حاکمیت
| بخشی از مجموعه مباحث دربارهٔ |
| سیاست |
|---|
حاکمیت[۱] (به انگلیسی: Sovereignty) حق انحصاری حکومت برای نظارت بر یک قلمروی ارضی معین است.[۲] حاکم، بالاترین مرجع قانونگذار است.
در نظریهی سیاسی، حاکمیت اصطلاحی ماهوی است که به بالاترین مرجعیت/اقتدارِ مشروع در یک ساختار یا نظام سیاسی اشاره دارد.[۳]
دولت دارای حاکمیت باید کنترل بیچونوچرایی بر دین، ارتش، اقتصاد و نظام قضایی خود داشته باشد. اما حاکمیت صرفِ قدرت (power) نیست، صرفِ مشروعیت (legitimacy) هم نیست. با «قانون»(law) نیز هممعنا نیست؛ برای بودَن و هابز، نخستین نظریهپردازان منسجمِ مفهوم حاکمیتِ مدرن، حاکمِ مشروع نهفقط برتر از قانون انسانی بود، بلکه سرچشمهی آن نیز بهشمار میرفت. حاکمیت باید نهتنها بر پایهی حق استوار باشد، بلکه در عمل نیز تحقق یابد. با این همه، تعریفِ حاکمیت هنوز بیش از حد گسترده است، زیرا رئیس پلیس، کشیش، و مدیر یک شرکت همگی دارای اقتدار مشروعاند، اما «حاکمیت» ندارند. حاکمیت همواره عنصر دیگری را نیز دربر دارد: برتری (supremacy). در زنجیرهی اقتدار، هر فرد به اقتداری بالاتر رجوع میکند، و در رأس این سلسله، دارندهی حاکمیت قرار دارد. کسی نمیتواند اقتدار او را به چالش بکشد یا بهطور مشروع با او مخالفت کند. عنصرِ ضروریِ دیگر برای تعریف حاکمیت، سرزمین (territoriality) است. حاکمیت یعنی اقتدارِ برتر و مشروع در یک سرزمینِ مشخص و دارای مرز.[۴]
با تمام این تعریفها، «لاسا اُپِنهایم»(Lassa Oppenheim) که یکی از مراجع در حقوق بینالملل به شمار میرود، نوشته است:[۵][۴]
شاید هیچ مفهومی جدالانگیزتر از حاکمیت وجود نداشته باشد. این مفهوم، از لحظهای که به علوم سیاسی معرفی شد تا امروز، هرگز معنایی که مورد توافق جهانی قرار گیرد نداشته است.
پانویس
[ویرایش]- ↑ «حاکمیت» [علوم سیاسی و روابط بینالملل] همارزِ «sovereignty»؛ منبع: گروه واژهگزینی. دفتر پنجم. فرهنگ واژههای مصوب فرهنگستان. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۵۳۱-۷۶-۴ (ذیل سرواژهٔ حاکمیت)
- ↑ گیدنز، جامعهشناسی، ۱۳۸۴، ترجمهٔ منوچهر صبوری، نشر نی، ص ۸۱۱
- ↑ "sovereignty (politics)". Encyclopædia Britannica. Retrieved 5 August 2010.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ Philpott, Daniel (1995). "Sovereignty: An Introduction and Brief History". Journal of International Affairs. 48 (2): 353–368. ISSN 0022-197X.
- ↑
There exists perhaps no conception the meaning of which is more controversial than that of sovereignty. It is an indisputable fact that this conception, from the moment when it was introduced into political science until the present day, has never had a meaning which was universally agreed upon.
منابع
[ویرایش]- گیدنز، آنتونی، جامعهشناسی، ترجمهٔ منوچهر صبوری، نشر نی، ۱۳۸۴: تهران.