موسیقی در دوران ساسانی
در عهد ساسانی رامشگران و خنیاگران در بارگاه شاهان ساسانی مقام بالایی داشتند.
مسعودی نام آلات موسیقی ایرانیان را چنین آوردهاست، عود، نای، طنبور، مزمار و چنگ و گوید مردم خراسان بیشتر آلتی را در موسیقی بکار می بردند که هفت تار داشت و آنرا زنگ (رنج) می خواندند اما مردم ری و طبرستان و دیلم طنبور را دوستتر داشتند و این آلت نزد همه فرس مقدم بر سایر آلات بودهاست.
شکارگاه خسرو پرویز در طاق بستان ظاهراً حاکی از این است که در آن عصر چنگ آلت درجه اول موسیقی ساسانی بوده است. دیگر آلات که مطابق آثار آن عصر مسلماً در عهد پرویز وجود داشته، عبارتند از: شیپور و طنبور و نای، روی بعضی از ظروف نقره تصویر نای زنانی بنظر میرسد.
نام عدهٔ کثیری از آلات موسیقی در رسالهٔ پهلوی خسرووغلامش مسطور است، از جمله عود عندی، موسوم به ون و عود متداول موسوم به دار، و بربط (بربوذ) و چنگ و تمبور و سنتور موسوم به کناره و نای و قره نی موسوم به مار و طبل کوچکی به دمبلگ بودهاست.
معروفترین رامشگران و ترانه سازان در دربار خسرو پرویز سرکش و باربد بوده اند. آنچه از احوال این دو استاد به ما رسیده مأخوذ از خوذای نامگ نیست بلکه از بعضی کتب عامیانه اواخر ساسانی نقل شده است. گویند سرکش در آغاز حائز مقام اول بود و برای حفظ پایگاه خود پیوسته باربد را که رامشگری جوان و بنابر قول ثعالبی از مردم مرو بود از حضور شاهنشاه دور میداشت. باربد حیله کرد و آواز خویش بگوش خسرو رسانید و از آن پس مقرب شد.
روایت موجوده اختراع دستگاههای موسیقی ایران را به باربذ نسبت میدهند. در واقع این مقامات پیش از باربذ هم وجود داشته، ولی محل تردید نیست که این آهنگ ساز بزرگ تأثیر بسزایی در موسیقی ساسانی کرده است و این موسیقی را هم منبع عمده موسیقی عرب و ایران بعد از اسلام باید شمرد. میتوان گفت که در ممالک اسلامی مشرق هنوز آثاری از الحان باربذ باقی است زیرا شرقیان در این رشته از صنعت بسیار محافظه کار هستند.
در برهان قاطع نام سی لحن که باربد برای بزم خسرو پرویز ساخته مسطور است و با مختصر اختلافی نام آنها در خسرو و شیرین نظامی نیز ضبط است. ثعالبی اختراع خسروانیات را به باربذ نسبت داده و گوید «در این زمان هم مطربان در بزم ملوک و سایر مردمان مینوازند.» در واقع کلمه خسروانی بر یک دستان اطلاق نمی شدهاست.
اختراع خسروانی را به نگیسا که یکی از رامشگران عهد خسرو پرویز است و نظامی گنجوی و خواجه سلمان و بعضی نویسندگان دیگر ذکری از او کردهاند، هم نسبت دادهاند.
عوفی از نوای خسروانی نام بردهاست و ظاهراً مرادش همان هفت دستگاه شاهانه است که مسعودی آن را الطرق الملوکیه نامیدهاست.
مطابق روایتی دیگر باربذ برای بزم خسرو ۳۶۰ دستان ساخته بود، چنانکه هر روز دستانی نو مینواخت و قول او برای استادان فن قانون مطلق بشمار میرفت و دیگران همه خوشه چین خرمن ذوق او بودند.
بنابر آنچه گذشت، دستگاههای موسیقی منسوب به باربذ مرکب از هفت خسروانی و سی لحن و ۳۶۰ دستان بوده که با ایام هفته و سی روز ماه و سیصد و شصت روز سال ساسانیان تناسب داشته است، خمسه مسترقه را بشمار نیاوردهاند.
در دیوان منوچهری و بسی از نویسندگان ایران اسامی بسیاری از آوازهای موسیقی ر میبینیم.[۱]
پانویس[ویرایش]
- ↑ ایران در زمان ساسانیان، ص ۵۰۵ تا ۵۰۸
منابع[ویرایش]
- پروفسور آرتور امانوئل کریستین سن. ایران در زمان ساسانیان، ترجمهٔ رشید یاسمی. چاپ پنجم. تهران: انتشارات امیرکبیر ۱۳۶۷