ویکی‌پدیا:زبان و زبان‌شناسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو


Archive
بایگانی‌ها
بایگانی ۱

Paramount Pictures, Food Court, Dystopia, Event Horizon, Motor Neurone, set director, Act of Union, Markgraf, Op Art, County, Pledge_drive, Dyslexia, Levant, Megalith, debuccalization

بایگانی ۲

Cross-compilation, چند اصطلاح ریاضی, en:Heartagram, Ergative, Specification, parody, uninstall, چند واژه مربوط به تاریخ‌نگاری, logograph و logographer, ویکی‌پدیا:پروژه سکس‌شناسی, واژه‌های آخرالزمانی !, from scratch, script, , cross-platform, معادل hash در علوم رایانه, اخلاق, computing, User interface, دیسکوگرافی, Abugida, Glacier, DRIVETRAIN یا POWERTRAIN, velomobile یا bicycle car, Tandem bicycle, Freight trikes, Trike rickshaws, Trikebayan, فرش یا قالی؟, گونه‌های دوچرخه, rider یا riding, ریشهٔ شیمی, میکروارگانیسم و ارگانیسم, شهر Arezzo, mary of bethany, Osthanes یا کوروش سپیدمه, Ctesias, کتاب‌سوزی, Samaria, Jonathan

بایگانی ۳

Pre-Raphaelite Brotherhood یا (به فرانسه) Préraphaélisme, Proskynesis, transclusion, Anthroposophy, Organized crime, Inflection, Ge'ez language, Phonogram

بایگانی ۴

Vault, میکروارگانیسم و ارگانیسم, , اکسپدیشن, Feature film, زبان و زبان‌شناسی, Hammered dulcimer, Paradox, My list, برابر expendable, کارنامه, ایزوگام, ژورنالیسم, حذف؟, Stealth technology, فارسی‌سازی چند کلمه یا حرف, Oval Office؟, نایب‌السلطنه مونث, سندیکالیست, Pliny, Lemma (linguistics), Vacuum deposition, knowledge base and FAQ, واژگان=Terminology؟,همکاری برای حل مشکل در زبان‌شناسی,, نمایشگر Head-up display یا HUD, Findability و Memorability, یوتانازی, یک نکتهٔ زبان‌شناختی, Eurocentrism, Vacuum tube, Osthanes, Robatic, Lander, JPL, اینها چی؟, Screen Actors Guild Awards, تلفظ صحیح, Half cell, en:Pacific Coast Ranges, en:County, The classical unities or three unities, dielectric heating, think tank, logogram, civic?, chelate, Horatii و Sabine, Isogloss, در ویکی‌پدیا Navigation Box, Transclusion, #ifexist, preload, Autocephaly, Mehakelegnaw Zone, Io, Assault rifle

بایگانی ۵

رده Military، کولر گازی، futurama، Sensitization، Municipality، Gadiformes، bestseller، دکترین پیرامون؟، نقاب و ماسک، سازمانهای NIH و ...، cheerleader و cronyism، رتبه‌بندی دیپلماتیک، web syndication، Aggregator، Zendj، MP3 player - Portable media player، Phonorecord، Laconic-ایجاز و سخنوری-Rhetoric، Feel free to ..

بایگانی ۶

logical checks، malware، Professor، Estates-General، میم یا meme، Nancy Chodorow، تلفظ اسم دانمارکی: Jorn Barger، Vault، اینها چطور؟، Porsche، Sports Car، Macaulay Culkin، اریش یا اریک ؟ کوئتزی یا کوئتزه؟، Battleship، National Board of Review Awards، stroke in swimming، late night talk show، parking، Declan Galbraith، endowment، Dancing Beijing، Template:Infobox Former Country، türbe یا turbe، Roche lobe، Thesaurus، empire، Rhahzadh، چند واژه زبانشناسی : homonyms، Homophones، Heteronyms، Homographs، Dutch Empire، Evolution of the British Empire، status bar، Bestseller یا Best-selling book، Sadhu، Head of Public Outreach، shot from a pistol، Wikipedia:Version ۱٫۰ Editorial Team، برابر نام وزن‌های تکواندو، نام یک کتاب

بایگانی ۷

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۸

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۹

Secretary of state, Glamour و Stock, Convenience store و Gastronomy , Rift , OST , seal , aerodrome, airstrip, airfield, or airport لغات مورد استفاده در پروژه فرودگاه‌ها, Motorsport season

بایگانی ۱۰
بایگانی ۱۱
بایگانی ۱۲
بایگانی ۱۳
بایگانی ۱۴
بایگانی ۱۵
بایگانی ۱۶
بایگانی ۱۷
بایگانی ۱۸
بایگانی ۱۹
بایگانی ۲۰
بایگانی ۲۱
بایگانی ۲۲
بایگانی ۲۳
بایگانی ۲۴
بایگانی ۲۵
بایگانی ۲۶
بایگانی ۲۷
بایگانی ۲۸
بایگانی ۲۹
بایگانی ۳۰

این جعبه: نمایشبحثویرایش


mephobia[ویرایش]

Pocket[ویرایش]

درود دوستان؛ برای اصطلاح Pocket در زمینهٔ علوم نظامی چه برابری موجود یا مناسب است؟ __Âriobarzan ‏۱۸ مارس ۲۰۱۸، ساعت ۰۷:۵۹ (UTC)

درود. همانگونه که اشاره دارید Pocket یک اصطلاح است و کوتاه شدهٔ مثلاً (pockets of resistance)، که در اثر کاربرد گسترده در زمینهٔ علوم نظامی به تنهایی هم مفهوم روشن آن جمله را پیدا کرده. در فارسی این آمادگی به نظر من هنوز گسترده نیست، واژهٔ پاکت به این مفهوم را من تنها گاهی به ندرت شاید در مورد هوا شنیده باشم؛ مثلا (پاکت‌هایی از هوا در غار دریایی یا در کشتی غرق شده). استفاده به عنوان وام‌واژه هم به ندرت دیده می‌شود؛ (داعش در پاکت دوم در شمال شرق حمص محاصره شد).
از طرفی Pocket به معنی دسته و گروه و خوشه و حتی پراکنده و منزوی هم هست که با استفاده از این‌ها و واژه‌های دیگر جمله‌های کوتاهی را که آن معنی را برسانند معمولا ساخته می‌شوند؛ (مقاومت پراکنده طالبان در هلمند). سلول، واحد و گروهک‌های منزوی یا محاصره شده هم در این مورد دیده شده است. -- Mpj7 (بحث) ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۲۱:۳۴ (UTC)

@Mpj7:؛ سپاس. البته با یک کارشناس علوم نظامی هم صحبت کردم گفت در فارسی ترجمهٔ گرته‌وارانهٔ «جیب» را برای این واژه دیده‌است. __Âriobarzan ‏۲۸ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۵:۱۴ (UTC)

Warmblood[ویرایش]

درخواست ترجمه:

  • واژه: Warmblood
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: ورزش سوارکاری و پروش اسب
  • پیوند: http://en.wikipedia.org/wiki/Test
  • مثال: Warmblood horse
  • توضیحات: این وارمبلاد مربوط به نژاد اسب است و با خونگرم(زیست شناسی تفاوت دارد) --Simsala111 (بحث) ‏۲۲ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۰۳:۳۸ (UTC)
@Simsala111: خونگرم نمیشه؟ فکر کنم در سایت های سوارکاری همین رو قبلا دیده بودم--- Rmashhadi ♪♫ ‏۲۲ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۰۴:۰۳ (UTC)
@Rmashhadi: بله وارم بلاد که به معنی خون گرم است. اما این نوع نژاد است.مانند آخال.Simsala111 (بحث) ‏۲۲ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۰۴:۱۱ (UTC)
@Simsala111:من منظورم به مثلا این صفحه بود:
http://byabama.com/article/اسب-خونگرم-خونسرد.html
یعنی آن زمان که مقاله ی اسب را می نوشتم من خونگرم نوشتم از روی سایت های ایرانی - Rmashhadi ♪♫ ‏۲۲ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۰۴:۱۳ (UTC)
@Simsala111: درود. در بکار بردن «اسب خونگرم» که اشاره به گونه‌ای اسب از نظر اشتقاق ریشه و تبار است فکر نمی‌کنم مشکلی وجود داشته باشد٬ به‌ویژه با توجه به پیوندی که خانم مشهدی اشاره فرموده‌اند. گزینه‌های دیگر به نظر من می‌توانند «خونگرم (اسب)» یا «اسب‌های خونگرم» باشد. ضمناً در زمان ویرایش مقاله نعل اسب من هم در رابطه با « واژگان فارسی اسب شناسی» به این [۱] نوشتار برخوردم که شاید سودمند باشد. -- Mpj7 (بحث) ‏۲۲ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۲۰:۵۸ (UTC)

در انگلیسی warm blood معنای احساسی دارد و warm blooded معنای زیستی ولی در زبان فارسی هر دو را یک واژه یعنی خون‌گرم می‌گویند. شما برای اینکه بگوئید فردی اجتماعی و مهربان است نمی‌آیید بگوئید استفاده از خون‌گرم در جملهٔ «احمد فردی خون‌گرم است» چون با خون‌گرمِ زیست‌شناسی ممکن است اشتباه شود نادرست است. آیا چنین می‌کنید؟ اگر استفاده از واژهٔ خون‌گرم در جملهٔ احمد فردی خون‌گرم است به معنای احمد فردی اجتماعی و مهربان است اشتباه می‌بود آنگاه بلی می‌بایست warm blood و warm blooded متفاوت ترجمه می‌شدند. بعلاوهٔ اینکه اسب از نظر زیست‌شناسی فقط خون‌گرم است و اسبی که حیوان خون‌سردی باشد وجود ندارد، برای همین وقتی می‌گوئید اسب‌ها از نظر تعامل با انسان‌ها سه نوع هستند خون‌گرم، خون‌سرد و خون‌جوش، هیچ ابهامی در ذهن خواننده نمی‌سازد. Hovakhshatra (گفتگو) ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۶:۵۵ (UTC)

@Rmashhadi: و @Hovakhshatra: و @Mpj7: ممنون از شرکت کردن در بحث. بله اما وارم بلاد در اینجا جهت ایجاد تمایز بین گروه خاصی از اسبها با دگر انواع آنهاست. در مقاله انگلیسی بدین صورت آمده است:

Warmbloods are a group of middle-weight horse types and breeds primarily originating in Europe and registered with organizations that are characterized by open studbook policy, studbook selection, and the aim of breeding for equestrian sport.

اسبهای وارم بلاد گروهی از اسبهای نوع وزن متوسط هستند و نژادشان از اروپا ریشه میگرد و ثبت آنها توسط سازمانهایی هستند که سیاستهای شجره نامه اسبها و منتخب شجرنامه را با هدف پرورش اسب برای ورزش سوارکاری را دارا میباشند.فکر میکنم اگر نامی در فارسی برایش وجود نداشته باشد استفاده از همان کلمه انگلیسی یعنی وارم بلاد بهتر باشد.Simsala111 (بحث) ‏۲۷ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۲۲:۲۱ (UTC)

@Simsala111:من به شخصه ایرادی نمی بینم که هر دو خونگرم ترجمه شوند مثل عبارت «سینه بند» که هم می تواند به عنوان لباسی باشد که خانم ها به تن می کنند و هم یک عضو ساختمانی در مهندسی عمران. یا «تخم گذاشتن» این میخ هایی که توسط ماشین کار گذاشته می شود را هم تخم گذاشتن می گویند در فارسی جا افتاده؛ یک عبارت چند کاربرد پیدا کرده هرکس در جایش متوجه می شود منظور چیست. - Rmashhadi ♪♫ ‏۲۷ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۲۲:۲۷ (UTC)
@Rmashhadi: البته مشکل داشتن یک نام نیست تنها میخواستم بدانم آیا در حوزه تخصصی اسب نامی در فارسی برای آن موجود است یا خیر.دو این که فکر میکنم این یک اسم خاص است و اسم خاص را که ترجمه نمیکنند.مانند ترامپ پالاس که به قصر ترامپ ترجمه نشده است.Simsala111 (بحث) ‏۲۷ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۲۲:۳۲ (UTC)
@Simsala111: مفهومِ «Warmblood» هم در اینجا مطرح است٬ در نوشتارهای فارسی دیگر هم لفظ اسب‌های نوع خونگرم؛ و دقیقاً به همین معنی که منظور شماست٬ به‌کار رفته که نمونه‌اش همان «http://byabama.com/article/اسب-خونگرم-خونسرد.html» و خود مقاله اسب و نیز در سایت دامپزشکی اینجا است. -- Mpj7 (بحث) ‏۲۸ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۰۶:۱۷ (UTC)

flash point[ویرایش]

ترجمه درست flash point نقطه اشتعال است یا نقطه جرقه؟ --- Rmashhadi ♪♫ ‏۲۷ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۰۰:۰۷ (UTC)

درود. «نقطه اشتعال» خود ترجمهٔ درستی است. اگر منظورتان ربط دادن آن به لزوم حضور جرقه است به نظر من ترجمهٔ «نقطه جرقه» به صورت «نقطهٔ جرقه‌پذیری» هم کاملاً درست است. -- Mpj7 (بحث) ‏۲۷ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۲:۲۳ (UTC)
@Mpj7: راستش می‌خواستم مقاله را منتقل کنم به جرقه یا جرقه پذیری که شما فرمودید. تعریف مقاله را ببینید لطفا:

The flash point of a volatile material is the lowest temperature at which vapours of the material will ignite, when given an ignition source.

The flash point may sometimes be confused with the autoignition temperature, which is the temperature at which the vapor ignites spontaneously without an ignition source.

فقط مطمئن نبودم کار درستی باشد --- Rmashhadi ♪♫ ‏۲۷ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۲۱:۴۹ (UTC)

@Rmashhadi: در ترجمهٔ کنونی در کنار چند مشکل دیگر، به واژهٔ کلیدی مواد فرار اشاره نشده و نام فعلی آن را زیر سئوال برده. واژهٔ «نقطه» هم در نام کلیدی است. ترجمهٔ کمی دقیقتر تعریف بالا می‌تواند این باشد: «نقطهٔ اشتعال در مواد فرّار اشاره به پایین‌ترین درجه حرارتی است که بخارهای مواد در آن درجه؛ هنگامی که در معرض یک منبع اشتعال (مثلاً یک سامانه جرقه‌زنی) قرار گیرند، مشتعل می‌شوند.» در تعریف مقاله (جمله دوم تنها یک ابهام‌زدایی است و نباید در نام گذاری مقاله تأثیری داشته باشد): «نقطه اشتعال ممکن است گاهی با دمای خودآتشگیری؛ دمایی که در آن بخار مواد فرّار به‌طور خودبخود بدون منبع احتراق شروع به سوختن می‌کند، اشتباه گرفته شود.» -- Mpj7 (بحث) ‏۲۸ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۰۶:۱۰ (UTC)

@Mpj7: اشتعال چون عربی بود می‌خواستم واژهٔ فارسی را جایگزین کنم چون در تعریف از نیاز به حضور جرقه آمده بود گفتم شاید بتوان نام را عوض کرد، خلاصهٔ مطلب تون رو متوجه نشدم یعنی از نظر شما مقاله را انتقال ندهیم؟ اشتعال برابر فارسی ندارد؟ --- Rmashhadi ♪♫ ‏۲۸ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۲۲:۳۲ (UTC)

@Rmashhadi: برابر فارسی با کاربرد گسترده نداریم. برای «مشتعل» شعله‌ور که فارسی‌تر است٬ برافروخته و آتش‌گرفته و چند واژه دیگر داریم ولی نام کنونی که گزیده فرهنگستان هم هست دارای رواج بسیار گسترده‌ای هست. به باور من امروز برداشتن وام‌واژه‌هایی از این دست کمکی به توانمندی و کارآیی بیشتر این زبان نمی‌کند؛ هرچند پاسداری از واژه‌های خودمان هم روی دیگر همین سکه است. پیشنهاد من («نقطه اشتعال» یا «دمای آتش‌پذیری») با ایجاد تقییر مسیر است. -- Mpj7 (بحث) ‏۲۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۰۵:۰۰ (UTC)

درود. نقطه آتش با نقطه اشتعال تفاوت دارد پس نمی‌توان «دمای آتش‌پذیری» نام گذاشت. اگر به دنبال معادل فارسی هستید "نقطه افروختگی" می‌تواند معادل خوبی باشد. در غیر این صورت همان "نفطه اشتعال" باقی بماند. دیاکو « پیام » ‏۲۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۱۳ (UTC)
@Diako1971:هیچکس طرفدار نقطه جرقه نیست؟ - Rmashhadi ♪♫ ‏۲۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۳۱ (UTC)
من که نیستم. چون نقطهٔ جرقه چندان گویا و زیبا نیست و دقیقا گرته برداری از انگلیسیت. شما فقط اصطلاج انگلیسی را در نظر نگیرید. اگر معادل آلمانی آن را در نظر بگیریم که می‌شود Flammpunkt همان معنی نقطهٔ اشتعال از آن در می‌آید. چون Flamme به آلمانی یعنی "شعله". دیاکو « پیام » ‏۲۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۰۸ (UTC)

@Diako1971:٬ @Rmashhadi:٬ تفاوت نقطه اشتعال با نقطه آتش تنها در یک واژهٔ کلیدی است که در بالا هم اشاره شده: اولی همهٔ مواد فرار را شامل می‌شود٬ دومی تنها در بارهٔ فرارهایی که مصرف سوختی دارند است که در صنعت مورد توجه گسترده است. در انگلیسی هر دو در حوزهٔ خود flash point خوانده می‌شوند. در ویکی:en هم هر دو flash point هستند (هرچند بهتر می‌بوده که کاربرد اصلی آن دیگری باشد). از طرفی؛ مگر آن نقطهٔ دماییِ متفاوتِ دیگر که گفته شده نباید با «نقطه اشتعال» اشتباه گرفته شود دمای خودآتشگیری نامیده نشده؟ چرا نتوان این‌یکی را «دمای آتش‌پذیری» نام گذاشت؟ انشای نزدیک به هم این دو نام شاید به درک مفهوم هم کمک کند. البته بر هیچ گزینه‌ای پافشاری ندارم. "نقطه افروختگی" هم برابر خوبی است که در آن صورت بهتر است دمای خودآتشگیری هم به "نقطه خودافروختگی" منتقل شود.-- Mpj7 (بحث) ‏۲۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۲۰:۳۹ (UTC)

روسی[ویرایش]

درود.

اینجا کسی زبان روسی میداند یا شخصی هست روسیه باشد و بتواند از روسی به فارسی به درستی ترجمه کند؟ -- NameGame (بحث) ‏۲۸ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۲:۱۵ (UTC)

الکل سفید[ویرایش]

درود داشتم مقالهٔ نوشیدنی الکلی را می‌خواندم که دیدم الکل سفید و الکل صنعتی قرمز است، کسی می‌داند معادل اینها چیست تا مقاله‌هایشان را بسازم؟--- Rmashhadi ♪♫ ‏۲۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۰۴:۲۴ (UTC)

درود. الکل سفید همان اتانول است و الکل صنعتی همان متانول است. پس بنابراین باید به این دو مقاله پیوند داده شوند. دیاکو « پیام » ‏۲۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۲۲ (UTC)
@Diako1971:ممنون تغییر مسیر هایشان را ساختم - Rmashhadi ♪♫ ‏۲۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۲۹ (UTC)

Intension[ویرایش]

فرهنگستان برای en:Connotation برابر معنای ضمنی در نظر گرفته‌است منتها در حال حاضر به en:Intension پیوند دارد.--SunfyreT ‏۳ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۶:۵۳ (UTC)

@Sunfyre:به نظر من مقاله را بازنویسی کنید تا مترادف Connotation باشد و میان‌ویکی را هم اصلاح کنید. مفهوم Connotation کاربرد خیلی وسیع‌تری دارد تا مفهوم دستورزبانیِ Intention (این را فقط در کتاب‌های دستورزبان می‌توان یافت، و معادل دقیق فارسی هم برایش نمی‌شناسم). — حجت/بحث ‏۳ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۷:۱۶ (UTC)
واژه نامهٔ زبانشناسی و علوم وابسته تالبف همادخت همایون برای واژهٔ en:Connotation معادل معنای ضمنی در نظر گرفته‌است. پس همانطور که گفتید میانویکی مورد نظر اشتباه پیوند داده شده‌است. دیاکو « پیام » ‏۴ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۴:۱۶ (UTC)

برابرنهاد[ویرایش]

به نظر شما چه چیزی باعث میشه یک برابرنهاد در زبان فارسی جا بیفته یا به عبارت دیگر چه وقت بهتره برای واژه خارجی، برابر نهاد پیشنهاد بدیم و چه وقت بهتره از آوانگاری واژه خارجی استفاده کنیم؟ پیرو بحثی که بین من و جناب بالابر وپ در بایگانی ۳۰ بخش Keypad درگرفت برابرنهادهایی رو مثال زدیم که در زبان فارسی همه‌گیر شدند مثل مرورگر برای بروزر و از طرف دیگر برابرنهادهایی هستند که همه‌گیر نشدند مثل کارساز برای سرور. --دوستدار ایران بزرگ ‏۹ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۶:۲۲ (UTC)

عوامل مختلفی در جاافتادن یک برابرنهاد تاثیر دارد که چند تای این عوامل عبارتند از:
  • مفهوم و معنای دیگری را به ذهن متبادر نسازد. مثلا برابر نهاد "کارساز" برای این همه‌گیر نشد چون کارساز در زبان فارسی خود دارای معنای دیگری است یا دست کم می‌توان گفت مفهوم دیگری را به ذهن متبادر می‌سازد.
  • تعداد هجاهای آن کمتر از تعداد هجاهای واژهٔ بیگانه باشد. کمتر بودن تعداد هجاها باعث می‌شود که بیان آن آسانتر از بیان واژهٔ بیگانهٔ مورد نظر باشد.
  • معنایی که از آن به ذهن متبادر می‌شود با مصداق هماهنگی داشته باشد.
  • بیان آن ساده تر از بیان واژه خارجی مورد نظر باشد. مثلا بیان "ترمومتر" برای یک گویشور عامی فارسی زبان کمی دشوار بود و بنابراین "دماسنج" به راحتی جای آن را گرفت.
  • پیش از همهگیر شدن واژه بیگانه وارد زبان فارسی شده باشد. مثلا علت این که "بالگرد" نتوانسته جایگزین "هلیکوپتر" بشود این است که "هلیکوپتر" ده‌ها سال است که همه‌گیر شده‌است.
  • از سوی رسانه‌های گروهی پشتیبانی شود. دیاکو « پیام » ‏۱۰ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۳:۵۶ (UTC)
اینها که گفتید ویژگی‌های یک برابرنهاد خوب هست ولی گاهی اصلا نمیشه یک برابرنهاد پیشنهاد داد و راهی جز آوانگاری وجود نداره (منظورم غیر از اسامی خاص هست) مثل ویژیلانته و اینترنت. --دوستدار ایران بزرگ ‏۱۰ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۳:۱۶ (UTC)

ترانویسیِ Araguainha[ویرایش]

درود به دوستان. ترانویسی درستِ واژهٔ برزیلی (پرتغالی) Araguainha در فارسی چیست؟ آیا « آراگوئنیا » درست است؟ Armin.rezayati (بحث) ‏۱۲ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۲۱:۵۹ (UTC) درود. "آراگواینیا" درست است. دیاکو « پیام » ‏۱۳ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۸:۰۰ (UTC)

Hyphen-minus[ویرایش]

en:Hyphen-minus--SunfyreT ‏۱۷ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۸:۳۱ (UTC)

هریتیک یا ریتیک ؟[ویرایش]

در مقاله هریتک روشن با توجه به خوانده نشدن حرف اچ در بعضی اسامی هندی، تلفظ صحیح این نام هریتیک است یا ریتیک ؟ Behnam mancini (بحث) ‏۱۸ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۷:۵۳ (UTC)

طبق فونتیکی که در ویکی انگلیسی نوشته شده تلفظ آن "ریتیک روشن" است. دیاکو « پیام » ‏۱۸ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۵:۵۱ (UTC)

با تشکر از شما به ریتیک روشن منتقل کردم Behnam mancini (بحث) ‏۲۰ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۶:۲۶ (UTC)

IMMORTAL[ویرایش]

YourWord[ویرایش]

درخواست ترجمه:

  • واژه: YourWord
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: اقتصاد
  • پیوند: http://en.wikipedia.org/wiki/Test
  • مثال: This is a test
  • توضیحات: توضیحات دیگر شما --5.126.224.100 ‏۲۰ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۱۰ (UTC)

Tripartite Pact[ویرایش]

درخواست ترجمه:

  • واژه: Tripartite Pact
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: تاریخ
  • پیوند: https://en.wikipedia.org/wiki/Tripartite_Pact
  • مثال: The Tripartite Pact, also known as the Berlin Pact, was an agreement between Germany, Italy and Japan signed in Berlin on 27 September 1940 by, respectively, Joachim von Ribbentrop, Galeazzo Ciano and Saburō Kurusu.
  • توضیحات: قرارداد بین دول محور در جنگ دوم جهانی (در برخی ویکی ها قرارداد سه طرفه و در برخی دیگر تریپارتایت پکت ترجمه شده.) --مایک.اکو (بحث) ‏۲۱ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۴:۳۳ (UTC)
قرارداد سه‌طرفه. — حجت/بحث ‏۲۱ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۴:۴۷ (UTC)
پیمان سه‌جانبه--1234 (بحث) ‏۲۱ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۵:۱۵ (UTC)
پیشنهاد Sicaspi بهتر است. در متون مربوط به سیاست از پیمان و معاهده بیشتر استفاده می‌شود تا قرارداد. — حجت/بحث ‏۲۱ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۲۱:۱۸ (UTC)

ممنون از پیشنهادها... اضافه می کنم که در همان جنگ دوم پیمان سه جانبه ای هم میان ایران، شوروی و بریتانیا برقرارشده که شاید با این پیمان اشتباه شود. شاید بهتر باشد عنوان پیمان سه جانبه دول محور استفاده شود.مایک.اکو (بحث) ‏۲۲ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۰۵ (UTC)

عنوان آلمانی معاهده (به آلمانی: Dreimächtepakt) یعنی پیمان سه قدرت (mächt هم‌ریشه با might انگلیسی و مغ فارسی است). ویکی انگلیسی می‌گوید با عنوان پیمان برلین (۱۹۴۰) هم شناخته می‌شود. NightD ‏۲۲ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۱۹ (UTC)
"پیمان برلین" معادل بسیار خوبیست و ابهام ندارد. دیاکو « پیام » ‏۲۲ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۳۹ (UTC)