شیرین و فرهاد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
شیرین و فرهاد
عاشق و معشوق
اطلاعات کلی
نام شیرین
معشوق فرهاد
لقب عاشق


شیرین و فرهاد یا فرهاد و شیرین منظومهٔ عاشقانهٔ ناتمامی ۱۰۷۰ بیتی در قالب مثنوی از وحشی بافقی به تقلید از خسرو و شیرین است. در این منظومه واقعه‌ای از داستان خسرو و شیرین یعنی عشق فرهاد کوهکن به شیرین به سبکی مؤثر و دلنشین به نظم کشیده شده‌است. عمر شاعر وفا نکرد تا منظومهٔ خود را به پایان ببرد. پس از وی وصال شیرازی در نیمهٔ دوم سدهٔ سیزدهم آن را پی گرفت و ۱۲۵۱ بر آن افزود، ولی عمر او نیز کفاف نداد و سرانجام صابر شیرازی در نیمهٔ دوم سدهٔ سیزدهم با افزودن ۳۰۴ بیت دیگر آن را ختم کرد. نخستین‌بار در سال ۱۲۶۳ قمری به طبع رسید و نسخهٔ کامل آن با دنباله‌ای که وصال شیرازی و صابر شیرازی بر آن افزوده‌اند، ضمن دیوان وحشی بافقی در سال ۱۳۳۹ شمسی چاپ شد.[۱]

شیرین در شاهنامه[ویرایش]

با اینکه داستان عاشقی فرهاد در زمان حیات و پس از مرگش در افواه پیچیده بود امّا شاهنامه هیچ یادی از فرهاد نمی‌کند فقط روایت شیرین را گزارش می‌نماید. معلوم نیست آیا شیرینی که با خسرو به معاقشه پرداخت همان شیرین فرهاد است یا معشوق دیگری در میان بوده است، آنچه مسلم است شیرین و فرهاد یا خسرو و شیرین در یک دورهٔ زمانی و مکانی حیات داشتند و آن منطقه جایی نبود مگر درّهٔ مصفای استان‌های کرمانشاه و کردستان یا همان محوطه‌های تاریخی بستون، طاق بستان، صحنه، کنگاور.

شاهنامه از ابتدا شیرین را شیفتهٔ خسروپرویز نشان می‌دهد نه فرهاد، و می‌گوید روزی خسروپرویز در اوج جوانی و اقتدار همراه خدم و حشم بشکار در شکارگاه یا همان سرزمین بیستون پرداخت، این خبر که به شیرین رسید برای جلب نظر پادشاه پیراهن زردی داشت آنرا پوشید رخانش را به گل‌های خشبو آراست از ایوان لب بام آمد تا جلب نظر نماید:

چو بشنید شیرین که آمد سپاه به پیش سپاه آن جهاندار شاه
یکی زرد پیراهن مشک‌بوی بپوشید و گلنار گون کرد روی
یکی از برش سرخ دیبای روم همه پیکرش گوهر و زرّ بوم
به سر بر نهاد افسر خسروی نگارش همه پیکر پهلوی
از ایوان خسرو بر آمد به بام به روز جوانی نبد شادکام
همی بود تا خسرو آنجا رسید سرشکش ز مژگان به رخ برچکید [۲]

پانویس[ویرایش]

  1. شریفی، فرهنگ ادبیات فارسی‌، ۹۳۲.
  2. شاهنامه. جلد نهم. پادشاهی خسروپرویز، ص ۷۰۷

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]