مرغ خوش‌خوان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مرغ خوش خوان
جلد آلبوم مرغ خوش خوان
آلبوم استودیویی اثر محمدرضا شجریان و گروه شهناز
پخش تابستان ۱۳۹۰
سبک موسیقی سنتی ایرانی
زمان ۷۱:۵۵
زبان زبان فارسی
ناشر دل آواز
گاه‌نگاری آلبوم‌های محمدرضا شجریان و گروه شهناز
رندان مست (۱۳۸۸) مرغ خوش خوان کنسرت گروه شهناز در دبی

مرغ خوش خوان (در برخی جاها به صورت مرغ خوشخوان نوشته می‌شود اما طبق جلد آلبوم شکل مرغ خوش خوان صحیح می‌باشد) نام آلبوم موسیقی سنتی ایرانی است با صدای محمدرضا شجریان و گروه شهناز که در شهریور سال ۱۳۹۰ منتشر شده‌است. نام این آلبوم از تصنیف آخر آن (تصنیف مرغ خوش خوان) بر روی شعر حافظ گرفته شده‌است. در این آلبوم، کلیه آوازها مربوط به کنسرت تهران، پاییز ۱۳۸۷ هستند و تصنیف‌ها و قطعات ضربی این آلبوم در استودیو ضبط شده‌اند. این آلبوم توسط شرکت دل‌آواز منتشر شد.

شرح[ویرایش]

هنرمندان[ویرایش]

  1. سحر ابراهیم: قانون
  2. محمدرضا ابراهیمی: عود (بربط)
  3. حامد افشاری: قیچک باس، بم صراحی
  4. مهدی امینی: رباب
  5. رادمان توکلی: تار
  6. سینا جهان‌آبادی: کمانچه، صراحی آلتو
  7. علی رضا خورشیدفر: شاه صراحی
  8. نگار خارکن: صراحی سوپرانو
  9. مجید درخشانی: تار
  10. حسین رضایی‌نیا: دف، دایره
  11. مژگان شجریان: سه تار
  12. رامین صفایی: سنتور
  13. شاهو عندلیبی: نی
  14. حمید قنبری: تنبک
  15. کاوه معتمدیان: کمانچه، سبو
  16. مهرداد ناصحی: قیچک آلتو

نکته: برخی از سازهای به کار رفته در این آلبوم از سازهای ابداعی استاد شجریان می‌باشند.

فهرست آهنگ‌ها[ویرایش]

  • پیش‌درآمد شور (از محمدرضا شجریان)
  • دونوازی تار
  • ساز و آواز شور (شعر از حافظ)
  • تصنیف پیام نسیم (شعر از حافظ شیرازی، آهنگ‌سازی محمدرضا شجریان، تنظیم مجید درخشانی)
  • ساز و آواز حجاز (شعر از حافظ شیرازی)
  • چهار مضراب شور (آهنگ‌سازی محمدرضا شجریان)
  • تک‌نوازی سه‌تار
  • ساز و آواز مثنوی ابوعطا (شعر از مولانا)
  • ساز و آواز دشتستانی (دو بیتی‌های باباطاهر)
  • تصنیف مرغ خوش خوان (شعر از حافظ شیرازی، آهنگ‌سازی محمدرضا شجریان)

متن آهنگ‌ها[ویرایش]

ساز و آواز شور

  • شعر از حافظ شیرازی
اگر چه باده فرح‌بخش و باد گل‌بیز استبه بانگ چنگ مخور مِی؛ که مُحتَسب تیز است
صُراحی‌ای و حریفی گَرَت به چنگ افتدبه عقل نوش که ایام فتنه انگیز است
در آستین مُرَقّع پیاله پنهان کنکه همچو چشم صُراحی زمانه خون‌ریز است
به آب دیده بشوییم خرقه‌ها از میکه موسم وَرَع و روزگار پرهیز است
مجوی عیشِ خوش از دور باژگون سپهرکه صافِ این سرِ خُم جمله دُردی‌آمیز است
سپهر برشده پرویزنی‌ست خون افشانکه ریزه‌اش سر کسری و تاج پرویز است

تصنیف پیام نسیم

  • شعر از حافظ شیرازی
ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزیاز این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کنکه قارون را ضررها داد سودای زراندوزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانیبه گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی
جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمعکه حکم آسمان این است اگرسازی و گر سوزی
می‌ای دارم چو جان صافی و صوفی می‌کند عیبشخدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی

ساز و آواز حجاز

  • شعر از حافظ شیرازی
راهیست راهِ عشق که هیچش کناره نیستآن‌جا، جز آن که جان بسپارند، چاره نیست
هر گَه که دل به عشق دهی خوش دمی بود"در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست"
ما را ز منع عقل مترسان و مِی بیار!کآن شحنه در ولایت ما هیچ‌کاره نیست
از چشم خود بپرس که ما را که می‌کشدجانی! گناهِ طالع و جُرمِ ستاره نیست
او را به چشم پاک توان دید چون هلالهر دیده جای جِلوهٔ آن ماه‌پاره نیست
فرصت شمر طریقه رندی که این نشانچون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست
نگرفت در تو گریه حافظ به هیچ روحیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست

ساز و آواز مثنوی ابوعطا

  • شعر از مولانا
رفت عمرم بر سر سودای دل وز غم دل نیستم پروای دل
دل به قصد جان من برخاسته من نشسته تا چه حد باشد رای دل
لب ببند ایرا به گردون می‌رسدبی‌زبان هیهای دل هیهای دل

ساز و آواز دشتستانی

  • شعر از باباطاهر
پسندی خوار و زارم تا کی و چند پریشان روزگارم تا کی و چند
ز دوشم باری ار باری نگیری گری سربار بارم تا کی و چند
غم و درد دل ما بی حسابه خدا دونه دل از هجرت کبابه
بنازم دست و بازوی ته صیاد بکش مرغ دلم بالله ثوابه
غمم غم بی و غمخوار دلم غم غمم هم مونس و هم یار و همدم
غمم نهله که مو تنها نشینم مریزا بارک الله مرحبا غم

تصنیف مرغ خوش خوان

  • شعر از حافظ شیرازی
یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخورکلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
این دل غمدیده حالش به شود دل بد مکنوین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمنچتر گل در سر کشی ای مرغ خوش خوان غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیبباشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدمسرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفتدائما یک سان نباشد حال دوران غم مخور
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعیدهیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور
حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیبجمله می‌داند خدای حال گردان غم مخور

منابع[ویرایش]