فساد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

برای فساد اخلاقی ببینید فساد (اخلاق)

در مباحث فلسفی، الهی یا اخلاقی، فساد به انحراف معنوی یا اخلاقی از یک ایده‌آل گفته می‌شود. فساد شامل اعمال متعددی ازجمله رشوه و اختلاس می‌باشد. فساد دولتی یا سیاسی زمانی اتفاق می‌افتد که یک مسئول یا کارمند دولتی از ظرفیت‌های رسمی برای مقاصد شخصی بهره‌گیری کند.

تعریف[ویرایش]

واژه‌‌ی فاسد در لغت به معنی تباهی است.[۱] واژه‌ی لاتین آن برای نخستین بار توسط ارسطو و بعدها سیسرون به‌کار رفت. بنا بر تعریفی[۲] فساد به معنی استفاده‌ی غیرمجاز از قدرت عمومی برای منافع خصوصی است. سنیور[۳] فساد را عملی الف) پنهانی جهت کسب ب) چیز یا خدمتی برای شخص سوم است به شکلی که پ) او بتواند اعمالی انجام دهد که ت) منافعی برای خودش یا شخص سوم یا هر دو داشته باشد و ث) عامل فساد در آن دست داشته باشد.

ابعاد فساد[ویرایش]

فساد می‌تواند در ابعاد مختلفی رخ بنماید. فسادی که منافع کوچک برای اشخاص کوچک کسب کند (فساد صغیر)، فسادی که در بعد دولت و ابعاد بزرگ روی می‌دهد (فساد کبیر) و فسادی که در ساختار زندگی روزمره‌ی مردم در اجتماع رایج است و شامل سمپتوم‌های جرایم سازمان‌یافته فساد نظام‌مند می‌گردد.

فساد صغیر در ابعاد کوچک و درون چارچوب‌های اجتماعی و عرف‌های حاکم روی می‌دهد. برای نمونه می‌توان از ردوبدل شدن هدایای نامناسب یا استفاده از ارتباطات شخصی برای کسب نفع نام برد. این نوع از فساد مشخصاً در کشورهای در حال توسعه که در آن‌ها خادمین اجتماعی بسیار پایین‌تر از خط فقر زندگی می‌کنند مشاهده می‌شود.

فساد کبیر در بالاترین سطوح دولتی اتفاق می‌افتد و نیازمند واژگونی نظام سیاسی، قانون‌گذاری و اقتصادی است. این فساد عموماً در دولت‌های دیکتاتوری و دولت‌هایی که فاقد قوانین صحیح برای جلوگیری از فساد هستند روی می‌دهد. نظام دولتی در بسیاری از کشورها مشتمل بر شاخه‌های مقننه، مجریه و قضاییه است که به صورت مستقل فعالیت می‌کنند و این استقلال بنا بر قاعده باید آن‌ها را از فساد دور نگه دارد.

فساد سیستماتیک (یا فساد بومی) فسادی است که در وهله‌ی نخست به دلیل ضعف در یک سازمان یا فرایند اتفاق می‌افتد و در آن می‌توان از عاملین منفردی نام برد که درون نظام به فساد می‌پردازند.

فساد در بخش‌های گوناگون[ویرایش]

فساد ممکن است در بخش‌های متفاوتی از جمله بخش دولتی، بخش خصوصی و حتی صنعت و سازمان‌های غیردولتی روی دهد.


بخش دولتی فساد در بخش دولتی، نوعی فساد خائنانه به شمار می‌آید. یک بدنه‌ی فاسد حکم‌فرمایی، می‌تواند تأثیرات گسترده‌ای بر باقی بخش‌های جامعه داشته باشد. پژوهش‌های اخیر بانک جهانی نشان می‌دهد کسانی که تصمیمات قانون‌گذارانه اتخاذ می‌کنند (دولت‌مردانی که انتخاب می‌شوند یا دیوان‌سالار ها) نقش حساسی در تعیین میزان فساد دارند، چراکه با خائنین و خرابکاران ارتباط بیشتری دارند. [۴]

قوه‌ی مقننه (سیاسی) مقاله‌ی اصلی: فساد سیاسی فساد سیاسی به وضع قانون از جانب دولت ویا سوء استفاده از آن جهت کسب مال نامشروع گفته می‌شود. اشکال مختلف این فساد با رشوه، اخاذی، خویشاوندسالاری و اختلاس انجام می‌پذیرد. سرکوب مخالفین سیاسی و خشونت پلیس در برابر معترضان، بخشی از فساد سیاسی نمی‌باشد.

قوه‌ی مجریه (پلیس) مقاله‌ی اصلی: فساد پلیس فساد پلیسی نوع خاصی از سوء رفتار پلیس است که جهت کسب منافع مالی، منافع شخصی ویا ترفیع رتبه برای مأمور(ان) پلیس در ازای عدم تعقیب یا تعقیب انتخابی، تجسس یا دستگیری روی می‌دهد. نوع رایجی از فساد پلیس، چشم‌پوشی از جرم یا دریافت رشوه در ازای عدم گزارش موارد مرتبط با مواد مخدر، حلقه‌های فحشا یا فعالیت‌های غیرقانونی است. نوع دیگری از آن تعیین کردن قوانین به شکلی است که از متهمین یا مضنونین رفع اتهام شود. در موارد دیگر، پلیس خود وارد جرایم سازمان‌یافته می‌گردد. در بسیاری از شهرهای بزرگ، سیستم‌های نظارتی داخلی برای بررسی چنین مواردی وجود دارد.

قوه‌ی قضاییه فساد در قوه‌ی قضاییه شامل سوء رفتار قضات از طریق دادن یا گرفتن رشوه، دادن حکم‌های نامناسب به متهمین، انتخابی شنیدن یا قضاوت کردن دعواها و مواردی از این دست می‌باشد. فساد دولتی در بسیاری از کشورهای درحال‌گذار و کشورهای در حال توسعه رایج است زیرا بودجه تقریباً به صورت کامل توسط قوه‌ی مجریه کنترل می‌شود. تفکیک قائل شدن میان دو فساد نظام قضایی اهمیت زیادی دارد: فساد دولتی (از طریق برنامه‌ریزی بودجه و مجوزهای گوناگون) و فساد خصوصی.


{‌{پانویس}‌}


خطای یادکرد: برچسب <ref> وجود دارد، اما {‌{پانویس}‌} پیدا نشد. لطفاً برای نمایش یادکردها، {‌{پانویس}‌} را در پایان مقاله بیفزایید. راهنمایی بیشتر