یاد ایام

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

یاد ایام، نام آلبومی است با صدای محمدرضا شجریان، در دستگاه شور که در سال ۱۳۷۱ به صورت زنده در آمریکا اجرا شد و پس از آن به صورت آلبوم منتشر شد. در این اثر همایون شجریان نیز با پدر همکاری می‌کرد.

شرح[ویرایش]

هنرمندان[ویرایش]

فهرست[ویرایش]

  1. پیش درآمد شور، ساختهداریوش پیرنیاکان
  2. دو نوازی تار و نی
  3. چهار مضراب، ساخته داریوش پیرنیاکان
  4. ساز و آواز شور درآمد خارا، درآمد شور، رضوی، عاشق کش، تحریر نغمه، سلمک، قرچه، رضوی، تحریر جواد خانی، حسینی، فرود غزل حافظ
  5. تصنیف «سلسله مو»، ساخته داریوش پیرنیاکان غزل سعدی
  6. ادامه ساز و آواز عاشق کش غزل حافظ
  7. تصنیف یاد ایام، ساخته محمدرضا شجریان شعر از رهی معیری
  8. تکنوازی نی
  9. تصنیف «خم زلف»، ساخته محمدرضا شجریان شعر باباطاهر

متن اشعار[ویرایش]

دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود[ویرایش]

آواز شور، شعر از حافظ

(درآمد شور)
دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود
دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود

تا کجا باز دل غمزده‌ای سوخته بود


(جمله اول رضوی)
رسم عاشق کشی و شیوه شهر آشوبی

جامه یی بود که بر قامت او دوخته بود


(جمله دوم رضوی)
گرچه می‌گفت که زارت بکشم می‌دیدم

که نهانش نظری با من دلسوخته بود


(عاشق کش و تحریر نغمه)
جان عشاق سپند رخ خود می‌دانست
جان عشاق سپند رخ خود می‌دانست

و آتش چهره بدین کار برافروخته بود


(سلمک)
گرچه می‌گفت که زارت بکشم می‌دیدم
گرچه می‌گفت که زارت بکشم می‌دیدم

که نهانش نظری با من دلسوخته بود


(قرچه)
دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت
دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت

الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود


(رضوی و تحریر جواد خانی)
کفر زلفش ره دین می‌زد و آن سنگین دل
آخ کفر زلفش ره دین می‌زد و آن سنگین دل

در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود


(حسینی)
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد

آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود


(فرود)
گفت وخوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ

یارب این قلب شناسی ز که آموخته بود، ز که آموخته بود


به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم[ویرایش]

آواز شور، شعر از حافظ

(عاشق‌کش - شهناز کت)
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم

بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم

(عاشق‌کش)
الا ای همنشین دل، الا ای همنشین دل؛ که یارانت برفت از یاد

مرا روزی مباد آن دم، روزی مباد آن دم که بی‌یاد تو بنشینم

(عاشق‌کش)
جهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکش فریاد، فریاد، فریاد

که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم

(عاشق‌کش)
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست، حاکم اوست

حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم


جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]