بومشناسی سیاسی

| بخشی از مجموعه مباحث دربارهٔ |
| سیاست |
|---|
بومشناسی سیاسی (به انگلیسی: Political ecology) مطالعه روابط بین عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی با مسائل و تغییرات محیطی است. بومشناسی سیاسی با مطالعه زیستمحیطی غیرسیاسی با سیاسی کردن مسائل و پدیدههای زیستمحیطی متفاوت است.
این رشته دانشگاهی مطالعه گستردهای را ارائه میدهد که علوم اجتماعی بومشناختی را با اقتصاد سیاسی[۱] در موضوعاتی مانند تخریب و به حاشیه راندن، تضاد محیطی، حفاظت و کنترل، و هویتهای محیطی و جنبشهای اجتماعی ادغام میکند.[۲]
خاستگاهها و پیشینه
[ویرایش | اشتراکگذاری]از دیدگاه بینالمللی، خاستگاههای بومشناسی سیاسی را میتوان در سنتهای فکری گوناگونی، از جمله سنت انگلیسی-آمریکایی و همچنین سنتهای آمریکای لاتین و فرانسه با عناوین ecología política و écologie politique، پی گرفت.[۳] اصطلاح انگلیسی «بومشناسی سیاسی» (political ecology) نخستینبار توسط فرانک تون در مقالهای که در سال ۱۹۳۵ منتشر شد، به کار رفت.[۴]
این اصطلاح از آن زمان بهطور گسترده در حوزههای جغرافیای انسانی و بومشناسی انسانی به کار رفته است، اما برای مدتی تعریف نظاممند و مشخصی نداشت. اریک ولف، انسانشناس آمریکایی، در سال ۱۹۷۲ با انتشار مقالهای با عنوان «مالکیت و بومشناسی سیاسی» (Ownership and Political Ecology) بار دیگر به این مفهوم توجه کرد. او در این مقاله توضیح داد که قواعد محلی مالکیت و ارث، میان فشارهای ناشی از جامعهٔ بزرگتر و الزامات بومسازگان محلی نقش واسطه دارند، هرچند مفهوم بومشناسی سیاسی را در آن مقاله بهطور گسترده بسط نداد.[۵]
از دیگر ریشههای شکلگیری این حوزه میتوان به آثار اولیهٔ اریک ولف، مایکل واتس، سوزانا هشت و شماری دیگر از پژوهشگران در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ اشاره کرد. شکلگیری بومشناسی سیاسی بهعنوان یک حوزهٔ پژوهشی مستقل در همین دوره، تا حد زیادی حاصل پیوند میان جغرافیای توسعه و بومشناسی فرهنگی بود.[۶]
در این میان، آثار پیِرز بلیک دربارهٔ خاستگاههای اجتماعی و سیاسی فرسایش خاک اهمیت ویژهای داشت. بلیک نشان داد که مشکلات زیستمحیطی را نمیتوان صرفاً به استفادهٔ نادرست مردم محلی از منابع نسبت داد، بلکه باید زمینههای گستردهتر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را نیز در شکلگیری این مشکلات در نظر گرفت.[۷][۸]
بومشناسی سیاسی در دورهٔ شکلگیری خود عمدتاً بر پدیدههای موجود در جهان در حال توسعه و مسائل زیستمحیطی مؤثر بر آن متمرکز بود. پژوهشهای اولیهٔ این حوزه عمدتاً به بررسی پویاییهای سیاسی پیرامون منازعات مادی و گفتمانی بر سر محیط زیست در کشورهای جهان سوم میپرداختند. با گذشت زمان، دامنهٔ جغرافیایی و نظری این حوزه گسترش یافت و بومشناسی سیاسی به مطالعهٔ روابط میان قدرت، اقتصاد، جامعه و محیط زیست در مناطق مختلف جهان پرداخت.[۹]
پژوهشگران بومشناسی سیاسی از رشتههای دانشگاهی گوناگونی میآیند؛ از جمله جغرافیا، انسانشناسی، مطالعات توسعه، علوم سیاسی، اقتصاد، جامعهشناسی، علوم جنگل و تاریخ محیط زیست. همین ماهیت میانرشتهای یکی از ویژگیهای اصلی این حوزه بهشمار میرود.[۱۰]
دامنه و تأثیرات
[ویرایش | اشتراکگذاری]دامنه و اهداف بومشناسی سیاسی از زمان شکلگیری آن در دههٔ ۱۹۷۰ دستخوش تغییر شده است. پیتر ای. واکر با بررسی تاریخ این حوزه، بر اهمیت علوم بومشناسی در شکلگیری آن تأکید کرده است. به گفتهٔ او، در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ رویکردهای ساختارگرا در بومشناسی سیاسی بر نقش بومشناسی تأکید بیشتری داشتند، اما بعدها بخشی از پژوهشها به سوی رویکردهای پساساختارگرا حرکت کردند که بر «سیاست» در بومشناسی سیاسی تمرکز بیشتری داشتند. واکر از این تحول برای طرح این پرسش استفاده میکند که با کاهش توجه به بومشناسی، مرز میان بومشناسی سیاسی و سیاست زیستمحیطی چگونه باید تعریف شود.[۱۱]
بومشناسی سیاسی تأثیر قابل توجهی از بومشناسی فرهنگی پذیرفته است. بومشناسی فرهنگی به بررسی رابطهٔ متقابل فرهنگ و شرایط مادی و محیطی جامعه میپردازد. با این حال، در بومشناسی سیاسی تأکید بیشتری بر نقش اقتصاد سیاسی، قدرت و روابط اجتماعی در ایجاد یا تشدید ناپایداریهای زیستمحیطی وجود دارد.[۱۲]
بومشناسان سیاسی اغلب از چارچوبهای اقتصاد سیاسی برای تحلیل مسائل زیستمحیطی استفاده میکنند. دو نمونهٔ مهم از آثار اولیه در این زمینه، کتاب خشونت خاموش: غذا، قحطی و دهقانان در شمال نیجریه اثر مایکل واتس و کتاب اقتصاد سیاسی فرسایش خاک در کشورهای در حال توسعه اثر پیِرز بلیک هستند. واتس در اثر خود قحطی شمال نیجریه در دههٔ ۱۹۷۰ را در چارچوب تاریخ استعمار و شرایط اقتصادی و سیاسی منطقه بررسی کرد، در حالی که بلیک فرسایش و تخریب زمین در آفریقا را با سیاستهای استعماری و ساختار مالکیت زمین مرتبط دانست و آن را صرفاً پیامد بهرهبرداری بیش از حد کشاورزان ندانست.[۱۳][۱۴]
رابطه با انسانشناسی و جغرافیا
[ویرایش | اشتراکگذاری]اقتصاد سیاسی که ریشههای آن به اندیشهٔ متفکرانی مانند آدام اسمیت، کارل مارکس و توماس مالتوس در سدههای هجدهم و نوزدهم بازمیگردد، در پی توضیح رابطهٔ میان تولید اقتصادی و فرایندهای سیاسی بود. این رویکرد در برخی صورتبندیهای خود به توضیحات ساختاری گرایش داشت و بر روابط اقتصادی و نقش آنها در حفظ نظم اجتماعی تمرکز میکرد.[۱۵]
اریک ولف اقتصاد سیاسی را در چارچوبی نئومارکسیستی به کار گرفت و نقش فرهنگهای محلی را در نظام سرمایهداری جهانی مورد توجه قرار داد. او با تلقی فرهنگهای محلی بهعنوان «جوامع منزوی و ابتدایی» مخالفت کرد و آنها را در ارتباط با فرایندهای گستردهتر اقتصادی و تاریخی بررسی کرد.[۱۶]
در سوی دیگر، نظریههای بومشناسی فرهنگی، بهویژه آثار جولیان استیوارد و روی راپاپورت، به وارد کردن محیط زیست و بومشناسی در مطالعات انسانشناختی کمک کردند. این جریان در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ زمینهای برای شکلگیری رویکردهایی فراهم کرد که بعدها در بومشناسی سیاسی مورد استفاده قرار گرفتند.
بومشناسی سیاسی از ترکیب سنتهای جغرافیایی و انسانشناختی شکل گرفت و بر مطالعهٔ رابطهٔ میان قدرت، اقتصاد، جامعه و محیط زیست تمرکز کرد. ویژگی مهم این رویکرد آن است که تأثیرات زیستمحیطی بر فرایندهای فرهنگی را بدون جدا کردن آنها از زمینههای سیاسی و اقتصادی بررسی میکند.
کاربرد بومشناسی سیاسی در انسانشناسی و جغرافیا یکسان نیست و بسته به پژوهشگر، بر جنبههای متفاوتی تأکید میشود. برای نمونه، مایکل واتس بر چگونگی تأثیر اعمال قدرت بر دسترسی گروههای مختلف به منابع طبیعی تمرکز کرده است. در این رویکرد، آسیبهای زیستمحیطی میتوانند هم نتیجه و هم عامل حاشیهنشینی اجتماعی باشند.
نقدها
[ویرایش | اشتراکگذاری]بومشناسی سیاسی در کنار تأثیرگذاری خود، با نقدهایی نیز روبهرو بوده است. یکی از نقدها این است که برخی پژوهشهای این حوزه بیش از اندازه بر عوامل سیاسی تأکید میکنند و ممکن است سایر عوامل مؤثر بر تغییرات زیستمحیطی را کماهمیت جلوه دهند. اندرو وایدا و بردلی والترز در مقالهٔ «علیه بومشناسی سیاسی» (۱۹۹۹) استدلال کردند که برخی بومشناسان سیاسی اهمیت عوامل سیاسی خاصی را از پیش مفروض میگیرند. آنان پیشنهاد کردند به جای آن، تغییرات زیستمحیطی بر اساس مجموعهای از عوامل و رویدادهای مشخص و بدون پیشفرض دربارهٔ برتری عوامل سیاسی بررسی شود؛ رویکردی که آن را «بومشناسی رویدادمحور» (event ecology) نامیدند.[۱۷]
رابطه با حفاظت از محیط زیست
[ویرایش | اشتراکگذاری]میان برخی رویکردهای علم حفاظت و بومشناسی سیاسی دربارهٔ نحوهٔ حفاظت از تنوع زیستی اختلاف دیدگاه وجود دارد. بومشناسان سیاسی توجه ویژهای به پیامدهای اجتماعی و سیاسی ایجاد مناطق حفاظتشده و محدودیت دسترسی مردم محلی به منابع طبیعی نشان دادهاند. از دیدگاه آنان، سیاستهای حفاظتی که بدون مشارکت جوامع محلی اعمال شوند ممکن است دسترسی این جوامع به زمین و منابع را محدود و نظامهای معیشتی آنها را تضعیف کنند.
در این چارچوب، دانش بومی نیز مورد توجه قرار گرفته است. جیمز فیرهِد و ملیسا لیچ در کتاب برداشت نادرست از چشمانداز آفریقا نشان دادند که برخی برداشتهای رایج دربارهٔ تخریب جنگلها در گینهٔ غرب آفریقا با شواهد تاریخی و دانش محلی سازگار نیست. آنان نشان دادند که برخی از لکههای جنگلی پیرامون روستاها نه بقایای جنگلهای تخریبشده، بلکه تا حدی نتیجهٔ فعالیت و مدیریت مردم محلی بودهاند.[۱۸]
پژوهش فیرهِد و لیچ همچنین نشان داد که برداشتهای نادرست از تاریخ محیط زیست میتواند به شکلگیری سیاستهای حفاظتی نامناسب منجر شود. آنان استدلال کردند که برخی روایتهای مربوط به جنگلزدایی، با وجود شواهد مخالف، به دلیل تداوم تولید و بازتولید دانش و سیاستهای مبتنی بر این روایتها برای مدت طولانی حفظ شدهاند.[۱۹]
دیدگاه قدرت در بومشناسی سیاسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]قدرت یکی از مفاهیم بنیادی در بومشناسی سیاسی است. پژوهشگران این حوزه بررسی میکنند که قدرت چگونه بر دسترسی به زمین و منابع طبیعی، نحوهٔ تعریف مشکلات زیستمحیطی و تصمیمگیری دربارهٔ استفاده از منابع تأثیر میگذارد. از این منظر، تغییرات محیطی را نمیتوان جدا از روابط قدرت و منازعات اجتماعی بررسی کرد.
هانه اسوارستاد، تور ای. بنجامینسن و رَگنهیلد اوره در بررسی نظریههای قدرت در بومشناسی سیاسی، سه جریان مهم را برجسته کردهاند: رویکردهای کنشگرمحور، رویکردهای نئومارکسیستی و رویکردهای پساساختارگرا. آنان نشان میدهند که پژوهشهای بومشناسی سیاسی از دههٔ ۱۹۸۰ به بعد از این دیدگاهها برای تحلیل نحوهٔ اعمال قدرت در مداخلات زیستمحیطی و منازعات بر سر منابع استفاده کردهاند.[۲۰]
قدرت در محور بومشناسی سیاسی قرار دارد. به گفته گرینبرگ و پارک، بومشناسی سیاسی راهی برای ایجاد همافزایی بین اقتصاد سیاسی است. این موضوع رابطه توزیع قدرت را با تحلیل بومشناختی و فعالیتهای اقتصادی در محدوده وسیعتری از روابط زیستمحیطی همسو میکند.[۲۱]
دیدگاه کنشگرمحور
[ویرایش | اشتراکگذاری]در دیدگاه کنشگرمحور، قدرت بهعنوان قابلیتی در روابط میان کنشگران اجتماعی بررسی میشود. این رویکرد بر این فرض استوار است که افراد و گروهها میتوانند با استفاده از قدرت بر رفتار دیگران و دسترسی آنان به منابع تأثیر بگذارند، در حالی که ساختارهای اجتماعی و نهادی نیز حدود و امکانات این کنشها را تعیین میکنند.[۲۲]
در مطالعات بومشناسی سیاسی، کنشگران اعمالکنندهٔ مداخلات زیستمحیطی میتوانند دولتها، شرکتها و سازمانهای غیردولتی باشند؛ در مقابل، جوامع محلی، کشاورزان، ماهیگیران و دامداران ممکن است در برابر این مداخلات مقاومت کنند یا برای حفظ دسترسی خود به منابع به شکلهای مختلف اعمال قدرت کنند.[۲۳]
دیدگاههای نئومارکسیستی
[ویرایش | اشتراکگذاری]یکی از پایههای نظری بومشناسی سیاسی، اقتصاد سیاسی مارکسیستی و توجه آن به نابرابریهای ناشی از سرمایهداری جهانی است. در این رویکرد، روابط طبقاتی، مالکیت و نحوهٔ توزیع منابع و قدرت اهمیت اساسی دارند. رویکردهای نئومارکسیستی در بومشناسی سیاسی تلاش میکنند رابطهٔ میان ساختارهای اقتصادی گسترده و پیامدهای اجتماعی و زیستمحیطی آنها را توضیح دهند.
دیدگاههای پساساختارگرا
[ویرایش | اشتراکگذاری]رویکردهای پساساختارگرا در بومشناسی سیاسی تا حد زیادی از اندیشههای میشل فوکو دربارهٔ قدرت، دانش و حکومتمندی تأثیر گرفتهاند. در این رویکرد، قدرت تنها از طریق اجبار مستقیم اعمال نمیشود، بلکه از طریق تولید دانش، تعریف مسئلهها و شکلدهی به گفتمانهای مسلط نیز عمل میکند.
مفهوم حکومتمندی فوکو در مطالعات بومشناسی سیاسی برای بررسی شیوههایی به کار رفته است که دولتها و سایر نهادها از طریق سیاستها، دانش تخصصی و سازوکارهای مدیریتی، رفتار افراد و گروهها را در رابطه با محیط زیست هدایت میکنند. همچنین مفهوم «قدرت گفتمانی» برای بررسی چگونگی شکلگیری و تثبیت روایتهای مسلط دربارهٔ طبیعت، حفاظت و استفاده از منابع به کار میرود.
رویکردها و حوزههای پژوهشی
[ویرایش | اشتراکگذاری]بومشناسی سیاسی یک حوزهٔ میانرشتهای است و مجموعهای رسمی و مورد اجماع از «زیررشتهها» ندارد. با گسترش این حوزه، پژوهشگران از چارچوبهای بومشناسی سیاسی برای بررسی موضوعات گوناگونی مانند اقتصاد سیاسی، جنسیت، شهر، کشاورزی، حفاظت، منابع طبیعی، استخراجگرایی، آب، تغییر اقلیم، عدالت محیطزیستی و تولید دانش استفاده کردهاند.[۲۴][۲۵] این حوزهها بهطور کامل از یکدیگر جدا نیستند و یک پژوهش واحد میتواند همزمان از چند رویکرد استفاده کند.
اقتصاد سیاسی محیط زیست
[ویرایش | اشتراکگذاری]اقتصاد سیاسی محیط زیست بر نقش ساختارهای اقتصادی و سیاسی در شکلگیری تغییرات محیطزیستی تمرکز دارد. این رویکرد بررسی میکند که نظامهای تولید، رشد اقتصادی، انباشت سرمایه، بازارها، سیاستهای دولتی و استخراج منابع چگونه بر محیط زیست اثر میگذارند و منافع و هزینههای استفاده از منابع طبیعی چگونه میان گروههای اجتماعی توزیع میشوند.[۲۶] این حوزه با سنتهای اقتصاد سیاسی مارکسیستی، اقتصاد سیاسی منابع طبیعی و بومشناسی سیاسی ارتباط نزدیکی دارد و موضوعاتی مانند تردمیل تولید، ماشین رشد، انباشت، استخراج منابع و مبادلهٔ نابرابر بومشناختی را بررسی میکند.[۲۵]
در ایران، شهرام اتفاق از نویسندگانی است که بهطور مستقیم به این حوزه پرداخته است. او در کتاب دوجلدی اقتصاد سیاسی محیط زیست، رابطهٔ میان اقتصاد سیاسی، انرژی و مسائل محیطزیستی را بررسی کرده است.[۲۷][۲۸] اتفاق در سخنرانیای مجازی در جمع دانشجویان دانشگاه برکلی نیز دربارهٔ «اقتصاد سیاسی محیط زیست» سخن گفته و موضوع را از محیط زیست و اقتصاد سیاسی آغاز کرده و به ارتباط میان این دو پرداخته است.[۲۹] از دیگر آثار اتفاق در این زمینه میتوان به طبقه و محیطزیست: دربارهٔ نظریههای طبقاتی و مسائل محیطزیستی حوزهٔ اقتصاد سیاسی محیطزیست و محیطزیست؛ سرمایهداری یا سوسیالیسم؟ اشاره کرد.[۳۰][۳۱]
بومشناسی سیاسی فمینیستی
[ویرایش | اشتراکگذاری]بومشناسی سیاسی فمینیستی با واردکردن نظریههای فمینیستی به بومشناسی سیاسی، جنسیت را به یکی از محورهای تحلیل رابطهٔ جامعه و محیط زیست تبدیل میکند. این رویکرد بررسی میکند که جنسیت چگونه بر دسترسی به منابع، کنترل بر منابع، تولید دانش محیطزیستی و مشارکت در تصمیمگیریهای مربوط به محیط زیست اثر میگذارد و چگونه با طبقه، قومیت، نژاد و دیگر اشکال نابرابری تلاقی پیدا میکند.[۳۲][۳۳] از موضوعات مهم آن میتوان به دانشهای محیطزیستی جنسیتی، حقوق و مسئولیتهای جنسیتی در قبال منابع طبیعی و فعالیتهای مردمی اشاره کرد.[۳۴]
بومشناسی سیاسی شهری
[ویرایش | اشتراکگذاری]بومشناسی سیاسی شهری به مطالعهٔ رابطهٔ میان فرایندهای شهری، سیاست، اقتصاد و طبیعت میپردازد. این حوزه نشان میدهد که محیطهای شهری و زیرساختهایی مانند آب، انرژی، فاضلاب و شبکههای حملونقل صرفاً پدیدههایی فنی نیستند، بلکه در نتیجهٔ فرایندهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شکل میگیرند.[۳۵] مفهوم «متابولیسم شهری» برای تحلیل جریان مواد، انرژی و منابع میان شهر و محیط پیرامون آن اهمیت دارد.[۳۶]
بومشناسی سیاسی کشاورزی و نظام غذایی
[ویرایش | اشتراکگذاری]بومشناسی سیاسی کشاورزی به رابطهٔ میان زمین، کشاورزی، معیشت، بازار، قدرت سیاسی و تغییرات محیطزیستی میپردازد. این رویکرد بررسی میکند که سیاستهای کشاورزی، مالکیت زمین، بازارهای جهانی و فرایندهای توسعه چگونه به تغییر شیوههای استفاده از زمین، نابرابری در دسترسی به منابع و دگرگونی چشماندازهای روستایی منجر میشوند.[۳۷] مطالعهٔ نظامهای غذایی و رابطهٔ آنها با قدرت، سرمایه و عدالت نیز به یکی از زمینههای مهم پژوهش در این حوزه تبدیل شده است.[۳۸]
بومشناسی سیاسی حفاظت
[ویرایش | اشتراکگذاری]بومشناسی سیاسی حفاظت، پروژههای حفاظت از تنوع زیستی و منابع طبیعی را از منظر قدرت و مناسبات اجتماعی بررسی میکند. در این رویکرد، ایجاد پارکهای ملی و مناطق حفاظتشده صرفاً اقداماتی علمی یا مدیریتی تلقی نمیشوند، بلکه فرایندهایی سیاسی هستند که میتوانند بر حقوق، معیشت و دسترسی جوامع محلی به زمین و منابع اثر بگذارند.[۳۹] از این منظر، تعارض میان حفاظت، معیشت جوامع محلی، حقوق زمین و منافع دولتها و سازمانهای حفاظتی از موضوعات اصلی این حوزه است.
بومشناسی سیاسی منابع طبیعی و استخراجگرایی
[ویرایش | اشتراکگذاری]این رویکرد به منازعات مربوط به مالکیت، دسترسی، کنترل و بهرهبرداری از منابع طبیعی مانند زمین، جنگل، آب، نفت، گاز و مواد معدنی میپردازد. در مطالعات بومشناسی سیاسی، استخراج منابع با روابط قدرت در میان دولتها، شرکتها، سرمایهگذاران و جوامع محلی پیوند داده میشود و پیامدهایی مانند تخریب محیط زیست، سلب مالکیت و مقاومت اجتماعی مورد بررسی قرار میگیرد.[۴۰] مفهوم «استخراجگرایی» نیز برای تحلیل اقتصادهای مبتنی بر استخراج گستردهٔ منابع طبیعی و پیامدهای اجتماعی و بومشناختی آنها بهکار میرود.
بومشناسی سیاسی عدالت محیطزیستی
[ویرایش | اشتراکگذاری]بومشناسی سیاسی عدالت محیطزیستی بر توزیع نابرابر منافع و زیانهای محیطزیستی و نقش قدرت در این توزیع تمرکز دارد. در این چارچوب، مسئله این است که چه گروههایی بیشتر در معرض آلودگی، تخریب محیط زیست و خطرات اقلیمی قرار دارند، چه کسانی از بهرهبرداری اقتصادی از منابع سود میبرند و چه گروههایی در تصمیمگیریهای محیطزیستی قدرت کمتری دارند.[۴۱] جنبشهای عدالت محیطزیستی، عدالت انرژی و مبارزه با توزیع نابرابر مخاطرات محیطزیستی از موضوعات مهم این حوزهاند.
بومشناسی سیاسی آب
[ویرایش | اشتراکگذاری]بومشناسی سیاسی آب، آب را نه صرفاً یک منبع طبیعی، بلکه پدیدهای اجتماعی، مادی و سیاسی در نظر میگیرد. این حوزه بررسی میکند که دولت، بازار، حقوق مالکیت، زیرساختها و نهادهای حکمرانی چگونه توزیع آب و دسترسی گروههای مختلف به آن را شکل میدهند.[۴۲] مفهوم «قلمرو هیدروسوشیال» نیز برای توضیح رابطهٔ متقابل میان آب، جامعه، زیرساخت، فضا و قدرت در این ادبیات بهکار رفته است.
بومشناسی سیاسی تغییر اقلیم
[ویرایش | اشتراکگذاری]بومشناسی سیاسی تغییر اقلیم بر ابعاد سیاسی و نابرابر تغییرات اقلیمی تمرکز دارد. در این رویکرد، آسیبپذیری جوامع در برابر تغییر اقلیم صرفاً نتیجهٔ شرایط طبیعی نیست، بلکه با فقر، نابرابری، مناسبات مالکیت، سیاستهای توسعه و ظرفیت سیاسی و اقتصادی گروهها ارتباط دارد. در نتیجه، موضوعاتی مانند عدالت اقلیمی، مسئولیت تاریخی، سازگاری، آسیبپذیری و گذار انرژی در این حوزه مورد توجه قرار میگیرند.[۴۳]
بومشناسی سیاسی دانش، گفتمان و استعمارزدایی
[ویرایش | اشتراکگذاری]یکی دیگر از مسیرهای مهم بومشناسی سیاسی، مطالعهٔ نقش دانش و گفتمان در تعریف طبیعت، منابع طبیعی، بحران محیط زیست و توسعه است. این رویکرد میپرسد چه کسانی قدرت تعریف یک مسئلهٔ محیطزیستی را در اختیار دارند و دانش علمی، دولتی، محلی و بومی چگونه با یکدیگر تعامل یا تعارض پیدا میکنند.[۴۴] در پژوهشهای معاصر، حاکمیت دانش بومی، استعمارزدایی از دانش محیطزیستی و نقش جوامع بومی در تصمیمگیری دربارهٔ تغییرات محیطی اهمیت بیشتری یافته است.[۴۵]
این حوزهها با یکدیگر همپوشانی دارند و مرزهای میان آنها ثابت نیست. برای نمونه، مطالعهٔ استخراج نفت میتواند همزمان از اقتصاد سیاسی محیط زیست، عدالت محیطزیستی، بومشناسی سیاسی منابع طبیعی و بومشناسی سیاسی تغییر اقلیم استفاده کند. ازاینرو، بهتر است این موارد را رویکردها و حوزههای پژوهشی بومشناسی سیاسی دانست، نه مجموعهای از زیررشتههای کاملاً مستقل و رسمی.
بومشناسان سیاسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]برخی از پژوهشگران و نظریهپردازان برجستهٔ بومشناسی سیاسی عبارتاند از:
مجلات مرتبط
[ویرایش | اشتراکگذاری]از مجلات علمی مهم مرتبط با توسعه و نقد بومشناسی سیاسی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]پانویس
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ Peet and Watts, 1996, p.6.
- ↑ Robbins, 2012.
- ↑ "Political ecology", Wikipedia (in English)
- ↑ Thone، Frank (۱۹۳۵)، «Nature Ramblings: We Fight for Grass»، The Science News-Letter
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Wolf، Eric R. (۱۹۷۲)، «Ownership and Political Ecology»، Anthropological Quarterly
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Simon، David (۲۰۰۸)، «Political ecology and development: Intersections, explorations and challenges arising from the work of Piers Blaikie»، Geoforum، ج. ۳۹ ش. ۲، ص. ۶۹۸–۷۰۷، doi:10.1016/j.geoforum.2007.01.011
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Blaikie، Piers (۱۹۸۵)، The Political Economy of Soil Erosion in Developing Countries، Routledge، doi:10.4324/9781315838492
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Bryant، Raymond؛ Goodman، Michael K. (۲۰۰۸)، «A pioneering reputation: Assessing Piers Blaikie's contributions to political ecology»، Geoforum، ج. ۳۹ ش. ۲، ص. ۷۰۸–۷۱۵، doi:10.1016/j.geoforum.2007.01.012
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Bryant، Raymond؛ Goodman، Michael K. (۲۰۰۸)، «A pioneering reputation: Assessing Piers Blaikie's contributions to political ecology»، Geoforum، ج. ۳۹ ش. ۲، ص. ۷۰۸–۷۱۵، doi:10.1016/j.geoforum.2007.01.012
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Bryant، Raymond؛ Goodman، Michael K. (۲۰۰۸)، «A pioneering reputation: Assessing Piers Blaikie's contributions to political ecology»، Geoforum، ج. ۳۹ ش. ۲، ص. ۷۰۸–۷۱۵، doi:10.1016/j.geoforum.2007.01.012
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Walker، Peter A. (۲۰۰۵)، «Political ecology: where is the ecology?»، Progress in Human Geography، ج. ۲۹ ش. ۱، ص. ۷۳–۸۲، doi:10.1191/0309132505ph530pr
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Walker، Peter A. (۲۰۰۵)، «Political ecology: where is the ecology?»، Progress in Human Geography، ج. ۲۹ ش. ۱، ص. ۷۳–۸۲، doi:10.1191/0309132505ph530pr
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Watts، Michael (۱۹۸۳)، Silent Violence: Food, Famine, and Peasantry in Northern Nigeria، University of California Press
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Blaikie، Piers (۱۹۸۵)، The Political Economy of Soil Erosion in Developing Countries، Wiley
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Wolf، Eric R. (۱۹۸۲)، Europe and the People Without History، University of California Press
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Wolf، Eric R. (۱۹۸۲)، Europe and the People Without History، University of California Press
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Vayda، Andrew P.؛ Walters، Bradley B. (۱۹۹۹)، «Against Political Ecology»، Human Ecology، ج. ۲۷ ش. ۱، ص. ۱۶۷–۱۷۹، doi:10.1023/A:1018713502547
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Fairhead، James؛ Leach، Melissa (۱۹۹۶)، Misreading the African Landscape: Society and Ecology in a Forest-Savanna Mosaic، Cambridge University Press، doi:10.1017/CBO9781139164023
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Fairhead، James؛ Leach، Melissa (۱۹۹۶)، «Sustaining reversed histories: the continual production of views of forest loss»، Misreading the African Landscape، Cambridge University Press، ص. ۲۶۱–۲۷۸، doi:10.1017/CBO9781139164023.012
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Svarstad، Hanne؛ Benjaminsen، Tor A.؛ Overå، Ragnhild (۲۰۱۸)، «Power theories in political ecology»، Journal of Political Ecology، ج. ۲۵ ش. ۱، ص. ۳۵۰–۳۶۳، doi:10.2458/v25i1.23044
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Greenberg and Park, J. B. and T. K. (1994). "Political ecology". Journal of Political Ecology. 1: 1–12.
- ↑ Svarstad، Hanne؛ Benjaminsen، Tor A.؛ Overå، Ragnhild (۲۰۱۸)، «Power theories in political ecology»، Journal of Political Ecology، ج. ۲۵ ش. ۱، ص. ۳۵۰–۳۶۳، doi:10.2458/v25i1.23044
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Svarstad، Hanne؛ Benjaminsen، Tor A.؛ Overå، Ragnhild (۲۰۱۸)، «Power theories in political ecology»، Journal of Political Ecology، ج. ۲۵ ش. ۱، ص. ۳۵۰–۳۶۳، doi:10.2458/v25i1.23044
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Ishfaq Hussain Malik، Radhika Borde و James D. Ford، «Political ecology: past, present, and future»، Discover Sustainability، جلد ۷، شمارهٔ ۱، مقالهٔ ۳۷۴، ۲۰۲۶، DOI: 10.1007/s43621-026-02707-x.
- 1 2 Richard Peet، Paul Robbins و Michael Watts (ویراستاران)، Global Political Ecology، Routledge، ۲۰۱۱، ISBN 9780415548151، .
- ↑ Thomas K. Rudel، J. Timmons Roberts و Alyssa Carmin، «Political Economy of the Environment»، Annual Review of Sociology، جلد ۳۷، ۲۰۱۱، صص. ۲۲۱–۲۳۸، DOI: 10.1146/annurev.soc.012809.102639.
- ↑ شهرام اتفاق، اقتصاد سیاسی محیط زیست، جلد ۱، انتشارات پژواک کیوان، ۱۳۹۸، شابک ۹۷۸-۶۲۲-۹۵۲۲۱-۷-۲.
- ↑ شهرام اتفاق، اقتصاد سیاسی محیط زیست، جلد ۲، انتشارات پژواک کیوان، ۱۳۹۸، شابک ۹۷۸-۶۲۲-۹۵۲۲۱-۶-۵، .
- ↑ شهرام اتفاق، «سخنرانی مجازی شهرام اتفاق در جمع دانشجویان ایرانی دانشگاه برکلی – کالیفرنیا با موضوع اقتصاد سیاسی محیط زیست»، صدانت، .
- ↑ شهرام اتفاق، طبقه و محیطزیست: دربارهٔ نظریههای طبقاتی و مسائل محیطزیستی حوزهٔ اقتصاد سیاسی محیطزیست، ۱۴۰۰، شابک ۹۷۸-۶۲۲-۷۳۲۶-۲۴-۶.
- ↑ شهرام اتفاق، محیطزیست؛ سرمایهداری یا سوسیالیسم؟: گفتگوهایی دربارهٔ اقتصاد سیاسی محیط زیست و انرژی، نشر آماره، ۱۴۰۰، شابک ۹۷۸-۶۲۲-۷۳۲۶-۲۳-۹.
- ↑ Dianne E. Rocheleau، Barbara Thomas-Slayter و Esther Wangari (ویراستاران)، Feminist Political Ecology: Global Issues and Local Experiences، Routledge، ۱۹۹۶، ISBN 9780415120265، .
- ↑ Rebecca Elmhirst، «Introducing new feminist political ecologies»، Geoforum، جلد ۴۲، شمارهٔ ۲، ۲۰۱۱، صص. ۱۲۹–۱۳۲، DOI: 10.1016/j.geoforum.2011.01.006.
- ↑ Dianne E. Rocheleau، «Gender and Environment: A Feminist Political Ecology Perspective»، Virginia Tech، ۱۹۹۶، .
- ↑ Nik Heynen، Maria Kaika و Erik Swyngedouw (ویراستاران)، In the Nature of Cities: Urban Political Ecology and the Politics of Urban Metabolism، Routledge، ۲۰۰۶، ISBN 9780415368278، .
- ↑ Erik Swyngedouw و Nikolas C. Heynen، «Urban Political Ecology, Justice and the Politics of Scale»، Antipode، جلد ۳۵، شمارهٔ ۵، ۲۰۰۳، صص. ۸۹۸–۹۱۸، DOI: 10.1111/j.1467-8330.2003.00364.x.
- ↑ Piers M. Blaikie و Harold Brookfield، Land Degradation and Society، Methuen، ۱۹۸۷، ISBN 9780416719605.
- ↑ Ryan E. Galt، «Placing Food Systems in First World Political Ecology: A Review and Research Agenda»، Geography Compass، جلد ۷، ۲۰۱۳، صص. ۶۳۷–۶۵۸، DOI: 10.1111/gec3.12070.
- ↑ Dan Brockington، Rosaleen Duffy و Jim Igoe، Nature Unbound: Conservation, Capitalism and the Future of Protected Areas، Earthscan، ۲۰۰۸، ISBN 9781844074439.
- ↑ Raymond L. Bryant و Sinéad Bailey، Third World Political Ecology، Routledge، ۱۹۹۷، ISBN 9780415110139.
- ↑ Gordon Walker، Environmental Justice: Concepts, Evidence and Politics، Routledge، ۲۰۱۲، ISBN 9780415669675.
- ↑ Erik Swyngedouw، Social Power and the Urbanization of Water: Flows of Power، Oxford University Press، ۲۰۰۴، ISBN 9780198233916.
- ↑ Marcus Taylor، The Political Ecology of Climate Change Adaptation: Livelihoods, Local Knowledge and Vulnerability، Routledge، ۲۰۱۵.
- ↑ Arturo Escobar، «Whose Knowledge, Whose Nature? Biodiversity, Conservation, and the Political Ecology of Social Movements»، Journal of Political Ecology، جلد ۵، شمارهٔ ۱، ۱۹۹۸، صص. ۵۳–۸۲، .
- ↑ Ishfaq Hussain Malik، Radhika Borde و James D. Ford، «Political ecology: past, present, and future»، Discover Sustainability، جلد ۷، شمارهٔ ۱، مقالهٔ ۳۷۴، ۲۰۲۶، DOI: 10.1007/s43621-026-02707-x.
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- Peet, Richard and Michael Watts. eds. 1996. Liberation ecologies: environment, development, social movements. Routledge.
- Robbins, Paul. 2012. Political Ecology: A Critical Introduction. 2nd ed. Blackwell.
پیوند به بیرون
[ویرایش | اشتراکگذاری]- Cultural and Political Ecology Specialty Group of the Association of American Geographers. Archive of newsletters, officers, award and honor recipients, as well as other resources associated with this community of scholars.