آستان جانان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
آلبوم آستان جانان
خواننده محمد رضا شجریان
آهنگساز پرویز مشکاتیان
سال انتشار ۱۳۶۲
اشعار حافظ، باباطاهر

آستان جانان نام آلبوم موسیقی سنتی ایرانی است در آواز بیات ترک و با صدای محمدرضا شجریان که در سال ۱۳۶۲ در سفارت ایتالیا در تهران اجرا و در سال ۱۳۶۴ منتشر شده‌است. آهنگسازی این آلبوم را پرویز مشکاتیان انجام داده‌است. اشعار این آلبوم از سروده‌های حافظ و باباطاهر هستند.

نوازندگان[ویرایش]

خواننده: محمدرضا شجریان
سنتور: پرویز مشکاتیان
تنبک: ناصر فرهنگ فر

بخش‌های آلبوم[ویرایش]

  1. پیش درآمد سرانداز
  2. تکنوازی سنتور
  3. چهار مضراب سروناز
  4. ساز و آواز
  5. ساز و آواز(شهابی، قطار)
  6. تصنیف آستان جانان (غزل حافظ)
  7. تکنوازی سنتور
  8. تکنوازی سنتور-قطعه ضربی
  9. ساز و آواز(غزل حافظ)
  10. ساز و آواز(شعر باباطاهر)
  11. تصنیف شیدایی (دو غزل حافظ)

آواز[ویرایش]

آواز یکم: کی شعر طرب انگیزد، خاطر که حزین باشد[ویرایش]

غزل حافظ، مشخصات عروضی: بر وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن؛ بحر: هزج مثمن اخرب

(درآمد بیات ترک)
کی شعر تر انگیزد، خاطر که حزین باشد

یک نکته از این معنی، گفتیم و همین باشد

(درآمد بیات ترک)
از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار

صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد

(دشتی (امیری))
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل!

شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد

(جملهٔ اول شکسته)
هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز

نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد

(جملهٔ دوم شکسته)
جام می‌ و خون دل هر یک به کسی دادند

در دایره قسمت، اوضاع چنین باشد

(جملهٔ سوم شکسته (اوج شکسته))
در کار گلاب و گل حکم ازلی ایـن بود

کین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد

(فرود)
آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر

کین سابقهٔ پیشین تا روز پسین باشد

آواز دوم: سری دیرم که سامونش نمی‌بو[ویرایش]

شعر از بابا طاهر، دیوان دو بیتی ها؛ مشخصات عروضی: بر وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (ترانه، دوبیتی)؛ بحر: هزج مسدس محذوف.

(شهابی)
سری دیرم که سامونش نمی‌بو

غمی دیرم که که پایانش نمی‌بو

(شهابی)
اگر باور نداری سوی من آی

ببین دردی که درمانش نمی‌بو

(قطار)
خوش آن ساعت که یار از در درآیو

شو هجران و روز غم سر آیو

(قطار)
ز دل بیرون کنم جان را به صد شوق

همی واجم که جایش دلبر آیو

آواز سوم: سینه مالامال درد است، ای دریغا مرهمی[ویرایش]

غزل حافظ؛ مشخصات عروضی: بر وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن؛ بحر: هزج مثمن محذوف

(جملهٔ اول کرد بیات)
سینه مالامال درد است، ای دریغا مرهمی

دل ز تنهایی به جان آمد، خدا را همدمی

(جمله دوم کرد بیات)
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو

ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی

(حزین فرود به شور)
زیرکی را گفتم این احوال بین، خندید و گفت

صعب روزی، بوالعجب کاری، پریشان عالمی

(عشاق)
آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست

عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی

(عشاق و تحریر بسته نگار)
اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست

رهروی باید جهانسوزی، نه خامی بی غمی

(حزین فرود)
در طریق عشق بازی امن و آسایش بلاست

ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی

(سلمک فرود)
گریهٔ حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق

که اندر این طوفان نماید هفت دریا شبنمی

آواز چهارم: دلا از دست تنهایی به جانم[ویرایش]

شعر از باباطاهر، دیوان دو بیتی ها؛ مشخصات عروضی: بر وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن؛ بحر: هزج مسدس محذوف.

(در آمد شور)
دلا از دست تنهایی به جانم

ز آه و نالهٔ خود در فغانم

(دشتستانی)
شبان تار از دست جدایی

کند فریاد مغز استخونم

عزیزون از غم و درد جدایی

به چشمونم نمونده روشنایی

(دشتستانی)
گرفتارم به دام غربت و درد

نه یاری، همدمی نه آشنایی

فلک کی بشنوه آه و فغونم

به هر گردش زنه آتش به جونم

(دشتستانی)
یک عمری بگذرونم با غم و درد

به کام دل نگرده آسمونم

نمی‌دونم دلم دیوونهٔ کیست

اسیر نرگس مستونهٔ کیست

(قوچانی)
نمی‌دونم دل دیونه مو

کجا می‌گردد و در خونه کیست

دلی دیرم که بهبودش نمی‌بو

نصیحت می کنم سودش نمی‌بو

(سارنگی)
به بادش می‌دهم نه­ش می‌برد باد

در آتش می‌نهم دودش نــمـی بو

بود درد مو و درمونم از دوست

بود وصل مو و هجرونم از دوست

(خسرو و شیرین)
اگه قصابم از تن واکره پوست

جدا هرگز نگرده جونم از دوست

مو آن آزرده­ی بی خانمانم

مو آن محنت نصیب سخت جونم

مو آن سرگشته خارم در بیابان

که هر بادی وزه پیشش دوونم

(دشتستانی)

به صحرا بنگرم صحرا ته وینم

به دریا بنگرم دریا ته وینم

(غم انگیز)
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت

نشان از قامت رعنا ته وینم

مو که افسرده حالم چون ننالم

شکسته پر و بالم چون ننالم

(دیلمان)
همه گویند فلانی ناله کم کن

تو آیی در خیالم چون ننالم

به آهی گنبد خضرا بسوجم

فلک را جمله سر تا پا بسوجم

(دشتستانی فرود به شور)
بسوجان ار نه کارم را بساجی

چه فرمایی بساجی یا بسوجم؟

غم عشقت بیابون پرورم کرد

هوای بخت بی بال و پرم کرد

به مو گفتی صبوری کن صبوری

صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد

ترانه[ویرایش]

تصنیف یکم: آستان جانان (غزل حافظ)[ویرایش]

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد

شعری بخوان که با آن رطل گران توان زد

شد رهزن سلامت زلف تو وین عجب نیست

گر راه زن تو باشی صد کاروان توان زد

بر آستان جانان گر سر توان نهادن

گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد

درویش را نباشد ره به (برق) سرای سلطان

ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد

قد خمیده ما سهلت نماید اما

بر چشم دشمنان تیر از این کمان توان زد

تصنیف دوم: شیدایی (دو غزل حافظ)[ویرایش]

در همه دير مغان نيست چو من شيدايی

خرقه جايی گرو باده و دفتر جايی

دل كه آئينه صافی است غباری دارد

وز خدا می طلبم صحبت روشن رايی

شرح اين قصه مگر شمع برآرد به زبان

ورنه پروانه ندارد به سخن پروايی

كشتي باده بياور كه مرا بي رخ دوست

گشته هر گوشه چشم از غم دل دريايی


- - -

 
زين دايره مينا خونين جگرم می ده

تا حل كنم اين مشكل در ساغر مينايی

پیوند به بیرون[ویرایش]

منابع[ویرایش]