فاطمه قائممقامی
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| تولد | ۱۳۳۳ |
| مرگ | دی ۱۳۷۶ |
| ملیت | ایرانی |
| همسر | متاهل |
| فرزندان | سه فرزند |
| پیشه | سر میهماندار هواپیمایی آسمان |
فاطمه قائم مقامی (۱۳۳۳ - دی ۱۳۷۶) سر میهماندار هواپیمایی آسمان یکی از قربانیان قتلهای زنجیرهای است.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] زندگینامه
فاطمه قائم مقامی کار میهمانداری را در هواپیمایی ملی آغاز کرد . وی زیبایی خیره کننده و تحسین برانگیزی داشت.[۱]، [۲][منبع معتبر لطفاً!] گفته میشود که مدیر عامل وقت و مدیر کل حراست هواپیمایی هما چون به کام نرسیدند با پرونده سازی و انگ مسائل اخلاقی چسباندن به وی او را از هواپیمایی ملی در سال ۷۱ اخراج نمودند اما وی بلافاصله با کمک یکی از خلبانان سابق هما به عنوان سرمهماندار وارد شرکت آسمان شد.[۳][۴][منبع معتبر لطفاً]
به گفته روزنامه نگاران وی بدلیل پروندهای که درهواپیمایی هما برایش ساخته بودند اخراج و سپس در هواپیمایی آسمان مشغول بکار میشود ، گفته شده که او در ماههای آخر مضطرب و نگران به نظر میرسید است.
جسد وی ۱۰ دیماه ۱۳۷۶ در مقابل مجتمع تجاری گلستان در خیابان پاسداران تهران یافت شد در حالیکه روی صندلی اتومبیل پراید خود به ضرب گلوله کشته شده بود.
روزنامههای اصلاح طلب پس از قتل داریوش و پروانه فروهر در آذر ۱۳۷۷ و اعتراف وزارت اطلاعات به دست داشتن برخی از مدیران و کارکنانش در قتل آنان، به پیگیری قتلهای گذشته پرداختند. در میان قربانیان نام دو چهره غیر سیاسی مطرح شد : سیامک سنجری و فاطمه قائم مقامی.
اهالی محل به پلیس گفتند که :«قبل از توقف خودرو در محل حادثه متوجه شدیم راننده خودرو که همان قربانی بود چند بار طول خیابان را در جست وجوی فردی طی کرد ولی به جز راننده، فرد دیگری را داخل خودرو مشاهده نکردهاند.»
وی پنج ماه بعد از آغاز به کار دولت خاتمی درسال ۱۳۷۶ در اثر شلیک گلوگه در پاسداران تهران به قتل رسید و جنازه وی در اتومبیلش در خیابان پاسداران، در مکانی نه چندان دور از یکی از مراکز وزارت اطلاعات و کوی مدیران آن وزارت خانه پیدا شد که گلولهای به سرش خورده شده بود. بعضی محافل او را به قتلهای زنجیرهای ربط میدهند و معتقد هستند که وی معشوقه فلاحیان بودهاست که برای حفظ اسرار علی فلاحیان و سعید امامی دستور به قتل او دادهاند. وی هنگام مرگ ۴۳ سال سن داشت.
فلاحیان علاوه بر تجاوز به وی در فعالیتهای دیگر خود شامل فریب ، قاچاق و... از وی سوء استفاده میکرد .[نیازمند منبع]
فاطمه قائم مقامی به هنگام کشته شدنش در روزنامههای وقت یکی از افراد مرتبط با باندهای قاچاق معرفی گردید.[نیازمند منبع] ولی هرگز به روابطش با آمران قتلهای زنجیرهای اشارهای نشد.
در جریان پی گیریهای مطبوعاتی پرونده قتلهای زنجیرهای در، برخی روزنامه نگاران به قتل رساندن فاطمه قائم مقامی را ناشی از اطلاعاتی دانستند که این مهماندار هواپیما از برخی اعمال غیرقانونی مقامات اطلاعاتی داشتهاست. در همان زمان اکبر گنجی در مقالهای نوشت: «پرونده قتل سیامک سنجری و فاطمه قائم مقامی را دنبال کنید تا به شاه کلید برسید. قتل آنان مشکل شخصی شاه کلید بودند و شاه کلید مجبور شد آنها را از میان بردارد.» [۵]
[ویرایش] شرح جنایت به روایت خواهر فاطمه
«خواهر فاطمه در جریان تحقیقات به پلیس گفت فاطمه شب حادثه از او خواسته تا به خانه اش برود، و از بچههایش نگهداری کند.به گفته خواهر فاطمه، او خودش قرار بود ابتدا به آرایشگاه و بعد از آن به محل قرار با شخصی ناشناس که میگفت تلفنی با او صحبت کرده است، برود.خواهر فاطمه در ادامه تحقیقات گفت که نمیدانمد آن شخص چه کسی بود ، و حتی خواهرش هم به ظاهر گفته که او را نمیشناسد.فاطمه به خواهرش گفته بود که این شخص فقط چند بار به او تلفن کرده است و با اصرار از وی خواسته تا ملاقاتی با یکدیگر داشته باشند.خواهر فاطمه قائم مقامی به پلیس گفت که آن مرد به خواهرم گفته بود موضوع در مورد زندگی و مسائل خصوصی اوست به همین خاطر خواهرم ساعت ۸:۳۰ شب با آن مرد قرار ملاقات گذاشت . حدود ساعت ۱۱ شب بود که از کلانتری به خانهمان زنگ زدند و خبر قتل خواهرم را به ما اطلاع دادند.»
[ویرایش] اظهارات اکبر گنجی
اولین بار اکبر گنجی در روزنامه صبح امروز ماجرای قتل فاطمه قائم مقامی را باز گفت و به پروندهای اشاره کرد که از سوی مقامات مختلف کوشش میشد تا موضوعی عادی و احتمالا اختلاف خانوادگی جلوه داده شود.[نیازمند منبع]
اکبر گنجی روزنامه نگاری که قتلهای زنجیرهای را پیگیری میکرد معتقد است که وی طعمه اقدامات غیر قانونی وزارت اطلاعات (در دوران وزارت علی فلاحیان و معاونت سعید امامی) از جمله قاچاق اسلحه و مواد مخدر به اروپا قرار گرفته و نهایتا پس از دوم خرداد و خارج شدن وزارت اطلاعات از کنترل ایشان برای جلوگیری از افشای موضوع وی را به قتل رساندهاند. به نوشته روزنامههای اصلاح طلب برخی مدیران دستگیر شده وزارت اطلاعات در جریان قتلهای زنجیرهای اعترافاتی پیرامون چگونگی قتل وی داستهاند . همچنین به نوشته روزنامه زن ( به مدیریت فائژه هاشمی رفسنجانی) همسر وی پس از مقالاتی که توسط روزنامهها انتشار یافت احضار و وادار به سکوت شدهاست.
گنجی در جایی دیگر با صراحت بیشتری به موضوع پرداخت: «آقای فلاحیان قبل از پاسخگویی درباره قتلهای زنجیرهای باید به پرسشهای شهروندان در خصوص قتل خانم فاطمه قائم مقامی و سیامک سنجری پاسخ گوید.» [۶]
[ویرایش] وضعیت خانوادگی
وی متاهل و دارای سه فرزند بود که در زندگی زناشویی شکست خورده بود . همسر وی مسجد سلیمان به طبابت اشتغال داشته . پس از به دنیا آمدن سومین فرزندش هنگام لغو یکی از پروازها و بازگشت ناگهانی به خانه با حقیقتی تلخ که همانا خیانت شوهرش بود مواجه شد.[۷][منبع معتبر لطفاً] اما این یک خیانت معمولی نبود و شوهر جراح قائم مقامی با فردی مذکر رابطه برقرار کرده بود و همین امر موجبات دلزدگی فاطمه از زندگی را فراهم ساخت.[۸][منبع معتبر لطفاً]
[ویرایش] پانویس
- ↑ مافیهای مافیای قدرت
- ↑ علیرضا نوری زاده، «سونای زعفرانیه، روایت سحر از قتلهای زنجیره ای»، انتشارات نیما، اسن، اردیبهشت ۱۳۸۰، آلمان (اسن)
- ↑ علیرضا نوری زاده، «فلاحیان؛ مردی برای همه فصول جنایت»، انتشارات نیما، اسن، اردیبهشت ۱۳۸۱، آلمان (صص ۷۲ -۸۳)
- ↑ بازگشایی پرونده قتل فاطمه قائم مقامی پس از ۹ سال
- ↑ عالیجناب سرخپوش. گنجی. طرح نو(ISBN ۹۶۴-۷۱۳۴-۰۱-۰) صفحه ۵۷ مقاله گفتمان دشمن و روزنامه آریا. ۱۴/۹/۷۸ ص ۱۱ و ۱۳
- ↑ عالیجناب سرخپوش. گنجی. طرح نو(ISBN ۹۶۴-۷۱۳۴-۰۱-۰) صفحه ۹۶ مقاله نجات عالیجناب خاکستری و عصرآزادگان ۲۴/۹/۷۸
- ↑ علیرضا نوری زاده، «فلاحیان؛ مردی برای همه فصول جنایت»، انتشارات نیما، اسن، اردیبهشت ۱۳۸۱ ، آلمان (صص ۷۲ -۸۳)
- ↑ علیرضا نوری زاده، «فلاحیان؛ مردی برای همه فصول جنایت» ، انتشارات نیما ، اسن ، اردیبهشت ۱۳۸۱ ، آلمان (صص ۷۲ -۸۳)
[ویرایش] منابع
- علیرضا نوری زاده. «فلاحیان؛ مردی برای همه فصول جنایت» (صص ۷۲ -۸۳). آلمان (اسن): انتشارات نیما، اردیبهشت ۱۳۸۱.
- علیرضا نوری زاده. «سونای زعفرانیه ، روایت سحر از قتلهای زنجیره ای». اسن (آلمان): انتشارات نیما، اردیبهشت ۱۳۸۰، ISBN 964-93608-9-1.
- مافیهای مافیای قدرت(بازبینی دوم شهریور ۱۳۸۷)
- کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران - سوئد(بازبینی دوم شهریور ۱۳۸۷)
- بازگشایی پرونده قتل فاطمه قائم مقامی پس از ۹ سال(بازبینی دوم شهریور ۱۳۸۷)

