ویکی‌پدیا:زبان و زبان‌شناسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو


Archive
بایگانی‌ها
بایگانی ۱

Paramount Pictures, Food Court, Dystopia, Event Horizon, Motor Neurone, set director, Act of Union, Markgraf, Op Art, County, Pledge_drive, Dyslexia, Levant, Megalith, debuccalization

بایگانی ۲

Cross-compilation, چند اصطلاح ریاضی, en:Heartagram, Ergative, Specification, parody, uninstall, چند واژه مربوط به تاریخ‌نگاری, logograph و logographer, ویکی‌پدیا:پروژه سکس‌شناسی, واژه‌های آخرالزمانی !, from scratch, script, , cross-platform, معادل hash در علوم رایانه, اخلاق, computing, User interface, دیسکوگرافی, Abugida, Glacier, DRIVETRAIN یا POWERTRAIN, velomobile یا bicycle car, Tandem bicycle, Freight trikes, Trike rickshaws, Trikebayan, فرش یا قالی؟, گونه‌های دوچرخه, rider یا riding, ریشهٔ شیمی, میکروارگانیسم و ارگانیسم, شهر Arezzo, mary of bethany, Osthanes یا کوروش سپیدمه, Ctesias, کتاب‌سوزی, Samaria, Jonathan

بایگانی ۳

Pre-Raphaelite Brotherhood یا (به فرانسه) Préraphaélisme, Proskynesis, transclusion, Anthroposophy, Organized crime, Inflection, Ge'ez language, Phonogram

بایگانی ۴

Vault, میکروارگانیسم و ارگانیسم, , اکسپدیشن, Feature film, زبان و زبان‌شناسی, Hammered dulcimer, Paradox, My list, برابر expendable, کارنامه, ایزوگام, ژورنالیسم, حذف؟, Stealth technology, فارسی‌سازی چند کلمه یا حرف, Oval Office؟, نایب‌السلطنه مونث, سندیکالیست, Pliny, Lemma (linguistics), Vacuum deposition, knowledge base and FAQ, واژگان=Terminology؟,همکاری برای حل مشکل در زبان‌شناسی,, نمایشگر Head-up display یا HUD, Findability و Memorability, یوتانازی, یک نکتهٔ زبان‌شناختی, Eurocentrism, Vacuum tube, Osthanes, Robatic, Lander, JPL, اینها چی؟, Screen Actors Guild Awards, تلفظ صحیح, Half cell, en:Pacific Coast Ranges, en:County, The classical unities or three unities, dielectric heating, think tank, logogram, civic?, chelate, Horatii و Sabine, Isogloss, در ویکی‌پدیا Navigation Box, Transclusion, #ifexist, preload, Autocephaly, Mehakelegnaw Zone, Io, Assault rifle

بایگانی ۵

رده Military، کولر گازی، futurama، Sensitization، Municipality، Gadiformes، bestseller، دکترین پیرامون؟، نقاب و ماسک، سازمانهای NIH و ...، cheerleader و cronyism، رتبه‌بندی دیپلماتیک، web syndication، Aggregator، Zendj، MP3 player - Portable media player، Phonorecord، Laconic-ایجاز و سخنوری-Rhetoric، Feel free to ..

بایگانی ۶

logical checks، malware، Professor، Estates-General، میم یا meme، Nancy Chodorow، تلفظ اسم دانمارکی: Jorn Barger، Vault، اینها چطور؟، Porsche، Sports Car، Macaulay Culkin، اریش یا اریک ؟ کوئتزی یا کوئتزه؟، Battleship، National Board of Review Awards، stroke in swimming، late night talk show، parking، Declan Galbraith، endowment، Dancing Beijing، Template:Infobox Former Country، türbe یا turbe، Roche lobe، Thesaurus، empire، Rhahzadh، چند واژه زبانشناسی : homonyms، Homophones، Heteronyms، Homographs، Dutch Empire، Evolution of the British Empire، status bar، Bestseller یا Best-selling book، Sadhu، Head of Public Outreach، shot from a pistol، Wikipedia:Version ۱٫۰ Editorial Team، برابر نام وزن‌های تکواندو، نام یک کتاب

بایگانی ۷

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۸

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۹

Secretary of state, Glamour و Stock, Convenience store و Gastronomy , Rift , OST , seal , aerodrome, airstrip, airfield, or airport لغات مورد استفاده در پروژه فرودگاه‌ها, Motorsport season

بایگانی ۱۰
بایگانی ۱۱
بایگانی ۱۲
بایگانی ۱۳
بایگانی ۱۴
بایگانی ۱۵
بایگانی ۱۶
بایگانی ۱۷
بایگانی ۱۸
بایگانی ۱۹
بایگانی ۲۰
بایگانی ۲۱
بایگانی ۲۲
بایگانی ۲۳
بایگانی ۲۴
بایگانی ۲۵
بایگانی ۲۶
بایگانی ۲۷
بایگانی ۲۸
بایگانی ۲۹
بایگانی ۳۰

این جعبه: نمایشبحثویرایش


mephobia[ویرایش]

Mentioned in dispatches[ویرایش]

درخواست ترجمه:


Society_of_apostolic_life[ویرایش]

بهترین عنوان بر این نوشتار چه می شود برگزید

en:Society of apostolic life

MSes T / C ‏۱۹ اکتبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۹:۱۴ (UTC)

@Modern Sciences: اپوستولیک را می‌توان حواری‌مسلک، رسولانه، پاپی و مؤمنانه ترجمه کرد. چون در این عبارت از a کوچک استفاده شده، معنایش عام‌تر از چیزی مربوط به پاپ است. ترجیح خود من «جامعه زندگی مؤمنانه» یا «جامعه زیست مؤمنانه» است. mOsior (بحث) ‏۲۷ اکتبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۸:۰۳ (UTC)

زیست‌گرایی/زیستگرایی[ویرایش]

زیست‌گرایی و زیستگرایی دو صفحه با دو میان‌ویکی متفاوت هستند که چندان طبیعی به نظر نمی‌رسد. چون تخصصی در این حوزه ندارم گفتم با اهل فن در میان بگذارم تا اگر اصلاحاتی لازم است صورت گیرد. Wikimostafa (بحث) ‏۲۷ اکتبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۳ (UTC)

@Wikimostafa: فعلاً به ترتیب به زندگی‌باوری و فرضیه طبیعت‌بارگی منتقل کردم. اگر کسی معادل‌های بهتری سراغ دارد، اعلام کند. mOsior (بحث) ‏۶ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۳:۴۴ (UTC)

پانگرام[ویرایش]

آیا معادل فارسی (منبع‌دار) برای پانگرام موجود است؟ همچنین برای فارسی، آیا جمله‌ای سراغ دارید؟ (تا حد ممکن کوتاه باشد) یاماها۵ / ب ‏۳ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۲:۵۸ (UTC)

«سانتا فه» یا «سانتافه»؟[ویرایش]

آیا معادل فارسی نام‌هایی مانند Santa Fe و Los Angeles را در ویکی‌پدیا باید با فاصله نوشت؟
@4nn1l2: @Huji: نظر شما چیست؟ — پیام امضانشدهٔ قبلی را Khanzadeh (بحث • مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۶ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۷:۵۸ نوشته‌است.

@Khanzadeh: چون امضا نکرده بودید، پینگتان به دست من و کاربر:Huji نرسید.
نظر من استفاده از «سانتافه» و «لس‌آنجلس» است. این واژگان در فارسی (فارغ از زبان مبدأ که اسپانیانی باشد) بسیط هستند و بهتر است به صورت یک کلمه نوشته شوند. همچنین فاصلهٔ مجازی یک قابلیت در فارسی است که در خط‌های لاتین چندان رایج نیست. بهتر است ما از این قابلیت موجود استفاده کنیم. خط لاتین قابلیت‌های دیگری دارد که در خط عربی/فارسی موجود نیست، مثلاً حروف بزرگ و کوچک، یا استفاده از نیم‌خط یا ... ‏4nn1l2 (بحث) ‏۱۰ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۲:۱۲ (UTC)
@4nn1l2: سپاس. شرمنده‌ام. خودم الان شگفت‌زده‌ام که چه‌طور امضا نکردم!
من هم با شما هم‌عقیده‌ام؛ اما مطلبی را در ویکی‌پدیای فارسی نیافتم که به آن استناد کنم. ویرایش‌ها باید طبق کدام قاعده صورت گیرد؟ هم «لس‌آنجلس» داریم در صفحه‌ها و هم «لس آنجلس». داشتم همهٔ «سانتا فه»ها را به «سانتافه» تغییر می‌دادم، که جناب Modern Sciences امر به واگردانی کردند. باید چه کنم؟ —FarsiNevis (بحث) ‏۱۱ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۶:۱۴ (UTC)

رواناب/روان آب[ویرایش]

رواناب به رواناب سطحی تغییرمسیر دارد و ظاهراً معادل runoff در نظر گرفته شده. روان آب هم به Watercourse متصل است و چنانچه برگردان درستی باشد هم با فاصلهٔ کامل صحیح نیست. دوستان صاحب‌نظر در این حوزه نظری ندارند؟ Wikimostafa (بحث) ‏۶ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۱۵ (UTC)

en:runoff صفحه ابهام‌زدایی است، در زبان فارسی شاید کاربرد اصلی رواناب همان رواناب سطحی است، رواناب نسبت به روان آب نام رایج است؛ فعلا برای Watercourse مسیر آب در نظر گرفتم.--SunfyreT ‏۶ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۳۲ (UTC)
اینجا بیشتر توضیح داده است، شاید برابر بهتری برای Watercourse یافت شود.--SunfyreT ‏۶ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۳۸ (UTC)
طبق مصوبه‌های فرهنگستان زبان و ادب فارسی، «رواناب» برابرنهادهٔ runoff است و «رواناب سطحی» برابرنهادهٔ surface runoff. همچنین «رواناب زیرسطحی» هم برابرنهادهٔ subsurface runoff است. watercourse هم «رواناب» یا مشابه آن نیست؛ چون بستر رود است. در فرهنگ آریان‌پور، «آب‌گذر» هم ترجمه شده است. —FarsiNevis (بحث) ‏۶ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۴۶ (UTC)
آمدم مسیر آب (watercourse) را به آب‌گذر منتقل کنم ولی کاربرد دارد.--SunfyreT ‏۶ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۵۲ (UTC)
عجب! اما برابرنهادهٔ مصوب فرهنگستان برای آن، «آباره» است. «آب‌گذر» مفهوم دیگری را به ذهن می‌رساند و به نظر نمی‌رسد رایج هم باشد. —FarsiNevis (بحث) ‏۶ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۰۳ (UTC)
لطفا منبع نام آب‌گذر را درون مقاله قرار دهید.--SunfyreT ‏۶ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۱۱ (UTC)
این‌جا بود. نمی‌دانم آیا قابل ارجاع است یا نه. —FarsiNevis (بحث) ‏۶ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۳۸ (UTC)

Dagens Næringsliv[ویرایش]

نام یک روزنامه (وبگاه) معروف نروژی است. چطور نوشته میشه (نویسه‌گردانی میشه)؟ --دوستدار ایران بزرگ ‏۶ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۶:۰۰ (UTC)

داگنس نارینگسلیو. mOsior (بحث) ‏۶ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۶:۲۹ (UTC)
همان که mOsior گفت.[۱] —FarsiNevis (بحث) ‏۱۰ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۵:۲۶ (UTC)
منابع

Kamboj[ویرایش]

درود مقاله ی Kamboj را باید به چه نامی پیوند داد؟ مقاله ی کامبوج قبلا وجود دارد --- Rmashhadi ♪♫ ‏۱۲ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۷:۰۲ (UTC)

کمبوج (طایفه)‏—NightD ‏۱۲ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۷:۴۱ (UTC)
با توجه به این‌که Kamboj همان Kamboh است و در زبان اردو هم «کمبوه» گفته می‌شود، و نیز با توجه به ریشهٔ پارسی این واژه (Kai-amboh)، به‌نظرم بهتر است در زبان فارسی هم «کمبوه» گفته شود. —FarsiNevis (بحث) ‏۱۲ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۰۵ (UTC)

False friend[ویرایش]

سلام. در دوست دروغین ساختمش. معادلی بهتری ندارد؟

ضمناً اگر زبان دیگری می‌دانید نوشتار را با افزودن مثال‌های بیشتر قوت ببخشید. برای اضداد نیز. Saeidpourbabak (بحث) ‏۱۲ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۲۱:۱۴ (UTC)

@Saeidpourbabak:به هر دو مقاله تعدادی افزودم :) یاماها۵ / ب ‏۱۲ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۲۲:۳۲ (UTC)
@Saeidpourbabak: فرهنگستان عمدتاً برابرنهادهٔ «کاذب» را برای false برگزیده است. به‌نظرم friend را هم بهتر است «رفیق» یا «یار» ترجمه کنیم. از این رو عبارت «یار کاذب» را پیشنهاد می‌کنم. —FarsiNevis (بحث) ‏۱۳ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۱۳ (UTC)
@Khanzadeh: سلام. من «دوست دروغین» را بر مبنای منشأ این عبارت انتخاب کردم که عنوان کتابی بوده با نام «دوست دروغین مترجم». برداشت من این بود که منظور این بوده که این واژگان به ظاهر دوست مترجم‌اند (به گوشش آشنا و به ذهنش نزدیکند) در حالی که این دوستی دروغین است (معنای دیگری دارند و بواقع گمراه‌کننده‌اند). اگر این برداشت درست باشد به نظر شما یار کاذب جایگزین مناسب‌تری‌ست؟ Saeidpourbabak (بحث) ‏۱۶ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۱۲ (UTC)
@Saeidpourbabak: درود. متوجه مفهومش بودم. اگر عبارت «دوست دروغین» را در اینترنت جستجو کنید، می‌بینید که در معنای عمومی‌اش زیاد به کار رفته است؛ یعنی «دروغین» معنایی عمومی دارد، در حالی که «کاذب» مفهومی تخصصی‌تر دارد. حکایت «دوست» و «یار (رفیق)» هم مشابه است، ولی نه با همان شدت. پس به‌نظرم «کاذب» خیلی بهتر از «دروغین» است؛ ولی در مورد «دوست/ رفیق/ یار» انتخابم بیشتر «سلیقه‌ای» است، چون «یار کاذب» خوش‌آواتر است. امیدوارم دوستان دیگر هم نظر بدهند. —FarsiNevis (بحث) ‏۱۷ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۵:۲۸ (UTC)

Marc Kuchner[ویرایش]

سلام تلفظ نام مارک کوشنر است یا کوچنر؟ در یک مقاله کوچنر دیدم شک کردم. این آقا اهل مونترال است هرچند که در عکسش به نظرم سه تار به دست دارد (اصلیت ایرانی).--- Rmashhadi ♪♫ ‏۱۲ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۲۱:۱۵ (UTC)

بهترین ترجمه برای عبارت Environmental fiction books[ویرایش]

درخواست ترجمه:

پیشنهاد من «کتاب‌های داستانی محیط زیست» است. mOsior (بحث) ‏۱۵ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۳:۴۹ (UTC)
@Amin.micromail:فکر کنم تخیلی باید بگید. کتاب های تخیلی زیست محیطی - Rmashhadi ♪♫ ‏۱۵ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۷:۱۳ (UTC)
نه فیکشن همان داستانی‌ست (ادبیات داستانی را ببینید)؛ شاید «کتاب‌های داستانی زیست‌محیطی» یا «کتاب‌های داستانی محیط‌زیستی» دقیقتر باشد. Wikimostafa (بحث) ‏۱۷ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۶:۰۹ (UTC)

Category:Light-heavyweight boxers[ویرایش]

بهترین معادل برای این رده چیست؟MSes T / C ‏۱۵ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۹:۰۲ (UTC)

یه چیزی بین سنگین‌وزن و سبک‌وزن است :/ در اینجا و اینجا وزن بین ۷۵ تا ۸۱ کیلو نوشته شده. گفتم شاید بدردتان بخورد. -Artahooei 1 ‏۱۵ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۹:۱۱ (UTC)
در اینجا که قبلاً هم لینکش را داده بودم اینگونه ترجمه کرده: نیم–سنگین‌وزن -Artahooei 1 ‏۱۵ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۹:۱۳ (UTC)
@Modern Sciences: مشت‌زنان سنگین‌وزن خفیف. —FarsiNevis (بحث) ‏۱۷ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۵:۳۶ (UTC)
نیم‌سنگین‌وزن یا نیمه‌سنگین‌وزن خوبست. Wikimostafa (بحث) ‏۱۷ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۵:۵۶ (UTC)
خود سبک-سنگین‌وزن هم اشکالی ندارد. mOsior (بحث) ‏۱۷ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۵۸ (UTC)

Xiangcheng County[ویرایش]

میشه تلفظش رو بگید لطفا؟--- Rmashhadi ♪♫ ‏۱۷ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۰:۳۹ (UTC)

@Rmashhadi: با توجه به تلفظ 項城، می‌شود «شیانگ‌چنگ». —FarsiNevis (بحث) ‏۱۷ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۴۴ (UTC)
@Khanzadeh:ممنون ولی من در گوگل ترنسلیت ز شنیدم مثلا دو تا تلفظ ندارد؟ - Rmashhadi ♪♫ ‏۱۷ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۳۵ (UTC)

WP:TWITTER[ویرایش]

در سیاست en:WP:TWITTER بخشی هست که دقیق متوجه نمی‌شوم منظورش چیست. آن بخش را پرنگ کرده‌ام. کل متن این است:

Self-published and questionable sources may be used as sources of information about themselves, usually in articles about themselves or their activities, without the self-published source requirement that they be published experts in the field, so long as:

  1. the material is neither unduly self-serving nor an exceptional claim;
  2. it does not involve claims about third parties;
  3. it does not involve claims about events not directly related to the source;
  4. there is no reasonable doubt as to its authenticity; and
  5. the article is not based primarily on such sources.

This policy also applies to material published by the subject on social networking websites such as Twitter, Tumblr, Reddit, and Facebook.

لطفاً قسمت پررنگ‌شده را ترجمه کنید و توضیح دهید (با ذکر مثال لطفاً) که منظور چیست. ‏4nn1l2 (بحث) ‏۱۹ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۱:۰۷ (UTC)

«منابع خودنوشته یا مورد سوال را می‌توان به عنوان منبعی برای مطالب راجع به خودشان به کار برد؛ کاربرد این‌ها در مقالهٔ مربوط به خود همان موضوع یا فعالیت‌های آن شخص/شرکت است، و این کاربرد مشمول شرایط منابع خودنوشته (که می‌گوید نویسنده‌شان می‌بایست یک متخصص در آن حوزه باشد) نیست، به شرط آن که: ...»
اما برای مثال، لازم است دو تا بزنم تا قیاس بکنید:
یک) می‌خواهیم از یک کتاب که شخصی در مورد جامعه‌شناسی نوشته و خودش هم به هزینهٔ شخصی منتشرش کرد استفاده کنیم. این منبع خودنوشته (self-published) است (یعنی از یک سری روال‌های معمول که در آن کتاب‌های بد از گردونهٔ چاپ حذف می‌شوند رد نشده؛ این روال‌ها را معمولاً ناشری که بناست برای نشر کتاب هزینه کند به کار می‌برد، و وقتی نویسنده به هزینهٔ خودش کتاب را چاپ کند، این روال‌ها معمولاً اجرا نمی‌شوند). در چنین شرایطی، فقط وقتی از آن منبع می‌توانیم استفاده بکنیم که نویسنده‌اش یک متخصص باشد (یعنی یک جامعه‌شناس معتبر باشد که دیدگاه‌هایش توسط بیشتر جامعه‌شناسان مورد پذیرش یا احترام است).
دو) می‌خواهیم از یک وبلاگ متعلق به گوگل به عنوان منبع استفاده کنیم تا یکی از ویژگی‌های گوشی پیکسل جدید را شرح بدهیم و منبع‌دهی کنیم. اینجا باز منبع خودنوشته است اما چون موضوع مطلب هم فعالیت‌های همان شرکت است، دیگر اهمیت نمی‌دهیم که آیا این وبلاگ از دید دیگران یک منبع تخصصی و قابل اعتبار دانسته می‌شود یا نه.
مثال اغراق‌آمیزتر (و واقعی‌تر) می‌شود وقتی که مثلاً از رزومه یک شخص به عنوان منبع استفاده می‌کنیم در خصوص یک ادعا در موردش (مثلاً محل تولدش). باز اهمیت ندارد که ایشان آیا متخصص جمع‌آوری اطلاعات ثبت احوال هست یا نه. صرف نظر از تخصص، هر چه ایشان راجع به محل تولد خودش گفته را می‌توان با رزومهٔ خودش منبع‌دهی کرد. این قضیه به خصوص وقتی ادعا حالت تبلیغی نداشته باشد و فقط یک fact باشد عینی‌تر می‌شود؛ مثل این که از رزومهٔ کسی به عنوان منبع این استفاده کنیم که «خودش گفته در دبیرستان فلان درس خواند». اما وقتی مثلاً راجع به جوایز و افتخارات و این‌ها باشد، بند اول آن شرایطی که بالاتر کپی کردید (self-serving نبودن) نقض می‌شود. و الی آخر — حجت/بحث ‏۱۹ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۱:۴۵ (UTC)
@Huji: تشکر. بگذار یک مثال بزنم تا ببینم دقیق متوجه شدم یا نه.
سارا لی ویتسون، مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقای دیدبان حقوق بشر، است. پس در زمینهٔ حقوق بشر متخصص است و احتمالاً سایر ناشران نوشته‌های ایشان را چاپ کرده‌اند یا خواهند کرد.
ایشان اخیراً در واکنش به مطلبی از روزنامهٔ گاردین دربارهٔ شبکهٔ تلویزیونی ایران اینترنشنال توئیت کرده‌اند: «این شبکه فقط باعث تضعیف و به خطر افتادن فعالان جامعهٔ مدنی می‌شود که واقعاً به حقوق بشر در ایران اهمیت می‌دهند.»
اگر آن قسمت پررنگ‌شده در متن سیاست WP:TWITTER نبود، بنده می‌گفتم این اظهارنظر در تضاد با معیار شمارهٔ ۲ است و مطلبشان را از مقالهٔ ایران اینترنشنال حذف می‌کردم. اما وجود آن قسمت پررنگ در متن سیاست، مرا به شک می‌اندازد. برداشت من این است که در باب متخصصان می‌توان سهلگیرانه‌تر عمل کرد. با این همه، مسئله خوب برای خودم جا نیفتاده است. ‏4nn1l2 (بحث) ‏۱۹ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۱:۵۹ (UTC)
@4nn1l2: نه، درست متوجه نشدید.
این بحث بالا فقط مال وقتی است که منبع راجع به خود صاحب منبع یا یکی از فعالیت‌هایش باشد. یعنی اگر خانم ویتسون راجع به خودش نظر داده بود، یا راجع به یکی از کارهای شخص خودش (آثار خودش) آن وقت این موضوعیت پیدا می‌کرد.
اما اگر راجع به کار شخص/شرکت دیگری نظر بدهد دیگر این بندها مصداق ندارد؛ و آن قسمت پررنگ هم فرقی در آن ایجاد نمی‌کند. قسمتی که فرق ایجاد می‌کند را بالاتر برایتان قرمز کردم.
اینجا خانم ویتسون راجع به یک موضوع ثالث نظر داده (یک شبکهٔ تلویزیونی که خودش تنها مالک مادی و معنوی آن نیست) در نتیجه کماکان در تضاد با بند شمارهٔ ۲ است.
قسمت پررنگ شده، استثنایی برای این بندهای پنج‌گانه که بالا فهرست کردید قائل نمی‌شود. بلکه استثنایی برای یک بند دیگر (که بالاتر در en:WP:SPS آمده) قائل می‌شود که گفته بود منابع خودنوشته (self-published، که فکر کنم از اول بهتر بود هردومان آن را «خودمنتشرکرده» می‌گفتیم) فقط وقتی معتبرند که «roduced by an established expert on the subject matter, whose work in the relevant field has previously been published by reliable third-party publications» (به طور خلاصه: متخصص باشند و توسط دیگر متخصصان آن حوزه مورد قبول باشند). — حجت/بحث ‏۱۹ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۲:۰۶ (UTC)
ولی اگر گفتهٔ این خانم را منبع شخص ثالثی چاپ کرده که روال سردبیری قوی دارد (مثلاً روزنامهٔ گاردین) آن وقت بحث عوض می‌شد. اینجا این طور نیست (خودشان آن را در توییتر خودشان منتشر کرده‌اند).
همچنین، اگر ایشان متخصص حوزهٔ ارزیابی نقش رسانه در فعالیت‌های مدنی باشند (و دیگر متخصصان این حوزه، نظرات دیگر ایشان را در این حوزه نظری متخصصانه تلقی کرده باشند و چاپش کرده باشند)، باز طبق WP:SPS می‌شود به عنوان متخصص حرفشان را در ویکی‌پدیا منبع قرار داد. این را من نمی‌دانم که آیا اینجا مصداق دارد یا نه و تشخیصش بماند با خود شما. — حجت/بحث ‏۱۹ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۲:۰۹ (UTC)
@4nn1l2:ضمناً بحث را از اول جای اشتباه باز کردید ولی اشکال ندارد. وقتی به نتیجه رسید، لطفاً ببریدش به بحث ویکی‌پدیا:تأییدپذیریحجت/بحث ‏۱۹ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۲:۱۲ (UTC)
الان جا افتاد. ریسه را چند روز دیگر به مکان صحیح منتقل خواهم کرد. ‏4nn1l2 (بحث) ‏۱۹ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۲:۵۳ (UTC)