ویکی‌پدیا:زبان و زبان‌شناسی/بایگانی ۳۰

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
Archive
بایگانی‌ها
بایگانی ۱

Paramount Pictures, Food Court, Dystopia, Event Horizon, Motor Neurone, set director, Act of Union, Markgraf, Op Art, County, Pledge_drive, Dyslexia, Levant, Megalith, debuccalization

بایگانی ۲

Cross-compilation, چند اصطلاح ریاضی, en:Heartagram, Ergative, Specification, parody, uninstall, چند واژه مربوط به تاریخ‌نگاری, logograph و logographer, ویکی‌پدیا:پروژه سکس‌شناسی, واژه‌های آخرالزمانی !, from scratch, script, , cross-platform, معادل hash در علوم رایانه, اخلاق, computing, User interface, دیسکوگرافی, Abugida, Glacier, DRIVETRAIN یا POWERTRAIN, velomobile یا bicycle car, Tandem bicycle, Freight trikes, Trike rickshaws, Trikebayan, فرش یا قالی؟, گونه‌های دوچرخه, rider یا riding, ریشهٔ شیمی, میکروارگانیسم و ارگانیسم, شهر Arezzo, mary of bethany, Osthanes یا کوروش سپیدمه, Ctesias, کتاب‌سوزی, Samaria, Jonathan

بایگانی ۳

Pre-Raphaelite Brotherhood یا (به فرانسه) Préraphaélisme, Proskynesis, transclusion, Anthroposophy, Organized crime, Inflection, Ge'ez language, Phonogram

بایگانی ۴

Vault, میکروارگانیسم و ارگانیسم, , اکسپدیشن, Feature film, زبان و زبان‌شناسی, Hammered dulcimer, Paradox, My list, برابر expendable, کارنامه, ایزوگام, ژورنالیسم, حذف؟, Stealth technology, فارسی‌سازی چند کلمه یا حرف, Oval Office؟, نایب‌السلطنه مونث, سندیکالیست, Pliny, Lemma (linguistics), Vacuum deposition, knowledge base and FAQ, واژگان=Terminology؟,همکاری برای حل مشکل در زبان‌شناسی,, نمایشگر Head-up display یا HUD, Findability و Memorability, یوتانازی, یک نکتهٔ زبان‌شناختی, Eurocentrism, Vacuum tube, Osthanes, Robatic, Lander, JPL, اینها چی؟, Screen Actors Guild Awards, تلفظ صحیح, Half cell, en:Pacific Coast Ranges, en:County, The classical unities or three unities, dielectric heating, think tank, logogram, civic?, chelate, Horatii و Sabine, Isogloss, در ویکی‌پدیا Navigation Box, Transclusion, #ifexist, preload, Autocephaly, Mehakelegnaw Zone, Io, Assault rifle

بایگانی ۵

رده Military، کولر گازی، futurama، Sensitization، Municipality، Gadiformes، bestseller، دکترین پیرامون؟، نقاب و ماسک، سازمانهای NIH و ...، cheerleader و cronyism، رتبه‌بندی دیپلماتیک، web syndication، Aggregator، Zendj، MP3 player - Portable media player، Phonorecord، Laconic-ایجاز و سخنوری-Rhetoric، Feel free to ..

بایگانی ۶

logical checks، malware، Professor، Estates-General، میم یا meme، Nancy Chodorow، تلفظ اسم دانمارکی: Jorn Barger، Vault، اینها چطور؟، Porsche، Sports Car، Macaulay Culkin، اریش یا اریک ؟ کوئتزی یا کوئتزه؟، Battleship، National Board of Review Awards، stroke in swimming، late night talk show، parking، Declan Galbraith، endowment، Dancing Beijing، Template:Infobox Former Country، türbe یا turbe، Roche lobe، Thesaurus، empire، Rhahzadh، چند واژه زبانشناسی : homonyms، Homophones، Heteronyms، Homographs، Dutch Empire، Evolution of the British Empire، status bar، Bestseller یا Best-selling book، Sadhu، Head of Public Outreach، shot from a pistol، Wikipedia:Version ۱٫۰ Editorial Team، برابر نام وزن‌های تکواندو، نام یک کتاب

بایگانی ۷

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۸

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۹

Secretary of state, Glamour و Stock, Convenience store و Gastronomy , Rift , OST , seal , aerodrome, airstrip, airfield, or airport لغات مورد استفاده در پروژه فرودگاه‌ها, Motorsport season

بایگانی ۱۰
بایگانی ۱۱
بایگانی ۱۲
بایگانی ۱۳
بایگانی ۱۴
بایگانی ۱۵
بایگانی ۱۶
بایگانی ۱۷
بایگانی ۱۸
بایگانی ۱۹
بایگانی ۲۰
بایگانی ۲۱
بایگانی ۲۲
بایگانی ۲۳
بایگانی ۲۴
بایگانی ۲۵
بایگانی ۲۶
بایگانی ۲۷
بایگانی ۲۸
بایگانی ۲۹
بایگانی ۳۰

این جعبه: نمایشبحثویرایش

Category:Modern history

بحث زیر پایان یافته‌است.
با تشکر از دوستان دوران مدرن به نظر گزینه بهتری‌ست. یاماها۵ / ب ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۳۵ (UTC)

رده Category:Modern history الان رده:تاریخ نوین ترجمه شده‌است به نظر من باید رده:تاریخ مدرن باشد همچنین تعدادی از رده‌ها هم رده: تاریخ معاصر ترجمه شدند. لطفا نظر دهید که کدامیک را معیار قرار دهیم؟

  • مدرن
  • معاصر
  • نوین

یاماها۵ / ب ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۵۴ (UTC)

«عصر جدید» دقیق و رایج است. این یک اصطلاح غربی است و مربوط به فرهنگ غرب؛ و به دورهٔ پس از رنسانس و آغازشده با دکارت گفته می‌شود. «معاصر» (Contemporary) اما، به دوره‌ای که از اواخر قرن بیستم آغاز می‌شود اطلاق می‌شود. «مدرن» را ترجیح نمی‌دهم چون فارسی نیست و «نوین» هم در این مورد رایج نیست. — ObZorDT ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۰:۰۵ (UTC)
من هم با نظر آبزورد کاملا موافقم. دیاکو « پیام » ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۰:۴۶ (UTC)
بعد از مدتی عصر جدیدتر با این عصر جدید اشتباه نمی‌شود؟ یاماها۵ / ب ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۱:۱۳ (UTC)
فرهنگستان هم از مدرن استفاده کرده در اینجا یاماها۵ / ب ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۱:۱۷ (UTC)
من مقاله ای با عنوان "عصر جدیدتر" در ویکی پیدا نکردم. ولی در هر صورت اگر هم در انتخاب "عصر جدید" اکراه دارید "دوران مدرن" هم می‌تواند گزینهٔ خوبی باشد. در اینجا history نباید "تاریخ" ترجمه شود. اگر به ویکی‌های دیگر مراجعه کنید خواهید دید که در اینجا منظور "دوران" یا "عصر" است. دیاکو « پیام » ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۰۸ (UTC)
هم‌نظر با دیاکو. هر تصمیمی گرفتید لطفاً مقاله‌های مرتبط را نیز انتقال دهید تا همگون شوند. — ObZorDT ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۲۲ (UTC)

درود. با آنکه نباید واژه‌های زبان خود را فراموش کنیم استفاده نکردن از اینگونه وام‌واژه‌ها هم زبان فارسی را تواناتر نمی‌کند. به همان اندازه که سره‌نویسیِ مطلبی که برای همه است درست نیست بیرون کشیدن واژه‌های جاافتاده نیز زیانمند است. مدرن و مدرنیته مدت‌هاست که جا افتاده و این رده دقیقاً به همان سده ۱۶ به بعد اشاره دارد. با پیشنهاد شما کاملاً موافقم.-- Mpj7 (بحث) ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۲:۱۷ (UTC)

انتخاب "عصر جدید" به سره نویسی ارتباطی ندارد. "عصر" و "جدید" هر دو عربی هستند. دیاکو « پیام » ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۰۸ (UTC)

Gnat

درخواست ترجمه:

  • واژه: Gnat
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: زیست‌شناسی
  • پیوند: http://en.wikipedia.org/wiki/Gnat
  • توضیحات: در انلگیسی به این حشرات ریزی که دم غروب دور نور چراغ می‌چرخند و مثل یک ابر می‌شوند، Gnat گفته می‌شود. در واژه‌نامه‌های ترجمهٔ «پشه» آمده اما ظاهراً Gnat اصلاً mosquito نیست. آیا ترجمهٔ فارسی بهتری برایش داریم؟ --— حجت/بحث ‏۲۱ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۶:۱۸ (UTC)
صحبتی که فرمودید در صفحه‌ی بحث مقاله‌ی انگلیسی هم مطرح شده. در ترکیبات، gnat را پشه یا مگس ترجمه کرده‌اند (fungus gnat = پشه قارچ) یا گفته‌اند حشره دو بال (جستجو در اینترنت). به نظرم «گنات» یا «پشه‌ی گنات» ترجمه‌ی خوبی‌ست. سیّد علی (بحث) ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۰:۲۲ (UTC)
درود. به گمان من شاید رایج‌‌ترین نام برای «gnat با تلفظ نَت» پشه‌کوره باشد که دهخدا هم به آن اشاره‌ای دارد. پشه ریز هم به آنها گفته می‌شود. -Mpj7 (بحث) ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۳:۵۹ (UTC)

Urgell

درخواست ترجمه:

  • واژه: Urgell
  • زبان: کاتالونیایی
  • حوزه تخصصی: شهرها
  • پیوند: مقاله مورد فوق
  • توضیحات: واژه فوق عنوان یک مقاله شهر از منطقه کاتالونیای اسپانیا است. قبلاً در مقالاتی که این صفحه به آنان پیوند خورده بود، اورخل نامگذاری شده بود و بنده همان را روی عنوان گذاشتم. حال از اساتید می‌خواهم که در صورت امکان تلفظ صحیح واژه را بررسی کنند. با سپاس --مهدی بحث۳ مهر ۱۳۹۶- ‏۲۵ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۵:۱۴ (UTC)
طبق فونتیکی که برای این نام نوشته شده است، تلفظ نام کاتالان آن "اورژلی" و نام محلی آن "اورجلی" است که یکی از این دو را می توانید تغییر مسیر در نظر بگیرید ولی در هر صورت "اورخل" کاملا غلط است. دیاکو « پیام » ‏۲۵ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۶:۰۳ (UTC)

There's Something About Mary

آیا چیزی درباره مری وجود دارد ترجمه صحیحی است؟ Behnam mancini (بحث) ‏۲۶ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۲۵ (UTC)

نام انگلیسی مقاله عامیانه است و به نظرم «یه چیزی راجع به ماری هست» معادل بهتری است. (در فارسی هم میگوییم «یه چیزی راجع به فلانی هست که می‌خوام بهت بگم.») همچنین "Mary" به صورت «ماری» جا افتاده و بهتر است از آن استفاده شود. — ObZorDT ‏۲۶ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۲۴ (UTC)
در مورد عامیانه بودن من با آبزورد موافقم ولی باید همان "مری" نوشته شود. "ماری" صورت فرانسه و آلمانی این نام است. برای کشورهای انگلیسی زبان تلفظ درست و رایج "مری" است. بنابراین من با "یه چیزی راجع به مری هست" موافقم. دیاکو « پیام » ‏۲۶ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۰:۱۱ (UTC)
با تشکر به یه چیزی راجع به مری هست منتقل کردم و به صورت تغییر مسیر یه چیزی راجع به ماری هست را هم اضافه کردم Behnam mancini (بحث) ‏۲۷ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۰۰ (UTC)

Standard (music)

درخواست ترجمه:

  • واژه: Standard
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: موسیقی
  • پیوند: https://en.wikipedia.org/wiki/Standard_(music)
  • توضیحات: گویا در حیطهٔ سبک‌ها و ژانرهای گوناگونِ موسیقی، Standard مفهوم مشخص و روشنی دارد و مایل نیستم از معال‌سازی‌های ساده و غیردقیقی همچون «استاندارد (موسیقی)» استفاده کنم. پیشنهاد دوستانی که به ترمینولوژی موسیقی آشنایی دارند، چیست؟ با سپاس Tisfoon (بحث) ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۴:۳۰ (UTC)

Soup kitchen

بحث:نوانخانه -- SunfyreT ‏۱ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۹:۴۴ (UTC)

Client State

درود؛ برای Client State در فارسی چه داریم؟ دولت تابع؟! __Âriobarzan ‏۱ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۰:۵۶ (UTC)

سلام! قبلا یک نیمچه گفتگویی در این باب شده‌است، و ظاهراً دولت دست‌نشانده مورد پسند قرار نگذفته است. دولت متکی در واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (اینجا) پیشنهاد شده‌است، اما هیچ دوستش ندارم و سلیقه خود من همان دولت دست نشانده را بسیار بیشتر می‌پسندد. --Alborz Fallah (بحث) ‏۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۱۵ (UTC)
در همان واژه‌نامه فرهنگستان، دولت دست‌نشانده را معادل puppet state قرار داده‌است و نه Client State. واقعیتش اینست که در درک فارسی ما فرقی بین این دوتا قائل نیستیم و حس می‌کنم که همان انگلیسی زبانها هم با دقت ریاضی این واژه‌ها را بکار نمی‌برند، اما به هرحال در مورد فرق این واژه‌ها اینطور توضیح داده شده است:

A client state is the term used that encapsulates satellite state, puppet state, vassal, etc.. It essentially means a nation that has a strong affiliation, if not reliance, on another nation.

A puppet state a nation that is deemed independent from another nation but relies on it for all essential foreign purposes, like military and economic support. The states that of which gained independence from Tsar Russia in world war 1, like Ukraine, used to be puppet states.

A vassal state is a nation that is independent from another, but gives full military support to its dominant nation when requested. Many people in the '40s and '50s often referred to Tibet as a vassal state of imperial China. The term vassal by itself actually means the ruler of the vassal state rather than the actual state.

A tributary state is essentially a vassal that has more powers relinquished by the request of its dominant.

بنظرم خود فرد توضيح دهنده هم فرق دقيق كلاينت و پاپت را نمي دانسته است !--Alborz Fallah (بحث) ‏۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۳۳ (UTC)

Bionic Woman

دو سریال با نام Bionic Woman وجود دارد یکی زن بیونیک و دیگری زن ساختگی (مجموعه تلویزیونی ۲۰۰۷) ترجمه شده‌است، کدام عنوان صحیح است؟ Behnam mancini (بحث) ‏۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۳۹ (UTC)

«زن ساختگی» صحیح به‌نظر نمی‌رسد. معنایش به طور دقیق می‌شود «زنِ با اندام مصنوعی»؛ اما چون معادل خوبی در فارسی برای این معنی وجود ندارد، یا دارد و به ذهن من نمی‌رسد، می‌توان «زن بایانیک» را استفاده کرد. «بیونیک» هم در منابع فارسی برای Bionics که تلفظ مشابه دارد استفاده شده‌است و استفاده از آن ناموجه نیست. — ObZorDT ‏۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۱۹ (UTC)
فارغ از این که چه عنوانی درست است ولی این سریال در زمان کودکی من در زمان شاه از تلویزیون با عنوان "زن اتمی" پخش می‌شد تقریباً همزمان با سریال مرد شش میلیون دلاری. دیاکو « پیام » ‏۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۰:۵۵ (UTC)
با نظر Obzord موافق هستم که همان بیونیک را استفاده کنیم قابل قبول است چونکه مثلاً اگر می‌خواستیم همان زنِ با اندام مصنوعی هم بنویسیم باز این اشکال را داشت که فرق بین bionics و prosthetics را باز لحاظ نکرده‌ایم. اندام ساختگی یا پروتز، می‌تواند بیونیک باشد یا نباشد به این معنی که دست دندان بابا بزرگها، پروتز هست اما بیونیک نیست، چونکه بیونیکها بوسیله محرکه الکتریکی یا مکانیکی کنترل می‌شوند اما پروتزی که بیونیک نباشد توانایی تحرک کارکردی ندارد. --Alborz Fallah (بحث) ‏۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۱:۲۶ (UTC)
با درود و ادب. از نظر علمی بیونیک یعنی ایجاد ساختار اناتومیک یا فرایندی فیزیولوژیک در بدن که توسط سیستم‌های بیولوژیک مثل سیستم عصبی ادمی کنترل گردد. اما در این دو سریال که سریال اخیر بازخوانی همان سریال قدیمی است که در ایران با نام زن اتمی پخش می‌شد، کاراکتر زن فیلم علاوه بر دارا بودن ساختارهای ساختگی با کنترل بیولوژیکی، دارای قدرت‌های ماورای زیستی نرمال هستند. مراجعه به دیکشنری
American Heritage® Dictionary of the English Language, Fifth Edition. (2011)
نشان می‌دهد که علاوه بر معنای فوق معنای دیگری هم برای این واژه وجود دارد:
Having extraordinary strength, powers, or capabilities; superhuman
لذا شاید زن اتمی یا سوپر ومن هم پربیراه نباشند.با سپاسDrmehdiaa (بحث) ‏۷ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۲:۳۵ (UTC)

نوشتار و تلفظ نام های کره‌ای

درود. اخیرا مقالهای به نام «هیویئون» منتشر کردم که به سرعت به «کیم هیو-یئون» تغییر مسیر داده شد. متوجه شدم که اسامی کوچک کره ای را با فاصله و به صورت دو قسمتی نوشته میشود. این یک موضوع غلط است که به اشتباه رواج دارد و خود کشور کره جنوبی بسیار تلاش میکند تا این موضوع را اصلاح کند به این صورت که در تمامی نوشته های رسمی انگلیسی یا هر زبان دیگری، اسامی کوچک کره ای را به صورت سرهم مینویسد. مثلا Kim Hyo-yeon در کره جنوبی به صورت Kim Hyoyeon نوشته شده و از حالت اول پرهیز میشود. به همین سبب در خواست دارم که که این اشتباه اصلاح شده و از این به بعد به تلاش این کشور برای تصحیح زبان و نوشتار خود احترام گذاشته شود. همچنین اینجانب مقاله ی خود را به «هیویئون» باز میگردانم. با تشکر (TheXISMX ‏۶ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۳:۵۸ (UTC))

مهم این است که در منابع نام او به چه شکل آمده‌است. ضمن اینکه مقاله‌ای که وجود دارد را دوباره نسازید، همان را گسترش دهید. — ObZorDT ‏۷ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۵:۰۴ (UTC)

Traditional

درخواست ترجمه:

  • واژه: Traditional
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: اقتصاد
  • پیوند: http://en.wikipedia.org/wiki/Traditional
  • مثال: This is a test
  • توضیحات: توضیحات دیگر شما --5.113.203.119 ‏۸ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۰:۲۹ (UTC)

دزدان دریایی کارائیب: مردگان قصه نمی‌گویند

با توجه به Dead Men در نام فیلم آیا عنوان دزدان دریایی کارائیب: مردان مرده قصه نمی‌گویند مناسب تر نیست؟ Behnam mancini (بحث) ‏۱ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۱۳ (UTC)

@Behnam mancini: به نظر من مردگان ادبی تر است --- Rmashhadi ♪♫ ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۱:۵۹ (UTC)
درود. به باور من هم «مردان مرده» درست نیست. این نام با اشاره به ضرب‌المثلی قدیمی است که می‌گوید: «مرده که حرف نمیزنه» و ترجمه دقیق‌تر آن: «مردگان ماجرا را باز نمی‌گویند» که در ادبیات دزدان دریایی یعنی «همه را بکُش». --Mpj7 (بحث) ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۳۳ (UTC)

Point Break

دو فیلم با عنوان Point Break در فارسی یکی به نقطه شکست و دیگری نقطه فروپاشی (فیلم ۲۰۱۵) ترجمه شده‌است، کدام عنوان صحیح است؟ Behnam mancini (بحث) ‏۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۳۷ (UTC)

@Behnam mancini: فکر کنم نقطهٔ شکست بهتر باشد در مهندسی عبارت شکست استفاده می‌شود و نه فروپاشی در زبان‌های دیگر هم به حد نهایی ترجمه شده --- Rmashhadi ♪♫ ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۱:۵۷ (UTC)
ببخشید حرفم را پس می گیرم --- Rmashhadi ♪♫ ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۲:۰۰ (UTC)

لگد و اشتیاق دو فیلم هندی

  • آیا باتوجه به عنوان Kick ترجمه صحیح ضربه بهتر از لگد نیست؟
  • آیا باتوجه به عنوان تمناترجمه صحیح تر و بهتر از اشتیاق نیست؟

Behnam mancini (بحث) ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۴۷ (UTC)

Kogiidae

بی زحمت معادل فارسی Kogiidae را بگویید سپاس --- Rmashhadi ♪♫ ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۱:۵۵ (UTC)

با درود. به نظر من «کُوگیاها». -- Mpj7 (بحث) ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۱۴ (UTC)
ممنون از زحمت راستش الگو:راسته آب‌بازسانان/توضیحات را پیدا کردم --- Rmashhadi ♪♫ ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۰:۳۰ (UTC)

Fever Pitch

لطفا برای Fever Pitch که تب استقرار (فیلم ۲۰۰۵) ترجمه شده است، ترجمه مناسب پیشنهاد دهید Behnam mancini (بحث) ‏۱۵ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۵۱ (UTC)

بی‌واچ و گارد ساحلی

باتوجه به اینکه این فیلم بر اساس آن سریال ساخته شده لطفا نام هردو را یکسان کنید و نامی که بهتر است را پیشنهاد دهید.Behnam mancini (بحث) ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۵۴ (UTC)

درود. «گارد ساحلی» برگردان فارسی نام «بی‌واچ» است و همانگونه که می‌دانید نام دایمی سریال بوده و مقالهٔ بی‌واچ ویکی‌فا معرفی این سریال بسیار پربیننده به عنوان یک اسم خاص همین صورت ماندنی‌است.
فیلم تازهٔ گارد ساحلی برپایهٔ پوستر فیلم، نام حاشیه‌ای آن (ساحل آماده نیست BEACHES AIN'T READY) است که به‌منظور بهره‌مندی هرچه‌بیشتر آن از اشتهار گذشته، آن نام را در حاشیه آورده‌اند. به نظر من گزینه‌ها می‌تواند «بی‌واچ (گارد ساحلی)» ویا «بی‌واچ (ساحل آماده نیست)» یا جابه‌جایی محتوای پرانتز باشد. -- Mpj7 (بحث) ‏۲۱ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۳:۵۲ (UTC)

Osmosis Jones

لطفاً برای Osmosis Jones که سلول قهرمان ترجمه شده نام مناسب پیشنهاد دهید Behnam mancini (بحث) ‏۱۵ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۵۸ (UTC)

درود. هرچند واژهٔ فارسی یاخته را هم داریم در این مورد همان سلول قهرمان بهتر و جاافتاده است. -- Mpj7 (بحث) ‏۲۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۸:۲۸ (UTC)

Mississippi

شیوه نگارش می‌سی‌سی‌پی درست‌تر است یا میسیسیپی؟--SunfyreT ‏۱۴ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۱:۱۸ (UTC)

به نظر یک بُن‌واژه در نظر گرفته شده و حالت سرهم (میسیسیپی) منطقی‌تر است. البته اگر به ریشه‌شناسی‌اش توجه کنیم احتمالا میسی‌سیپی صحیح‌ترین حالت باشد. -NightD ‏۱۵ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۱۴ (UTC)
املای میسیسیپی قدیمی‌تر است، می‌سی‌سی‌پی را برای سهولت تلفظ می‌نویسند. __Âriobarzan ‏۲۵ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۰:۱۸ (UTC)

Osvaldo Golijov

بر اساس اینجا من نوشتار اسوالدو قلیخوف را ایجاد کردم اما مطمئن نیستم درست باشد. ویکی انگلیسی تلفظ اسپانیایی را [ˈɡolixof] آورده‌است. در منابع بیشتر به صورت گلیوف و قلیوف دیده‌ام. دوستان راهنمایی کنند. Wikimostafa (بحث) ‏۲۴ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۴۹ (UTC)

احتمالاً اصل و ریشه اش همان قلیوف باشد ولی تلفظ اسپانیایی که از ویکی انگلیسی آورده‌اید به نظر گلیخاف یا گلیهاف می‌آید. -NightD ‏۲۵ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۵:۵۹ (UTC)
اصالتاً رومانیایی است پس بعید است که نام خانوادگی‌اش ربطی به قلی داشته باشد! همان گلیخف یا گولیخوف درست است. __Âriobarzan ‏۲۵ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۰:۱۶ (UTC)
با سپاس، به اسوالدو گلیخوف منتقل شد. Wikimostafa (بحث) ‏۲۷ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۵۵ (UTC)

Forte de Nossa Senhora da Conceição de Ormuz

نام قلعه هرمز كه ساخت پرتغالي ها است . آيا اگر ترجمه كنم " قلعه بانوي پاكزاد ما " ، درست است ؟--Alborz Fallah (بحث) ‏۳۰ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۸:۲۶ (UTC)

درود. اگراین ترجمه بخواهد نام نوشتار شود موافق نیستم٬ ولی ترجمهٔ آن متن طولانی به دنبال الگو البته کاملاً بجاست. مفهوم ترجمهٔ پیشنهادی هنوز میتواند برای خوانندگانی که با ادبیات کاتولیک آشنا نباشند تا اندازه‌ای مبهم باشد. پیشنهاد من: دژ یا «قلعهٔ مریم مقدس» است و٬ یا اینکه به دنبال آن ترجمه در یک پرانتز به نام ایشان اشاره گردد. --Mpj7 (بحث) ‏۳۱ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۰:۰۴ (UTC)
سلام و سپاس از توجه . نمي خواهد نام نوشتار شود . اتفاقا منظورم ترجمه آزاد و مفهومی نيست ، اصطلاحات ديني بدون اطلاع از محيط فرهنگي آن دين سخت است ( مثلا ثارالله خودمان سخت ترجمه پذير است ) ؛ اما با توجه به اينكه اسم خاص است و بايد بتوان آنرا با قلعه هاي ديگر پرتغالي در قشم كنگ ، تيس و گامبرون تفاوت گذاشت خواستم كه ترجمه شود .دشواري ترجمه اش در Conceição است كه مشابه Conception انگليسي است ، يعني لقاح . اگر ترجمه كنيم بانوي گشنيده و يا لقاح شده اصلا بدرد نمي خورد . ظاهرا در محيط بومي پرتغال اعتقاد داشته اند كه با لقاح حضرت مريم در رحم مادرش كل پليدي ها از ايشان جدا شده است . مثل عقيده مسلمانها ( مخصوصا شيعه ) در مورد عدم رجس اهل بيت در آیه تطهیر . --Alborz Fallah (بحث) ‏۳۱ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۱:۰۰ (UTC)
درود دوباره. واژهٔ Conception به معنی فهم٬ اندیشه٬ شعور٬ و مقصود هم هست که می‌تواند صفت این بانو باشد٬ ولی همانگونه که اشاره نمودید در این نام‌گذاری منظور همان لقاح در باور نوعی تثلیث است. برای دیگران از جمله مسلمانان تفسیر این واژه به معانی دیگر آن دلالت دارد. توضیح بیشتر اینکه: نام مریم یا مری به تنهایی برای اشاره به ایشان کمتر استفاده می‌شود؛ معمولاً یکی از القاب؛ که استفاده از آن٬ خود بازگو کنندهٔ باورِ مکتبی و فرقه‌ای گوینده هم هست٬ بکار می‌رود٬ حالا یا هدفمند و٬ یا گاهی کنایه‌آمیز. حتی یکی از متداول‌ترین لقب‌ها؛ (Virgin Mary) که با باورهای اسلامی هم سازگار است هنگام نویسه‌گردانی در یک فضای غیر مذهبی در زبان فارسی می‌تواند "ترجمه بدرد نخوری" به دست ‌دهد. این بیش از ۴۰ لقب هرکدام اشاره به روایتی که از یکی از انجیل‌ها برداشت شده دارند و معروفترین نقاشان هم انگاشت هنری خود را در تجسم مفهوم آن ارائه کرده و بر شکوه و جلال آن افزوده‌اند. قلعه‌های دیگر که نام بردید نام جغرافیایی خود را دارند و نام مذهبی این قلعه را متمایز خواهد کرد. با پوزش از طولانی‌شدن توضیح --Mpj7 (بحث) ‏۳۱ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۰:۰۴ (UTC)
متشكرم . --Alborz Fallah (بحث) ‏۳۱ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۰:۵۵ (UTC)

Fraga

دوستانی که اسپانیایی بلدند آیا تلفظ فرایا درست است؟ --- Rmashhadi ♪♫ ‏۳۱ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۰:۵۰ (UTC)

@Rmashhadi: با درود، خیر، تلفظ صحیح‌اش در اسپانیولی «فِراگا» و در زبان گالیسی «فراخا» است. بهتر است نویسه‌گردانی بر پایهٔ اسپانیولی استاندارد باشد: «فراگا». با احترام--Tisfoon (بحث) ‏۳ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۱:۵۰ (UTC)

Mobile device

درخواست ترجمه:

درود. پاسخ کوتاه: قابل حمل و جابه‌جائی.
وسیله٬ دستگاه‌٬ یا جاهایی مانند تلفن زمینی٬کامپیوتر رو‌میزی٬ تلویزیون خانگی٬ کتاب‌خانه٬ آشپزخانه٬ بیمارستان٬ که در اصل خود برای با خود حمل کردن و جابه‌جائی دایم ساخته نشده‌اند را «تابت Fixed» می‌نامیم. درمقابل؛ نوع «قابل حمل» این وسایل به طور کلی نوع موبایل آن‌ها هستند ولی در فارسی واژه‌های مختلفی هستند که این منظور را می‌رسانند. مثال‌ها: گوشی یا تلفن موبایل یا جیبی٬ کامیوتر شارژی یا باتری‌دار (لپ‌تاپ)٬ تلویزیون سیار٬ کتابخانه سیار٬ آشپزخانه سیار٬ و بیمارستان صحرایی. -- Mpj7 (بحث) ‏۳۱ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۳:۵۵ (UTC)
ابزار سيار، در ترجمه اپراتورهاي ثابت و سيار ارتباطات هم استفاده شده است. ابوالقاسم رجبی (بحث) ‏۷ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۰۱ (UTC)

شریل کول

با توجه به جدایی شریل کول از اشلی کول و تغییر نام صفحه در انگلیسی به Cheryl (entertainer) لطفا نام مناسب پیشنهاد دهید Behnam mancini (بحث) ‏۱۲ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۱۰ (UTC)

YourWord

درخواست ترجمه:

  • واژه: YourWord
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: اقتصاد
  • پیوند: http://en.wikipedia.org/wiki/Test
  • مثال: This is a test
  • توضیحات: توضیحات دیگر شما --5.114.77.34 ‏۱۴ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۵:۵۷ (UTC)


PEROXIDE

درخواست ترجمه:

  • واژه: PEROXIDE
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: اقتصاد
  • پیوند: http://en.wikipedia.org/wiki/PEROXIDE
  • مثال: This is a test
  • توضیحات: توضیحات دیگر شما --5.114.77.34 ‏۱۴ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۵:۵۹ (UTC)

Political correctness

درخواست ترجمه:

  • واژه: Political correctness
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: زبان‌شناسی اجتماعی
  • پیوند: https://en.wikipedia.org/wiki/Political_correctness
  • مثال:
  • However, the 'politically correct' thought agendas of the neo–Darwinists of the 1990s are ideologically opposed to the idea of 'Lamarckian Feedback'
  • political correctness actually began as an in-joke on the left: radical students on American campuses acting out an ironic replay of the Bad Old Days BS (Before the Sixties) when every revolutionary groupuscule had a party line about everything.
  • توضیحات: معادلی که هم اکنون بر مقاله فارسی این مفهوم گذاشته شده نارسا و نادرست است (کاربر:ماني، کاربر:Wikimostafa). این معادل مفهوم را به درستی نمی‌رساند. تعریف این مفهوم این است: «language, policies, or measures that are intended to avoid offense or disadvantage to members of particular groups in society» ترجمه فارسی این نمی‌شود ملاحظات سیاسی. شما ممکن است به هزار و یک دلیل ملاحظات سیاسی داشته باشید ولی به آنها گفته نمی‌شود Political correctness. یک تعریف دقیق دارد لزوماً هم منحصر به عرصه سیاسی نمی‌شود. وقتی شما بیایید به این در فارسی بگویید ملاحظات سیاسی شنوندهٔ فارسی زبان که ملاحظات سیاسی به گوشش آشناست می‌آید این دو را برابر هم قرار می‌دهد که نادرست است چرا که این دو مفهوم معادل هم نیستند. ملاحظات سیاسی می‌شود چیزی مثل Political consideration. --1234 (بحث) ‏۷ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۴:۰۷ (UTC)
منابع چه می‌گویند؟ دانشنامه سیاسی آشوری و دیگر منابع. البته من ملاحظات سیاسی را پیشنهاد ندادم، «ملاحظه‌کاری» را -بدون بررسی منابع- پیشنهاد دادم. یکی از معانی ملاحظه «سنجیدن جوانب» است، پس ملاحظه‌کاری از سنجیده‌روی (پیشنهاد شما) چندان دور نباید باشد. در عین حال من با پیشنهاد شما هم مخالفتی ندارم اگر تحقیق دست اول نشود. Wikimostafa (بحث) ‏۷ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۴:۲۸ (UTC)
سلام. آشوری ادب سیاسی گفته‌است. هزاره، (به طعنه) ظاهرالصلاحی سیاسی، طهارت سیاسی و تقوای سیاسی. mOsior (بحث) ‏۷ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۵:۴۰ (UTC)
نگفتم شما پیشنهاد دادید چون در بحث بودید ذکرتان کردم.
همین ظاهر الصلاح به نظر من به مفهوم خیلی نزدیک است. در منابع سنجیده روی سیاسی آمده بود- من از خودم درنیاوردم -برای همین به آن منتقلش کرده بودم؛ ولی هر کدام اینها به نظرم از عنوان فعلی بهتر است. --1234 (بحث) ‏۷ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۷:۰۶ (UTC)
نوشتارهای جدید غالباً معادل political correctness را «نزاکت سیاسی» سیاسی گرفته‌اند. مثل این، این، این، یا این. -NightD ‏۸ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۵۵ (UTC)
به نظر بهترین گزینه است (گمانم نزاکت نمود سطحیتر و متظاهرانه تری از ادب باشد). Wikimostafa (بحث) ‏۸ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۰۴ (UTC)

Play It to the Bone

لطفا برای نام مقاله Play It to the Bone ترجمه مناسب پیشنهاد کنید . Behnam mancini (بحث) ‏۱۵ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۵۱ (UTC)

تا مغز استخوان مبارزه کن. با تمام وجود مبارزه کن. Wikimostafa (بحث) ‏۱۵ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۲:۱۱ (UTC)
باتشکر به تا مغز استخوان مبارزه کن منتقل کردم Behnam mancini (بحث) ‏۱۶ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۴۹ (UTC)

Camptotheca acuminata

درخواست ترجمه:

  • واژه: Camptotheca
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: گیاه‌شناسی
  • پیوند: http://en.wikipedia.org/wiki/Camptotheca
  • توضیحات: از دوستانی که به فرهنگ‌نامه‌های گیاه‌شناسی دسترسی دارند، خواهشمندم معادل فارسی این درخت را پیدا کنند. اگر معادل فارسی برای این درخت در فرهنگ‌نامه‌ها یا کتاب‌های آکادمیک وجود ندارد، پیشنهادتان برای نویسه‌گردانی چیست؟ با سپاس Tisfoon (بحث) ‏۱۸ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۲:۴۲ (UTC)

Tin Cup

لطفا برای Tin Cup که جام کوچک ترجمه شده است، نام مناسب ارائه کنید Behnam mancini (بحث) ‏۷ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۲۰ (UTC)

درود. «طرفدار» یا «هوادار» هم در برخی از کشورهای فرانسوی زبان هم ترجمه شده.-- Mpj7 (بحث) ‏۲۱ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۰:۴۰ (UTC)

Technical details

درخواست ترجمه:


در اینجا «جزئیات فنی»، و در مواردی «توضیحات فنی» و «فوت و فن کار» گزینه‌های رایج هستند.--Mpj7 (بحث) ‏۲۰ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۳:۴۹ (UTC)

معادل فارسی

سلام لطفاً معادل فارسی en:Geo URI scheme رو بگید. WPLifterگفتگو ‏۱۴ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۳:۴۴ (UTC)

@Wikimostafa:، @Diako1971: و @Tisfoon: سلام. لطفاً جواب دهید. WPLifterگفتگو ‏۲۰ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۵۵ (UTC)
شمای یوآرآی جغرافیایی؟ Wikimostafa (بحث) ‏۲۱ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۶:۱۵ (UTC)
من با مصطفی موافقم. به نظر من هم "شمای یوآرآی جغرافیایی" معادل خوبیه. دیاکو « پیام » ‏۲۱ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۰۱ (UTC)
من با «شما» چندان موافق نیستم، چرا که «تصویر» یا «عکس» را به ذهن متبادر می‌کند. scheme معانی دیگری همچون «الگو»، «آرایه» و «نمایه» هم دارد. با توجه به اینکه آرایه‌ها یا الگوهای Geo URI به صورت geo:37.786971,-122.399677 یا geo:37.786971,-122.399677;crs=Moon-2011;u=35 نوشته می‌شود، من ترجیح می‌دهم Geo URI scheme را بنویسم: «الگوی یوآرآی جغرافیایی»، «آرایه یوآرآی جغرافیایی» یا «نمایه یوآرآی جغرافیایی». به‌ویژه مورد آخر یعنی «نمایه یوآرآی جغرافیایی». با احترام Tisfoon (بحث) ‏۲۱ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۱:۴۹ (UTC)
سلام ممنون از همگی. پس بالاخره کدومشون؟ اگر روی یک نام هم‌سخن بشید اون رو بزارم. چون داشتم با اسم شمای مقاله رو ایجاد می‌کردم. WPLifterگفتگو ‏۲۲ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۵:۲۹ (UTC)
من با "الگو" کاملا مخالفم چون معنای دیگری دارد. ولی با :آرایه" یا "نمایه" مشکلی ندارم. و بین "آرایه" یا "نمایه"، "نمایه" را بیشتر می پسندم چون بهتر مفهوم "شما" را به ذهن متبادر می کند. دیاکو « پیام » ‏۲۲ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۰۳ (UTC)
پس از نمایه یوآرآی جغرافیایی استفاده کردم. WPLifterگفتگو ‏۲۲ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۰:۲۳ (UTC)

The Company Men

لطفا برای The Company Men معادل فارسی مناسب پیشنهاد دهید باتشکر Behnam mancini (بحث) ‏۱۹ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۱۴ (UTC)

سلام چون فیلم درباره مردانی هست که کارشون رو در کارخانه از دست دادن فکر می‌کنم اسم مردان کارخانه مناسب باشه. WPLifterگفتگو ‏۲۲ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۰:۳۶ (UTC)

Remembrance poppy

برای این عنوان ترجمه نماد شقایق مناسب تر است یا نماد خشخاش؟ Behnam mancini (بحث) ‏۱۲ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۱۰ (UTC)

همان نماد شقایق مناسب است. --Mpj7 (بحث) ‏۲۱ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۰:۲۱ (UTC)
متشکرم Behnam mancini (بحث) ‏۲۵ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۰۵ (UTC)

Signaling

درخواست ترجمه:

  • واژه: Signaling
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: زیست‌شناسی ملکولی
  • مثال: cell signaling
  • توضیحات: از این واژه، در رشته‌های بیولوژی و پزشکی و شاخه‌های مرتبط، به همین صورتِ «سیگنالینگ» استفاده می‌شود که برای ذهنِ شنونده/مخاطب حرفه‌ای رسا و آشناست. اما فکر کردم با همفکری شما، یک معادل فارسی هم برایش انتخاب کنم، تا بتوانم عنوانِ برخی مقالات موجود را تصحیح کرده و همچنین از آن، در ساختِ مقالات جدید هم استفاده کنم؛ به‌نحوی که برای خوانندگان غیرحرفه‌ای هم مفهوم باشد. در برخی کتاب‌ها یا مقالات پزشکی از معادل‌هایی نظیر «پیام‌دهی» و «علامت‌دهی» هم استفاده شده‌است. توجه بفرمائید که مخصوصاً از واژهٔ «پیام‌رسانی» استفاده نکردم، چرا که معادل دیگری در بیولوژی برای آن وجود دارد و معادل signaling نیست. در ضمن به‌عنوان نمونه، در حالِ حاضر مقالهٔ «en:Cell_signaling» در فارسی بصورت نشانه‌گذاری یاخته ترجمه شده که اشتباه است و سیگنالینگ ربطی به نشانه‌گذاری (علامت‌گذاری) ندارد. با احترام Tisfoon (بحث) ‏۲۳ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۶:۵۲ (UTC)
درود. واژهٔ سیگنال خود کاملاً در فارسی جا افتاده و کاش می‌شد در مقام یک وام‌واژه از آن سیگنالیدن و سیگنالش ساخت. همانگونه که می‌فرمایید «سیگنالینگ» تنها برای مخاطب حرفه‌ای، و البته برای آشنایان به زبان انگلیسی رسا و آشناست. به نظر من امروز شاید بتوان از «تبادل سیگنالی»، «تبادل سیگنالی یاخته‌ای»، و «ارتباط سیگنالی یاخته‌ای» در این مورد استفاده‌کرد. -- Mpj7 (بحث) ‏۲۷ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۸:۲۹ (UTC)
ضمناً: در مورد «en:Cell_signaling»؛ در یک بررسی کوتاه متوجه شدم «رده:پیام‌های یاخته‌ای» معادل انگلیسی ندارد، (شاید بهتر است پس از توجه به زیررده‌هایش، برداشته شود). همین نام یا «سیگنال/پیام‌های بین یاخته‌ای» بجای نام اشتباه نشانه‌گذاری یاخته را پیشنهاد می‌کنم.-- Mpj7 (بحث) ‏۲۷ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۳:۲۰ (UTC)

Frost

درخواست ترجمه:

  • واژه: Frost
  • زبان: انگلیسی
  • پیوند: w:Frost
  • توضیحات: هم‌اکنون به یخبندان متصل است، که درست نیست. Frost رطوبت گازی‌شکل است، که یک‌راست تبدیل به یخ می‌شود. مانند ظرفی خارج‌شده از فریزر در تابستان، که لایه‌ای یخ‌زده بر سطح آن شکل می‌گیرد. با Rime متفاوت است. در w:Soft rime و w:Hard rime که یخ‌پوشه مات ترجمه شده‌است (همچنین یخ‌پوشه شفاف به w:Glaze (ice) متصل است.)، قطره به یخ تبدیل می‌شود. مثلاً شبنم یخ‌بسته هم نباید درست باشد؛ چون آب در فرایند یخ‌بستن مایع نبوده‌است، و گاز چگالش شده‌است. --رتور (بحث) ‏۲۶ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۱:۴۳ (UTC)
مقاله‌ای هم با نام بشمه برای Frost ساخته شده‌است. برای «سرماریزه» هم در فرهنگ معین دانه‌های تگرگ ریز نوشته شده‌است. رتور (بحث) ‏۲۶ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۲:۰۶ (UTC)
اگر مخالفتی نیست، بهتر است یخبندان به w:Frost (temperature) وصل شود. رتور (بحث) ‏۲۶ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۲:۴۰ (UTC)
درود و با سپاس از توجه شما، با وصل به w:Frost (temperature) موافقم. البته جای ترجمهٔ کامل‌تری هم از Frost در ویکی‌فا برای وصل به مقاله Frost هنوز خالی است. -- Mpj7 (بحث) ‏۲۷ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۶:۵۴ (UTC)

Political quietism in Islam

درخواست ترجمه:


انزواطلبی سیاسی در اسلام -NightD ‏۲۷ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۷:۱۸ (UTC)
من "سیاست‌گریزی در اسلام" را پیشنهاد می دهم. دیاکو « پیام » ‏۲۷ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۲:۰۳ (UTC)
سیاست‌پرهیزی در اسلام.آرش ۱۰ آذر ۱۳۹۶/ ‏۱ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۲۰ (UTC)

Hangover

درخواست ترجمه:

  • کلمه: Hangover
  • زبان:انگلیسی
  • حوزه تخصصی: پزشکی
  • پیوند: https://en.wikipedia.org/wiki/Hangover
  • مثال: سری فیلمهای en:The Hangover " هنگ اور " که به غلط خماری (فیلم) برگردان شده‌است
  • توضیح: در سوءمصرف مواد (اعتیاد) چند اصطلاح وجود دارد که مفهومهای کاملاً متفاوتی را می‌رسانند و یکی هم نیستند. هنگ اور (Hangover)

در اصل به معنی "سردرد و به هم خوردگی مزاج در فردای شب مشروب‌خواری" است که سعدی هم در بیت شب شراب نیارزد به بامداد خمار به آن اشاره کرده، اما ترجمه آن بصورت خماری اصلاً معادل خوبی نیست. خماری معادل withdrawal است. مکانیسم هنگ اور و withdrawal در اصل ضد هم است. در withdrawal، فردی که وابستگی به الکل یا تریاک یا امثالهم دارد، بعلت قطع مصرف، علائم سندرم محرومیت را نشان می‌دهد که نتیجه نبود آن ماده است، در صورتی که در Hangover، جمع شدن متابولیتهای سمی (مشتقات شیمیایی که از ماده اولی ایجاد شده‌اند) - مثل استالدهید - باعث اثرات ناخوشایند هستند. Alborz Fallah (بحث) ‏۱ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۱۰ (UTC)

@Alborz Fallah: درود. نظرتان درباب «خمار مستی» چیست؟ دستِ‌کم نزد من، این ترکیب معنای خمار اعتیاد را یادآوری نمی‌کند. --آرش ۱۰ آذر ۱۳۹۶/ ‏۱ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۲۲ (UTC)

@آرش:. اول سپاس از توجه شما. دوم اینکه خماری الکل را در آن صورت چه کنیم که با این اشتباه نشود؟ --Alborz Fallah (بحث) ‏۱ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۳۳ (UTC)

@Alborz Fallah: ارادتمندم البرزجان. نخستی را «خماری مستی» بنامیم و دومی را «خماری الکل» (یا «خماری ترک الکل»). البته این را بیفزایم که مآلاً در مقابل نظر متخصصانهٔ شما تسلیم ام. :-)--آرش ۱۰ آذر ۱۳۹۶/ ‏۱ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۳۷ (UTC)

اي عزيز اگر نظر تخصصي داشتم كه اصلا سوال نمي كردم ! البته چونكه عنوان فيلم لازم نيست كه دقيق معادل باشد و فيلمها هم كمدي هستند من نوعي چيزي در مايه " سردرد خرخوري " يا همان بامداد خمار را كه با ادبانه تر است بيشتر مي پسنديدم . اما براي اصطلاح معادل ندارم . در ضمن دنبال معادل براي withdrawal هم باشيد . در متون پزشكي كه به فارسي برگردانده اند ، اصلا "خماري " را استفاده نمي كنند شايد چونكه آنرا اصطلاح عاميانه مي دانند و غير پزشكي . بلكه براي withdrawal قطع مصرف استفاده مي كنند . مثلا سندرم قطع مصرف و نه سندرم خماري . --Alborz Fallah (بحث) ‏۱ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۵۴ (UTC)

Mateusz Morawiecki

تلفظ نام این سیاستمدار لهستانی چی میشه؟ --دوستدار ایران بزرگ ‏۹ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۱۳ (UTC)

@Doostdar: با درود، «ماتئوش موراویه‌تسکی» (از زبان یک لهستانی بشنوید.) با احترام. --Tisfoon (بحث) ‏۱۲ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۵:۲۰ (UTC)
✓ ممنون. مقاله ایجاد شد. --دوستدار ایران بزرگ ‏۱۲ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۵:۲۶ (UTC)

Herb

درخواست ترجمه:

امید عزیز، فکر کنم برای آنکه همهٔ مفاهیم آنرا (گیاه دارویی/ گیاه ادویه‌ای/ گیاه چاشنی/ گیاه معطر) تاحدودی پوشش بدهد، واژهٔ «سبزی» از بقیه مناسب‌تر و جامع‌تر باشد. «اسپَـرَم» هم هست، اما معمولاً برای «گیاه معطر» بکار می‌رود و سایر معانی Herb را شامل نمی‌شود. Tisfoon (بحث) ‏۱۲ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۵:۱۷ (UTC)

مومبای

با توجه به اینکه در فارسی بمبئی مصطلح تر است آیا بهتر نیست عنوان در فارسی بمبئی باشد؟ Behnam mancini (بحث) ‏۲۵ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۰۸ (UTC)

✓ Wikimostafa (بحث) ‏۲۷ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۵:۳۷ (UTC)
متشکرم Behnam mancini (بحث) ‏۱۳ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۱۵ (UTC)

فارسی نویسی

سلام

  1. آیا en:Warez، ورز با آوانگاری ‎/ˈwɛərz/‎ "وِرز" خوانده می‌شود یا "وارز"؟
  2. معادل فارسی Release groups و Courier groups در en:Warez group، گروه ورز آیا به ترتیب "گروه‌های ناشر" و "گروه‌های پیک" هست؟
  3. معادل فارسی en:Topsite (warez) چه می‌شود؟
سلام.
  1. "ورز" درست است.
  2. مورد دوم مواردی که گفتید درست است.
  3. مورد سوم هم می شود "تاپ‌سایت". دیاکو « پیام » ‏۱۳ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۶:۳۳ (UTC)
سلام ممنون. تازه الان دیدم که یادم رفته بود امضا کنم! WPLifterگفتگو ‏۱۳ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۱۲ (UTC)

شیشه رنگی

با سلام. مقاله ای با عنوان شیشه رنگی در ویکی موجود است که به بررسی تکنیک stained glass می‌پردازد. در حالی که تکنیک استیندگلس با استفاده از شیشه‌های رنگی به وجود می‌آید. یعنی شیشه‌های رنگی جزئی از این تکنیک هستند؛ بنابراین بهتر است از عنوان «استیندگلس» یا «شیشه نقشینه» استفاده شود تا مطالب را شامل شود. --Pirlook (بحث) ‏۱۸ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۱۷ (UTC)

سلام. آنطور که من شنیده‌ام، یکی از تکنیکهای اجرا شده روی شیشه، که ویترا (یا ویترای) نام دارد، نامی است که در ایران مشهورتر است. ظاهراً در فرانسوی (به فرانسوی: Vitrail) یعنی این و Vitrerie را داریم که کلمه مصطلح در فارسی شبیه آنها است. از طرف دیگر شیشه ارسی هم بصورت غیر دقیق معادل همان شیشه رنگی است، اما نمی‌دانم که بکار بردن آن برای استیندگلس درست هست یا نیست. --Alborz Fallah (بحث) ‏۱۹ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۵۳ (UTC)

واژگان باستان شناسی

سلام. دارم مقالات دوران دیرینه‌سنگی ایران را کار می کنم نظیر فرهنگ برادوستی. واژگانی هست بخصوص در مورد ابزارها که معادل فارسی برایش ندارم یا نمی دانم اصطلاح زبان عمومی مناسب است یا خیر. en:Burin (lithic flake)، en:Blade (archaeology)، en:Microlith ، en:Flake tool، en:Scraper (archaeology) ، en: و bladelet و graver .--سید (بحث) ‏۲۶ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۶:۱۸ (UTC)

در این مقاله معادل هایی به کار رفته است اما من نفهمیدم هر یک معادل چیست نظیر اسکنه، رنده، تیغه، ریزتیغه، خراشنده و تیغه دندانه دار --سید (بحث) ‏۲۷ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۳۸ (UTC)
این[۱] را هم یافتم. آیا می توانید بگویید چه واژه ای معادل با چه واژه ای به کار رفته است؟--سید (بحث) ‏۲۷ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۴:۵۴ (UTC)
این طور معادل یابی کردم: blade:تیغه، bladelet: ریزتیغه، burin: اسکنه، microlith: ریزتراشه، scraper: خراشنده، graver: رنده. flake؟ --سید (بحث) ‏۲۸ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۳۴ (UTC)
لابد درسته 😶 --دوستدار ایران بزرگ ‏۲۸ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۰:۴۸ (UTC)

The Mothman Prophecies

لطفا برای The Mothman Prophecies که در حال حاضر رسالت ماتم (فیلم) ترجمه شده در صورت صحیح نبودن، عنوان مناسب تر برای آن پیشنهاد دهید Behnam mancini (بحث) ‏۶ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۲۴ (UTC)

درود. اگر بخواهیم نام را ترجمه نکنیم لازم است «رسالت ماتمن» باشد. در ویکی‌فا در مورد اسپیدرمن مرد عنکبوتی به کار رفته٬ مات به معنی حشره بید است . برای هماهنگی با آن به نظر من «رسالت مرد حشره‌ای» گزینه مناسبی است. -- Mpj7 (بحث) ‏۶ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۲۳ (UTC)
رسالت معادل مناسبی برای Prophecies نیست. بلکه بهتر است به «پیشگویی‌ها» ترجمه شود. --سید (بحث) ‏۶ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۵۸ (UTC)
ظاهرا «مرد شاپرکی» رواج دارد. بهتر از مرد حشره‌ای است به همان دلیل که Insectman با Mothman تفاوت دارد. بعضی منابع به جای پیشگویی‌ها از پیشگویی (مفرد) استفاده کرده‌اند، اما عنوان اصلی جمع است. به نظرم «پیشگویی‌های مرد شاپرکی» مناسب‌ترین است. این‌ها را هم ببینید: ۱، ۲ و ۳. آیدین (بحث) ‏۶ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۳۹ (UTC)
با درود بر همهٔ عزیزان. به نظر من با توجه به نقش واژگان در این عنوان و همچنین با در نظر گرفتن محتوای فیلم بهترین عنوان برای این فیلم "وحی مرد شب‌پره‌ای" است. در عبارت The Mothman Prophecies عمل Prophecies یعنی "وحی" از سوی The Mothman یعنی "مرد شب‌پره‌ای" به شخصیت‌های داستان فیلم انجام می‌شود. در اینجا Mothman برای Prophecies نقش صفت را بازی می‌کند. دیاکو « پیام » ‏۷ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۵:۴۰ (UTC)
درود. با توجه به توصیهٔ جناب وکیلیان و نیز پیوندهایی که جناب آیدین افزوده‌اند بر اساس "رواج گسترده" «پیشگویی‌های مرد شاپرکی» یکی از گزینه‌هاست؛ هرچند "نقش و مفهوم واژگان" که جناب دیاکو به آن اشاره دارند تا اندازه‌ای در اینجا٬ و به شکل جدی‌تری در ترجمهٔ ادبیات گسترده‌ای که در این باره وجود دارد در آینده مشکل ساز است. شاپرک حشره‌ای نیست که که تنها در شب ظاهر شود٬ مثلا برای مقاله «en:The Mothman» "مرد شب‌پره‌ای" که اشاره به همین ماجراست مناسب‌ترین گزینه است. در مورد The Mothman Prophecies به نظر من جستجو برای یافتن و توافق روی مناسب‌ترین واژه برای Prophecie هنوز کمی کار دارد.-- Mpj7 (بحث) ‏۷ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۵۵ (UTC)
از دیروز فکر می‌کنم که این نام از کجا این‌طور در ذهنم مانده بود. اگر اشتباه نکنم زمانی سینما فرهنگ با نام «پیشگویی‌های مرد شاپرکی» فیلم را نمایش داد که قاعدتا به رواج نام کمک کرده.
یک موضوع دیگر در حاشیه همین بحث: من البته اطلاعاتم در حشره‌شناسی نزدیک به صفر است. اما دیدم که Moth به بید (حشره) میان‌ویکی دارد و شاپرک هم ابهام‌زدایی است که پیوند اولش همین بید (حشره) است. اگر این‌ها درست است که هیچ اما اگر اشتباه است لطفا اصلاح کنید. آیدین (بحث) ‏۷ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۵۳ (UTC)

Lock, Stock and Two Smoking Barrels

ترجمهٔ تحت‌اللفظیِ فعلیِ این فیلم یعنی «قفل، انبار و دو بشکه باروت» به‌کلی نادرست و نامربوط است. یکی دوتا وبلاگ و سایت فارسی هم آنرا به صورت «ضامن، قنداق و دو لوله تفنگ تازه شلیک‌شده» ترجمه کرده‌اند که باز هم صحیح نیست. مطابقِ مطالب en:Lock,_stock,_and_barrel، این عبارت، نوعی «تکرار متشابهات» (merism) است به معنایِ «all» ،«total» و «everything». معادل‌هایی که به ذهن می‌رسند «تمام و کمال»، «از سیر تا پیاز»، «سر تا پا»، «یکجا»، «همه چیز»، «دارو ندار»، «همگی»، «کامل» و امثالهم هستند. فکر کردم با همفکری و اجماع دوستان، یک عنوان مناسب برای این فیلم مشهورِ گای ریچی پیدا کنیم. با احترام Tisfoon (بحث) ‏۶ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۲۰:۵۱ (UTC)

بهتره به وبلاگها اعتماد کنیم. «از شیر مرغ تا جون آدمیزاد» هم معادل مناسبی هست. --دوستدار ایران بزرگ ‏۶ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۲۱:۱۷ (UTC)
درود. این گفته در جای خود٬ در مفهوم جای یک پاراگراف را به خوبی پر می‌کند: در یک عملیات٬ رساندن چند بشکه پر از مواد آتش‌زا یا منفجره به بالای تپه یا کوه مشرف به دشمن کار ساده‌ای نیست. فرضاً این کار نه تنها با موفقیت انجام شده بلکه فتیله‌ها را هم روشن کرده‌اند که مشغول دود کردن هستند. نکته در این مرحله حساس برداشتن قفلی است که بشکه‌ها را در سراشیبی نگاه‌داشته و این دیگر اختیاری نیست٬ بشکه‌ها باید راه بیفتند٬ اگر دیر بجنبند پس از آنهمه کار سخت و پر خطر٬ قربانی انفجار خودشان هستند نه دشمن. با توجه به این مفهوم می‌توان پی‌گیری کرد. من فیلم را ندیده‌ام ولی در این لحظه تنها دو نام فارسی کمی نزدیک که به نظرم می‌رسد؛ «بجنب منتظر چی هستی» یا «این گوی و اینهم میدان» که شاید بهتر از نام کنونی باشد. در فرانسوی و آلمانی هم هر یک از مثال نزدیکی در زبان خود استفاده کرده‌اند.-- Mpj7 (بحث) ‏۱۱ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۳۶ (UTC)

Strap

لطفا برای Strap که بند ترجمه شده‌است، معادل صحیح ارائه دهیدBehnam mancini (بحث) ‏۱۰ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۰۰ (UTC)

مگر "بند" یا "تسمه" مشکلی دارد؟ دیاکو « پیام » ‏۱۰ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۰۵ (UTC)
@Diako1971:می‌خواستم از درستی این نام مطمئن شوم، همچنین برای Webbing که روبان نواری ترجمه شده هم همین سوال را دارم که ترجمه صحیح است یا خیر؟ Behnam mancini (بحث) ‏۱۱ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۳۹ (UTC)
عنوان "روبان نواری" غلط است. چون اصولا "روبان" به شکل نوار است. فکر می‌کنم "روبان پارچه‌ای" یا "روبان تسمه‌ای" عنوان خوبی باشد. دیاکو « پیام » ‏۱۱ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۰۴ (UTC)
  • باتشکر از شما به روبان تسمه‌ای منتقل کردم Behnam mancini (بحث) ‏۱۲ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۱۴ (UTC)
  • بند ، باند ، بست ، تسمه ، مهار ، آويز ، نوار ، روبان و باندرول و شايد هم قطار ؛ بسته به كاركرد در فارسي ترجمه مي شوند و واژه اي مثل بند كه خيلي قديمي است ( بنديگ به معني اسير در كتيبه هاي باستاني ما هست ) ممكن است كاربرد گسترده داشته باشد و جاي واژه هاي ديگر را هم بگيرد . watch strap به عنوان مثال در انگليسي از watch band شايعتر است ، اما در فارسي ما حتما بند ساعت مي گوييم و تسمه ساعت بكار نمي بريم . شايد اينطور باشد كه به شكل موسع اگر كاركرد بستن داشته باشد ، همان بند را بكار مي بريم ؛ اگر رابط منتقل كننده چرخش باشد تسمه و .... سليقه من در مورد Webbing چونكه ظاهرا همان طناب پهن است چيزي مثل طناب تسمه اي يا طناب پهن يا طناب روباني ؛ در اين مايه ها است .--Alborz Fallah (بحث) ‏۱۲ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۵۳ (UTC)

Nuke

سلام معادل فارسی en:Nuke (warez) چی میشه؟ "نیوک" میشه؟ یا "مخرب" یا چیز دیگه‌ای؟ WPLifterگفتگو ‏۱۳ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۳:۲۵ (UTC)

لطفاً یک نفر جواب بده. WPLifterگفتگو ‏۱۷ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۱:۲۹ (UTC)
محتوای نامناسب. --دوستدار ایران بزرگ ‏۱۸ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۶:۳۴ (UTC)
سلام محتوای نامناسب معادل Inappropriate content هست. مثل همین Nuke آیا نمیشه یک واژه یکتا و مناسب با اقدامات هک و نقض حق تکثیر که دارای فایل‌های خراب و محتوای نامناسب هست گذاشت؟ WPLifterگفتگو ‏۱۹ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۲:۱۶ (UTC)
از «محتوای خرابکارانه» میتونید استفاده کنید. --دوستدار ایران بزرگ ‏۱۹ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۲:۲۱ (UTC)

درود. با "نیوک" موافق نیستم. برای یک اصطلاحِ جاافتاده در یک زبان همیشه نمی‌توان "یک واژهٔ یکتا و مناسب" در زبانی دیگر برایش یافت. سال‌ها صفت رادیواکتیو برای هشدار در تماس یا نزدیک شدن به چیزی کسی یا رابطه و گفتگویی بکار رفته، از طرفی مفهوم (حمله اتمی to nuke somewhere) هم به اندازهٔ کافی به گوش‌ها آشنا بوده که نیوکِ ساده‌تر بتواند جانشین رادیواکتیو شود و همان معنی را برساند. در غیاب آن سابقهٔ ذهنی در فارسی نیوک مفهومی ندارد. اگر هنوز به دنبال یک واژهٔ یکتا هستید همان "مخرب" یا "آلوده" برای مواردی بد نیست. در ویکی‌فا برچسب «مشکوک به خرابکاری» را داریم که آن واژهٔ یکتا و مناسب می‌تواند جای خرابکاری بیاید . --Mpj7 (بحث) ‏۱۳ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۲۲:۲۳ (UTC)

The Double

لطفا برای The Double که دوبل (فیلم ۲۰۱۱) ترجمه شده است، ترجمه مناسب تر پیشنهاد دهید Behnam mancini (بحث) ‏۱۳ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۳۳ (UTC)

@Behnam mancini: تصور میکنم با توجه به ادبیات رایج انگلیسی و نیز مضمون فیلم، عنوان "بدل" مناسب باشد؛ با تشکر --Alitehrani68 (بحث) ‏۱۳ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۵۳ (UTC)
به نظر من هم "بدل" گزینه خوبی است. --Mpj7 (بحث) ‏۱۳ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۲۲:۳۲ (UTC)
باتشکر از دوستان گرامی به بدل (فیلم ۲۰۱۱) منتقل کردم Behnam mancini (بحث) ‏۱۴ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۷:۴۹ (UTC)

نام‌های پرتغالی

آیا این نام‌‌گذاری‌ها برای پادشاهان پرتغال صحیح‌اند؟ نام‌‌های فعلی مقالات یکنواخت نیستند و نیاز به رسیدگی دارند.

  • Afonso - آفونسو
  • Sancho - سانچو (صحیح: سَـنشو)
  • Dinis - دینیس (صحیح: جینیس)
  • Beatriz - بئاتریز (صحیح: بئاتریس)
  • João - ژواو (صحیح: ژوآوْ / ژوآئو)
  • Sebastião - سباستیائو (صحیح: سباسچیائو)
  • Henrique - هنریکه (صحیح: اِنهیک/اِنهیکی)
  • Filipe - فیلیپه (صحیح: فیلیپی)
  • José - ژوزه
  • Miguel - میگوئل (صحیح: میـگِل)
  • Luís - لوییس (صحیح: لوئیس/لوئیش)
  • Carlos - کارلوس

آیدین (بحث) ‏۱۶ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۸:۰۳ (UTC)

آیدین گرامی، تلفظ صحیح نام‌ها را در مقابل‌شان نوشتم. (سه مورد صحیح بود) منتها توجه داشته باشید، لهجه‌های برزیلی و پرتقالی تفاوت‌هایی با هم دارند و هنگام ساخت مقالات باید توجه داشت که فرد، زادهٔ کدام کشور است. برخی نام‌ها حتی از استانی به استان دیگر ممکن است تلفظ متفاوتی داشته باشد. مثلاً نام João به چندین گونه مختلف (بر حسب کشور و منطقه) تلفظ می‌شود که دو گونهٔ رایج‌تر آنرا در بالا نوشتم. با احترام Tisfoon (بحث) ‏۱۸ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۴:۰۲ (UTC)

Regional Municipality

درود می شه بگید برابر فارسی Regional Municipality چیست برای نام مقالهٔ Regional Municipality of Peel می‌خواهم من منطقهٔ شهری گذاشته بودم اما دیدم urban area به معنی منطقه شهری است گفتم از دوستان بپرسم--- Rmashhadi ♪♫ ‏۲۰ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۲۱:۲۷ (UTC)

درود. آن طور که در ویکی انگلیسی تعریف کرده برابر است با county و در نتیجه تقریبا "شهرستان" معنی می‌دهد. دیاکو « پیام » ‏۲۰ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۲۱:۵۶ (UTC)