گرد و غبار در ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

در ایران، منشأ اصلی ریزگرد، کویرها و باتلاق‌های در حال خشک شدن عراق است که خاک و شن‌های آن از طریق باد شُمال (به عربی: شِمال) به ایران می‌آید. دلیل اصلی خشک شدن زمین‌های عراق، آبگیری سدهایی چون سد آتاترک در کشور ترکیه است. به عبارتی آب رودخانه‌های دجله و فرات به واسطه سد سازیهای ترکیه کم شده و دشت بین‌النهرین رطوبت خود را از دست داده و به منبعی برای تولید گرد و غبار تبدیل شده‌است.[۱] عدم پای‌بندی ترکیه به معاهدات بین‌المللی و تسلط این کشور بر دجله و فرات نه تنها باعث ایجاد پدیدهٔ ریزگرد در خاورمیانه شده، بلکه بهره‌کشی بی‌رویه از منابع طبیعی و مدیریت نامناسب و یکسونگرانه براین منابع باعث شده ایران امروز درگیر معضلاتی چون خشکسالی، سیلاب و گرد و غبار باشد و به از دست رفتن ۹۰ درصد تالاب‌های کشور بیانجامد.[۲]
این باد از خرداد تا شهریور می‌وزد و از شمال غربی خاورمیانه شکل می‌گیرد و تا خلیج فارس و رسیدن به سطح آب‌های آزاد پیش می‌رود. سه کشور ایران، عراق و عربستان به طور مشترک هزینه‌های این اراضی را تأمین می‌کردند، و تمام اراضی در فصل خاصی از سال مالچ‌پاشی می‌شد. مالچ نوعی فرآوردهٔ چسبندهٔ نفتی است که برای تثبیت شن‌های روان در مناطق بیابانی از آن سود جسته می‌شود. جنگ عراق موجب فراموشی این کار، و در نتیجه افزایش توفان‌های غبار در خوزستان، غرب ایران، و سرانجام تقریباً در همهٔ ایران شد. توفان اخیر، که به گفتهٔ برخی اهالی بغداد بدترین توفان غبار زندگیشان بوده‌است، سبب بیشترین میزان گرد در سه دههٔ اخیر ایران شد.

ریزگرد تابستان ۱۳۸۸[ویرایش]

در نخستین روزهای تابستان ۸۸، پدیدهٔ ریزگرد، ایران را به زیر پرده‌ای از گرد و غبار فرو برد. این وضعیت آسمان در تهران، اهواز و بسیاری از شهرهای مرکزی، جنوبی، و غربی ایران بود. در روز نیز خورشید، از پس لایهٔ ریزدانه‌های مرتفع گرد و غبار، کم فروغ دیده می‌شد و ته رنگ آبی در آسمان اطراف آن پیدا بود و قرص خورشید به سفیدی می‌زد.

پدیدهٔ ریزگرد معمولاً ضخامتی کمتر از یک کیلومتر را در بر می‌گیرد و اگر هم خیلی شدید باشد، ضخامتش از یکی دو کیلومتر فراتر نمی‌رود؛ اما طوفان ریزگردی که در تابستان سال ۱۳۸۸ چند روزی زندگی عادی در ایران را مختل کرد، از کوه‌های مرتفع زاگرس و حتی رشته کوه سر به فلک کشیدهٔ البرز گذشت و کرانه‌های دریای خزر در گیلان را نیز تحت تأثیر قرار داد.

خشکسالی دهه ۸۰ ایران، کشاورزی سنتی و غیر روشمند، چرای بیش از حدّ دام، عدم استفاده از سیلاب‌ها همه دست به دست هم می‌دهند که زمین‌های بارور از میان رفته، و جای خود را به بیابان‌هایی جدید بدهند. پوشش گیاهی به‌ویژه گیاهان بومی مانند خار و خاشاک بیابانی، نقش بسیار مهمی را در تثبیت شن‌های روان و جلوگیری از تولید ریزگرد ایفا می‌کنند.

ریزگرد ۱۳۸۹[ویرایش]

ریزگرد در سال ۸۹ نیز، همان‌طور که بسیاری پیش‌بینی می‌کردند، روی داد. اما این‌بار حتی از سال قبل هم شدیدتر بود. مناطق غربی ایران و به‌خصوص استان خوزستان، ریزگرد را از همان روزهای آغازین سال ۸۹ دوباره تجربه کردند. اما طولی نکشید که دامنهٔ نفوذ آن بسیار گسترش یافت، تا این‌که در اردیبهشت بیش‌از نیمی از ایران را دربرگرفت و در برخی مناطق نیز با بادهای شدید و باران گل توأم شد. در ماه خرداد محدودهٔ تحت سیطرهٔ امواج ریزگرد بازهم گسترش پیداکرد و در دو ظهور حفار (اوایل خرداد) و ثریا (اواسط خرداد) تقریباً سراسر ایران را پوشاند.

راه‌حل[ویرایش]

پرویز کردوانی برای حل مسئله گرد و غبار در ایران و تثبیت خاک بیابان‌ها، پاشیدن ریگ را به جای مالچ پیشنهاد می‌کند:[۳]

مشکل مالچ آن است که بو دارد، زمین را سیاه می‌کند، ضریب حرارتی را بالا می‌برد و تمام منطقه را گرم‌تر می‌کند، حتی گیاهان را ممکن است بکشد و موجودات زنده را از بین ببرد. همچنین وقتی مالچ پاشیده شد، نمی‌توان روی آن رفت و آمد کرد. هزینه مالچ بالاست و به تکنولوژی پیشرفته نیاز دارد. تا آنجا که اطلاع دارم، مالچ لیتری ۴۰۰ تومان هزینه دارد، چون از نفت باید قیر تهیه کرد و بعد قیر را به مالچ تبدیل کرد. تبدیل قیر به مالچ هم بسیار سخت است، چون قیر در آب حل نمی‌شود. باید ۵۰ درصد آب، ۴۸ درصد قیر و ۲ درصد هم ماده‌ای که ترکیب آنها را تسهیل کند، با یکدیگر ترکیب شوند. همچنین ماشین‌های مالچ‌پاش به تکنولوژی خاصی نیاز دارند. تازه بر فرض که مالچ پاشیدیم، پنج سال بعد اثری از آن نیست. پس اگر ۲۵ یا ۳۰ سال دیگر نفت ما تمام شد و باز هم خواستیم از این روش استفاده کنیم، چه باید کرد؟

پیشنهاد من آن است که باید از طبیعت درس بگیریم. از یزد تا بافق و از نائین تا انارک، دشت‌هایی هست که ریگی‌ست و شدیدترین باد و باران نمی‌تواند در آن فرسایشی ایجاد کند. این بیابان‌ها را طبیعت با پاشیدن ریگ تثبیت کرده‌است. به من می‌گویند آقای کردوانی آیا در دنیا کسی این کار را کرده است؟ مگر ما باید صبر کنیم هر کاری را دنیا انجام بدهد، بعد ما انجام بدهیم؟ مثلاً قنات مال ما بود، دنیا این کار را کرده بود؟ نه!

از مزایای ریگ آن است که ارزان به دست می‌آید و در همه جا هست. باید در بیابان‌هایی که خاک آنها در حال کنده شدن و فرسایش است، ریگ بریزیم. می‌توان سالی صد تا دویست هکتار را ریگ‌پاشی کرد و در این صورت خاک تثبیت می‌شود. هشت تا ده سانت ریگ می‌ریزیم و می‌توان روی آن رفت‌وآمد هم کرد، چه انسان چه ماشین می‌توانند روی آن حرکت کنند و اصلاً بهتر است روی آن غلتک هم برود. این کار یک بار برای همیشه انجام می‌شود. حتی می‌توان آنجا درختکاری هم کرد و نیمکت هم گذاشت و برای گردهمایی‌های بزرگ از آنها استفاده کرد. پاشیدن ریگ هم بسیار آسان است. کامیون‌های دارای بار ریگ، همینطور که حرکت می‌کنند، می‌توانند ریگ هم بپاشند.

پانویس[ویرایش]

  1. «مشکل گرد و غبار باید از راه‌های دیپلماتیک حل شود». سایت خبری تحلیلی شفاف، ۲۴ فروردین ۱۳۹۰. بازبینی‌شده در ۴ فوریه ۲۰۱۵. 
  2. «تسلط ترکیه بر دجله و فرات ۹۰ درصد از تالاب‌های ایران را نابود کرده‌است». خبرگزاری کار ایران، ۲۸ خرداد ۱۳۹۳. بازبینی‌شده در ۴ فوریه ۲۰۱۵. 
  3. مصاحبه با پریوز کردوانی، تابستان ۱۳۹۰

منابع[ویرایش]