مهناز رئوفی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
مهناز رئوفی
زادروز

1349

سنندج
ملیت ایرانی

مهناز رئوفی، یک بهائی از اهالی سنندج بود که مسلمان شد. بهائیان او را بهائی ستیز خواندند.

او علت روی گردانی از بهائیت را وجود سوالات بی‌جواب از تعاریف فرقه بهائیت عنوان کرده‌است.

تالیفات[ویرایش]

وی در کتاب‌هایش به نقد بهاییت می‌پردازد.

کتاب‌ها[ویرایش]

  • نیمه پنهان: سایه شوم: خاطرات یک نجات یافته از بهائیت (۱۳۸۶)[۱]
  • مسلخ عشق (۱۳۸۵)
  • چرا مسلمان شدم
  • نامه‌ای برای برادرم (۱۳۸۲)[۲]

کتابهای چاپ شده وی انتقاد برخی نویسندگان غیربهائی را نیز در پی داشت. به عنوان نمونه نویسندهٔ غیر بهائی به نام سروش مهباد یزدی خاطر نشان می‌دارد که بطور قطع اگر این سری کتاب‌ها در یک کشور آزاد نوشته شده‌بود، نهادهای حقوق بشر نویسندهٔ آن را به اتهام ایجاد تنفر و تبعیض و تحریک به دادگاه می‌کشاندند[۳]. بهائیان معتقدند او با نوشتن مطالبی دروغین دربارهٔ اعتقادات بهائی و روابط بین اعضای جامعهٔ بهائی، سعی در تخریب بهائیان دارد. بهائیان با توجه به مطالب ذکر شده از سوی مهناز رئوفی درباره دین بهائی، ادعا می‌کنند که او حتی ساده‌ترین عقاید آئین بهائی را نیز نمی‌داند و با ذکر موارد دروغین سعی در تخریب آئین بهائی دارد.[۴]

نقد آثار[ویرایش]

او در کتاب در مسلخ عشق خود می‌نویسد: «پس از مرگ عبدالبهاء اعضای تشکیلات جانشین اصلی بودند که متشکل از ۹ نفر اعضای محفل که در اسرائیل مستقر بوده و در راس همه قرار داشتند و بعد نه نفر در پایتخت هر کشور و سپس نه نفر در هر شهر که انتخاب شدهٔ خود بهائیان آن شهر و کشور بودند این افراد را جانشین بهاء و در واقع جانشین خدا و مصون از خطا می‌پنداشتیم.»

کاویان صادق زاده میلانی معتقد است "مشکل بتوان این مقدار اشتباه را در یک جمله گنجاند". وی عدم شناخت رئوفی از آئین بهائی و تاریخ خاورمیانه را این چنین بیان می‌کنند که آشکار است پس از وفات عبدالبهاء (۱۹۲۱ میلادی) دورهٔ ولایت شوقی افندی آغاز گردید که با فوت وی (۱۹۵۷ میلادی) دوران ولایت امری به پایان رسید. در موقع فوت عبدالبهاء نیز خبری از دولت اسرائیل نبود و دولت اسرائیل ۲۷ سال پس از فوت عبدالبهاء در سال ۱۹۴۸ تشکیل شد. بیت العدل اعظم در ۱۹۶۳ تشکیل شد نه پس از فوت عبدالبهاء در ۱۹۲۱ میلادی بلکه ۴۲ سال بعد. به علاوه هیچ بهائی این افراد یعنی رهبران انتخاب شدهٔ در هر شهر و کشور در جامعهٔ بهائی را جانشین خدا و بهاءالله و مصون از خطا نمی‌دانند و بهائیان معتقدند اگر مهناز رئوفی در نوشتن رمان خود (در مسلخ عشق) ذره‌ای به دنبال اطلاعاتی درست می‌گشت دچار چنین اشتباهاتی نمی‌شد.[۵] بهائیانی که مطالعه و کنکاش کافی در اصول دینی خویش داشته اند سخنان خانم رئوفی را از روی بی اطلاعی از اصول اولیه آیین بهائیت میدانند. به اعتقاد آنان هر کس با کمترین مدائقه وجستجو میتواند پی ببرد که وجود بیت العدل اعظم در اسراییل نه بدلیل پیروی بهائیان ازدولت یهود وجاسوسی از سایر ملل به نفع آن است بلکه این صرفا یک اتفاق تاریخی ساده است چراکه دولت یهود سالها پس از اقامت بها الله در خاک عثمانی آنروز تشکیل گردیده واینکه دولت اسلامی حاکم در ایران دولت اسرائیل را برسمیت نمیشناسد وبی هیچ دلیل اثبات شده ای بهائیان را جاسوسان اسرائیل بشمار می آورد جنجالهایی سیاسی است و به منظور سرکوبی بهائیان به آنها نسبت داده میشود. مهرنیوز درباره کتاب نیمه نهان رئوفی نوشته موضوع جاسوس پروری و مراقبت تشکیلاتی از یکدیگر، شیوع دروغ و آلودگی در میان سران بهائیت، کوچ و زندگی اجباری حتی در تعیین مکان زندگی، چگونگی انتخاب همسر و یا جدایی از آنها از جمله مواردی است که نویسنده به آنها اشاره داشته‌است.[۶] سروش مهباد یزدی درباره کتاب مسلخ عشق معتقد است که در این کتاب هرفرد بهائی در هرجائی که سروکله اش پیدا می‌شود آدم دغلی است و هر مسلمان بهرشکلی که پدیدار می‌گردد، انسان پاک منزه‌ای است.[۷]

منابع[ویرایش]

  1. ««سایه شوم» خاطرات زن مسلمان شده بهایی». کتاب نیوز. بازبینی‌شده در ۲۰۱۴-آوریل-۴. 
  2. «مهناز رئوفی». آدینه بوک. بازبینی‌شده در ۲۰۱۴-آوریل-۴. 
  3. «مسلخ عشق»: منشور شقاوت و کوردلی، سروش مهباد یزدی، ۲۱ شهریور ۱۳۸۲
  4. انگشتری میّت و خانم مهناز رئوفی. وب‌گاه نقطه نظر (دریچه‌ای به آئین بهائی)
  5. تاریخ نگاری بهائی ستیزان ۱، بخش اول، کاویان صادق زاده میلانی، وبسایت نگاه
  6. «روایت سانسور در عصر پهلوی‌ها». مهر نیوز. بازبینی‌شده در ۲۰۱۴-آوریل-۴. 
  7. «مسلخ عشق»: منشور شقاوت و کوردلی، سروش مهباد یزدی، ۲۱ شهریور ۱۳۸۲