آرام جان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

آرام جان، نام آلبومی است با صدای محمدرضا شجریان و تار داریوش پیرنیاکان که در مایهٔ افشاری اجرا شده‌است. این آلبوم حاصل اجرای زنده در وین در پاییز سال ۱۳۷۷ است.

شرح[ویرایش]

هنرمندان[ویرایش]

همنوازان گروه آوا[ویرایش]

ترانه‌ها[ویرایش]

پیش درآمد[ویرایش]


تصنیف دلم دلم[ویرایش]


ﺩﻟﻢ ﺩﻟﻢ ﺩﻟﻢ، ﺭﻭ ﺑﺮﺩﻱ، ﺑﻪ ﻛﻪ ﮔﻮﻳﻢ یار
ﻏﻤﻢ ﻏﻤﻢ ﻏﻤﻢ ﻧﺨﻮﺭﺩﻱ، ﺯ ﭼﻪ ﺟﻮﻳﻢ یار
ﺳﺮﻭ ﺭﻭﺍﻧﻢ، ﺁﺭﺍﻡ ﺟﺎﻧﻢ، ﺑﻲ ﺗﻮ ﻧﻤﺎﻧﻢ، ﺩﺭدت به ﺟﺎﻧﻢ

ﮔﺮ ﻳﺎﺭ ﻣﻦ ﺑﺮ ﺍﻓﻜﻨﺪ

ﺍﺯ ﺭﺥ ﻧﻘﺎﺏ ﺭﻭﻳﺶ

ﻋﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺮ ﻣﻲﺯﻧﺪ

ﺍﺯ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻣﻮﻳﺶ

ساز و آواز[ویرایش]


(شکسته قفقاز به عنوان درآمد)
خبرت خراب تر کرد جراحت جدایی
خبرت خراب تر کرد جراحت جدایی

چو خیاب آب روشن که به تشنگان نمایی

(درآمد افشاری)
بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی
بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی

شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی

(جامه دران)
تو جفای خود بکردی و نه من نمی توانم

که جفا کنم ولیکن نه تو لایق جفایی

چه کنند، چه کنند اگر تحمل نکنند زیر دستان
چه کنند اگر تحمل نکنند زیر دستان

تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشایی

(عراق)
من از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحت
من از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحت

برو ای فقیه و با ما مفروش پارسایی

سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم

دگری نمی شناسم، دگری نمی شناسم تو ببر که آشنایی

(جامه دران)
تو که گفته ای تامل نکنم جمال خوبان
تو که گفته ای تامل نکنم جمال خوبان

بکنی اگر چو سعدی نظری بیازمایی

(رهاب و شور)
در چشم بامدادان به بهشت بر گشودن

نه چنان لطیف باشد که به دوست بر گشایی


چهارمضراب[ویرایش]

  • عراق، محمدرضا شجریان



تصنیف نه قدرت[ویرایش]


ﻧﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻭﻱ ﻧﺸﻴﻨﻢ

ﻧﻪ ﻃﺎﻗﺖ ﻛﻪ ﺟﺰ ﻭﻱ ﺑﺒﻴﻨﻢ

ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺁﻓﺖ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺩﻳﻨﻢ

ﺍﻱ ﺩﻝﺁﺭﺍ، ﺳﺮﻭ ﻭﺍﻻ

ﻛﺎﺭ ﻋﺸﻘﻢ ﭼﻪ ﺑﺎﻻ ﮔﺮﻓﺘﻪ

ﺩﺭ ﺳﺮ ﻣﻦ ﺟﻨﻮﻥ ﺟﺎ ﮔﺮﻓﺘﻪ

ﺟﺎﻱ ﻋﻘﻞ ﻋﺸﻘﺖ ﻳﻜﺠﺎ ﮔﺮﻓﺘﻪ

ﺧﺎﻧﻪ ﺩﻝ ﺑﻪ ﻳﻐﻤﺎ ﮔﺮﻓﺘﻪ

ﺁﻓﺖ ﺗﻦ، ﻓﺘﻨﻪ ﺟﺎﻥ

ﺭﻫﺰﻥ ﺩﻳﻦ، ﺩﺯﺩ ﺍﻳﻤﺎﻥ

‫ﺗﺮﻙ ﭼﺸﻤﺖ، ﻧﻴﺰﻩ ﭘﻨﻬﺎﻥ

ﺁﺷﻜﺎﺭﺍ، ﺍﻱ ﻧﮕﺎﺭﺍ

ﺧﺎﻧﻪ ﺩﻝ ﺑﻪ ﻳﻐﻤﺎ ﮔﺮﻓﺘﻪ

ﺩﺭ ﺳﺮ ﻣﻦ ﺟﻨﻮﻥ ﺟﺎ ﮔﺮﻓﺘﻪ

ﺳﻮﺯﻡ ﺍﺯ ﺳﻮﺯ ﺩﻝ رﻳﺶ

ﺧﻨﺪﻡ ﺍﺯ ﺑﺨﺖ ﺑﺪ ﺧﻮﻳﺶ

ﮔﺮﻳﻢ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﺍﻧﺪﻳﺶ

ﺧﻮﺍﻫﻤﺶ ﺑﻴﻨﻢ ﻛﻢ ﻭ ﺑﻴﺶ

ﮔﺮﻳﻪ ﺭﺍﻩ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮔﺮﻓﺘﻪ

ﮔﺮﻳﻪ ﺭﺍﻩ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮔﺮﻓﺘﻪ

ﺟﺎﻱ ﻋﻘﻞ ﻋﺸﻘﺖ ﻳﻜﺠﺎ ﮔﺮﻓﺘه

ﺧﺎﻧﻪ ﺩﻝ ﺑﻪ ﻳﻐﻤﺎ ﮔﺮﻓﺘﻪ

ﺟﺎﻱ ﻋﻘﻞ ﻋﺸﻘﺖ ﻳﻜﺠﺎ ﮔﺮﻓﺘه

ﮔﺮﻳﻪ ﺭﺍﻩ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮔﺮﻓﺘﻪ

ساز و آواز[ویرایش]

  • غزل سعدی

(بوسلیک افشاری (نوعی درآمد افشاری))
مکن سرگشته آن دل را که دست آموز غم کردی

به زیر پای هجرانش لگد کوب ستم کردی

(اشاره به جامه دران و نیشابور)
قلم بر بی دلان گفتی نخواهم راند و هم راندی

جفا بر عاشقان گفتی نخواهم کرد و هم کردی

(اشاره به رهاب)
بدم گفتی و خرسندم عفاک الله نکو گفتی

سگم خواندی و خشنودم جزاک الله کرم کردی

(قرایی)
عنایت با من اولی تر که تادیدم جفا دیدم

گل افشان بر سر من کن که خارم در قدم کردی

(قرایی رهاب)
غنیمت دان اگر روزی به شادی در رسی ای دل

پس از چندین تحمل ها که زیر بار غم کردی
پس از چندین تحمل ها که زیر بار غم کردی

(رهاب فرود به شور)
شب غم های سعدی را مگر هنگام روز آمد

که تاریک و ضعیفش چون چراغ صبحدم کردی، چون چراغ صبحدم کردی


تصنیف دوش دوش[ویرایش]


ﺩﻭﺵ، ﺩﻭﺵ، ﺩﻭﺵ ﻛﻪ ﺁﻥ ﻣﻪﻟﻘﺎ، ﺧﻮﺵﺍﺩﺍ، ﺑﺎﺻﻔﺎ، ﺑﺎﻭﻓﺎ
ﺍﺯ ﺑﺮﻡ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﻨﺸﺴﺖ، ﺑﺮﺩﻩ ﺩﻳﻦ ﻭ ﺩﻟﻢ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ
ﺑﺎﺯ، ﺑﺎﺯ، ﺑﺎﺯ ﻣﺮﺍ ﺳﻮﻱ ﺧﻮﺩ، ﻣﻲﻛﺸﺪ، ﻣﻲﺑﺮﺩ، ﻣﻲﺯﻧﺪ
ﺑﺎ ﺩﻭ ﭼﺸﻢ، ﺑﺎ ﺩﻭ ﭼﺸﻢ ﻣﺴﺖ، ﺍﺑﺮﻭﻳﺶ، ابرویش ﭘﻴﻮﺳﺖ
ﺁﺗش ﺍﻧﺪﺭ ﺩﻟﻢ ﺑﺮ ﺯﺩ

ﺯﺍﻥ ﺭﺥ ﻫﻤﭽﻮ ﺁﺫﺭ ﺯﺩ

ﺳﻮﺧﺖ ﻫﻤﻪ ﺧﺮﻣﻨﻢ، ﻳﻜﺴﺮﻩ ﺟﺎﻥ ﻭ ﺗﻨﻢ

ﻛﺸﺘﺔ ﻋﺸﻘﺖ ﻣنم، ﺍﻱ ﺻﻨﻢ، ﺑﺪ ﻣﻜﻦ

ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻇﻠﻢ ﺑﻲﺣﺪ ﻣﻜﻦ


تصنیف تند تند[ویرایش]


ﺩﻭﺵ ﻛﻪ ﺁﻥ ﮔﺮﺩ، ﮔﺮﺩ ﮔﻨﺒﺪ ﻣﻴﻨﺎ
ﺩﻭﺵ ﻛﻪ ﺁﻥ ﮔﺮﺩ، ﮔﺮﺩ ﮔﻨﺒﺪ ﻣﻴﻨﺎ

ﺁﺑﻠﻪ ﮔﻮﻥ ﺷﺪ ﺩﻭ ﭼﺸﻢ ﻣﻦ ﺯ ﺛﺮﻳﺎ

ﺗﻨﺪ، تند، تند ﻭ ﻏﻀﺒﻨﺎﻙ، ﺳﺨﺖ ﻭ ﺳﺮﻛﺶ ﻭ ﺗﻮﺳﻦ
ﺗﻨﺪ، تند، تند ﻭ ﻏﻀﺒﻨﺎﻙ، ﺳﺨﺖ ﻭ ﺳﺮﻛﺶ ﻭ ﺗﻮﺳﻦ

ﺍﺯ ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺲ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺁﻥ ﺑﺖ ﺭﻋﻨﺎ
ﺍﺯ ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺲ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺁﻥ ﺑﺖ ﺭﻋﻨﺎ


ﺭﻭﻱ ﺳﭙﻴﺪﺵ، ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﻪ ﮔﺮﺩﻭﻥ

ﻣﻮﻱ ﺳﻴﺎﻫﺶ، ﭘﺴﺮ ﻋﻢ ﺷﺐ ﻳﻠﺪﺍ


ﻟﻌﺒﺖ ﺷﻴﺮﻳﻦ، ﺗﺮﺵ ﺍﮔﺮ ﻛﻪ ﻧﻨﺸﻴﻨﺪ

ﻣﺪﻋﻴﺎﻧﺶ ﻃﻤﻊ ﺑﺮﻧﺪ ﻛﻪ ﺣﻠﻮﺍ


تصنیف از کفم رها[ویرایش]


ﺍﺯ ﻛﻔﻢ ﺭﻫﺎ، ﺟﺎﻧﻢ، ﺷﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻝ
ﺍﺯ ﻛﻔﻢ ﺭﻫﺎ، ﺟﺎﻧﻢ، ﺷﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻝ

ﻧﻴﺴﺖ ﻭ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ، ﺧﺪﺍ، ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺩﻝ

ﺩﻝ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻛﺠﺎ، ﺟﺎﻧﻢ، ﺭﻓﺖ ﻭ ﺑﺮ ﻧﮕﺸﺖ

ﺩﻳﺪﻩ ﺷﺪ ﺳﭙﻴﺪ، ﺧﺪﺍ، ﺯ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﻝ

ﺧﻮﻥ ﺩﻝ ﺑﺮﻳﺨﺖ، ﺟﺎﻧﻢ، ﺍﺯ ﺩﻭ ﭼﺸﻢ ﻣﻦ

ﺧﻮﺵ ﺩﻟﻢ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ، ﺧﺪﺍ، ﺍﻧﺘﺤﺎﺭ ﺩﻝ

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺿﺮﺭ، ﺟﺎﻧﻢ، ﺍﺑﻠﻬﻢ ﺍﮔﺮ
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺿﺮﺭ، ﺟﺎﻧﻢ، ﺍﺑﻠﻬﻢ ﺍﮔﺮ

ﺧﻢ ﻛﻨﻢ ﻛﻤﺮ، ﺧﺪﺍ، ﺯﻳﺮ ﺑﺎﺭ ﺩﻝ

جستارهای وابسته[ویرایش]

منبع[ویرایش]