بهار دلکش

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

بهار دلکش از زیباترین تصنیف‌های بهاری به زبان فارسی در آواز ابوعطا و از آثار درویش خان (غلامحسین درویش) است. این تصنیف در گوشهٔ حجاز اجرا شده است.

آهنگ‌ساز اصلی این اثر درویش‌خان و شاعر متن تصنیف محمدتقی بهار (ملک‌الشعرای بهار) بود. تاکنون خوانندگان چندی چون عبدالله دوامی، محمدرضا شجریان، علیرضا قربانی، وحید تاج، سیاوش ایمانی، رشید بهبودف، شکیلا، محمد ملک،[۱] دریا دادور، و کامران صفاری‌فر این تصنیف را اجرا کرده‌اند.

ترانه[ویرایش]

ابداع ترانهٔ بهار دلکش تا کنون به چند تن منسوب شده است؛ مجله موسیقی شماره ۱۷، آلبوم ترانه‌های ایرانی، کتاب آهنگ‌های اصیل ایرانی، و مجموعه آثار درویش‌خان، آهنگ را از درویش‌خان می‌داند. مجلهٔ موسیقی شماره ۲۰ و آلبوم عشق داند (از آثار لطفی و شجریان) آن را به عارف منسوب می‌کند.

ارشد تهماسبی در کتاب تصانیف عارف، ذکری از این آهنگ به میان نیاورده ولی در کتاب مجموعهٔ آثار درویش‌خان، نُت و شعر آن را آورده است.

پایور هم در کتاب ردیف آوازی و تصنیف‌های قدیمی دوامی می‌نویسد: «آهنگ از درویش‌خان و شعر از ملک‌الشعرای بهار است که در مجلس شورای ملی به نفع حریق‌زدگان شهر آمل، تخصیص داده شده و در سال ۱۲۹۴ خورشیدی خوانده و اجرا شده است. بندهای دیگر این تصنیف در دیوان عارف آمده است.»

متن تصنیف[ویرایش]

  • بند یکم
بهار دلکش رسید و دل به‌جا نباشد از آن‌که دلبر دمی به فکر ما نباشد
در این بهار ای صنم بیا و آشتی کن که جنگ و کین با من حزین روا نباشد
صبحدم بلبل، بر درخت گل، به‌خنده می‌گفت نازنینان را، مه‌جبینان را، وفا نباشد
  • بند دوم
اگر تو با این دل حزین عهد بستی حبیب من، با رقیب من، چرا نشستی؟
چرا دلم را عزیز من، ز کینه خستی؟ بیا بَرَم شبی از وفا ای مه الستی
تازه کن عهدی که با ما بستی
  • بند سوم
به باغ رفتم دمی به گل نظاره کردم چو غنچه پیراهن از غم تو پاره کردم
روا نباشد اگر ز من کناره جویی که من ز بهر تو از جهان کناره کردم
ای پری پیکر، سرو سیمین بر، لعبت بهاری مهوشی جانی، دلکشی اما، وفا نداری
  • بند چهارم
به باغ رفتم چو عارضت گلی ندیدم ز گلشن‌ات از مراد دل گلی نچیدم
به خاک کوی تو لاجرم وطن گزیدم ببین در وطن از رفیقانت،
وز رقیبانت، در وطن‌خواهی چه‌ها کشیدم
  • بند پنجم
ز جشن جمشید جم، دلی نمانده خرم از آن که اهرمن را مکان بود به کشور جم
به پادشه عجم بده ز باده جامی مگر که پادشه عجم ز دل برد غم
خسرو ایران، باد جاویدان، به تخت شاهی دشمنش بی جان، ملکش آبادان، چنان که خواهی
  • بند ششم
ز جنگ بین‌الملل مرا خبر نباشد ز بارش تیر آهنین حذر نباشد
مرا به غیر از غمت غم دگر نباشد تو شاه منی، با ولای تو، با صفای تو
از رقیبانم حذر نباشد


پانویس[ویرایش]

  1. . ۱۳۹۰. https://www.youtube.com/watch?v=oGdNa85OJDQ. بازبینی‌شده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۴. 

منبع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]