پرش به محتوا

پل سایمون

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پل سایمون
پل سایمون در حال اجرا 2011
پل سایمون در حال اجرا 2011
اطلاعات پس‌زمینه
زادهپل فردریک سایمون
۱۳ اکتبر ۱۹۴۱ (۸۴ سال)
نیوآرک، نیوجرسی
 ایالات متحده آمریکا
ژانر(ها)راک بومی، موسیقی بومی، سافت راک
سال‌های فعالیت۱۹۵۷–اکنون

پل فردریک سایمون (متولد ۱۳ اکتبر ۱۹۴۱) خواننده-ترانه سرا و نوازنده گیتار آمریکایی است که به خاطر آثار انفرادی و همکاریهایش با آرت گارفانکل شناخته میشود. او و گارفانکل که در سال ۱۹۵۳ در مدرسه ابتدایی با هم آشنا شدند، در دهه ۱۹۶۰ به عنوان گروه سایمون و گارفانکل (Simon & Garfunkel) به شهرت رسیدند. تلفیق موسیقی فولک و راک آنها که شامل ترانههای موفق «صدای سکوت» (The Sound of Silence) (۱۹۶۵)، «خانم رابینسون» (Mrs. Robinson) (۱۹۶۸)، «آمریکا» (America) (۱۹۶۸) و «بوکسور» (The Boxer) (۱۹۶۹) بود، به عنوان موسیقی متن جنبش ضد فرهنگ دهه ۱۹۶۰ عمل کرد. آخرین آلبوم آنها، پل روی آبهای خروشان (Bridge over Troubled Water) (۱۹۷۰)، جزو پرفروشترین آلبوم های تمام دورانها است.

سایمون به عنوان هنرمند انفرادی، سبک هایی از جمله گاسپل، رگی و سول را نیز تجربه کرده است. آلبومهای او به نامهای پل سایمون (Paul Simon) (۱۹۷۲)، سایمون قافیه ساز شروع می‌کند (There Goes Rhymin' Simon) (۱۹۷۳) و هنوز دیوانه بعد از تمام این سال‌ ها (Still Crazy After All These Years) (۱۹۷۵) او را در معرض دید عموم نگه داشت و تحسین منتقدان را برانگیخت و ترانه های پرفروشی چون «اتحاد مادر و کودک» (Mother and Child Reunion) (۱۹۷۲)، «من و خولیو کنار حیاط مدرسه» (Me and Julio Down by the Schoolyard) (۱۹۷۲) و «۵۰ راه برای ترک معشوقه» (50 Ways to Leave Your Lover) (۱۹۷۵) از آنها بیرون آمد. سایمون برای چندین تور کنسرت و همچنین کنسرت در پارک مرکزی (Concert in Central Park) در سال ۱۹۸۱ با گارفانکل دوباره همکاری کرد. سایمون چندین بار در برنامه شنبه شب زنده (Saturday Night Live) اجرا داشته و از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۷ چهار بار میزبان آن برنامه بوده است. او اولین تجربه بازیگری خود را در کمدی رمانتیک وودی آلن به نام آنی هال (Annie Hall) (۱۹۷۷) انجام داد.

در سال ۱۹۸۶، سایمون موفق ترین و تحسین شده ترین آلبوم خود به نام گریسلند (Graceland) را منتشر کرد که در آن از تأثیرات موسیقی آفریقای جنوبی بهره گرفته بود. ترانه «تو میتونی به من بگی آل» (You Can Call Me Al) به یکی از پرفروشترین تک آهنگهای سایمون تبدیل شد. پس از گریسلند (Graceland)، آلبوم ریتمِ قدیسان (The Rhythm of the Saints) (۱۹۹۰) و همچنین دومین کنسرت در پارک در سال ۱۹۹۱ - بدون حضور گارفانکل - برگزار شد که حدود پانصد هزار نفر در آن حضور داشتند. در سال ۱۹۹۸، سایمون یک موزیکال برادوی به نام مرد شنل پوش(The Capeman) نوشت که با استقبال ضعیفی روبهرو شد. او در قرن بیست و یکم به ضبط موسیقی و برگزاری تورهای کنسرت ادامه داد. آلبومهای بعدی او نظیر تو همانی (You're the One) (۲۰۰۰)، خیلی زیبا... خب که چی(So Beautiful or So What) (۲۰۱۱) و از غریبه ای به غریبه ای دیگر (Stranger to Stranger) (۲۰۱۶) او را به نسلهای جدید معرفی کردند. آخرین آلبوم او، هفت مزدور (Seven Psalms)، در سال ۲۰۲۳ منتشر شد.

اوایل زندگی و تحصیلات

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پل سایمون در ۱۳ اکتبر ۱۹۴۱ در نیویورک، نیوجرسی، از والدینی یهودی-مجارستانی به دنیا آمد. پدرش، لویی (۱۹۱۶-۱۹۹۵)، استاد علوم تربیتی در کالج شهری نیویورک بود و به عنوان نوازنده گیتار بیس و رهبر گروه موسیقی رقص فعالیت میکرد. مادرش، بل (۱۹۱۰-۲۰۰۷)، معلم دبستان بود. در سال ۱۹۴۵، خانوادهاش به بخش کیو گاردنز هیلز (Kew Gardens Hills) در فلاشینگ، کوئینز، در شهر نیویورک نقل مکان کرد.

نمای هوایی از کوئینز از فرودگاه بین‌المللی جان اف کندی

دونالد فاگن (Donald Fagen) از گروه استیلی دن (Steely Dan) دوران کودکی سایمون را اینگونه توصیف کرد: «از نوعی یهودی نیویورکی بود که موسیقی و بیسبال برایش بسیار مهم است. فکر میکنم این به والدین مرتبط باشد. والدین یا مهاجرند یا آمریکایی های نسل اول که خود را غریبه احساس میکردند، و تفکر کلیدی برایشان همسان سازی بود - آنها به سمت موسیقی سیاهان و بیسبال جذب شدند و به دنبال فرهنگی جایگزین میگشتند.» سایمون گفت که توصیف فاگن چندان دور از واقعیت نبود. او پدرش را فردی بامزه و باهوش توصیف کرد، اما گفت که پدرش دیروقت کار میکرد و بچه هایش را زیاد نمی دید. او به خاطر میآورد که ترانه «جی» (Gee) از گروه دِ کروز (The Crows) را در برنامه بال روم خیالی (Make Believe Ballroom) شنیده است: «این واقعاً اولین چیزی بود که در آن برنامه شنیدم و دوست داشتم. و واقعاً اولین باری بود که راک اند رول را شنیدم.» او سعی کرد حس و حالی را که از شنیدن ترانه «فرشته زمینی» (Earth Angel) به دست می آورد برای پدرش توضیح دهد: «پدرم موزیسین بسیار خوبی بود. و او از دوره موسیقی بسیار پیچیدهای می آمد، گروه های بزرگ و سیناترا... او قانع نشد. اما من عاشق آن صفحه هستم.»

سایمون زمانی که یازده ساله بود با آرت گارفانکل آشنا شد و آنها در نمایشی از آلیس در سرزمین عجایب (Alice in Wonderland) برای جشن فارغ‌التحصیلی کلاس ششم، با هم اجرا کردند. این دو از سیزده سالگی شروع به خواندن مشترک کردند و گاه گاهی در رقص‌های مدرسه اجرا داشتند. سایمون در سن دوازده یا سیزده سالگی، اولین ترانه خود به نام «دختری برای من» (The Girl for Me) را برای اجرای خودش و گارفانکل نوشت. به گفته سایمون، همه آن ترانه را در محله زمزمه می کردند. پدرش کلمات و آکوردها را روی کاغذ نوشت تا پسرها از آن استفاده کنند و آن کاغذ به اولین ترانه ثبت‌شده رسمی سایمون و گارفانکل (Simon & Garfunkel) تبدیل شد. اکنون آن کاغذ در کتابخانه کنگره (Library of Congress) نگهداری می‌شود. در سال ۱۹۵۷، هنگامی که هر دو نوجوانی در اواسط نوجوانی بودند، ترانه «هِی، دختر مدرسه ای» (Hey, Schoolgirl) را با نام مستعار خودشان «تام و جری» (Tom & Jerry) ضبط کردند؛ نامی که کمپانی ضبط آنها یعنی بیگ رکوردز (Big Records) بر آنها نهاد. این تک‌آهنگ به رتبه ۴۹ در جدول بیلبورد (Billboard) دست یافت.

پس از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان فارست هیلز (Forest Hills High School)، سایمون در رشته انگلیسی در کالج کوئینز (Queens College) تحصیل کرد و در سال ۱۹۶۳ فارغ‌التحصیل شد. گارفانکل در دانشگاه کلمبیا (Columbia University) در منهتن در رشته ریاضی تحصیل کرد. سایمون عضو انجمن برادری آلفا اپسیلون پای (Alpha Epsilon Pi) بود و در سال ۱۹۶۳ به مدت یک ترم در دانشکده حقوق بروکلین (Brooklyn Law School) تحصیل کرد.

سایمون و گارفانکل ۱۹۵۸–۱۹۷۰

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
سایمون در سال ۱۹۶۶

سال های اولیه و تام و جری

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

بین سال‌های ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۴، سایمون بیش از ۳۰ ترانه نوشت، ضبط و منتشر کرد. او و گارفانکل گاه گاه به عنوان تام و جری (Tom & Jerry) دوباره به هم می‌پیوستند تا تک‌آهنگ‌هایی از جمله «ترانه ما» (Our Song) و «این داستان من است» (That's My Story) را ضبط کنند. بیشتر ترانه‌هایی که سایمون در آن دوره ضبط کرد، به تنهایی یا با نوازندگانی غیر از گارفانکل اجرا کرد. آن آثار روی نوار های کوچک و فرعی ضبط و منتشر شدند. تا سال ۱۹۶۲، او که با نام جری لندیس (Jerry Landis) کار می‌کرد، ترانه‌سرا/تهیه‌کننده پرکاری برای چندین هنرمند امی رکوردز (Amy Records) بود و بر مطالبی که توسط داتی دنیلز (Dotty Daniels)، گروه وِلز (The Vels) منتشر می‌شد، نظارت داشت. او و گارفانکل از هارمونی‌های گروه اورلی برادرز (Everly Brothers) تأثیر گرفته بودند. سایمون با تک‌آهنگ‌هایی که در آن سال ها نوشت، موفقیت متوسطی به دست آورد؛ از جمله ترانه «موتورسیکلت» (Motorcycle) که در سال ۱۹۶۲ به رتبه ۹۹ جدول بیلبورد (Billboard) رسید.

شروع سایمون و گارفانکل

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
تصویری از سایمون به همراه گارفانکل

در اوایل سال ۱۹۶۴، سایمون و گارفانکل برای کمپانی کلمبیا رکوردز (Columbia Records) آزمون بازیگری دادند و کلایو دیویس (Clive Davis)، مدیر اجرایی آن کمپانی، با آنها برای تولید یک آلبوم قرارداد بست. شرکت تصمیم گرفت آنها را به جای تام و جری (Tom & Jerry)، سایمون و گارفانکل (Simon & Garfunkel) بنامد و به گفته سایمون، این اولین بار بود که در موسیقی پاپ از نام خانوادگی هنرمندان بدون نام کوچکشان استفاده می‌شد. اولین ال‌پی سایمون و گارفانکل (Simon & Garfunkel) با عنوان چهارشنبه صبح، ساعت ۳ (Wednesday Morning, 3 A.M.) در ۱۹ اکتبر ۱۹۶۴ منتشر شد. این آلبوم شامل ۱۲ ترانه بود که پنج تای آنها را سایمون نوشته بود. این آلبوم در ابتدا با شکست تجاری مواجه شد. از این رو سایمون به لندن، انگلستان نقل مکان کرد در کلاب‌های فولک به اجرای برنامه پرداخت. او از اقامت خود در انگلستان لذت برد و بعد ها در سال ۱۹۷۰ گفت: «من دوستان زیادی آنجا داشتم و یک دوست دختر. می‌توانستم در آنجا موسیقی اجرا کنم. در شهر نیویورک جایی برای اجرا نداشتم. آنها مرا راه نمی‌دادند.» او توسط صحنه فولک انگلستان به گرمی پذیرفته شد. او به یاد آورد: «من نواختن گیتار آکوستیک با انگشتان را از مارتین کارتی (Martin Carthy) یاد گرفتم. من هرگز چیزی شبیه آن ترانه‌های قدیمی انگلیسی نشنیده بودم. نزدیک‌ترین چیزی که به آن تجربه کرده بودم، گروه اورلی برادرز (Everly Brothers) بود که از ملودی‌های آپالاچی (Appalachian) الهام گرفته بودند، بنابراین آن دوره برای من بسیار تأثیرگذار بود... من ۲۱، ۲۲ ساله بودم و از نظر احساسی به روی همه چیز باز بودم.» او ترانه‌های «در راه خانه» (Homeward Bound) و «من یک سنگم» (I Am a Rock) را در انگلستان نوشت. او اولین آلبوم انفرادی خود به نام کتابچه شعر پل سایمون (The Paul Simon Songbook) را منتشر کرد. آرت گارفانکل نیز تحصیلات خود را در دانشگاه کلمبیا (Columbia University) در زادگاهش نیویورک ادامه داد تا اینکه در اواخر سال ۱۹۶۵ دوباره به سایمون پیوست.

آخرین اجرای سایمون و گارفانکل در مدیسون اکوئر گاردن، سال ۱۹۶۹

ایستگاه‌های رادیویی در سواحل شرقی آمریکا شروع به دریافت درخواست‌ها برای قطعه «صدای سکوت» (The Sound of Silence) از آلبوم چهارشنبه صبح، ساعت ۳ (Wednesday Morning, 3 A.M.) کردند. تام ویلسون (Tom Wilson)، تهیه‌کننده سایمون و گارفانکل (Simon & Garfunkel)، آن قطعه را با گیتار الکتریک، گیتار بیس و درام تنظیم مجدد کرد و به عنوان تک‌آهنگ منتشر شد که نهایتاً به رتبه اول جداول موسیقی پاپ آمریکا دست یافت. ویلسون سایمون و گارفانگل را از نقشه خود مطلع نکرده بود و سایمون وقتی اولین بار آن را شنید «وحشت زده» شد. موفقیت این تک‌آهنگ باعث شد سایمون به آمریکا بازگردد تا دوباره با گارفانکل همکاری کند و آنها آلبوم‌های صدای سکوت (Sound of Silence) (۱۹۶۶)، جعفری، مریم گلی، رزماری و آویشن (Parsley, Sage, Rosemary and Thyme) (۱۹۶۶) و قفسه ها (Bookends) (۱۹۶۸) را ضبط کردند. در این مقطع سایمون و گارفانکل به سوپر استار های بزرگی تبدیل شده بودند و به گفته اندی ویلیامز آنها بدون رقاص ها، نور افکن های بزرگ و فقط و فقط با دو صندلی و یک گیتار ساعت ها تماشاگران را سرگرم می‌کردند. سایمون و گارفانکل (Simon & Garfunkel) همچنین در ساخت موسیقی متن فیلم فارغ‌التحصیل (The Graduate) به کارگردانی مایک نیکولز (Mike Nichols) در سال ۱۹۶۷ مشارکت داشتند. رابطه سایمون و گارفانکل به مرور زمان تیره شد و آنها در سال ۱۹۷۰ از هم جدا شدند. به اصرار همسر اول سایمون، پگی هارپر (Peggy Harper)، سایمون با دیویس تماس گرفت تا جدایی این دو را تأیید کند. برای چند سال بعد، آنها فقط دو یا سه بار در سال با یکدیگر صحبت می‌کردند. آخرین آلبوم آنها، پل روی آب‌های طوفانی (Bridge over Troubled Water) (۱۹۷۰)، با پیشی گرفتن از بیتلز، پرفروش‌ترین آلبوم تاریخ تا آن زمان بود.

حرفه انفرادی ۱۹۷۰ تا ۲۰۲۳

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

اوایل جدایی از گروه

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در سال ۱۹۷۰، سایمون ترانه‌سرایی را در دانشگاه نیویورک تدریس کرد. او گفت که مدتی بود می‌خواسته تدریس کند و امیدوار بوده به افراد کمک کند تا از برخی اشتباهاتی که خودش مرتکب شده بود، اجتناب کنند: «شما می‌توانید درباره نوشتن ترانه به کسی آموزش دهید. نمی‌توانید به کسی یاد دهید که چطور یک ترانه بنویسد... اگر بیتلز (Beatles) درباره نحوه ضبط صفحه‌هایشان صحبت می‌کرد، من در آن دوره شرکت می‌کردم چون مطمئنم می‌توانستم چیزی یاد بگیرم.» سایمون به کار انفرادی خود ادامه داد و گهگاه برای پروژه‌های مختلف با گارفانکل دوباره همکاری کرد. در آوریل ۱۹۷۲، او در کنار جونی میچل (Joni Mitchell) و جیمز تیلور (James Taylor) در یک کنسرت خیریه برای حمایت از کارزار انتخاباتی جرج مک‌گاورن (George McGovern) در سال ۱۹۷۲ اجرا کرد.

آلبوم اول پاول سایمون ۱۹۷۲

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پس از فروپاشی رابطه دوستی/تجاری با آرت گارفانکل، پل سایمون تصمیم گرفت برای اولین بار بدون همکار دیرینه‌اش، اثری کاملاً شخصی و مستقل خلق کند. ایده اولیه آلبوم پل سایمون (Paul Simon) (۱۹۷۲) در اواخر سال ۱۹۷۱ شکل گرفت. سایمون که از فشارهای روانی شهر نیویورک خسته شده بود، به لندن نقل مکان کرد تا در محیطی آرام‌تر و با دوری از هیاهوی صنعت موسیقی آمریکا، روی ترانه‌های جدیدش کار کند. او با استفان گروسمن (Stephan Grosso) نوازنده چیره‌دست بیس و درامر مشهور بریتانیایی، همکاری را آغاز کرد کرد و استودیوهای «کلمبیا رکوردینگ استودیوز» در نیویورک و (Morgan Studios) در لندن را برای ضبط آلبوم انتخاب کرد. برخلاف آلبوم‌های دونفره سایمون و گارفانکل که تنظیم‌های آراسته و چندلایه داشتند، این آلبوم رویکردی مینیمال و صمیمی داشت و بیشتر ترانه‌ها تنها با همراهی گیتار آکوستیک، بیس ملایم و گاهی پیانو ضبط شدند. فرایند ضبط از ژانویه تا ژوئن ۱۹۷۲ به طول انجامید و سایمون خود تهیه‌کنندگی آن را بر عهده داشت، هرچند در برخی قطعات از همکاری روی هیل (Roy Halee)، مهندس صدای قدیمی گروه سایمون و گارفانکل، بهره برد. آلبوم با قطعه «باز اتحاد مادر و فرزند» (Mother and Child Reunion) آغاز می‌شود که یکی از جسورانه‌ترین کارهای سایمون تا آن زمان بود: ترکیب ریتم‌های راک استدی (rocksteady) و رگی جامائیکایی با شعرهایی درباره مرگ و تقدیرگرایی. عنوان این آهنگ از نام یک غذای مرغ و تخم‌مرغ در رستوران چینی گرفته شده و سایمون آن را در حالی نوشت که همسرش، پگی هارپر (Peggy Harper)، در سفری کاری غایب بود. سایر ترانه‌های شاخص آلبوم عبارتند از: «دانکن» (Duncan)، داستان دلنشین یک پسر نوجوان روستایی که نواختن گیتار را یاد می‌گیرد و با گروهی از نوازندگان دوره‌گرد همراه می‌شود؛ قطعه (Run That Body Down)، ترانه‌ای پرانرژی درباره فشارهای زندگی شهری و پیری؛ «روز آرمسترانگ» (Armistice Day)، قطعۀ کوتاه و تلخ ضدجنگی که به جنگ ویتنام اشاره دارد. اما شاید صمیمی‌ترین قطعه آلبوم «من و خولیو کنار حیاط مدرسه» (Me and Julio Down by the Schoolyard) باشد که با ریتم پرجنب‌وجوش و داستان مرموز دو پسر نوجوان که با قانون درگیر می‌شوند، به یکی از محبوب‌ترین ترانه‌های کارنامه سایمون تبدیل شد. داستان این آهنگ بر اساس اتفاقی واقعی در حیاط مدرسه‌ای در کوئینز نوشته شد.

عملکرد تجاری آلبوم در زمان انتشارش در ژانویه ۱۹۷۲، با واکنش‌های دوگانه‌ای روبرو شد. از یک سو، منتقدان موسیقی از جمله روزنامه «رولینگ استون» (Rolling Stone) آن را اثری تحسین‌برانگیز و گامی فراتر از آثار سایمون و گارفانکل دانستند. رابرت کریستگاو (Robert Christgau) منتقد سرشناس به آن نمره (A) داد و آن را «پیشرفته، ساده و در عین حال عمیق» توصیف کرد. اما از سوی دیگر، فروش آلبوم در ابتدا بسیار کندتر از پیش‌بینی‌ها پیش رفت. این آلبوم در جدول بیلبورد آمریکا تا رتبه ۱۹۸ سقوط کرد و بسیاری از طرفداران قدیمی سایمون که انتظار هارمونی‌های باشکوه‌تری را داشتند، از سادگی و گاه خامی ترکیب بندی ها شگفت‌زده شدند. با این حال، تک‌آهنگ «من و خولیو کنار حیاط مدرسه» (Me and Julio Down by the Schoolyard) موفق شد به رتبه چهارم جدول دست یابد. به تدریج و با برگزاری تور تبلیغاتی سایمون در اروپا و آمریکا، فروش آلبوم افزایش یافت و تا پایان سال ۱۹۷۲ به نیم میلیون نسخه رسید. در نهایت، «انجمن صنعت ضبط آمریکا» (RIAA) در سال ۱۹۸۶ به این آلبوم گواهی طلا اعطا کرد و امروزه فروش جهانی آن حدود یک میلیون نسخه تخمین زده می‌شود.

سایمون قافیه‌ساز شروع می‌کند ۱۹۷۳

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

تنها یک سال پس از انتشار نخستین آلبوم انفرادی‌اش، سایمون که از بازخوردهای ملایم اما رو به رشد آن اثر دلگرم شده بود، با انرژی و ایده‌های تازه‌ای وارد استودیو شد. ایده اولیه آلبوم «سایمون قافیه‌ساز شروع می‌کند» (There Goes Rhymin' Simon) در بهار ۱۹۷۳، درست پس از پایان تور تبلیغاتی آلبوم اول شکل گرفت. سایمون این بار قصد داشت آلبومی بسازد که هم از لحاظ صوتی غنی‌تر و متنوع‌تر از اثر قبلی باشد و هم به ریشه‌های موسیقی آمریکایی، به ویژه موسیقی گاسپل و سول بپردازد. الهام اصلی او از شنیدن گروه‌های گاسپل کلیساهای سیاه‌پوست در ایالت‌های آلاباما و میسیسیپی در جریان یک سفر جاده‌ای به دست آمد. او برای ضبط آلبوم به شهرهای مختلفی سفر کرد: بخش عمدۀ کار در «استودیوهای کلمبیا» (Columbia Studios) در نیویورک انجام شد، اما قطعات گاسپل آلبوم را در آلاباما ضبط کرد تا از نوازندگان افسانه‌ای آن منطقه، یعنی گروه «سوئمپرز» (The Swampers) بهره ببرد. فرایند ضبط از فوریه تا ژوئن ۱۹۷۳ به طول انجامید و سایمون باز هم خود تهیه‌کنندگی را بر عهده داشت، با این تفاوت که این بار از «فیل رامون» (Phil Ramone) به عنوان مهندس صدا و مشاور تولید استفاده کرد که همکاریشان تا دهه‌ها ادامه یافت. فضای استودیو در جلسات آلاباما بسیار شاد و بداهه بود؛ به طوری که نوازندگان محلی بدون نت‌نویسی و تنها با شنیدن ملودی، بخش‌های خود را مینواختند و سایمون بعداً در مصاحبه‌ای گفت که «آن‌ها موسیقی را با استخوان‌هایشان حس می‌کنند، نه با گوش‌هایشان».

صفحه وینیل آهنگ Kodachrome ۱۹۷۳

آلبوم با قطعه‌ای پرانرژی و امیدوارکننده به نام «نوار فیلم» (Kodachrome) آغاز می‌شود؛ ترانه‌ای که نام خود را از نوعی فیلم عکاسی رنگی گرفته و در واقع تمثیلی از نگاه رنگی و زیبا به خاطرات و نوستالژی کودکی است. این آهنگ با ریتم شاد گیتار و تنظیم قوی، بلافاصله حال و هوای آلبوم را مشخص می‌کند. اما بی‌تردید مهم‌ترین و تأثیرگذارترین قطعه آلبوم، «مثل سنگ دوستم دارد» (Love Me Like a Rock) است که با همکاری گروه گاسپل «دیکسی هامینگبردز» (The Dixie Hummingbirds) ضبط شد. در این آهنگ، سایمون نقش یک پسر جوان را روایت می‌کند که از مادرش می‌خواهد او را چون سنگی محکم و استوار دوست داشته باشد، و پاسخ گروه گاسپل در بخش کر، یکی از به‌یادماندنی‌ترین لحظات موسیقی دهه ۱۹۷۰ را خلق کرده است. سایر ترانه‌های درخشان آلبوم عبارتند از: «لطافت» (Tenderness)، ترانه‌ای آرام و ملایم درباره جستجوی عشق حقیقی؛ «چیزی بسیار درست» (Something So Right) که سایمون آن را درباره همسرش پگی هارپر (Peggy Harper) نوشته، اما بعدها اعتراف کرد که بیشتر به رابطه پرتنش خود با هنرمندان و شهرت اشاره دارد؛ «ستاره دنباله‌دار سنت جودی» (St. Judy's Comet) که لالایی‌ای ساده و زیبا برای پسر خردسالش، هارپر سایمون (Harper Simon) است و در آن سایمون با گیتار آکوستیک، فضایی صمیمی و خانگی می‌سازد. همچنین آهنگ «روز آفتابی‌ای بود» (Was a Sunny Day) با ریتم پرکاشن‌های آفریقایی-لاتین و صدای ضبط شده واقعی یک کلاغ در پس‌زمینه، یکی از تجربی‌ترین قطعات سایمون تا آن تاریخ محسوب می‌شود.

عملکرد تجاری این آلبوم در مقایسه با آلبوم اول، پیشرفتی چشمگیر و قاطع بود. این آلبوم در سپتامبر ۱۹۷۳ منتشر شد و بلافاصله مورد توجه گسترده قرار گرفت. آلبوم در جدول بیلبورد آمریکا تا رتبه ۱۳ صعود کرد و در جدول آلبوم‌های بریتانیا نیز به رتبه ۴ دست یافت. تمامی تک‌آهنگ ها جزو پرپخش‌ترین ترانه‌های رادیویی سال ۱۹۷۳ شدند. فروش آلبوم در سه ماه اول انتشار از مرز ۷۰۰ هزار نسخه گذشت و «انجمن صنعت ضبط آمریکا» (RIAA) در ژانویه ۱۹۷۴ به آن گواهی طلا اعطا کرد. تا پایان دهه ۱۹۷۰، فروش این آلبوم به بیش از یک میلیون و دویست هزار نسخه در آمریکا رسید و در سطح جهانی از مرز دو میلیون گذشت. آلبوم همچنین نامزد دریافت جایزه «گرمی» (Grammy) در رشته «بهترین آلبوم سال» شد، اگرچه در نهایت این جایزه به استیوی واندر تعلق گرفت.

هنوز دیوانه بعد از تمام این سال‌ ها ۱۹۷۵

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پس از موفقیت تجاری و هنری آلبوم «سایمون قافیه‌ساز شروع می‌کند» (There Goes Rhymin' Simon)، سایمون میتوانست این مسیر امن را با همان فرمول تکرار کند. اما به جای آن، تصمیم گرفت به تاریک‌ترین و صمیمی‌ترین گوشه‌های روح خود سفر کند. ایده اولیه آلبوم هنوز دیوانه بعد از تمام این سال‌ ها (Still Crazy After All These Years) (۱۹۷۵) در اواخر سال ۱۹۷۴ شکل گرفت؛ دوره‌ای که زندگی شخصی سایمون دستخوش تحولاتی عمیق شده بود. ازدواج یازده‌ساله او با پگی هارپر (Peggy Harper) رو به فروپاشی بود (آنها در نهایت در ژوئیه ۱۹۷۵ طلاق گرفتند)، فشار شهرت روزافزون او را آزار می‌داد، و مهمتر از همه، او دیگر نمی‌خواست ترانه‌سرایی باشد که فقط «احساس خوب» به مخاطب منتقل کند. سایمون بعدها در مصاحبه‌ای گفت: «من می‌خواستم آلبومی بسازم درباره تناقضات درونی آدمی؛ درباره این که چطور می‌توانی همزمان موفق و شکست‌خورده، عاقل و دیوانه باشی.» الهام اولیه عنوان آلبوم از گفتگویی با دوستش، خواننده و ترانه‌سرای بزرگ، جکسون براون نشأت گرفت که به سایمون گفت: «تو هنوز بعد از این همه سال دیوانه‌ای». سایمون با شنیدن این جمله بلافاصله فهمید که نه تنها یک عنوان کامل برای آلبوم، بلکه قلب تپنده تمام ترانه‌هایش را یافته است.

سایمون به همراه فیبی اسنو ۱۹۷۵

فرایند ضبط آلبوم از ژانویه تا ژوئن ۱۹۷۵ در شهرهای مختلفی انجام شد، اما نقطه کانونی آن «استودیوهای آ. اند آر» (A&R Studios) در نیویورک بود، همان استودیویی که بسیاری از آثار کلاسیک سایمون و گارفانکل در آن ضبط شده بودند. سایمون این بار از «فیل رامون» (Phil Ramone) به عنوان تهیه‌کننده مشترک دعوت کرد تا او در کنارش به عنوان «گوش بیرونی» عمل کند. فیل رامون بعدها اعتراف کرد که این چالش‌ترین همکاری حرفه‌ای او بود، زیرا سایمون به جزئیات وسواسی بیمارگونه داشت: برای مثال، ضبط اولین آهنگ آلبوم، یعنی خود آهنگ «هنوز بعد از این همه سال دیوانه» (Still Crazy After All These Years)، ۵۲ بار تکرار شد تا سایمون از جمله اول آن راضی شود. برخلاف دو آلبوم قبلی که فضایی جمعی و شاد داشتند، جلسات ضبط این آلبوم اغلب ساکت، جدی و گاه افسرده‌کننده بود. سایمون از نوازندگان درجه یک استفاده کرد. اما مهم‌ترین همکاری این آلبوم، حضور دوباره آرت گارفانکل در آهنگ «شهر کوچک من» (My Little Town) بود؛ نخستین همکاری آن‌ها پس از جدایی چهار ساله، که فضایی کاملاً متفاوت از آثار قبلی داشت - تیره، تلخ و انتقادی ولی در عین حال امیدوار کننده، نسبت به زندگی در شهرهای کوچک آمریکا.

موسیقیو تنظیم این آلبوم، انقلابی در سبک سایمون محسوب میشد. او به طور کامل از موسیقی گاسپل و ریتم‌های پرانرژی آلبوم قبلی فاصله گرفت و به سوی جاز ملایم حرکت کرد. تنظیم‌های ارکسترال این آلبوم توسط «باب جیمز» (Bob James) نوشته شده و فضایی سینمایی و مالیخولیایی به قطعات بخشیده است. یکی از ترانه‌های شاخص، قطعه آغازین یعنی «هنوز بعد از این همه سال دیوانه» (Still Crazy After All These Years) میباشد که در آن تصویری از مردی میانسال که در بارانی سرد ایستاده، به گذشته نگاه می‌کند و با کنایه‌ای تلخ می‌پرسد «چطور ممکن است من هنوز بعد از این همه سال اینقدر دیوانه باشم؟» سایمون در این ترانه از لحن آواز نیمه-صحبت‌شده استفاده کرده که بعدها در موسیقی ایندی فولک بسیار تأثیرگذار شد. سایر شاهکارهای آلبوم عبارتند از: «بازی شبانه» (Night Game)، روایتی کوتاه و استعاری در مورد بازی بیسبال و مرگ یکی از بازیکنان، آهنگ «۵۰ راه برای ترک معشوقم» (50 Ways to Leave Your Lover) که به یکی از بزرگ‌ترین موفقیت‌های تجاری سایمون تبدیل شد، این ترانه با ریتم ساده اما گیرای درامز استیو گَد (که بعدها به عنوان یکی از مشهورترین ریتم‌های تاریخ پاپ شناخته شد) و فهرستی طنزآمیز از بهانه‌ها برای پایان دادن به یک رابطه عاطفی، ترکیبی بی‌نظیر از شوخ‌طبعی تلخ و مهارت ترانه‌سرایی است. جمله معروف «فقط از در بیرون برو، عزیزم» (Just slip out the back, Jack) در این آهنگ به بخشی از فرهنگ عامه آمریکا تبدیل شد. دیگر قطعات قابل توجه: «تو مهربونی» (You're Kind) با فضایی جاز و پیانوی ملایم، و «شهر کوچک من» (My Little Town) که در آن صدای گارفانکل در مقابل سایمون قرار می‌گیرد و دیالوگی تاریک درباره بی‌رحمی محیط‌های کوچک و محدودیت‌هایشان روایت می‌شود. قطعه پایانی آلبوم یعنی چشمان مسکوت (Silent Eyes)، با روایتی تلخ و دردناک نسبت به شهر اورشلیم شروع می‌شود و در انتها با مرثیه ‌ای عمیق و گاها ترسناک روز رستاخیز تمام می‌شود.

سایمون در حال اجرا در سانتا مونیکا ۱۹۷۵

عملکرد تجاری آلبوم، فراتر از هر پیش‌بینی‌ای بود. آلبوم در اکتبر ۱۹۷۵ منتشر شد و در عرض دو هفته به رتبه اول جدول بیلبورد آمریکا صعود کرد و چهار هفته متوالی در صدر ماند. در بریتانیا نیز به رتبه ۶ رسید. تک‌آهنگ «۵۰ راه برای ترک معشوقم» (50 Ways to Leave Your Lover) در دسامبر ۱۹۷۵ به رتبه اول جدول دست یافت و اولین و تنها تک‌آهنگ شماره یک انفرادی سایمون در کارنامه‌اش شد. فروش آلبوم در آمریکا از مرز دو میلیون نسخه گذشت و «انجمن صنعت ضبط آمریکا» (RIAA) در فوریه ۱۹۷۶ به آن گواهی پلاتین اعطا کرد. تا به امروز، فروش جهانی این آلبوم حدود 5 میلیون و پانصد هزار نسخه تخمین زده می‌شود. اما موفقیت بزرگتر در مراسم جایزه گرمی در سال ۱۹۷۷ رخ داد: این آلبوم برنده جایزه «بهترین آلبوم سال» شد و خود سایمون نیز برنده «بهترین اجرای پاپ مرد» شد. در مراسم اهدای جایزه، سایمون با طنز همیشگی خود گفت: «می‌خواهم از همسر سابقم تشکر کنم، چون بدون او نمی‌توانستم این همه آهنگ غمگین بنویسم.» حضار ابتدا سکوت کردند سپس با خنده و تشویق پاسخ دادند.

در مجموع، آلبوم هنوز دیوانه بعد از تمام این سال‌ ها (Still Crazy After All These Years) (۱۹۷۵) بدون تردید یکی از درخشان‌ترین لحظات ترانه‌سرایی در دهه ۱۹۷۰ است و بسیاری از منتقدان آن را بهترین آلبوم انفرادی سایمون می‌دانند. این آلبوم مرز میان پاپ تجاری و شعر جدی را چنان ظریف طی کرد که هم در رادیوهای تجاری پخش می‌شد و هم در مجلات ادبی نقد می‌گردید. مجله رولینگ استون در نقد وقت خود نوشت: «سایمون با این آلبوم به ما نشان داد که می‌توان در اوج موفقیت، عمیق‌ترین تنهایی را تجربه کرد و از دل آن تنهایی، آثاری جاودانه خلق نمود.» در نظرسنجی مجله «کیو» (Q) در سال ۲۰۰۶ به عنوان یکی از ۵۰ آلبوم ضروری دهه ۱۹۷۰ انتخاب شد. تأثیر این آلبوم بر نسل بعدی ترانه‌سرایان الویس کاستلو تا کانیه وست که نمونه‌برداری از آهنگ «۵۰ راه برای ترک معشوقم» (50 Ways to Leave Your Lover) را در آهنگ خود انجام داد، غیرقابل انکار است. شاید مهم‌ترین دستاورد این آلبوم این باشد که سایمون ثابت کرد یک هنرمند پاپ می‌تواند همزمان صمیمی، هوشمند، طناز، افسرده، و عمیقاً انسانی باشد و به جای پنهان کردن تناقض‌های درونی‌اش، آن‌ها را به زیباترین آهنگ‌های زندگی‌مان تبدیل کند. به قول خودش: «ما همه کمی دیوانه‌ایم؛ فقط بعضی‌ها بلدند آن را بهتر به آهنگ تبدیل کنند.»

وقفه چندساله، شکست سینمایی و کنسرت تاریخی پارک مرکزی ۱۹۷۶-۱۹۸۱

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
سایمون و شری دووال در مراسم اکران فیل آنی هال

پس از پیروزی بزرگ آلبوم هنوز دیوانه بعد از تمام این سال‌ ها (Still Crazy After All These Years) (۱۹۷۵) و دریافت جایزه گرمی بهترین آلبوم سال، سایمون می‌توانست مسیر راحتی را در پیش گیرد. اما او به جای آن، تصمیم گرفت قلمروهای تازه‌ای از هنر را تجربه کند. فاصله هفت ساله میان این آلبوم و آلبوم بعدیِ استودیویی اش، «قلب‌ها و استخوان‌ها» (Hearts and Bones) (۱۹۸۳)، بی‌علت نبود. سایمون در این سال‌ها عمدتاً مشغول کارهای متنوع بود، او در سال ۱۹۷۷ در فیلم سینمایی انی هال (Annie Hall) اثر وودی الن، نقش کوتاه ولی خاطره انگیزی را بر عهده گرفت.

او در این فیلم با شری دووال ستاره هالیودی همبازی شد که بعدها گمانه زنی‌هایی در مورد رابطه این دو مطرح شد، که بعدها خود سایمون معترف آن شد و گفت آن ها از سال ۱۹۷۶ باهم بودند، ولی او مجذوب دوست شری یعنی کری فیشر شد(که بعد‌ها به یکی از جنجالی ترین روابط هالیوودی تبدیل شد).

چندی بعد سایمون مشغول پروژه خود، یعنی فیلم سینمایی (One-Trick Pony) که خودش فیلمنامه آن را نوشته بود و موسیقی متنش را ساخته بود، شد. . این فیلم در سال ۱۹۸۰ اکران شد و داستان یک موسیقیدانِ در حال افول به نام «یوناه لوین» (Jonah Levin) را روایت می‌کند که تلاش می‌کند با حفظ اصالت هنری خود، آلبومی موفق بسازد و همزمان ازدواجِ در حال فروپاشی‌اش را نجات دهد. اگرچه فیلم نتوانست موفقیت تجاری چندانی کسب کند، اما موسیقی متن آن که به صورت یک آلبوم مستقل نیز منتشر شد، که حال و هوای متفاوتی از کارهای پیشین سایمون داشت.

سایمون و گارفانکل در تور جهانی ۱۹۸۲

پروژه بزرگ بعدی سایمون در آن سال‌ها، بازگشت دوباره به همکاری با آرت گارفانکل بود. در سپتامبر ۱۹۸۱، نزدیک به یک دهه پس از جدایی تلخ سایمون و گارفانکل، این دو در رویدادی تاریخی روی صحنه پارک مرکزی نیویورک گرد هم آمدند و کنسرت تاریخی «کنسرت در پارک مرکزی» (The Concert in Central Park) را برگزار کردند که با استقبال نیم‌میلیونی تماشاگران (برخی منابع تا ۷۰۰ هزار نفر) و همچنین موفقیت تجاری گسترده(انتشار آلبوم زنده و فیلم کنسرت) همراه شد.

ایده اولیه این کنسرت از سوی شهرداری نیویورک، اد کخ (Ed Koch)، مطرح شد که قصد داشت با برگزاری یک رویداد موسیقایی رایگان، روحیه شهروندان را پس از بحران‌های اقتصادی و اجتماعی اواخر دهه ۱۹۷۰ تقویت کند. در ابتدا آن‌ها تمایل چندانی به این همکاری نداشتند، اما فشار طرفداران و همچنین وساطت دوستان مشترک، سرانجام او را راضی به آشتی موقت با گارفانکل کرد. تمرین‌های کنسرت در فضایی پرتنش و با اختلاف نظرهای فراوان بر سر انتخاب آهنگ‌ها و تنظیم‌ها برگزار شد، به طوری که گارفانکل بعداً اعتراف کرد: «تا دقایقی قبل از اجرا، مطمئن نبودم که سایمون واقعاً روی صحنه بیاید.» پس از آن، سایمون و گارفانکل تور جهانی عظیمی را در سال‌های ۱۹۸۲ و ۱۹۸۳ برگزار کردند که با استقبال بی‌نظیری از مردم جهان روبه رو شد.

قلب‌ها و استخوان‌ها ۱۹۸۳

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

ایده اولیه آلبوم«قلب‌ها و استخوان‌ها» (Hearts and Bones) (۱۹۸۳) دقیقاً در دل همین تور شکل گرفت. سایمون در ابتدا قصد داشت یک آلبوم استودیویی جدید به عنوان دوئت سایمون و گارفانکل بسازد . جالب است بدانید که عنوان اولیه آلبوم نیز «بیش از حد فکر می‌کنم» (Think Too Much) بود . تعدادی از آهنگ‌های این پروژه حتی در طول تور به صورت زنده اجرا شدند و گارفانکل نیز در استودیو روی برخی از آن‌ها با سایمون همکاری کرد . اما روند کار به جایی رسید که سایمون تشخیص داد که محتوای آلبوم، به ویژه آهنگ اصلی آن، بسیار شخصی و خصوصی است و نمی‌تواند به نام یک دونفره منتشر شود. آهنگ عنوان‌آلبوم، «قلب‌ها و استخوان‌ها» (Hearts and Bones)، بازتابی صریح از رابطه عاطفی پیچیده و طوفانی سایمون با بازیگر مشهور هالیوود، کری فیشر بود . او احساس می‌کرد این غزلیات بسیار عمیق و شخصی‌اند و نمی‌تواند آن‌ها را با صدای دیگری به اشتراک بگذارد. این تصمیم سایمون باعث ناراحتی شدید گارفانکل شد و عملاً به هر گونه چشم‌انداز همکاری استودیویی مجدد آن دو پایان داد. گارفانکل پروژه را ترک کرد و سایمون تمام وکال های او را از روی آهنگ‌ها پاک کرد و مطالب را دوباره به عنوان یک آلبوم انفرادی بازنویسی و بازسازی نمود.

فرایند ضبط آلبوم «قلب‌ها و استخوان‌ها» از سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۳، در استودیوهای مختلفی در نیویورک انجام شد. آلبوم با آهنگ «آلرژی» (Allergies) آغاز می‌شود، قطعهای پرانرژی با ریتم‌های پیچیده و ضرب‌آهنگ‌های الکترونیک که به نوعی نقدی بر حساسیت‌های شهریِ زندگی مدرن است. سپس به آهنگ عنوان آلبوم می‌رسیم، «قلب‌ها و استخوان‌ها» (Hearts and Bones) که یکی از غنی‌ترین و شاعرانه‌ترین ترانه‌های سایمون است. این آهنگ داستان سفر دو یهودیِ سرگردان را در کوه‌های سانگره د کریستو در نیومکزیکو روایت می‌کند، و استعاره‌ای از فراز و نشیب‌های یک رابطه عاشقانه‌ است. آلبوم با آهنگ (The Late Great Johnny Ace) به پایان می‌رسد. این قطعه ادای احترامی است به سه «جانی» مهم در فرهنگ آمریکا: «جانی ایس» خواننده مشهور راک اند رول دهه ۵۰ که در اثر بازی رولت روسی درگذشت، «جان اف. کندی» رئیس‌جمهور آمریکا که در دهه شصت ترور شد و در نهایت «جان لنون» موزیسین افسانه ای گروه بیتلز که اندکی پیش از نوشته شدن این آهنگ به قتل رسیده بود. سایمون این آهنگ را اولین بار در کنسرت پارک مرکزی با گارفانکل اجرا کرد و در میانه آهنگ، هواداری به روی صحنه هجوم آورد که برخی آن را واکنشی به اشاره به نام جان لنون تفسیر کردند.

«قلب‌ها و استخوان‌ها» (Hearts and Bones) (۱۹۸۳)، یکی از بزرگ‌ترین ناامیدی‌های حرفه سایمون بود. این آلبوم از ابتدا برای منتقدان و طرفداران کمی سخت و تامل برانگیز بود، زیرا این آلبوم به جر چند آهنگ به هیچ عنوان پتانسیل رتبه اول شدن را ندارد ولی فضای بسیار آرام، ملایم و اعتراف گونه و گلایه آمیزش آن را به یکی از آثار شخصی تبدیل کرده که بین طرفدارن خود سایمون جایگاه ویژه ای دارد. در جمع‌بندی باید گفت آلبوم«قلب‌ها و استخوان‌ها» (Hearts and Bones) (۱۹۸۳) در زمان انتشار خود به دلیل فروش پایین و استقبال نه‌چندان گرم، به عنوان لکّه‌ای در کارنامه درخشان سایمون تلقی شد.

موفقیت جهانی دوباره با آلبوم گریسلند ۱۹۸۶

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
کاور آلبوم گراسلند

پس از شکست تجاری و هنریِ نسبتاً ناامیدکننده آلبوم «قلب‌ها و استخوان‌ها» (Hearts and Bones) در سال ۱۹۸۳، سایمون دچار بحران عمیقی شده بود. او در مصاحبه‌ای سال‌ها بعد اعترف کرد: «احساس می‌کردم دیگر کسی به من گوش نمی‌دهد. آلبوم قبلی ام فروش نرفت، فیلم (One-Trick Pony) شکست خورد، و من نمی‌دانستم بعد از این باید چه کار کنم.» سایمون که همیشه راه‌حل خود را در سفر و دوری از هیاهو می‌یافت، این بار به گوشه‌ای دورتر از همیشه سفر کرد، یعنی آفریقای جنوبی. ایده اولیه آلبوم گریسلند (Graceland) (۱۹۸۶) در اوایل سال ۱۹۸۴ شکل گرفت، زمانی که سایمون یک نوار کاست از موسیقی نوازندگان شهریِ آفریقای جنوبی را شنید. او چنان مجذوب ریتم‌های پرانرژی، سازبندیِ غیرمنتظره و هارمونی‌های شاد آن شد که تصمیم گرفت مستقیماً به ژوهانسبورگ سفر کند. سایمون بعدها گفت: «من آن نوار را بارها و بارها گوش کردم تا اینکه دیگر فقط یک نوار نبود؛ تبدیل شد به صدایی درون سرم که نمی‌توانستم نادیده بگیرم.» او در آوریل ۱۹۸۴، بدون اطلاع شرکت ضبط خود و با یک راهنمای محلی، عازم آفریقای جنوبی شد. سفر اولیه او تنها دو هفته به طول انجامید، اما در همین مدت کوتاه با برخی از بزرگ‌ترین نوازندگان خیابانی و استودیویی ژوهانسبورگ آشنا شد، از جمله گروه «پسران بویوی» (Boyoyo Boys) و نوازنده گیتار «رِی فیلِک» (Ray Phiri). سایمون که قادر نبود یک کلمه هم به زبان زولو صحبت کند و نوازندگان محلی نیز انگلیسی نمی‌دانستند، از طریق ریتم و نت های گیتار با آن‌ها ارتباط برقرار کرد. جلسات بداهه‌نوازی در یک گاراژ کوچک در ژوهانسبورگ برگزار شد و حاصل آن چند حلقه نوار ضبط شده بود که بعدها هسته اصلی آلبوم شدند.

سایمون برای ضبط آلبوم، نوازندگان آفریقایی را به استودیوهای لندن و نیویورک آورد و همچنین از استودیوهای «او.و.ار.آر.» (OVVR) در ژوهانسبورگ استفاده کرد. فرایند ضبط از ژانویه ۱۹۸۵ تا ژوئن ۱۹۸۶ به طول انجامید. علاوه بر نوازندگان آفریقایی، سایمون از هنرمندان برجسته دیگری نیز دعوت کرد: گروه گاسپل «بویز گاسپل هوم» (The Boys Gospel Home) از ایالت میسیسیپی، نوازندگان سالسا (salsa) از برانکس، و گروه موسیقی کاجون (Zydeco) از لوئیزیانا. نتیجه این تلفیق عظیم موسیقایی، آلبومی بود که هیچ مرز جغرافیایی و سبکی را نمی‌شناخت.

بخشی افتخارات و جوایز آلبوم گراسلند

سایر قطعات شاخص آلبوم(تقریبا تمامی آن‌ها) عبارتند از: «می‌توانی به من بگی آل» (You Can Call Me Al)، که با خط بیس معروف و ریتم طنزآمیز، به داستان یک بحران هویت میانسالی می‌پردازد. سایمون در این آهنگ نام خود را از پال به آل و همسرش سابقش پگی را به بتی تغییر داده و با الهام از یک خاطره قدیمی در میهمانی، فضایی شوخ‌طبعانه آفریده است. قطعه بسیار محبوب «الماس‌های کف کفش‌هایش» (Diamonds on the Soles of Her Shoes) که با صدای گروه «لیدی اسمیت بلک مامبازو» (Ladysmith Black Mambazo) آغاز می‌شود که بدون هیچ ساز دیگری، هارمونی‌های خالص را اجرا می‌کنند. داستان آهنگ درباره زنی ثروتمند است که الماس‌هایی در کف کفش‌هایش پنهان کرده، اما از نظر عاطفی تهی است، در مقابل مردی ساده که تمام دارایی خود را با او تقسیم می‌کند. سایمون این آهنگ را پس از دیدن رقص گروه، در یک کلیسای کوچک ژوهانسبورگ نوشت. قطعه «چکمه‌های لاستیکی»(Gumboots) هم مینیمال ولی بسیار ریتمیک در وصف دو کارگر آفریقایی است که سر یک موضوع کوچک دعوا می‌کنند، اما آخرش می‌فهمند هیچ چیزی ارزش قهر کردن ندارد. خیلی زودگذر و شاد است. قطعه «زیر آسمان های آفریقایی» (Under African Skies) با صدای ملکه کانتری-راک یعنی لیندا رانستد ضبط شده، ادای احترامی عاشقانه به اصالت موسیقی آفریقایی است. قطعه «بی‌خانمان» (Homeless) یکی دیگر از نقاط عطف آلبوم می‌باشد، این آهنگ تقریباً به طور کامل توسط گروه «لیدی اسمیت بلک مامبازو» (Ladysmith Black Mambazo) اجرا شده و سایمون تنها در چند بخش کوتاه با آن‌ها همراهی می‌کند. متن آهنگ به زبان زولو (Zulu) و انگلیسی است و به تراژدی بی‌خانمانی و آوارگی‌های انسانی، چه در آفریقا و چه در سراسر جهان، می‌پردازد. ملودی این قطعه بر پایه یک نت تکراری و ساده بنا شده و صدای گروه که با کف زدن و ضربات پا همراه است، فضایی وهم‌آلود و در عین حال روحانی خلق می‌کند. سایمون این آهنگ را در یک شب بارانی در ژوهانسبورگ و تنها با ضبط صدای گروه در یک اتاق کوچک بدون هیچ ساز اضافه‌ای، به پایان رساند. قطعه پایانی آلبوم «همه جای دنیا» (All Around the World or the Myth of Fingerprints) می‌باشد که در آن فضا کاملاً راک و مکزیکی است و دیگر خبری از آفریقا نیست. شعرش می‌گوید اثر انگشت همه آدم‌ها فرق می‌کند، اما در نهایت «همه جای دنیا» یک جور فکر می‌کنیم. خود سایمون می‌گوید: «بعد از آن همه آهنگ لایه لایه و سخت، این یکی را زدم تا نفسی تازه کنم و کمی بخندم.»

عملکرد تجاری و افتخارات

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
سایمون به همراه میریام ماکبا ۱۹۸۶

عملکرد تجاری آلبوم گریسلند (Graceland) (۱۹۸۶) فراتر از هر رویایی بود. آلبوم در اوت ۱۹۸۶ منتشر شد و بلافاصله به صدر جدول‌ها نفوذ کرد. در آمریکا به رتبه ۳ جدول رسید و بیش از ۸۵ هفته در این جدول باقی ماند. در بریتانیا به رتبه ۱ دست یافت و ۱۰۸ هفته در جدول بود. فروش جهانی آلبوم تا به امروز بیش از ۱۶ میلیون نسخه تخمین زده می‌شود که آن را به پرفروش‌ترین آلبوم انفرادی سایمون تبدیل کرده است. تک‌آهنگ «می‌توانی به من بگی آل» به رتبه ۲۳ جدول بیلبورد رسید. اما مهم‌تر از موفقیت تجاری، افتخارات آلبوم بود. «گراسلند» در سال ۱۹۸۷ برنده جایزه گرمی در رشته «بهترین آلبوم سال» شد. همچنین برنده گرمی «بهترین اجرای پاپ مرد» و «بهترین ضبط سال» شد. مجله رولینگ استون این آلبوم را در رتبه ۸۴ فهرست ۵۰۰ آلبوم برتر تمام دوران، در رتبه ۱۴ قرار داد. منتقدان تقریباً به اجماع رسیدند که گریسلند (Graceland) (۱۹۸۶) یکی از بزرگ‌ترین آلبوم‌های تاریخ موسیقی پاپ است. در جمع‌بندی، گریسلند (Graceland) (۱۹۸۶) بسیار فراتر از یک آلبوم موفق تجاری است. این آلبوم نماد شجاعت هنری، غلبه بر بحران، و اثبات این نکته است که موسیقی می‌تواند مرزهای سیاسی، نژادی و جغرافیایی را نادیده بگیرد. سایمون با این اثر، نه تنها دوران افول خود را پشت سر گذاشت، بلکه استانداردی جدید برای «موسیقی جهانی» تعریف کرد؛ استانداردی که هنرمندانی از پیتر گابریل تا پل مک‌کارتنی از آن الهام گرفتند. آلبوم همچنین بحث‌های اخلاقی درباره هنر و سیاست را برای همیشه تغییر داد: آیا هنرمند باید به دلیل سیاست‌های یک کشور، از همکاری با مردم عادی و مظلوم آن کشور خودداری کند؟ پاسخ سایمون «نه» بود، و او بهای این پاسخ را با سال‌ها انتقاد و تحریم شخصی پرداخت. اما میراث گریسلند (Graceland) (۱۹۸۶) نه این جنجال‌ها، بلکه موسیقی ای است که تا ابد زنده خواهد ماند. به قول خود سایمون: «می‌خواستم آلبومی بسازم که اگر هزار سال بعد کسی آن را کشف کند، بگوید: «وای، در سال ۱۹۸۶ این صداها از کجا آمده؟» و حالا، پس از نزدیک به چهار دهه، پاسخ روشن است: از قلب و ذهن مردی که برای شنیدن موسیقی، تا آن سوی جهان سفر کرد و جهانیان را با خود همراه ساخت.

آوای قدیسان ۱۹۹۰

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

آلبوم «آوای قدیسان» (The Rhythm of the Saints) که در ۱۶ اکتبر ۱۹۹۰ منتشر شد، یکی از مهم‌ترین و جاه‌طلبانه‌ترین آثار دوران انفرادی پل سایمون (Paul Simon) به شمار می‌آید؛ اثری که نه‌تنها ادامه‌ای معنوی بر موفقیت خیره‌کننده آلبوم «گریسلند» (Graceland) بود، بلکه نشان داد سایمون علاقه‌ای به تکرار فرمول موفق گذشته ندارد و ترجیح می‌دهد بار دیگر خود را در دل فرهنگی تازه غرق کند. اگر «گریسلند» از موسیقی آفریقای جنوبی الهام گرفته بود، «آوای قدیسان» حاصل شیفتگی عمیق او به موسیقی برزیل، به‌ویژه ریتم‌های کوبه‌ای ایالت باهیا، سنت‌های آفریقایی-برزیلی و آیین‌های مذهبی این کشور بود. سایمون پس از پایان تور جهانی «گریسلند» (Graceland) به این نتیجه رسید که هنوز ظرفیت‌های فراوانی برای پیوند دادن موسیقی فولک و ترانه‌سرایی آمریکایی با موسیقی فرهنگ‌های دیگر وجود دارد و همین نگاه، ایده اولیه این آلبوم را شکل داد. برخلاف بسیاری از پروژه‌های مشابه که تنها به استفاده سطحی از رنگ‌آمیزی موسیقی ملل اکتفا می‌کنند، او ماه‌ها را صرف سفر به برزیل، آشنایی با نوازندگان محلی و مطالعه سنت‌های موسیقایی این کشور کرد تا بتواند زبان موسیقایی جدیدی خلق کند که نه تقلیدی از موسیقی برزیل باشد و نه صرفاً ادامه‌ای بر آثار قبلی خودش. از نظر ترانه‌سرایی، این آلبوم نسبت به«گریسلند» (Graceland) شخصی‌تر، فلسفی‌تر و انتزاعی‌تر است. سایمون در این اثر کمتر به روایت‌های مستقیم می‌پردازد و بیشتر از تصاویر شاعرانه، نمادها و استعاره‌ها استفاده می‌کند. موضوعاتی مانند مرگ، ایمان، خاطره، زمان، هویت، تولد دوباره، مهاجرت، طبیعت و رابطه انسان با جهان پیرامون تقریباً در تمام قطعات حضور دارند.

از لحاظ تجاری، «آوای قدیسان» هرگز نتوانست موفقیت استثنایی«گریسلند» (Graceland) را تکرار کند، اما همچنان اثری بسیار موفق محسوب می‌شد. آلبوم در جدول بیلبورد آمریکا تا رتبه چهارم صعود کرد و در جدول آلبوم‌های بریتانیا به رتبه نخست رسید. تنها در ماه نخست انتشار بیش از ۱٫۳ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان فروخته شد و در بسیاری از کشورهای اروپایی نیز فروش بالایی را تجربه کرد.

منتقدان این اثر را آلبومی دشوارتر و کم‌ملودی‌تر از «گریسلند» (Graceland) توصیف کردند. اما سال‌های بعد، نگاه منتقدان به این اثر تغییر قابل توجهی یافت و بسیاری از نشریات موسیقی آن را یکی از شاهکارهای کمتر دیده‌شده سایمون معرفی کردند. ویژگی‌ای که باعث شده «ریتم قدیسان» امروز جایگاهی ویژه در کارنامه او داشته باشد و بسیاری از طرفداران و پژوهشگران موسیقی آن را از عمیق‌ترین، بالغ‌ترین و هنرمندانه‌ترین آثار پل سایمون بدانند.

شکست سنیگن در اواخر دهه ۹۰

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

آلبوم «ترانه‌های مرد شنل پوش» (Songs from the Capeman) که در ۳ نوامبر ۱۹۹۷ منتشر شد، یکی از بحث‌برانگیزترین و در عین حال جاه‌طلبانه‌ترین پروژه‌های دوران حرفه‌ای پل سایمون به شمار می‌رود. این آلبوم در اصل موسیقی نمایش موزیکالی به همین نام بود که سایمون طی چند سال روی آن کار کرد. ایده این پروژه از داستان واقعی سالوادور آگرون (Salvador Agron)، نوجوانی پورتوریکویی که در سال ۱۹۵۹ به دلیل قتل دو نوجوان در نیویورک به «مرد شنل پوش» شهرت یافت، شکل گرفت. سایمون پس از مطالعه زندگی آگرون، مجذوب تضاد میان خشونت، پشیمانی، هویت مهاجران و امکان رستگاری شد و تصمیم گرفت این روایت را در قالب یک نمایش موزیکال و آلبومی مفهومی بازگو کند. فرآیند تولید این پروژه بسیار طولانی و پرهزینه بود و نزدیک به پنج سال زمان برد. سایمون برای دستیابی به فضایی اصیل، به سراغ سبک‌های گوناگون موسیقی لاتین، و موسیقی سنتی پورتوریکو رفت. برخلاف بسیاری از آثار پیشین او، این آلبوم بیشتر بر روایت داستان و شخصیت‌پردازی استوار است و هر قطعه بخشی از زندگی شخصیت اصلی را روایت می‌کند.

با وجود بلندپروازی هنری، پروژه آلبوم «ترانه‌های مرد شنل پوش» (Songs from the Capeman) از نظر تجاری با شکست بزرگی روبه‌رو شد. نمایش موزیکال پس از آغاز اجرا در برادوی با نقدهای متفاوتی مواجه شد و تنها پس از حدود دو ماه و ۶۸ اجرا از صحنه کنار رفت. هزینه تولید نمایش که بیش از ۱۱ میلیون دلار برآورد می‌شد، آن را به یکی از پرهزینه‌ترین شکست‌های تاریخ برادوی در آن زمان تبدیل کرد. آلبوم نیز برخلاف آثار پیشین سایمون فروش چندانی نداشت و نتوانست جایگاه قابل توجهی در جدول‌های فروش به دست آورد.

با این حال، گذر زمان نگاه منتقدان را تا حدی تغییر داد. امروزه بسیاری آن را پروژه‌ای جسورانه می‌دانند که نشان‌دهنده تمایل همیشگی او به تجربه‌گرایی و فاصله گرفتن از مسیرهای مطمئن تجاری است. امروزه این آلبوم بیش از آنکه به خاطر موفقیتش شناخته شود، به عنوان نمونه‌ای از جاه‌طلبی هنری سایمون و تلاش او برای پیوند دادن موسیقی پاپ، فرهنگ لاتین و تئاتر موزیکال مورد توجه پژوهشگران و علاقه‌مندان به کارنامه هنری او قرار می‌گیرد.

ادامه کارنامه هنری ۲۰۰۰ تا کنون

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پس از تجربه دشوار و پرحاشیه در اواخر دهه ۹۰، سایمون دیگر آن موفقیت های پیشین خود را تکرار نکرد و تقریبا تا حال، بیشتر زمان خود را صرف تورها و اجراهای زنده نوستالژی برای طرفدارن خود کرده است، البته تعداد آلبوم های منتشر شده از سایمون در دو دهه اخیر کم نیست ولی بیشتر آن ها دیگر آن محبوبیت جهانی و انقلاب گونه موسیقیایی را دارا نیستند.

سایمون در مراسم اهدای جایزه نوبل ۲۰۰۰

پل سایمون در سال ۲۰۰۰ با انتشار آلبوم «تو همان یگانه‌ای» (You're the One) بار دیگر به قالب آشنای یک آلبوم استودیویی بازگشت. این اثر بیش از آنکه بر تجربه‌های نمایشی یا مفهومی استوار باشد، بر ترانه‌سرایی شخصی و تأملات درونی سایمون تمرکز داشت. این آلبوم بیش از هر چیز بیانگر بازگشت او به سادگی در ترانه‌نویسی و فاصله گرفتن از پروژه‌های پرزرق‌وبرق دهه پیش بود. شش سال بعد، سایمون با آلبوم «شگفتی» (Surprise) در سال ۲۰۰۶ مسیر تازه‌ای را تجربه کرد. مهم‌ترین ویژگی این اثر همکاری گسترده او با برایان انو، تهیه‌کننده و موسیقیدان برجسته بریتانیایی، بود. انو با استفاده از بافت‌های الکترونیک، صداهای محیطی و تنظیم‌های مدرن، فضای صوتی متفاوتی برای ترانه‌های سایمون ایجاد کرد؛ در حالی که هویت شاعرانه و ملودیک او همچنان حفظ شده بود. موضوعات اصلی آلبوم به اضطراب‌های جهان پس از حملات یازده سپتامبر، تنهایی، عشق، مرگ و امید اختصاص داشت.

در سال ۲۰۱۱، پل سایمون آلبوم «چه زیبا، خب که چه» (So Beautiful or So What) را منتشر کرد؛ اثری که بسیاری از منتقدان آن را بهترین آلبوم او پس از زمان «گریسلند» (Graceland) دانستند. سایمون در این مجموعه بار دیگر به مضامین فلسفی و معنوی بازگشت و در کنار آن، نگاهی طنزآمیز به زندگی، مرگ و باورهای دینی داشت. این اثر بیانگر هنرمندی بود که با وجود گذشت چند دهه از آغاز فعالیتش، همچنان توانایی خلق موسیقی تازه و اندیشمندانه را حفظ کرده بود. پنج سال بعد، سایمون با آلبوم «غریبه‌ای برای غریبه‌ها» (Stranger to Stranger) در سال ۲۰۱۶ بار دیگر رویکردی تجربه‌گرایانه در پیش گرفت. او این بار با تهیه‌کننده ایتالیایی، روی هالی (Roy Halee) و گروهی از نوازندگان بین‌المللی همکاری کرد و از صداهای غیرمتعارف، سازهای کوبه‌ای، نمونه‌برداری صوتی و حتی ریتم‌هایی برگرفته از موسیقی خیابانی استفاده کرد.

آخرین آلبوم استودیویی پل سایمون تا امروز، «هفت مزمور» (Seven Psalms) است که در سال ۲۰۲۳ منتشر شد و از بسیاری جهات با تمام آثار پیشین او تفاوت دارد. این اثر در قالب یک قطعه پیوسته و حدوداً سی‌وسه دقیقه‌ای ساخته شده که به هفت بخش تقسیم می‌شود و بدون هیچ وقفه‌ای از ابتدا تا انتها ادامه می‌یابد. سایمون اعلام کرده بود که ایده این آلبوم پس از خوابی به ذهنش رسید که در آن از او خواسته شده بود اثری با محوریت مضامین معنوی خلق کند. نتیجه، آلبومی آرام، مینیمالیستی و سرشار از تأملات فلسفی درباره ایمان، مرگ، بخشش و معنای زندگی شد. در این مجموعه، سازبندی بسیار ساده‌تر از آثار پیشین است و گیتار آکوستیک، سازهای زهی و هارمونی‌های ظریف، فضای مراقبه‌گونه‌ای ایجاد می‌کنند. «هفت مزمور» بیش از آنکه مجموعه‌ای از ترانه‌های مستقل باشد، به یک اثر یکپارچه شباهت دارد و بسیاری آن را جمع‌بندی هنری و معنوی چندین دهه فعالیت پل سایمون می‌دانند؛ آلبومی که نشان می‌دهد او در واپسین سال‌های فعالیت حرفه‌ای خود نیز همچنان به دنبال کشف بیان‌های تازه و عمیق در موسیقی بوده است.