ویکی‌پدیا:زبان و زبان‌شناسی/بایگانی ۳۰

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
Archive
بایگانی‌ها
بایگانی ۱

Paramount Pictures, Food Court, Dystopia, Event Horizon, Motor Neurone, set director, Act of Union, Markgraf, Op Art, County, Pledge_drive, Dyslexia, Levant, Megalith, debuccalization

بایگانی ۲

Cross-compilation, چند اصطلاح ریاضی, en:Heartagram, Ergative, Specification, parody, uninstall, چند واژه مربوط به تاریخ‌نگاری, logograph و logographer, ویکی‌پدیا:پروژه سکس‌شناسی, واژه‌های آخرالزمانی !, from scratch, script, , cross-platform, معادل hash در علوم رایانه, اخلاق, computing, User interface, دیسکوگرافی, Abugida, Glacier, DRIVETRAIN یا POWERTRAIN, velomobile یا bicycle car, Tandem bicycle, Freight trikes, Trike rickshaws, Trikebayan, فرش یا قالی؟, گونه‌های دوچرخه, rider یا riding, ریشهٔ شیمی, میکروارگانیسم و ارگانیسم, شهر Arezzo, mary of bethany, Osthanes یا کوروش سپیدمه, Ctesias, کتاب‌سوزی, Samaria, Jonathan

بایگانی ۳

Pre-Raphaelite Brotherhood یا (به فرانسه) Préraphaélisme, Proskynesis, transclusion, Anthroposophy, Organized crime, Inflection, Ge'ez language, Phonogram

بایگانی ۴

Vault, میکروارگانیسم و ارگانیسم, , اکسپدیشن, Feature film, زبان و زبان‌شناسی, Hammered dulcimer, Paradox, My list, برابر expendable, کارنامه, ایزوگام, ژورنالیسم, حذف؟, Stealth technology, فارسی‌سازی چند کلمه یا حرف, Oval Office؟, نایب‌السلطنه مونث, سندیکالیست, Pliny, Lemma (linguistics), Vacuum deposition, knowledge base and FAQ, واژگان=Terminology؟,همکاری برای حل مشکل در زبان‌شناسی,, نمایشگر Head-up display یا HUD, Findability و Memorability, یوتانازی, یک نکتهٔ زبان‌شناختی, Eurocentrism, Vacuum tube, Osthanes, Robatic, Lander, JPL, اینها چی؟, Screen Actors Guild Awards, تلفظ صحیح, Half cell, en:Pacific Coast Ranges, en:County, The classical unities or three unities, dielectric heating, think tank, logogram, civic?, chelate, Horatii و Sabine, Isogloss, در ویکی‌پدیا Navigation Box, Transclusion, #ifexist, preload, Autocephaly, Mehakelegnaw Zone, Io, Assault rifle

بایگانی ۵

رده Military، کولر گازی، futurama، Sensitization، Municipality، Gadiformes، bestseller، دکترین پیرامون؟، نقاب و ماسک، سازمانهای NIH و ...، cheerleader و cronyism، رتبه‌بندی دیپلماتیک، web syndication، Aggregator، Zendj، MP3 player - Portable media player، Phonorecord، Laconic-ایجاز و سخنوری-Rhetoric، Feel free to ..

بایگانی ۶

logical checks، malware، Professor، Estates-General، میم یا meme، Nancy Chodorow، تلفظ اسم دانمارکی: Jorn Barger، Vault، اینها چطور؟، Porsche، Sports Car، Macaulay Culkin، اریش یا اریک ؟ کوئتزی یا کوئتزه؟، Battleship، National Board of Review Awards، stroke in swimming، late night talk show، parking، Declan Galbraith، endowment، Dancing Beijing، Template:Infobox Former Country، türbe یا turbe، Roche lobe، Thesaurus، empire، Rhahzadh، چند واژه زبانشناسی : homonyms، Homophones، Heteronyms، Homographs، Dutch Empire، Evolution of the British Empire، status bar، Bestseller یا Best-selling book، Sadhu، Head of Public Outreach، shot from a pistol، Wikipedia:Version ۱٫۰ Editorial Team، برابر نام وزن‌های تکواندو، نام یک کتاب

بایگانی ۷

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۸

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۹

Secretary of state, Glamour و Stock, Convenience store و Gastronomy , Rift , OST , seal , aerodrome, airstrip, airfield, or airport لغات مورد استفاده در پروژه فرودگاه‌ها, Motorsport season

بایگانی ۱۰
بایگانی ۱۱
بایگانی ۱۲
بایگانی ۱۳
بایگانی ۱۴
بایگانی ۱۵
بایگانی ۱۶
بایگانی ۱۷
بایگانی ۱۸
بایگانی ۱۹
بایگانی ۲۰
بایگانی ۲۱
بایگانی ۲۲
بایگانی ۲۳
بایگانی ۲۴
بایگانی ۲۵
بایگانی ۲۶
بایگانی ۲۷
بایگانی ۲۸
بایگانی ۲۹
بایگانی ۳۰

این جعبه: نمایشبحثویرایش

Category:Modern history

بحث زیر پایان یافته‌است.
با تشکر از دوستان دوران مدرن به نظر گزینه بهتری‌ست. یاماها۵ / ب ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۳۵ (UTC)

رده Category:Modern history الان رده:تاریخ نوین ترجمه شده‌است به نظر من باید رده:تاریخ مدرن باشد همچنین تعدادی از رده‌ها هم رده: تاریخ معاصر ترجمه شدند. لطفا نظر دهید که کدامیک را معیار قرار دهیم؟

  • مدرن
  • معاصر
  • نوین

یاماها۵ / ب ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۵۴ (UTC)

«عصر جدید» دقیق و رایج است. این یک اصطلاح غربی است و مربوط به فرهنگ غرب؛ و به دورهٔ پس از رنسانس و آغازشده با دکارت گفته می‌شود. «معاصر» (Contemporary) اما، به دوره‌ای که از اواخر قرن بیستم آغاز می‌شود اطلاق می‌شود. «مدرن» را ترجیح نمی‌دهم چون فارسی نیست و «نوین» هم در این مورد رایج نیست. — ObZorDT ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۰:۰۵ (UTC)
من هم با نظر آبزورد کاملا موافقم. دیاکو « پیام » ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۰:۴۶ (UTC)
بعد از مدتی عصر جدیدتر با این عصر جدید اشتباه نمی‌شود؟ یاماها۵ / ب ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۱:۱۳ (UTC)
فرهنگستان هم از مدرن استفاده کرده در اینجا یاماها۵ / ب ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۱:۱۷ (UTC)
من مقاله ای با عنوان "عصر جدیدتر" در ویکی پیدا نکردم. ولی در هر صورت اگر هم در انتخاب "عصر جدید" اکراه دارید "دوران مدرن" هم می‌تواند گزینهٔ خوبی باشد. در اینجا history نباید "تاریخ" ترجمه شود. اگر به ویکی‌های دیگر مراجعه کنید خواهید دید که در اینجا منظور "دوران" یا "عصر" است. دیاکو « پیام » ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۰۸ (UTC)
هم‌نظر با دیاکو. هر تصمیمی گرفتید لطفاً مقاله‌های مرتبط را نیز انتقال دهید تا همگون شوند. — ObZorDT ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۲۲ (UTC)

درود. با آنکه نباید واژه‌های زبان خود را فراموش کنیم استفاده نکردن از اینگونه وام‌واژه‌ها هم زبان فارسی را تواناتر نمی‌کند. به همان اندازه که سره‌نویسیِ مطلبی که برای همه است درست نیست بیرون کشیدن واژه‌های جاافتاده نیز زیانمند است. مدرن و مدرنیته مدت‌هاست که جا افتاده و این رده دقیقاً به همان سده ۱۶ به بعد اشاره دارد. با پیشنهاد شما کاملاً موافقم.-- Mpj7 (بحث) ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۲:۱۷ (UTC)

انتخاب "عصر جدید" به سره نویسی ارتباطی ندارد. "عصر" و "جدید" هر دو عربی هستند. دیاکو « پیام » ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۰۸ (UTC)

Gnat

درخواست ترجمه:

  • واژه: Gnat
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: زیست‌شناسی
  • پیوند: http://en.wikipedia.org/wiki/Gnat
  • توضیحات: در انلگیسی به این حشرات ریزی که دم غروب دور نور چراغ می‌چرخند و مثل یک ابر می‌شوند، Gnat گفته می‌شود. در واژه‌نامه‌های ترجمهٔ «پشه» آمده اما ظاهراً Gnat اصلاً mosquito نیست. آیا ترجمهٔ فارسی بهتری برایش داریم؟ --— حجت/بحث ‏۲۱ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۶:۱۸ (UTC)
صحبتی که فرمودید در صفحه‌ی بحث مقاله‌ی انگلیسی هم مطرح شده. در ترکیبات، gnat را پشه یا مگس ترجمه کرده‌اند (fungus gnat = پشه قارچ) یا گفته‌اند حشره دو بال (جستجو در اینترنت). به نظرم «گنات» یا «پشه‌ی گنات» ترجمه‌ی خوبی‌ست. سیّد علی (بحث) ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۰:۲۲ (UTC)
درود. به گمان من شاید رایج‌‌ترین نام برای «gnat با تلفظ نَت» پشه‌کوره باشد که دهخدا هم به آن اشاره‌ای دارد. پشه ریز هم به آنها گفته می‌شود. -Mpj7 (بحث) ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۳:۵۹ (UTC)

Urgell

درخواست ترجمه:

  • واژه: Urgell
  • زبان: کاتالونیایی
  • حوزه تخصصی: شهرها
  • پیوند: مقاله مورد فوق
  • توضیحات: واژه فوق عنوان یک مقاله شهر از منطقه کاتالونیای اسپانیا است. قبلاً در مقالاتی که این صفحه به آنان پیوند خورده بود، اورخل نامگذاری شده بود و بنده همان را روی عنوان گذاشتم. حال از اساتید می‌خواهم که در صورت امکان تلفظ صحیح واژه را بررسی کنند. با سپاس --مهدی بحث۳ مهر ۱۳۹۶- ‏۲۵ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۵:۱۴ (UTC)
طبق فونتیکی که برای این نام نوشته شده است، تلفظ نام کاتالان آن "اورژلی" و نام محلی آن "اورجلی" است که یکی از این دو را می توانید تغییر مسیر در نظر بگیرید ولی در هر صورت "اورخل" کاملا غلط است. دیاکو « پیام » ‏۲۵ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۶:۰۳ (UTC)

There's Something About Mary

آیا چیزی درباره مری وجود دارد ترجمه صحیحی است؟ Behnam mancini (بحث) ‏۲۶ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۲۵ (UTC)

نام انگلیسی مقاله عامیانه است و به نظرم «یه چیزی راجع به ماری هست» معادل بهتری است. (در فارسی هم میگوییم «یه چیزی راجع به فلانی هست که می‌خوام بهت بگم.») همچنین "Mary" به صورت «ماری» جا افتاده و بهتر است از آن استفاده شود. — ObZorDT ‏۲۶ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۲۴ (UTC)
در مورد عامیانه بودن من با آبزورد موافقم ولی باید همان "مری" نوشته شود. "ماری" صورت فرانسه و آلمانی این نام است. برای کشورهای انگلیسی زبان تلفظ درست و رایج "مری" است. بنابراین من با "یه چیزی راجع به مری هست" موافقم. دیاکو « پیام » ‏۲۶ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۰:۱۱ (UTC)
با تشکر به یه چیزی راجع به مری هست منتقل کردم و به صورت تغییر مسیر یه چیزی راجع به ماری هست را هم اضافه کردم Behnam mancini (بحث) ‏۲۷ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۰۰ (UTC)

Standard (music)

درخواست ترجمه:

  • واژه: Standard
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: موسیقی
  • پیوند: https://en.wikipedia.org/wiki/Standard_(music)
  • توضیحات: گویا در حیطهٔ سبک‌ها و ژانرهای گوناگونِ موسیقی، Standard مفهوم مشخص و روشنی دارد و مایل نیستم از معال‌سازی‌های ساده و غیردقیقی همچون «استاندارد (موسیقی)» استفاده کنم. پیشنهاد دوستانی که به ترمینولوژی موسیقی آشنایی دارند، چیست؟ با سپاس Tisfoon (بحث) ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۴:۳۰ (UTC)

Soup kitchen

بحث:نوانخانه -- SunfyreT ‏۱ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۹:۴۴ (UTC)

Client State

درود؛ برای Client State در فارسی چه داریم؟ دولت تابع؟! __Âriobarzan ‏۱ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۰:۵۶ (UTC)

سلام! قبلا یک نیمچه گفتگویی در این باب شده‌است، و ظاهراً دولت دست‌نشانده مورد پسند قرار نگذفته است. دولت متکی در واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (اینجا) پیشنهاد شده‌است، اما هیچ دوستش ندارم و سلیقه خود من همان دولت دست نشانده را بسیار بیشتر می‌پسندد. --Alborz Fallah (بحث) ‏۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۱۵ (UTC)
در همان واژه‌نامه فرهنگستان، دولت دست‌نشانده را معادل puppet state قرار داده‌است و نه Client State. واقعیتش اینست که در درک فارسی ما فرقی بین این دوتا قائل نیستیم و حس می‌کنم که همان انگلیسی زبانها هم با دقت ریاضی این واژه‌ها را بکار نمی‌برند، اما به هرحال در مورد فرق این واژه‌ها اینطور توضیح داده شده است:

A client state is the term used that encapsulates satellite state, puppet state, vassal, etc.. It essentially means a nation that has a strong affiliation, if not reliance, on another nation.

A puppet state a nation that is deemed independent from another nation but relies on it for all essential foreign purposes, like military and economic support. The states that of which gained independence from Tsar Russia in world war 1, like Ukraine, used to be puppet states.

A vassal state is a nation that is independent from another, but gives full military support to its dominant nation when requested. Many people in the '40s and '50s often referred to Tibet as a vassal state of imperial China. The term vassal by itself actually means the ruler of the vassal state rather than the actual state.

A tributary state is essentially a vassal that has more powers relinquished by the request of its dominant.

بنظرم خود فرد توضيح دهنده هم فرق دقيق كلاينت و پاپت را نمي دانسته است !--Alborz Fallah (بحث) ‏۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۳۳ (UTC)

Bionic Woman

دو سریال با نام Bionic Woman وجود دارد یکی زن بیونیک و دیگری زن ساختگی (مجموعه تلویزیونی ۲۰۰۷) ترجمه شده‌است، کدام عنوان صحیح است؟ Behnam mancini (بحث) ‏۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۳۹ (UTC)

«زن ساختگی» صحیح به‌نظر نمی‌رسد. معنایش به طور دقیق می‌شود «زنِ با اندام مصنوعی»؛ اما چون معادل خوبی در فارسی برای این معنی وجود ندارد، یا دارد و به ذهن من نمی‌رسد، می‌توان «زن بایانیک» را استفاده کرد. «بیونیک» هم در منابع فارسی برای Bionics که تلفظ مشابه دارد استفاده شده‌است و استفاده از آن ناموجه نیست. — ObZorDT ‏۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۱۹ (UTC)
فارغ از این که چه عنوانی درست است ولی این سریال در زمان کودکی من در زمان شاه از تلویزیون با عنوان "زن اتمی" پخش می‌شد تقریباً همزمان با سریال مرد شش میلیون دلاری. دیاکو « پیام » ‏۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۰:۵۵ (UTC)
با نظر Obzord موافق هستم که همان بیونیک را استفاده کنیم قابل قبول است چونکه مثلاً اگر می‌خواستیم همان زنِ با اندام مصنوعی هم بنویسیم باز این اشکال را داشت که فرق بین bionics و prosthetics را باز لحاظ نکرده‌ایم. اندام ساختگی یا پروتز، می‌تواند بیونیک باشد یا نباشد به این معنی که دست دندان بابا بزرگها، پروتز هست اما بیونیک نیست، چونکه بیونیکها بوسیله محرکه الکتریکی یا مکانیکی کنترل می‌شوند اما پروتزی که بیونیک نباشد توانایی تحرک کارکردی ندارد. --Alborz Fallah (بحث) ‏۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۱:۲۶ (UTC)
با درود و ادب. از نظر علمی بیونیک یعنی ایجاد ساختار اناتومیک یا فرایندی فیزیولوژیک در بدن که توسط سیستم‌های بیولوژیک مثل سیستم عصبی ادمی کنترل گردد. اما در این دو سریال که سریال اخیر بازخوانی همان سریال قدیمی است که در ایران با نام زن اتمی پخش می‌شد، کاراکتر زن فیلم علاوه بر دارا بودن ساختارهای ساختگی با کنترل بیولوژیکی، دارای قدرت‌های ماورای زیستی نرمال هستند. مراجعه به دیکشنری
American Heritage® Dictionary of the English Language, Fifth Edition. (2011)
نشان می‌دهد که علاوه بر معنای فوق معنای دیگری هم برای این واژه وجود دارد:
Having extraordinary strength, powers, or capabilities; superhuman
لذا شاید زن اتمی یا سوپر ومن هم پربیراه نباشند.با سپاسDrmehdiaa (بحث) ‏۷ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۲:۳۵ (UTC)

نوشتار و تلفظ نام های کره‌ای

درود. اخیرا مقالهای به نام «هیویئون» منتشر کردم که به سرعت به «کیم هیو-یئون» تغییر مسیر داده شد. متوجه شدم که اسامی کوچک کره ای را با فاصله و به صورت دو قسمتی نوشته میشود. این یک موضوع غلط است که به اشتباه رواج دارد و خود کشور کره جنوبی بسیار تلاش میکند تا این موضوع را اصلاح کند به این صورت که در تمامی نوشته های رسمی انگلیسی یا هر زبان دیگری، اسامی کوچک کره ای را به صورت سرهم مینویسد. مثلا Kim Hyo-yeon در کره جنوبی به صورت Kim Hyoyeon نوشته شده و از حالت اول پرهیز میشود. به همین سبب در خواست دارم که که این اشتباه اصلاح شده و از این به بعد به تلاش این کشور برای تصحیح زبان و نوشتار خود احترام گذاشته شود. همچنین اینجانب مقاله ی خود را به «هیویئون» باز میگردانم. با تشکر (TheXISMX ‏۶ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۳:۵۸ (UTC))

مهم این است که در منابع نام او به چه شکل آمده‌است. ضمن اینکه مقاله‌ای که وجود دارد را دوباره نسازید، همان را گسترش دهید. — ObZorDT ‏۷ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۵:۰۴ (UTC)

Traditional

درخواست ترجمه:

  • واژه: Traditional
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: اقتصاد
  • پیوند: http://en.wikipedia.org/wiki/Traditional
  • مثال: This is a test
  • توضیحات: توضیحات دیگر شما --5.113.203.119 ‏۸ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۰:۲۹ (UTC)

دزدان دریایی کارائیب: مردگان قصه نمی‌گویند

با توجه به Dead Men در نام فیلم آیا عنوان دزدان دریایی کارائیب: مردان مرده قصه نمی‌گویند مناسب تر نیست؟ Behnam mancini (بحث) ‏۱ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۱۳ (UTC)

@Behnam mancini: به نظر من مردگان ادبی تر است --- Rmashhadi ♪♫ ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۱:۵۹ (UTC)
درود. به باور من هم «مردان مرده» درست نیست. این نام با اشاره به ضرب‌المثلی قدیمی است که می‌گوید: «مرده که حرف نمیزنه» و ترجمه دقیق‌تر آن: «مردگان ماجرا را باز نمی‌گویند» که در ادبیات دزدان دریایی یعنی «همه را بکُش». --Mpj7 (بحث) ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۳۳ (UTC)

Point Break

دو فیلم با عنوان Point Break در فارسی یکی به نقطه شکست و دیگری نقطه فروپاشی (فیلم ۲۰۱۵) ترجمه شده‌است، کدام عنوان صحیح است؟ Behnam mancini (بحث) ‏۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۳۷ (UTC)

@Behnam mancini: فکر کنم نقطهٔ شکست بهتر باشد در مهندسی عبارت شکست استفاده می‌شود و نه فروپاشی در زبان‌های دیگر هم به حد نهایی ترجمه شده --- Rmashhadi ♪♫ ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۱:۵۷ (UTC)
ببخشید حرفم را پس می گیرم --- Rmashhadi ♪♫ ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۲:۰۰ (UTC)

لگد و اشتیاق دو فیلم هندی

  • آیا باتوجه به عنوان Kick ترجمه صحیح ضربه بهتر از لگد نیست؟
  • آیا باتوجه به عنوان تمناترجمه صحیح تر و بهتر از اشتیاق نیست؟

Behnam mancini (بحث) ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۴۷ (UTC)

Kogiidae

بی زحمت معادل فارسی Kogiidae را بگویید سپاس --- Rmashhadi ♪♫ ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۱:۵۵ (UTC)

با درود. به نظر من «کُوگیاها». -- Mpj7 (بحث) ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۱۴ (UTC)
ممنون از زحمت راستش الگو:راسته آب‌بازسانان/توضیحات را پیدا کردم --- Rmashhadi ♪♫ ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۰:۳۰ (UTC)

Fever Pitch

لطفا برای Fever Pitch که تب استقرار (فیلم ۲۰۰۵) ترجمه شده است، ترجمه مناسب پیشنهاد دهید Behnam mancini (بحث) ‏۱۵ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۵۱ (UTC)

بی‌واچ و گارد ساحلی

باتوجه به اینکه این فیلم بر اساس آن سریال ساخته شده لطفا نام هردو را یکسان کنید و نامی که بهتر است را پیشنهاد دهید.Behnam mancini (بحث) ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۵۴ (UTC)

درود. «گارد ساحلی» برگردان فارسی نام «بی‌واچ» است و همانگونه که می‌دانید نام دایمی سریال بوده و مقالهٔ بی‌واچ ویکی‌فا معرفی این سریال بسیار پربیننده به عنوان یک اسم خاص همین صورت ماندنی‌است.
فیلم تازهٔ گارد ساحلی برپایهٔ پوستر فیلم، نام حاشیه‌ای آن (ساحل آماده نیست BEACHES AIN'T READY) است که به‌منظور بهره‌مندی هرچه‌بیشتر آن از اشتهار گذشته، آن نام را در حاشیه آورده‌اند. به نظر من گزینه‌ها می‌تواند «بی‌واچ (گارد ساحلی)» ویا «بی‌واچ (ساحل آماده نیست)» یا جابه‌جایی محتوای پرانتز باشد. -- Mpj7 (بحث) ‏۲۱ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۳:۵۲ (UTC)

Osmosis Jones

لطفاً برای Osmosis Jones که سلول قهرمان ترجمه شده نام مناسب پیشنهاد دهید Behnam mancini (بحث) ‏۱۵ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۵۸ (UTC)

درود. هرچند واژهٔ فارسی یاخته را هم داریم در این مورد همان سلول قهرمان بهتر و جاافتاده است. -- Mpj7 (بحث) ‏۲۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۸:۲۸ (UTC)

Mississippi

شیوه نگارش می‌سی‌سی‌پی درست‌تر است یا میسیسیپی؟--SunfyreT ‏۱۴ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۱:۱۸ (UTC)

به نظر یک بُن‌واژه در نظر گرفته شده و حالت سرهم (میسیسیپی) منطقی‌تر است. البته اگر به ریشه‌شناسی‌اش توجه کنیم احتمالا میسی‌سیپی صحیح‌ترین حالت باشد. -NightD ‏۱۵ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۱۴ (UTC)
املای میسیسیپی قدیمی‌تر است، می‌سی‌سی‌پی را برای سهولت تلفظ می‌نویسند. __Âriobarzan ‏۲۵ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۰:۱۸ (UTC)

Osvaldo Golijov

بر اساس اینجا من نوشتار اسوالدو قلیخوف را ایجاد کردم اما مطمئن نیستم درست باشد. ویکی انگلیسی تلفظ اسپانیایی را [ˈɡolixof] آورده‌است. در منابع بیشتر به صورت گلیوف و قلیوف دیده‌ام. دوستان راهنمایی کنند. Wikimostafa (بحث) ‏۲۴ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۴۹ (UTC)

احتمالاً اصل و ریشه اش همان قلیوف باشد ولی تلفظ اسپانیایی که از ویکی انگلیسی آورده‌اید به نظر گلیخاف یا گلیهاف می‌آید. -NightD ‏۲۵ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۵:۵۹ (UTC)
اصالتاً رومانیایی است پس بعید است که نام خانوادگی‌اش ربطی به قلی داشته باشد! همان گلیخف یا گولیخوف درست است. __Âriobarzan ‏۲۵ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۰:۱۶ (UTC)
با سپاس، به اسوالدو گلیخوف منتقل شد. Wikimostafa (بحث) ‏۲۷ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۵۵ (UTC)

Forte de Nossa Senhora da Conceição de Ormuz

نام قلعه هرمز كه ساخت پرتغالي ها است . آيا اگر ترجمه كنم " قلعه بانوي پاكزاد ما " ، درست است ؟--Alborz Fallah (بحث) ‏۳۰ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۸:۲۶ (UTC)

درود. اگراین ترجمه بخواهد نام نوشتار شود موافق نیستم٬ ولی ترجمهٔ آن متن طولانی به دنبال الگو البته کاملاً بجاست. مفهوم ترجمهٔ پیشنهادی هنوز میتواند برای خوانندگانی که با ادبیات کاتولیک آشنا نباشند تا اندازه‌ای مبهم باشد. پیشنهاد من: دژ یا «قلعهٔ مریم مقدس» است و٬ یا اینکه به دنبال آن ترجمه در یک پرانتز به نام ایشان اشاره گردد. --Mpj7 (بحث) ‏۳۱ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۰:۰۴ (UTC)
سلام و سپاس از توجه . نمي خواهد نام نوشتار شود . اتفاقا منظورم ترجمه آزاد و مفهومی نيست ، اصطلاحات ديني بدون اطلاع از محيط فرهنگي آن دين سخت است ( مثلا ثارالله خودمان سخت ترجمه پذير است ) ؛ اما با توجه به اينكه اسم خاص است و بايد بتوان آنرا با قلعه هاي ديگر پرتغالي در قشم كنگ ، تيس و گامبرون تفاوت گذاشت خواستم كه ترجمه شود .دشواري ترجمه اش در Conceição است كه مشابه Conception انگليسي است ، يعني لقاح . اگر ترجمه كنيم بانوي گشنيده و يا لقاح شده اصلا بدرد نمي خورد . ظاهرا در محيط بومي پرتغال اعتقاد داشته اند كه با لقاح حضرت مريم در رحم مادرش كل پليدي ها از ايشان جدا شده است . مثل عقيده مسلمانها ( مخصوصا شيعه ) در مورد عدم رجس اهل بيت در آیه تطهیر . --Alborz Fallah (بحث) ‏۳۱ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۱:۰۰ (UTC)
درود دوباره. واژهٔ Conception به معنی فهم٬ اندیشه٬ شعور٬ و مقصود هم هست که می‌تواند صفت این بانو باشد٬ ولی همانگونه که اشاره نمودید در این نام‌گذاری منظور همان لقاح در باور نوعی تثلیث است. برای دیگران از جمله مسلمانان تفسیر این واژه به معانی دیگر آن دلالت دارد. توضیح بیشتر اینکه: نام مریم یا مری به تنهایی برای اشاره به ایشان کمتر استفاده می‌شود؛ معمولاً یکی از القاب؛ که استفاده از آن٬ خود بازگو کنندهٔ باورِ مکتبی و فرقه‌ای گوینده هم هست٬ بکار می‌رود٬ حالا یا هدفمند و٬ یا گاهی کنایه‌آمیز. حتی یکی از متداول‌ترین لقب‌ها؛ (Virgin Mary) که با باورهای اسلامی هم سازگار است هنگام نویسه‌گردانی در یک فضای غیر مذهبی در زبان فارسی می‌تواند "ترجمه بدرد نخوری" به دست ‌دهد. این بیش از ۴۰ لقب هرکدام اشاره به روایتی که از یکی از انجیل‌ها برداشت شده دارند و معروفترین نقاشان هم انگاشت هنری خود را در تجسم مفهوم آن ارائه کرده و بر شکوه و جلال آن افزوده‌اند. قلعه‌های دیگر که نام بردید نام جغرافیایی خود را دارند و نام مذهبی این قلعه را متمایز خواهد کرد. با پوزش از طولانی‌شدن توضیح --Mpj7 (بحث) ‏۳۱ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۰:۰۴ (UTC)
متشكرم . --Alborz Fallah (بحث) ‏۳۱ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۰:۵۵ (UTC)

Fraga

دوستانی که اسپانیایی بلدند آیا تلفظ فرایا درست است؟ --- Rmashhadi ♪♫ ‏۳۱ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۰:۵۰ (UTC)

@Rmashhadi: با درود، خیر، تلفظ صحیح‌اش در اسپانیولی «فِراگا» و در زبان گالیسی «فراخا» است. بهتر است نویسه‌گردانی بر پایهٔ اسپانیولی استاندارد باشد: «فراگا». با احترام--Tisfoon (بحث) ‏۳ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۱:۵۰ (UTC)

Mobile device

درخواست ترجمه:

درود. پاسخ کوتاه: قابل حمل و جابه‌جائی.
وسیله٬ دستگاه‌٬ یا جاهایی مانند تلفن زمینی٬کامپیوتر رو‌میزی٬ تلویزیون خانگی٬ کتاب‌خانه٬ آشپزخانه٬ بیمارستان٬ که در اصل خود برای با خود حمل کردن و جابه‌جائی دایم ساخته نشده‌اند را «تابت Fixed» می‌نامیم. درمقابل؛ نوع «قابل حمل» این وسایل به طور کلی نوع موبایل آن‌ها هستند ولی در فارسی واژه‌های مختلفی هستند که این منظور را می‌رسانند. مثال‌ها: گوشی یا تلفن موبایل یا جیبی٬ کامیوتر شارژی یا باتری‌دار (لپ‌تاپ)٬ تلویزیون سیار٬ کتابخانه سیار٬ آشپزخانه سیار٬ و بیمارستان صحرایی. -- Mpj7 (بحث) ‏۳۱ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۳:۵۵ (UTC)
ابزار سيار، در ترجمه اپراتورهاي ثابت و سيار ارتباطات هم استفاده شده است. ابوالقاسم رجبی (بحث) ‏۷ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۰۱ (UTC)

شریل کول

با توجه به جدایی شریل کول از اشلی کول و تغییر نام صفحه در انگلیسی به Cheryl (entertainer) لطفا نام مناسب پیشنهاد دهید Behnam mancini (بحث) ‏۱۲ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۱۰ (UTC)

YourWord

درخواست ترجمه:

  • واژه: YourWord
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: اقتصاد
  • پیوند: http://en.wikipedia.org/wiki/Test
  • مثال: This is a test
  • توضیحات: توضیحات دیگر شما --5.114.77.34 ‏۱۴ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۵:۵۷ (UTC)


PEROXIDE

درخواست ترجمه:

  • واژه: PEROXIDE
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: اقتصاد
  • پیوند: http://en.wikipedia.org/wiki/PEROXIDE
  • مثال: This is a test
  • توضیحات: توضیحات دیگر شما --5.114.77.34 ‏۱۴ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۵:۵۹ (UTC)

Political correctness

درخواست ترجمه:

  • واژه: Political correctness
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: زبان‌شناسی اجتماعی
  • پیوند: https://en.wikipedia.org/wiki/Political_correctness
  • مثال:
  • However, the 'politically correct' thought agendas of the neo–Darwinists of the 1990s are ideologically opposed to the idea of 'Lamarckian Feedback'
  • political correctness actually began as an in-joke on the left: radical students on American campuses acting out an ironic replay of the Bad Old Days BS (Before the Sixties) when every revolutionary groupuscule had a party line about everything.
  • توضیحات: معادلی که هم اکنون بر مقاله فارسی این مفهوم گذاشته شده نارسا و نادرست است (کاربر:ماني، کاربر:Wikimostafa). این معادل مفهوم را به درستی نمی‌رساند. تعریف این مفهوم این است: «language, policies, or measures that are intended to avoid offense or disadvantage to members of particular groups in society» ترجمه فارسی این نمی‌شود ملاحظات سیاسی. شما ممکن است به هزار و یک دلیل ملاحظات سیاسی داشته باشید ولی به آنها گفته نمی‌شود Political correctness. یک تعریف دقیق دارد لزوماً هم منحصر به عرصه سیاسی نمی‌شود. وقتی شما بیایید به این در فارسی بگویید ملاحظات سیاسی شنوندهٔ فارسی زبان که ملاحظات سیاسی به گوشش آشناست می‌آید این دو را برابر هم قرار می‌دهد که نادرست است چرا که این دو مفهوم معادل هم نیستند. ملاحظات سیاسی می‌شود چیزی مثل Political consideration. --1234 (بحث) ‏۷ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۴:۰۷ (UTC)
منابع چه می‌گویند؟ دانشنامه سیاسی آشوری و دیگر منابع. البته من ملاحظات سیاسی را پیشنهاد ندادم، «ملاحظه‌کاری» را -بدون بررسی منابع- پیشنهاد دادم. یکی از معانی ملاحظه «سنجیدن جوانب» است، پس ملاحظه‌کاری از سنجیده‌روی (پیشنهاد شما) چندان دور نباید باشد. در عین حال من با پیشنهاد شما هم مخالفتی ندارم اگر تحقیق دست اول نشود. Wikimostafa (بحث) ‏۷ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۴:۲۸ (UTC)
سلام. آشوری ادب سیاسی گفته‌است. هزاره، (به طعنه) ظاهرالصلاحی سیاسی، طهارت سیاسی و تقوای سیاسی. mOsior (بحث) ‏۷ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۵:۴۰ (UTC)
نگفتم شما پیشنهاد دادید چون در بحث بودید ذکرتان کردم.
همین ظاهر الصلاح به نظر من به مفهوم خیلی نزدیک است. در منابع سنجیده روی سیاسی آمده بود- من از خودم درنیاوردم -برای همین به آن منتقلش کرده بودم؛ ولی هر کدام اینها به نظرم از عنوان فعلی بهتر است. --1234 (بحث) ‏۷ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۷:۰۶ (UTC)
نوشتارهای جدید غالباً معادل political correctness را «نزاکت سیاسی» سیاسی گرفته‌اند. مثل این، این، این، یا این. -NightD ‏۸ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۵۵ (UTC)
به نظر بهترین گزینه است (گمانم نزاکت نمود سطحیتر و متظاهرانه تری از ادب باشد). Wikimostafa (بحث) ‏۸ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۰۴ (UTC)

Play It to the Bone

لطفا برای نام مقاله Play It to the Bone ترجمه مناسب پیشنهاد کنید . Behnam mancini (بحث) ‏۱۵ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۵۱ (UTC)

تا مغز استخوان مبارزه کن. با تمام وجود مبارزه کن. Wikimostafa (بحث) ‏۱۵ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۲:۱۱ (UTC)
باتشکر به تا مغز استخوان مبارزه کن منتقل کردم Behnam mancini (بحث) ‏۱۶ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۴۹ (UTC)

Camptotheca acuminata

درخواست ترجمه:

  • واژه: Camptotheca
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: گیاه‌شناسی
  • پیوند: http://en.wikipedia.org/wiki/Camptotheca
  • توضیحات: از دوستانی که به فرهنگ‌نامه‌های گیاه‌شناسی دسترسی دارند، خواهشمندم معادل فارسی این درخت را پیدا کنند. اگر معادل فارسی برای این درخت در فرهنگ‌نامه‌ها یا کتاب‌های آکادمیک وجود ندارد، پیشنهادتان برای نویسه‌گردانی چیست؟ با سپاس Tisfoon (بحث) ‏۱۸ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۲:۴۲ (UTC)

Tin Cup

لطفا برای Tin Cup که جام کوچک ترجمه شده است، نام مناسب ارائه کنید Behnam mancini (بحث) ‏۷ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۲۰ (UTC)

درود. «طرفدار» یا «هوادار» هم در برخی از کشورهای فرانسوی زبان هم ترجمه شده.-- Mpj7 (بحث) ‏۲۱ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۰:۴۰ (UTC)

Technical details

درخواست ترجمه:


در اینجا «جزئیات فنی»، و در مواردی «توضیحات فنی» و «فوت و فن کار» گزینه‌های رایج هستند.--Mpj7 (بحث) ‏۲۰ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۳:۴۹ (UTC)

معادل فارسی

سلام لطفاً معادل فارسی en:Geo URI scheme رو بگید. WPLifterگفتگو ‏۱۴ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۳:۴۴ (UTC)

@Wikimostafa:، @Diako1971: و @Tisfoon: سلام. لطفاً جواب دهید. WPLifterگفتگو ‏۲۰ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۵۵ (UTC)
شمای یوآرآی جغرافیایی؟ Wikimostafa (بحث) ‏۲۱ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۶:۱۵ (UTC)
من با مصطفی موافقم. به نظر من هم "شمای یوآرآی جغرافیایی" معادل خوبیه. دیاکو « پیام » ‏۲۱ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۰۱ (UTC)
من با «شما» چندان موافق نیستم، چرا که «تصویر» یا «عکس» را به ذهن متبادر می‌کند. scheme معانی دیگری همچون «الگو»، «آرایه» و «نمایه» هم دارد. با توجه به اینکه آرایه‌ها یا الگوهای Geo URI به صورت geo:37.786971,-122.399677 یا geo:37.786971,-122.399677;crs=Moon-2011;u=35 نوشته می‌شود، من ترجیح می‌دهم Geo URI scheme را بنویسم: «الگوی یوآرآی جغرافیایی»، «آرایه یوآرآی جغرافیایی» یا «نمایه یوآرآی جغرافیایی». به‌ویژه مورد آخر یعنی «نمایه یوآرآی جغرافیایی». با احترام Tisfoon (بحث) ‏۲۱ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۱:۴۹ (UTC)
سلام ممنون از همگی. پس بالاخره کدومشون؟ اگر روی یک نام هم‌سخن بشید اون رو بزارم. چون داشتم با اسم شمای مقاله رو ایجاد می‌کردم. WPLifterگفتگو ‏۲۲ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۵:۲۹ (UTC)
من با "الگو" کاملا مخالفم چون معنای دیگری دارد. ولی با :آرایه" یا "نمایه" مشکلی ندارم. و بین "آرایه" یا "نمایه"، "نمایه" را بیشتر می پسندم چون بهتر مفهوم "شما" را به ذهن متبادر می کند. دیاکو « پیام » ‏۲۲ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۰۳ (UTC)
پس از نمایه یوآرآی جغرافیایی استفاده کردم. WPLifterگفتگو ‏۲۲ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۰:۲۳ (UTC)

The Company Men

لطفا برای The Company Men معادل فارسی مناسب پیشنهاد دهید باتشکر Behnam mancini (بحث) ‏۱۹ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۱۴ (UTC)

سلام چون فیلم درباره مردانی هست که کارشون رو در کارخانه از دست دادن فکر می‌کنم اسم مردان کارخانه مناسب باشه. WPLifterگفتگو ‏۲۲ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۰:۳۶ (UTC)

Remembrance poppy

برای این عنوان ترجمه نماد شقایق مناسب تر است یا نماد خشخاش؟ Behnam mancini (بحث) ‏۱۲ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۱۰ (UTC)

همان نماد شقایق مناسب است. --Mpj7 (بحث) ‏۲۱ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۰:۲۱ (UTC)
متشکرم Behnam mancini (بحث) ‏۲۵ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۰۵ (UTC)

Signaling

درخواست ترجمه:

  • واژه: Signaling
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: زیست‌شناسی ملکولی
  • مثال: cell signaling
  • توضیحات: از این واژه، در رشته‌های بیولوژی و پزشکی و شاخه‌های مرتبط، به همین صورتِ «سیگنالینگ» استفاده می‌شود که برای ذهنِ شنونده/مخاطب حرفه‌ای رسا و آشناست. اما فکر کردم با همفکری شما، یک معادل فارسی هم برایش انتخاب کنم، تا بتوانم عنوانِ برخی مقالات موجود را تصحیح کرده و همچنین از آن، در ساختِ مقالات جدید هم استفاده کنم؛ به‌نحوی که برای خوانندگان غیرحرفه‌ای هم مفهوم باشد. در برخی کتاب‌ها یا مقالات پزشکی از معادل‌هایی نظیر «پیام‌دهی» و «علامت‌دهی» هم استفاده شده‌است. توجه بفرمائید که مخصوصاً از واژهٔ «پیام‌رسانی» استفاده نکردم، چرا که معادل دیگری در بیولوژی برای آن وجود دارد و معادل signaling نیست. در ضمن به‌عنوان نمونه، در حالِ حاضر مقالهٔ «en:Cell_signaling» در فارسی بصورت نشانه‌گذاری یاخته ترجمه شده که اشتباه است و سیگنالینگ ربطی به نشانه‌گذاری (علامت‌گذاری) ندارد. با احترام Tisfoon (بحث) ‏۲۳ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۶:۵۲ (UTC)
درود. واژهٔ سیگنال خود کاملاً در فارسی جا افتاده و کاش می‌شد در مقام یک وام‌واژه از آن سیگنالیدن و سیگنالش ساخت. همانگونه که می‌فرمایید «سیگنالینگ» تنها برای مخاطب حرفه‌ای، و البته برای آشنایان به زبان انگلیسی رسا و آشناست. به نظر من امروز شاید بتوان از «تبادل سیگنالی»، «تبادل سیگنالی یاخته‌ای»، و «ارتباط سیگنالی یاخته‌ای» در این مورد استفاده‌کرد. -- Mpj7 (بحث) ‏۲۷ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۸:۲۹ (UTC)
ضمناً: در مورد «en:Cell_signaling»؛ در یک بررسی کوتاه متوجه شدم «رده:پیام‌های یاخته‌ای» معادل انگلیسی ندارد، (شاید بهتر است پس از توجه به زیررده‌هایش، برداشته شود). همین نام یا «سیگنال/پیام‌های بین یاخته‌ای» بجای نام اشتباه نشانه‌گذاری یاخته را پیشنهاد می‌کنم.-- Mpj7 (بحث) ‏۲۷ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۳:۲۰ (UTC)

Frost

درخواست ترجمه:

  • واژه: Frost
  • زبان: انگلیسی
  • پیوند: w:Frost
  • توضیحات: هم‌اکنون به یخبندان متصل است، که درست نیست. Frost رطوبت گازی‌شکل است، که یک‌راست تبدیل به یخ می‌شود. مانند ظرفی خارج‌شده از فریزر در تابستان، که لایه‌ای یخ‌زده بر سطح آن شکل می‌گیرد. با Rime متفاوت است. در w:Soft rime و w:Hard rime که یخ‌پوشه مات ترجمه شده‌است (همچنین یخ‌پوشه شفاف به w:Glaze (ice) متصل است.)، قطره به یخ تبدیل می‌شود. مثلاً شبنم یخ‌بسته هم نباید درست باشد؛ چون آب در فرایند یخ‌بستن مایع نبوده‌است، و گاز چگالش شده‌است. --رتور (بحث) ‏۲۶ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۱:۴۳ (UTC)
مقاله‌ای هم با نام بشمه برای Frost ساخته شده‌است. برای «سرماریزه» هم در فرهنگ معین دانه‌های تگرگ ریز نوشته شده‌است. رتور (بحث) ‏۲۶ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۲:۰۶ (UTC)
اگر مخالفتی نیست، بهتر است یخبندان به w:Frost (temperature) وصل شود. رتور (بحث) ‏۲۶ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۲:۴۰ (UTC)
درود و با سپاس از توجه شما، با وصل به w:Frost (temperature) موافقم. البته جای ترجمهٔ کامل‌تری هم از Frost در ویکی‌فا برای وصل به مقاله Frost هنوز خالی است. -- Mpj7 (بحث) ‏۲۷ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۶:۵۴ (UTC)