پریکلس، شاهزاده تایر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نسخه ای از نمایشنامه پریکلس، شاهزاده تایر، چاپ شده در سال ۱۶۱۱

پریکلس، شاهزاده تایر نمایشنامه‌ای کمدی اثر ویلیام شکسپیر است که در حدود سال‌های ۱۶۰۸-۱۶۰۷ نوشته شده‌است.

ماخذ نمایشنامه[ویرایش]

داستان پریکلس بسیار قدیمی است و تقریبا در تمامی زبان‌های اروپایی یافت می‌شود. در زمان شکسپیر توسط لارنس تواین در داستانی به نثر به نام الگوی ماجراهای دردناک (۱۵۶۷ و چاپ دوم ۱۶۰۷) به زبان انگلیسی گردآوری شد. شکل انگلیسی قدیمی تر این داستان در حماسه‌های نظم کانفیسو آمانتیس (۱۳۹۰) و بعدها در آپولونس اهل تایر اثر شاعر قرن شانزدهم انگلیس جان گاور وجود دارند. همچنین داستانی به نام ماجراهای دردناک شاهزاده پریکلس اهل تایر اثر جورج ویلکنز وجود دارد که از نمایشنامه شکسپیر که ظاهرا پس از آن نوشته شده‌ یاد می‌کند. گرچه ارتباط بین نمایشنامه شکسپیر و این داستان مشکوک به نظر می‌رسد، به نظر بعضی منتقدان ماخذ اصلی مورد استفاده شکسپیر فقط تواین و گاور هستند.[۱]

شخصیت‌های نمایش[ویرایش]

این نمایشنامه در ۵ پرده تدوین شده‌ و دارای ۱۸ شخصیت و تعدادی سیاهی لشکر است. شخصیت‌های اصلی نمایش عبارت اند از:

  • گاور: جان گاور، شاعر انگلیسی (۱۳۲۵-1408میلادی)، سردسته خوانندگان کُر و معرفی کننده نمایش.
  • آنتیاخوس: پادشاه رذل و شرور آنتیاخ.
  • پرنسس: دختر آنتیاخوس، خوش اندام، شاد، با صورت پُر.
  • پریکلس: شاهزاده تایر.
  • ثائیسا: شاهزاده خانمی بی اندازه باتقوا، دختر سیمونیوس (پادشاه پنتاپولیس) و همسر پریکلس.
  • مارینا: دختر زیبای پریکلس و ثائیسا.
  • لیخوردیا: پرستار مارینا.
  • سرمیون: پزشک حاذق افه سوس، معجزه گر.
  • دیانا: الاهه شهر افه سوس.
  • ثالیارد: مردی از دربار آنتیاخوس، فردی جانی در استخدام شاه.
  • هلیکانس
  • اسکانس
  • کلئون
  • دیونیزا
  • سیموتیدس
  • فیلمون
  • لئونی
  • رییس گزمه‌های شهر
  • لردها، بانوان اشرافی، شوالیه‌ها، دزدان دریایی، ملاحان، ماهیگیران و قاصدها.

محل وقوع حوادث نمایشنامه[ویرایش]

آنتیاخ، تایر، طرسوس، پنتاپولیس، افه‌سوس و میتلین؛ یونان.

خلاصه نمایشنامه[ویرایش]

گاور، در نقش معرفی کننده داستان نمایش، در آغاز نمایش فاش می‌کند که پریکلس شاهزاده تایر به شهر آنتیاخ آمده و در پی ماجراجویی‌ها، خواستار ازدواج با دختر زیبای آنتیاخوس است. اما شرطی که شاه برای ازدواج او با دختر خود نهاده‌است حل کردن معمایی است که ریشه آن موضوع زنا با محارم است؛ موضوعی که گویا رازی هولناک در دربار را در خود دارد. پریکلس (در مقابل درباریان و شاه) در پاسخ به معما چنان ظریفانه سخن می‌گوید که معنای آنرا تنها شاه و دخترش می‌فهمند. اگرچه مجلس با شوخی و خنده به پایان می‌رسد، پریکلس همان شب از ترس جان خویش از شهر می‌گریزد و به دیار خود باز می‌گردد. گرچه در آنجا هم در خوف گرفتار شدن به غضب آنتیاخوس کبیر و سهمگین است. بنابراین او پادشاهی کوچک خود را در دست هیلکانس؛ از مردان وفادار خود می‌گذارد و با کشتی به سرزمین دور تارسوس در مقدونیه می‌رود؛ و این درست همان شبی است که ثالیارد، بزرگترین آدمکش دربار آنتیاخوس، به شهر تایر وارد می‌شود...

در پایان پرده پنجم گاور به عنوان موخره نمایش را چنین جمع بندی می‌کند:

در آنتیاخوس و دخترش
شهوت دیوصفتی را دیدید که به مکافاتش رسیدند
در پریکلس و همسر و دخترش نیز تقوای حق را دیدید که
گرچه از تقدیر ضربه‌ها دیدند؛ به رهنمایی یزدان رستگاری آمد
و تاج شادی‌های جهان را بر سرشان نهاد.

منابع[ویرایش]

  1. هومر ای.وات، کارل جی.هولز کنخت، ریموند راس. مترجم: اسماعیل فصیح (1379). شکسپیر. نشر پیکان، ص 34. ISBN 964-6229-09-3.