سنخ‌های دوگانه اجتماعی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

سنخ‌های دوگانه اجتماعی (به انگلیسی: Dual social types) نظریه‌ای است که از سوی برخی از دانشمندان جامعه‌شناسی، علوم سیاسی و اقتصاد برای طبقه‌بندی روابط اجتماعی مطرح شده‌است:[۱]

سنخ اجتماعی مفهومی است که توسط جورج زیمل جامعه‌شناس آلمانی وارد جامعه‌شناسی شد. او در تشریح سنخ‌های اجتماعی، نوع خاصی از شخصیت را ترسیم می‌کند که برای جوامع مدرن اهمیت دارد.

«زیمل هر سنخ اجتماعی ویژه‌ای را محصول واکنش‌ها و توقعات دیگران می‌داند. هر سنخی از رهگذر رابطه با کسان دیگری پدید می‌آید که پایگاه ویژه‌ای به او می‌دهند و از او انتظار دارند که به شیوهٔ خاصی رفتار کند. ویژگی‌های هر سنخی به‌سان صفات ساختار اجتماعی نگریسته می‌شوند.»[۲]

بررسی تمایز جوامع بین نظریه‌پردازان اجتماعی کلاسیک و نو در کشورهای مختلف وجود داشت:

  • آلمان، تونیس، زیمل، وبر
  • انگلستان: اسپنسر، ماین
  • تونس: ابن خلدون
  • فرانسه: دورکیم، کنت
  • آمریکا: آگبرن، اینگلهارت، بکر، ردفیلد، سورکین، کولی، لاسول، مید

ماکس وبر در پاسخ فردیناند تونیس در مورد رابطه دوگانگی گمنشافت و گزلشافت نوشت:

«با توجه به دوگانگی، روابط اجتماعی را می‌توان از یک سو، با توجه به تعامل اجتماعی فردی با نقش‌ها، ارزش‌ها و باورها طبقه‌بندی کرد ("اجتماع") یا از سوی دیگر، نتیجه تعاملات غیرمستقیم، نقش‌های غیرشخصی، ارزش‌های رسمی و باورهای مبتنی بر چنین تعاملاتی دانست ("جامعه").»[۳]

در اینجا، دوگانگی به عنوان ابزاری مفهومی مورد نظر است و نه به عنوان یک «نوع ایده‌آل» که توسط ماکس وبر برای تأکید بر عناصر کلیدی یک تغییر تاریخی - اجتماعی استفاده شد.

هر سنخ اجتماعی چه ویژگی‌هایی دارد؟ تفاوت‌ها و شباهت‌های آنها چیست؟ آیا می‌توان به سنخ واحدی دست یافت؟ چگونه و با چه عواملی می‌توان از جامعه ای به جامعه دیگر راه پیدا کرد؟

جامعه بدوی - جامعه حضری

  • ابن خلدون (۱ رمضان ۷۳۲–۲۸ رمضان ۸۰۸ قمری) تونسی: جامعه بدوی - جامعه حضری:
    • جامعهٔ بدوی: اکتفا به ضروریات زندگی، رفاه کمتر، مقدم بر شهرنشینی، منشأ تمدن، جمعیت کم با تراکم پایین، مشاغل کشاورزی و دامپروری، تقسیم کار و تخصص ساده، دلیر، روابط خویشاوندی خالص، عصبیت قومی، نزدیکتر به نیکی و دورتر از زشتی، مذهبی، تغییر کم آداب و رسوم و عادات، کنترل اجتماعی غیررسمی، رهبری دموکراتیک، بیسوادی بالا، آموزش اندک، عدم زیرکی مردم.
    • جامعهٔ حضری: زندگی مرفه، تجملاتی، مؤخر از بادیه‌نشینی، وابستگی به بادیه‌نشینی؛ پایان تمدن، جمعیت زیاد با تراکم بالا، مشاغل متنوع، تقسیم کار پیچیده، تخصص گرایی، غیر دلیر، اختلاط قومی، عصبیت ضعیف، کجرو و دارای صفات ناپسند، غیرمذهبی، تغییر و تحول دایمی، کنترل اجتماعی رسمی با استفاده از «قوانین بازدارنده» به وسیلهٔ «مراجع ذیصلاح و حکومت»، کاهش سلطه دموکراتیک، کاهش تمرکز قدرت، آموزش گرایی؛ افزایش علوم و هنرها، زیرکی مردم به سبب فعالیت‌های علمی.[۴]

جامعهٔ ایستا - جامعهٔ پویا

  • اگوست کنت (۱۹ ژانویه ۱۷۹۸–۵ سپتامبر ۱۸۵۷) فرانسوی: جامعهٔ ایستا - جامعهٔ پویا
    • جامعهٔ ایستا: (به فرانسوی: Statique Société) ساخت جامعه، توجه به وحدت اجتماعی، نظم اجتماعی، اجماع اجتماعی، تمرکز بر تعادل و ثبات.
    • جامعهٔ پویا: (به فرانسوی: Dynamique Société) پویایی و تحرک اجتماعی، تغییر و تطور اجتماعی.[۵]

همبستگی مکانیکی- همبستگی ارگانیکی

  • امیل دورکیم (۱۵ آوریل ۱۸۵۸–۱۵ نوامبر ۱۹۱۷) فرانسوی: همبستگی مکانیکی - همبستگی ارگانیکی
    • همبستگی مکانیکی: اشتراک در مفهوم تقدس، بیشتر بودن افکار و گرایش‌های مشترک، پرورش وجدان فردی منطبق با وجدان جمعی، تعامل بخاطر شباهت و همانندی، تقویت وجدان جمعی، شباهت اعضای جامعه، شباهت جامعه به جوامع ابتدایی (بدوی) و اولیه(سنتی) و دیرین (بی‌خط) و قطاعی (تیره‌ای)، شباهت کارکردهای جامعه، عدم تفاوت افراد جامعه، عدم تمایز اجتماعی، کاهش رشد فردیت، وابستگی به ارزش‌های واحد، وجود احساسات مشترک و واحد، وجود حداقل تفاوت‌های فردی، همانندی و شباهت اعضا، همسانی اعضای جامعه از نظر دلبستگی به خیر همگانی، یکی شدن وجدان فردی با جمعی.
    • همبستگی ارگانیکی: آزادی فردی، امکان رشد فردیت، تخصص هر فرد در یک رشته خاص، تضعیف وجدان جمعی، تعامل بخاطر تمایز و ناهمسانی، تعریف وظیفه خاص برای هر عضو، تفاوت افراد با یکدیگر، شباهت جامعه به جوامع مدرن و جدید (غیرسنتی)، عدم همانندی افراد، مکمل بودن افراد و نهادها بر اساس ناهمسانی و تمایزها، نیازمندی افراد به یکدیگر، وابستگی متقابل دوسویه افراد و گروه‌ها به یکدیگر، وجود تقسیم کار اجتماعی، وجود تمایز اجتماعی افراد با یکدیگر، همگی در خدمت جامعه بودن.[۶][۷]

مقدس - نامقدس

تک پیوندی - چند پیوندی

روستایی - شهری

مذهبی - اقتصادی

گروه‌های اولیه - گروه‌های ثانویه

  • چارلز کولی (۱۷ اوت ۱۸۶۴–۸ مه ۱۹۲۹) انگلیسی: گروه‌های اولیه (نخستین) - گروه‌های ثانویه
    • گروه‌های اولیه: (به انگلیسی: Primary Group) آمیختگی هدف‌های فردی با هدف‌های گروه، اشتراک ژنتیکی، پایداری روابط، تعامل رو در رو، تعداد اعضاء محدود، حس دلسوزی، حل شدن روانی اعضا در کل مشترک، رابطه احساسی و عاطفی و صمیمی، روابط چهره به چهره، روابط عمیق و دامنه‌دار، عضویت طبیعی و دائمی، کسب نگرش و ارزش از گروه، کنش‌های متقابل درونی و بیرونی بین اعضا، مؤثر در اجتماعی شدن کودکان، ما بودن، مثل خانواده یا دوستان، محبت عمیق، منبع الهام عشق و اخلاق‌گرایی و آزادی‌خواهی، مهارت آموزی برای شرکت در فعالیت گروهی، نزدیکی جسمانی اعضاء، نفوذ بالای اعضا بر یکدیگر، وابستگی متقابل بسیار، وفادای، همانندسازی شدید اعضا با گروه، همدردی، همکاری صمیمانه مستقیم، همکاری نزدیک و چهره به چهره، هویت‌پذیری متقابل، یکرنگی.
    • گروه‌های ثانویه: (به انگلیسی: Secondary Group) آزادی ورود و خروج، ارتباط تکراری و یکنواخت، ارتباط رسمی، ارتباط عمودی و افقی، انحلال گروه براساس خواست اعضاء و رفع نیازها، پیوند براساس هدف، تشکیل براساس قرارداد و ضرورت اجتماعی، دارای هدف‌های کوتاه‌مدت و درازمدت، روابط غیرفردی، عضویت با میل افراد و براساس نیازها، عضویت براساس صلاحیت و شایستگی، مثل کارمندان و کارگران، نامحدود بودن فعالیت‌ها، وجود تشکیلات، همکاری براساس موازین اجتماعی.[۱۲]

قومی - شهری

جامعهٔ مادی - جامعهٔ فرامادی

  • رونالد اینگلهارت (۵ سپتامبر ۱۹۳۴–۸ مه ۲۰۲۱) آمریکایی: جامعهٔ مادی - جامعهٔ فرامادی
    • جامعهٔ مادی: اطمینان از این که کشور نیروی دفاعی نیرومندی دارد، اعطای حق بیشتر به مردم در تصمیم‌گیری‌های مربوط به کار و اجتماعشان، حفظ آهنگ سریع رشد اقتصادی، حفظ اقتصاد با ثبات، حفظ نظم (امنیت) در کشور، مبارزه با تبهکاری، مبارزه علیه افزایش قیمت‌ها.
    • جامعهٔ فرامادی: اعطای حق بیشتر به مردم در تصمیم‌گیری‌های دولت، حرکت به سوی جامعه‌ای دوستانه‌تر و انسانی تر، حرکت به سوی جامعه‌ای که ارزش اندیشه‌ها در آن بیش از پول باشد، دفاع از آزادی بیان، کوشش در جهت زیباترسازی شهرها.[۱۳]

اجتماع - جامعه

  • فردیناند تونیس (۲۶ ژوئیه ۱۸۵۵–۹ آوریل ۱۹۳۶) آلمانی: گمنشافت و گزلشافت: اجتماع - جامعه
    • اجتماع: (به آلمانی: Gemeinschaft) اجتماع پیشاتجددی، تجلی به صورت یک خانواده بزرگ یا قبیله و قوم، روابط اجتماعی عاطفی و سنتی و خویشاوندی و دوستی، رواج آداب عامیانه، «روابط عاطفی و سنتی (وبر)»، عرف‌گرایی، گرایش به تصورات طبقه عوام، «همبستگی مکانیکی (دورکیم)».
    • جامعه: (به آلمانی: Gesellschaft) اجتماع دوره تجدد، «روابط بر اساس توافق عقلانی با رضایت متقابل (وبر)»، رواج شهرنشینی، «همبستگی ارگانیکی (دورکیم)».

منزلت - طبقه

  • ماکس وبر (۲۱ آوریل ۱۸۶۴–۱۴ ژوئن ۱۹۲۰) آلمانی: منزلت - طبقه[۱۴]

جامعهٔ ایستا - جامعهٔ پویا

  • ویلیام آگبرن (۲۹ ژوئن ۱۸۸۶–۲۷ آوریل ۱۹۵۹) آمریکایی: جامعهٔ ایستا - جامعهٔ پویا
    • جامعهٔ ایستا: (به انگلیسی: Static Society) آماده نبودن محیط طبیعی زندگی یا بوم طبیعی برای تکامل اجتماعی، اجتماع‌های کوچک و کم مایه و دور مانده، استقلال در تولید کالاهای مورد نیاز هر خانواده، پیروی از هنجارهای اجتماعی، تعیین همه چیز حتی طرز پوشیدن لباس و جویدن غذا از قبل، تولید اقتصادی با شیوه‌های کهن، رواج ساز و آواز چند قرن پیش، عدم تشویق نقادی و ابتکار، گرداندن جامع توسط سالخوردگان خزانه سنت‌ها، محروم از تراوش فرهنگی، محیط طبیعی یا جغرافیایی و آب و هوا و خاک نامساعد، نادر بودن بی هنجاری اجتماعی، واکنش شدید و خودبه خودی جامعه در مقابل بی هنجاری اجتماعی، اسارت اخلاق اجتماعی توسط عرف، بدون تمدن، بسیار کمتر تغییر، تعیین نقش و پایگاه اجتماعی و زناشویی و مرگ هر کس با وضع خانوادگی و طایفه‌ای و طبقه‌ای، ثابت بودن نظام زندگی، حکومت سنت‌ها با قهر و غلبه تام بر مردم، دلخوشی مردم به زندگی خوش پس از مردن، دور بودن از جامعه‌های بزرگ، زندگی یکنواخت و تیره، سرگرمی مردم با خوشی‌های کوچک روزانه، سود نجستن از تراوش فرهنگی، عدم امید و انتظار بهبودی، عدم تحرک اجتماعی، عدم تغییر انگاره‌های حکومت و دین و نهادهای اجتماعی، عدم تغییر صنایع دستی، عدم توانایی پیمودن مراحل تکامل، عدم توانایی تحریک تازه اشخاص توسط محیط اجتماعی، عدم روبه روی با حوادث و نیازمندی‌های نو و دشواری‌های جدید، عدم ضرورت پیوند فرهنگی، عدم نوآوری، کوهستانی بودن، مرحله گردآوری خوراک، وقوع هر کاری به وجهی ثابت.
    • جامعهٔ پویا:(به انگلیسی: Dynamic Society) افزایش شهرنشینی، تشویق افکار نو و جوانان، دوره تولید خوراک، دوره تولید ماشینی، زندگی پرتحول جامعه، صنعتی، محور فعالیت اجتماعی بودن جوان، بروز رفتارهای مخالف قالب‌های جامعه، تحرک اجتماعی و طبقه ای زیاد، تغییر دائمی، تکاپوی همگانی، سنت‌ناگرایی، عدم ثبات نهادها و مؤسسه‌ها، فراوانی تفکر انتقادی و ابتکار و بت‌شکنی و انحراف از هنجارهای اجتماعی، متغیر.[۱۵]

جامعه دادستدی - دولت نظامی

  • هارولد لاسول (۱۳ فوریه ۱۹۰۲–۱۸ دسامبر ۱۹۷۸) آمریکایی: جامعه دادستدی - دولت نظامی

جامعه نظامی - جامعه صنعتی

  • هربرت اسپنسر (۲۷ آوریل ۱۸۲۰–۸ دسامبر ۱۹۰۳) انگلیسی: جامعه نظامی - جامعه صنعتی
    • جامعهٔ نظامی (جنگجو): (به انگلیسی: Militant Society) فعالیت تهاجمی؛ همکاری اجباری؛ افراد نوکر دولتند؛ عدم وجود آزادی؛ عدم تحرک؛ عدم وجود سازمان خصوصی؛ متمرکز بودن ساختار دولت؛ اقتصاد بسته و قائم به‌ذات؛ میهن‌پرستی؛ وفاداری و فرمانبرداری و اعتقاد به تبعیت از مافوق؛ موروثی بودن سِمت‌ها.
    • جامعهٔ صنعتی: (به انگلیسی: Industrial Society) همکاری داوطلبانه؛ فعالیت دولت برای جامعه؛ وجود آزادی؛ وجود سازمان‌ها و بخش خصوصی؛ نامتمرکز بودن دولت؛ اقتصاد باز؛ وجود استقلال فردی؛ اهمیت ابتکار فردی، درستکاری و مهربانی.[۱۶]

منزلت - قرارداد

مقدس - دنیوی

  • هوارد اس. بکر (زادهٔ ۱۸ آوریل ۱۹۲۸) آمریکایی: مقدس - دنیوی (لاهوتی - ناسوتی)

جستارهای وابسته

پانویس

  1. میلز، (۱۳۷۰)، ص ۱۶۸.
  2. کوزر، (۱۳۶۸)، ص ۲۵۴.
  3. ریتزر، (۱۳۹۲)، ص ۶۴.
  4. صدیق سروستانی (۱۳۷۳)، ص.
  5. آرون، (۱۳۶۴)، صص ۱۱۶–۱۱۵.
  6. ریتزر، (۱۳۹۲)، ص ۶۴.
  7. آرون، (۱۳۶۴)، صص ۳۷۲–۳۶۱.
  8. ریتزر (۱۳۹۲)، ص ۸۱.
  9. دورکیم (۱۳۸۳)، ص.
  10. آرون، (۱۳۶۴)، صص ۴۰۸–۳۹۱.
  11. سوروکین (۱۳۷۷)، ص.
  12. کوزر (۱۳۶۸)، ص ۴۱۲.
  13. اینگلهارت (۱۳۷۳)، ص ۸۳.
  14. کوزر، (۱۳۶۸)، ص ۳۱۳.
  15. آگبرن، (۱۳۴۷)، صص ۳۹۸–۳۹۷.
  16. کوزر، (۱۳۶۸)، ص ۱۴۵–۱۴۰.

منابع