ویکی‌پدیا:زبان و زبان‌شناسی/بایگانی ۳۰

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
Archive
بایگانی‌ها
بایگانی ۱

Paramount Pictures, Food Court, Dystopia, Event Horizon, Motor Neurone, set director, Act of Union, Markgraf, Op Art, County, Pledge_drive, Dyslexia, Levant, Megalith, debuccalization

بایگانی ۲

Cross-compilation, چند اصطلاح ریاضی, en:Heartagram, Ergative, Specification, parody, uninstall, چند واژه مربوط به تاریخ‌نگاری, logograph و logographer, ویکی‌پدیا:پروژه سکس‌شناسی, واژه‌های آخرالزمانی !, from scratch, script, , cross-platform, معادل hash در علوم رایانه, اخلاق, computing, User interface, دیسکوگرافی, Abugida, Glacier, DRIVETRAIN یا POWERTRAIN, velomobile یا bicycle car, Tandem bicycle, Freight trikes, Trike rickshaws, Trikebayan, فرش یا قالی؟, گونه‌های دوچرخه, rider یا riding, ریشهٔ شیمی, میکروارگانیسم و ارگانیسم, شهر Arezzo, mary of bethany, Osthanes یا کوروش سپیدمه, Ctesias, کتاب‌سوزی, Samaria, Jonathan

بایگانی ۳

Pre-Raphaelite Brotherhood یا (به فرانسه) Préraphaélisme, Proskynesis, transclusion, Anthroposophy, Organized crime, Inflection, Ge'ez language, Phonogram

بایگانی ۴

Vault, میکروارگانیسم و ارگانیسم, , اکسپدیشن, Feature film, زبان و زبان‌شناسی, Hammered dulcimer, Paradox, My list, برابر expendable, کارنامه, ایزوگام, ژورنالیسم, حذف؟, Stealth technology, فارسی‌سازی چند کلمه یا حرف, Oval Office؟, نایب‌السلطنه مونث, سندیکالیست, Pliny, Lemma (linguistics), Vacuum deposition, knowledge base and FAQ, واژگان=Terminology؟,همکاری برای حل مشکل در زبان‌شناسی,, نمایشگر Head-up display یا HUD, Findability و Memorability, یوتانازی, یک نکتهٔ زبان‌شناختی, Eurocentrism, Vacuum tube, Osthanes, Robatic, Lander, JPL, اینها چی؟, Screen Actors Guild Awards, تلفظ صحیح, Half cell, en:Pacific Coast Ranges, en:County, The classical unities or three unities, dielectric heating, think tank, logogram, civic?, chelate, Horatii و Sabine, Isogloss, در ویکی‌پدیا Navigation Box, Transclusion, #ifexist, preload, Autocephaly, Mehakelegnaw Zone, Io, Assault rifle

بایگانی ۵

رده Military، کولر گازی، futurama، Sensitization، Municipality، Gadiformes، bestseller، دکترین پیرامون؟، نقاب و ماسک، سازمانهای NIH و ...، cheerleader و cronyism، رتبه‌بندی دیپلماتیک، web syndication، Aggregator، Zendj، MP3 player - Portable media player، Phonorecord، Laconic-ایجاز و سخنوری-Rhetoric، Feel free to ..

بایگانی ۶

logical checks، malware، Professor، Estates-General، میم یا meme، Nancy Chodorow، تلفظ اسم دانمارکی: Jorn Barger، Vault، اینها چطور؟، Porsche، Sports Car، Macaulay Culkin، اریش یا اریک ؟ کوئتزی یا کوئتزه؟، Battleship، National Board of Review Awards، stroke in swimming، late night talk show، parking، Declan Galbraith، endowment، Dancing Beijing، Template:Infobox Former Country، türbe یا turbe، Roche lobe، Thesaurus، empire، Rhahzadh، چند واژه زبانشناسی : homonyms، Homophones، Heteronyms، Homographs، Dutch Empire، Evolution of the British Empire، status bar، Bestseller یا Best-selling book، Sadhu، Head of Public Outreach، shot from a pistol، Wikipedia:Version ۱٫۰ Editorial Team، برابر نام وزن‌های تکواندو، نام یک کتاب

بایگانی ۷

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۸

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۹

Secretary of state, Glamour و Stock, Convenience store و Gastronomy , Rift , OST , seal , aerodrome, airstrip, airfield, or airport لغات مورد استفاده در پروژه فرودگاه‌ها, Motorsport season

بایگانی ۱۰
بایگانی ۱۱
بایگانی ۱۲
بایگانی ۱۳
بایگانی ۱۴
بایگانی ۱۵
بایگانی ۱۶
بایگانی ۱۷
بایگانی ۱۸
بایگانی ۱۹
بایگانی ۲۰
بایگانی ۲۱
بایگانی ۲۲
بایگانی ۲۳
بایگانی ۲۴
بایگانی ۲۵
بایگانی ۲۶
بایگانی ۲۷
بایگانی ۲۸
بایگانی ۲۹
بایگانی ۳۰

این جعبه: نمایشبحثویرایش

Category:Modern history

بحث زیر پایان یافته‌است.
با تشکر از دوستان دوران مدرن به نظر گزینه بهتری‌ست. یاماها۵ / ب ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۳۵ (UTC)

رده Category:Modern history الان رده:تاریخ نوین ترجمه شده‌است به نظر من باید رده:تاریخ مدرن باشد همچنین تعدادی از رده‌ها هم رده: تاریخ معاصر ترجمه شدند. لطفا نظر دهید که کدامیک را معیار قرار دهیم؟

  • مدرن
  • معاصر
  • نوین

یاماها۵ / ب ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۵۴ (UTC)

«عصر جدید» دقیق و رایج است. این یک اصطلاح غربی است و مربوط به فرهنگ غرب؛ و به دورهٔ پس از رنسانس و آغازشده با دکارت گفته می‌شود. «معاصر» (Contemporary) اما، به دوره‌ای که از اواخر قرن بیستم آغاز می‌شود اطلاق می‌شود. «مدرن» را ترجیح نمی‌دهم چون فارسی نیست و «نوین» هم در این مورد رایج نیست. — ObZorDT ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۰:۰۵ (UTC)
من هم با نظر آبزورد کاملا موافقم. دیاکو « پیام » ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۰:۴۶ (UTC)
بعد از مدتی عصر جدیدتر با این عصر جدید اشتباه نمی‌شود؟ یاماها۵ / ب ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۱:۱۳ (UTC)
فرهنگستان هم از مدرن استفاده کرده در اینجا یاماها۵ / ب ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۱:۱۷ (UTC)
من مقاله ای با عنوان "عصر جدیدتر" در ویکی پیدا نکردم. ولی در هر صورت اگر هم در انتخاب "عصر جدید" اکراه دارید "دوران مدرن" هم می‌تواند گزینهٔ خوبی باشد. در اینجا history نباید "تاریخ" ترجمه شود. اگر به ویکی‌های دیگر مراجعه کنید خواهید دید که در اینجا منظور "دوران" یا "عصر" است. دیاکو « پیام » ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۰۸ (UTC)
هم‌نظر با دیاکو. هر تصمیمی گرفتید لطفاً مقاله‌های مرتبط را نیز انتقال دهید تا همگون شوند. — ObZorDT ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۲۲ (UTC)

درود. با آنکه نباید واژه‌های زبان خود را فراموش کنیم استفاده نکردن از اینگونه وام‌واژه‌ها هم زبان فارسی را تواناتر نمی‌کند. به همان اندازه که سره‌نویسیِ مطلبی که برای همه است درست نیست بیرون کشیدن واژه‌های جاافتاده نیز زیانمند است. مدرن و مدرنیته مدت‌هاست که جا افتاده و این رده دقیقاً به همان سده ۱۶ به بعد اشاره دارد. با پیشنهاد شما کاملاً موافقم.-- Mpj7 (بحث) ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۲:۱۷ (UTC)

انتخاب "عصر جدید" به سره نویسی ارتباطی ندارد. "عصر" و "جدید" هر دو عربی هستند. دیاکو « پیام » ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۰۸ (UTC)

Gnat

درخواست ترجمه:

  • واژه: Gnat
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: زیست‌شناسی
  • پیوند: http://en.wikipedia.org/wiki/Gnat
  • توضیحات: در انلگیسی به این حشرات ریزی که دم غروب دور نور چراغ می‌چرخند و مثل یک ابر می‌شوند، Gnat گفته می‌شود. در واژه‌نامه‌های ترجمهٔ «پشه» آمده اما ظاهراً Gnat اصلاً mosquito نیست. آیا ترجمهٔ فارسی بهتری برایش داریم؟ --— حجت/بحث ‏۲۱ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۶:۱۸ (UTC)
صحبتی که فرمودید در صفحه‌ی بحث مقاله‌ی انگلیسی هم مطرح شده. در ترکیبات، gnat را پشه یا مگس ترجمه کرده‌اند (fungus gnat = پشه قارچ) یا گفته‌اند حشره دو بال (جستجو در اینترنت). به نظرم «گنات» یا «پشه‌ی گنات» ترجمه‌ی خوبی‌ست. سیّد علی (بحث) ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۰:۲۲ (UTC)
درود. به گمان من شاید رایج‌‌ترین نام برای «gnat با تلفظ نَت» پشه‌کوره باشد که دهخدا هم به آن اشاره‌ای دارد. پشه ریز هم به آنها گفته می‌شود. -Mpj7 (بحث) ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۳:۵۹ (UTC)

Urgell

درخواست ترجمه:

  • واژه: Urgell
  • زبان: کاتالونیایی
  • حوزه تخصصی: شهرها
  • پیوند: مقاله مورد فوق
  • توضیحات: واژه فوق عنوان یک مقاله شهر از منطقه کاتالونیای اسپانیا است. قبلاً در مقالاتی که این صفحه به آنان پیوند خورده بود، اورخل نامگذاری شده بود و بنده همان را روی عنوان گذاشتم. حال از اساتید می‌خواهم که در صورت امکان تلفظ صحیح واژه را بررسی کنند. با سپاس --مهدی بحث۳ مهر ۱۳۹۶- ‏۲۵ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۵:۱۴ (UTC)
طبق فونتیکی که برای این نام نوشته شده است، تلفظ نام کاتالان آن "اورژلی" و نام محلی آن "اورجلی" است که یکی از این دو را می توانید تغییر مسیر در نظر بگیرید ولی در هر صورت "اورخل" کاملا غلط است. دیاکو « پیام » ‏۲۵ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۶:۰۳ (UTC)

There's Something About Mary

آیا چیزی درباره مری وجود دارد ترجمه صحیحی است؟ Behnam mancini (بحث) ‏۲۶ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۲۵ (UTC)

نام انگلیسی مقاله عامیانه است و به نظرم «یه چیزی راجع به ماری هست» معادل بهتری است. (در فارسی هم میگوییم «یه چیزی راجع به فلانی هست که می‌خوام بهت بگم.») همچنین "Mary" به صورت «ماری» جا افتاده و بهتر است از آن استفاده شود. — ObZorDT ‏۲۶ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۲۴ (UTC)
در مورد عامیانه بودن من با آبزورد موافقم ولی باید همان "مری" نوشته شود. "ماری" صورت فرانسه و آلمانی این نام است. برای کشورهای انگلیسی زبان تلفظ درست و رایج "مری" است. بنابراین من با "یه چیزی راجع به مری هست" موافقم. دیاکو « پیام » ‏۲۶ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۰:۱۱ (UTC)
با تشکر به یه چیزی راجع به مری هست منتقل کردم و به صورت تغییر مسیر یه چیزی راجع به ماری هست را هم اضافه کردم Behnam mancini (بحث) ‏۲۷ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۰۰ (UTC)

Standard (music)

درخواست ترجمه:

  • واژه: Standard
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: موسیقی
  • پیوند: https://en.wikipedia.org/wiki/Standard_(music)
  • توضیحات: گویا در حیطهٔ سبک‌ها و ژانرهای گوناگونِ موسیقی، Standard مفهوم مشخص و روشنی دارد و مایل نیستم از معال‌سازی‌های ساده و غیردقیقی همچون «استاندارد (موسیقی)» استفاده کنم. پیشنهاد دوستانی که به ترمینولوژی موسیقی آشنایی دارند، چیست؟ با سپاس Tisfoon (بحث) ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۴:۳۰ (UTC)

Soup kitchen

بحث:نوانخانه -- SunfyreT ‏۱ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۹:۴۴ (UTC)

Client State

درود؛ برای Client State در فارسی چه داریم؟ دولت تابع؟! __Âriobarzan ‏۱ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۰:۵۶ (UTC)

سلام! قبلا یک نیمچه گفتگویی در این باب شده‌است، و ظاهراً دولت دست‌نشانده مورد پسند قرار نگذفته است. دولت متکی در واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (اینجا) پیشنهاد شده‌است، اما هیچ دوستش ندارم و سلیقه خود من همان دولت دست نشانده را بسیار بیشتر می‌پسندد. --Alborz Fallah (بحث) ‏۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۱۵ (UTC)
در همان واژه‌نامه فرهنگستان، دولت دست‌نشانده را معادل puppet state قرار داده‌است و نه Client State. واقعیتش اینست که در درک فارسی ما فرقی بین این دوتا قائل نیستیم و حس می‌کنم که همان انگلیسی زبانها هم با دقت ریاضی این واژه‌ها را بکار نمی‌برند، اما به هرحال در مورد فرق این واژه‌ها اینطور توضیح داده شده است:

A client state is the term used that encapsulates satellite state, puppet state, vassal, etc.. It essentially means a nation that has a strong affiliation, if not reliance, on another nation.

A puppet state a nation that is deemed independent from another nation but relies on it for all essential foreign purposes, like military and economic support. The states that of which gained independence from Tsar Russia in world war 1, like Ukraine, used to be puppet states.

A vassal state is a nation that is independent from another, but gives full military support to its dominant nation when requested. Many people in the '40s and '50s often referred to Tibet as a vassal state of imperial China. The term vassal by itself actually means the ruler of the vassal state rather than the actual state.

A tributary state is essentially a vassal that has more powers relinquished by the request of its dominant.

بنظرم خود فرد توضيح دهنده هم فرق دقيق كلاينت و پاپت را نمي دانسته است !--Alborz Fallah (بحث) ‏۳ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۳۳ (UTC)