پرش به محتوا

طوفان نوح

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
«سیل» (۱۸۶۵) پیش‌نگاره‌ای برای نسخه مصور کتاب مقدس اثر گوستاو دوره این تصویر که بر اساس داستان کشتی نوح است، انسان‌ها و یک ببر را نشان می‌دهد که نومیدانه تلاش می‌کنند فرزندان و توله‌های خود را از سیل نجات دهند.

طوفان نوح (فصل‌های ۶ تا ۹ از سفر پیدایش) یک افسانه طوفان عبری است.[۱] این روایت از تصمیم یهوه برای بازگرداندن جهان به قبل از روایت آفرینش آبکی عماء (کیهان) و بازسازی آن از طریق جهان صغیر کشتی نوح می‌گوید.[۲] کتاب پیدایش احتمالاً در حدود قرن پنجم پیش از میلاد نوشته شده است؛[۳] اگرچه برخی از محققان معتقدند که تاریخ نخستین (فصل‌های ۱ تا ۱۱)، از جمله روایت سیل، ممکن است در اواخر قرن سوم پیش از میلاد نوشته و اضافه شده باشد.[۴] این کتاب از دو منبع به نام‌های منبع پی و غیر کاهنی یا منبع جی استفاده می‌کند.[۵] و اگرچه بسیاری از جزئیات آن متناقض است، [۶] داستان یک کل واحد را تشکیل می‌دهد.[۷]

سیل جهانی که در این افسانه توصیف شده است با یافته‌های فیزیکی زمین‌شناسی، باستان‌شناسی، دیرین‌شناسی و جهانی پراکندگی گونه سازگار نیست.[۸]

شاخه‌ای از آفرینش‌گرایی که به نام زمین‌شناسی طوفان شناخته می‌شود، یک شبه‌علم است که در تلاش برای استدلال است اینکه چنین سیل جهانی واقعاً رخ داده است. [۹] برخی از مسیحیان ترجیح داده‌اند که این روایت را به جای یک رویداد جهانی، به عنوان توصیف یک سیل محلی تفسیر کنند. [۱۰] با این حال، برخی دیگر از مسیحیان ترجیح می‌دهند تفسیرهای تمثیلی از سفر پیدایش به جای تاریخی را در نظر بگیرند.[۱۱]

خلاصه

[ویرایش]
طوفان نوح و همراهانش (حدود ۱۹۱۱) اثر لئون کومره

داستان سیل در فصل‌های ۶ تا ۹ کتاب پیدایش، اولین کتاب کتاب مقدس، آمده است. ده نسل پس از خلقت آدم، خدا دید که زمین فاسد و پر از خشونت است و تصمیم گرفت آنچه را که آفریده بود نابود کند. اما خدا یک مرد عادل، نوح، را یافت و نیت خود را به او آشکار کرد: «من در شرف به وجود آوردن سیل هستم… تا هر جسمی را که در آن روح حیات است، در همه جا نابود کنم…». بنابراین خداوند به او دستور داد که کشتی نوح (به زبان عبری، صندوق یا جعبه) بسازد، و نوح در ششصدمین سال [زندگی] خود وارد کشتی شد، و در هفدهمین روز از دومین ماه آن سال «چشمه‌های ژرفای بزرگ شکافته شدند و دریچه‌های آسمان گشوده شدند» و چهل روز و چهل شب باران بارید تا اینکه بلندترین کوه‌ها تا عمق ۱۵ ارش ثانیه پوشیده شدند، و تمام موجودات زنده به جز نوح و کسانی که با او در کشتی بودند، هلاک شدند. پس از ۱۵۰ روز، «خداوند نوح را به یاد آورد … و آب‌ها فروکش کردند» تا اینکه کشتی بر کوه‌های آرارات قرار گرفت، و در بیست و هفتمین روز از دومین ماه از ششصد و یکمین سال نوح، زمین خشک شد. سپس نوح قربانگاهی ساخت و قربانی کرد، و خدا میثاق (کتاب مقدس) را مقرر داشت که به انسان اجازه داده شود هر موجود زنده‌ای را بخورد، اما خون آن را نخورد، و اینکه خدا دیگر هرگز تمام موجودات زنده را با سیل نابود نخواهد کرد.[۱۲]

اسطوره‌شناسی تطبیقی

[ویرایش]

طوفان و روایت آفرینش

[ویرایش]
کشتی نوح - خیرونا بیتوس

حماسهٔ آترا-هاسیس داستان طوفان را در بافتاری مطرح می‌کند که قابل مقایسه با سفر پیدایش است: تاریخ آغازین.[۱۳] داستان طوفان در سفر پیدایش بیشتر از آنکه دربارهٔ مجازات باشد، وسیله‌ای برای رهایی از جهانی آلوده و شروعی دوباره است.[۱۴] به اسرائیل هشدار داده شد که با غرامتِ قتل موافقت نکند، … چرا که دست زدن به چنین کاری سرزمین را ناپاک خواهد کرد.[۱۵] تصنیف‌گر این بخش از سفر پیدایش (باب ۱ تا ۹)، کیهان‌شناسی و تاریخ آغازین انسان را بازتعریف کرده است. او چارچوبی حداقل به قدمت آترا-هاسیس (تاریخ آغازین آفرینش-مشکل-طوفان-راه حل) را به کار گرفته و داستان را دوباره تعریف کرده است تا ایده‌آل‌های کتاب مقدس در مورد قانون و «قداست زندگی انسان» و نیز پیش‌نیاز بودن آنان برای زندگی بشر بر روی زمین را روشن کرده باشد.[۱۶]

به نظر می‌آید باب نهم در سفر پیدایش آگاهانه آترا-هاسیس را رد می‌کند. نخستین سخنان خدا با انسان، تکرار سفر پیدایش ۱:۲۸ است که امر به باروری، تکثیر و پر کردن زمین می‌کند. قرار نیست این امر پس گرفته شود، زیرا مشکل انسان در جای دیگری قرار دارد: در گرایش او به بدی (پیدایش ۸:۲۱).[۱۷] از جنبهٔ ژانر، حماسه گیلگمش و سفر پیدایش باب ۱ تا ۱۱ زمانی بهتر درک می‌شوند که ارتباط آنها با یک فرم ادبی باستانی بررسی شود: داستان حماسی زمان آغازین، از خلقت انسان‌ها تا طوفان. هر دو (حماسه گیلگمش و سفر پیدایش باب ۱ تا ۱۱) هم بسیار مدیون این سنت هستند و هم فاصله خود را با صورت کلاسیک آن حفظ می‌کنند. روایت آفرینش-طوفان، یک ژانر اصلی و بسیار بادوام بود؛ نمونه‌های آن هم در سومری و هم در اکدی دیده می‌شود. ممکن است تمرکز یکی از این حماسه‌ها بر طوفان باشد (حماسه آترا-هاسیس اکدی و داستان طوفان سومری) یا تنها به تاریخ آغازین تا آفرینش انسان پرداخته شود (انوما الیش).[۱۸]

در حماسه‌های آفرینش-طوفان، چهار عنصر بنیادی وجود دارد: آفرینش جهان، آفرینش انسان‌ها، تحول ناگهانی طوفان و استقرار نظم بشری پس از طوفان. نماد این نظم در آترا-هاسیس، برقراری دوبارهٔ مناسک و در انوما الیش ساختن معبد برای مردوک در بابل است. هر چهار عنصر در سفر پیدایش ۱ تا ۱۱ نیز دیده می‌شوند، گرچه تغییرات موضوعی عمده‌ای کرده‌اند. سفر پیدایش ۱ تا ۱۱ به دور از این پارادایم باستانی پیش می‌رود؛ حماسه گیلگمش به سمت آن پیشرفت می‌کند. حماسه در این روند، تأکید منحصر بر مسئله مرگ را کنار می‌گذارد و تفکر گسترده‌تری بر محدودیت‌های فرهنگ می‌شود. به شکلی مشابه، پیدایش ۱ تا ۱۱ از مسئله فناپذیری به سمت درون‌مایهٔ دانش می‌رود.[۱۹]

روندی که حماسه گیلگمش در مقابل این سنت باستانی در پیش می‌گیرد، در ارزیابی ارتباط سفر پیدایش ۱ تا ۱۱ با گذشتهٔ چندخداپرستانهٔ خود به کار می‌آید و نشانگر جدایی و بازتعریفِ خود است.[۲۰] تشخیص حضور پارادایم آفرینش-طوفان در سفر پیدایش ۱ تا ۱۱ منجر به درک بهتر صورتِ درون‌مایه‌ای آن می‌شود. این حضور، با توجه به تمرکز سنت مسیحی بر باغ عدن کم‌شناخته باقی ماند.[۲۱] مرکزیت داستان طوفان، نتیجهٔ مهمی در درک کلیت پیدایش ۲ تا ۱۱ دربردارد. تفاوتهای سبکی، ساختاری و درون‌مایه‌ای پیدایش ۱ تا ۱۱ با آترا-هاسیس نتیجهٔ تغییر در روایتِ برخواسته از یکتاپرستی است.[۲۲] به عقیده دامراش، در پیدایش ۲ تا ۱۱، حماسهٔ قدیمی آفرینش-طوفان بازتولید می‌شود تا یک ضدحماسه ایجاد شود. در این ضدحماسه دستاوردهای مردمان گذشته به زیر سؤال می‌رود.[۲۳]

موضوعی که هم در انوما الیش و هم در آترا-هاسیس دیده می‌شود آن است که وظیفه اصلی بشریت و دلیلی که برای آن انسان خلق شده، خدمتکاری خدایان، اجرای آیین‌های قربانی برای آنها است.[۲۴] در آغاز هر دو اسطوره، آفرینش انسان با استقرار پیشین نظم جهانی از طریق نظام دادن به نیروهای آسمانیِ ناسازگار، پیوند داده می‌شود.[۲۱] داستان آدم و حوا پر از بن‌مایه‌هایی است که از داستان طوفان به آن منتقل شده‌اند تا زمینه‌ای بر روی زمین برای مسئله بدی فراهم کنند که پیش از آن در انوما الیش و آترا-هاسیس به آن پرداخته شده بود.[۲۵]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. Leeming 2010, p. 469.
  2. Bandstra 2008, p. 61.
  3. Oliver 2017, p. 12.
  4. Gmirkin 2006, p. 3.
  5. Worthington 2019, p. 147.
  6. Cline 2007, p. 20.
  7. Arnold 2009, p. 97.
  8. * Kuchment, Anna (August 2012). "The Rocks Don't Lie: A Geologist Investigates Noah's Flood". ساینتیفیک آمریکن. Retrieved 31 December 2018.
  9. Isaak 2007, pp. 237–238.
  10. Walton & Longman III 2018, pp. 145–146.
  11. "How Should we Interpret the Genesis Flood Account?". BioLogos. November 20, 2023.
  12. Cohn 1999, pp. 11–12.
  13. Dundes 1988, p. 63.
  14. Dundes 1988, p. 71.
  15. Dundes 1988, pp. 72–73.
  16. Dundes 1988, p. 73.
  17. Moran 1971, p. 61.
  18. Damrosch 1987, p. 90.
  19. Damrosch 1987, p. 91.
  20. Damrosch 1987, p. 93.
  21. ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ Damrosch 1987, p. 121.
  22. Damrosch 1987, p. 122.
  23. Damrosch 1987, p. 134.
  24. Damrosch 1987, p. 99.
  25. Damrosch 1987, p. 135.

کتاب‌شناسی

[ویرایش]

برای مطالعه بیشتر

[ویرایش]