مراسم عروسی در ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

اجزای آئین و مراسم عقد و عروسی ایرانی:

و در نسل‌های تازه:

خاموش کردن شمع در شب عروسی با کفش عروس یا گلبرگ هم یکی از رسوم است که گاه اجرا می‌شود.

آداب عروسی در قومهای مختلف[ویرایش]

بختیاری[ویرایش]

یک روز پیش از عروسی، مقداری بارو بنشن به نام «باروزی» از طرف داماد به خانهٔ عروس ارسال می‌شود. صبح روز عروسی خانواده‌های وابسته به داماد همراه با توشمال‌ها شادی‌کنان به طرف خانهٔ عروس راه می‌افتند. زنان و دختران قبل از وارد شدن به خانهٔ عروس در میانهٔ راه آوازهایی (دوالالی) می‌خوانند. نزدیک خانهٔ عروس که رسیدند، خانوادهٔ عروس به پیشواز می‌آیند و مهمانان را به داخل می‌برند.

در مراسم همه ایل شرکت می‌کنند و خود را در شادی و سرور سهیم می‌دانند. در این هنگام توشمال‌ها شروع به نواختن آهنگ‌های محلی می‌کنند و مجلس شور و حال دیگر به خود می‌گیرد. جوانان ترکه بازی می‌کنند و به سوارکاری می‌پردازند و تا وقت نهار، انواع رقص‌ها و بازی‌هایی را که بین بختیاری‌ها متداول است، انجام می‌دهند. قبل از حرکت عروس مقداری قند در دستمالی می‌پیچند و آن را به کمر دختر می‌بندند و عروس را روی زین اسب می‌نشانند و جلوی او بر روی اسبی، پسر بچه ۸ یا ۹ ساله‌ای را می‌نشانند. در بین راه به طرف خانهٔ داماد بازی مخصوص عروسی به نام سرانداز شروع می‌شود. به این صورت که یکی از سواران همراه عروس و در بعضی طایفه‌ها خود داماد، دستمالی را که روی سر عروس است می‌رباید و دیگر سواران به دنبال او اسب می‌تازند تا دستمال را از رباینده بازپس بگیرند. باید دانست که نگاهداشتن دستمال تا آخر بازی برای رباینده افتخار محسوب می‌شود. همین که عروس نزدیک خانهٔ داماد رسید از رفتن خودداری می‌کند و خلعت می‌خواهد، به ناچار خانوادهٔ داماد گوسفندی، بره‌ای یا میشی پیشکش می‌کنند تا عروس راضی شده، از مرکب پیاده شود. در آستانهٔ در خانه یا چادر، گوسفندی را زیر پای عروس قربانی می‌کنند. رسم چنین است که خون این حیوان تخت کفش عروس را رنگین کند تا قدمش با شگون و پر خیر و برکت باشد.

حجله یا چادر عروسی عموماً سفید است تا هم نشانهٔ مشخص چادر عروس و داماد باشد و هم نشانهٔ سفیدی بخت و اقبال. موقع ورود عروس به چادر در کنار آن آتش برپا می‌کنند و عروس قبل از ورود به حجله باید دور آتش بگردد. داماد نیز در گوشهٔ دیگری آتش روشن کرده و هفت تخم‌مرغی را که قبلاً تهیه کرده و در دستمالی نگهداشته‌است، به سر عروس و دیگر همراهان می‌ریز و بدین ترتیب عروس و داماد به حجله می‌رود. در حجله، پدر داماد (ساقدوش)، عروس و داماد را دست به دست می‌دهد.

یکی از کارهای عروسی در بختیاری فراهم آوردن «سوخت» برای تهیهٔ غذای عروسی است. چند روز مانده به عروسی عده‌ای از جوانان با چارپایانی برای تهیهٔ هیزم به کوه و صحرا می‌روند. معمولاً همهٔ جوانان داوطلب چنین کاری هستند، زیرا می‌دانند که برای عروسی خودشان متقابلاً جوانان دیگر این زحمت را متحمل می‌شوند. معمولاً به جز آوردن هیزم، دوغ، کره، ماست و کشک هم از گله‌داران دریافت و برای داماد می‌آورند.[۱]

بلوچ[ویرایش]

مردم بلوچ در مراسم عروسی آداب و سنن خاص خود را دارند آنها داماد را سوار برمرکب شتر کرده و پسر بچه‌ای را جلو داماد سوار بر شتر می‌نشانند سپس با سردادن ترانه‌های شادی به اسم هالی داماد را به طرف آب می‌برند پس از غسل دادن و حمام داماد و پوشاندن لباس بر تن داماد که هدیه‌ای از خانواده عروس می‌باشد و پس از جاری کردن صیغه عقد بین عروس و داماد آنها وارد حجله شده و سه شبانه روز در حجله می‌مانند.[۲]

زنجان[ویرایش]

عروسی و رسم آن، در استان زنجان، از اهمیت خاصی برخوردار است. از نظر آداب و رسوم، به طور کلی، دو نوع ازدواج وجود دارد:

  • هب: این گونه‌است که عروس همراه با داماد بدون هیچ نوع اطلاع قبلی، منزل پدری را ترک می‌کند و پس از چند روز، پدر دامان همراه با ریش سفیدان محل به خانه عروس می‌روند و پس از شرح ماجرا، به هر تقدیر، پدر عروس را راضی می‌کنند و نامه‌ای تحت عنوان ((وکیل نامه)) جهت عقد ازدواج رسمی دریافت می‌نمایند.

انتقاد از برخی آداب دست‌وپاگیر ازدواج[ویرایش]

بسیاری از مبلغان دینی معتقدند باید از پیرایه‌های مراسم ازدواج کاسته شود، تا مخارج آن چندان زیاد نشود که خود مشکلی بر سر راه ازدواج جوانان فراهم آورد. آن‌ها با تأیید برخی از رسوم مانند ولیمه عروسی، چشم و هم‌چشمی‌ها را باعث افزوده شدن تدریجی برخی از آداب و رسوم می‌دانند، و معتقدند چنین رسوماتی باید حذف شوند.

منابع[ویرایش]