که بعضی رسم آن را از قواعد مسلم خط و زبان فارسی پنداشته و برای آن حدود و شروطی هم وضع کرده‌اند، یکی در کلمات منتهی بهاءِ ملین از قبیل خانه و نامه و خواجه و بنده در ترکیباتی از قبیل خانهٔ تو و نامهٔ من و خواجهٔ ببندهٔ گفت، و دیگر در کلمات منتهی بحرف مد از قبیل دانا و بینا و نیکو و آهو در ترکیباتی از قبیل دانائی آهوئی دید - اگر بینائی نیکوئی کن، و برخی از نویسندگان «پاییز و آیین و بیناییم وداناییم» و نظایر آنرا بر کلمات مذکور قیاس کرده‌اند و «پائیز و آئین و بینائیم و دانائیم» می‌نویسند.

رسم این همزه که در اصل همزه نبوده و به تصرف کاتبان بی اطلاع یا بی فکر به صورت همزه درآمده است تلفظ به همزه در وسط کلمات را هم رایج و معمول و خوانندگان را بدان معتاد ومأنوس ساخته و امروز اشخاصی را می بینیم که در خواندن کلمات یاد شده لهجهٔ شیرین فطری و مادری را فراموش و حرفی را که باید به صدای یاء تلفظ شود به صدای همزه که به گفتهٔ نظام اعرج بآواز تهوع کننده شبیه است تلفظ می‌کنند، و امر بر بعضی چنان مشتبه شده است که این تلفظ تحمیل شده را تلفظ فطری و عادی پنداشته و در اثبات همزه بودن و به صدای همزه ادا شدنش پافشاری و اصرار غریبی به خرج می‌دهند، در صورتی که اگر به محاورات عامهٔ مردم به دقت گوش دهند به خوبی ملتفت می‌شوند که عامهٔ فارسی زبانان این‌ها را به آواز یاء تلفظ می‌کنند و خانهٔ من و خانه‌یی خریدم می‌گویند و حتی خود این اشخاص هم در گفتگوی روزانه که اغلب بطور فطری و طبیعی است خانهٔ تو و نامه‌یی نوشتم می‌گویند، عجب این که بعضی ازنویسندگان هم که خواستند رسم این همزه را موقوف و متروک دارند و به خیال خود یکی از نقایص املای فارسی را رفع کنند به جای آن رسم الف و یا را معمول داشتند و خانه‌ای ونامه‌ای و امثال آن نوشتند و به اختیار این رسم الخط لزوم تلفظ همزه را مسجل کردند، زیرا الف خانه‌ای و نامه‌ای و امثال آن را هیچکس جز بصدای همزه تلفظ نخواهد کرد.» [۱۹] «قاعده (۱)- در زبان فارسی اسم مضاف یا موصوف را که پیش از مضافٌ‌الیه یا صفت واقع شده باشد در صورتی که صحیح یعنی منتهی به حرف آوازپذیر باشد حرف آخرش را کسره می‌دهند مانند «در خانه، در بزرگ، شاگرد دبستان، شاگرد زیرک، پادشاه ایران، پادشاه دادگر» و در صورتی که معتل یعنی منتهی به حرف آواز باشد چون حرف آواز را به آواز دیگر (کسره در اینجا) نمی‌توان تلفظ کرد قاعدهٔ ذیل را معمول می‌دارند:

اگر حرف آواز الف یا واو ممدود و یا هاء ملیّن باشد یائی به آن ملحق و آن یاءِ را به عوض آخر کلمه مکسور می‌کنند مانند خدای جهان، دریای بزرگ، آهوی ختن، ابروی باریک، خانهٔ من، پروانهٔ زیبا، و در شعر گاهی کسرهٔ یاء بعد از هاء ملین به طور صریح تلفظ نمی‌شود لیکن یاء را باید رسم کرد مانند: عقدهٔ سخت است بر کیسهٔ تهی. یائی که در این حال بآخر این کلمات ملحق می‌شود در رسم الخط صحیح قدیم کوچک و بی نقطه نوشته می‌شد تا معلوم شود که از اصل کلمه نیست و بضرورت بآخر کلمه ملحق شده است، لیکن بسبب مشابهتی که بهمزه داشت رفته رفته به تصرف کاتبان و ناسخان بی‌اطلاع به صورت همزه درآمد، و همزه‌یی که در برخی از رسم الخطها در ترکیبات: خداءجهان، دریاء بزرگ، گرماء تابستان، لشکرهاء گران و نظائر آن مشاهده میکنیم، و همچنین همزه‌یی که در بالای هاء ملین در حال اضافه و وصف رسم می‌کنند (خانهٔ من، پروانهٔ زیبا) از اینجا پیدا شده است. رسم همزه در کلمات منتهی به الف و واو ممدود در این زمان متروک و موقوف است و به جایش همان یاء را که مطابق با تلفظ است می‌نویسند، لیکن رسم همزه دربالای هاء رایج و معمول مانده و بنا بد انچه گفته شد باید موقوف و متروک گردد و بجای آن هم یاء بنویسند (خانهٔ من، خواجهٔ بزرگ) تا هم قاعده مطرد و هم مکتوب مطابق ملفوظ باشد، و این رسم الخط که پیشنهاد می‌شود وقتی معمول بوده و رسم تازه و مخترعی نیست. و اما اگر حرف آواز یاء ممدود یا واو ملین یا یاء ملین باشد همان یاء و واو را کسره می‌دهند بدین معنی که آن دو را بدل به حرف آوازپذیر و به کسره تلفظ می‌کنند مانند: ماهی شور، خسرو ایران، می تلخ و اینکه برخی خسروی ایران و جلوی اسب می‌نویسند غلط است.[۲۰]

فرهنگستان زبان و ادب فارسی دوره جدید[ویرایش]

فرهنگستان زبان و ادب فارسی در دورهٔ جدید پس از آن که تلاش‌های مختلفی در جامعهٔ ادبی فارسی زبان‌ها برای سروسامان دادن به اوضاع آشفته شیوهٔ نگارش خط فارسی صورت گرفت در اولین شماره‌یِ فصل نامه‌یِ فرهنگستانِ زبان و ادبِ فارسی که با نام «نامه‌ی‌ِ فرهنگستان» در مهرماه ۱۳۷۴، به سردبیریِ احمد سمیعی گیلانی منتشر شد. از شیوه‌ای استفاده کرد که توسط شورای بازنگری در شیوهٔ نگارش و خط فارسی قبلاً پیشنهاد شده بود در گزارش مجلهٔ آدینه از انتشار این فصل نامه آمده است:«در این شماره مقالات ارزنده‌ای در بابِ زبان و ادبِ پارسی به چاپ رسیده است اما شاید مهم‌ترین ویژگی این نشریه، رسم الخط آن باشد که برمبنایِ پیش‌نهادهایِ «کمیسیونِ شیوه‌یِ املایی‌یِ فرهنگستانِ زبان و ادبِ فارسی» شکل گرفته است و با این توضیح که «شیوه‌یِ املایی‌یِ این شماره‌یِ فصل‌نامه مصوبِ فرهنگستان زبان و ادبِ فارسی تلقی نشود»... خوش‌بختانه مصوبات «کمیسیونِ شیوه‌یِ املایی‌ِ فرهنگستانِ زبان و ادبِ فارسی» - که در رسم‌الخطِ نامه‌یِ فرهنگستان به کار رفته شده است – از جمله بی‌فاصله‌نویسی و لزومِ نوشتن‌ِ کسره‌یِ اضافه، همان است که در مقاله‌یِ فراخوان به فارسی نویسان نوشته‌یِ ایرج کابلی (آدینه‌یِ ۷۲ مرداد ۱۳۷۱) و مصوباتِ شورایِ بازنگری آمده‌است.» [۲۱] در عنوان «فصل‌نامهٔ فرهنگستانِ زبان و ادبِ فارسی» و در جمله‌ای که در صفحهٔ داخلی جلد نوشته شده است:«شیوه‌یِ املایی‌یِ این شماره‌یِ فصل‌نامه مصوبِ فرهنگستان زبان و ادبِ فارسی تلقی نشود»[۲۲] همزه‌ٔ بالای «شیوهٔ املایی» حذف و به جای آن از «ی» به همراه «کسره»ای در زیر آن بهره گرفته شده است. در این شماره و چهار شماره بعدی این شیوه‌ٔ نگارش حفظ شد اما بعدها این شیوه کنار گذاشته شد و به شیوه‌ٔ قدیمی رجعت پیدا کرد هر چند بسیار از موارد به اختیارت نویسنده واگذار شده است.

برای نمونه در دستور خطّ فارسی مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی می‌خوانیم: «برای کلمات مختوم به‌های غیرملفوظ، در حالت مضاف، از علامت «ء»۱ استفاده می‌شود: خانهٔ من، نامهٔ او» «۱. این علامت کوتاه‌شدهٔ «ی» است.» [۲۳] در این شیوه‌نامه توضیح داده نشده است چرا وقتی این علامت باید «ی» تلفظ شود و برای آن نشانهٔ آوایی وجود دارد باید از نشانه‌ٔ آوایی دیگری که مربوط به «همزه» است استفاده کرد. این موضوع با چند اصل از اصول هفت‌گانه فرهنگستان مغایر است از جمله با اصل «۳. تطابق مکتوب و ملفوظ کوشش می‌شود که مکتوب، تا آنجا که خصوصیات خطّ فارسی راه دهد، با ملفوظ مطابقت داشته‌باشد.»[۲۴] در ضمن در صفحهٔ ۱۴ نوشته شده است:«ز) علاوه بر حروف، در خطّ فارسی نشانه‌های دیگری به شرح زیر وجود دارد:... ۵. یای کوتاه(ء)، مانند نامهٔ من؛»[۲۵] به عبارت دیگر با اشاره نکردن به این موضوع که این علامت همان علامت همزه است صورت مسئله را پاک می‌کنند تا مسئله‌ای در میان نباشد.

در حال حاضر بسیاری از نویسندگان و ناشرانی که علاقه‌مند هستند نوشته‌های‌شان درست خوانده شود از این دستورالعمل فرهنگستان پیروی نمی‌کنند و در کلمات مختوم به‌های غیرملفوظ، در حالت مضاف، از علامت «ی» استفاده می‌کنند و می‌نویسند: «خانه‌ی من، نامه‌ی او»

ویکی‌پدیای فارسی[ویرایش]

برخلاف بعضی از ناشرین ویکی‌پدیای فارسی از دستور خطّ فارسی مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی تبعیت می‌کند و این موضوع را در سیاست‌نامه‌های نوشتاری مانند ویکی‌پدیا:دستور خط یا ابزارهای جاوااسکریپتی مانند ابزارهای ویرایشی بیشتر رعایت می‌نماید.

پانویس[ویرایش]

  1. علی‌اکبر دهخدا، جلد ۴۹ صفحهٔ ۲۸۷، «نام نخستین حرف از حروف الفبای فارسی و عربی است . آن را از حروف حلق خوانند و گاه آن را پس از الف، دومین حرف به حساب آورند.»
  2. محمد معین، جلد اول، صفحهٔ ۱۱۵ ««ا» و «آ» را نخستین حرف از الفبای فارسی به شمار آورند، ولی باید آن دو را دو حرف جداگانه محسوب داشت،...»
  3. علی‌اکبر دهخدا، جلد ۸ صفحهٔ ۴۴ «الفبای فارسی امروزین مرکب از سی و سه حرف است بدین قرار: ا ء ب...
  4. محمد معین، جلد اول، صفحهٔ ۳۳۹ «الفبا یا حروف هجای فارسی سی‌وسه حرف است: ا، ء، ب...»
  5. محمد معین، جلد اول، صفحهٔ ۴۲۴ «یکی از حروف صامت فارسی، و آن دومین حرف از الفبای فارسی و عربی...»
  6. علی‌اکبر دهخدا، جلد ۵۰ صفحهٔ ۱«حرف سی و دوم یعنی آخرین حرف از الفبای فارسی»
  7. دستور خطّ فارسی مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی، صفحهٔ ۱۶
  8. همان، صفحهٔ ۲۷
  9. دستور خطّ فارسی مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی، صفحهٔ ۲۰ در جدول 2. نشانه‌های خطّ فارسی نشانه‌های ثانوی، علامت «آ»، «مدّ ِ رویِ الف» نامیده شده است و کلمات «آرد» و «مآخذ» را به عنوان مثال آورده است
  10. علی‌اکبر دهخدا، جلد ۴۹ صفحهٔ ۲۸۷، «در وسط و آخر کلمه به صورت شبیه عین (ء) نوشته می‌شود»
  11. علی‌محمد حق‌شناس، آوارشناسی(فونتیک)، صفحهٔ ۲۳
  12. علی‌محمد حق‌شناس، مقالات ادبی، زبانشناختی، صفحهٔ ۲۵۸
  13. زبان‌شناسان در مورد «همزه» در آغاز واژه‌های فارسی به دو گروه کلی تقسیم می‌شوند برخی از منظر واج‌شناسی یک‌نظامی و گروه دیگر از منظر واج‌شناسی چندنظامی به تحلیل آن می‌پردازند. برای اطلاعات بیشتر به علی‌محمد حق‌شناس، مقالات ادبی، زبانشناختی، نقش‌های دو گانهٔ همزه در ساخت آوایی زبان فارسی مراجعه کنید.
  14. ایرج کابلی، وزن‌شناسی و عروض، صفحهٔ ۲۲
  15. «اگر چه زبانِ فارسی نیز مثلِ همهٔ زبان‌های هند و اروپایی در اصل فاقدِ همزهٔ میان و پایانِ واژه بوده است، اما فارسی‌زبانان در اثرِ پذیرفتنِ شمارِ بزرگی از واژه‌های عربی به‌تلفظِ این واج در میان و پایانِ واژه نیز عادت کرده‌اند، و چون عِ عربی را هم درست همانندِ همزه تلفظ می‌کنند»ایرج کابلی، وب‌گاه Linguism، بازبینی شده در ۱۶ آذر ۱۳۸۵
  16. عبدالکریم جربزه‌دار، صفحه‌های ۲۶۶-۲۹۰ و ۲۹۹-۳۳۰
  17. علی‌اکبر دهخدا، جلد اول، مقدمه؛ صفحه‌های ۱۴۸ تا ۱۷۷
  18. ایرج کابلی، درست‌نویسی‌ی ِ خط ِ فارسی، صفحهٔ 101
  19. احمد بهمنیار، نامهٔ فرهنگستان، آبان ۱۳۲۲، صفحه‌های ۶۴-۶۵
  20. احمد بهمنیار، نامهٔ فرهنگستان، خرداد ۱۳۲۳، صفحه‌های ۶-۵
  21. مجلهٔ آدینه 73-74، شهریو ۱۳۷۱، صفحه ۴
  22. نامه‌ٔ فرهنگستان، سال اول، شماره‌های ۱-۴
  23. دستور خطّ فارسی مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی، صفحهٔ ۲۸
  24. دستور خطّ فارسی مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی، صفحهٔ ۹
  25. همان، صفحهٔ ۱۴

منابع[ویرایش]

  • دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه دهخدا جلد۴۹ شماره مسلسل۱۱۶. زیر نظر دکتر محمد معین. تهران: دانشگاه تهران، سازمان لغت‌نامه، ۱۳۳۴. 
  • دکتر محمد معین. فرهنگ‌نامه فارسی جلد اول. چاپ نهم. تهران: موسسه انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۵. ۷۵۶. شابک ‎۳-۰۱۶۴-۰۰-۹۶۴ ISBN. 
  • دستور خطّ فارسی مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی. چاپ پنجم. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۸۵. شابک ‎۳-۱۳-۷۵۳۱-۹۶۴ ISBN. ، وب‌گاه
  • کابلی، ایرج. درست‌نویسی‌ی خط فارسی. تهران: نشر بازتاب‌نگار، ۱۳۸۴. شابک ‎۴-۲۵-۸۲۲۳-۹۶۴ ISBN. 
  • کابلی، ایرج. وزن‌شناسی و عروض. تهران: انتشارات آگه، ۱۳۷۶. 
  • حق‌شناس، علی‌محمد. آوارشناسی (فونتیک). چاپ پنجم. تهران: انتشارات آگاه، ۱۳۷۶. شابک ‎۵-۰۰۴-۴۱۶-۹۶۴ ISBN. 
  • حق‌شناس، علی‌محمد. «نقش‌های دوگانهٔ همزه در ساخت آوایی زبان فارسی». در مقالات ادبی، زبانشناختی. تهران: انتشارات نیلوفر، ۱۳۷۰. ۲۵۷. 
  • بهمنیار، احمد، «املای فارسی»، نامهٔ فرهنگستان، آبان ۱۳۲۲، سال اول شمارهٔ چهارم، صفحهٔ ۴۲
  • بهمنیار، احمد، «املای فارسی»، نامهٔ فرهنگستان، خرداد ۱۳۲۳، سال دوم شمارهٔ اول، صفحهٔ ۵
  • نامهٔ فرهنگستان. به اهتمام جربزه‌دار، عبدالکریم. تهران: انتشارات اساطیر، ۱۳۸۳. 

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]